تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم) شامل 49 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شرح مناجات شعبانیه (فقره چهارم) :

قضا و قدر و بداء

این فراز از مناجات مشتمل بر قضا و قدر و بداء است که از ارکان توحید است و در تبیین این رکن عظیم، امتهای مختلف قدیما و حدیثا گفتگوها کرده اند و مسالک و طرق گوناگونی را پیموده اند و هر طایفه، مسلکی اختیار کرده و غیر مختار خویش را ضلال و هلاکت دانسته است و مشاجراتی که در میان امت اسلامی راجع به این مسأله درگرفت و در اواخر عهد صحابه مکتبه های متضادّی را بنیان نهاد و پیامدهای اسف انگیزی را موجب گردید، بر آگاهان به ملل و نحل و آشنایان به تاریخ اسلام پوشیده نیست، گروهی نفی تقدیر و قضا کرده و همه اعمال عباد را به مقتضای نفی قضا و قدر منوط به مشیت عباد و منقطع از مشیت قادر متعال دانستند، و ملتزم شدند که برخی از آنچه را حضرت باری مشیت ندارد، با مشیت عباد پدید می آید و برخی را که مشیت دارد، موجود نمی شود «و العیاذ باللّه» و این ظلم عظیم را عدل نامیدند، و آنگاه قائل به تعطیل صفات در حضرت حق تعالی شدند و آن را توحید نامیدند.

و طائفه ای اثبات قضا و قدر نموده و به مقتضای این اثبات، عباد را مجبور بر طاعت و معصیت دانسته، و اعمال اختیاری آنها را مانند امواج دریا هنگام وزش باد بر آن پنداشتند، و محققین آنها بدون هیچ شرمی تصریح کردند که تکالیف الهی کلا تکلیف، ما لا یطاق، است و این نغمه شوم را با شکوه و تظلّم مترنّم بوده اند: «ألقاه فی الیم مکتوفا و قال له ایاک ایاک ان تبتّل بالماء» و نظیر این آرا و ترّهات، که در این مقال، مجال نقل آنها نیست، بلکه مقصد ما، فقط اشاره به آنچه قرآن و عترت بیان فرموده اند و درباره این رکن عظیم ایمان و مدار توحید تبیین نموده اند:

قضا: در عرف و لغت، حکم فیصله بخش به آنچه که طبع واقعه اقتضا دارد، و قضا الهی نیز به همین معناست، یعنی حکم کلی خداوند متعال در نشئه علم به آنچه که ذوات موجودات، اقتضا دارند:«و آتاکم من کل ما سألتموه»و در حقیقت، حاکم، تقاضای برخاسته از ذوات اشیا است و بنابر این هر حاکمی اعم از بشر و غیره، خود محکوم علیه تقاضای طبع مورد حکم است.

قدر: عرفا و لغتا به معنی اندازه است، و قدر الهی عبارت است از مقدار و حدود و هندسه و خصوصیت زمانی و مکانی و عوارض و نظیر این ها که به هر موجود عینی، موهبت فرموده است چنانکه امام المحدثین کلینی – علیه الرحمه – از امام رضا علیه السّلام نقل می کند که به یونس بن عبد الرحمن فرمودند:

تعلم ما القدر؟ قلت: لا، قال: هی الهندسه و وضع الحدود من البقاء و الفناء.

می دانی قدر چیست؟ یونس می گوید: عرض کردم: نه، امام علیه السّلام فرمودند: قدر، هندسه یعنی اندازه گیری ابعاد شی ء در امتداد وجودیش و تعیین حدود آن از خصوصیتهای زمانی و مکانی و عوارض دیگر آن که در بقا یا فناء آن دخیلند.

و برای هیچ یک از موجودات یارای فرار از محدوده تقدیر شده نیست، و این حدود و مرزهای زمان و مکان و اعراض و نسبتهایی که با موجودات سابق و لاحق و مقارن دارند، همچون اوصاف ذاتی جدایی ناپذیرند، و به همین معنا اشارت دارد که آیه کریمه:

ما من دابه الا هو آخذ بناصیتها هیچ جنبنده ای نیست مگر آنکه پروردگار، کمال استیلا و نهایت قدرت را بر او دارد.

در مثل آنگونه استیلایی که از گرفتن موی پیشانی حاصل می شود و صاحب ناصیه بدین وسیله مهار می شود، و می کشاند هر جا که خاطر خواه اوست. و همین است معنای کلام رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله که فرمودند:

سبق العلم و جفّ القلم و مضی القضاء و تمّ القدر.

همه چیز مسبوق به علم ازلی است و قلم سرنوشت نگار خشکید و قضای الهی گذشت و مرحله تقدیر و هندسه و حدود اشیای جزئی پایان یافت.

و از عبد اللَّه بن عباس نقل شده که گفت: روزی پشت سر پیمبر صلّی اللَّه علیه و آله بودم به من فرمودند:

یا غلام انّی اعلمک کلمات: احفظ اللَّه یحفظک، احفظ اللَّه تجده تجاهک، اذا سألت فسئل اللَّه، و اذا استعنت فاستعن باللّه و اعلم أنّ الأمّه لو اجتمعت علی ان ینفعوک بشی ء لم ینفعوک الا بشی ء کتبه اللَّه لک، و ان اجتمعوا علی ان یضرّوک لم یضرّوک الا بشی ء قد کتبه اللَّه علیک، رفعت الاقلام و جفت الصّحف.

ای نو رسیده کلماتی به تو می آموزم: حریم خدایتعالی را حفظ کن که خدای تعالی حفظت کند، حریم خدایتعالی را حفظ کن که او را مقابل خود خواهی یافت، اگر مسئلتی داری از خدای تعالی مسئلت کن، و اگر استعانت می جویی از خدای تعالی استعانت می جوی، و بدان که اگر همه امّت اجتماع کنند تا نفعی به تو رسانند، نفعی به تو نمی رسانند مگر به چیزی که خدای تعالی سرنوشتت فرموده و اگر جملگی همدست شوند تا ضرری به تو رسانند، ضرری نمی رسانند مگر به آنچه که خدای تعالی سرنوشتت فرموده است.

قلمهای قضا و قدر از نگارش بازمانده و برداشته شدند و نامه های قضا و سرنوشت خشک گردیدند.

آیات قضا و قدر

و دهها روایت دیگر از فریقین آمده که قضا و قدر را تفسیر کرده اند و تعداد چشمگیری از آنها ملهم از قرآن کریم و مورد تصدیق کتاب اللَّه تعالی است که این دو روایت نقل شده از فریقین از این طایفه است که ملهم از قرآن و مورد تصدیق است که در این آیات ملاحظه می فرمایید:

و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو و یعلم ما فی البرّو البحر و ما تسقط من ورقه الا یعلمها و لا حبّه فی ظلمات الأرض و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین. خزینه های غیب فقط نزد خداوند است، کسی جز او علیم به آنها ندارد، و آنچه در همه خشکی و دریاست همه را می داند و هیچ برگی نمی افتد مگر بدان علم دارد و هیچ دانه ای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتاب مبین است.

و آیه شریفه:

وَ انْ مِنْ شَی ء الا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ الا بَقَدَرٍ مَعْلُومٍ هیچ چیزی نیست مگر آنکه در نزد ما خزائن آن است و ما نازل نمی کنیم مگر به مقدار معلوم.

و آیه:

وَ ما أصابَ مِن مُصیبِهٍ فِی الأرْضِ وَ لا فِی انْفُسِکمْ الا فی کتابٍ مِنْ قَبْلِ انْ نَبْرَءَها انَّ ذلِک عَلَی اللَّهِ یسیرٌ هیچ مصیبتی در زمین (مانند فقر و بیماری و خونریزی و استعمار فکری) و هیچ مصیبتی در نفوستان (مانند خوی ستم پذیری و بی مایگی) اصابت نمی کند مگر آنکه قبل از ایجادش در کتابی «مبین» ثبت است، تحقیقا چنین ضبط و نگارشی بر خداوند آسان است.

و آیات دیگری نیز متعرّض قضای کلی و قدر علمی و عینی شده اند که استقصای آنها و گفتگو در دلالت آنها و همچنین استقصای روایت مربوطه و دفع تهافت در دلالتشان از مجال این مقال بیرون است، زیرا همانطور که تذکر دادیم مقصد ما در این کتاب که شرح موجز فراز کوتاهی از مناجات است، فقط اشاره به آنچه قرآن و عترت درباره این رکن عظیم توحید و ایمان بیان فرموده اند، بوده که بحمد اللَّه انجام پذیرفت، و به «بداء» نیز اشاره می شود و تفصیل و تبیین این مسائل کثیر الابعاد را باید از محل مخصوص به آنها جستجو نمود.

عمل انسان، مسبوق به قضا و قدر است

باری با همین اشاره اجمالی روشن شد که در منطق وحی و عترت، هیچ حادثه ای عینیت نمی یابد. مگر آنکه مسبوق به قضا و قدر علمی و محفوف به همه اسبابی است که در وجود آن دخیلند و از جمله حوادث، عمل انسان است که مسبوق به همه اسباب و مقدمات مربوطه اش می باشد و من جمله، اختیار و اراده و مبادی آنهاست که کلا از خزائن غیب به کتاب مبین تنزّل می نماید و از این مرتبه علمی قدر به وسیله «المدبرات امرا» به مراتب شهادت تا به مرتبه عمل نازل می شود، و طبق مدلول بعضی از اخبار، دو فرشته ای که بر هر انسانی موکلند، هنگامی که در صبح و شب اراده نزول می کنند که بر موکل علیه خو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *