تعداد بازدید
2 بازدید
ریال119.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جوانی امام مهدی علیه السلام، آزمون دشوار طلیعه ظهور :

مقدمه

خداوند تبارک و تعالی برای هدایت بشر، از سرآغاز خلقت انسان تا هنگامه رستاخیز او پیشوایانی قرارداده است و مردمان را ملزم به اطاعت از ایشان کرده است (نساء ۶۴) و گاه برای جدا سازی خط ایمان و اطاعت، از تمرّد و نفاق، آزمایشهای سختی قرار می دهد. امتحان و تمحیص از سنتهای الهی هستند، یکی از این امتحانات که تکرار آن در ادیان گذشته و در اسلام می فهماند که از سنتهای الهی است؛ آزمایش مردم به لزوم اطاعت از پیامبر و یا امام کم سن و سال، است (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج ۱، ۳۸۲) و خداوند با این آزمایش دیر باوران را به چالش می کشد به گونه ای که از پذیرش حجت خردسال سر باز زنند و تنها مؤمنان خالص نجات پیدا کنند. این سنّت الهی در مورد امام مهدی علیه السلام در دو مرحله انجام گرفته و می گیرد مرتبه نخست هنگام شهادت پدر در سال۲۶۰ق و آغاز امامت آن حضرت در سن پنج سالگی رخ داد و مرحله دوم در آستانه ظهور و پدیدار شدن آن جناب در شمایل جوانی ۳۰ – ۴۰ ساله واقع خواهد شد؛ البته سؤال از کودکی و جوانی حجت خدا به پرسش از توانایی وی در هدایت و رهبری جامعه بازگشت می کند، پژوهش حاضر، درباره مرحله دوم این آزمایش است که در زمان ظهور به وقوع می پیوندد.

جوانی امام زمان علیه السلام هنگام ظهور

امام مهدی علیه السلام در آغاز قیام با چهره ای جوان ظاهر می شوند، روایات مربوط به توصیف چهره و شمایل ایشان هنگام ظهور سه گروه اند:

دسته اول بیان کننده اصل جوانی ایشان با واژگانی همچون شاب، شاب حدث، شاب موفق، شاب غرنوق، شاب حزور، شرخ الشباب و فتی موفق است که اگر چه سن خاصی را بیان نمی کنند اما می توان محدوده سنی آن را مشخص کرد.

گروه دوم سن آن حضرت را به صورت تقریبی بیان کرده و آن را بین سی تا چهل سال می داند.

طایفه سوم نیز به نحو دقیق سن آن حضرت را اعلان می نماید.

الف. روایات اصل جوانی در هنگام ظهور بدون تعیین سن

شاب

این واژه به صورت انفرادی در دو روایت یکی شیعی و دیگری از اهل سنت ذکر شده است؛ ماده «شبب» در لغت، دلالت بر رشد و قوت می کند و از این رو به جوانی که رشد کرده و قوی شده شابّ گفته می شود (ابن فارس، ۱۴۰۴ق: ج ۳، ۱۷۷) نیز به جوان در مقابل پیر بدون تعیین سن خاصی شاب اطلاق می گردد (جوهری، ۱۴۰۷ق: ج ۱، ۱۵۱؛ ابن منظور، ۱۴۰۵ق: ج ۱، ۴۸۰).

طبق گزارش مجمع البحرین در فرهنگ روایی به سن ۳۰ سال شاب گفته می شود (طریحی، ۱۴۰۸ق: ج ۲، ۴۷۴). و در روایات تعیین سن امام مهدی علیه السلام نیز کلمه شاب در کنار سن چهل سال و کمتر (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۶۵۲؛ راوندی، ۱۴۰۹ق: ج ۳، ۱۱۷۰ – ۱۱۷۱؛ صدوق، ۱۴۰۵ق: ۳۱۵ – ۳۱۶؛ طبرسی، ۱۳۸۶ق: ج ۲، ۹ – ۱۰) قرارداده شده است. بنابر این می توان نتیجه گرفت که مراد از واژه شابّ در مورد امام مهدی علیه السلام محدوده سنی بین سی تا چهل سال است.

شرح الشباب

این واژه در یک روایت شیعی وارد شده (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۴۲۱؛ نجفی، ۱۴۲۰ق: ۳۳۰) و از جهت لغت به معنی ابتدای جوانی (خلیل الفراهیدی، ۱۴۰۹ق: ج ۴، ۱۶۹؛جوهری، ۱۴۰۷ق: ج ۱، ۴۲۴) و یا قوّت وحِدّت جوانی است (ابن أثیر، ۱۳۶۴ق: ج ۲، ۴۵۷؛ ابن منظور، ۱۴۰۵ق: ج ۳، ۲۹). و بنابر معنی دوم می توان آن را بر اواسط جوانی و سن ۳۰ – ۴۰ سال حمل کرد.

شاب حدث

این واژه در یک روایت شیعی ذکر شده است (حمیری، ۱۴۱۳ق: ۴۳)؛ اگر چه لغت شاب به جوان در مقابل پیر بدون تعیین سن خاصی اطلاق می گردد اما هنگامی که این واژه در کنار لفظ حدث قرار می گیرد سن را محدود به ابتدای جوانی می کند (خلیل الفراهیدی، ۱۴۰۹ق: ج ۳، ۱۷۷؛ ابن منظور، ۱۴۰۵ق: ج ۲، ۱۳۲).

شاب موفق

این لفظ در سه روایت شیعی آمده است. واژه موفق در بر دارنده مفهوم رشد (ابن منظور، ۱۴۰۵ق: ج ۱۰، ۳۸۳؛ زبیدی، ۱۴۱۴ق: ج ۱۳، ۴۸۷) و تناسب اعضاء (طریحی، ۱۴۰۸ق: ج ۴، ۵۲۷) است و هنگامی که همراه کلمه شاب بکار رود به معنی جوانی است که به رشد کامل و تناسب اعضاء رسیده باشد. و علامه مجلسی نیز در توضیح واژه می-گوید: شاید منظور از موفق کسی باشد که اعضائش متوافق بوده و خلقتش به اعتدال رسیده باشد و یا منظور کسی است که به میان سالی رسیده و جوانی اش رو به اتمام است زیرا در این سن است که انسان توفیق تحصیل کمالات را پیدا می کند (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ج ۵۲، ۲۸۷).

شاب مربوع

این واژه تنها در یک روایت ظاهرا شیعی آمده (فتال نیشابوری، بی تا: ۲۶۶؛ قاضی نعمان مغربی، بی تا: ج ۳، ۵۶۵؛ مفید، ۱۴۱۴ق: ج ۲، ۳۸۲؛ طوسی، ۱۴۱۱ق: ۴۷۰)؛ مربوع، در لغت دارای دو معنی است یکی ابتدای جوانی (ابن منظور، ۱۴۰۵ق: ج ۸، ۱۰۶) و دیگری شخص مستوی الخلقه که نه کوتاه قد است و نه بلند قد (خلیل الفراهیدی، ۱۴۰۹ق: ج ۲، ۱۳۳؛ جوهری، ۱۴۰۷ق: ج ۳، ۱۲۱۴). و بنابر معنی اول آن حضرت را هنگام ظهور در سنین آغازین جوانی ترسیم می کند؛ و بنابر معنای دوم علاوه بر اشاره به جوانی حضرت به قد و قامت ایشان نیز اشاره دارد.

شاب حزور

این واژه در نسخه بدل یک روایت شیعی وارد شده است (حلی، ۱۳۷۰ق: ۱۸۲ – ۱۷۸). برای شاب حزور در لغت دو معنی بیان شده است یکی حکایت از نزدیکی بلوغ دارد (ابن أثیر، ۱۳۶۴ق: ج ۱، ۳۸۰) و دیگری به معنی جوان دارای قوت بدنی (جوهری، ۱۴۰۷ق: ج ۲، ۶۲۹؛ ابن فارس، ۱۴۰۴ق: ج ۲، ۵۵؛ ابن منظور، ۱۴۰۵ق: ج ۴، ۱۸۶) و کمال عقلی است (ابن فارس، ۱۴۰۴ق: ج ۲، ۵۵؛ ابن منظور، ۱۴۰۵ق: ج ۴، ۱۸۶) و بنابر معنی دوم با روایات دیگر قابل جمع است و قابل حمل بر ابتدای جوانی نخواهد بود زیرا قوّت بدنی و فکری در سن حدود سی تا چهل سال حاصل خواهد شد.

شاب غرنوق

این کلمه در نسخه بدل یک روایت شیعی آمده است (خصیبی، ۱۴۱۱ق: ۳۹۶ – ۳۹۲) و از جهت لغت دارای دو معنی است یکی تام و تمام (فیروز آبادی، بی تا: ج ۳، ۲۷۲؛ زبیدی، ۱۴۱۴ق: ج ۱۳، ۳۷۶) و دیگری به معنی زیبا و دلنشین است (خلیل الفراهیدی، ۱۴۰۹ق: ج ۴، ۴۵۸؛ جوهری، ۱۴۰۷ق: ج ۴، ۱۵۳۷؛ ابن فارس، ۱۴۰۴ق: ج ۴، ۴۳۲؛ ابن أثیر، ۱۳۶۴ق: ج ۳، ۳۶۴) و بنابر معنی تمامیت مربوط به بحث سن و بیان کننده دوران میانه جوانی و محدوده سنی سی تا چهل سال است.

لا یؤخذ له بالرکاب

این واژه نیز در دو روایت شیعی وارد شده است و کنایه از جوانی و قدرت امام مهدی علیه السلام است؛ به این معنی که نیازمند کمک جهت سوار شدن بر مرکب نیست. از این واژه نیز سن جوانی تا میان سالی برای آن حضرت متصوّر می-شود.

لیس فی رأسه ولا لحیته طاقه بیضاء

این واژه نیز در یک روایت شیعی بیان شده (قاضی نعمان مغربی، بی تا: ج ۳، ۳۸۰) و کنایه از جوانی آن حضرت است و با روایات تعیین کننده سن تعارضی ندارد.

مجموع روایات این قسمت یازده روایت است که با تعابیر مختلف به این واقعیت اشاره دارند که حضرت مهدی هنگام ظهور دارای شمایل جوان است.

ب. روایات تعیین تقریبی سن امام هنگام ظهور

یک روایت در منابع اهل سنت سن امام مهدی علیه السلام را در وقت ظهور بین سی تا چهل سال بیان می کند (نعیم بن حماد، ۱۴۱۴ق: ۲۲۶) و روایت دیگر در متون حدیثی شیعه چهره آن حضرت را در محدوده چهل سال و کمتر از آن ترسیم می نماید(صدوق، ۱۴۰۵ق: ۶۵۲؛ راوندی، ۱۴۰۹ق: ج ۳، ۱۱۷۰ – ۱۱۷۱). سه روایت دیگر نیز امام مهدی علیه السلام را در هنگام ظهور دارای شمایل جوان کمتر از چهل سال معرفی می کند.

از این پنج روایات برداشت می شود که امام مهدی علیه السلام در وقت ظهور بین سی تا چهل ساله به نظر می رسند. و در روایت ششم نیز راوی از امام باقر علیه السلام سؤال می کند که آیا شما مهدی ای هستید که موجب غلبه دین خواهید شد؟ امام پاسخ می فرمایند چگونه من مهدی باشم در حالی که چهل و پنج سال از عمرم گذشته است (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج ۱، ۵۳۶)؛ این روایت نیز با روایات سی تا چهل سال سازگار است. زیرا بیان می کند که سن امام مهدی علیه السلام کمتر از چهل و پنج سال است.

ج. روایت تعیین دقیق سن ظهور

سن امام مهدی علیه السلام هنگام ظهور در سه روایت به صورت دقیق بیان شده است:

روایت اول که از منابع شیعه است امام را دارای سن سی سال و روایت دوم که ظاهرا نسخه بدل همان روایت اول است امام را سی و دو ساله معرفی می کند.

دو روایت از منابع اهل سنت نیز امام را دارای شمایلی چهل ساله می دانند.

این بخش از روایات نیز با نصوص گذشته تناسب داشته و سن آن حضرت را در محدوده بین سی تا چهل سال منحصر می کند.

بنا بر این مجموع روایات مربوط به سن امام مهدی علیه السلام هنگام ظهور، بیست روایت است؛ اگر چه از جهت متن با هم متفاوتند اما دلالت همگی بر جوان بودن آن حضرت در هنگام ظهور تمام است؛ و از نظر تعداد نیز به حد استفاضه رسیده و ما را از بررسی تک تک اسناد بی نیاز می کند؛ علاوه بر این که در بین آنها روایت صحیح و موثق هم یافت می-شود و به ما اطمینان می دهد که حضرت با شمایل جوان ظهور خواهند کرد؛ و اما روایت سی سال که در نقل طبری واژه ثمانین است با توجه به نقل های دیگر این روایت در سایر منابع(طوسی، ۱۴۱۱ق: ۴۲۰) و همچنین نسخه دیگر همین کتاب که به جای «ثمانین»، «ثلاثین» ثبت شده است، روایت مخالف محسوب نخواهد شد.

امتحان دشوار (بیان مسأله تحقیق)

جوان بودن رهبر در یک جامعه اگر چه دارای محاسن زیادی از قبیل نشاط، توانایی جسمی و امید افزایی در ملت است؛ اما در کنار آن، نا پختگی، کم تجربگی، شتاب زدگی و نیز عدم استقلال رأی می تواند از معایب چنین رهبری باشد و افراد جامعه را برآن دارد تا رهبری جوان را بر نتابند و در مقابل آن موضع گیری کنند؛ این تقابل در افراد مسنّ که از دوران جوانی فاصله گرفته اند؛ شدید تر است؛ هر چه سن فرد بالاتر رفته باشد قبول رهبری فرد جوان برای او دشوارتر خواهد بود؛ زیرا با دید خوش بینانه، این موضع گیری از روی دلسوزی و نگرانی نسبت به آینده است و با نگاه بد بینانه، فرد با یک مقایسه ذهنی بین موقعیت خود و رهبر جدید، حس حسادتش برانگیخته شده و خودش و یا بهتر از خود و این جوان را شایسته جایگاه رهبری می داند؛ این عکس العمل در بین خواصّ جامعه شدید تر است و عوام جامعه که خود را در رأس امور نمی بینند و داعیه ریاست و سیادت نیز ندارند اطاعت پذیری بهتری نشان خواهند داد و موضع گیری ایشان از روی دل سوزی و یا تحت تأثیر رفتار خواصّ خواهد بود.

در زمان ظهور نیز با بررسی روایات اثبات شد که امام زمان علیه السلام به اراده الهی دارای چهره ای جوان خواهد بود بلکه مطابق روایتی، گذر زمان تا دم مرگ هیچ اثری بر ایشان ندارد (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۶۵۲)

و همین ظهور امام مهدی علیه السلام با چهره جوان که برای پیش برد اهداف بلند امام در حکومت جهانی بسیار کارایی دارد زیرا مطابق فرهنگ قرآنی نیروی جسمی در کنار علم و آگاهی، یکی از اولویت های رهبر الهی است(بقره۲۴۷). در راستای سنت الهی در آزمایش مردم به حجت در سنین مختلف است (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج ۱، ۳۸۴).نوعی قدرت نمایی الهی است که نشان می دهد خداوند قدرت دارد موعود را پس از گذشت بیش از هزار سال به این صورت ظاهر کند (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۳۱۵ – ۳۱۶؛ طبرسی، ۱۳۸۶ق: ج ۲، ۹ – ۱۰؛ و ۱۴۱۷ق: ج ۲، ۲۲۹ – ۲۳۰)

برای برخی مشکل آفرین خواهد بود تا جایی که عده زیادی آن حضرت را انکار خواهند کرد، داستان این انکار و تمرّد در چهار روایت منعکس شده است:

الف – «عن علی بن أبی حمزه، عن أبی عبد الله ( علیه السلام ) أنه قال: ” لو قد قام القائم لأنکره الناس، لأنه یرجع إلیهم شابا موفقا لا یثبت علیه إلا من قد أخذ الله میثاقه فی الذر الأول» (نعمانی، ۱۴۲۲ق: ۱۹۴ – ۱۹۵)

اگر قائم خروج کند همانا مردم او را انکار می کنند زیرا وی به سوی ایشان برگشته در حالی که جوان است و کسی بر باور به وی ثابت خواهد ماند که خداوند در عالم ذر از وی پیمان گرفته باشد.

سند این روایت به خاطر وجود محمد بن علی کوفی (ابوسمینه) متهم به دروغگویی (نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۳۳۲) ضعیف است». اما این روایت با دو سند دیگر نیز نقل شده است:

سند شیخ طوسی (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۴۲۰) به دلیل وجود حسن بن علی بن ابی حمزه که متهم به دروغگویی است (طوسی، بی تا: ج۲، ص۸۲۷) مبتلا به ضعف است».

سند منتخب أنوار المضیئه (نجفی، ۱۴۲۰ق: ۳۲۹) اگر چه قبل از نقل روایت این عبارت را به کار می برد: «ما صح لی روایته عن أحمد بن محمد الإیادی، یرفعه إلی أبی بصیر، عن أبی عبد الله (علیه السلام) و بر سند خود تا ایادی صحه می گذارد و ایادی و ابوبصیر هم ثقه هستند ولی باز ارسال بین ایادی و ابو بصیر را درست نمی کند.مطابق این روایت بیشتر مردم درگیر این امتحان خواهند شد و صف مؤمنان واقعی از شاکّان و منحرفان جدا خواهد شد و آن قدر این ابتلاء مهم است که تنها کسانی که در عالم ذرّ از ایشان پیمان گرفته شده باشد بر این امر ثابت قدم خواهند ماند.

ب – «عن أبی عبد الله جعفر بن محمد ( علیه السلام ) أنه قال: ” القائم من ولدی. .. ویظهر فی صوره شاب موفق ابن اثنی وثلاثین سنه، حتی ترجع عنه طائفه من الناس(نعمانی، ۱۴۲۲ق: ۱۹۴ – ۱۹۵)

قائم از فرزندان من. .. و به صورت جوانی کامل سی و دو ساله ظهور خواهد کرد تا این که گروهی از مردم از وی برمی گردند.سند ضعیف است به جعفر بن محمد بن مالک که متهم به دروغگویی است. (نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۱۲۲) و عمر بن طرخان نیز مهمل است.».

ج – «زید الشحام، عن أبی عبد الله علیه السلام قال: إن صالحا علیه السلام غاب عن قومه زمانا، وکان یوم غاب عنهم کهلا مبدح البطن حسن الجسم، وافر اللحیه، خمیص البطن خفیف العارضین مجتمعا، ربعه من الرجال فلما رجع إلی قومه لم یعرفوه بصورته، فرجع إلیهم وهم علی ثلاث طبقات: طبقه جاحده لا ترجع أبدا، وأخری شاکه فیه، و أخری علی یقین فبدأ علیه السلام حیث رجع بالطبقه الشاکه فقال لهم: أنا صالح فکذبوه وشتموه وزجروه، وقالوا: برئ الله منک إن صالحا کان فی غیر صورتک، قال: فأتی الجحاد فلم یسمعوا منه القول ونفروا منه أشد النفور، ثم انطلق إلی الطبقه الثالثه، وهم أهل الیقین فقال لهم: أنا صالح، فقالوا: أخبرنا خبرا لا نشک فیک معه أنک صالح، فإنا لا نمتری أن الله تبارک وتعالی الخالق ینقل ویحول فی أی صوره شاء، وقد أخبرنا وتدارسنا فیما بیننا بعلامات القائم إذا جاء، وإنما یصح عندنا إذا أتی الخبر من السماء، فقال لهم صالح: أنا صالح الذی أتیتکم بالناقه، فقالوا: صدقت و هی التی نتدارس فما علامتها؟ فقال: لها شرب ولکم شرب یوم معلوم، قالوا آمنا بالله وبما جئتنا به، فعند ذلک قال الله تبارک وتعالی: ” ان صالحا مرسل من ربه ( فقال: أهل الیقین: ) إنا بما أرسل به مؤمنون * قال الذین استکبروا ( وهم الشکاک و الجحاد: ) إنا بالذی آمنتم به کافرون ” قلت: هل کان فیهم ذلک الیوم عالم به؟ قال: الله أعدل من أن یترک الأرض بلا عالم یدل علی الله عز وجل، ولقد مکث القوم بعد خروج صالح سبعه أیام علی فتره لا یعرفون إماما، غیر أنهم علی ما فی أیدیهم من دین الله عز وجل، کلمتهم واحده، فلما ظهر صالح علیه السلام اجتمعوا علیه. وإنما مثل القائم علیه السلام مثل صالح. (صدوق، ۱۴۰۵ق: ۱۳۶ – ۱۳۷؛ راوندی، ۱۴۱۸ق: ۱۰۰)زید شحام از امام صادق علیه السلام نقل می کند که صالح علیه السلام مدتی از قوم خویش غائب گشت و هنگام غائب شدن مرد بزرگ خوش هیکل با محاسنی پر پشت و قامتی متوسط بود اما هنگام بازگشت او را از جهت چهره نشناختند و سه فرقه شدند: منکران که هیچ گاه ایمان نیاوردند، شک کنندگان و اهل یقین؛ ابتدا سراغ شاکّان رفت و گفت من صالح هستم او را تکذیب کرده و با دشنام او را راندند و گفتند: خداوند از تو بیزاری بجوید صالح هم قیافه تو نبود؛ سپس به سراغ منکران رفت آنها نیز حرف او را نپذیرفته و برخورد شدید تری کردند و بعد نزد طبقه سوم یعنی اهل یقین رفت و گفت من صالح هستم گفتند دلیلی چیزی بیاور که ما در مورد صالح بودنت شک نکنیم زیرا اعتقاد ما این است که خداوند خالق می تواند افراد را به هر صورتی تغییر دهد و در مورد علامتهای قائم خبرهایی به ما رسیده و ما نیز آن را در بین خود مورد مطالعه قرار داده ایم و تنها اخباری که از آسمان می آید نزد ما صحیح است و از راه گفتگوی با صالح و پرسش از علامات به او ایمان آوردند در ادامه امام صادق علیه السلام می فرمایند مثل قائم علیه السلام نیز مانند صالح علیه السلام است. سند این روایت نیز مانند روایت اول موثق است زیرا علی بن اسباط، سابقا فطحی بوده و رجوعش از این عقیده مورد اختلاف است(نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۲۵۲).

د – «وعن أبی عبد الله الحسین بن علی، علیهما السلام، انه قال: لو قام المهدی لأنکره الناس؛ لأنه یرجع إلیهم شاباً موفقاً، وإن من أعظم البلیه أن یخرج إلیهم صاحبهم شاباً، وهم یحسبونه شیخاً کبیراً» (مقدسی، ۱۴۱۶ق: ۶۹) اگر قائم خروج کند همانا مردم او را انکار می کنند زیرا به سوی ایشان برگشته در حالی که جوان است و از بزرگ ترین بلاها این است که صاحب ایشان با چهره جوان به سویشان بیاید در حالی که فکر می کردند پیر کهنسالی شده است. در این روایت آزمایش مردم به رهبر جوان از دشوار ترین ابتلاءات و امتحان های زمان ظهور، شمرده شده است: این اعظم البلیه بودن به خاطر گستره وسیع این امتحان و به این جهت است که دامن گیر بیشتر مردم خواهد شد و موجب تمرّد مردم و یا برخی از ایشان خواهد شد این موضع گیری دو دلیل عمده دارد: یکی تردید در توانایی جوان سی ساله برای مدیریت جهان و دیگری که برای برخی شیعیان سؤال خواهد بود، جوان ماندن حضرت پس از عمر طولانی است. بررسی تاریخی مسأله مخالفت خواص جامعه و یا توده مردم با رهبران جوان و معرفی شواهد عینی آن از حوصله این مقاله خارج بوده و تحقیق جداگانه ای را می طلبد؛ اما بررسی سابقه تاریخی ابتلاء مردم به حجت کودک و یا جوان در عصر معصومین علیهم السلام و نگاهی اجمالی به موضع گیری ایشان در قبال اوصیاء پیامبر علیهم السلام علاوه بر این که در جهت برون رفت از این مشکل در زمان ظهور راه گشا است؛ برای ضعف سند روایات انکار امام جوان در عصر ظهور کارآیی دارد زیرا وقتی در عصر حضور ائمه علیهم السلام این موضع گیری ها و مخالفتها وجود داشته هیچ بعید نیست که در ابتدای ظهور نیز این انکار واقع شود.

بازشناسی سابقه تاریخی مسأله در دوران پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام

الف. امام علی علیه السلام

جانشینی امام علی علیه السلام از همان دوران نوجوانی مطرح بوده و مخالفتهایی را در پی داشته است:

در پیمان خویشاوندان هنگامی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم امام علی علیه السلام که کوچک ترین فرد حاضر در جلسه بود را به عنوان جانشین و وزیر خود معرفی می کند عده ای با طعنه این عملکرد را به سخره گرفته و به ابوطالب علیه السلام می-گفتند بایستی از این پس از فرزند خردسال خود تبعیت کنی (مفید، ۱۴۱۴ق: ج ۱، ۵۰؛ طوسی، ۱۴۱۴ق: ۵۸۳؛ طبری، ۱۴۱۵ق: ج ۱۹، ۱۴۹).رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در پایان عمر مبارکشان مقام فرماندهی لشگری را به اسامه ۲۲ ساله اعطا کرده و مسلمانان را عموماً ( صدوق، ۱۴۰۳ق: ۳۷۱ – ۳۷۲) و برخی را نیز بالخصوص(مفید، ۱۴۱۴ق: ج ۱، ۱۸۰ – ۱۸۱؛ صدوق، ۱۴۰۳ق: ۳۷۱) به پیروی از فرمانده جوان و ملحق شدن به این سپاه در خارج مدینه (مفید، ۱۴۱۴ق: ج ۱، ۱۸۰ – ۱۸۱؛ دیلمی، ۱۴۱۲ق: ج ۲؛ ص۳۳۷ و ۳۳۹) و متمردان، و نافرمانان را مورد لعن قرار می دهد (أبو القاسم کوفی، بی تا: ج ۱، ۲۰ – ۲۱؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق: به نقل از بعض مؤلفات قدماء أصحابنا، ج ۲۷، ۳۲۳ – ۳۲۴) این اقدام پیامبر مورد اعتراض برخی از منافقین قرار گرفت و بهانه معترضین نیز جوانی اسامه بود (شریف مرتضی، ۱۴۱۰ق: ج ۴، ۱۴۷؛ ذهبی، ۱۴۰۷ق: ج ۲، ۷۱۴) پیامبر این بهانه را نمی پذیرد و باز دستور خود را تکرار می فرمایند (طبرسی، ۱۳۸۶ق: ج ۱، ۹۰ – ۹۱؛ عینی، بی تا: ج ۱۸، ۷۶؛ عبد الرزاق صنعانی، بی تا: ج ۱۱، ۲۳۴).

گر چه آن حضرت با این اقدام در نظر داشتند جامعه نو پای اسلامی را از کشمکش های سیاسی حفظ کنند؛ (صدوق، ۱۴۰۳ق: ۳۷۲؛ دیلمی، ۱۴۱۲ق: ج ۲؛ ص۳۳۸؛ مفید، ۱۴۱۴ق: ج ۱، ۱۸۰ – ۱۸۱) و یا به گفته سلمان فارسی می خواستند نافرمانان و منافقان پس از خود را به جامعه اسلامی معرفی نمایند (طبرسی، ۱۳۸۶ق: ج ۱، ۹۹ – ۱۰۰) اما شاید یکی دیگر از حکمت های این فرمان، تمرین پذیرش رهبری امام جوان، و به اصطلاح امروزی مانور نظامی اطاعت از رهبری بود؛ گر چه بر اثر تمرّد عده ای، به شکست انجامید و موجبات ناراحتی پیامبر را نیز فراهم آورد (دیلمی، ۱۴۱۲ق: ج ۲، ۳۳۹؛ قاضی نعمان مغربی، بی تا: ج ۱، ۳۲۰). و توبیخ عاصیان را در پی داشت. (مفید، ۱۴۱۴ق: ج ۱، ۱۸۳)پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، نیز جانشینی و امامت حضرت علی علیه السلام با وجود تصریح پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم مورد پذیرش واقع نشد و به گواه تاریخ یکی از بهانه های مخالفت با این دستور، جوانی آن حضرت بود؛ ابو عبیده پس از داستان سقیفه، در پاسخ اعتراض امام علی علیه السلام سی و سه ساله، می گوید: ای ابا الحسن تو جوانی و اینان بزرگان قوم تو هستند و تجربه و دانش تو به پای ایشان نمی رسد. .. امر را به ایشان تسلیم کرده و راضی باش اگر زنده بمانی و عمرت طولانی شود با فضل و سابقه و جهاد و خویشاوندی ای که دارا هستی شایسته حکومت خواهی بود (ابن أبی الحدید، ۱۳۷۸ق: ج ۶، ۵؛ طبرسی، ۱۳۸۶ق: ج ۱، ۸۹).

ب. امام موسی بن جعفر علیه السلام

پس از شهادت امام صادق علیه السلام انشعاباتی در شیعه پدیدار شد و فرزند بزرگ نبودن امام کاظم علیه السلام و سن کم ایشان _ حدود بیست سال_ (رک جدول سن ائمه علیهم السلام )) را می توان از دلائل این ارتداد برشمرد.این امتحان، باعث انحراف عده ای و باور به زنده بودن اسماعیل به عنوان فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام و درست شدن فرقه اسماعیلیه (نوبختی،۱۳۸۸ق: ۷۹؛ زرکلی، ۱۴۱۰ق: ج ۱، ۳۱۱؛ سیوطی، بی تا: ۱۴) و سوق گروهی دیگر به سوی امامت عبد الله افطح، فرزند بزرگتر پس از اسماعیل و تشکیل فرقه فطحیه (نوبختی،۱۳۸۸ق: ۸۸؛ طوسی، بی تا: ج ۲، ۵۲۴) شد. حتی گروهی از بزرگان شیعه در مواجهه با این امتحان، سربلند بیرون نیامدند (طوسی، بی تا: ج ۲، ۵۲۵)، اما عده ای از ایشان پس از سنجش علمی عبد الله افطح و پی بردن به جهل وی (نوبختی،۱۳۸۸ق: ۸۸؛ طوسی، بی تا: ج ۲، ۵۲۵) و عده بیشتری پس از مرگ عبدالله در هفتمین (نوبختی،۱۳۸۸ق: ۸۹) و یا نهمین (طوسی، بی تا: ج ۲، ۵۲۵) روز شهادت امام صادق علیه السلام و یاد آوری حدیثی که می فرماید امامت در غیر امام حسن و امام حسین علیهما السلام در دو برادر دیگر جمع نخواهد شد (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج ۱، ۲۸۵ – ۲۸۶؛ ابن بابویه؛ ۱۴۰۴ق: ۵۶، طوسی، بی تا: ج ۲، ۵۲۵) از این اعتقاد برگشته و به امامت امام کاظم علیه السلام معتقد شدند (نوبختی،۱۳۸۸ق: ۸۹؛ طوسی، بی تا: ج ۲، ۵۲۵).

ج. امام جواد علیه السلام

امام محمد بن علی (جواد الائمه) اولین امامی است که در سن طفولیت به امامت می رسند (رک جدول سن ائمه علیهم السلام ) از این رو پرداختن به حوادث این دوره از اهمیت ویژه ای برخوردار است.امام رضا علیه السلام در پاسخ صفوان بن یحیی که از ایشان سؤال می کند اگر خدا آن روز را نیاورد اتفاقی برای شما افتاد به چه کسی پناه ببریم؟ با دستانشان به امام جواد علیه السلام که در مقابلشان ایستاده بود اشاره کردند عرض کردم ایشان کودکی سه ساله است فرمودند: این اشکالی ندارد عیسی بن مریم دو ساله بود که مقام نبوت به او اعطاء شد (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج ۱، ۳۲۱ و ۳۸۳؛ فتال نیشابوری، بی تا: ۲۳۷)شخصی در خراسان همین سؤال را از امام رضا علیه السلام می پرسد، حضرت می فرماید به ابی جعفر فرزندم (امام جواد علیه السلام ) مراجعه کنید، سؤال کننده به سن کم امام جواد اشاره می کند، امام رضا پاسخ می دهند خداوند عیسی بن مریم را به رسالت مبعوث کرد و او را صاحب شریعت قرار داد در حالی که سنش از سن ابو جعفر کمتر بود (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج ۱، ۳۲۲ و ۳۸۴؛ فتال نیشابوری، بی تا: ۲۳۷)راوی می گوید نزد امام رضا علیه السلام نشسته بودیم زمان برخاستن فرمودند با ابا جعفر ملاقاتی داشته باشید و بر او سلام کرده و تجدید بیعت کنید پس از آن که همه متفرق شدند حضرت رو به من کرد و فرمود خداوند مفضل را رحمت کند او به کمتر از این کارها نیز قانع می شد (کلینی، ۱۳۶۳ش: ج ۱، ۳۲۰؛ فتال نیشابوری، بی تا: ۲۳۷)پس از شهادت امام رضا علیه السلام شیعه با امامت امام خردسال به صورت واقعی و ملموس، مواجه می شود، در بغداد، اصحاب خاص امام رضا علیه السلام در خانه عبد الرحمان بن حجاج تجمّع کرده برای شهادت امام رضا علیه السلام عزاداری می-کنند یونس بن عبد الرحمن می گوید گریه را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *