تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی با 92 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حجاب برتر و علل بد حجابی :

مقدّمه:

پوشش بانوان از مسائل مهمی است که از جنبه های گوناگون قابل بررسی و ملاحظه می باشد. آفرینش لباس و پوشش به تناسب ویژگی های جسمی و روحی بشر و روی آوردن فطری انسان به آن یکی از نعمت ها و هدایای الهی محسوب می شود و دین اسلام به این امر توجه ویژه ای داشته است. قرآن کریم برهنگی و کنارگذاشتن لباس را به عنوان دامی که شیطان آن را در مسیر انسان گسترانده است، معرفی کرده و آن را مخالف فطرت بشر می داند. (۱)

تمام کسانی که زندگی بشر و تحوّلات آن را مورد ارزیابی قرار داده اند، تصدیق کرده اند که انسان از همان آغاز پیدایش، کوشیده تا پوشش مناسبی برای خود تهیه کند. به گواهی تاریخ، در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان، حجاب در بین زنان معمول بوده، هرچند در طول تاریخ، فراز و نشیب های زیادی طی کرده و گاهی با اعمال سلیقه حاکمان و یا متنفذان مذهبی، شدت و ضعف یافته، ولی هیچ گاه به طور کامل از بین نرفته است.

در ایران باستان نیز زنان چادری مستطیل شکل بر روی همه لباس خود داشته اند که نقوش باقی مانده از آن دوران حاکی از این مسئله است. (۲)

بنابراین، متداول بودن حجاب در میان ملل گوناگون با آنکه دارای عقاید، مذاهب و شرایط جغرافیایی متفاوتی بوده اند، نشانگر آن است که تمایل به پوشش و حجاب از فطرت درونی انسان سرچشمه می گیرد، نه از تمدن، فرهنگ یا عقاید مذهبی. (۳)

با این حال، چون بد حجابی در جامعه کنونی از اموری است که ذهن بسیاری از دینداران را به خود مشغول داشته، در این نوشتار سعی شده علل عدم تقیّد به حجاب مطلوب اسلامی در جامعه بررسی شود.

بررسی مفاهیم کلیدی بحث

در ابتدا، لازم است تعریف مختصری از مفاهیم قرآنی مرتبط با موضوع (حجاب، خمار، جلباب) ارائه دهیم:

الف. حجاب

«حجاب» در لغت، به معنای پوشش، پرده و حاجب به کار رفته، همچنین نامی است برای آنچه به وسیله آن خود را می پوشانند. آنچه میان دو چیز حایل گردد نیز «حجاب» نامیده می شود. کلام خداوند متعال که می فرماید: «و مِن بَیننا و بَینکَ حجابٌ. » (فصّلت: ۵) نیز بدین معناست؛ یعنی میان ما و شما حاجز و فاصله ای در نحله و دین وجود دارد. (۴)

در کتب لغت فارسی نیز برای واژه «حجاب» این معانی آمده اند: پرده، ستر، نقابی که زنان چهره خود را بدان می پوشانند، روی بند، برقع، چادری که زنان سرتاپای خود را بدان می پوشانند. (۵) در زبان انگلیسی، ریشه و مصدر واژه Dress یعنی لباس، کلمه Directus است که به معنای مستقیم نمودن و مرتب و منظم کردن، آراستن و زینت دادن می باشد. (۶)

ممکن است این تفاوت معنایی در زبان ها و فرهنگ های گوناگون ناشی از نقش ها و کارکردهای متعدد لباس و پوشش باشد؛ زیرا لباس و پوشش از یک سو، انسان را از سرما و گرما و آسیب های ناشی از آن حفظ می کند و از سوی دیگر، با پوشش جسم، آن را از انظار پنهان داشته، در جهت حفظ عفت به آدمی کمک می کند و علاوه بر این ها، به انسان آراستگی، زیبایی و وقار می بخشد. (۷)

قرآن کریم نیز به کارکردهای گوناگون پوشش و لباس اشاره می فرماید: «یا بنی آدمَ قَد اَنزلنا علیکم لِباسا یُواری سوءَاتِکم و ریشا و لباسُ التقوی ذلکَ خیرٌ» (اعراف: ۲۶)؛ ای فرزندان آدم، برای شما لباسی فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شماست و لباس تقوا بهتر است.

معنای اصطلاحی این واژه نیز با معنای لغوی آن تناسب دارد و به معنای پوشش مخصوص زنان به کار می رود.

ب. خمار

یکی دیگر از واژه هایی که در آیات حجاب به کار رفته، واژه «خمار» است که به معنای وسیله پوشاندن و در اصطلاح، مختص چیزی است که زن سر خود را با آن می پوشاند؛ مانند مقنعه یا روسری بلند. (۸)

ج. جلباب

برای واژه «جلباب» نیز معانی متعددی ذکر شده اند. برخی گفته اند: جامه ای بزرگ تر از خمار است که زن به وسیله آن سر و سینه خود را می پوشاند. (۹) بعضی گفته اند: پوششی است که تا سر زانو می آید، (۱۰) و عده ای آن را پوششی می دانند که سراسر بدن را از بالا تا پایین می پوشاند. (۱۱)

از میان سه معنایی که ذکر شد، مؤیّداتی معنای سوم را تقویت می کنند:

۱- با دقت در معنای واژه های «خمار» و «جلباب» در آیات «فَلیضرِبنَ بِخُمرهنّ علی جیُوبِهنّ» (نور: ۳۱) و «و یُدنینَ علیهِنَّ مِن جَلابیبهنَّ» (احزاب: ۵۹) که بر نوع پوشش زنان دلالت می کند، تغایر این دو لفظ در آیات شریفه فهمیده می شود؛ چرا که اگر «جلباب» همان «خمار» باشد، خلافِ اصلِ تفاوتِ معنای الفاظِ متغایر است.

۲- در مورد پوشش حضرت فاطمه علیهاالسلام، وقتی می خواستند برای دفاع از حضرت علی علیه السلام به سوی مسجد حرکت کنند، در تاریخ چنین آمده است: «لاثت خمارِها علی رأسِها و اشتملت بِجِلبابها. » (۱۲) در این نقل، تغایر دو واژه «خمار» و «جلباب» روشن است؛ چرا که «لا ثت خمارها» به معنای محکم بر سر بستن مقنعه است و «اشتملت بِجِلبابها» نیز با توجه به قرینه «اشتملت» پوشش سراسری بوده که تمام وجود حضرت را فراگرفته است.

۳- امّ سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه و آله می گوید: وقتی آیه «یُدنینَ عَلیهِنَّ مِن جلابیبهنَّ» (احزاب: ۵۹) نازل شد، زنان طایفه انصار جامه پشمی سیاهی به سر می کردند و با همین وضع از کنار رسول خدا صلی الله علیه و آله عبور می کردند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این مورد به آن ها اعتراض نکردند و همین دلیل بر تقریر و امضای آن حضرت است و تقریر ایشان مانند قول ایشان حجت می باشد. (۱۳)

از مجموع مطالب مزبور، به دست می آید که واژه های «خمار» و «جلباب» متمایز بوده و اوّلی پوششی مثل مقنعه و دومی پوششی مثل چادر است که همان پوشش زنان صدر اسلام بوده، به گونه ای که زیبایی های اندام و جذابیت ها را می پوشاند و زن می تواند به وسیله آن خود را در حفاظی مطمئن قرار دهد و چون چادر نازک این کارکردها را ندارد حجاب مورد نظر قرآن به شمار نمی آید.

مقام معظّم رهبری در این زمینه می فرماید: «چادر، هم بهترین نوع حجاب است و هم یک نشانه ملّی ماست که هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرّکی از زن ندارد. »

ریشه قرآنی چادر مشکی

مطلب قابل توجه دیگر اینکه در واژه «جلباب» حتی رنگ پوشش هم اخذ شده است؛ چرا که یکی از معانی «جلب» که در کتب لغت به آن اشاره شده، تیرگی و سیاهی است؛ مثلاً؛ «جلبُ اللیل» به معنای سیاهی شب می باشد.

ابن منظور در لسان العرب ذیل ماده «جلب»، پس از نقل شعری تصریح نموده که گوینده شعر از «جلب»، سیاهی را اراده کرده است.

بنابراین، می توان گفت: چادر مشکی ریشه قرآنی دارد. (۱۴) مقام معظّم رهبری در این زمینه می فرماید: «چادر، هم بهترین نوع حجاب است و هم یک نشانه ملّی ماست که هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرّکی از زن ندارد. »(۱۵)

از سوی دیگر، به دلیل آنکه در آیات(۱۶) و روایات(۱۷) به استفاده از رنگ های روشن توصیه شده و در مقابل، از رنگ های کدر و تیره نهی گردیده، ممکن است این سؤال مطرح شود که دلیل انتخاب رنگ تیره برای چادر چیست؟

از جمله پاسخ هایی که به این سؤال داده می شود، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱- در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله چنین آمده است: «کانَ رسولُ اللّهِ یَکَرهُ السوادَ اِلاّ فی ثلاثٍ: الخفّ، العمامهُ والکساءُ»؛ (۱۸) رسول خدا صلی الله علیه و آله سیاه پوشی را مکروه می دانست، مگر در سه مورد: کفش، عمامه و عبا. شاید بتوان از این حدیث، عدم کراهت چادر مشکی را که در ردیف عبا قرار می گیرد استفاده کرد.

۲- در روان شناسی رنگ ها، ثابت شده که رنگ مشکی یک رنگ صامت است و بر خلاف رنگ های دیگر، که معمولاً نگاه را به سمت خود جلب می کنند، رنگ مشکی نگاه شکن است. بنابراین، چادر مشکی هدف از پوشش زنان را که عدم توجه به زن و ایجاد امنیت روانی برای اوست تأمین می کند. (۱۹)

علاوه بر آن، وقتی انسان به چیز سفید نگاه می کند، احساس می نماید آن چیز به او نزدیک می شود. اما وقتی چیزی مشکی را می بیند، احساس می کند که از او دور می شود و بهتر اینکه رنگ پوشش زن به مرد چنین القا کند که زن از او دور می شود. (۲۰)

۳- رنگ پوشش در صورتی که روشن باشد، می تواند موجب جلب توجه شود که در این صورت، با هدف پوشش، که در آیات و روایات بیان شده، سازگار نیست.

مسئله غیر قابل انکار سختی کنترل چادر همراه با وسایل است که به عنوان معضل مطرح می شود که این امر به نوع طرّاحی چادر برمی گردد. بنابراین، لازم است طرّاحان لباس چادر را به گونه ای طراحی کنند که پاسخ نیازهای خانم ها را بدهد و در عین حال، پوشش مناسبی برای لباس های زیر چادر باشد.

البته پذیرش اینکه حجاب با چادر مشکی ریشه قرآنی دارد، می تواند تحمّل سختی های آن را آسان کند؛ زیرا تحمّل تکالیف شرعی مثل روزه، جهاد و مانند آن که دارای مشقت و سختی هستند، برای انسان سازنده است. (۲۱)

با این حال، اگر عده ای به هر دلیل به استفاده از مانتو علاقه دارند، باید به شرایط آن توجه کنند: از مانتوهای تنگ به عنوان پوشش استفاده نکنند؛ چرا که رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: «لا ینبغی للمرأهِ اَن تَجمرَ ثوبَها اِذا خرجت مِن بیتها»؛ (۲۲) برای زن سزاوار نیست که هنگام بیرون رفتن از خانه اش، لباس خود را جمع و فشرده کند. بنابراین، حتی جمع کردن چادر و تبدیل آن به یک لباس تنگ نیز مطلوب نیست.

همچنین با توجه به تأکید قرآن مبنی بر پوشاندن زینت در مقابل نامحرم، (۲۳) از مانتوهایی که در عرف جامعه زینت محسوب شده، جلب توجه نامحرم می کنند نباید استفاده کرد و چون عنوان پوشش بیرونی را دارند، حکم رنگ چادر بر آن ها صدق می کند.

حجاب، چرا؟

با توجه به اینکه جاذبه جسمی زن برای مرد بیش از جاذبه مرد برای زن است، (۲۴) حفظ حجاب به گونه ای که به زن توصیه شده، به مرد توصیه نشده است؛ یعنی حدود آن برای زن با حدود آن برای مرد متفاوت است: محدوده آن برای زن پوشاندن همه بدن، جز دست ها تا مچ و صورت (بدون زینت و آرایش) است. (۲۵)

اگر حد مطلوب حجاب از نظر اسلام مراعات نشود، به خاطر جاذبه جسمی، زمینه های فساد در جامعه ایجاد می شوند، در حالی که برنامه دین در جامعه حذف زمینه های فساد است؛ یعنی از ابتدا نباید در جامعه فساد ایجاد شود. حال اگر در جامعه فساد به وجود آمد، باید از علنی شدن و اشاعه آن جلوگیری کرد.

به عبارت دیگر، ضریب احساس امنیت در جامعه باید بیش از نا امنی باشد؛ یعنی اگر در جامعه ای امنیت روی نقطه ۳۰ بود، اما احساس امنیت در نقطه ۶۰ یا ۷۰، این جامعه، جامعه خوبی است. اما اگر امنیت روی نقطه ۷۰ بود، اما احساس امنیت در نقطه ۳۰ قرار داشت یعنی با وجود کم بودن فساد در جامعه، احساس ناامنی و فساد زیاد باشد جامعه متزلزل می گردد.

بنابراین، چون شیوع فساد بنیان جامعه را متزلزل کرده، آن را به سقوط خواهد کشاند، نباید زمینه فساد و میل به گناه را در جامعه به وجود آورد یا تشدید کرد.

مطلب دیگر اینکه بنای اسلام در روابط اجتماعی، به حداقل رساندن استهلاک قواست؛ به این معنا که اگر انسان توان خود را برای فعالیتی که به قصد انجام آن وارد اجتماع شده است، صرف نکند، قوای خود را مستهلک کرده است، در حالی که شخص باید بتواند سریع ترین و مطلوب ترین راه را برای رسیدن به هدف طی کند. پس اگر فعالیت اجتماعی زن و مرد به گونه ای باشد که توان زن یا مرد برای فعالیت مفید اجتماعی صرف شود، فعالیت آن ها موفق و دارای بازدهی بالاست. در غیر این صورت، نیرو و توان آن ها مستهلک شده است.

استهلاک قوا گاهی معنوی و گاهی مادی است. بی حجابی بخش عظیمی از قوای معنوی انسان را مستهلک می کند؛ به این معنا که اگر انسان به دنبال تعالی روحی باشد، مشغول شدن به جاذبه های گوناگون، تعالی روحی او را کم می کند و نمی تواند به مرتبه ای از ارزش که برایش تعریف شده است، برسد.

به دیگر سخن، آیا مردی که در محیط کار و اجتماع، با زنان باحجاب در ارتباط است، توجه او به عبودیت و خدمت به جامعه بیشتر است یا مردی که با زنان بی حجاب در ارتباط است و پیوسته در معرض تحریکات جنسی قرار می گیرد؟

بنابراین، حجاب در جامعه مرز ایجاد می کند تا زن و مرد به راحتی وظیفه خود را انجام دهند؛ چرا که در چنین جامعه ای، تحریکات جنسی به حداقل رسیده، انسان ها به سمت خدای متعال اوج می گیرند.

از سوی دیگر بی حجابی، بحران، التهاب روحی و تشویش ذهنی در مردان ایجاد می کند؛ چرا که اگر زمینه تحریکات جنسی به وجود آید، اما به آن ها پاسخ داده نشود، جوان به مشکلات روحی متعددی مبتلا می شود، همان گونه که امروزه جوامع به آن گرفتار هستند. در مقابل، اگر در جامعه پوشش لازم رعایت شود و افراد به دستورات دینی پای بند باشند، این التهابات روحی پدید نمی آیند. (۲۶)

این التهابات در بانوان به شکل دیگری بروز می کنند؛ چون خانم ها حسّاس تر هستند و تحت تأثیر محیط قرار می گیرند، با رها کردن حجاب ظاهری و باطنی، خود را زیباتر و جذّاب تر پنداشته، انتظار دارند دیگران به آن ها توجه کنند و وقتی با توجهات کاذب در اجتماع مواجه شوند، دچار اضطراب، آشفتگی و افسردگی می گردند. اما اگر این انتظار آن ها جلب توجه برآورده شود و ارضا گردند، عواطف آن ها در خانه تقلیل یافته، خانواده ثبات لازم را نخواهد داشت و متزلزل می گردد. این تنها یک مورد از تبعات و آثار سوء بی حجابی و بدحجابی است و بی حجابی آثار وضعی نامطلوب دیگری نیز دارد به عنوان مثال عدم رعایت پوشش کامل، آزادی و امنیت زن را به خطر می اندازد؛ چون چشم ها و دل های مریض را به سمت خود می کشاند، در حالی که زن با رعایت حجاب می تواند آزادانه و با احساس امنیت، به کار و فعالیت های علمی و اجتماعی بپردازد.

با توجه به آنچه گفته شد، انتظار می رود در جامعه اسلامی، بخصوص در مجامع علمی، که افراد از سطح معرفتی بیشتری برخوردار هستند، حجاب مورد نظر اسلام رعایت شود. اما متأسفانه در برخی از مراکز از جمله مراکز آموزشی به دلایل گوناگون، از جمله ضعف مدیریت بعضی مدیران، فقدان ضمانت اجرایی لازم، عدم آگاهی جوانان و تأثیر جوّ عمومی جامعه و دلایل دیگری که خواهند آمد، ضعف حجاب الگوی مشهود و ملموس است.

البته در مراکزی که علوم دینی تدریس می شوند، تقیّد به این امر بیشتر است و در مقابل، مراکزی که به جای فرهنگ سازی و دادن آگاهی لازم و بیان ضرورت حجاب، آن را اجباری می کنند، با واکنش منفی در حد توهین به حجاب اسلامی مواجه می شوند، هرچند در ظاهر مجبور به رعایت آن باشند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *