تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل النوادر اشعری مصدر حدیثی الکافی کلینی :

۱- طرح مسأله

کتاب سترگ الکافی نوشته محمد بن یعقوب کلینی از دانشمندان بزرگ شیعه در قرن چهارم هجری است، این اثر در مدت بیست سال تألیف شده است (نجاشی، ۱۳۶۵ش، ۳۷۷). پیش از تالیف الکافی، یعنی حدود سال ۳۰۰ هجری آنچه منابع اصلی حدیث امامیه را تشکیل می داد به اصول چهارصدگانه حدیثی منحصر بود و این اصول حدیثی، منابع اصلی و اولیه جوامع حدیثی کهن شیعه محسوب می شد. بدو ن شک، کلینی نیز در تدوین کتاب خود الکافی به چنین اصولی به عنوان منبع روایات نظر داشته است. منابع و مصادر کتاب الکافی گرچه به طور دقیق مشخص نیست، اما نباید فراموش کرد پیش از آن، تألیفاتی از اصحاب امامان معصوم (ع) در موضوعات گوناگون فقهی و غیر فقهی وجود داشته که کلینی با استفاده از آنها، کتاب خود را سامان داده است (ر.ک: طباطبایی و رضاداد، ۱۳۸۸ش، ۸). توجه به قرائن و منابع الکافی از چند راه قابل شناسایی است: از جمله مطالعه روش هایی همچون بررسی راویان در سلسله اسناد کتاب الکافی، دقت در کتب منسوب به آنان در منابع رجالی، مقایسه بین اندک منابع موجودی که زمان تألیف آنها به قبل از کتاب کلینی باز می گردد. می توان برخی از منابع الکافی را شناسایی نمود. افزون بر مشابهت سند و متن، شباهت بسیار ترتیب احادیث در الکافی و النوادر اشعری، از جمله قرائن کشف منابع به شمار می آید (ر.ک: شبیری، ۱۳۸۷ ش، ۲۶).

یکی از آثار پیشین حدیثی شیعه مربوط به سده های اولیه اسلامی که به دست ما رسیده است، کتاب «النوادر» احمد بن محمد بن عیسی اشعری است. تدوین این کتاب که تاریخ وفات مؤلف آن در قرن سوم گزارش شده، از جهت زمانی مقدم بر تألیف کتاب الکافی، تألیف مرحوم کلینی است. بدین سان احتمال آن که النوادر اشعری در زمره منابع مورد استفاده کلینی در تدوین الکافی بوده، دور از انتظار نیست. در این نوشتار برای بررسی و تحلیل این موضوع، احادیث موجود در النوادر را به صورت تطبیقی با احادیث کتاب الکافی مورد مقایسه قرار دادیم که از خلال آن دستاوردهای قابل توجهی بویژه از حیث تفاوت ها و شباهت های موجود بین روایات دو کتاب بدست آمد که در ادامه گفتار از آن بحث و سخن به میان می آید.

۲- پیشینه پژوهش

در خصوص پژوهش پیرامون منابع کتاب الکافی، مقالاتی چند نگارش یافته است که از جمله آنها می توان به عناوینی همچون «منابع الکافی» (شبیری، کتاب ماه دین، ش ۱۳۰ و ۱۳۱)، «روش دستیابی به منابع الکافی» (جدیدی نژاد، آیینه پژوهش، ش ۱۲۳)، «اعتبار سنجی منابع کتاب الکافی » (فرزند وحی، سراج منیر، ش ۸) و «کتاب حلبی منبعی مکتوب در تألیف الکافی » اشاره نمود. در هیچکدام از پژوهش های مورد اشاره موضوع تطبیق این دو کتاب مهم حدیثی به گونه ای که بتوان از طریق آن منبع بودن نوادر اشعری را برای کتاب الکافی به دست آورد، مورد بررسی قرار نگرفته است.

۳- تعریف عنوان نوادر

عنوان نوادر در میان تألیفات عالمان متقدمان بسیار دیده می شود (ر.ک: نجاشی، ۱۳۶۵، ۷۹ و ۸۱ و۸۹ و…) کتاب شناس معروف مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی در باره نوادر تعاریف متعددی آورده است. بنا بر یکی از این تعاریف، نوادر عنوان عامی از تألیفات اصحاب حدیث در چهار قرن اول هجری بوده که در آن ها احادیث غیر مشهور یا روایاتی که دربردارنده احکام غیر متداول یا استثنایی بوده و یا احادیثی که مستدرک روایات دیگر به شمار می آمدند در آن جمع آوری شده بود (تهرانی، ۱۴۰۳ق، ۲۴: ۳۱۸ تا ۳۱۵). بر اساس این نظریه، نوادر اصلی از اصول اصحاب یا نسخه ای روایت شده نبوده بلکه مجموعه مسائل نادر و غیر متداول را شامل می شده است (همان) اما از سوی دیگر بنا بر نظر برخی از رجالیان، گروهی از اصحاب امامیه، نوادر را از زمره اصول به شمار آورده اند (نجاشی، ۱۳۶۵ش، شماره ۱۱۴۲؛ شیخ طوسی، ۱۴۲۰ق، شماره ۷۰). این قول توسط محدثان متأخر هم مورد تأیید واقع شده است (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ۱: ۱۶).

بنابر تعریفی دیگر، نوادر شامل احادیثی است که قابل عمل نمی باشند (مفید، ۱۴۱۳ق، ۱۹). صاحب این نظریه برای رد احادیثی که می گویند ماه رمضان هیچ گاه کمتر از سی روز نیست، ضمن مناقشه سندی و متنی در آنها، وجود این روایات را در ابواب نوادر کتاب های روایی، دلیلی مستقل بر ضعف آنها شمرده است (همان).

در این میان برخی از اصولیان متأخر، وجه تسمیه النوادر را به کمیت روایات، ناظر می دانند و معتقدند چون احادیث کتب النوادر کم بوده و تحت عنوان باب نمی گنجیده، به آنها النوادر گفته شده است (بهبهانی، ق، ۳۵).

شایسته ذکر است، وجه غالب مضامین روایات النوادر، فقهی بودن آن است که دست کم می توان در مورد النوادر اشعری بر این نکته پای فشرد.

۴- معرفی اشعری صاحب النوادر

ابوجعفر، احمد بن محمد بن عیسی بن عبد الله اشعری قمی از راویان بزرگ شیعه در قرن سوم هجری است. وی در شمار اصحاب امام رضا، امام جواد و امام هادی (علیهم السلام) و نیز معاصر امام عسکری (ع) بوده است. وی بخشی از دوران غیبت صغری را هم درک کرده است (علامه حلی،۱۳۸۱ق، ۱۴؛ اشعری، ۱۴۰۸ق، مقدمه، ۳).

احمد بن عیسی اشعری فردی ثقه و دارای کتب متعدد (طوسی، ۱۳۷۳ش، ۳۵۱) و نیز بزرگ اهل قم، چهره سرشناس و فقیه برجسته آنان به شمار می آمده است. افزون بر کتاب النوادر، وی آثاری همچون کتاب التوحید، کتاب الناسخ و المنسوخ را هم تدوین کرده و در زمره آثار او فهرست شده است. در میان کتب او از کتاب النوادر نیز نام برده شده که کتابی بدون باب و ترتیب بوده است (نجاشی، ۱۳۶۵ش، ۸۲).

احمد بن محمد بن عیسی اشعری از مشایخ کلینی بوده (کلینی، ۱۴۰۷ق، ۱۵) و یکی از عدّه های مشهور کلینی (آنجا که او از عدّه من اصحابنا سخن گفته) به اشعری می رسد. بر مبنای گفته مرحوم خویی نام احمد بن محمد بن عیسی در سند ۲۲۹۰ روایت آمده است (خویی، ۱۴۱۳ق، ۲: ۳۰۹). که از این میان در بین اسناد کتاب الکافی، این نام حداقل در ۸۶۳ روایت دیده می شود.

در مورد تاریخ وفات اشعری، صاحبان تراجم تاریخ معینی ذکر نکرده اند اما آنان حضور احمد بن محمد را در مراسم تشییع جنازه احمد بن محمد بن خالد برقی مؤلف کتاب المحاسن یادآور شده اند. تاریخ وفات برقی نیز بین سال های ۲۷۴ و ۲۸۰ قمری بوده، بر این اساس می توان گفت وفات اشعری در دوران غیبت صغری و اواخر قرن سوم هجری واقع شده است (اشعری، ۱۴۰۸ق، ۸).

۵- النوادر اشعری، اعتبار و محتوای آن

النوادر اشعری در ابتدا کتابی بدون باب بندی مشخصی که ابوسلیمان داود بن کوره، یکی از شاگردان احمد بن محمد بن عیسی بعدها این اثر مهم و برجسته را تنظیم و فصل بندی نموده است (نجاشی، ۱۳۶۵ش، ۸۲). ابو سلیمان داود بن کوره یکی از پنج راوی است که در عدّه کلینی به احمد بن محمد بن عیسی قرار دارند و کلینی به واسطه آنها از اشعری روایت نقل می کند (کلینی، ۱۴۰۷ ق، ۴۸).

۵-۱- اعتبار کتاب النوادر

این کتاب هم چنین یکی از مصادر مجموعه روایی بحارالانوار است که مؤلف آن در توصیفش چنین آورده است: «از جمله مصادر، اصلی از اصول محدث بزرگ، شیخ ثقه حسین بن سعید اهوازی است. .. و البته از بعضی مواضع آن به دست می آید که این اصل حدیثی همان کتاب النوادر احمد بن محمد بن عیسی اشعری قمی باشد و در هر دو صورت، در غایت اعتبار است» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ۱: ۱۶).

بعلاوه در مقدمه کتاب چاپ شده اشعری مطلبی به نقل از شیخ حر عاملی صاحب کتاب وسائل الشیعه آمده که شایسته یادآوری است بر اساس گفته شیخ حرعاملی و بهره گیری وی از دو نسخه از کتاب النوادر وی بر پیوند بین روایات النوادر و کتب اربعه شیعه تصریح و تاکید کرده و گفته است: «دو نسخه صحیح و معتبر از این کتاب به دست من رسیده است که من در آن تحقیق کردم و دیدم اکثر روایات آن در کتب اربعه و کتاب های مشهور و متواتر دیگر موجود است و شیخ طوسی، شهید اول، ابن طاووس، حمیری، طبرسی و دیگران در تألیفات خود احادیث فراوانی از این کتاب که نوشته احمد بن محمد بن عیسی است، نقل کرده اند. این روایات هم اکنون نیز موجود می باشد و قرائن و شواهد بر اعتبار این کتاب فراوان است» (اشعری، ۱۴۰۸ق، ۱۱).

علامه بزرگ شیخ آقا بزرگ تهرانی در عبارتی دیگر در خصوص اعتبار النوادر چنین خاطر نشان کرده است: «کتاب النوادر نوشته احمد بن محمد بن عیسی قمی، شیخ اشعری قم است که مقید به نقل روایات معتبر بوده اند» (تهرانی، ۱۴۰۳ق،۲۴: ۳۲۲).

۵-۲- محتوا و درون مایه کتاب النوادر

کتاب النوادر اشعری دارای ۴۵۶ روایت است که در ۳۷ باب شامل موضوعات مختلف فقهی است، از جمله همچون بحث ها و موضوعاتی پیرامون روزه، احکام نذر و قسم، بحثی مفصل در موضوع کفارات گوناگون، احکام، شرایط و محرّمات ازدواج، عدّه طلاق، مناسک حج، دیات و حدود، مکاسب و معاملات و… گردآوری شده است و می توان آنها را به پنج قسم کلی به شرح زیر تقسیم نمود:

قسم اول: صوم، ۲باب (باب ۱ و ۲) و شامل ۱۵ روایت (از شماره ۱ ۱۵)

قسم دوم: نذور و اَیمان و کفّارات، ۱۳ باب (از باب ۳ ۱۵) و شامل ۱۴۸ روایت (از شماره ۱۶۱۶۳)

قسم سوم: نکاح، ۱۵ باب (از باب ۱۶تا۳۰) و شامل ۱۹۳ روایت (از شماره ۱۶۴۳۵۶)

قسم چهارم: مناسک حج، ۱باب (باب۳۱) و شامل ۴ روایت (از شماره ۳۵۷۳۶۰)

قسم پنجم: سایر ابواب، ۶ باب (از باب ۳۲-۳۷) و شامل ۹۶ روایت (از شماره ۳۶۱ ۴۵۶)

همان گونه که ملاحظه می شود تمامی احادیث ابواب یاد شده درباره موضوعات فقهی است.

۶- مقایسه النوادر و الکافی

بررسی محتوایی کتاب النوادر و سنجش آن با احادیث کتاب الکافی در این گفتار از اهمیت خاصی برخوردار است. به این منظور همه روایات کتاب النوادر را با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث، یک به یک با روایات موجود در الکافی مقایسه نمودیم. نتیجه مقایسه تطبیقی بین مجموعه روایات دو کتاب، بیانگر آن است که از مجموع ۴۵۶ روایت موجود در کتاب النوادر اشعری، حدود ۲۰۰ روایت در کتاب الکافی کلینی با تفاوت ها و کم و زیادهایی وجود دارد. برای بررسی یکی بودن روایات دو کتاب، معیارهایی همچون اتحاد در موضوع، مشابهت در متن و مشابهت در سند مورد توجه بوده است.

۶-۱- نتایج آماری مقایسه موضوعات باب ها

روایاتی که از کتاب النوادر در الکافی وجود دارد، با توجه به موضوعات آنها در جلدهای چهارم تا هفتم الکافی به شرح زیر قرار دارند:

– در جلد ۴ الکافی (باب صوم) ۱۱ مورد

– در جلد ۵ الکافی (باب نکاح) ۹۸ مورد

– در جلد ۶ الکافی (باب طلاق) ۹ مورد

– در جلد ۷ الکافی (ابواب کفارات، نذر و قسم، حدود و دیات) ۸۲ مورد

بر اساس این آمار و در مجموع می توان گفت، ۲۰۰ روایت بین دو کتاب الکافی و النوادر از روایات مشترک است. نکته حائز اهمیت آن است که ترتیب کلی بیشتر این احادیث در ابواب دو کتاب یکسان است. در مواردی هم دقیقاً ترتیب متوالی بین روایات مشترک در این دو اثر حدیثی به چشم می خورد، که در جای خود قرینه ای بر اخذ این روایات از النوادر توسط مرحوم کلینی است. در برخی موارد هم علی رغم وجود احادیث مشابه در یک باب یا یک صفحه، ترتیب آنها جابجا یا نامنظم است که می تواند بنا به نظر مرحوم کلینی، چینش و ترتیب روایات تغییر کرده باشد. زیرا گفته شده مرحوم کلینی روایات هر باب را از احادیث صحیح تر به روایات ضعیف تر مرتب کرده است (کلینی، ۱۴۰۷ق، ۲۹).

۶-۲- گونه های ذکر سند در کتاب النوادر

النوادر هم مانند دیگر کتب روایی درنقل روایات به ذکر سند پرداخته که گونه های مختلفی دارند. شیوه نقل سند روایات در این کتاب که هم اکنون در دست ماست، به سه گونه ذیل است:

الف) متصل: در این موارد سند روایت از مؤلف کتاب و مشایخ او تا خود امام معصوم (ع) ذکر شده است. بنابر اصطلاح، متصل به حدیثی می گویند که در سند آن هر راوی بلاواسطه از راوی طبقه بالاتر خود نقل کرده باشد به این حدیث موصول هم گفته شده است (شهیدثانی، ۱۴۲۳ق، ۳۱؛ مدیرشانه چی، ۱۳۷۸ش، ۵۶).

ب) مرسل: در این نوع از احادیث، برخی از راویان و مشایخ مؤلف از سند حذف شده اند و در مواردی، مرسل آن روایتی است که با یک واسطه از معصوم نقل شده است. یعنی شخص راوی در حالی که معصوم را درک نکرده از وی روایت می کند (ر. ک. شهید ثانی، ۱۴۲۳ق، ۳۵؛ غفاری صفت، ۱۳۸۴ش، ۷۰).

در مورد اسناد مرسل در این کتاب و علت وقوع آن، چند نظر مطرح شده ولی در این میان، این احتمال که این کار به دلیل ضرورت اختصار، توسط نسخه برداران صورت گرفته، قوی تر به نظر می رسد. زیرا با توجه به قرائنی همچون وجود این روایات در کتب اربعه با اسناد کامل، معلوم می شود که در نسخه اصلی کتاب هم اسناد کامل بوده است و نسخه پردازان بعدی بوده اند که این اختصار را انجام داده اند (ر. ک: شبیری، ۱۳۷۶، ۲۵).

ج) معلّق: این اصطلاح در مورد حدیثی به کار می رود که یک یا چند تن از راویان از ابتدای سند آن حذف شده است (مامقانی، ۱۴۱۱ق، ۱: ۲۱۵). چنین احادیثی غالباً با عباراتی مانند: «عنه» بر اسناد پیشین معلّق شده اند.

۷- اقسام روایات مشترک و مشابه در النوادر و الکافی

حدود ۲۰۰ روایتی که بین کتاب النوادر و الکافی مشترک است، از حیث سند و متن دارای اقسام و گونه های مختلفی هستند که در این بخش با ذکر مصادیق و نمونه هایی به آنها اشاره می کنیم:

۷-۱- دسته اول: مشابهت در مجموع سند و متن

این دسته از روایات که در اسناد کتاب النوادر با مشایخ احمد بن محمد بن عیسی اشعری شروع شده و به امام معصوم ختم می شوند، در کتاب الکافی نیز به نقل از اشعری و تصریح به نام او آمده است و در بقیه سند نیز با اسناد کتاب النوادر مشترک می باشد. در ذیل، نمونه ای از این روایات را می بینیم:

روایت در النوادر: «عُثْمَانُ بْنُ عِیسَی عَنْ أَبِی أَیوبَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ قالَ: لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ صَادِقِینَ وَ لَا کاذِبِینَ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ نَهَی عَنْ ذَلِک فَقَالَ: لا تجْعَلُوا اللَّه عرْضَهً لِأَیمانِکمْ » (اشعری، ۱۴۰۸ق، ۵۱).

روایت در الکافی: «عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبی أَیوب الْخَزَّازِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ یقُولُ: لَا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ صَادِقِینَ وَ لَا کاذِبینَ فإِنَّهُ عزَّ وَ جَلَّ یقُولُ: وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَهً لِأَیمانِکمْ » (کلینی، ۱۴۰۷ق، ۷: ۴۳۴).

ملاحظه می شود روایتی که در الکافی آمده، با واسطه «عده من اصحابنا» به احمد بن محمد بن عیسی می رسد و پس از آن مشایخ او ذکر شده که با سند مذکور در النوادر و نیز متن آن مشابه و یکسان است. نمونه های دیگری از این دست، روایات شماره ۷، ۹، ۱۸، ۹۳، ۹۹، ۱۱۴، ۱۶۴، ۲۰۸، ۲۴۲ و. .. در کتاب النوادر است که در الکافی با همان سند و به نقل از احمد بن محمد بن عیسی اشعری آمده اند.

شایان توجه است که وجود چنین روایاتی در الکافی همراه با تصریح به نام اشعری در سند آن، و از سویی وجود آن در النوادر، مؤیدی بر صحت انتساب این کتاب (النوادر) به احمد بن عیسی اشعری به شمار می آید.

۷-۲- دسته دوم: مشابهت در انتهای سند و کل متن

دسته ای دیگر از روایات مشترک بین النوادر و الکافی، روایاتی است که در انتهای سند و کل متن با یکدیگر مشابهت دارند که این روایات نیز خود بر سه گونه می باشند:

گونه نخست: روایاتی که سند آنها در النوادر به گونه مرسل آمده است؛ در حالی که در حدیث گزارش شده کتاب الکافی با سند کامل از اشعری نقل شده، طوری که در انتهای سند و کل متن با روایت کتاب النوادر مشابهت دارند. مانند:

روایت در النوادر: «عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: کانَتْ عِنْدِی جَارِیهٌ بِالْمَدِینَهِ فَارْتَفَعَ طَمْثُهَا فَجَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَی نَذْراً إِنْ هی حاضَتْ فعَلِمْتُ بَعْدُ أَنَّهَا حَاضَتْ قَبْلَ أَن أَجعَلَ النذْرَ عَلَی فَکتَبْتُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ وَ أَنَا بِالْمَدِینَهِ فَأَجَابَنِی إِنْ کانَتْ حَاضَتْ قَبْلَ النَّذْرِ فَلَا نَذْرَ عَلَیک وَ إِنْ کانَتْ حاضَتْ بعْدَ النذْرِ فَعَلَیک » (اشعری، ۱۴۰۸ ق، ۴۳)

روایت در الکافی: «أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عنِ الْحسَینِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: کانَتْ عِنْدِی جَارِیهٌ بِالْمَدِینَهِ فَارْتَفَعَ طَمْثُهَا فَجَعَلْتُ لِلَّه علَی نذْراً إِنْ هِی حَاضَتْ فَعَلِمْتُ بَعْدُ أَنَّهَا حَاضَتْ قَبْلَ أَنْ أَجعَلَ النَّذْرَ فَکتَبْتُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ وَ أَنَا بِالْمَدِینَهِ فَأَجَابَنِی إِنْ کانَتْ حَاضَتْ قَبْلَ النَّذْرِ فَلَا عَلَیک وَ إِن کانتْ حاضَتْ بَعْدَ النَّذْرِ فَعَلَیک» (کلینی، ۱۴۰۷ق،۷: ۴۵۵).

بر اساس این دو روایت، فراوی در انتهای سند یعنی جمیل بن صالح و نیز کل متن مشابه اند. مصادیق دیگری از این دست، روایات شماره ۴۶، ۷۲، ۷۸، ۱۰۶، ۱۰۷، ۱۲۹، ۱۳۷ و. … در کتاب النوادر است که سند آنها مرسل است ولی در الکافی با سند متصل از اشعری نقل شده و در انتهای سند و کل متن با یکدیگر مشترک می باشند.

این روایات نیز علاوه بر اینکه نشان می دهند کلینی از کتاب النوادر به عنوان یکی از منابع مورد استفاده در تألیف الکافی بهره برده است، هم چنین قرینه ای است بر صحت انتساب النوادر به احمد بن محمد بن عیسی اشعری.

گونه دوم: روایات مرسل در النوادر که در الکافی از اشعری نقل نشده اند ولی در راوی آخر و کل متن با روایات النوادر مشابهت دارند. نمونه ای از این موارد عبارت است از:

روایت در النوادر: «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیسٍ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیهِ السلَامُ قالَ اللَّه لِنَبِیهِ یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَک تَبْتَغِی مَرْضاتَ أَزْواجِک إِلَی آخِرِهِ فَجَعَلَهَا یمِیناً فکفَّرَهَا رَسولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ قُلْتُ بِمَا کفَّرَهَا قَالَ إِطْعامُ عَشَرَهِ مساکینَ لِکلِّ مسْکینٍ مدٌّ قُلْتُ فَمَنْ وَجَدَ الْکسْوَهَ قَالَ ثَوْبٌ یوَارِی عَوْرَتَهُ» (اشعری، ۱۴۰۸ق، ۵۹).

روایت در الکافی: «عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبیهِ عنِ ابنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیسٍ قَالَ قالَ أَبو جَعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِیهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ یا أَیهَا النَّبِی لِمَ تحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَک . .. قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکمْ تَحِلَّهَ أَیمانِکمْ فَجَعَلَهَا یمِیناً وَ کفَّرَهَا رَسولُ اللَّه صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ قُلْتُ بِمَا کفرَ قالَ أَطعَمَ عَشَرَهَ مَسَاکینَ لِکلِّ مِسْکینٍ مُدٌّ قُلْنَا فَمَا حدُّ الْکسوَهِ قَالَ ثَوْبٌ یوَارِی بِهِ عَوْرَتَهُ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ۷: ۴۵۲).

آشکار است، سند روایتی که در النوادر آمده مرسل و سندی که در روایت الکافی آمده، متصل بوده، ولی با وجود اینکه روایت از اشعری نقل نشده اما هر دو سند در راوی آخر و نام معصوم (ع) گوینده روایت یعنی به ترتیب محمد بن قیس و امام باقر (ع) مشترک است. هم چنان که تمام متن روایت در دو کتاب مشابه هستند.

در این نوع دوم از روایات مرسل، روایات شماره ۸۰، ۸۱، ۱۱۵، ۱۲۲، ۴۰۴ و. .. در کتاب النوادر را می توان مصادیق دیگری از این گونه به شمار آورد.

گونه سوم: روایاتی که مرسل نیستند و ابتدای سند آنها در النوادر و الکافی متفاوت ولی میانه و انتهای اسناد و نیز متن روایات آنها مشابه است. همچون:

روایت در النوادر: «صَفْوَانُ بْنُ یحْیی عَنْ بُکیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبا جعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلَامُ یقُولُ: فِی الرَّجُلِ یتزَوَّجُ الْمرْأَهَ مُتْعَهً إِنهُمَا یتوَارَثَانِ إِذَا لَم یشْتَرِطَا وَ إِنَّمَا الشَّرْطُ بعْدَ النِّکاحِ » (اشعری، ۱۴۰۸ق، ۸۳، ۱۸۶).

روایت در الکافی: «مُحَمَّدُ بْنُ یحْیی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عنِ ابنِ بُکیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قالَ سمِعْتُ أَبا جعْفَرٍ علَیهِ السَّلَامُ یقُولُ: فی الرَّجلِ یتَزَوَّجُ الْمَرْأَهَ مُتْعَهً إِنَّهُمَا یتَوَارَثَانِ مَا لَمْ یشْتَرِطَا وَ إِنَّمَا الشَّرْطُ بَعْدَ النِّکاح » (کلینی، ۱۴۰۷ق، ۵: ۴۶۵).

ابتدای اسناد روایات مورد اشاره، در النوادر و الکافی متفاوت ولی از میانه سند روایت به بعد و نیز در تمام متن حدیث، با یکدیگر مشابه اند. روایات شماره ۱۳۱، ۱۳۲، ۱۳۸، ۱۸۶، ۲۰۷، ۲۱۲، ۲۱۳، ۲۱۴ و. .. در کتاب النوادر، مصادیق دیگری از این دسته هستند.

۷-۳- دسته سوم: تفاوت در مجموع سند و مشابهت در متن

بخش دیگری از روایات مشابه بین این دو کتاب، روایاتی است که دارای سند متفاوت ولی متن یکسان می باشند. نمونه ای از این قسم روایات را ملاحظه می کنیم:

روایت در النوادر: «عَنْ زُرَارَهَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ أَوْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِمَا السَّلَامُ قَالَ قَالَ: لَا أَرَی أَنْ یحْلِفَ الرَّجلُ إِلَّا باللَّهِ فَأَمَّا قَوْلُ الرَّجُلِ لَا بَلِ شَانِئُک فَإِنَّهُ مِنْ قَوْلِ الْجَاهِلِیهِ وَ لَوْ حَلَفَ النَّاسُ بِهَذَا وَ أَشْبَاهِهِ لَتُرِک الْحَلْفُ بِاللَّهِ وَ أَمَّا قَوْلُ الرَّجُلِ یا هَنَاهْ أَوْ یا هَبَاهْ فَإِنَّمَا ذَلِک طَلَبُ الِاسْمِ وَ لَا أَرَی بِهِ بَأْساً وَ أَمَّا قَوْلُهُ لَعمْرُ اللَّه وَ قَوْلُهُ لَا هَلَّاهُ إِذاً فَإِنَّمَا هُوَ بِاللَّهِ » (اشعری، ۱۴۰۸ق،۵۰).

روایت در الکافی: «عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِی عَنْ أَبی عبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ قَالَ: لَا أَرَی أَن یحلِفَ الرَّجُلُ إِلَّا بِاللَّهِ فَأَمَّا قَوْلُ الرَّجُلِ لَابَ لِشَانِئِک فَإِنَّهُ مِنْ قَوْلِ أَهْلِ الْجَاهِلِیهِ وَ لَوْ حَلَفَ الرَّجُلُ بِهَذَا وَ أَشْبَاهِهِ لَتُرِک الْحَلْفُ بِاللَّهِ فَأَمَّا قَوْلُ الرَّجُلِ یا هَیاهْ وَ یا هنَاهْ فإِنَّمَا ذَلِک لِطَلَبِ الِاسْمِ وَ لَا أَرَی بِهِ بأْساً وَ أَما قَوْلُهُ لَعَمْرُ اللَّهِ وَ قَوْلُهُ لَا هَاهُ فَإِنَّمَا ذَلِک بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ۷: ۴۴۹).

روایات فوق اگر چه در سند متفاوتند ولی از نظر متن کاملا یکسان می باشند. روایات شماره ۱۱، ۵۹، ۱۲۱، ۱۷۲، ۳۱۸ و. .. در کتاب النوادر را می توان از دیگر مصادیق این دسته به شمار آورد.

۷-۴- تحلیل و بررسی

در مورد اقسام اخیر از روایات مشترک موجود بین الکافی و النوادر که در ابتدای سند، متفاوت ولی در انتهای سند و خود متن مشابه اند، توجه به یک نکته در خور توجه است که یکی از پژوهشگران حوزه حدیث به آن اشاره کرده و گفته است: «روشی در میان قدماء محدّثین معمول بوده که در کتاب های بصائر صفار، الکافی، کتب شیخ صدوق و کتب شیخ طوسی مصادیق بسیاری دارد. در این روش، محدّث قسمتی از سند را که به یک راوی مشهور و شناخته شده منتهی می گردد، حذف و به جای آن سند دیگری قرار می داده است. این روش با وجود شباهت هایی که با «نظریه تعویض اسناد» در نزد متأخران دارد، تفاوت جوهری با آن دارد. هدف از این روش تصحیح سند با حذف سند غیر معتبر نیست، بلکه سند معتبر به سند معتبر دیگر تبدیل می شده است و غرض از این تبدیل، علّو اسناد (کم واسطه بودن سند) بوده و نشانه هایی از آن در اصطلاح علم درایه با عنوان «بدل» از اقسام علو سند دیده می شود» (شبیری، ۱۳۸۷ش، ۲۹) در نکته فوق گرچه اشاره ای به نام متأخران قائل به نظریه تعویض اسناد نشده، اما یکی از آنان شهید محمد باقر صدر است که علاوه بر این نظریه، دارای آراء و اندیشه های نوینی در عرصه دانش رجال و درایه بوده است (ر.ک: حبیب العمیدی، ۱۴۱۷ق، ۱۰۹).

۸- قرائن دیگر بر منبع بودن النوادر برای الکافی

با توجه به آنچه آمد، یعنی وجود مجموعه ای از روایات مشابه متنی و سندی در دو کتاب مورد بحث، منبع بودن النوادر برای الکافی جای هیچ گونه تردیدی ندارد. گرچه ابتدای اسناد در برخی از روایات مشابه دو اثر مورد بحث، متفاوت است اما با توجه به مشابهت انتهای سند و یکسانی متن روایات، احتمال اینکه این دسته از روایات الکافی نیز از کتاب النوادر گرفته شده باشد، منتفی نیست بلکه قرائنی دیگر این احتمال را تقویت می کند که در ادامه به آنها اشاره می شود. این قرائن، هم قرائن سندی است و هم متنی. پیش از همه، ترتیب یکسان و توالی روایات در این دو کتاب مورد بررسی قرار می گیرد.

۸-۱- ترتیب روایات دو کتاب

ترتیب یکسان نقل روایات مشابه در دو کتاب مستقل، از قرائن مهمی است که نشان می دهد کتاب متقدم، منبعی برای روایات کتاب متأخر بوده است. با نظر به این موضوع و نکته پیشین، اگر ترتیب چند روایت مشابه در دو کتاب النوادر و الکافی، یکسان و متوالی باشد، حتی اگر بخشی از سند آنها متفاوت باشد، نشان می دهد که این بخش از روایات الکافی از النوادر گرفته شده و تفاوت سند هم احتمالا به دلیل تبدیل اسناد بوده است. نمونه ای از ترتیب متوالی بین روایات مشابه دو کتاب، روایات ۱۸ و ۱۹ النوادر است که در الکافی هم به ترتیب روایات ۷و۸ از باب مربوطه می باشد. به صورت ذیل:

روایات متوالی در النوادر:

۱۸- «عُثْمَانُ بْنُ عِیسَی عنْ سمَاعَهَ بنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَلَیهِ السَّلَامُ عَنْ رَجُلٍ یجْعَلُ عَلَیهِ أَیمَاناً أَن یمشِی إِلَی الْکعْبَهِ أَوْ صَدَقَهً أَوْ عِتْقاً أَوْ نَذْراً أَوْ هَدْیاً إِنْ کلَّمَ أَبَاهُ أَوْ أُمَّهُ أَوْ أَخَاهُ أَوْ ذَا رَحِمٍ أَوْ قَطَعَ قَرَابَهً أَوْ مَأْثَماً یقِیمُ علَیهِ أَوْ أَمراً لَا یصلُحُ لَهُ فِعْلُهُ فَقَالَ کتَابُ اللَّهِ قَبْلَ الْیمِینِ وَ لَا یمِینَ فِی مَعْصِیهِ اللَّهِ إِنمَا الْیمینُ الْوَاجبَهُ الَّتِی ینْبَغِی لِصَاحِبِهَا أَنْ یفِی بِهَا مَا جَعَلَ اللَّهُ عَلَیهِ فِی الشُّکرِ إِنْ هوَ عافَاهُ منْ مَرَضِهِ أَوْ عَافَاهُ مِنْ أَمْرٍ یخَافُهُ أَوْ رَدَّهُ مِنْ سَفَرٍ أَوْ رَزَقَهُ رِزْقاً فَقَالَ لِلَّهِ عَلَی کذَا وَ کذَا شکراً فهَذَا الْوَاجِبُ عَلَی صَاحِبِهِ ینْبَغِی لَهُ أَنْ یفِی بِهِ».

۱۹- «صَفْوَانُ بْنُ یحْیی وَ فَضَالَهُ بنُ أَیوب عنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ: أَنَّ امْرَأَهً مِنْ آلِ الْمُخْتَارِ حَلَفَتْ عَلَی أُخْتِهَا أَوْ ذَاتِ قرَابَهٍ لَها قَالَتْ ادْنِی یا فُلَانَهُ فَکلِی مَعِی فَقَالَتْ لَا فَحَلَفَتْ عَلَیهَا الْمَشْی إِلَی بَیتِ اللَّهِ وَ عِتْقَ ما تمْلِک إِن لَمْ تَأْتِینَ فَتَأْکلِینَ مَعِی إِنْ أَظَلَّهَا وَ إِیاهَا سَقْفُ بَیتٍ أَوْ أَکلْتُ مَعَک عَلَی خِوَانٍ أَبَداً قالَ فقَالَتِ الْأُخْرَی مِثْلَ ذَلِک فَحَمَلَ ابْنُ حَنْظَلَهَ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیهِ السَّلَامُ مَقَالَتَهُمَا فَقَالَ أَنا أَقضِی فی ذَا قُلْ لَهَا فَلْتَأْکلْ وَ لْیظِلَّهَا وَ إِیاهَا سَقْفُ بَیتٍ وَ لَا تَمْشِی وَ لَا تُعْتِقُ وَ لْتَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهَا وَ لَا تَعُودَنَّ إِلَی ذَلِک فَإِنَّ هذَ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *