توضیحات
فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت، محتوای خود را در قالب 83 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جمهوری اسلامی و شرایط برقراری عدالت :
اول
در مکاتب توحیدی آرمانها و ارزشهای انسانی فلسفه وجودی حکومت است و اگر حکومت ارزشهای متعالی، مثل «عدالت اجتماعی»، را دنبال نکند، دلیلی بر تداوم آن وجود ندارد. در این بینش حکومت ابزار و فرصتی است برای نیل به اهداف متعالی انسانی و اسلامی، حکومت به خودی خود شأن و ارزش نیست تا پیشوایان دینی به دنبال کسب آن باشند، بلکه برای رسیدن به عدالت اجتماعی و ارزشهای دیگر است. از آنجا که تحقق پاره ای از اهداف والا نیازمند شرایط مساعد و فقدان موانع است و حکومت به خاطر برخورداری از قدرت و امکانات می تواند شرایط را فراهم ساخته و موانع را برطرف کند، از این رو، به دست گرفتن حکومت مطمح نظر قرار می گیرد. جمله معروف امیرمؤمنان علی علیه السلام ، شهید راه عدالت، به ابن عباس که «کهنه کفش بی ارزشی را از فرمانروایی بر شما بیشتر دوست دارم، مگر اینکه با حکومت حقی را زنده و باطلی را سرکوب کنم»،(۱) گویای جایگاه واقعی حکومت در این مکتب است.
اساسا علت سپردن حکومت به انسانهای وارسته نیز همین است تا از قدرت حکومت برای تحقق ارزشها استفاده شود. در پرتو حکومت حقوق واقعی مردم تأمین و عدالت برقرار شود. یکی از مبانی پیوستگی دین و سیاست در اسلام نیز همین است. چون عدالت اجتماعی از اهداف اسلام است و این هدف جز با برپایی حکومت تأمین نمی شود. بنابراین کسب قدرت و به دست گرفتن حکومت به عنوان مقدمه ای برای تحقق عدالت در اسلام مورد نظر و سفارش است. معنا ندارد که خداوند سبحان پیامبران را به تحقق عدالت اجتماعی مأمور کند، ولی آنان را به کسب قدرت و در اختیار گرفتن حکومت توصیه نکند یا از تعقیب حکومت باز دارد. جمهوری اسلامی بر چنین باوری استوار بوده و حکومت علوی را الگوی خود معرفی کرده است.(۲) از این رو، «اساس کار در جمهوری اسلامی این است که آرمانهای اسلامی تحقق پیدا کند. اگر قرار باشد که آرمانهای اسلامی تحقق پیدا نکند، حکومت ما وجهی ندارد.»(۳)
دوم
در میان علل و عوامل قیام و انقلاب اسلامی ملت ایران، تبعیض و بی عدالتی در دوران رژیم ستمشاهی جایگاه ویژه ای داشت. آنچه توده های مردم را به حرکت و مبارزه علیه حکومت پهلوی وا داشت، روابط ظالمانه و ظلم و ستم و تبعیضی بود که در لایه های مختلف جامعه به صورت یک فرهنگ در آمده بود. عدالت در قاموس رژیم هیچ جایگاهی نداشت. کاسه صبر مردم از اینکه گروهی بر جان و مال و ناموس آنان مسلط شده و ثروتها و منابع ملی را غارت می کنند یا به بیگانگان می بخشند، لبریز شده بود. از اینکه عده ای از خدا بی خبر برگرده آنان سوار شده و به تنها چیزی که نمی اندیشند، تأمین حقوق مردم است، به شدت رنج می بردند. قیام عموم ملت به رهبری امام خمینی به انگیزه برچیدن بساط ظلم و بی عدالتی از جامعه بود. رهبر کبیر انقلاب نیز قیام خود را با شعار احیای ارزشهای دینی و عدالتخواهی آغاز کرد. در بسیاری از سخنرانیها و بیانیه های خود از ظلم و ستمی که بر توده های محروم جامعه می رفت، سخن گفته و دولتمردان را به خاطر تضییع حقوق ملت استیضاح می کرد. نظام جمهوری اسلامی با هدف برقراری عدالت اجتماعی تأسیس شد. اگر سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی تا زمان پیروزی و از آغاز تأسیس نظام تا زمان رحلت امام در موضوع «دفاع از محرومان و مستضعفان و ضرورت برقراری عدالت در جامعه»، جمع آوری شود، دفتر قطوری خواهد شد. بنابراین «برقراری عدالت اجتماعی» از اهداف غیرقابل انکار انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است و به تعبیر رهبر معظم انقلاب «عدالت اجتماعی از مهمترین خطوط مکتب سیاسی امام» است.(۴) با تحول عظیمی که در جامعه ما رخ داد، عدالت هدف و آرمانِ نظام و رهبران و دولتمردان شد، برخلاف گذشته که اساس نظام استبدادی بر تبعیض و بی عدالتی استوار بود. پس ملت مسلمان ایران به رهبری امام خمینی در گام نخست توانست نظام سیاسی مورد نظر خود را با هدف برقراری عدالت جایگزین نظام پوسیده ای کند که ماهیتش آمیخته با ظلم و بی عدالتی بود.
سوم
در اینکه جمهوری اسلامی از ابتدا به دنبال عدالت اجتماعی بوده و این جهت را همواره پیگیری نموده، تردیدی وجود ندارد. رهبری نظام و مسؤولان طراز اول کشور و عموم ملت هیچگاه از برقراری عدالت غافل نبوده اند. یک مقایسه اجمالی با وضعیتِ حاکم بر رژیم گذشته این واقعیت را آشکار می کند که جامعه در راه رسیدن به آرمان عدالت اجتماعی، به موفقیتهای چشمگیری نائل شده، در عین حال همگان واقفند که هنوز جمهوری اسلامی تا تحقق کامل عدالت در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و قضایی راه درازی در پیش دارد. هنوز جامعه ما از تبعیض و بی عدالتی و یا دیریاب بودن عدالت رنج می برد. گرچه ساختار حکومت در قانون اساسی بر عدالت بنا شده و نهادهای اساسی آن در پی برقراری عدالت اند، ولی فاصله عمیق میان توصیف حق، حق خواهی و عدالتخواهی در عرصه سخن و برقراری عدالت و گردن نهادن به حق و رعایت حقوق دیگران در عرصه عمل(۵) موجب شده که «عدالت همه جانبه» هنوز در حد یک آرزو باقی بماند. امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز علی رغم تلاش فراوان برای تحقق عدالت در جامعه، با دشواریهای فراوانی روبرو شد و در نهایت جان در راه عدالت فدا کرد.
نظام جمهوری اسلامی به رغم تمایل شدیدش به برقراری عدالت با موانع و دشواریهای فراوانی روبروست. شناخت شرایط برقراری عدالت و موانع آن و تلاش برای فراهم ساختن شرایط و از بین بردن موانع شرط توفیق در این میدان است.
چهارم
اما شرایط لازم برقراری عدالت:
۱. شناخت جایگاه عدالت
بی شک حکومت اسلامی اهداف متعددی دارد، تأمین آزادیهای سیاسی اجتماعی، برقراری نظم و امنیت، رفاه و رشد و توسعه اقتصادی، ارتقاء علمی و معنوی آحاد جامعه، عدالت اجتماعی و… شناخت درست جایگاه عدالت در میان سایر اهداف و آرمانها، قدم اول در راه برقراری عدالت است. اگر مسؤولان و دولتمردان به درستی به ارزش، جایگاه و اهمیت عدالت اجتماعی واقف نباشند، نمی توانند تلاش و همتی متناسب با آن را مصروف نمایند. گرچه به یک معنا عدالت اجتماعی زمینه ساز ارتقاء علمی و معنوی شهروندان است و مقدمه ای برای آن بشمار می رود، اما نسبت به اهداف دیگر از اهمیت بیشتری برخوردار است. هر چند آزادیهای اجتماعی و سیاسی، نظم و امنیت، رشد و توسعه هر کدام یک ارزش اند و فقدان هر کدام جامعه را با دشواریهایی روبرو می کند، اما آنچه از سیره پیشوایان دینی به ویژه امیرمؤمنان علی علیه السلام بر می آید آن است که، عدالت در صدر جدول ارزشها جای دارد و هیچ ارزش دیگری به پایِ اهمیت عدالت نمی رسد. آن حضرت به خاطر پافشاری بر عدالت، جنگ جمل را، با همه پیامدهای خطرناکش، تحمل کرد. اگر او از شدت عدالتش می کاست و به زیاده خواهی تنی چند از رجال عصر خویش پاسخ مثبت می داد، یا لااقل اجرای عدالت را به تأخیر می انداخت، جنگ جمل در آغاز حکومت نوپای او رخ نمی داد، چه بسا بنی امیه جسارت برافروختن جنگ صفین و ایستادگی در برابر خلیفه مسلمین را به خود نمی دادند و از دل جنگ صفین، خوارج سربرنمی آورد و شعله جنگ نهروان برافروخته نمی شد. ظواهر امر نشان می دهد که این همه گرفتاری از پیامدهای عدالتخواهی علی علیه السلام و انعطاف ناپذیری او در این عرصه بود. او برای ارزشی به نام عدالت، بی نظمی و برهم خوردن امنیت جامعه را به جان خرید و از شهادت استقبال کرد. معلوم می شود عدالت به قدری مهم است که امور مهمی چون «نظم و امنیت» در برابر آن رنگ می بازد. چنان که آن حضرت تا وقتی به مخالفان خود آزادی داد که دست تعدّی و تجاوز به جان و مال و ناموس دیگران دراز نکرده بودند. خوارج در اظهار مخالفت خود با حکومت آزاد بودند، اما به محض آنکه حقوق دیگران را زیر پا نهادند و عدالت در جامعه در معرض خطر قرار گرفت، با برخورد شدید امام روبرو شدند. از سیره آن حضرت بر می آید که حدّ آزادیهای اجتماعی سیاسی نیز عدالت است. تنها ارزشی که در جدول ارزشها محدود به هیچ حدّی نیست، «عدالت» است. بنابراین قدم اول شناخت ارزش عدالت و ایمان به جایگاه آن است. از کسانی که برای آزادی مخالف دهها برابر بیش از عدالت و حقوق محرومان و مستضعفان جامعه ارزش قائلند و یک دهم تلاشی را که برای جلوگیری از تضییع حقِ مخالفان سیاسی می کنند، برای دفاع از تضییع حقوق توده های محروم جامعه مصروف نمی کنند، نمی توان انتظار برقراری عدالت داشت. از کسانی که رشد و توسعه را به منظور تأمین رفاه و آسایش هدف برنامه های اقتصادی خود قرار می دهند، بدون آنکه دغدغه چندانی برای عدالت داشته باشند و با صراحت می گویند: برای رسیدن جامعه به رشد اقتصادی باید عده ای قربانی شوند! نمی توان توقع چندانی داشت. جمهوری اسلامی برای برقراری عدالت اجتماعی نیازمند کسانی است که در عرصه برنامه ریزی و اجرا تا بن دندان معتقد باشند که نظام حاکم بر جامعه اسلامی، با نظام حاکم بر جوامع سرمایه داری تفاوت اساسی دارد. باور داشته باشند همان طور که آزادی حق شهروندان است، عدالت نیز حق مسلّم آنهاست، معتقد باشند که «رشد و توسعه اقتصادی مقدمه است و عدالت هدف»(۶) تلاش برای رشد اقتصادی و حواله دادن عدالت به آینده دور، دردی از مردمی که امروز از تبعیض و بی عدالتی رنج می برند، دوا نخواهد کرد.
همچنان که، کسی که باور ندارد عدالت اسلامی در پرتو اجرای احکام و قوانین اسلامی تحقق می یابد، نمی تواند به برقراری عدالت در جامعه اسلامی کمکی کند.(۷) آن که می گوید: «چنانچه بتوان با عمل به قوانین یکی از مکاتب حقوقی امروز دنیا عدالت را برقرار کرد، نباید بر اجرای قوانین اسلامی اصرار ورزید» اصلاً تصور درستی از عدالت اسلامی ندارد. عدالتی که اسلام از آن سخن می گوید با عدالتی که در پاره ای از مکاتب از آن سخن می گویند، تفاوت زیادی دارد. مکتبی که بین توحید و کفر تفاوتی قائل نیست، و کفرورزی را به همان مقدار حق انسان می داند که توحید را، طبعا در تحقق عدالت به معنای اعطاء کل ذی حقٍ حقَّه به دنبال نظام حقوقی و سیاسی متناسب با آن مبناست. در این نگاه هر انسانی حق دارد کفر بورزد و دیگران را به اعتقادات کفرآمیز خود فرابخواند و حکومت نه تنها حق جلوگیری از آن را ندارد، بلکه عدالت اقتضا می کند از حق او هم دفاع کند. این مثال را تنها به عنوان یک نمونه یادآور شدیم تا تفاوت نگرش مکاتب توحیدی به مقوله حقوق بشر و عدالت، با مکاتب دیگر روشن شود. مسؤولان جمهوری اسلامی در رده های مختلف مدیریتی باید باور داشته باشند که برقراری عدالت اسلامی تنها در پرتو احکام و قوانین اسلامی و ترویج ارزشهای اخلاقی و تقویت ایمان مردم امکان پذیر است و بس.
۲. عدالت وظیفه ای همگانی
یکی دیگر از شرایط تحقق عدالت همکاری همگانی است. اگر همگان به رعایت حقوق یکدیگر متعهد نباشند، حقوق عده ای تضییع خواهد شد. برای رسیدن به عدالت اجتماعی باید هر کس به حق خود قانع باشد و از تجاوز به حقوق دیگران بپرهیزد. اما به هر دلیل عده ای در جامعه به حق خود قانع نیستند و دست تعدّی به حقوق دیگران دراز می کنند. از این رو، امر به معروف و نهی از منکر ضامن اجرای عدالت است که برخی مراتب آن برعهده مردم و برخی دیگر برعهده حکومت است. یکی از وظایف حکومت حفظ و حراست از حقوق عمومی و جلوگیری از تجاوز به حقوق مردم است. عدالت در یک جامعه بدین معناست که همگان از فرصتها و امکانات و منابع عمومی به طور یکسان بهره مند شوند. هر چند افراد در بهره برداری از این فرصتها و امکانات یکسان، متفاوت اند، بعضی از حق خود به خوبی بهره برده و در پرتو عقل و تدبیر و تلاش به مراتب بالاتر در زندگی دست می یابند و عده ای متقابلاً امکاناتی را که در اختیارشان نهاده شده، ضایع کرده و از بین می برند. اما در مرحله نخست همگان باید از فرصتها و امکانات به صورت مساوی بهره مند باشند، نباید کسانی به دلیل قرار گرفتن در موقعیتی خاص از رانتهای مختلف استفاده کنند، در حالی که دیگران به دلیل نبودن در آن موقعیت توان استفاده از آن را ندارند. و چون همگان به این اصل پای بند نیستند، دولت باید زمینه های سوء استفاده از فرصتها را از میان بردارد. نباید ساختار اداری و قوانین و مقررات روزنه هایی برای سوء استفاده داشته باشند تا افرادی به خاطر اطلاع از این روزنه های قانونی و پیچ و خم ساختار اداری بتوانند سهم بیشتری از منابع عمومی را به خود اختصاص دهند.
شاید یکی از مهمترین عوامل بروز و گسترش تبعیض و بی عدالتی همین مقوله است. رانت خواران که اعمال خود را به ظاهر قانونی انجام می دهند، بهانه و توجیهشان همین است که ما از قوانین و مقررات تخطی نکرده ایم. رهبر معظم انقلاب در سالهای اخیر بارها از ضرورت اصلاح ساختاری و شناسایی روزنه های قانونی سخن گفتند تا افراد زیرک و قانوندان نتوانند با استفاده از اهرمهای به ظاهر قانونی به ناحق از بیت الم
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل ورد کامل پاورپوینت سرمقاله؛ روان شناسی اسلامی در «عصر جامعه اطلاعات»
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.