تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقایسه تطبیقی غایتِ حرکت تاریخ در اندیش? کانت و دکترین مهدویت :

مقدمه

موعودگرایی و مهدویت از خواسته های مهم بشری است که انسان ها با داشتن ادیان و مذاهب مختلف، ره به سوی آن دارند. آنان با وجود نگرش های متفاوت عقیدتی، روز موعود را می بینند؛ روزی که رسالت های آسمانی با همه اهدافش در زمین تحقق می یابد و راه ناهمواری که در طول تاریخ برای انسان دشوار بود، پس از رنج بسیار هموار می شود. نه فقط مؤمنین، بلکه دیگران نیز به عالم غیب چشم دوخته اند، تا آن جاکه انتظار روز موعود، مکتب هایی که هرگز زیر بار مسائل غیبی نمی روند را فرا گرفته است. پیروان مکتب ماتریالیسم دیالکتیک که تاریخ را بر اساس تضاد تفسیر می کنند نیز منتظر روزی هستند که همه این تضادها از میان برود و صلح و هم زیستی به پیروزی رسد(شاکری زواردهی، ۱۳۹۲: ۱۷). مهدویت، بر پایه فلسفه متعالی تاریخ بنا نهاده شده است و سه عنصر وحی، عقل و تجربه جایگاهی مهم در آن دارند(صدر، ۱۴۱۹: ۷۲۲ و۱۰۲). این دکترین در بردارنده آموزه هایی فراگیر ویژه امام مهدی رحمه الله است که بتواند به تبیین تفسیری راهبردی درباره تحقق جامعه ای مطلوب در پرتو پیوند دوسویه انسان با خدا دست یابد. مهدویت، یعنی امیدواری به آینده ای روشن، پیام رهایی بخش به بشر سرخورده و ستم دیده و یقین به فرارسیدن روزی که با ظهور مردی الهی آن چه مردم بدان امید دارند، برآورده خواهد شد. دکترین مهدویت، نظریه کامل و جامع برای تفسیر و اداره زندگی(سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و…) بشر و پاسخ اساسی به تمامی نیازهای واقعی و بنیادینِ انسان هاست و به عبارتی دکترین مهدویت، آموزه ای اعتقادی، جهانی و بر محور مهدویت است که تفسیری راهبردی از عرصه های اساسی حیات بشری ارائه می دهد و در نگرش، انگیزش و کنش انسان ها و ساحت های مختلف زندگی اجتماعی آن ها، تحوّلی بنیادین ایجاد می کند(پورسیدآقایی، ۱۳۸۴: ۰). کانت در زمره فیلسوفانی است که به آیند تاریخ بشری با دیدگاهی تکاملی می نگرد و جهان را همچون نطفه ای می داند که باید از مراحل مختلف خود عبود کند که به مرحله کمال خود در سطحی جهانی و با فرمانروایی واحد دست یابد. البته از فیلسوفی که با نگاهی عقلانی و از آبشخوری صرفاً فلسفی به موضوع می نگرد، انتظار نمی رود اندیشه فرجامین را آن گونه که دین از سرچشمه وحی آن را بیان می کند، تبیین کند. به همین دلیل است که برای تفسیر و تبیین روشن تر در همه مقولات و از جمله مقوله «مهدویت»، نیازمند آموزه های روشن و مبتنی بر عقلانیت دینی هستیم که در آیین اسلام به ویژه مذهب شیعه وضوح تام یافته است.

مبانی اعتقادی مهدویت

برای شناخت عمیق از مهدویت باید با مبانی آن آشنا شد. این مبانی ریشه در فطرت انسان ها دارد.

۱-نجات خواهی

از جمله آرمان های زیبای بشر، انتظار برای بهبود زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی انسان ها و پایان خوش تاریخ یا همان امید به نجات بخشی و آمدن منجی و موعود است(شاکری زواردهی، ۱۳۹۲: ۵۵). عقیده ظهور موعود و منجی در تاریخ ادیان، برخاسته از ضرورت نجات خواهی، فرجام نیک و رهایی است که اصل و امید مشترک همه ادیان و انسان ها به شمار می رود. نجات و نجات بخشی در این دنیا به دو صورت قابل تصور است: نجات فردی و نجات اجتماعی. نجات فردی یعنی افراد معدودی در جامعه، محیط فاسد خود را نجات یافته بدانند؛ نجات اجتماعی نیز یعنی دستیابی جامعه انسانی در ساحت های گوناگون زندگی مادی و معنوی به نجات و سعادت و رهایی حقیقی(همو: ۵۶).

۲-کمال خواهی

کمال خواهی و کمال گرایی و حرکت به سوی کسب سعادت و جنبش و تلاش در مسیر رفع کاستی ها آرمانی است که ریشه در فطرت همه انسان ها دارد. همه ادیان و مکاتب ادعای کمال خواهی و داعیه رسانیدن پیروان خود به قله سعادت دارند؛ به ویژه در توصیف موعود، او را مبشر و آورند خوبی ها و کمالات می دانند. از این رو می توان گفت کمال خواهی یکی از مبانی موعود گرایی است(همو: ۳۳۵). فلاسفه، کمال انسان را در دو بُعد نظری و عملی می دانند. کمال نظری در تعقل هستی است، آن چنان که هست و کمال عملی در بودن، آن چنان که باید و در انجام دادن، آن چنان که باید. در بحث کمال خواهی و مهدویت، هر دو قسم کمال مورد بحث است؛ چون بنابر عقیده صحیح درباره مهدویت، ظهور حضرت، ظهور علم و دانش همراه با پیشرفت اخلاق و خودسازی و انسانیت است. فطرت کمال خواهی انسان ها نیز خواستار دانستن و انجام بهترین هاست. اصولاً هیچ گاه انسان از دانش طلبی و دانش افزایی و حرکت به سوی خوبی ها اشباع نمی شود و هر روز تلاش می کند کمالات بیشتری را در هر دو جنبه به دست آورد. از این رو، می توان از هر دو قسم کمال نظری و عملی به غایت و هدف نهایی بشر تعبیر کرد. کمال یعنی غایت چیزی که طبیعت به جبلت خودش به سوی آن در حرکت است(مطهری، ۱۳۸۳: ج۸، ۸۷) و فطرت و آفرینش هر مخلوق به گونه ای است که به سوی سعادت خود هدایت یافته است(طباطبایی، ۱۳۹۴: ج۱۶، ۱۸۳). از دیدگاه اسلام و حکمای الهی و بر اساس نقل و عقل، رسیدن به زندگی اجتماعی مبتنی بر معنویت و دولت کریمه که در پی ظهور منجی و موعود مستقر می شود یکی از کمالات جمعی انسان است. از نظر اسلام و بیشتر مکاتب هدف و غایت آفرینش بشر رسیدن به سعادت و مقام عبودیت است؛ رسیدن به حیات معقول و طیبی که تحقق آن در دولت مهدی و موعود ادیان میسور است؛ دولتی که دانش، عدالت، رفاه و. . . در آن موج می زند و راه پیمودن سعادت و دستیابی به کمال فراهم است(شاکری زواردهی، ۱۳۹۲: ۲۰۰). حرکت آزادانه، آگاهانه و سازنده ای که در جهت فعلیت استعدادهای درونی و شکوفایی شخصیت و حیات آدمی صورت گیرد، کمال انسانی نامیده می شود؛ مثلاً عدل و داد یکی از جنبه های طبیعت انسان و از جمله اموری هستند که موجب تعالی و شکوفایی زندگی می شوند. بنابراین، هر اقدام و عمل سازنده ای که انسان از روی اختیار و آگاهی و در جهت تحقق استعدادهایش انجام دهد، تکامل نامیده می شود (نصری، ۱۳۶۳: ۲۸۷). از آن جا که دستاورد مهدی رحمه الله و موعود و منجی در همه ادیان والاترین کمال هاست، عقیده به مهدویت، موعود و منجی، از مصادق کمال خواهی و کمال جویی به شمار می رود. در دولت مهدی، عشق به کمال مطلق، دانش، زیبایی، دین داری، عقلانیت و…به اوج خود می رسد. اگر حقیقت جویی، کمال یابی و گرایش به خوبی ها و زیبایی ها فطری انسان است، اصلاح نهایی، تحقق عدالت و حکومت صالحان از مصادیق بارز فطری به شمار می آیند. از این رو می توان گفت مفهوم عام موعود و مهدویت، ریشه در فطرت همگان دارد و همگان طالب آن اند.

۳-عدالت خواهی

عدالت دوستی و عدالت خواهی، مطلوب بشر است. دوستی و گرایش به عدالت چنان فراگیر و مورد اقبال انسان هاست که هیچ تردیدی در فطری بودن آن نمی ماند. هرچند عدالت خواهی از مصادیق کمال خواهی است، از آن جا که برقرای قسط و عدالت، آرمان دیرین بشر و متوقع ادیان از موعودشان به شمار می رود، سعادت دنیایی و اخروی انسان در گرو ایجاد و عمل به آن و از همه مهم تر، برقراری آن، برترین ارمغان دولت مهدی رحمه الله است. عدالت خواهی به عنوان یک مبنای جداگان موعودگرایی و مهدویت مورد توجه قرار می گیرد. از نظر اسلام، عدل از صفات خداست و خلقت آسمان ها و زمین بر اساس عدالت است. از این رو اقامه قسط و عدل مهم ترین رسالت انبیا علیهم السلام و از مهم ترین اهداف مهدی موعود رحمه الله است. اسلام همواره بر تحقق انواع عدالت در ساحت های گوناگون تأکید کرده و قیام قیامت نیز بر اساس ترازو و عدل است(شاکری زواردهی، ۱۳۹۲: ۳۳۶). در اندیشه مهدوی، عدالت، قسط و دادگری اصل است و از ظلم و ستم و تجاوزگری خبری نخواهد بود؛ مظلومان و ستمدیدگان یاری خواهند شد و ناراحتی، ناامنی و گرفتاری های آنان رفع می شود(صدر، ۱۹۸۲: ج۲، ۴۸۸ – ۵۰۱). امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: به خدا سوگند که عدالتش را تا آخرین زوایای خانه های مردم وارد می کند، همچنان که سرما و گرما وارد خانه ها می شود.(مجلسی، بی تا: ج۵۲، ۳۶۲، ح۱۳)

حرکت تکاملی تاریخ از دیدگاه اسلام

با توجه به مبانی ذکر شده، سرشت تاریخ با فطرت انسان گره می خورد. در واقع انسان، جامعه انسانی و تاریخ او در ارتباط با جهان شناسی در نظر گرفته می شود. در جهان شناسی اسلامی هدف از آفرینش، به تبع آفریینده آن، کمال محض است(طباطبایی، ۱۳۹۷: ج۲، ۱۱۳). در این جهان شناسی حرکت عمومی جهان و هر چه در آن قرار دارد، به سوی وجود کامل فناناپذیر است. این جهان شناسی برای هر کار، هدفی در نظر می گیرد و این هدف همانا رسیدن به کمال آن چیز است. به این ترتیب، وجود قوانین تخلف ناپذیری در هستی ضروری می نماید که در پرتو آن قوانین، تربیت و هدایت عمومی به سمت کمال هر موجودی ممکن شود. از این دیدگاه، لازمه هدایت عمومی، از یک سو وجود روابط حقیقی هر موجود با دیگران و از سوی دیگر، رابطه میان هر نوع از موجودات با آثار و غایات آن نوع است(همو، ج۲، ۳۵۶). به این ترتیب، جهان شناسی اسلامی معرف جهانی با موجودات فعال و همبستگی کامل میان اجزای هستی است. در این جهان شناسی، هر نوع از موجودات، مجهز به ابزار و قوای متناسب با هدف زندگی خویش است. در این میان انسان نیز حلقه ای از زنجیره هستی تلقی می شود و تافته ای جدا بافته نیست. بر این اساس، ساختمان وجودی آدمی مطابق با کمال وجودی اوست و می تواند در صورت خواست او، در مسیر کمال نوعی اش قرار گیرد. در جهان شناسی اسلامی، ویژگی مطابقت جسمانی و روانی آدمی با کمال هستی اش فطرت نامیده می شود و به تبع، امر فطری امری تلقی می گردد که با حرکت عمومی و کمالی جهان به مقتضای دستگاه آفرینش و تربیت تکوینی آن، تضاد و تنافضی نداشته باشد(طباطبایی، ۱۳۹۷: ج۱، ۲۱۰). بنابراین در انسان شناسی اسلامی، انسان موجودی با سرشت الهی به شمار می ر ود و به فطرتی کمال طلب مجهز است. این انسان شناسی، انسانی را معرفی می کند که ارزش های انسانی در آن اصالت دارد و به صورت سلسله ای از تقاضاها در سرشت او نهاده شده است. در انسان شناسی اسلامی، انسان به موجب سرشت خود، تعالی طلب و حقیقت جوست و توان آن را دارد که به نیروی اراده و عقل خود طرح های فکری خود را طراحی کرده و به اجرا گذارد. بر این اساس، انسان شناسی اسلامی به ما انسانی را معرفی می کند که محکوم قوانین حاکم بر خود است و متناسب با این قوانین، کمالات مختلفی دارد(مطهری، ۱۳۷۵: ۴۷ – ۴۸). از نظر فلسفه اسلامی، نه تنها انسان، بلکه جامعه و تاریخ نیز مشمول قوانین بنیادین هستی هستند و هر یک از آن ها مانند دیگر اجزای هستی در مسیر رسیدن به کمال خود در حرکت اند. بر اساس این نگرش، به جامعه و تاریخ، به فعلیت رسیدن استعدادهای فطری موجود در جامعه و تاریخ، تکامل نامیده می شود. به این بیان، معیار تکامل تاریخ، گام برداشتن در مسیر فطرت آن است. در این بینش، انسان، جامعه و تاریخ، یک سرشت و فطرت واحد و کلی دارند و از این رو، این دیدگاه معتقد به جامعه واحد و تاریخ واحد جهانی برای آدمی است(همو: ۳۴-۳۷).

حرکت تکاملی تاریخ از دیدگاه کانت

در اندیشه کانت، آزادی اراده یا اختیار، یک رکن انسانی یا هستی بشری است که رکن دیگر آن را شعور یا آگاهی تشکیل می دهد؛ یعنی انسان موجودی آگاه و آزاد است و تمام شرافت انسانی انسان در گرو این دو گوهر ذاتی اوست. به برکت آزادی و اختیار _ که صفت ذاتی انسان است _ آدمی می تواند در مقابل عوامل غیرعقلی مقاومت و ایستادگی کند. این عوامل، خواه تمایلات نفسانی و هوس های آنی باشد، خواه حماقت زورگویان اسیر تمایلات نفس، خواه خرافه ها و بقایای دوران توحش، به برکت همین آزادی رنگ می بازد و از زندگی انسان طرد می شود. اما همین آزادی ذاتی وقتی تاریخی و پدیدار شد، به شبکه علت و معلولی طبیعت پیوست و زمان مند گردید، از آن پس تابع نظام علت و معلولی طبیعت است. به موجب زمان مندی ذاتی پدیدارها و تابعیت حوادث از نظام علت و معلولی، انسان مالک و صاحب افعال خویش است. این مالکیت مبدأ تکلیف است؛ یعنی مالکیت افعال، منشأ مسئولیت انسان نسبت به افعال خویش است. این مسئولیت اخلاقی مبدأ مدنیت و انتقال انسان از توحش به تمدن به شمار می رود(صانعی دره بیدی، ۱۳۸۸: ۳۲). انسان به موجب آزادی ذاتی، می آفریند؛ آفرینش های او به صورت افعال و فعالیت های تاریخی بروز می کند؛ به موجب اصل مالکیت افعال، انسان به اقدامات خود نظم می دهد و این نظم رفتاری، به تأسیس تمدن می انجامد. از این رو تمدن، محصول کار انسان است. نظام حقوقی در مرحله مدنیت _ که وجه تمایز آن از مرحله توحش به شمار می آید _ معلول همین مالکیت است و به تکلیف و مسئولیت انسان معنا می دهد(همو). اگر انسان همین افعال را در مقیاس بزرگ _ یعنی در طول تاریخ، تا آن جا که اسناد آن در دست است _ مطالعه کند، می توان در میان افعال آزاد انسان، حرکتی قانونمند برای تاریخ کشف کرد. دلیل این امر آن است که تاریخ اقوام و ملت ها در مقاطع بزرگ تاریخی _ مثلاً در طول یک هزار سال _ حاکی از این است که حوادث بشری یا مجموعه افعال نوع انسان حرکتی است از بی نظمی به نظم، از جهل به شناخت، از خودخواهی به نوع دوستی، از شرارت به معقولی و از توحش به تمدن(همو: ۳۵). این حرکت قانونمند حاکی از رشد کمّی و کیفی هر دو است؛ از لحاظ رشد کمّی، انسان هر روز امکانات بیشتری برای زندگی خود تدارک می بیند و از لحاظ رشد کیفی، مراتب بالاتری از انسانیت خود را می پیماید. مفاهیم حقوقی امروز از قبیل حقوق زنان، حقوق کودکان، حقوق کارگران، حقوق اسرا، حقوق پناهندگان، حقوق زندانیان، حقوق اقلیت های دینی و…در دنیای قدیم ناشناخته بود. این امور، بیان گر رشد کیفی انسان و حاکی از قانونمندی حرکت تاریخ است.

تکامل نوع انسان

همان طور که اشاره شد، فلسفه تاریخ اسلامی معتقد به هدفداری تاریخ است. این فلسفه به مسیر تاریخ خوش بین بوده و معتقد است در نهایت، جریان آن به غلبه حق منتهی می شود. قرآن برای ایمان، فطرت، حقیقت جویی و عدالت طلبی، اصالت می دهد و این امر را از نوامیس زندگی بشری تلقی می کند. درس هایی که فلسفه تاریخ اسلامی می آموزد، به طور مختصر بدین شرح است که اولاً باطل به تبع حق پیدا می شود و با نام حق حرکت می کند؛ ثانیاً باطل زوال پذیر بوده و حق جاودان است؛ و ثالثاً در نهایت این حق است که نمود داشته و چهره تاریخ را نشان خواهد داشت(مطهری، ۱۳۸۳: ۱۰۲۱-۱۰۲۴). به این ترتیب هدف غایی حرکت تاریخ به سوی کمال غایی نوع آدمی است که گاهی از آن به رهایی از اسارت هوای نفس، نیل به فطرت و…یاد می شود. کانت نیز معتقد است در وجود انسان، به عنوان تنها موجود عاقل کره زمین، هر نوع استعداد طبیعی که به کاربرد عقل منتهی می شود، فقط به واسطه نوع انسان می تواند شکوفا گردد و به تکامل برسد، نه به نحو انفرادی. این که تکامل و شکوفایی استعدادهای انسان، تنها در نوع انسان ممکن است و نه در افراد، به این دلیل است که تکامل به دلالت التزامی دال بر استمرار نامحدود است؛ مگر این که کسی منکر تکامل باشد و سیر تاریخ را نزولی تصور کند یا آن را مجموعه ای از حرکت های تکراری تعریف کند که هر دو نظریه به شکاکیت منتهی می شود. از این رو مردود است، وگرنه اگر فرض نزولی و تکراری بودن تاریخ انکار شود که در این صورت باید به جای آن فرض تکامل را پذیرفت، در این حال تکامل باید مستمر و نامحدود باشد؛ زیرا استمرار در ذات و معنای تکامل نهفته است، چه اگر مستمر نباشد، تنها فرض قابل تصور _ اما ناپذیرفتنی _ این است که دفعتاً و به صورت پرش باشد و چنین فرضی نه پشتوانه تجربی دارد و نه وجه عقلی؛ پس باید مستمر باشد. حال تکامل مستمر به دو صورت قابل تصور است؛ این که در مرحله ای از تاریخ متوقف شود _ یعنی محدود باشد _ یا این که تا تکامل کامل و حاکمیت مطلق عقل ادامه یابد. دلیل بطلان فرض اول این است که توقف تکامل به این معناست که ذخیره هستی به پایان رسیده باشد؛ یعنی جهان هستی، جهانی محدود باشد و این فرض تالی فاسد دیگری در پی خواهد داشت که انسان را از پذیرفتن آن منع می کند. بنابراین باید پذیرفت که تاریخ، یک جریان تکاملی نامحدود است. اگر چنین باشد، کمال انسانیت در هیچ زمانی در هیچ شخص بشری تحقق نخواهد یافت؛ زیرا هرچه انسان در طول تاریخ پیش می رود، تکامل او همچنان ادامه دارد. از این رو تکامل انسان، تکامل نوعی است و افراد، تنها پله های نردبان تکامل را تشکیل می دهند و هر یک به سهم خود این کاروان را می توانند یک قدم جلوتر ببرند(صانعی دره بیدی، ۱۳۸۸: ۷۸).

جهان وطنی جامعه ایده آل

مکتب جهان وطنی(کوزموپولیتیسم) معتقد است همه مردم جهان باید خود را هم وطن یکدیگر و همه جای دنیا را وطن خود بدانند. آنان هدفشان رسیدن به فرهنگ و ادبیاتی جهانی به دور از هر گونه وابستگی ملی و تفاوت های نژادی است؛ همان گونه که از اهداف و شعارهای این مکتب برمی آید، بنیان گذاران این مکتب، خواهان مردمی یک دست با فرهنگ و ادبیات مشترک در سراسر جهان هستند. کانت عقلانیت کامل را مستلزم جهان وطنی می داند و برای اثبات نظر خود عنوان می کند که آن چه در کل نوع انسان به صورت آرام و تدریجی رشد می کند، قوای انسان است. مقصود او از قوا، حس صیانت ذات به عنوان مبدأ طبیعی خودخواهی انسان است. به موجب این نیرو که به عنوان جوهر ذاتی انسان از زمان رواقیان تا کانت مورد توجه بوده است، انسان موجودی است سرشار از نیروی حیاتی. این نیرو در وجود انسان به صورت قوای حیاتی بروز می کند. این قوا در مرحله طبیعی موجب حفظ هستی انسان در مقابل عوامل مخرب از قبیل حوادث طبیعی یا درندگان و بیماری ها می گردد و در مرحله انتقال انسان از توحش به تمدن منشأ سازندگی و آفرینش است. در این مرحله، دو عامل شعور و اختیار در رأس این قوای طبیعی قرار می گیرند و در پرتو این دو عامل، مجموعه قوای طبیعی، انسان را در مسیر تمدن پیش می برند. کانت نظام طبیعی را موجب انتقال انسان از مرحله طبیعی به مرحله قانونی می داند. در مرحله قانونی که عملاً وضعیت تمدن در مرحله توحش است، به تدریج عقل بر کل زندگی انسان حاکم می شود؛ درنده خویی ها به نظم اجتماعی، خودکامگی به نوع دوستی و نزاع و خشونت به دوستی و الفت تبدیل می شود(همو: ۳۷-۳۸). کانت تکامل طبیعی انسان را چیزی جز تکمیل حاکمیت عقل بر جهان طبیعت نمی داند. حاکمیت کامل عقل به معنای رفع کامل تضادهاست و هر چه انسان در رفع تضادها موفق تر باشد، وحدت عقلانی او کامل تر است. با تشکیل ملیت ها تا حدود زیادی از تضادها کاسته شده است؛ اما به همان نسبت که ملتی در مقابل ملت دیگری قرار می گیرد، تضاد و عدم معقولیت وجود دارد. از این رو کمال وحدت عقلانی و رفع تضادها عملاً به معنای درگذشتن از هرگونه حد و مرزی است که منشأ اختلاف باشد. رفع کامل اختلاف ها آن جاست که کره زمین به صورت یک وطن واحد برای ساکنان عاقل آن درآید و تمام مرزها برداشته شود. مرزهای جغرافیایی به عنوان حدود تمایز منافع، از اختلاف و تضاد و عدم عقلانیت حکایت دارد. بنابراین عقلانیت کامل یا طرح جامع عقلانی مستلزم جهان وطن است. تا هنگامی که طرح جهان وطن تحقق نیافته است، به نظر می رسد تاریخ نوع انسان نمی تواند نظامی قانونمند باشد(همو: ۴۳). اگرچه این مکتب اصطلاحی است که از سوی برخی نویسندگان غربی در قرن بیستم وارد ادبیات جهان شده و در واقع علیه برخی تفکرات میهن پرستانه گروهی از نوسندگان نیمه دوم قرن هجدهم پایه ریزی شده است، اما چنین دیدگاهی با برنامه ها و ساز و کارها و آثار حقوقی خاص خود هدف نهایی دین اسلام است؛ چرا که آرمان نهایی اسلام درباره رابطه و مناسبات انسانی، رسیدن به امت واحد بشری است. همچنین درباره سرزمین خواهان از میان رفتن مرزهای جغرافیایی و به وجود آمدن کشور واحد جهانی تحت حاکمیت قانون واحد الهی است. از جمله اهداف رسالت جهانی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، سرعت بخشیدن به روند حرکت تکاملی جامعه بشری برای رسیدن به این مرحله است. قرآن کریم درباره گستره رسالت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم صریح و روشن این مسئله را اعلام می دارد که رسالت پیامبر محدود به سرزمین و مردم خاص نیست، بلکه پیام و دعوتش جهانی است و او موظف است مردم جهان را به دور از هرگونه نژاد و رنگ، زبان و…به اسلام دعوت کند. برای نمونه در سوره سبأ می فرماید: وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا کَافَّهً لِلنَّاسِ؛ (سبأ: ۲۸)و تو را جز به سوی همه مردم نفرستادیم. مسئله برقراری حکومت واحد جهانی در آخرالزمان و استقرار عدالت به وسیله امام زمان رحمه الله که مورد نظر تمامی ادیان است و با عنوان مهدویت، معتقَد تمامی مسلمانان است. اندیشه پیروزی نهایی نیروی حق و صلح و عدالت بر نیروی باطل و ستیز و ظلم، گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار کامل و همه جانبه ارزش های انسانی، تشکیل مدینه فاضله و جامعه ایده آل و بالأخره اجرای این ایده عمومی و انسانی به وسیله شخصیتی مقدس و عالی قدر _ که در روایات متواتر اسلامی از او به مهدی تعبیر شده است _ اندیشه ای است که کم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی با تفاوت ها و اختلاف هایی بدان مؤمن و معتقدند. این اندیشه بیش از هر چیز، عنصر خوش بینی نسبت به جریان کلی نظام طبیعت و سیر تکاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان کار بشر را دربر دارد که طبق بسیاری از نظریه ها و فرضیه ها فوق العاده تاریک و ابتر است(مطهری، ۱۳۷۵: ۱۳ -۱۴).

تشکیل حکومت واحد جهانی

با تحلیلی کوتاه و رویکردی سیاسی اجتماعی، ضرورت حکومت، آن هم از نوع حکومت واحد و جهانی، برای تحقق آرمان های موعود ادیان، آشکار می شود. بهبودی حیات اجتماعی و آینده تاریخ و سامان یافتن سرنوشت انسان ها از نظر بیشتر فلاسفه و سیاستمداران به دست خود انسان هاست. روند شکل گیری تاریخ و حکومت ها، امری قهری و اجباری نیست؛ بلکه در اختیار و اراده انسان هاست. از این رو می توان گفت همه پیروان ادیان و مکاتب که در انتظار منجی موعود و تحقق وعده ها هستند، باید دست به کار شوند. آغاز کار و تحقق آرمان ها در سایه تحقق حکومت قدرتمند است؛ زیرا سیاست و تدبیر حیات انسان ها با دولت و حکومت، پیوندی ناگسستنی داشته، نجات و استقرار کمال و عدالت به منزله مهم ترین ارمغان منجی موعود، نیازمند برقراری حکومت است. از این رو، لازمه رسیدن به نجات فردی و اجتماعی، نجات کامل و نجات همگانی در گرو حضور رهبر و تشکیلات است و نیز لازمه تحقق کمال و عدالت، تشک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *