توضیحات
فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار، محتوای خود را در قالب 89 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فقه و تمدن سازی، ولایت فقیه و مدینه انتظار :
مقدمه
رسالت نواب حضرت حجت رحمه الله در عصر غیبت طراحی و مدیریت مدینه انتظار است که زمینه ساز تحقق مدینه ظهور خواهد شد. ارجاع امت به فقها در نفس “حوادث واقعه” و نه در حکم آن که از سوی سازنده تمدن الهی _ انسانی عصر ظهور صورت پذیرفته است(حرعاملی، ۱۴۰۹: ج۲۷، ۱۴۰) در خود حداقل دو دستور کاملاً صریح را دارد. نخست وظیفه شهروندان جامعه را مشخص می سازد که در عصر غیبت امام برای شکل گیری جامعه و مدینه و رفع تخاصم و تنازع و اداره و توسعه زندگی خود، باید کفر به طاغوت و ایمان به امام حق داشته باشند این دعوت اثباتی مستلزم دو دعوت سلبی است. اول، سلب مرجعیت طاغوت بیرونی که تمدن سازی او مبتنی بر آراء و اهواست و حکم او به غیر ما انزل است «من لم یحکم بما انزل له اولئک هم الکافرون». دوم: سلب مرجعیت هوای نفس و طاغوت درون بر امام باطن و امام ظاهر. امامان شیعه در دوران ۲۵۰ ساله حضور هر دو نکته را به خوبی نشان دادند تمرین و اصحاب بر این مهم را نظاره کردند چه در این که اخذ حق به حکم طاغوت را به صرف مراجعه به طاغوت سخت دانسته است(کلینی، ۱۴۰۷: ج۱، ۶۷). و این فرضیه را که رسیدن به حق مهم است نه چگونگی رسیدن ابطال فرمودند و چه این که انسان برای پذیرش امام ظاهر باید حکومت امام باطن را پذیرفته باشد که عقلانیت دینی که کافی شریف از عقل شروع کرده است ناظر به همین تفسیر است. در کنار تبیین رسالت امت در عصر غیبت مبنی بر لزوم مراجعه به رواه احادیث و فقیهان نایب به رسالت فقها و نواب مبنی بر لزوم اداره جامعه دینی نیز پرداخته اند اعطای ولایت به معنای مدیریت جامعه در کنار اعطای مناصب افتاء و قضا ناظر به این نکته است و این دو توأمان رسالت تمدن سازی دینی در عصر غیبت محقق می سازد جامعه منتظر در این تعریف جامعه ای است با پذیرش ولایت منصوبین امامان ملتزم به لوازم آن شده و نظامات اداره جامعه خود را مبتنی بر خطوط ارائه شده و هدایتی آن بزرگواران شکل می دهند نه مبتنی بر آراء و اهوای خود و نه مبتنی بر اراد طاغوت، شکل گیری جامعه توحیدی بر این تفسیر کاملاً متمایز از شکل گیری تمدن مادّی خواهد بود و این ناسازگاری مبنایی مانع از برخورد غیرمنتقدانه هم با مبانی و هم با مظاهر تمدنی دست کم به گونه مطلق تمدن مادّی خواهد شد. این پژوهش در صدد اثبات این فرضیه است که امامان شیعه با طراحی مسئله ولایت فقیه و ارجاع شیعیان به آن ها، در صدد طراحی و مهندسی مدینه انتظار بوده اند که این تمدن هم در مبانی و هم در اهداف و هم در فرایند تفاوت های چشم گیری با الگوهای رقیب دارد و رسالت شیعیان در عصر غیبت مهندسی مدینه انتظار است که در قالب ولایت فقیه و تحقق فقه حکومتی محقق خواهد شد و اگر جامعه دوران غیبت به این بلوغ دست یافت شرایط ظهور و تحقق مدینه ظهور که حول محور امام اتفاق خواهد افتاد شکل می یابد مدینه انتظار با محوریت ولایت فقیه و مدینه ظهور با محوریت ولایت امام شکل می گیرد و در ادبیات قرآنی نیز تحقق مدینه با محوریت امام و ولایت ولی الهی است، وگرنه قریه خواهد بود.
تمدن مادی
در تعریف تمدن گفته اند: تمدن نظامی است اجتماعی که موجب تسریع دستاوردهای هنر، دست به ابداع و خلاقیت می زند نظامی است سیاسی که اخلاق و قانون نگهدارنده آن است و نظامی است اقتصادی که با تداوم تولید و مبادله پایدار خواهد ماند(دورانت، ۱۳۶۸: ج۱، ۲۵۶). یا این که تمدن سیر و بسط یک نحو تفکر و ظهور آثار تفکر در مناسبات افراد و اقوام در رفتار و کردار و علوم و فنون مردم است تمدن ظاهر فرهنگ است سنن و آداب و حتی ظاهر و صورت آثار هنری و فلسفی یک قوم از اجزای تمدن اند فرهنگ معنا و باطن سنن و آداب است و آداب و سنن مثل سایه که نشانی از نور است حکایت از فرهنگ می کنند (داوری اردکانی، ۱۳۷۹: ۷۲). و بالاخره شهید مطهری در این باره معتقد است: تمدن دو جنبه دارد مادی و معنوی. جنبه مادی تمدن جنبه فنی و صنعتی آن است که دوره به دوره تکامل یافته تا به امروز رسیده است جنبه معنوی تمدن مربوط به روابط انسانی انسان است.(مطهری، ۱۳۶۸: ج۲، ۱۶۹)در این تعاریف این نکته تکرار شده است که نمی توان یک تمدن را با مظاهر و تجلیات آن و یا فناوری و تکنولوژی صرف شناخت و یا معرفی کرد، بلکه تمدن عبارت است از مجموعه مادی و معنوی مظاهر و مبانی، تفکر و صنعت و تکنولوژی، به مجموعه فلسفه و علم و هنر و فناوری و فرهنگ است که می توان اطلاق نمود این نکته که در تقریباً در همه تعاریف تمدن منعکس شده است در خود مواجه با سؤالات جدی است. رابطه این مبانی با مظاهر چیست؟ آیا مظاهر و جلدات تمدنی ارتباطی منطقی با مبانی خود دارند یا این که هیچ ارتباط منطقی بین آن ها برقرار نیست این سؤال تقریباً پاسخ مقبولی از سوی تمدن آفرینان و نیز نظاره کنندگان تمدن یافته است که نقش آفرینی مبانی در خلق مظاهر را به یک امر مسلّم تبدیل نموده است با فرض پذیرش این نکته سؤال بعدی مطرح می شود که اگر آن مبانی تمدن ساز از سویی مورد نقد و کنکاش قرار بگیرد و یا مبانی رقیبی ارائه و مقبول گردد چه تحولی در مواجهه با مظاهر اتفاق می افتد شاید بتوان مظاهر و آثار تکنولوژیک را خنثی و بدون ابتناء معرفی کرد، ولی همه سخن این نیست، بلکه سخن اساسی در نظامات اجتماعی است که عملاً تشکیل جامعه را برعهده دارد و ساختار تمدنی را طراحی می کند، نظامات حقوقی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و…آیا می توان این خرده نظامات را نیز خنثی و بدون تغذیه از مبانی دانست؟ این نکته است که اهمیت نظام سازی به تبع و تمدن سازی مبتنی بر مبانی دینی را در عصر موجه و مدلل می سازد. تمدن معاصر مبتنی بر مبانی هستی شناسی و معرفت شناسی و نیز انسان شناسانه است که در صورت عرضه به مبانی اسلامی نقد جدی می شود این ابتناء مورد تصریح و اشاره قرار گرفته است. گذار غرب از دوران سنت به مدرنیته گرچه تعلیل و تحلیل متعدد دارد ولی در به محاق رفتن نقش خدا و خداباوری در اداره این جهانی جامعه شکی نیست. تأکید و تکیه بر ابعاد این جهانی انسان و ابعاد محسوس معرفت و بسط ماده و قبض معنا از این واقعیت پرده برمی دارد. ایان باربور معتقد است: تأثیر اندیشه علمی بر اندیشه دینی در هیچ زمینه دیگری به اندازه تعدیل آرای مربوط به نقش خدا در رابطه با طبیعت نبود خدا صرفاً معمار جهان بود هر چند کوشش های گوناگونی می ورزیدند که محل و محملی برای فعالیت مستمر خدا و در یک نظام طبیعی ماشینی وار پیدا کنند.(باربور، ۱۳۷۴: ۵۳) در کنار این مدعا، از سوی گروهی این ادعا طرح شده است که فقه نقش نظارتی بر تمدن سازی دارد. تمدن سازی محصول استعداد و توانمندی های خداداد انسانی است مثل عقل، تجربه و حس انسان با خردورزی و اندیشه می تواند به تمدن سازی بپردازد و جامعله و معیشت خود را اداره نماید و در مواردی که در مسیر، راهکار انتخابی با سعادت معنوی و اخروی تعارضی داشته باشد فقه نظارت و تصحیح می کند(مجتهدشبستری، ۱۳۷۹: ۸۸). این مدعیات به نظر می رسد صرف نظر از نقدهایی که صورت گرفته از این منظر نیز قابل بررسی باشد که فقه در مقام افتاء با فقه در مقام اجرا و ولایت متفاوت است و مسئله تفاوت فقه فردی و فقه حکومتی است. و این طرح در صدد این نیست که فقه افتایی را برکنار کند بلکه مدعی است اگر فقه ولایی و یا حکومتی پی ریزی شود بر فقه فتوایی نیز سایه خواهد افکند با توجه به این نکته باید گفت: راقم این سطور به تفصیل بر بررسی این مدعیات پرداخته و ابتنای تمدن غربی بر مبادی هستی شناسی و انسان شناسی و معرفت شناسی خاص خود را بررسی کرده است(سعدی، ۱۳۹۲: ۳۰۰). توسعه دو مفهوم و در مبانی و اهداف و نیز در فرایند در فرهنگ اسلامی با آن چه در امروز غرب مطرح می شود، متفاوت است (همو) که به خاطر جلوگیری از تکرار فقط به طرح مدعا پرداخته شد.
فقه و تمدن سازی
با توجه به این نکته که تمدن مادی در مبانی و اهداف و فرایند تحقق تمایز جدی با آموزه های دینی دارد و این تمایز در منطق قرآن به عنوان یک تمایز تاریخی و ماندگار معرفی شده است. قرآن «مجتمع فرعونی» و یا تمدن فرعونی را در کنار مجتمع موسوی و تمدن دینی یک نهاد و کاملاً متمایز معرفی می کند. مرحوم شهید صدر خصائص و امتیازات این دو مجتمع را با نگاه مقایسه ای به خوبی تحلیل کرده است(صدر، ۱۴۰۰: ج۱، ۱۹۲). سخن از رسالت شیعیان در عصر غیبت است که برای ادار جامعه خود چکار باید بکنند؟ آیا پذیرش جامعه و تمدن فرعونی یا مشروع سازی نهادها و نظامات تمدن فرعونی است یا تمدن دینی نیازمند به نظام سازی است؟ بایسته ها و چگونگی تحقق این تمدن سازی چیست؟
۱- ارجاع مردم به فقهای امت
اولین مسئله ای که در تمدن سازی عصر غیبت قابل توجه است ارجاع امت به امام حق و منع مراجعه به طاغوت است که از آن به عنوان «تولی» تعبیر می شود. مراد از عصر غیبت، عصر غیبت از حکومت امام به حق است هر چند شخص امام در جامعه حضور داشته باشد و بر همین اساس و تفسیر عبارت معروف خواجه نصیر طوسی باید تحلیل شود ایشان می نویسد: وجوده لطف و تصرّفه لطف آخر و عدمه منّا.(طوسی، ۱۴۰۷: ۱۲۵)در قرائت مشهور ضمیر تصرفه به امام علیه السلام برمی گردد که این گونه معنا می شود وجود امام لطف است و تصرّف و مدیریت امام لطف دیگری است و عدم وجود امام نیز معلول عملکرد ماست. از این رو برخی پیشنهاد کرده اند که عبارت عدمه باید به غیبته تبدیل شود، ولی به نظر می رسد عبارت خواجه بسیار دقیق است و ضمیر عدمه به تصرف برمی گردد نه به امام. بدین معنا که عدم تصرف و عدم حاکمیت امام به خاطر عملکرد ماست در صورتی که تصرف و اداره امام خود یک لطف بزرگ الهی بر جامعه است(رساله دکتری نگارنده، ۱۳۸۸: ۱۸۲). این نگاه به غیبت به معنای عدم حکومت و عدم بسط ید امام تحلیل شد نه به معنای غیبت به معنای عدم حضور از سوی بسیاری از فقها مطرح شده است و ظهور امام را معادل بسط ید امام و غیبت را معادل قبض ید امام گرفته اند از جمله:
شیخ طوسی(م/ ۴۶۰) در المبسوط می نویسد: فجمیع ماذکرناه کان للنبی خاصه و هی لمن تام مقاله من الائمه فی کل عصر هذا اذا کان فی حال ظهور الامام و انبساط یده.(طوسی، ۱۳۸۷: ۲۱۰)ابن ادریس (م/ ۵۸۸) نیز مشابه همین عبارت می نویسد: هذا اذا کان فی حال ظهور الامام و انبساط یده.(حلی، ۱۴۱۰: ج۱، ۴۹۸)محمدجواد عاملی نیز غیبت را معادل عدم بسط ید دانسته و می نویسد: مع غیبته او عدم انبساط یده.(عاملی، ۱۴۱۹: ج۴، ۲۴۰)از این رو در عصر حضور امامان ولی قبض ید آن ها، امام صادق علیه السلام، جامعه شیعی را از مراجعه به طاغوت و حکام جور نهی می کند و این فرهنگ را طراحی می کنند که باید به فقهای منصوب و ولاه عدل مراجعه کرد ولو این که در ظاهر مبسوط الید نیستند محقق اردبیلی(م/ ۹۹۳). می نویسد: فلا و ربک لایؤمنون حتی یحکوک فیما شجر بینهم. تصور نشود که ایمان صرفاً به ذکر لسانی حاصل می شود در صورتی که قلب موافق نیست و مراجعه به طاغوت می کند نه قسم به خدا که این گونه نیست و ایمان وقتی محقق می شود که پیامبر را حاکم در حل و فصل قرار دهند و از مراجعه به اغیار بپرهیزند(اردبیلی، بی تا: ۶۸۳). مرحوم جواد فاضل کاظمی (م/۱۰۶۵) مسئله نهی از مراجعه به طاغوت را به گونه ای تقبیح کرده که آن را در عداد کفر دانسته است. ایشان می نویسد: ثم ان الظاهر من الایه ان اراده التی کم الی الطاغوت حرام بل کفر.(عاملی، ۱۴۱۳: ج۴، ۲۴۳)مسئله عدم جواز مراجعه مردم به طاغوت و لزوم مراجعه به فقها و تن دادن به حکم الهی از بدیهیات فقه است. قرآن می فرماید: یرِیدُونَ أَن یتَحَاکمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن یکفُروا بِهِ (نساء: ۶۰). طاغوت در اصطلاح قرآنی و فقهی به والی و حاکمی اطلاق می شود که حکم به غیر «ما انزال الله» بنماید. مرحوم مجلسی در مرآه العقول می نویسد: انّ المعنی بالطاغوت کل من یتحاکم الیه ممن یحکم بغیر الحقّ.(مجلسی، ۱۴۰۴: ج۲۴، ۲۷۳)این مدعا از سوی همه فقها مورد پذیرش قرار گرفته است که از باب نمونه به: میرزا حبیب الله رشتی در کتاب القضاء(ج۱، ص۶۵)، آشتیانی در کتاب القضاء (ج۱، ص۵۸)، سبزواری در مهذب الاحکام(ج۱، ص۷۰)، اردبیلی در فقه القضاء (ج۱، ص۱۳۹)، فاضل در تفصیل الشریعه(ص۲۲)، سیدکاظم حائری در القضاء فی الفقه الاسلامی(ص۷۹) و…اشاره کرد. در کنار این منع اکید و بلیغ در رجوع به طاغوت، امامان شیعیان خود را به مراجعه به فقهای عادل امر کرده اند. در این که فقیه مصدر ولایت و محور تولی و ملجأ مراجعات است اجماعی است و احدی از فقهای شیعه منکر آن نیست، گرچه حدود و ثغور مراجعه و دایره ولایت فقیه محل بحث است(بحرالعلوم، ۱۴۰۳: ج۳، ۲۲۱) در توقیع اسحاق بن یعقوب نیز امر به مراجعه به فقها به وضوح مشاهده می شود: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله.(طبرسی، ۱۴۰۳: ج۲، ۴۷۰)در بحث رجوع شیعه به فقیه در اداره امور نگارنده از اختلاف فقهای عظام در مسئله دایره ولایت فقیه مطلع است. ولی مدعا در این نوشته اصل ارجاع شیعیان به فقهاست نه دایره آن. چرا که محدوده وظیفه فقیه را در مبحث بعدی پی می گیریم و اجمالاً می توان گفت برخی از فقها که دایر ولایت فقیه را محدود به امور حسبه می دانند با تعریفی که از توسعه در مفهوم حسبه ارائه می دهند، نتیجه ای که حاصل می شود مراجعه به فقیه در اداره اجتماع خواهد شد. که از این میان می توان به آیت الله خویی اشاره نمود. ایشان گرچه در ادله ولایت عامه فقیه تشکیک می فرماید ولی به توسعه ای که در مفهوم حسبه ایجاد می نماید حتی جهاد ابتدایی را نیز برای فقیه مجاز می داند در صورتی که بسیاری از قائلین به ولایت عامه فقیه در جهاد ابتدایی فتوا نمی دهند. عبارت ایشان در این باره جالب توجه است. بعد از آن که مسئله جهاد ابتدایی در عصر غیبت را مطرح می کنند می نویسد: لو قلنا بمشروعیّه أصل الجهاد فی عصر الغی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.