تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل روزنامه نگاری عینی بی بی سی، مطالعه موردی جنگ ۵۰ روزه غزه :

مقدمه

هدف این مقاله، تحلیل مختصات روزنامه نگاری عینی در بیبی سی فارسی در خصوص جنگ غزه است. در جهان امروز با توجه به رشد فناوریهای ارتباطی، برجستگی و اهمیت رسانه ها بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و در این رویکرد، دیگر رسانه نه تنها به عنوان یک وسیله ارتباطی صرف، بلکه ابزاری برای کسب قدرت هستند تا صاحبان رسانه های جمعی از طریق در دست گرفتن شریان های ارتباطی و ظرفیت بالای اقناع توسط رسانه ها، واقعیت های روزمره را آن گونه روایت کنند که می خواهند. به دیگر سخن با نگاهی نسبی در قیاس با گذشته می توان گفت که به علت گسترش فراگیری و افزایش ضریب نفوذ رسانه ها در زندگی اجتماعی انسان ها، ارتباط تنگاتنگ قدرت و رسانه بیش از پیش مورد توجه قرارگرفته است، چراکه دیگر اهمیت حوزه افکار عمومی به عنوان یکی از عوامل تعیین کننده قدرت و همچنین اثرگذاری رسانه ها در حوزه شکل دهی افکار عمومی بر کسی پوشیده نیست.

از این منظر تحلیل سپهر رسانه ای بین المللی، در جهت شناخت عناصر اثرگذار در افکار عمومی جهانی، به ویژه در عرصه های خبری امری است که لزوم آن غیرقابل انکار می نماید. شاید بتوان اهمیت حوزه خبر در بین سایر محصولات رسانه ای را در این گفته هالستی[۱] یافت که میگوید: «تصویر ذهنی مردم از دیگر کشورها، بیش از آنکه محصول تجربه مستقیم باشد، محصول خبر است چراکه اغلب مردم اطلاعی از مسائل خارجی ندارند و در نتیجه نگرش آنان نسبت به کشورهای خارجی به ندرت دقیق است » (هالستی، ۱۳۷۲، ص. ۱۰۶). به این ترتیب میتوان گفت تصویر ذهنی بیشتر مردم عصر ما از رویدادهای بین المللی، تحت تأثیر روایتگری شبکه های خبری برجسته دنیا قرار دارد.

طرح مساله

در پهنه جغرافیای انسانی، منطقه خاورمیانه هم از نظر جغرافیای سیاسی و هم از نظر شاخص هایی چون تراکم جمعیتی، غنای منابع زیرزمینی، غلظت بالای توده های اسلامی، مرکزیت موج های سیاسی و فراوانی جنبش های انقلابی همواره مورد توجه افکار عمومی بین المللی بوده است و شاید بتوان گفت یکی از حساس ترین کانون های تمرکز رسانه ای جهان در محدوده کرانه باختری، غزه و اسرائیل قرار دارد. منطقه ای که سال هاست آبشخور درگیریهای تاریخی بین اعراب و اسرائیل بوده است.

با ذکر این مقدمه، چرایی برجستگی خبر درگیری اخیر ارتش اسرائیل و حماس در سر تیتر قاطبه رسانه های خبری جهان بسیار بدیهی خواهد بود. به نظر می رسد با توجه به اهمیت این موضوع در بین اخبار مختلف بین المللی، تحلیل علمی چگونگی بازتاب این جنگ در شبکه های مهم خبری جهان میتوان یک نمونه قابل تأمل در پژوهش های ارتباطی محسوب شود. پژوهشی که میتواند با رویکردی علمی به تشخیص رعایت یا نقض یکی از اساسیترین اصول حرفه ای روایتگری یعنی روزنامه نگاری عینی بپردازد.

از این رو، مقاله حاضر به منظور تشخیص وجود یا فقدان روزنامه نگاری عینی در شبکه خبری بیبی سی، معطوف به چگونگی اعمال فرایندهای برجسته سازی و چارچوب بندی موضوعات خبری است. شاید بتوان گفت نتایج حاصل از این مطالعه می تواند از جهات مختلف برای فعالان رسانه ای داخلی مفید فایده قرار گیرد، چراکه با فرض اطمینان از صحت نتایج به دست آمده از چنین تحقیقاتی، اولا میتوان نتایج حاصل از توصیف فرایندهای برجسته سازی و چارچوب گذاری رسانه های قدرتمند جهانی را تحت عنوان یک رویه استاندارد به سایر رسانه های بین المللی تعمیم داد و ثانیا در رخدادهای محتمل آتی با نگاهی عالمانه چگونگی فعالیت جریان های اصلی رسانه ای جهان را تا حد زیادی پیش بینی کرد. مضاف بر این نتایج این پژوهش می تواند در تقویت رسانه های داخلی از طریق فهم دقیق نقاط ضعف و قوت رسانه های پیشرو مؤثر واقع شود. به دیگر سخن ، غفلت از انجام و توجه به چنین پژوهش هایی در حیطه شناخت رویکرد رسانه های پیشرو در مقیاس جهانی، عملا منجر به نوعی انفعال و صلب قدرت پیش بینی خواهد شد.

از میان شبکه های مختلفی که در عرصه روایتگری و خبر فعالیت میکنند، شبکه بیبی سی با زیرمجموعه های آن، یکی از قدیمیترین و شناخته شده ترین شبکه های خبری محسوب میشود که با قدمتی در حدود ۹۲ سال، در قالب های مختلف رسانه ای چون رادیو، سایت های خبری و شبکه های کابلی و ماهواره ای به ارائه اخبار و تحلیل پیرامون موضوعات مختلف پرداخته است و میتوان از آن به عنوان یکی از تأثیرگذارترین رسانه های خبری در عرصه جهانی نام برد. در روند پوشش خبری جنگ ۵۰ روزه غزه در این شبکه، روایتگری بیبی سی با برخی اعتراضات و اقدامات جهانی همراه شد که در طی آن تظاهرات و تجمعاتی در برابر ساختمان این رسانه اتفاق افتاد و در نهایت به امضای بیانیه ای اعتراضی علیه روند روایتگری بی بی سی پیرامون جنگ غزه منجر شد که امضای افرادی چون نوام چامسکی[۲]، جان پیلگر[۳]، کن لوچ[۴]، برایان اینو[۵] و جرمی هاردیدر[۶] در این بیانیه قابل توجه است. در این مقاله قصد داریم تا چارچوب بندی شبکه بیبیسی فارسی از جنگ ۵۰ روزه غزه را تحلیل کنیم. لازم به ذکر است که شبکه بیبیسی فارسی پس از شبکه های انگلیسی و عربی، به عنوان سومین زبان تحت پوشش بیبیسی در سال ۲۰۰۹ راه اندازی شد. بنابراین از میان رسانه های خبری پیشرو، شبکه بیبیسی فارسی با توجه به رویکرد حرفه ای در عرصه روایتگری برگزیده شده است تا به تحلیل کمی مقولات طرح شده در پوشش و چارچوب بندی یکی از مهم ترین رویدادهای رسانه ای جهان در چند سال گذشته بپردازیم. در این مسیر، جنگ ۵۰ روزه غزه به عنوان یکی از اصلیترین جریان های خبری جهان مورد توجه ما قرارگرفته است تا با بهره گیری از روش تحلیل محتوا بتوانیم پایبندی بیبیسی به اصل روزنامه نگاری عینی و چارچوب گذاری این شبکه از جنگ ۵۰ روزه غزه را مشخص کنیم.

ملاحظات نظری در تبیین روزنامه نگاری عینی در جنگ غزه

در سال های اخیر، مفهوم «شکل گیری واقعیت اجتماعی» به عنوان یکی از مهم ترین آثار اجتماعی پیام های ارتباطی، مورد توجه جدی پژوهشگران علوم ارتباطات قرارگرفته است. درواقع پرسش این نیست که پیام های ارتباطی چگونه بر نگرش ها، اعتقادها، باورها و رفتارهای مخاطبان تأثیر می گذارد، بلکه این است که رسانه ها چه کمکی به تبیین مخاطبان از محیط اطراف خود میکنند. فرض بر این است که رسانه ها می توانند با برجسته سازی و تأکید انتخابی خود بر ارزش ها، هنجارها و رویدادهای گوناگون، به شکل گیری ادراکات ما از محیط اطراف کمک کنند. پژوهش هایی که در زمینبرجسته سازی پیام های خبری انجام شده اند، تایید میکنند که رسانه ها با تأکید و برجسته سازی خبرها و موضوعات مختلف، اولویت های ذهنی مخاطبان را شکل میدهند (بدیعی، ۱۳۷۷، ص. ۲۳). این موضوع در کارکردهایی که لاسول[۷] برای رسانه های جمعی برشمرده نیز مورد توجه واقع شده است. او نظارت و هماهنگی را دو کارکرد اصلی رسانه ها می داند و از نگاه او، کارکرد نظارت ، همان دروازه بانی و کارکرد هماهنگی، همان برجسته سازی است (دیرینگ[۸] و راجرز[۹]، ۱۹۲۲، ص. ۱۱).

مک کامبز[۱۰]و شاو[۱۱]، نخستین مطالعه نظام مند در مورد فرضیه برجسته سازی را در مبارزات ریاست جمهوری سال ۱۹۶۸، مورد مطالعه قرار دادند و یافته هایشان اثر برجسته سازی را تأیید کردند. براساس نتایج مطالعه آنها، میان تأکید رسانه بر یک موضوع و درک رأیدهندگان از آن، همبستگی ۹۶ درصدی برقرار بود. همچنین داده ها نشان میدهد که رابطه ای بسیار قوی میان تأکید رسانه ها بر موضوعات مختلف مبارزه سیاسی و قضاوت رأیدهندگان در مورد برجستگی و اهمیت موضوعات مختلف برقرار است .

پژوهشگر دیگری به نام فانکاورز[۱۲] نیز به شناخت رابطه میان پوشش خبری و درک عموم از اهمیت موضوعات پرداخت و نشان داد که ارتباط شدیدی میان رتبه بندی عمومی از یک موضوع به عنوان موضوع مهم و میزان پوشش رسانه ای وجود دارد (سورین[۱۳] و تانکارد[۱۴]، ۱۳۸۶، ص. ۲۷).

یکی از راه های برجسته سازی اخبار، پخش آن در اولویت بالا یا در زمان های آغازین خبرهای تلویزیونی است. در چینش خبری، نوع رسانه نیز مهم است برای مثال، رسانه های محلی به اخبار مربوط به یک منطقه توجه بیشتری دارند و برحسب منطقه خبرها را اولویت بندی میکنند. در رسانه های محلی توجه بیشتری به موضوع فراوانی، جمعیت و مسائلی از این قبیل می شود اما در سطح ملی و در رسانه هایی با پوشش وسیع تر موضوعات جهانی حتی می تواند در اولویت خبری قرار گیرد (ندرلو، ۱۳۸۶، ص. ۳).

به گفته مک کامبز، هر یک از موضوعاتی که در اولویت قرار میگیرند، «خصیصه های بسیاری دارند» یعنی ویژگی هایی که تصویر هر موضوع را نمایش میدهد. وقتی موضوعات از نظر اهمیت و برجستگی تغییر مییابند، صفات هر یک از آن ها نیز تغییر مییابد (شیافر[۱۵]، ۲۰۰۷، ص. ۲۲) و به رسانه این امکان را میدهد که به مخاطبان بگوید درباره چه فکر کنند نه اینکه چگونه فکر کنند، اما سطح دیگری در برجسته – سازی وجود دارد که نه تنها به مخاطب می گوید گه درباره چه فکر کند بلکه چگونگی فکر کردن مخاطب را نیز تحت تأثیر قرار می دهد (مک کامبز و رینولدز[۱۶]، ۲۰۰۴، ص. ۱۰۳) و آن چارچوب بندی یا قاب بندی نامیده میشود.

بر این اساس رسانه ممکن است راهی برای گریز از انتشار خبر نداشته باشد و گاهی با توجه به برجسته سازیهای سایر رسانه ها، مجبور به پوشش یک رویداد شود تا اعتبار خود را از دست ندهد اما با استفاده از چارچوب بندی هدفمند به مخاطب میگوید «آن طور که من میخواهم درباره این موضوع فکر کن».

مک کامبز، چارچوب بندی را نسخه پالایش شده برجسته سازی میداند. از این دیدگاه ، چارچوب بندی به معنای برجسته ساختن برخی جنبه های یک موضوع از طریق شیوه های مختلف ارائه موضوع و در نتیجه تغییر رفتارهای مردم در قبال آن است. او این پدیده را سطح دوم برجسته سازی میداند (شویفل[۱۷] و تیوکسبری[۱۸]، ۲۰۰۷، ص. ۱۵).

فرضیه اصلی مربوط به چارچوب بندی می گوید که رسانه خبری بر اهمیت صفات، جنبه ها یا ویژگیهای موضوع در ذهن عموم تأکید می کند. برای مثال، در پوشش رسانه ای یک نامزد انتخاباتی، خصوصیات این فرد مانند تواضع مورد توجه قرار میگیرد و این پرسش مطرح میشود که چرا برخی از ویژگیهای این نامزد انتخاباتی بیان می شود اما در مورد نامزد دیگر، به چنین ویژگیهایی پرداخته نمیشود. این پرسش را می توان به سایر رویدادهای سیاسی، به ویژه رویدادهای بین المللی نیز تعمیم داد و پرسید چرا برخی از رسانه ها تنها به بعضی از ویژگیهای یک رویداد اشاره میکنند و ویژگیهای دیگر آن را به اطلاع مخاطب نمی رسانند؟

انتمن[۱۹]، تأکید کرد که چارچوب ها برای جلب توجه افراد، به برخی عناصر و توجه نکردن به برخی عناصر دیگر به کار میروند. او همچنین بر این باور است که «شیوه چارچوب بندی یک موضوع باید مشخص کند مردم چگونه میتوانند موضوعی را درک و ارزیابی کنند» (انتمن، ۱۳۹۳، ص. ۵۸-۵۱). در گزارش های خبری و نرم خبرها این چارچوب ها بیشتر مشاهده میشود. لحن گفتار و تصاویر در اخبار و گزارش های تلویزیونی از مصادیق بارز چارچوب بندی به شمار میروند. اما چارچوب بندی درواقع دو مرحله بعد از دروازه بانی است به گونه ای که نخست، دروازه بان درباره پخش شدن یا نشدن یک رویداد تصمیم میگیرد و اگر پخش خبر تائید شد، درباره برجسته شدن یا نشدن موضوع و سرانجام برجسته شدن یا نشدن برخی جنبه های آن تصمیم گیری میشود. مک کامبز و قانم[۲۰] (۲۰۰۳، صص . ۸۲ -۶۷)، دو گروه کلی از صفت ها را در سطح دوم برجسته سازی معرفی میکند: صفات شناختی یا ذاتی و صفات عاطفی یا ارزشی. صفات شناختی به توصیف و تعریف موضوع در رسانه مربوط میشوند، درحالیکه صفات عاطفی، به لحن رسانه برای ارائه موضوع و ارزش گذاری آن (مثبت، منفی یا خنثی) اختصاص دارند. تفاوت ظاهری بین این نوع صفات همیشه واضح و روشن نیست (شیفر[۲۱]، ۲۰۰۷، ص. ۲۳). البته منبع، نقش مهمی در چارچوب بندی ایفا میکند و هر چه قویتر باشد، بهتر می تواند جریان اطلاعات را کنترل کند، همچنان که صفات ارزشی به کار رفته در آن نیز بیشتر مخاطب را اقناع میکنند. اما این مباحث موضوع دستکاری واقعیت را به ذهن متبادر میسازند که با اصل عینیت در روزنامه نگاری منافات دارد.

عینیت در روایتگری یا روزنامه نگاری عینی یکی از اصولی است که بر مبنای آن خبر باید فارغ از جهت گیریها و موضع گیریهای خاص و با استناد به واقعیت های عینی یک رویداد، نقل و بیان شود.

به بیان دیگر عدم وجود دخل و تصرف هایی که به هر روشی موجب تحریف واقعیت یا قلب آن شود از مواردی است که در اخلاق حرفه ای خبرنگاری مورد توجه واقع شده تا خبر بدون جهت گیری و به صورت عینی به دست مخاطبان برسد. روزنامه نگاری عینی به قدری دارای اهمیت است که در اصل دوم اصول حرفه ای خبرنگاری بین المللی به عنوان اصلی مجزا مورد توجه واقع شده و بیان میکند که «خبرنگار باید وقف واقعیات عینی باشد» (اتیکنت[۲۲]، ۲۰۱۵). وب سایت شبکه بیبیسی نیز در بخش آکادمی بیبیسی و مدرسه روزنامه نگاری، اصول اخلاقی و ارزشی این شبکه را معرفی کرده است. به عنوان مثال بیبیسی به وضوح اذعان میکند «روزنامه نگاران بیبیسی موظف به رعایت اصل بیطرفی هستند. بیبیسی نمیتواند آگاهانه یا ناآگاهانه نگاه مشخصی به حوادث جهان داشته باشد یا با موضوع های جنجالی تنها از یک طرف برخورد کند» همچنین «قوانین بریتانیا، بیبیسی و روزنامه نگاران آن را موظف میسازد که بیطرف باشند.

بیطرفی یک معیار ارزشی و درعین حال یک ضرورت حرفه ای و قانونی است که بیبیسی را از سایر رسانه ها و منابع خبری متمایز می سازد. درعین حال بیطرفی بخشی از پیمان بیبی سی با مخاطبان است » (وب سایت بیبی سی، بیتا).

واقعیت این است که تصور ما از جهان تصوری مستقیم نیست . ما از بسیاری از وقایع تجربه دست اولی نداریم ، بلکه از طریق فرآورده های رسانه های جمعی از آنها آگاه میشویم. نه تنها متن خبری، بلکه حتی دوربین هم نمیتواند واقعه ای را کاملا بیطرفانه برای ما روایت کند. از این جهت، آنچه که سازمان های رسانه ای پخش و توزیع میکنند، میتواند با دیدگاه حاکم بر آن سازمان، متناسب و هماهنگ باشد. به نظر می رسد که روایت های خبری از ساختار ویژه ای تبعیت میکنند که متناسب با فهم و منافع کارگزاران هر رسانه خاص شکل گرفته است. از یک سو، این عادت (و بلکه اعتیاد) مخاطبان و از سوی دیگر تلاش کارگزاران رسانه ای است که سبب ترویج و تداوم بازتولید این ساختارها میشود.

لورل ریچاردسون[۲۳] معتقد است که روایت «شیوه اصلی سامان دادن به سلسله اتفاقاتی است که پیرامون ما اتفاق میافتد. ما از طریق تنظیم این اتفاقات بر اساس اهمیت زمانی آن هاست که تجربه خود را از آن ها معنادار میکنیم. روایت هم شیوه استدلال و هم شیوه بازنمایی است» (ریچاردسون، ۱۹۹۰). از این دیدگاه ما هم میتوانیم از دریچه روایت دنیا را «دریابیم » و هم میتوانیم دریافت خود را از آن «بازنماییم». جروم برونر[۲۴] هم استدلال روایی را یکی از دو شیوه بنیادین و عام شناخت عقلی میداند. او «استدلال روایی» و «استدلال منطقی علمی» را از هم تفکیک میکند و معتقد است که در شیوه روایی، توضیح رخدادها در بافت و در درون متن شیوه روایی جای دارد و حقیقت در پیوند و بین اجزای همان واقعه جستجو میشود، درحالیکه در شیوه علمی منطقی، حقیقت عام از طریق فاصله گرفتن از واقعیت های جاری به دست می – آید (گیویان، ۱۳۸۵).

با تکه تکه کردن، به هم پیوستن و تنظیم های مکرر جزئیات است که یک رسانه رخدادهای مجزا را به هم پیوند میدهد و آن ها را در قالب یک روایت تدوین میکند. این روایت حلقه ای از سلسله روایت هایی است که رخدادهای گوناگون را برای مخاطبان بازنمایی می کنند. مجموعه این سلسله روایت ها تصور ذهنی ما را از جهان پیرامونمان شکل می دهد. این جهان تصوری به کمک بازنماییهایی که دنیای رسانه ای شده را میسازد، انگاره های ذهنیای برای انسان معاصر خلق می کند تا بتواند با محیط پیرامون خود مواجه شود و احساس کند آن را می شناسد. این بدان معناست که این رسانه ها و فرآورده های آن هاست که مرزهای سپهر زیستی و دامنه های قلمروهای معنایی ما را تعیین میکنند. بر این اساس است که گفته میشود این جهان، جهانی رسانه ای است.

جهان رسانه ای بیبیسی مورد توجه پژوهشگران زیادی بوده است. پژوهش های گوناگونی در رابطه با نحوه پوشش درگیریهای منطقه ای، در بخش فارسی موسسه بیبی انجام شده که بیشتر معطوف به سایت خبری این بنگاه سخن پراکنی است و کمتر به محتوای شبکه تلویزیونی بیبیسی پرداخته است ولی مطالعات زیادی مشابه پژوهش حاضر، روش تحلیل محتوا را برای انجام تحلیل هایشان به کار برده اند که در ادامه توضیح داده می شود.

ملاحظات روش شناسی

هدف اصلی این پژوهش، «توصیف دقیق ، عینی و کمی» نحوه چارچوب بندی شبکه بیبیسی فارسی از جنگ ۵۰ روزه غزه است و از آنجایی که روش تحلیل محتوا یک فن تحقیقاتی به منظور توصیف عینی، نظام مند و کمی از محتوای آشکار ارتباطات است (برلسون[۲۵]، ۱۹۵۲، ص. ۱۸) این روش مورد استفاده واقع شده است.

جامعه آماری این پژوهش را کامل ترین برنامه خبری روزانه شبکه بیبیسی فارسی از تاریخ دوازدهم تیر ماه تا پنجم شهریور ماه سال ۱۳۹۳ یا به عبارت دیگر تاریخ آغاز و پایان درگیری تشکیل می دهد. لازم به ذکر است که از این میان بخش های مختلف خبری این شبکه، روزهای شنبه تا چهارشنبه ، برنامه شصت دقیقه ساعت بیست و دو و در روزهای پنج شنبه و جمعه بخش خبری ساعت ۱۷ به عنوان کامل ترین بخش خبری این شبکه در نظر گرفته شده اند. واحد تحلیل پژوهش حاضر، به صورت یک واحد خبری در نظر گرفته شده است که در اغلب موارد شامل گزارش و گفتگو نیز میباشد. همچنین با هدف عینی و جامع بودن تحقیق، تمامی ۶۰ عنوان خبر مرتبط با جنگ غزه در این بازه زمانی تمام شماری و تحلیل شده است.

در این پژوهش با هدف سنجش پایایی کدگذاریهای انجام شده، از ضریب پای اسکات استفاده شد.

نتایج این آزمون نشان میدهد که به جز در موارد «توجیهات اسرائیل برای ادامه جنگ » و «اقدامات جهانی»، ۱۵ مقوله دیگر دارای سطح بالایی از اعتبار هستند.

تعریف عملیاتی متغیرها

تعریف عملی مفاهیم درواقع همان تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق است و «متغیر مفهومی است که بیش از دو یا چند ارزش یا عدد به آن اختصاص داده می شود، به عبارت دیگر متغیر به ویژگیهایی اطلاق میشود که میتوان آن ها را مشاهده یا اندازه گیری کرد و یا چند ارزش یا عدد را جایگزین آن نمود» (دلاور، ۱۳۸۵، ص. ۵۸). بنابراین در تعریف عملی «واژه یا متغیرهای یک گفتار از صورت عام خود به صورت خاص یعنی به صورت امور واقع قابل مشاهده و مطالعه عملی برگردانیده می شوند» (رفیع پور، ۱۳۷۲، ص. ۱۵۶ ).

با توجه به ماهیت این پژوهش که دارای رویکرد توصیفی میباشد، روند کاری ما به گونه ای بوده است که تنظیم تعاریف عملیاتی پس پایان کدگذاری، اصلاحات و تعدیلات لازم انجام شده است. همچنین پیش از مقوله بندی جدول کدگذاریها، تعدادی از برنامه ها به صورت تصادفی بازبینی و بازشنوی شد تا متغیرهای اصلی به صورت پیش فرض از برنامه ها استخراج شوند و این روند تا پایان مرحله کدگذاری با اصلاحات و ایجاد انسجام بیش تری همراه شد. بر همین اساس تعاریف عملیاتی این پژوهش به صورت زیر ارائه می شود.

الف ) متغیرهای توصیفی قالبی:

۱. مدت زمان:

منظور از این متغیر توصیف مدت زمان اختصاص یافته به هر یک از واحدهای تحلیل میباشد که به صورت مدت زمان بر حسب ثانیه ذکر شده است و میتواند در شکل گیری نگاه کلی ما نسبت به میزان اهمیت این سوژه از نگاه شبکه بیبی سی فارسی مفید واقع شود.

۲. قالب ارائه خبر:

در این متغیر تلاش شده است تا قالب خبری ارائه شده در هر واحد تحلیل در زیرمجموعه هایی تحت عناوین خبر، مصاحبه ، ترکیب خبر و گزارش، ترکیب خبر و مصاحبه و ترکیب خبر، گزارش و مصاحبه تفکیک و به صورت کمی توصیف شود.

۳. تعداد نقل قول ها:

هدف از ارائه این مطلب مشخص نمودن تعداد نقل قول های طرح شده از مقامات دو طرف درگیری بوده است که به صورت یک متغیر ترتیبی، مجموع این تعداد نقل قول ها در کل شماری واحدهای تحلیل به دست می آید.

ب ) متغیرهای توصیفی محتوایی:

۱. اشاره به اسرائیل به عنوان شروع کننده جنگ:

این متغیر به منظور تحلیل وجود یا فقدان اشاره به آغازکننده جنگ در چارچوب بندی اخبار شبکه بیبی سی طراحی شده است و شامل دو زیر مقوله وجود یا عدم وجود اشاره به آغازکننده جنگ میباشد. لازم به یادآوری است که با توجه به قطعیت آغاز جنگ توسط اسرائیل، اشاره یا عدم اشاره رسانه ها به منشا آغازین این جنگ میتواند در روند کلی چارچوب بندی و ارائه گزارش های بی طرفانه، بسیار تأثیرگذار باشد.

۲. اشاره به دلایل آغاز جنگ توسط اسرائیل:

در این مقوله به وجود یا فقدان اشاره به دلایل آغاز جنگ توسط اسرائیل پرداخته ایم . وجود یا فقدان اشاره به این مطلب زیرمقولات پژوهش را تشکیل داده اند.

۳. توجیه ادامه جنگ:

در این متغیر در پی مطالعه دلایلی بوده ایم که علت اصلی ادامه جنگ را از نگاه شبکه بیبیسی توجیه می کند. زیرمقولات ما

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *