تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) شامل 103 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ایدئولوژی، دین و انقلاب ایران (۱) :

چکیده: با پیدایش نگرشهای نوین به دین در دهه های ۴۰ – ۵۰ و انقلابی که به نام اسلام رخ داد بحث جدیدی در مورد روابط میان دین و تجدد در ایران گشوده شد. پرسش اساسی این است که توسعه و گسترش این نگرشها در مقابل روند مدرنیزاسیون جامعه قرار گرفته و یا برعکس نتیجه منطقی این مدرنیزاسیون است؟
نویسنده برای پاسخگویی به این پرسش، پس از بررسی مختصر مفاهیم ایدئولوژی، اتوپیا، دین و اسطوره، سه نوع دینداری (ابزاری، ایدئولوژیک و فقهی – سیاسی) را بررسی کرده و سپس نتیجه گرفته است که در انقلاب ایران پدیده ایدئولوژی کردن دین نقش مهمی در روند سکولاریزه کردن جامعه داشته است.
دگرگونیها و تحولات اجتماعی، ظهور و نفوذ ایدئولوژیهای مدرن که با ذهنیت و رفتار سنتی و انگاره اجتماعی، (Social Imaginary) ناسازگار بود منجر به روی صحنه آمدن گفتارهای نوین سیاسی – دینی شد. با پیدایش دینداریهای جدید در سالهای ۱۳۴۰ – ۱۳۵۰ و وقوع انقلابی که به نام اسلام در ایران رخ داد، بحث نوینی در مورد روابط میان تجدد و دین آغاز شد. پرسش اساسی قابل طرح در این زمینه این است که آیا توسعه و گسترش این نگرشهای نوین به دین در برابر روند مدرنیزاسیون و عکس العملی نسبت به آن است; یا برعکس، پیامد منطقی روندی است که بر عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی و فرهنگی تاثیر گذارده است؟ آیا می توان از «تجدد دینی » در ایران سخن به میان آورد؟ به بیان جامعه شناسانه، آیا می توان گفت که تجدد و دین در برابر یکدیگرند یا نوعی سازگاری و همخوانی میان آنها وجود دارد؟ به عبارت دیگر، آیا می توان از «تجدید حیات دینی » یا «از میان رفتن دین » سخن به میان آورد؟
برای بررسی ریشه های فکری انقلاب اسلامی در ایران، با ادبیاتی مواجهیم که در آن برخی از مفاهیم انسان شناسانه و جامعه شناسانه به طریقی به کار گرفته شده اند که مرزهای میان آنها خیلی روشن نیست و تشریح و تفسیر و تبیین انقلاب نیز بر اساس همین مفاهیم مبهم و ناروشن صورت می گیرد. مفاهیمی مانند ایدئولوژی، اتوپیا، اسطوره، دین و بسیاری از مفاهیم دیگر که در گفتمانهای نوین جامعه ایران مورد استفاده قرار می گیرد و تاثیرات و پیامدهای مهمی را در صحنه سیاسی – اجتماعی از خود به جای می گذارد.
هدف من در این نوشته این نیست که تعریف جدیدی از این مفاهیم ارائه دهم; بلکه قصد دارم با طرح و بررسی چند نظریه، بر مفهوم دیگری تکیه ورزم تا نشان دهم که چگونه می توان از ایدئولوژی به «دینداری سکولار» رسید. مفهومی که اگر مبنا را تعاریفی قرار دهیم که تا به حال از دین و سکولاریته داشته ایم متناقض و پارادوکسال به نظر می رسد; اما اگر معتقد شویم بر دینداریهایی دلالت دارد که در برابر دینداریهای سنتی – جماعتی، (Communautaire) پا به عرصه وجود گذاشته اند، قابل تامل خواهد بود. این دینداریهای جدید توانستند با انگاره اجتماعی اکثریت ایرانیان پیوند برقرار کنند و پدیده پرانرژی انقلاب ایران را تغذیه کنند. ایدئولوژی
به طور کلی، سه نگرش نسبت به ایدئولوژی وجود دارد:
۱- «نگاه خنثی »،
۲- «نگاه منفی » که از ناپلئون شروع می شود و تا مارکس ایدئولوژی آلمانی ادامه می یابد و بخصوص پارادیگم حاکم امروز را که همان تئوری «آگاهی کاذب »، (fausse conscience) باشد دربرمی گیرد. براساس همین دیدگاه است که برخی از روشنفکران ایرانی در سالهای بعد از انقلاب به نقد پدیده «ایدئولوژی مند کردن دین » پرداخته اند.
۳- «نگاه مثبت » که از لنین شروع شده و تا سالهای ۶۰ میلادی در غرب (بخصوص نزد روشنفکران چپ) حاکم بوده و بعد از آن به جهان سوم و خصوصا به ایران وارد شده است.
ژوزف گابل، (Josephe Gabel) یکی از نظریه پردازانی است که کتابی را تحت عنوان آگاهی کاذب در سال ۱۹۶۲ میلادی در زمینه ایدئولوژی منتشر کرده است. این کتاب از اهمیت ویژه ای برخوردار است و در آن چهار نوع نگرش به ایدئولوژی مطرح و نقد شده است:
۱- نگرش مارکس جوان که نگاه دیالکتیکی به ایدئولوژی است و آن را «یک بینش غلط از تاریخ » ارزیابی می کند.
۲- نگرش انگلس که نگاه تاریخ گرایانه به ایدئولوژی است و روندی است که یک اندیشمند آگاهانه بر اساس آن چیزی را انتخاب می کند.
۳- نگرش ژان رنو که نگاه جامعه شناسی گرایانه به ایدئولوژی است و بیانگر منافع یک گروه و یا یک طبقه اجتماعی خاص است.
۴- نگرش آلتوسر که نگاه تجدیدنظرطلبانه به ایدئولوژی است و بنا بر آن باید «سیستم بازنماد» را از علم جدا کرد و معتقد شد که ایدئولوژی نقش آگاهی دهنده به عمل اجتماعی دارد و علم نقش تئوریک.
گابل، بعد از بررسی و نقد این دیدگاهها ایدئولوژی را، در یک کلام، «تدوین شکلی از آگاهی کاذب » ارزیابی می کند. او در مورد مفهوم اتوپیا نیز همین روش را به کار می برد و نتیجه می گیرد که: تفکر اتوپیایی، یکی از اشکال آگاهی کاذب طبقات اجتماعی است که به دنبال تغییرات هستند. بنابراین ایدئولوژی و اتوپیا «دو شکل از درک خرده – دیالکتیکی، (Sous – dialectique) از واقعیت اجتماعی است. انگاره اجتماعی
پل ریکور معتقد است که باید از مفهوم ایدئولوژی به عنوان «آگاهی کاذب » فراتر رفت و مسائل را در چهارچوب دیگری بررسی کرد. از همین رو، به نقد نظریه مارکس در باب دین و ایدئولوژی می پردازد. از نظر او «انگاره اجتماعی » مجموعه ای است از ایدئولوژی و اتوپیا. ایدئولوژی مربوط به آن چیزی است که کانت تصور باز تولید کننده، (Imagination reproductrice) می نامد که همان تصویر ضعیف و تبدیل شده امر واقعی یا واقعیت است. اما اتوپیا مربوط به آن چیزی است که کانت تصور تولید کننده یا خلاق، (imagination productrice) می نامد که منبع خلاقیت و نوآوری است. از نظر ریکور، این دو مجموعه به رفتار و کنش انسانی معنی می دهند و نباید فقط در ایدئولوژی نقش و کارکرد استیلاجویی، (domination) را مدنظر داشت. اگر ایدئولوژی واقعیت موجود را حفظ می کند، اتوپیا اساسا آن را مورد پرسش قرار می دهد و معنای جدیدی خلق می کند. اگر ایدئولوژی به قدرت مشروعیت می بخشد، اتوپیا اساسا آن را مورد تعرض قرار می دهد. بنابراین ایدئولوژی و اتوپیا دو پدیده دنیای مدرن است که نمی توان از آنها چشم پوشی و صرفنظر کرد.
یکی دیگر از نظریه پردازان «انگاره اجتماعی » کورنلیوس کاستوریادیس، (Cornelius Castoriadis) فیلسوف، روانکاو و جامعه شناس فرانسوی یونانی الاصل است. از نظر او، انگاره اجتماعی مدرنیته بر یک اصل آنتی نومیک استوار است: از یک طرف طرح «استقلال و خودمختاری سیاسی » انسانها و جوامع و از طرف دیگر آنچه او «جوهر کاپیتالیسم » می خواند که همانا «گسترش نامحدود استیلای عقلانی بر انسانها و چیزها» است. ایدئولوژی در نگاه او مربوط به همین ذهنیت تکنیکی مدرن است که می خواهد همه چیز را سیستماتیک و عقلانی کند و نمی تواند در جوامع «اسطوره ای » یا جوامع «دینی » به وجود آید. اما از آنجا که ایدئولوژی در دنیای مدرن به وجود آمده و یکی از اشکال سمبولیسم است، بنابراین می توان از آن چشم پوشی کرد.به طور خلاصه، در بررسی و نقد این دو دیدگاه می توان گفت: ایدئولوژی یک پدیده مدرن است که می توان از آن گذشت; ولی الزامی ندارد که تنها در جوامع مدرن کاپیتالیست غربی پا به عرصه وجود بگذارد. ایدئولوژی می تواند در جوامعی که در حال گذار از سنت به مدرنیته هستند نیز پدید آید و نقش مهمی در صحنه سیاسی – اجتماعی این جوامع بر عهده داشته باشد. همچنانکه ادگار مورن می گوید: ایدئولوژی را نه در رابطه با گسست «جامعه سنتی – جامعه مدرن »، بلکه خیلی بیشتر در رابطه با سیستم اسطوره ای کلاسیک باید تعریف کرد: هنگامی که یک سیستم عقاید شکل بگیرد تا بتواند به شکل نامحسوس و پنهانی عناصر جادویی یا دینی را که مختص اساطیر است، در خود جای دهد. این سیستم عقاید نسبتا گسترش پیدا کرده، می توانند از یک منبع فلسفی سرچشمه گرفته، ولی عناصر اصلی و پایه ای یک فلسفه که یقینا در ایدئولوژیها عامیانه و همگانی شده اند. اسطوره و ایدئولوژی سیاسی
یکی از انسان شناسان فرانسوی خصوصیات اسطوره را چنین تعریف می کند:
۱) اسطوره تاریخ موجودهای ماوراء الطبیعی است.
۲) این تاریخ به عنوان رویدادی در نظر گرفته می شود که حتما واقعی است.
۳) اسطوره همیشه اشاره به یک خالق و آفریننده دارد; یعنی اینکه چگونه چیزی یا نهادی توسط خدایان خلق شده است و بدین سبب همیشه الگویی برای اعمال و کنش انسانهاست.
۴) اسطوره در چهارچوب تاریخ انسانها قرار داده نمی شود، زیرا که تاریخ انسانها را بنیانگذاری و خلق می کند.
۵) با شناخت اسطوره، ریشه امور شناخته می شود. رویداد توضیحی توسط اسطوره می تواند در هر شرایطی لباس واقعیت به تن پوشد. اسطوره پدیده ای است که به شکل یک مرجع و منبع مطلق درمی آید. ریشه یک رویداد را به لحاظ زمانی و مکانی تعیین می کند و به اعلی مرتبه، (transcendence) پیوند می زند. بدین معنا که این رویداد از زمان و مکان خویش خارج شده و به صورت یک امر جاودانه اعتبار پیدا می کند.
پی یر انسار، (Pierre Ansart) معتقد است که اساطیر، دین و ایدئولوژیهای سیاسی سه عنصر اصلی «انگاره اجتماعی »اند. نقش و کارکرد ایدئولوژی سیاسی در دنیای مدرن همان نقشی است که اساطیر و ادیان در دنیای سنتی داشتند. این نظریه انسار در مورد ایران و آنچه به نام انقلاب دینی رخ داد صدق نمی کند، چرا که در ایران با پدیده ای روبرو هستیم که عناصر گوناگون آن در هم تنیده شده اند (نه اینکه جایگزین هم شده باشند) و چنین حرکت پرانرژی و پیچیده ای را به وجود آورده اند. کاسیرر فیلسوف آلمانی معتقد است: اسطوره های جدید سیاسی آفرینشهای مصنوعی است که توسط افراد باهوش ساخته شده است. آنها فهمیده اند که اسطوره با همان روشهایی ساخته می شود که ابزار جنگ مدرن مانند تیربار و هواپیما. بدین معنا برخی از ایدئولوگهای اسلامی معاصر به فکر این افتادند که با ایدئولوژی مند کردن اساطیر تاریخ جوامع خویش ثابت کنند که این اساطیر مانند بسیاری از ایده های مدرن کارآیی دارند و چنین است که کوشش نمودند تا یک «ایدئولوژی دینی » تدوین نمایند.
در ایران با پدیده ای روبرو هستیم که زاییده «انگاره اجتماعی » ماست. این انگاره از عناصر دین، اسطوره، اتوپیا و ایدئولوژی ترکیب شده است. از این دیدگاه هم باید مباحثی را در مورد هویت از نو مطرح کرد و هم نقش کسانی که پیشگامان فکری – سیاسی انقلاب اسلامی بودند. باید دید که نزد کنشگران اصلی این انقلاب، کدامیک از عناصر بر دیگر پدیده ها سایه افکنده و آنها را تحت الشعاع خویش قرار داده اند. اصلاح طلب یا اصلاحگر دینی؟
بیش از یک سده است که جریان رفرمیسم دینی در کشورهای مسلمان بر این امر تکیه می کند که بایستی به زمان و شرایطی که در آن زندگی می کنیم آگاهی پیدا کرده و در یک کلام «امروزی » شویم. البته اصطلاح رفرمیسم دینی مفهومی ناروشن و ابهام انگیز دارد; چرا که گرایشهای مختلفی از قبیل سوسیالیسم زده، مارکسیسم زده تا جریانات «اسلام گرا» مدعی رفرمیست دینی هستند. رفرمیسم دینی معاصر در کشورهای مسلمان را باید از جنبه های دیگری مورد پژوهش قرار داد که الزاما یک «اندیشه دینی » به معنای خاص کلمه یا یک «الهیات » نیست. مورخ و اندیشمند معاصر مراکشی، عبدالله لارویی، معتقد است که: اسلامی که امروز اینقدر در مورد آن سخن به میان آورده می شود یک اسلام جدید است که بیشتر یک ایدئولوژی سیاسی – اجتماعی است تا یک «الهیات » و علم دینی; و این همان مساله ای است که برای شرق شناسی که فقط جریان ارتدکسی را می شناسد و یا توریست که فقط اسلام عامیانه عوام را می بیند، برای تفسیر و فهم این اسلام جدید مشکل درست می کند.
جریان رفرمیسم دینی خواهان تغییر است; چرا که بر اساس نظر اصلاح طلبان میان جوامع مسلمان و اصول اسلامی گسست ایجاد شده است. به این دلیل اصلاح گران دینی ضمن پذیرفتن «اصول اسلامی »، به تحلیل و نقادی تفکر یا تفکرات غربی اهتمام می ورزند و از آنها وام فکری گرفته و تحت تاثیر آنها قرار دارند.
بدون آنکه بخواهیم اسلام را با ایدئولوژیهایی که مدعی اسلامی بودن هستند یکی بدانیم، از تاثیرپذیری آنها بر یکدیگر نیز نباید غافل بمانیم. حضور و برخورد و انطباق دین با واقعیتها منجر به پیدایش اسلامها به معنای ایدئولوژیک شد نه به معنای فقهی و الهیاتی. ایدئولوژیهای سیاسی (چه رفرمیست و چه انقلابی، چه لیبرال و چه سوسیالیستی و…) مدعی اسلامی بودن هستند. بنابراین در همین رفرمیسم دینی چندگانگی وجود دارد. محمد آرکون، فیلسوف و مورخ اندیشه ها، معتقد است که: مورخ یا جامعه شناس وجود یک هسته عقیدتی را میان کلیه مسلمانان نفی نمی کند یا نادیده نمی گیرد; ولی اهل علم، ( scientifiques) نمی توانند این مساله را نادیده بگیرند که گروهها و فرهنگها و قومهای مختلف سعی کردند که از اسلام به عنوان یکی از عوامل تشکیل دهنده هویت خویش استفاده کنند و لذا این چنین اسلام اندونزیایی، پاکستانی، ترک، ایرانی، افریقایی و… به وجود آوردند. تفکر اسلامی هنوز به نقد مفهوم ارتدکسی نپرداخته، لذا بیش از پیش بر اتحاد و نیروی وحدت بخش اسلام تاکید ورزیده است. نقد مدرن ایدئولوژیها اجازه می دهد تا ثابت شود که ارتدکسی یک مصادره ایدئولوژیک پیام اولیه ای است که مؤمنان خواهانند. این مصادره ایدئولوژیک توسط یک گروه اجتماعی – سیاسی صورت می پذیرد. این مساله (مصادره ایدئولوژیک دین) بحث نظری در مورد وضعیت دین و ایدئولوژی را باز می کند.
بنابراین، اسلام در چهره های مختلف ظاهر می شود و یا به عبارت دیگر، بازنمادهای مختلفی از اسلام وجود دارد. رفرمیسم دینی معاصر در کشورهای مسلمان را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
۱- رفرمیسم دینی فقهی – سیاسی; ۲- رفرمیسم دینی ایدئولوژیک – سیاسی. نمایندگان این دسته اساسا خارج از نهاد رسمی دین به طرح افکار و فعالیت می پردازند.
این دو جریان رفرمیسم دینی برخی مسائل جدید را مطرح کردند که از اساس با اختلافات فرقه ای سنتی متفاوت است. این دو جریان را باید از انتگریسم متمایز ساخت; چون انتگریسم با واقعیات امروزی برخورد اجتهادی نمی کند و خود را تنها در چهارچوب دستورات شرعی و سنت محصور می کند. اما رفرمیسم دینی فقهی – سیاسی مدعی و خواهان یک گفتمان همه جانبه و جامع است که هدفش اسلامی کردن جامعه و نهادهای مختلف آن توسط اجرای قوانین شرع است. برقراری یک حکومت اسلامی، ضرورتی الهی – فقهی – سیاسی تلقی می گردد. امام خمینی(س) به عنوان نظریه پرداز ولایت فقیه نماینده چنین طرز تفکری است. در رفرمیسم دینی ایدئولوژیک – سیاسی بر قرآن، سنت پیامبر و امامان و… تاکید می شود ولی مواضعش لائیک و غیر فقهی است. ارجاع به منابع و مشروعیت بخشی به نهادهای سیاسی – اجتماعی – اقتصادی یک واجب دینی نیست; بلکه یک ضرورت سیاسی – ایدئولوژیک است. از مرحوم اقبال می توان به عنوان نماینده این نوع رفرمیسم دینی نام برد. او می گوید: ما با کمال میل پذیرای جنبش لیبرال در اسلام مدرن هستیم; ولی باید پذیرفت که نفوذ ایده های لیبرال در شرایطی صورت می پذیرد که بحرانی ترین دوران تاریخ اسلام را نیز می گذرانیم.
رفرمیسم دینی فقهی – سیاسی می خواهد مدرنیته را اسلامی کند; ولی رفرمیسم دینی ایدئولوژیک – سیاسی می خواهد اسلام را مدرنیزه کند.
هنگامی که اصلاح طلبان از بیداری یا رنسانس سخن به میان می آورند، باید دانست که از حوزه خاص دینداری خارج شده و به حوزه سیاسی – فرهنگی بیشتر نزدیک می شوند; بدون آنکه از خود دین و یا امر دینی، که لازمه هرگونه رنسانس و یا بیداری ست شالوده شکنی شود. اصلاح طلبان صحبت از رنسانس می کنند که امروزی و مدرن شوند، بدون آنکه به بنیان خود دین کاری داشته باشند. آنها سعی می کنند که اسلام و تفکر غربی را آشتی دهند، بدون هیچ گونه تحلیل نقادی که دین در دنیای مدرن با آن مواجه است. لذا گاهی اسلام را با راسیونالیسم، گاهی با سوسیالیسم و مارکسیسم، گاهی با لیبرالیسم و… آشتی می دهند. رفرم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *