تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی در حکومت اسلامی از منظر شهید مطهری :

مقدمه
آزادی همواره یکی از آرمانهای اساسی انقلاب اسلامی بوده و هست . گفتمان راسخ مردم سالاری دینی; چه در حوزه نظری و چه در حوزه عملی، حاکی از اعتقاد بنیادین این انقلاب و رهبران و نظریه پردازان آن به پیوند عمیق «دین » و «آزادی » در جمهوری اسلامی است . در اصل یکی از پایه های مشروعیت حکومت اسلامی; چه در مرحله پیدایش و چه در مرحله بقا و ثبات، تامین و تثبیت آزادی برای کلیه شهروندان است .
امام خمینی قدس سره به عنوان معمار اصلی این حکومت، از کسانی بودند که در آموزه ها و سیره نظری و عملی خود، بیشترین تاکید را بر ضرورت تمهید آزادی و تاسیس نظامی متکی به آرای آزاد مردم و نافی خودکامگی و خشونت و زور داشتند . (۱) بیانات و آثار امام قدس سره و شاگردان ایشان، همچون استاد شهید مطهری، مملو از شرح و تبیین و اصرار بر تحقق این مفهوم آرمانی در چارچوب شریعت اسلام است . امروزه و با گذشت یک ربع قرن از انقلاب اسلامی، مقوله آزادی همچنان از مهمترین موضوعات مورد تامل اندیشمندان و فعالان سیاسی است و همچنان این نیاز احساس می شود که در باره این حوزه مهم و موضوعاتی با اهمیت، همچون تلازم یا تنافی دین و یا حکومت دینی با آزادی، بحث های فراوان صورت گیرد . در انجام این گونه مباحث، جای خالی اندیشمند سترگی همانند علامه مطهری به خوبی احساس می شود ولی از آنجا که ایشان حداقل دو یا سه دهه از زمان خود جلوتر بودند، تنویر و تشریح دیدگاههای وی، بی هیچ تردیدی، هنوز راهگشای بسیاری از ابهامات و معضلات فکری جامعه; همانند موضوع تا حدی ابهام آمیز «آزادی » است .
شهید مطهری از جمله متفکرانی است که به مباحث سیاسی توجه خاص داشت . هر چند فرصت آن را نیافت که به تفصیل در باب سیاست سخن بگوید، اما در لابلای آثار خود – به ویژه بعد از انقلاب اسلامی – مطالبی را مطرح کرده که زوایایی از اندیشه سیاسی او را آشکار می سازد . در عین حال بسیاری از مباحثی که استاد، حتی بدون اشاره به موضوع حکومت اسلامی ارائه کرده اند، دارای این قابلیت هست که با تشریح و تدوین افزونتر در مسائل نظری و عملی حکومت اسلامی به کار گرفته شود .
این نوشتار، افزون بر مقدمه و نتیجه گیری و یک بخش پیشینه پژوهش، دارای هشت گفتار تفصیلی است و نگارنده تلاش کرده است تا در راستای تبیین موضوع و تحلیل محتوای مفهوم آزادی و کاربرد آن در آثار استاد مطهری، جایگاه اصل آزادی را در حکومت اسلامی تشریح کند و در این قالب به برخی پرسش ها مانند موارد زیر پاسخ گوید:
– تعریف آزادی، مبانی و انواع آن کدام است؟
– اسلام و حکومت اسلامی چه تعاملی با آزادی دارد؟ آیا میان دین و اسلامیت با آزادی و جمهوریت تعارض هست؟ حکومت اسلامی چه دیدی نسبت به آزادیهای رایج در لیبرال دموکراسی دارد؟
– چه تعاملی میان آزادیهای اجتماعی با آزادیهای معنوی وجود دارد؟
– رابطه ارزش هایی مانند تقوا، عدالت و مساوات با آزادی چگونه است؟
پیشینه پژوهش
خوشبختانه در زمینه افکار استاد شهید، پژوهشهای متعددی صورت گرفته و حتی نرم افزارهای متعددی در زمینه تدوین و شرح آثار ایشان تهیه شده است . (۲) در عین حال، اندیشه های سیاسی (۳) و اندیشه های اجتماعی (۴) استاد، علاوه بر تبیین آرای فلسفی، کلامی، فقهی و … وی در کتب و تالیفات متعددی به بحث کشیده شده است . تحلیل مفهوم آزادی نیز در اندیشه استاد، هم در ابعاد کلی و فلسفی (۵) و هم در عرصه سیاسی (۶) مورد بررسی موشکافانه قرار گرفته است اما به نظر می رسد که موضوع این نوشتار به صورت صرف و منفک، تاکنون مورد پژوهش واقع نشده است . (۷)
گفتار اول تحلیل محتوای واژه آزادی و اهمیت آن در اندیشه مطهری
استاد نسبت به موضوع آزادی حساسیتی فوق العاده داشته و در بسیاری از آثار خود به این مفهوم اشاره کرده اند . ایشان در بیش از ۳۲ اثر خود از میان ۸۹ اثر، به واژه آزادی، انواع و مشتقات آن، حدود ۱۴۴ بار پرداخته اند . پنج کتاب: پیرامون جمهوری اسلامی، گفتارهای معنوی، پیرامون انقلاب اسلامی، انسان کامل، و جهاد با ترتیب پرداخت، ۲۷، ۲۵، ۲۰، ۹ و ۸ بار به مفهوم مزبور و مشتقات آن در این زمینه، در رتبه های اول تا پنجم قرار گرفته اند . (۸)
به زعم مطهری، آزادی یکی از بزرگترین و عالی ترین ارزش های انسانی است و به تعبیر دیگر جزو معنویات انسان است که مافوق حیوانیت اوست . (۹) به همین خاطر است که اسلام آزادی را به عنوان یک ارزش از ارزش های بشر برشمرده است، اما نه ارزش منحصر به فرد و نه آزادی با آن تفسیرها و تعبیرهای ساختگی، بلکه آزادی به معنای واقعی . (۱۰) استاد از آزادی به عنوان یکی از مقدس ترین استعدادهایی که در بشر هست و آدمی به شدت به آن نیازمند است، یاد می کند (۱۱) و آن را معیار انسانیت به شمار می آورد . از این دیدگاه، انسان آن اندازه انسان است که هیچ جبری را تحمل نکند و محکوم و اسیر هیچ قدرتی نباشد بلکه همه چیز را خودش آزادانه انتخاب کند . (۱۲)
مطهری، آزادی را رمز بقای اسلام می داند (۱۳) و بر این باور است که از صفحات تاریخ درخشان اسلام، دادن آزادی عقیده حتی به ملل کشورهای فتح شده است . او تساهل و تسامح اسلام را عامل پیدایش و گسترش تمدن اسلامی به حساب می آورد . (۱۴) از نظر ایشان بزرگترین تعبیر از قائل بودن رسالت و آزادی و اختیار از سوی خداوند برای انسان همین است که او را در قرآن (۱۵) خلیفه و جانشین حق و مکمل وجود هستی می داند . خدای متعال طبق این آیه، قسمتی از خلاقیت خود را به عهده انسان می گذارد و او را مظهر فعالیت و خلاقیت می سازد . (۱۶) مطهری بر وجود گوهر آزادی در فرهنگ خودی و بی نیازی از دراز کردن دست طلب در این زمینه به سوی بیگانگان پافشاری می کند . (۱۷)
در کلیت آثار استاد، هدف اساسی انبیا و انزال رسل، آزادسازی و رهایی بشر از اسارت ها و بندگی بوده و آزادی معنوی مقدم بر سایر آزادیها است و اعتقاد و ایمان آزادانه به خداوند و اسلام، سرلوحه دعوت نبوی بوده است . به همین خاطر است که اسلام اجازه تقلید در اصول دین را نمی دهد و کسب آن را مبتنی بر تحقیقی آزادانه می داند . (۱۸) مطهری اندیشمندی خوشبین به حرکت تاریخ و جوامع انسانی به سوی آزادی و جامعه توحیدی و رهایی از رقیت و جبرهای مختلف است . (۱۹)
گفتار دوم تعریف آزادی، انواع و مبانی آن
استاد در اصلی ترین تعریف، مانند بسیاری از متفکران، آزادی را همان «عدم مانع » معنا می کند:
«آزادی لزوم عدم ایجاد مانع است (۲۰) … به این معنا است که عمل او از خواست و رضایت کامل و تصویب قوه تمیز او سرچشمه می گیرد و هیچ عاملی او را بر خلاف میل و رغبت و رضا و تشخیص او، وادار نمی کند .» (۲۱)
مطهری آزادی را به دو گونه اساسی تقسیم می کند:
الف – آزادی حیوانی; که همان آزادی شهوات، هوی و هوسها و به عبارتی آزادی قوه غضبیه و قوه شهویه است .
ب – آزادی انسانی; که واقعیتی مقدس است و منظور استعدادهای برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی انسان است که
یا از مقوله عواطف و گرایش ها و تمایلات عالی انسانی است و یا از مقوله ادراکها و دریافت ها و اندیشه ها است که منشا آزادیهای متعالی هستند . (۲۲)
از سویی استاد با عنایت به اینکه موانع را به اموری اطلاق می کنند که قوای ظاهری یا باطنی فاعل انسانی را محدود می سازند (۲۳) آزادی را بر حسب این رادع و مانع ها به سه جبهه تقسیم می کند: آزادی از محکومیت طبیعت، آزادی از محکومیت انسانهای دیگر و آزادی از محکومیت انگیزه های درونی خود . (۲۴)
دو تقسیم بندی عمده دیگر از آزادی; یعنی آزادی اجتماعی و آزادی معنوی نیز در آثار استاد چشمگیر و تعاریف آنها به شرح زیر است:
الف – آزادی اجتماعی; یعنی بشر در اجتماع، از ناحیه سایر افراد اجتماع آزادی داشته باشد، دیگران مانعی در راه رشد و تکامل او نباشند، او را محبوس نکنند، به حالت یک زندانی در نیاورند که جلوی فعالیتش گرفته شود . دیگران او را استثمار و استعباد نکنند; یعنی قوای فکری و جسمی او را در جهت منافع خودشان به کار نگیرند . (۲۵)
استاد بسیاری از آزادیهای سیاسی و اجتماعی; مانند آزادی تفکر و آزادی بیان را در آزادیهای اجتماعی جای داده است .
ب – آزادی معنوی; به معنای آزادی باطنی و روحی انسان است و اینکه انسان بنده حرص، شهوت، خشم و افزون طلبی نباشد، این آزادی جز از طریق نبوت، انبیا، دین، ایمان و کتابهای آسمانی قابل تامین نمی باشد . از سویی، آزادی اجتماعی، بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست . (۲۶)
استاد در ذیل بحث آزادیهای اجتماعی، بین آزادی تفکر و آزادی عقیده تمایز قائل شده و با محترم شدن آزادی تفکر، رعایت مطلق احترام به هر گونه عقیده و آزاد دانستن آنها را ناصحیح و غیر موجه می شمارد و آزادی عقاید باطل را «اغراء به جهل » به حساب می آورد . (۲۷)
در نهایت، با توجه به الگوی نظری خاصی که مؤلفه های آزادی را سه مؤلفه فاعل (عامل)، مانع (رادع) و هدف (غایت) می داند، می توان اقسام آزادی را در آرا و اندیشه های مطهری تبیین کرد . بر این اساس، «فرد» عنصر اول، و «طبیعت، سنت ها و قوانین موجود در جامعه، انسانهای دیگر، هواهای نفسانی و دین و اعتقادات » عنصر دوم و «سعادت، تکامل و تکلیف » عنصر سوم مفهوم آزادی محسوب می شوند که بر اساس رابطه فرد با هر یک از موانع مذکور (عنصر دوم)، قسم خاصی از آزادی شکل می گیرد که به ترتیب عبارتند از: آزادی انسان از محکومیت انسان های دیگر یا آزادی اجتماعی – سیاسی، آزادی انسان از هواهای نفسانی خود یا آزادی معنوی و آزادی عقیده و تفکر .
از سوی دیگر در باره مبانی آزادی باید اذعان داشت که اصول «اختیار» ، «فطرت » و «عقل، اراده و تکامل انسان » از جمله مهم ترین مبانی نظری است که مطهری بر اساس آن ها، اصل «آزادی » را به رسمیت می شناسد . از این رو، فهم مفهوم آزادی و محدودیت های آن، بدون توجه به این مبانی، امکان پذیر نیست . (۲۸)
گفتار سوم تعامل دین و اسلامیت با آزادی و جمهوریت و نفی حکومت مطلقه افراد
به باور مطهری، اینکه در غرب گروهی اعتقاد به خدا و دین را مساوی با عدم دخالت مردم در سیاست دانسته اند و برای توده های مردم در برابر حاکمان، حقی قائل نشده اند، از عمده ترین عوامل گرایش به مادیگری در غرب است . اعتقاد به تنافی دین و آزادی و منافات جمهوریت با اسلامیت نیز از شبهات قوی است که در عصر استاد شهید نیز رایج بوده و ایشان بشدت این شبهه را رد نموده اند و ریشه آن را در غرب دانسته اند . به باور ایشان، عده ای در غرب به عنوان دفاع از دین، این نغمه شوم را به راه انداختند که مردم در مقابل حاکمان مسؤول اند، اما حکمران در مقابل مردم مسؤول نیست بلکه فقط در برابر خدا مسؤول است; یعنی مردم حق ندارند که حکمران را بازخواست کنند یا از او بخواهند که چه کارهایی را انجام دهد . به بیان دیگر، مردم حقی بر حاکمان ندارند، اما حاکمان حقوقی دارند که مردم باید آن را ادا کنند . مطهری معتقد است که این نوع نگرش به دین و حقوق اساسی مردم، موجب شد تا در جهان غرب، نوعی ملازمه میان اعتقاد به خدا و تسلیم در برابر حاکمان و سلب حقوق سیاسی مردم پیش آید . نقطه مقابل، این طرز تفکر بود که میان بی خدایی و حق حاکمیت ملی تلازم وجود دارد، (۲۹) به تعبیر وی:
«از نظر فلسفه اجتماعی اسلامی، نه تنها نتیجه اعتقاد به خدا پذیرش حکومت مطلقه افراد نیست و حاکم در مقابل مردم مسؤولیت دارد، بلکه از نظر این فلسفه، تنها اعتقاد به خداست که حاکم را در مقابل اجتماع مسؤول می سازد و افراد را ذی حق می کند و استیفای حقوق را یک وظیفه لازم شرعی معرفی می کند … از نظر اسلام، مفاهیم دینی همیشه مساوی آزادی بوده است . » (۳۰)
به باور استاد، اسلامی بودن جمهوری اسلامی به هیچ وجه با حاکمیت ملی و یا به طور کلی با دموکراسی و مردم سالاری منافات ندارد و هیچ گاه اصول دموکراسی ایجاب نمی کند که بر یک جامعه دین و مکتبی حاکم نباشد; از سویی منشا اشتباه آنانکه اسلامی بودن جمهوری را منافی با روح دموکراسی می دانند، ناشی از این است که دموکراسی مورد قبول آنان هنوز همان دموکراسی قرن هیجدهم است که در آن حقوق انسان در مسائل مربوط به معیشت و خوراک و مسکن و پوشاک و آزادی در انتخاب راه معیشت مادی خلاصه می شود . اما اینکه مکتب و عقیده و وابستگی به یک ایمان هم جزو حقوق انسانی است و اینکه اوج انسانیت در وارستگی از غریزه و از تبعیت از محیطهای طبیعی و اجتماعی ما و در وابستگی به عقیده و آرمان است، بکلی به فراموشی سپرده شده است . (۳۱)
مطهری معتقد است اسلامیت نظام جمهوری اسلامی تحمیلی نیست بلکه به خواست و شعار خود مردم محقق شده است . (۳۲) از سوی دیگر جمهوری اسلامی به معنای «جمهوری به اصطلاح آخوندی » که تنها طبقه روحانیون عهده دار مشاغل و پستها باشند نیست . او با نفی هر گونه حکومت طبقاتی و نافی آزادی، جمهوری اسلامی را به معنای جامعه ای بر اساس جهان بینی توحیدی می شناساند که وظیفه دارد انسانها را به یگانگی اخلاقی و اجتماعی برساند و آیه ۶۳ سوره آل عمران (۳۳) بهترین گواه تایید این وظیفه حکومت اسلامی است . (۳۴)
استاد در پاسخ به پرسشی که چرا جمهوری اسلامی، جمهوری دموکراتیک اسلامی نامیده نشده است؟ پاسخ می دهد که چون اسلام کامل تر از دموکراسی بوده و دموکراسی با رفع نواقصش، در بطن اسلام هست و از سویی، اساسا مفهوم آزادی در فلسفه غرب و اسلام، با هم تفاوت عمده و بنیادین دارند و نمی توانیم در تاسیس نظامی اسلامی و مبتنی بر بنیادهای اسلامی، این ریزه کاریها و ظرافت ها را نادیده بگیریم . (۳۵)
گفتار چهارم نقد و نفی شدید آزادی در نظام لیبرال دموکراسی
استاد شهید مطهری در بخشهای متعددی از آثار خود، نوع نگرش به مفهوم آزادی را در مکاتب شرقی مانند مارکسیسم (۳۶) و مکاتب غربی مانند اگزیستانسیالیسم (۳۷) و لیبرال دموکراسی را به نقد کشیده است; مثلا در مارکسیسم، تکیه بر جبرگرایی و دترمینیسم اجتماعی و تاریخی در تحدید آزادیهای انسانی را رد می کند و از سوی دیگر، انسان مداری و وجودگرایی مکتب اگزیستانسیالیسم را مورد رفض قرار می دهد . اما عمده حملات ایشان در این زمینه، به لیبرال دموکراسی است . مطهری در تبیین علل انقلاب اسلامی و ظهور بیداری اسلامی معتقد است ملل مسلمان از جمله مردم ایران با سرخوردگی از لیبرالیسم غربی و ناامیدی از سوسیالیسم شرقی و یاس از معیارها و مکتبهای شرقی و غربی به جستجوی هویت واقعی و اصیل خود و بازگشت به کرامت ذاتی خویش برخاسته اند . (۳۸) استاد شهید، اصالت فرد در دموکراسی و اصالت جمع در سوسیالیسم را رد کرده و موضع میانه را جهت راهکار به حکومت اسلامی پیشنهاد می دهد . (۳۹)
از نظر وی، آزادی امیال و حیوانیت، مبنای دموکراسی غربی است و تکیه صرف این نظام بر خواست اکثریت، به عنوان ملاک مشروعیت بخشی به کلیه خواسته ها و امیال مردم، در حقیقت ابزاری برای قانونی کردن امیال حیوانی رها شده، مانند همجنس بازی (۴۰) است که به حکم احترام به دموکراسی و نظر اکثریت، قانونی می شود; زیرا اینها معتقدند که صراط مستقیمی وجود ندارد بلکه راه همان است که خود انسان آنگونه که می خواهد می رود و این مانند نظریه معروف ملانصرالدین است که روزی سوار قاطر بود، پرسیدند کجا می روی؟ گفت: هر جا که میل قاطر باشد . لذا جامعه دارنده معیارهای دموکراسی غربی به آنجایی می رود که میلها و خواستهای اکثریت [اعم از معقول و غیر معقول] ایجاب می کند . اما در نقطه مقابل این نوع دموکراسی و آزادی، دموکراسی اسلامی قرار دارد که بر اساس آزادی واقعی انسان نباشد و در پی دربند کردن حیوانیت و شهوات و اداره و تدبیر و تسلط و نه کشتن آنها در مسیر تکامل بشر و پرورش استعدادهای عالیه او است و به دنبال کنترل امیال و تمایلات آنها در مسیر تعالی و ترقی معنوی و مادی است . (۴۱)
شایان ذکر است لیبرالیسم یا فلسفه آزادیخواهی، به آزادی فکر و آزادی عمل فرد تا مرز آزادی دیگران و همچنین طرفداری از اصالت فرد معتقد است . به باور این نحله; انسانها خردمندند، خرد ضامن آزادی فردی است و آزادی ضامن زندگی خردآمیز . سلب آزادی نفی خردمندی و نفی خردمندی نفی آزادی است . لذا آزادی فردی ضامن مصالح عقلایی بشر است و باید از ابتکار و آزادی فردی و خصوصی پاسداری کرد . اما این آزادی و آزادیخواهی چه در لیبرالیسم و چه در دموکراسی و نظام ادغامی از آن دو، دچار افراط فراوانی گشته است . شهید مطهری افراط در آزادی عقیده در اروپا را محصول عصر تفتیش عقاید در این قاره می داند . (۴۲)
می توان از مجموعه مباحث استاد در نقد «آزادی از منظر لیبرال دموکراسی » اینگونه نتیجه گرفت که از نظر وی، دموکراسی در بهترین شکل و کارآمدترین صورت، تنها تامین کننده مصالح مادی مردم است، در حالی که حکومت اسلامی علاوه بر این، با تمهید آزادی مقید به حدود شریعت برای شهروندان، وظیفه اصلی خود را انسان سازی و بازسازی و ارتقای امور معنوی مردم به شمار می آورد و به عنوان اصلی ترین ممیزه خود با لیبرال دموکراسی، خدامداری را جایگزین فردگرایی و انسان محوری می کند . در حکومت اسلامی، اصالت فرد و فردگرایی لیبرال دموکراسی نفی می شود، گرچه اعتقاد به ارزش والای فرد و حقوق و آزادیهای فردی; مانند حق مالکیت، تامین جانی، و … از جایگاه والایی در این نظام برخوردار است . در این حکومت، ضمن احترام به حقوق فردی و جمعی، این باور وجود دارد که فرد همیشه قادر به تشخیص عقلانی مصالح خود نیست و انزال شرایع الهی و پیامبران، در حقیقت جهت مساعدت انسانها و جوامع صورت گرفته است تا در انتخاب راه درست و مشی در آن، یاری گر افراد باشند .
حکومت اسلامی با رد تساهل و رواداری افراطی لیبرال دموکراسی، با اعتقاد به خاتمیت و جامعیت و علو اسلام نسبت به کلیه ادیان، افراد را در انتخاب آزادانه عقاید در کلیه زمینه های سیاسی، اجتماعی و مذهبی، صاحب اختیار دانسته و معتقد به عدم تفتیش و بازخواست عقیدتی از سوی دولت است .
باز شایان گفتن است که لیبرال دموکراسی، هر گونه ایجاد محدودیت در آزادی افراد را نفی می کند و بسیاری از این دخالتها را، که مخصوصا توسط دولتها انجام می شود، دخالت در حریم خصوصی افراد به شمار آورده و این عمل را از شاخص های نظام های «جامع القوا» یا توتالیتر می داند . طرفداران و مجریان این اندیشه با ایرادگیری بر حجاب اسلامی، آن را موجب سلب حق آزادی به عنوان یک حق طبیعی بشری و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن محسوب می نمایند .
این در حالی است که امثال شهید مطهری به هیچ وجه به آزادی مطلق و عدم تقیید شرعی و عقلانی آن معتقد نیستند . به همین دلیل نیز ایشان با دفاع مستدل از اصل حجاب، آن را وظیفه زنان و در جهت رعایت پاره ای از مصالح اجتماعی; مانند ایجاد آرامش اجتماعی و تعادل اخلاقی و مطابق با حیثیت و کرامت انسانی زنان دانسته است و ترادف آن با محبوس ساختن و اسیر کردن زنان را بی معنی می داند . (۴۳)
استاد شهید در راستای تبیین آزادی در حکومت اسلامی و نقد آزادی در مرام نظری و عملی لیبرال دموکراسی، میان آزادی عقیده و آزادی تفکر، تفکیکی اساسی صورت می دهد . آزادی عقیده از این منظر ویژگی نظام لیبرال دموکراسی و مبنای آن «تمایل » است د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *