تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی :

مقدمه

بی گمان هر علم به تناسب موضوع و مسائل خاص، با هدفمندی و غایت مشخص نیازمند روش خاصی است که زمینه توجیه موضوع و مسائل علم و نیز ارتباط میان مسائل با موضوع، و موضوع با مسائل جهت نیل به هدف و غایت مهیا شود. امروزه یکی از کلیدی ترین مباحث در پژوهش و تکاپو برای رسیدن به خلاقیت و تولید علم، بحث روش شناسی به شمار می رود. بحث بنیادین روش شناسی، می تواند ما را به معیاری عمیق و دقیق که راه گشای مشکلات در عرصه های علوم اسلامی _ انسانی است، راهبری کرده و برای رسیدن به معرفت ژرف کاوانه و تکاپویی روشمند یاری نماید. از جمله مهم ترین مسائل در علوم انسانی عموماً و در حوز علوم و معارف اسلامی خصوصاً، تفحص در مباحث روش شناسانه و کاربردی کردن آن است. اهمیت روش شناسی علوم از آن روست که اختلاف روش ها در گذر تاریخ، سبب پیدایی بسیاری از عقاید و نحله های گوناگون و گاه انحرافی شده است؛ مثلاً یکی از مهم ترین علل پیدایش نخستین فرق سیاسی و مذهبی در جهان اسلامی، یعنی خوارج، تعصب ورزیدن بر ظواهر و نصوص دین بوده (ابن مسکویه: ۱۳۷۹: ج۱، ۵۵۶) یعنی بر اساس ظاهرگرایی و جموداندیشی به این نگرش رسیده اند. پس در امر اهتمام ورزی و اهمیت دادن به روش شناسی نباید هیچ گونه تردیدی به خود راه داد.

بی تردید گذشتگان ما در زمینه های مختلف علوم و معارف اسلامی، پژوهش هایی وسیع و دامنه دار انجام داده اند و همواره این پژوهش های روش شناسانه در حال رشد و افزایش بوده است. استفاده از روش های علمی به شکلی کاربردی در علوم اسلامی، به توسعه این علوم کمکی شایان کرده است. بنابراین باید محتوای غنی و اطلاعات جاذب معارف اسلامی را به شیوه ای علمی دسته بندی کنیم و روش های تحقیق هر کدام از آن علوم را ارائه دهیم؛ چرا که مطالعات روشمند تأثیر فراوان در پژوهش های جدید و ابداعات و نوآوری ها داشته و سبب تسهیل امر پژوهش می شود. روش های تحقیق در علوم مختلف از جمله علوم اسلامی به ویژه حوزه مهدویت پژوهی مستقل از خود علوم نیستند. از این رو باید گفت روش های تحقیق در این عرصه همزاد با علوم اسلامی است؛ چرا که اساساً روش تحقیق به معنای روش تولید علم است. بر این اساس تاریخ علوم و روش های تحقیق در علوم اسلامی همسان با تاریخ علوم و روش های تحقیق در کل علوم بشری در قالب شیوه هایی نظیر شیوه نقلی و روایی، شیوه عقلی و استدلالی، شیوه حسی و تجربی، شیوه شهودی و کشفی تقسیم می شوند (جوادی آملی: ۱۳۸۹: ۷۷ و ۸۶). در مباحث فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی و هر حوزه دیگر به طور کلی این سؤال مطرح است که آیا در تبیین روش شناسی علم باید به ارکانیسم و ساز و کار درونی علم توجه شود یا به سیر تاریخی و مسیر رشد آن؟ در پاسخ گفته می شود اگر هدف یک نوشتار بازشناسی خود علم باشد، لازم است علاوه به سیر تاریخی و مسیر رشد علم، به ارکانیسم و ساز و کار درونی علم نیز توجه شود؛ ولی اگر هدف و غایت نوشتاری، شناخت روش علم یعنی روش شناسی علم باشد تنها لازم است ارکانیسم و ساز و کار دورنی علم مورد توجه قرار گیرد. نکته دیگر این که روش شناسی با دو رویکرد «توصیفی _ گزارشی» و «هنجاری _ تجویزی» قابل توجیه است؛ زیرا در هر حوزه علمی و دانشی دو کار مهم وجود دارد که باید صورت گیرد: ۱- جمع آوری اطلاعات؛ ۲- تحلیل و داوری پیرامون آنها که هر کدام از اینها، شیوه و اسلوب خاص خودش را طلب می کند تا علم به نظام مندی و ساختارمندی برسد. بی تردید روش شناسی در هر دو مقام جاری است. بر این اساس یک بار روش شناسی در قالب جمع آوری اطلاعات و گزارش و توصیف آنها مطرح است؛ یعنی روش شناسی به کیفیت راه های جمع آوری اطلاعات و کمّ و کیف آنها می پردازد و بار دیگر با رویکرد معرفت شناسانه به شیوه های داوری و ارزیابی اطلاعات و مسائل جمع آوری شده و توصیه و تجویز آنها روی می آورد. به نظر می آید رسالت اصلی روش شناسی همان کارکرد دوم که یک کارکرد معرفت شناسانه با رویکرد توصیه ای است که در این نوشتار نیز با همین نگاه و نگرش به فایل پاورپوینت کامل روش شناسی مهدویت پژوهی می پردازیم.

چیستی مهدویت پژوهی

مهدویت پژوهی به عنوان یک حوزه دانشی مستقل با دو رویکرد پسینی(شمس، ۱۳۸۴: ۱۸۰) و پیشینی(فطورچی، ۱۳۸۱: ۱) قابل توجیه است. در رویکرد پسینی _ که رویکردی تاریخ مند و تجربه پذیر بوده _ حوزه رشتگی مهدویت پژوهی به منصه ظهور می رسد که بر اساس این نگرش، علم کلام خاستگاه مهدویت پژوهی به شمار آمده و روش مقبول در مهدویت همان روش پذیرفته شده در علم کلام است. اما رویکرد پیشینی _ که رویکردی نفس الامری و مطلوب است _ هنوز به مشاهده وتجربه بشر نرسیده و بشر با آماده سازی و بسترسازی به سوی آن گام برمی دارد. بر اساس این رویکرد، مهدویت پژوهی به سوی حوزه میان رشتگی حرکت کرده میان رشته ای یعنی فعالیت چند رشته در کنار هم برای حل یک مشکل مشترک (بیات، ۱۳۸۷: ۱۴). و شاخصه های میان رشتگی را همچون ترابط با حوزه های مختلف علوم و نیز تعامل با روش های مختلف علوم، تجربه می نماید. بنابراین مهدویت پژوهی در حرکتی تاریخی، ابتدا به عنوان یک اندیشه و باور اسلامی در میان مسلمانان مطرح شده است و در ادامه با فزونی مسائل و کثرت مباحث و نیز با تجربه کردن فربگی لازم به عنوان یک حوزه رشتگی جایگاه خویش را در میان رشته های علمی پیدا کرده است و این فرایند فربه گی با وسعت قلمرو و گستردگی موضوع و با تنوعات مسائل و کثرت روش ها، به نوعی نویدگر حوزه میان رشتگی مهدویت پژوهی با رویکرد پیشینی است.

چیستی روش شناسی

روش شناسی دانشی است که می کوشد مفاهیم اساسی و ابزارهای عقلانی را که یک روش، برای وصول به هدف، بدان ها نیازمند است فراهم کند. روش شناسی علمی ابزاری و دستوری است که برای فکر قواعدی را مقرر می دارد و تعیین می کند که انسان چگونه باید حقایق را در علوم جست وجو کند. روش شناسی به معنای شناخت ابزار، فنون و طرق تحصیل معرفت در حوز ه ای معین به شمار می رود و علمی است که در آن روش دستیابی به معرفت بررسی می شود. روش شناسی در اصطلاح به معنای قواعد راهبرد درست فکر کردن است(داوری اردکانی، ۱۳۷۹: ۱۵). وظیفه دانش روش شناسی عبارت است از مطالعه در روش های مختلفی که پژوهندگان باید آنها را در پژوهش های علمی خود به کار گیرند. فرانسیس بیکن معتقد است بخش اساسی منطق شامل روش پژوهشی علمی می شود و این روش، طرق کشف حقایق تازه را به پژوهش گران آموزش می دهد. منطق را دو نوع دانسته اند: منطق صوری یا نظری که عبارت از همان منطق ارسطویی است و روش صحیح فکر کردن را معرفی می کند و منطق عملی یا روش شناسی که روش درست تحقیق کردن را متناسب با علوم مختلف بیان می کند(مجتبوی، ۱۳۶۹: ۳۵). روش «فکر» در منطق نظری عبارت است از گردآوری اطلاعات ذهنی و کشف ربط و ملازمه میان آنها به منظور معلوم ساختن یک مجهول (مظفر، ۱۴۰۰: ۲۳). روش شناسی نیز عبارت از گردآوری اطلاعاتی است در هر یک از علوم که از رهگذر ربط و ملازمه بر قرار کردن میان آنها مجهولی معلوم می شود. به این ترتیب می توان گفت روش شناسی عبارت است از روش تفکر منطقی در علوم. برخی روش شناسی را به عنوان روش کلی و عام که به روش ها و نقد آن می پردازد می دانند و در برابر آن روش تحقیق است که از دل روش شناسی بیرون آمده و به عنوان روش خاص برای علم خاص مطرح است. روش تحقیق در اصل، شاخه ای از منطق به شمار می رود. در منطق، روش صحیح فکر کردن به طور نظری و فارغ از کاربرد آن در علوم بیان می شود، ولی در روش تحقیق، روش صحیح فکر کردن به طور عملی و تطبیقی، یعنی متناسب با هر یک از علوم بیان می گردد(عسکری، ۲۰۰۵: ۲). روش شناسی به طور عام جزو حوزه فلسفه و به طور خاص جزو حوزه منطق است(مصباح یزدی، ۱۳۸۶).

روش شناسی سه اصطلاح دارد:

۱-معنای مشهور آن، سنجش و نقد(Critic) روش ها و ارزیابی محدودیت ها و کارایی های آنهاست

۲-گاهی روش شناسی به معنای خود روش (Method)) اراده می شود.

۳-زمانی روش شناسی به «مجموعه روش ها» اطلاق می گردد. پسوندی«Logy» گاهی به معنای «شناسی» است (مثل فیزیولوژی) و گاهی به معنای «مجموعه» مثلا Symbology یعنی «مجموعه نمادها»(ملکیان، ۱۳۸۰). جمع بندی اقوال فوق در راستای قول نگارنده چنین گزارش می شود: روش شناسی یا متدولوژی دانشی است که موضوع آن روش است و کارکرد آن شناخت و شناسایی روش ها و انواع، ابزار و فنون آنهاست و همچنین به تناسب الزامات ماهیتی و ساختاری علوم، روش های متناسب و در خور را پیشنهاد می دهد.

چیستی فطرت

«فطرت» کلمه ای عربی از ماده «ف. ط. ر» است که به دو معنای «شکافتن» و «آفریدن و ایجاد اولیه» و بدون سابقه(خلق از عدم) است(ابن منظور، ۱۴۱۶: ج۱۰، ۲۸۵). مشتقات این ماده به هر دو معنا در قرآن آمده اند: Gأَفِی اللَّهِ شَک فَاطِرِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ (ابراهیم: ۱۰) به معنای آفریدن و إِذَا السَّماءُ انفَطَرَتْ(انفطار: ۱) به معنای شکافتن. «فطرت» که بر وزن «فِعله» به معنای کیفیت خاص خلقت است؛ یعنی ویژگی هایی که خداوند در خلقت انسان لحاظ کرد و بینش ها و گرایش های خدادادی و غیراکتسابی که در انسان قرار داده شده اند.

روش های توجیهی در مهدویت

مقوله مهدویت به عنوان موضوع مهدویت پژوهی از نظر ماهیت و کارکرد دارای جهات و ابعاد مختلفی است که به دلیل همین ذوجهاتی و ذوابعادی برای توجیه و استنباط آن نیاز به روش های گوناگون و متنوع است؛ یعنی مهدویت در عرصه روش شناسی التزام به چندروشی است نه تک روشی. به بیان دیگر، مقوله مهدویت در فرایند توجیهی خویش روش های مختلفی را با الزامات و قواعد گوناگون به استخدام می گیرد که فرایند تثبیت و تبیین مهدویت به طور صحیح انجام شود. بر این اساس، مقوله مهدویت _ که به عنوان یک گرایش وجدانی و عمومی مطرح است _ فطرت و امور فطری عهده دار اثبات آن هستند و نیز به سبب کلّیت و ضرورت آن در عالم هستی، عقل و قواعد عقلی عهده دار توجیه آن اند. همچنین به دلیل اعتقادی و اسلامی بودن آن _ که در واقع جزو آموزه های مهم اسلامی است _ نقل و روش های نقلی نظیر آیات و روایات به تثبیت آن مبادرت می ورزند که در این مقال تنها به روش های فطری _ شهودی در توجیه مهدویت تمسک می شود(نک: جوادی آملی، ۱۳۸۹: ۱۸؛ محمدی ری شهری، ۱۳۹۳: ۱۸۲).

روش های وجدانی در توجیه مهدویت

معرفت هایی که خاستگاه درونی دارند؛ یعنی از تجربیات درونی انسان برمی خیزند، در قالب واژگانی چون معرفت حضوری، معرفت شهودی و معرفت فطری خودنمایی می کنند و این گوناگونی واژگان به این دلیل است که در فلسفه، به معارف و علومی که خاستگاه درونی دارند، بیشتر «معرفت حضوری» تعبیر می کنند و در عرفان، این گونه معارف و علوم را غالباً «معرفت شهودی» می نامند و همین معارف و علوم با رویکرد دینی بیشتر در قالب «معرفت فطری» تعریف می شوند. البته به این معنا نیست که در فلسفه تعبیر به علوم شهودی نشود و در عرفان نیز به علوم حضوری اشاره نگردد. همچنین در کلام به جای معرفت های فطری تعابیر چون معرفت حضوری و شهودی به کار گرفته نشود؛ بلکه هر کدام از فلسفه، عرفان و کلام بر اساس ساختار و اسلوب خاص خودشان به گزینش واژگانی روی آورده اند. البته این نکته گفتنی است که فطرتی که با رویکرد دینی مطرح است غیر از فطریات و امور فطری است که در منطق و فلسفه از آن بحث می شود و نیز فطرتی که سرشتی ویژه و آفرینشی خاص است. غیر از طبیعت است که در همه موجودهای جامد یا نامی و بدون روح حیوانی یافت می شود و نیز غیر از غریزه است که در حیوانات و در انسان در بعد حیوانیش موجود است. این ویژگی فطرت از آن جهت است که با بینش شهودی نسبت به هستی محض و کمال نامحدود همراه است(جوادی آملی، ۱۳۸۴: ۲۴). بنابراین مباحثی که در این نوشتار به دنبال آن خواهیم بود که به توجیه مهدویت دست یابیم، بیشتر با نگاه فطری، البته آن هم با رویکرد دینی است.

روش فطری

پیش از ورود به بحث لازم است به عنوان مقدمه و وضوح بحث، به بیان شاخصه های فطرت و امور فطرتی که دارای شاخصه های پنج گانه است پرداخته شود.

۱-تحمیلی، تحصیلی و اکتسابی نیست، بلکه در نهاد انسان تعبیه شده و به علم حضوری و شهودی معلوم است.

۲-با فشار و تحمیل نمی توان آن را زایل کرد. از این رو تغییرپذیر، تبدیل پذیر و زوال پذیر نیست(لَاتَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللهِ) و به عبارت دیگر، ثابت و پایدار است؛ گر چه ممکن است تضعیف و کم رنگ شود؛ یعنی انسان از آغاز تولد با فطرت الهی زاده می شود و با همان فطرت از دنیا می رود.

۳-فراگیر و عمومی و همگانی است؛ کافر، مسلمان و مؤمن و فاسق و جاهل و…همه دارای فطرت الهی اند؛ چون حقیقت هر انسانی با این واقعیت، سرشته است(همو: ۲۶).

۴-انسان به آن ها درک روشن و معرفتی ویژه دارد. همان طور که ممکن است درباره ذات خودآگاهی، علم حضوری داشته بدون این که از لحاظ حصولی تصویری از آن داشته باشد، فطرت نیز ممکن است از نظر علم حصولی مورد غفلت و بی توجهی قرار گیرد(ربانی گلپایگانی، ۱۳۸۰: ۷۳).

۵-انسان بدون خطا و اشتباه آن را درک می کند(مصباح یزدی، ۱۳۶۶: ۱۷۶).

به طور کلی علم حضوری با واژگان همسو، در سه مرحله به صورت سلسله مراتب تجلی و ظهور پیدا می کند.

مرحله اول «اصل علم حضوری» که یک امر شخصی است و برای شخص مدرِک قابل فهم است و مدرِک بدون واسطه بدان علم داشته و در این علم هیچ گونه خطایی قابل تصور نیست (مطهری، ۱۳۶۴: ج۶، ۲۳۴). مرحله دوم «بیان علم حضوری»؛ پس از آن که شخص مدرِک به علم حضوری رسید، یافته های خویش را در قالب قضیه و گزاره بیان می کند که در این صورت علم حضوری از مرتبه شخصی به مرتبه عمومی تغییر وضعیت داده و برای همه قابل فهم است و این مرحله نیز مثل مرحله اول، مصون از خطا و اشتباه اند(مصباح یزدی، ۱۳۶۶: ج۱، ۲۲۱). مرحله سوم «تفسیر علم حضوری»؛ در این مرحله مدرِک علم حضوری، پس از آن که معلوم حضوری را درک کرد دست به تفسیر آنها می زند که البته این مرحله مصون از خطا و اشتباه نبوده و تفاوت اساسی آن با دو مرحله پیشین نیز در همین است. اما تبیین سه مرحل یادشده در قالب مثال؛ مثلاً اگر شخصی گرسنه باشد خودِ حس گرسنگی که یک حس درونی است و مدرِک به آن بینش شهودی دارد؛ علم حضوری و شهودی و فطری نام دارد. و وقتی که مدرِک می گوید: «من احساس گرسنگی می کنم»، این گزاره را گزاره وجدانی می گویند که در واقع بیان کننده یافته های علم حضوری و شهودی است. دراین جا نه در اصل علم حضوری خطا قابل تصور است و نه در بیان آن؛ اما اگر فرد گرسنه از گرسنگی _ که یافته درونی است _ تفسیری ارائه دهد، مثلاً بگوید: «شکم من خالی از غذاست»، این گزاره تفسیری از علم حضوری است و خطا و اشتباه در آن قابل تصور است. در این قسمت ما نه با علم حضوری سر و کار داریم و نه با گزار وجدانی که حکایت بدون تفسیر آن است، بلکه با تفسیر علم حضوری به شکل یک گزاره مواجه هستیم که قسمی از علم حصولی بوده و خطا در آن متصور است. اما علم شهودی و حضوریی که در باره معارف مهدویت پژوهی مطرح است و زمینه ساز توجیه و تصدیق گزاره های نظری مهدویت پژوهی است، به این صورت قابل تبیین است؛ صلح طلبی و نجات خواهی در درون همه انسان ها در طول تاریخ بشر به عنوان یک خواسته فطری وجود داشته و دارد و اصل این احساس که یک حس درونی است علم شهودی و حضوری نام دارد و بیان نجات طلبی و صلح خواهی در قالب گزاره هایی نظیر من «منجی طلب هستم» و «من مصلح خواه هستم» و…بیان آن یافته های درونی انسان است که به گزاره های وجدانی شهره هستند. اما گزاره هایی نظیر «جهان دارای منجی است»، «منجی خواهد آمد»، «منجی حقیقت دارد» و…تفسیر آن یافته های دورنی انسان هستند که این نوع گزاره ها خطا و اشتباه در آن ها قابل تصور است، ولی با وجود گزاره های پایه مثل گزاره های وجدانی می توان آنها را توجیه کرد.

تقسیمات امور فطری

امور فطری یک بار در قالب مفاهیم خودنمایی می کنند و به دو قسم مفهوم تصوری و مفهوم تصدیقی تقسیم می شود و بار دیگر در قالب حقایق جلوه می کند. به تعبیر دیگر، امور فطری یک بار در قالب عقل نظری توجیه می شود که خودش به حکمت نظری و حکمت عملی انقسام می پذیرد و بار دیگر در قالب عقل عملی خودنمایی می کند. حکمت نظری که از مقولات عقل نظری است. کارکرد آن ادراک و شناخت هست ها و نیست هاست و حکمت عملی که باز از مقولات عقل نظری است، کارکرد آن ادراک و شناخت بایدها و نبایدهاست. عقل عملی که از مقوله عمل و کردار است، کارکرد آن در قالب گرایش ها و تحریکات درونی تبلور دارد؛ چنان که عقل به دو قسم نظری و عملی تقسیم می شود. امور فطری نیز دو دسته است؛ بخشی به مسائل علمی مربوط می شود و بخشی هم به امور عملی ارتباط پیدا می کند(جوادی آملی، ۱۳۸۴: ۳۰). حال باید پرسید اولاً، ملاک فطری بودن فطریات عقل نظری و فطریات عقل عملی چیست؟ ثانیاً، مقوله مهدویت(منجی گرایی) که به عنوان یک مقوله فطری شناخته می شود تحت عنوان عقل نظری توجیه می شود یا عقل عملی؟اما پاسخ به پرسش اول؛ «ملاک در فطری بودن ادراکِ «بود و نبودها و هست ها و نیست ها» به بدیهی یا اوّلی بودن حکمت نظری مربوط می شود و ملاک در فطری بودن ادراک بایدها و نبایدها به بدیهیات حکمت عملی، یعنی حسن عدل و قبح ظلم است. به عبارت دیگر، در حکمت نظری اصلی بدیهی داریم که امتناع تناقض است و در حکمت عملی نیز اصلی بدیهی داریم که حسن عدل و قبح ظلم است (همو)؛ ولی ملاک فطری بودن در عقل عملی به آن است که انسان بالطبع به طرف آن کارها گرایش دارد کارهایی که اولًا با ساختار درونی انسان هماهنگ است و ثانیاً با هدفی که در پیش دارد مناسب و سازگار است(همو: ۳۱).

اما پاسخ به پرسش دوم؛ مقوله منجی گرایی که در اسلام در قالب مهدویت تبلور دارد، به عنوان یک گرایش در وجود همه انسان ها دیده می شود؛ یعنی همه انسان ها در انتظار روزی به سر می برند که «به» زیستن را تجربه کرده و از ظلم، تعدی و نابرابری رهایی یابند. بنابراین، مقوله منجی گرایی از اموری است که نهاد همه انسان ها به طرف آن گرایش دارد؛ زیرا هم با ساختار درونی انسان هماهنگ است و هم با هدف بیرونی انسان سازگار. بنابراین، مقوله منجی گرایی از مقولات عقل عملی است. آیت الله جوادی آملی در این زمینه که یکی از شاخصه های امور فطری، همگانی و فراگیر بودن است می گوید: اگر با مراجعه به تاریخ زندگی انسان و جوامع بشری، امور و عناصری را یافتیم که همه انسان ها در هر زمان و هر مکان به آن توجه داشته و در همه افراد به نحوی ظهور داسته باشد. با تحلیل تاریخی نه با وقایع نگاری می یابیم که آنها فطری هستند؛ زیرا اگر آنها تحمیلی بر انسان بودند، هرگز با این گستردگی محقق نمی شدند.(همو: ۳۵)بنابراین از این که همه انسان ها در هر زمان و مکان به گونه ای به مقوله منجی گرایی گرایش داشته و در انتظار روزی به سر می برند که دست غیبی از پس پرده غیبت بیرون آمده و بشر و جوامع بشری را به آرزوی دیرینه خود برساند. می توان استن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *