تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟ (۴) :

جمهوری اسلامی و دگرگونی در ابعاد اجتماعی توسعه انسانی در ایران

اینجانب توصیه می کنم که قبل از مطالعه وضعیت کنونی جهان و مقایسه بین انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلابات و قبل از آشنایی با وضعیت کشور ها و ملت هایی که در حال انقلاب و پس از انقلابشان بر آنان چه می گذشته است و قبل از توجه به گرفتاری های این کشور طاغوت زده از ناحیه رضاخان و بدتر از آن محمد رضا که در طول چپاول گری هایشان برای این دولت به ارث گذاشته اند، از وابستگی های عظیم خانمان سوز تا اوضاع وزارت خانه ها و ادارات و اقتصاد و ارتش و… و اوضاع تعلیم و تربیت و اوضاع دبیرستان ها و دانشگاه ها و… مقایسه با زمان سابق و رسیدگی به عملکرد دولت و جهاد سازندگی در روستا های محروم از همه مواهب حتی آب آشامیدنی و درمانگاه و مقایسه با طول رژیم سابق با در نظر گرفتن گرفتاری به جنگ تحمیلی و پیامد های آن از قبیل آوارگان میلیونی و خانواده های شهدا و آسیب دیدگان در جنگ و آوارگان میلیونی افغانستان و عراق و با نظر به حصر اقتصادی و توطئه های پی درپی امریکا و وابستگان خارج و داخلش… و ده ها مسائل دیگر. تقاضا این است که قبل از آشنایی به مسائل به اشکال تراشی و انتقاد کوبنده و فحاشی برنخیزید.[۲]

امام خمینی(ره)

وقتی در ایران انقلابی به نام خدا و برای اجرای احکام اسلامی به وقوع پیوست، به ندرت کسی باور می کرد که با استفاده از آموزه های دینی در عصری که پیوسته شعار پایان دین و افسون زدایی از هستی داده می شود، بتوان یک نظام توانا و مترقی در گوشه ای از دنیا به وجود آورد و این نظام در کمتر از دو دهه به دگرگونی های قابل توجه در زمینه توسعه انسانی دست یابد. تحلیل گران حرفه ای رسانه های غربی و شبه روشنفکران وابسته به آنها در داخل، در طول عمر کوتاه جمهوری اسلامی، برخلاف همه موازین علمی و پژوهشی، تا توانستند یا موانعی در سر راه موفقیت های جمهوری اسلامی ایجاد کردند و یا آنچه را که اتفاق افتاده و می افتد کم اهمیت و جمهوری اسلامی را نظامی ناکارآمد معرفی کردند.

بازی با ارقام اقتصادی و مقایسه عملکردهای حکومت اسلامی با شاخص های متزلزل درآمد سرانه، نرخ رشد تولید ناخالص ملی و سایر شاخص های کمی و یا مقایسه با استاندارهایی که عموما بنگاه های اقتصادی فراملیتی برای ایجاد ناامیدی و تخریب روحیه جهان عقب نگه داشته شده، آنها را ملاک توسعه و عقب ماندگی قرار می دهند، عادی ترین روشی است که از آن برای القای ناکارآمدی حکومت دینی در ایران استفاده می شود.

فرضیه اصلی سلسله مقالات «انقلاب اسلامی برای ایران چه کرد؟» از ابتدا بر این بود که درک کارآمدی بالای جمهوری اسلامی جز در یک نسبت مقایسه ای قابل فهم نیست و این نسبت با مقایسه عملکرد نظام مشروطه سلطنتی به عنوان یک نظام پایان یافته و نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام مستقر در یک دوره تاریخی قابل حصول خواهد بود.

فی البداهه باید گفت که اثبات توفیقات جمهوری اسلامی در دو دهه اول انقلاب و قرار دادن عملکرد این دو دهه (با همه شرایط نامساعدی که برای آن فراهم کردند) با تمامی دستاورد های نظام مشروطه سلطنتی، به منزله ابطال همه آن تئوری هایی است که جریانات شبه روشنفکری ایران در این دویست سال از آن ارتزاق می کردند. از زمان پیدایش جریاناتی به نام منورالفکری تا به امروز پیوسته به ما القا می شد که آزادی، توسعه، ترقی، رشد، تجدد، حقوق بشر، مردم سالاری و اصلاحات جز با سرسپردن به تئوری های غربی و مساعدت مستشاران اروپایی، امریکایی و روسی امکان پذیر نیست. به ما القا می کردند که ایرانی ها حتی استعداد ساختن یک آفتابه را نیز ندارند، چه برسد به اینکه بخواهند همه دگرگونی های کشور را با اتکا به توانایی هایی خود ایجاد نمایند.

به ما گفته بودند شما ملتی هستید خودمدار، دارای بینش روزینه، ذهنیت استبداد زده، بی اعتقاد، سترون و مقلد، تجاوزگر و خشونت طلب، فاسد، فاقد عشق و دوستی، ناامید، حقیر و عقده ای.[۳] برای اینکه به تعادل برسید باید در مقابل دگرگونی های جامعه مدنی غرب یعنی بی دینی، بی اعتقادی، بی هویتی و همه آن چیزهایی که امروزه مظهر دموکراسی و لیبرالیسم است، سر تعظیم فرود آورید و بی چون و چرا مزایای جامعه مدرن را بپذیرید تا از بربریت و توحش خلاص گردید و به تعادل مدرن! برسید.

برای اینکه به ما القا کنند ملت عقب مانده ای هستیم که از لحاظ ژنتیک و نژاد و اعتقادات و مذهب استعداد خلق هیچ تحولی را نداریم، پیوسته برای ما شکاف های تاریخی درست کردند. شکاف دین و دولت، شکاف های مذهبی و فرقه ای، شکاف های قومی و نژادی و زبانی، شکاف سنت و تجدد، شکاف علم و دین، شکاف عقل و ایمان، شکاف دین و تحول و شکاف های پر نشدنی دیگری که القای آن به هر ملتی، ریشه تعلق به فرهنگ و هویت آن ملت را می خشکاند.[۴]

و در آخر هم به ما گفتند:

برای شناخت انتقادی از خود و جامعه و فرهنگ خودی بایستی از آن فاصله بگیرید. بیگانه شدن و غریبه شدن پیش فرض آگاه شدن است. لجبازی نابجای برخی از ما ایرانیان در مورد عدم تغییر نگرش مرسوم درباره غرب که به ظاهر مبتنی بر رویارویی شجاعانه با مفاسد آن، اما در واقع ناشی از ترس از فرهنگ غرب و دموکراسی است، در واقع خصومت ورزیدن با خود و سد کردن راه خودآگاهی مان است. فراموش نکنیم که اصرار افراطی در ضدیت با فرهنگ بیگانه… در این بیست ساله اخیر گاه موجب لطمات جبران ناپذیری شده است.[۵]

این آخرین فتوا، در حقیقت لُب گزاره کهنه ای است که دویست سال در گوش مردم ایران خوانده می شد. ما یکصد سال به طور رسمی به این گزاره عمل کردیم و از خود بیگانه و با خود غریبه شدیم. اما مشروطه سلطنتی، یعنی آن داستان غم انگیز از خود بیگانگی ما، برای ایران چه ارمغان آورد؟

به فتوای همین روشنفکران در متون متفاوتی که نوشتند، ایران؛ آبستن انقلاب اسلامی و ایرانی؛ عقب مانده، روستایی، استبدادزده و فقیر بود. اگر قرار بود آن از خود بیگانگی و غریبه شدن منشاء آگاهی و دگرگونی های ما باشد، پس چه شد که ایران در عصر نظام مشروطه سلطنتی به بازاری از مصرف کالاهای بی ارزش اروپایی و امریکایی بدل شد و تا سطح یک تکنسین ساده نیز مستشاران غربی بر این کشور حاکم بودند؟

هدف این مقالات بر ملا کردن ماهیت فریبنده شعارهایی است که مدعی است با از خود بیگانه شدن، آگاه شدیم و در طول دو دهه انقلاب اسلامی، در ضدیت با سلطه غرب (نه ضدیت با فرهنگ) و مخالفت با حاکمیت بیگانه، لطمات جبران ناپذیری بر ایران وارد شده است.

آنهایی که می خواهند توسعه در ایران و کشورهای عقب نگه داشته شده را تابعی از دوره بندی تاریخی توسعه در کشورهای صنعتی قلمداد کنند، ما را وارد فرآیندی از یک دور و تسلسل باطلی خواهند کرد که در این تسلسل و دور باطل، توسعه تابعی از پیشرفت تکنولوژی و تکنولوژی به مفهوم مطلق، علم در تمام زمینه ها برای همه سطوح است و صنعتی شدن جزئی از توسعه اقتصادی و توسعه اقتصادی تحت تأثیر پیشرفت جامعه ای است که سیر توسعه و صنعتی شدن را طی می کند و لاجرم چون علم جدید در تمام زمینه ها هیچ نسبتی با دین و معرفت دینی ندارد، پس توسعه در کشورهایی که تحت برنامه ریزی های دینی هستند، امکان پذیر نیست!!

فرآیند صنعتی شدن هر کشور تابعی از فراگیری و نسبت حجم انتقال تکنولوژی (دانش) در مقاطع زمانی است. کشورهای در حال توسعه با استفاده از تجربیات کشورهای صنعتی و بهره برداری از پیشرفت دانش می توانند در زمان کوتاه تری در مقایسه با گذشته مسیر توسعه را پشت سر گذارند.[۶]

دگرگونی های ایران عصر جمهوری اسلامی در این دو دهه، بطلان این قرائت کهنه از توسعه را اثبات کرد. آنهایی که می خواهند با وجدان علمی به تحلیل این دگرگونی ها بپردازند چاره ای ندارند مگر اینکه معیار و ملاک بررسی های خود را مبتنی بر یک فرآیند تطبیقی قرار دهند. مواجه کردن جمهوری اسلامی با شاخص هایی چون درآمد سرانه، تولید ناخالص ملی و امثال اینها اگر چه ممکن است برای دوستداران انقلاب اسلامی یک آرمان توسعه ای باشد، اما برای عینی کردن بررسی های تحولات ایران در بیست سال اخیر معیارهای دقیقی نیستند.

در بررسی های علمی با ذهنیت ها و آرمان های بررسی کننده به عنوان معیار درستی یا نادرستی یک پدیده سر و کار نداریم. راقم این سطور با مقایسه عملکردهای حکومت مشروطه سلطنتی و جمهوری اسلامی داعیه توسعه بی نقص یا خطاناپذیری عملکرد دولت های ادواری جمهوری اسلامی را ندارد، اما معتقد است وقتی بحث از عملکرد سیاست های توسعه ای دو نظام سیاسی در درون یک جامعه در دو دوره تاریخی متفاوت می شود، استناد به معیارهای فریبنده ای چون درآمد سرانه و غیره، علمی و عینی نیست. وقتی از توسعه انسانی صحبت می کنیم یعنی از عملکرد ملموس دو نظام سیاسی در این حوزه بحث می کنیم. در عملکرد های ملموس بحث از منابع، برنامه ها، سیاست ها، اهداف، عملکرد ها و در آخر اثرات آنها بر دگرگونی جامعه است.

به عنوان مثال وقتی از مقایسه چند شاخص عمده در ارتباط با نفت در سیاست های نظام مشروطه سلطنتی و نظام جمهوری اسلامی ایران صحبت می کنیم، پارامترهایی که می تواند میزان کارآمدی برنامه های این دو نظام را مشخص کند، پارامتر های مشابه است. جدول زیر در این رابطه تا حدودی روش تجزیه و تحلیل حاکم بر این مقالات را روشن می کند.

شاخص/ سال ۱۳۵۶ ۱۳۷۶
جمعیت کشور ۳۳ میلیون نفر ۶۴ میلیون نفر
تولید نفت ۶ میلیون بشکه ۵/۳ میلیون بشکه
مصرف داخلی نفت ۵/۰ میلیون بشکه ۵/۱ میلیون بشکه
صادرات نفت ۵/۵ میلیون بشکه ۲ میلیون بشکه
قیمت یک بشکه ۱۳ دلار ۱۳ دلار

جدول مقایسه چند شاخص عمده در ارتباط با نفت[۷]

مبنای مقایسه عملکرد رژیم مشروطه سلطنتی با جمهوری اسلامی بر اساس شاخص های جدول بالا، یک مبنای علمی است. با وجودی که این جدول نشان می دهد که شرایط اقتصادی، درآمدهای دولت و سیاست های جهانی و اوضاع داخلی امکانات مناسب تری را برای رشد و توسعه ایران در دوران رژیم پهلوی فراهم ساخته بود. ایران در این دوران از کمترین رشد و توسعه اقتصادی محروم ماند و به عنوان کشوری عقب مانده معرفی می شد. بنابراین علل عقب ماندگی را نه در کمبود منابع بلکه باید در جاهای دیگر جستجو کرد.

با توجه به مبانی مذکور، در این مقاله به فراز دیگری از توسعه انسانی در جمهوری اسلامی و نظام مشروطه سلطنتی خواهیم پرداخت. قبل از ورود به بحث، ذکر این نکته ضروری است که همه آنهایی که می خواهند دگرگونی های ابعاد اجتماعی اقتصادی توسعه انسانی را در جمهوری اسلامی تجزیه و تحلیل نمایند و عملکرد انقلاب اسلامی را با نهضت مشروطیت در این شاخص مقایسه و تطبیق کنند، نمی توانند از دهه پرتلاطم نخست انقلاب اسلامی یعنی وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، محاصره اقتصادی امریکا و بخشی از اروپاییان، فشارهای بین المللی و دامن زدن به جنگ های قومی و قبیله ای و نزاع های مذهبی توسط گروهک های مزدور امپریالیسم غرب و شرق غفلت کنند. همچنان که نمی توانند از اثرات سیاست های وابستگی مطلق رژیم پهلوی به غرب و خروج سرمایه های کلان این مملکت و نابودی زیرساخت های اقتصادی و فرهنگی در کنار بحران های مذکور که شرایط را برای عدم امکان و تدوین و اجرای برنامه های فراگیر توسعه همه جانبه در دهه اول فراهم کرد، نیز غافل شوند.

کاهش تولید ناخالص داخلی و روند نزولی درآمد سرانه، دو شاخص تعیین کننده در اوضاع بد اقتصادی دهه اول انقلاب اسلامی بود که این دو شاخص در مقابل کرامت مردم ایران، شور انقلابی و دینی و ایثارگری های اقتصادی نه تنها منجر به بحران ها ی اجتماعی نشد بلکه سخاوتمندانه، هزینه های هشت سال دفاع مقدس از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی را نیز به دوش مردم انداخت.

بحران تهاجم نظامی اگر چه در دهه دوم از بین رفت اما هیچ گاه اثرات آن بحران در زیرساخت های کشور و تداوم محاصره اقتصادی و فشارهای بین المللی تا به امروز محو نگردید. آنچه که می خواهیم تحت عنوان دگرگونی ابعاد اجتماعی اقتصادی توسعه انسانی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و آن را با ۵۰ سال حاکمیت رژیم مشروطه سلطنتی پهلوی مقایسه کنیم در حقیقت بیش از آنکه عملکرد بیست ساله جمهوری اسلامی باشد، عملکرد ده ساله به اضافه جبران خسارت جنگی است.

نماگرهای متفاوتی برای نشان دادن ابعاد اجتماعی اقتصادی توسعه انسانی وجود دارد که می تواند شاخص بررسی های تطبیقی ما باشد. مثل نماگر امید به زندگی، نماگر نرخ باسوادی، نماگر تعادل های جمعیتی و غیره. همچنین در سطوح کلی تر می توان به نماگر های آموزشی، نماگرهای بهداشت، تغذیه و امنیت غذایی، نماگرهای توجهات خاص بخشی مثل زنان، محیط زیست، کودکان، مواد مخدر و غیره اشاره کرد.

آنچه در این بخش تجزیه و تحلیل می شود مباحثی از نماگرهای بهداشت، تغذیه و امنیت غذایی است که به طور مستقیم به عملکردهای دو نظام جمهوری اسلامی و رژیم مشروطه سلطنتی در مسائلی چون رفاه عمومی، توسعه روستایی و شهری و غیره مربوط است.

جمهوری اسلامی؛ دولت رفاه و رفع محرومیت

در بند ۱۲ اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هر نوع محرومیت در زمینه های تغذیه و مسکن و کار و بهداشت و تعمیم بیمه از جمله اهداف بنیادی دانسته شد و دولت را موظف می کند که برای تحقق اهداف مذکور برنامه ریزی کرده و امکانات موجود و درآمدهای عمومی را به آن سمت سوق دهد. چنین وظیفه ای در هیچ یک از فصول و اصل های قانون اساسی و متمم قانون اساسی مشروطه سلطنتی بر عهده دولت نهاده نشد و شاید یکی از دلایلی که رژیم مشروطه سلطنتی را نسبت به رفاه اجتماعی، حفظ منافع عمومی و هدایت درآمد ها به سمت مصالح جامعه بی تعهد کرده بود، نبود چنین مسئولیتی به شکل قانونی بر عهده دولت و سلطنت بود.

در چنین حالتی سلطنت و الیگارشی وابسته به آن، خود را مالک همه درآمدهای عمومی، ذخایر ملی و ثروت های خدادادی می دانست. خاندان سلطنتی و کارگزاران سطح بالای دولت هیچ تعهدی را در مقابل ملت ایران احساس نمی کردند. بر اساس همین باور بود که رژیم پهلوی بخش عظیمی از درآمدهای ناشی از فروش نفت و سایر ثروت های عمومی را به عنوان دارایی شخصی وارد معاملات خصوصی کرده و از این درآمدها هر گونه که دلشان می خواست، استفاده می کردند.

علی رغم اینکه ایران در دوره پهلوی از نظر درآمد عمومی و نسبت این درآمدها با جمعیت کشور و سطح تقاضاهای جامعه در شرایط بسیار مناسبی قرار داشت اما رژیم پهلوی هیچ گاه احساس نکرد که از محل این درآمدهای کلان اوضاع نابهنجار زندگی را بهبود بخشد. رژیم شاه و خاندان سلطنتی و الیگارشی وابسته، بیش از آنکه برآمده از نیازهای اجتماعی برای حل مشکلات جامعه باشند، تاجرانی بودند که جز به سود خود و شرکای تجاری خود و تجهیز ارتش حافظ نظام شاهنشاهی (که ادامه سیطره آنها را بر ملت ایران تضمین می کرد) هیچ سیاست دیگری را دنبال نکردند.

پاره ای از تحلیل گران تاریخ معاصر ایران که دل خوشی از انقلاب اسلامی ندارند، در تبیین اوضاع عمومی اقتصاد ایران در اواخر حکومت پهلوی آمار های غم انگیزی ارائه می دهند.

یرواند آبراهامیان می نویسد:

چهارده سال پس از انقلاب سفید، هنوز در ایران نسبت پزشک به بیمار بسیار اندک، میزان مرگ و میر کودکان بالا و نسبت تخت های بیمارستان به جمعیت بسیار پایین بود. با وجودی که ایران در این دوره یکی از ثروتمندترین و پردرآمدترین کشورهای خاورمیانه بود اما از لحاظ نسبت تخت بیمارستانی به جمعیت، از پایین ترین کشورهای خاورمیانه به حساب می آمد. ۶۸% از بزرگسالان بی سواد بودند، شمار بی سوادان از سال ۴۰ به بعد در واقع از ۱۳ به حدود ۱۵ میلیون نفر افزایش یافت. کمتر از ۴۰% کودکان کشور دوره دبستان را به پایان می رساندند، نسبت معلم به شاگرد در مدارس دولتی رو به کاهش بود، سالانه از بین ۰۰۰/۲۹۰ داوطلب تنها ۰۰۰/۶۰ نفر به دانشگاه راه می یافتند و از لحاظ درصد افراد دارای تحصیلات عالی، کشور همچنان یکی از ضعیف ترین کشورهای خاورمیانه بود.[۸]

محمدعلی همایون کاتوزیان می نویسد:

سطح زندگی مردم به خاطر غارت منابع ملی و توسعه سیاست های نظامی گری از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۵ به طرز وحشت انگیزی تنزل کرد. در طی این ده سال، درصد خانواده های شهری که در یک اتاق زندگی می کردند از ۳۶% به ۴۳% رسید. در آستانه انقلاب اسلامی، ۴۲% از خانواده های تهرانی مسکن مناسبی نداشتند و تهران با بیش از ۴ میلیون جمعیت، علی رغم درآمدهای زیاد نفتی هنوز سیستم فاضلاب، مترو و حمل و نقل عمومی درستی نداشت.[۹]

بر اساس آمارهای رسمی در فاصله سال های ۱۳۳۴ و ۱۳۴۶ میانگین سالانه درآمد ارضی ایران بالغ بر ۱۷% درآمد ملی آن بوده است. از نظر اقتصاد دانان توسعه، این بایستی به منزله رسیدن به بهشت دنیوی تلقی شود زیرا به گفته آنان مانع اصلی پیشرفت سریع اقتصادی کمبود سرمایه داخلی و ارز خارجی است. آنها معتقدند که پس انداز و درآمد ارزی در حدود ۱۲% درآمد ملی باید برای رشد و توسعه اقتصادی بی وقفه کفایت کند.[۱۰] اما رژیم شاه تمام این درآمد ها را بر سر جنون مسابقه تسلیحاتی گذاشت و ملت ایران را از حق طبیعی خود محروم کرد.

مخارج نظامی ایران در جریان دهه چهل و پنجاه شدیدا افزایش پیدا کرد، به طوری که از ۷۸ میلیون دلار در سال ۱۳۴۲، به ۲۴۱ میلیون دلار در سال ۱۳۴۴، ۳ میلیارد و ۶۸۰ میلیون دلار در سال ۱۳۵۲ رسید. یعنی پس از افزایش درآمد های نفتی سال ۱۳۵۱ دولت ایران ۳۱% کل درآمدهای پولی خود را به مخارج نظامی اختصاص داد. بودجه دفاعی ایران از سال ۱۳۴۸ ۱۳۵۵ به ده ها برابر افزایش پیدا کرد.[۱۱]

جدول زیر سیر جنون رژیم شاه را در خرید سلاح های بی ارزش نظامی نشان می دهد:

سال بودجه دفاعی درصد افزایش نسبت به سال قبل
۱۳۴۸ ۸۸۰
۱۳۴۹ ۱۰۶۵ ۱۷
۱۳۵۰ ۱۳۷۵ ۲۹
۱۳۵۱ ۱۵۲۵ ۱۱
۱۳۵۲ ۳۶۸۰ ۱۴۱
۱۳۵۳ ۶۳۲۵ ۷۲
۱۳۵۴ ۸۹۲۵ ۴۱
۱۳۵۵ ۹۴۰۰ ۵

جدول بودجه دفاعی ایران ۱۳۵۵ ۱۳۴۸

(ارقام به میلیون دلار به قیمت های جاری)

آمارهای رسمی نشان می دهد که بین ۵۰ تا ۸۰% از مخارج نظامی ایران صرف خرید اسلحه و مهمات از خارج شد که بخش عمده آن از ایالات متحده امریکا خریداری شد. ایران در اواسط دهه ۱۳۴۸ به بزرگ ترین خریدار اسلحه و مهمات امریکایی در جهان تبدیل شد. مبلغ کل فروش امریکا به ایران بر اساس گزارش های وزارت دفاع امریکا، در عرض سال های ۱۳۵۰ ۱۳۵۴ به ۴/۱۴ میلیارد دلار بالغ شده است. رقم کل خرید از امریکا در سال ها ۱۳۴۸ ۱۳۶۱ در حدود ۵/۱۸ میلیارد دلار برآورد شده بود[۱۲] که اگر انقلاب اسلامی در ایران به وقوع نمی پیوست معلوم نبود چه بر سر ایران می آمد.

جدول زیر نقش سلطه مطلقه امریکا را در چپاول دارایی های ملت ایران نشان می دهد:

سال مبلغ خرید
۱۳۲۸ ۱۳۴۷ ۷۵۷
۱۳۴۸ ۲/۱۱۳
۱۳۴۹ ۸/۳۹۶
۱۳۵۰ ۱/۵۱۹
۱۳۵۱ ۴/۲۱۵۷
۱۳۵۲ ۲/۴۳۷۳
۱۳۵۳ ۳۰۲۱
۱۳۵۴ ۷/۱۴۵۸
۱۳۵۵ ۴۲۱۳
۱۳۲۸ ۱۳۵۵ ۴/۱۷۰۰۹

فروش اسلحه امریکا به ایران ۱۳۵۵ ۱۳۲۸[۱۳]

(ارقام به میلیون دلار به قیمت های جاری)

درآمدهای کلان نفت در دو دهه آخر حکومت پهلوی هیچ سودی برای مردم ایران نداشت.

به تعبیر کاتوزیان:

آیا این فدا کردن ثروت اجتماعی ایران به راستی برای توسعه سریع اقتصادی صورت می گرفت؟ اگر توسعه اقتصادی عبارت باشد از: رشد آنی و فزاینده در استفاده از وسایل نقلیه، وسایل خانگی، تعطیلات خارج، تفریحات عرضه شده در رستوران ها و قمارخانه ها، خانه های کاخ مانند و امثال اینها، توسط اقلیتی ممتاز، هزینه های سرسام آور نظامی و برباد دادن سرمایه کشور: در تاجگذاری دیر هنگام (۱۳۴۶)، جشنی مضحک و بین المللی به بهانه موهوم ۲۵۰۰ سال پادشاهی ایران (۱۳۵۰)، دهمین سالگرد ضد انقلاب خونین شاه (۱۳۵۲) و تفنن های سالانه فرح در شیراز به نام جشن هنر که در آن علاوه بر اتلاف پول های فراوان، زندگی روزمره مردم محل به کلی مختل می شد، موسیقی جدید غربی در بازار قدیمی شیراز نواخته می شد و…[۱۴]

در همان دورانی که رژیم شاه، بین ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار را صرف هزینه های سفارش داده شده جشن های ۲۵۰۰ ساله پادشاهی از کشور فرانسه کرده بود، درصد بالایی از جمعیت ایران از سوء تغذیه رنج می بردند.

در همان دورانی که شاه کار طبخ اغذیه جشن را به رستوران ماکزیم پاریس محول کرد و ۵۹ چادر میهمانان و ۳ چادر سلطنتی را مجهز به تهویه مطبوع و بر عهده شرکت فرانسوی جانسن در پاریس می گذاشت و مبل ها و حمام های سنگ مرمر فرانسوی، شمعدان های «لیموگیس» و چینی و ظروف کریستالی «باکارت» سفارش می داد. بر اساس آمار های موجود در سال ۱۳۵۱ مصرف کالری ۱۶ میلیون نفر یعنی ۵۲% جمعیت ایران کمتر از حداقل نیاز، ۴ میلیون نفر از این عده یعنی حدود ۱۳% جمعیت به شدت دچار سوء تغذیه بودند.[۱۵]

در آن دورانی که رژیم پهلوی برای جشن های ۲۵۰۰ ساله پادشاهی ۱۶۵ پیش خدمت زن و مرد، ۲۵ متخصص زیبایی، ۱۵۰۰ کلاه گیس مردانه، ۳۰۰ نیم کلاه گیس، ۴۰۰ جفت مژه و لباس های فرانسوی سفارش می داد، در شهر ها و روستاهای ایران تقریبا همه گروه های درآمدی دچار سوء تغذیه بودند.

در همان دورانی که شاه، ۵/۳ تن گوشت، ۵/۳ تن کره و پنیر، نیم تن خامه، ۲۵۰۰۰ بطری شراب و معادل ۰۰۰/۸۴۰ دلار لامپ های رنگی و فرش و قالیچه برای جشن های شاهنشاهی به پاریس سفارش می داد.[۱۶] در همان دوران برای سراسر جمعیت ۳۶ میلیونی ایران به وسعت تمام شهرهای کشور فقط تعداد ۷۰۰۰ پزشک وجود داشت و در هر هزار تولد زنده در ایران ۱۱۱ کودک در بدو تولد فوت می کردند و روستاهای کشور تنها با ۱۵۰۰ مرکز بهداشت درمانی روستایی بدون پزشک و متخصص رنج می برد.

این شرایط ناشی از عدم تعهد دولت و نظامی بود که روشنفکران عصر مشروطه به عنوان یک نظام مترقی و مدرن بر مردم ایران تحمیل کردند و قانون اساسی آن را با الگوبرداری ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *