تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله با 91 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش تربیت اخلاقی از دیدگاه پیامبر صلی الله علیه و اله :

مقدمه

نقش شگفت‌انگیز تعلیم و تربیت در زندگی انسان و حتی حیوان، بر هیچ خردمندی پوشیده نیست و تاکنون هم در ضرورت آن تردید نشده است؛ چراکه تعلیم و تربیت درست می‌تواند فرد را به اوج ارزش‌ها برساند و اگر غلط افتد، وی را به سقوط کشاند؛ زیرا آدمی (برخلاف حیوانات که آگاهی‌ها و نیازهای خود را به‌صورت غریزی می‌دانند) در آغاز ولادتش فاقد علم و ادراک، و تربیت و کمال است و به‌تدریج با تعلیم و تربیت مستقیم و غیرمستقیم، استعدادهای بالقوه او به فعلیت می‌رسند و رشد و تکامل می‌یابند؛ چنان‌که قرآن مجید می‌فرماید:«وخداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد، درحالی که هیچ نمی‌دانستید و برای شما گوش و دیدگان و دل‌ها قرار داد تا شکرگزار باشید». (نحل: ۷۸)

ازاین‌رو مکتب اسلام برای تربیت در تمام مراحل و مقاطع زندگی (حتی پیش از ولادت، حین تولد و دوران شیرخوارگی و …)، دستورهای ویژه ای داده است تا انسان از کودکی در کانون خانواده و در آغوش والدین، معلم و فرهنگ محیط، تعلیم و تربیت مناسب و لازم را ببیند و برای مراحل عالی‌تر زندگی انسانی آماده شود و پرورش یابد. بر این اساس، شکوفایی استعدادها و ارزش‌های والای انسانی بر تعلیم و تربیت استوار است و انسان‌شدن انسان و رسیدنش به کمال نهایی، همه مرهون تعلیم و تربیت درست است. آری، آفرینش انسان به‌گونه‌ای است که سیما و سیرت‌، و دنیا و آخرتش با تعلیم و تربیت ساخته‌وپرداخته می‌شود و به کمال وجودی شایسته حال خود می‌رسد؛ زیرا تا انسان خویشتن را نشناسد و رابطه خود را با جهان، خلق و خالق نیابد و نداند که از کجا آمده و در کجاست و به سوی کدامین مقصد در حرکت است، و چه برنامه و راهی را باید دنبال کند، هرگز هدف و هویتی انسانی نخواهد داشت و این موهبت تنها در پرتو تعلیم و تربیت به دست می‌آید.

تعلیم و تربیت از آغاز زندگی بشر برروی کره خاکی و تصرف او در طبیعت و تأثیر وی در جامعه وجود داشته است و همواره شناسایی نیازهای مادی و معنوی انسان و روش ارضای آنها از طریق تعلیم و تربیت به دست می‌آمده و به نسل بعد منتقل می‌شده است تا رفته‌رفته دامنه این شناخت به رشد و دانش و فناوری امروز رسیده است. تعلیم و تربیت (اعم از رسمی و غیررسمی، و عمدی و غیرعمدی) نه‌تنها می‌تواند در رشد اخلاقی، عقلانی، رفتاری و تربیت جسمانی فرد مؤثر باشد، بلکه وسیله‌ای برای رفع نیازهای حقیقی (اقتصادی، سیاسی، نظامی و …) و مصالح اجتماعی به شمار می‌آید؛ یعنی نقش تعلیم و تربیت نه تنها در عینیت بخشیدن به زندگی مادی و معنوی فرد متوقف و محدود نمی‌شود، بلکه تمام شئون اجتماعی او را دربرمی‌گیرد و عامل رشد و تحول اساسی جامعه می‌گردد. از این رهگذر است که با اطمینان می‌توان گفت: مشخصه یک جامعه سالم و رشد‌یافته، تنها داشتن موقعیت جغرافیایی خوب و معادن متنوع و منابع مالی نیست، بلکه نظام تعلیم و تربیتی زنده و مترقی است که انسان‌هایی آزاده، مستقل، خلاق، مبتکر و تلاشگر می‌سازد تا جامعه را در زمینه‌های علوم، صنایع، اقتصاد، سیاست و … از عقب‌ماندگی نجات دهند؛ زیرا همه اصلاحات و فعالیت‌ها، به‌وسیله اندیشه و تلاش انسان انجام می‌گیرد و وقتی او صالح و سالم پرورش یافت، همه‌چیز به‌خوبی ساخته می‌شود.

طرح مسئله و بیان آن

اخلاق عبارت است از ملکات و هیئت‌های نفسانی که اگر نفس به آنها متصف شود، به سانی کاری را انجام می‌دهد. همان‌گونه‌که صاحبان صنعت‌ها و حرفه‌ها به آسانی، کار خود را انجام می‌دهند، صاحبان ملکات فاضله و رذیله هم به سادگی، کار خوب یا بد می‌کنند. پس اخلاق عبارت است از ملکات نفسانی و هیئت‌های روحی که باعث می‌شود کارها ـ زشت یا زیبا‌‌ـ به‌آسانی از نفس متخلق به اخلاق خاص، نشئت بگیرند.

راه و روش اخلاق نیک را باید از قرآن آموخت

انبیا و اولیا را این کتاب راهنمایی کرده، در راه صواب هرکه را زین راه بینش بیشتر، در مقام قربِ حق او بیشتر. «اوست خدایی که در میان مردم بی‌دانش مکه پیامبری از نوع خودشان برانگیخت تا آیات او را بر آنان از لحاظ اخلاق تلاوت کند و علم کتاب و حکمت را به آنان بیاموزد؛ هرچند از پیش در گمراهی آشکار بوده‌اند».(جمعه: ۲) پس اخلاق را باید از اهلش آموخت و منابع آن، سیره بزرگان دین و شرع است که اخلاق را از کلام و وحی الهی الهام گرفته‌اند. علم اخلاق یکی از مهم‌ترین علومی است که حضرت رسول اکرم آن را توصیف فرموده است. آن حضرت در ضمن روایتی می‌فرماید: علومی که سعادت بشر را تأمین می‌کند، علم آیات محکم الهی، علم شریعت و احکام معتدل اسلام و علم اخلاق و عادت پسندیده در میان جامعه است؛ بلکه می‌توان گفت: اخلاق نیکو زینت‌بخش تمام علوم است.

کسی که بخواهد متخلّق به اخلاق پسندیده و منزه از صفات نکوهیده شود، راهی جز دست یازیدن به دامان کتاب الله و پیشوایان دین نخواهد داشت و کمال خود را که هدف نهایی است، جز در سایه علم و عمل و پوشش تقوا نخواهد یافت و کمال قرب الهی که آرزوی هر مؤمنی است، در ترک گناهان و کسب فضایل است. درهرحال، باید توفیق آن را از درگاه خداوند متعال خواست؛ چنانکه فرموده و وعده داده است: «کسانی که در راه ما بکوشند، راه خود را به آنان می‌شناسانیم» (عنکبوت:۶۹). خوشبختانه در دوره‌های متمادی گروهی از فضلا و دانشمندان دینی ـ که خود متخلق به اخلاق حسنه بوده‌اندـ در راه تعلیم و تربیت جامعه کمر همت بسته، با قلم و بیان به ارشاد طالبان و مشتاقان این راه پرداخته و عمری را صرف کرده‌اند.

دین حنیف اسلام به پیوندهای اجتماعی و عواملی که افراد را متشکل می‌کنند و به‌صورت جامعه درمی‌آورند و آنها را اعضای یک پیکر می‌سازند و در راه یک هدف به کار می‌اندازند، اهمیت زیادی داده است. جامعه‌شناسان ادعا می‌کنند جامعه انسانی، خود یک موجود واحد است؛ یعنی همان‌گونه‌که یک فرد انسان درعین‌حال که از اندام‌های متعدد و اجزای گوناگون تشکیل شده است، یک موجود خارجی به شمار می‌رود که دارای وحدت واقعی خارجی است و علم واحد، اراده واحد، قدرت واحد و حیات واحدی دارد که بر همه اندام‌ها و اجزای او پرتو می‌افکند و همه را به جنب‌وجوش و فعالیت وا‌می‌دارد جامعه انسان‌ها نیز یک وجود خارجی است که علم واحد، قدرت واحد و حیات واحد دارد و علم، اراده، قدرت و حیات هر فرد پرتوی از آن و تابع آن است. جامعه پیکری است و افراد، اجزای و اندام‌های آن؛ این پیکر دارای، ‌مغز، فکر، اراده، علم، عمل، حیات و مرگ است. به نظر آنها، آنچه واقعیت خارجی دارد، جامعه است و فرد ـ قطع نظر از جامعه ـ امری اعتباری و انتزاعی است؛ البته این دیدگاه قابل نقد و بررسی است. این، دیدگاه آنهاست، ولی آنچه حقاً باید مورد توجه قرار گیرد این است که جامعه، همانند فرد، متولد می‌شود، دوران کودکی، جوانی، کمال، سنین کهولت و پیری، و سرانجام تحول و مرگ دارد. صحت و بیماری دارد؛ وقتی بیمار شود، روابط میان اعضایش متزلزل می‌شود و دیگر خوب کار نمی‌کند و چون پیوند میان اعضا درست و کامل نیست، حیاتش ضعیف می‌شود. در این هنگام باید جامعه را درمان کرد و به داد او رسید، وگرنه می‌میرد. امور اجتماعی، به معیار تفکر فلسفی، از امور اعتباری است نه عینی؛ ولی از نظر آثار علمی، در ردیف امور واقعی و عینی است و حتی مشمول قانون علیت نیز هست؛ «قانون علیت به آن معنا که علمای طبیعی قرون اخیر اصطلاح کرده‌اند، نه به آن معنا که در فلسفه مصطلح بوده». اسلام به فعل و انفعالاتی که در امور اجتماعی هست، عنایت فراوان کرده و برای استوار ساختن پیوندهای اجتماعی و مصون نگهداشتن جامعه از گزند عوامل فساد، تدابیر عالی اندیشیده است.

از نظر پیامبر اعظم، وظایف فردی، چه اصولی را دربرمی‌گیرد؟

اصل اول: حفظ حدود الله

پیامبر اعظم، حافظ حدود بود؛ چون حافظ دین و حافظ اسلام بود و اسلام تماماً حدّ و مرز است. آنچه در حیات پیامبر به منزله یک اصل مطلق در تمام امور و کلیه مراحل دیده می‌شود، اصل حفظ حدود و مرزهای الهی است. رعایت این اصل نه‌تنها در برخورد با مؤمنان و مسلمانان لازم است، بلکه در برخورد با کافران و مشرکان و حتی دشمنان حربی لازم است رعایت شود. همه‌چیز باید در مرز خویش و حدود تعیین‌شده قرار گیرد و هیچ‌کس حق تعدّی از آنها را ندارد. خداوند در قرآن می‌فرماید: «اینها حدود الهی است، از آنها تجاوز نکنید»(بقره: ۲۲۹) و در ادامه می‌فرماید: و من یتعّد حدود الله فأولئک هم الظالمون؛ (بقره:۲۲۹).

اصل دوم: تعادل

اصل تعادل از اصولی است که در قرآن کریم بدان عنایت زیادی شده است و در زندگانی سراسر نورانی پیامبر اعظم و ائمه هدی در همه اعمال و رفتارشان، آن را مشاهده می‌کنیم. امام علی درباره پیامبر می‌فرماید: «سیره آن حضرت، تعادل و میانه‌روی بود». متأسفانه، بیشتر انسان‌ها و بسیاری از جوامع فاقد این اصل در حیات خود بوده و هستند؛ بنابراین، یا به دامن افراط افتاده‌اند یا در دام تفریط غلطیده‌اند و از مسیر درست و راه کمال و هدایت خارج شده‌اند. ریشه بسیاری از انحرافات فردی و اجتماعی را می‌توان در رعایت نکردن اصل تعادل یافت. چه مشکلاتی که انسان درباره خود پیدا می‌کند و نمی‌تواند آنها را حل کند، و چه مشکلاتی که در خانواده و روابط خانوادگی، پیدا می‌شود و چه مشکلاتی که در جوامع به دلیل رعایت نکردن این اصل، ظهور و بروز دارد. اصولاً شأن عقل، تعادل است و شأن جهل، عدم تعادل؛ یعنی انسان عاقل، انسانی متعادل است و انسان جاهل، انسانی غیرمتعادل. حضرت علی درباره انسان جاهل تعبیری دارند که می‌فرماید: «لاتری الجاهل إلّا مفرطاً أو مفرطاً»؛ انسان جاهل را نمی‌بینی، مگر اینکه یا افراط می‌کند یا تفریط.

اصل سوم: زهد

«برای تو بسنده است رسول خدا را مقتدا گردانی، و راهنمای شناخت بدی و عیب‌های دنیا بدانی». زهد، مبنایی‌ترین اصل در سیره آن رسول حق است و در حقیقت، زیرساخت همه سلامت‌ها، قوت‌ها و عزت‌هاست؛ نه‌تنها در عرصه سیره فردی، بلکه در کلیه عرصه‌های خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی زهد است که باطن مناسباتِ صحیح است و همه کجی‌ها و ناراستی‌ها در این عرصه‌ها و سرآغاز همه گمراهی‌ها، فقدان این اصل است؛ بلکه اصل و اساس دین، زهد است؛ «الزّهد اصل الدّین» و «الزّهد اساس الیقین»؛ چنان‌که از حضرت صادق ، نقل شده است: «زهد، کلید درب جهان آخرت و کلید خلاص شدن از آتش است».

اصل چهارم: ساده‌زیستی

«به‌درستی که اهل تقوا، کم‌خرج‌ترین مردم دنیا و پرکارترین آنان‌اند». سخن درباره این اصل را با عباراتی از استاد شهید مرتضی مطهری آغاز می‌کنیم: «اینکه پیامبران در زی قناعت و سادگی بودند، سیاست الهی آنها بود. آنها دلها را پرمی‌کردند، اما نه با جلال و دبدبه‌های ظاهری؛ بلکه با جلال و حشمت‌های معنوی که توأم با سادگی‌ها بود. پیامبر اعظم به اندازه‌ای از این جلال‌ها و حشمت‌های ظاهری تنفر داشتند که سراسر زندگی‌شان مبارزه با آنها بود. هنگامی‌که می‌خواستند به جایی بروند، اگر گروهی می‌خواستند دنبال ایشان به راه بیافتند، اجازه نمی‌دادند. اگر سواره بودند و کسی می‌خواست همراه او پیاده بیاید، می‌فرمود: برادر! یکی از سه کار بایستی انتخاب کنی: یا شما جلو برو و من پشت سر می‌آیم، و یا من می‌روم و شما بعد بیایید و یا احیاناً، اگر ممکن بود که بر آن مرکوب دو نفری سوار بشوند، سوار می‌شدند و می‌فرمودند: اینکه من سواره باشم و شما پیاده، صحیح نیست و جور درنمی‌آید و محال بود که اجازه بدهند خود سواره حرکت بکنند و یک نفر پیاده دنبالشان باشد. در مجلسی که می‌نشستند، می‌فرمودند: به‌صورت حلقه بنشینیم که مجلس ما بالا و پایین نداشته باشد. اگر من بیایم در صدر مجلس بنشینم و شما در اطراف، شما می‌شوید جزو جلال و دبدبه من و چنین چیزی را نمی‌خواهم و راضی به آن نیستم، و پیامبر تا زنده بود، از اصل سادگی تجاوز نکردند و مخصوصاً از یک نظر، این را ضروری و لازم می‌دانستند، برای اینکه رهبر بودند و لهذا ما می‌بینیم که حضرت علی هم در زمان خلافتشان در نهایت دقت، این اصل را رعایت می‌کردند. هرگز اسلام به یک رهبر اسلامی اجازه نمی‌دهد که برای خودش، جلال و جبروتی قایل بشود. جلال و جبروتش در همان معنویت و قناعت و روح بلند اوست، نه در ظاهر و جسم او». منطق عملی پیامبر چنین بود: «ساده، بی‌پیرایه، مردمی، مانند مردمان ضعیف و به‌دور از تجملات و اسراف‌ها و رفت‌وآمد‌های ظاهری و تشریفات». ساده‌زیستی و زندگی عاری از پیرایه‌های عافیت‌طلبی و کاخ‌نشینی چنان در زندگی رسول اعظم، گل سرسبد عالم وجود، حاکم بود که سیره‌نویسان درباره‌اش نوشته‌اند؛ «کان رسول‌الله خفیف المؤونه»؛ پیامبر در زندگی کم‌خرج بود.

اصل پنجم: تفکر و تدبّر

مسئله تفکر و تدبّر، از اموری است که در سیره نبوی، درخشش خاصی دارد و تجلی این درخشش بر کسی پوشیده نیست. تفکر، کلید روشنایی‌ها، مبدأ کسب بصیرت، دام علوم و وسیله کسب معارف و حقایق است. در هیچ نظام فکری و عملی، چون اسلام بر تفکر تأکید نشده است. این تأکید و انگیختن مردمان به تفکر، چنان است که ساعتی اندیشه، بهتر از یک سال عبادت معرفی شده است؛ چراکه نیروهای باطنی انسان و حیات حقیقی او با تفکر فعال شده، و با گشودن دریچه تفکر، درهای حکمت و راهیابی به حقیقت بر او گشوده می‌شود. ازاین‌رو در اسلام، اندیشیدنْ زندگی دل و حیات قلب خوانده شده است. تفکر، اساس حیات انسانی است؛ چراکه انسانیت انسان و ادراک او از عالم، آدم و پروردگار عالمیان، و اتصّالی که با حق برقرار می‌کند، به چگونگی تفکر او بستگی دارد. با تفکر است که استعدادهای پنهان آدمی از قوه به فعل درمی‌آید و زمینه حرکت کمالی او فراهم می‌شود.

اصل ششم: حرّیت

«آنان که از رسول ختمی‌مرتبت و پیامبر امّی ـ که [پیامبری او را] در تورات و انجیلی که نزولشان است نگاشته می‌یابند ـ پیروی کنند، آنها را به نیکی امر و از زشتی نهی خواهد کرد و بر آنان طعام پاکیزه را حلال و پلیدی‌ها را حرام می‌گرداند، و کند و زنجیرهایی را که برگردن دارند، برمی‌دارد. پس آنان که به او گرویدند و حرمت و عزّت او را نگاه داشتند و یاریش کردند و نوری را که بر او نا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *