توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مردمسالاری دینی در بیان رهبر معظم انقلاب (۱) :
«مردم سالاری » و «مردم سالاری دینی » بحث مهمی است و باید در باره ماهیت، حدود، محاسن و مزیت های آن بر «مردم سالاری لیبرالیسم » یا «لیبرال دموکراسی » سخن راند و مطلب گفت و نوشت .
خوشبختانه این بحث، با دخالت مقام معظم رهبری – مدظله العالی – و مطرح شدن «مردم سالاری دینی » از زبان ایشان، روح تازه ای به خود گرفت . البته به طور طبیعی، مناقشاتی در این بحث نیز به وجود آمده و در تعریف و تحدید مردم سالاری دینی میان صاحب نظران، اختلافاتی هم رخ نموده است .
این بحث مهم و اساسی در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی و هنگام تدوین قانون اساسی در مجلس خبرگان قانون اساسی و مدتی پس از آن، در نشست ها و کرسی های سخنرانی گوناگون جریان داشت . در آن زمان نیز این بحث به طور مبسوط توسط ایشان – که ابتدا امامت جمعه تهران و سپس ریاست جمهوری را به عهده داشتند – در خطبه های نماز جمعه و بعضی هم اندیشی های علمی مطرح گردید و پی گیری شد . فکر انقلاب در آن مقطع، به طور ناب توسط ایشان مطرح و ثبت شد و با توجه به آن بیانات ارزشمند، روشنگر و ناب بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی قدس سره خطاب به ایشان فرمود:
«اینجانب جناب عالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید، می دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی; از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید، روشنی می دهید .» (۲)
مناسب است در این زمان، که پس از گذشت بیش از دو دهه از انقلاب، غبار تحریف و جعل و ابهام بر بعض حقایق نشسته است، با رجوعی دو باره به آن بیانات ناب، به تبیین «مردم سالاری دینی » و حدود و شرایط آن از نگاه رهبری بپردازیم و وجوه ممیز این مردم سالاری، با «مردم سالاری غربی » بخصوص «لیبرال دموکراسی » را بشناسیم و بدین گونه در تبیین دو باره این بحث ارزنده سهیم شویم .
«مردمی » ، «مردم داری » و «مردم سالاری »
واژه بالا دارای معانی نزدیک به هم و مرتبطی هستند . بسیاری از حکومت ها را با وصف «مردمی » معرفی می کنیم . ابتدا باید معانی «مردمی بودن » روشن شود تا به واژه های بعد برسیم .
مقام معظم رهبری در تبیین معنای «مردمی » گفته اند:
«مردمی بودن حکومت; یعنی نقش دادن به مردم در حکومت . یعنی مردم در اداره حکومت و تشکیل حکومت و تعیین حاکم و شاید در تعیین رژیم حکومتی و سیاسی نقش دارند [مردم سالاری] . یک معنای دیگر برای مردمی بودن حکومت اسلامی این است که، حکومت اسلامی در خدمت مردم است . آنچه برای حاکم مطرح است، منافع عامه مردم است نه اشخاص معین و یا قشر معین یا طبقه معین [مردم داری] . اسلام به هر دو معنا، دارای حکومت مردمی است … . اگر یک حکومتی ادعا کند که مردمی است، باید به معنای اول هم مردمی باشد; یعنی مردم در این حکومت دارای نقش باشند . اول در تعیین حاکم . در حکومت اسلام مردم در تعیین شخص حاکم دارای نقش و تاثیرند . البته در حکومت های دینی و حکومت های اسلامی، یک مقطعی از زمان و یک برهه ای از زمان، حکومت [شخص حاکم] یک حکومت تعیین شده خدایی است . این را همه مسلمین قبول دارند . در آنجا مردم در تعیین حاکم نقشی ندارند [دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام]» . (۳)
در تعیین «نقش مردم از دیدگاه امام قدس سره » نیز می فرماید:
«عنصر دومی که امام به آن حداکثر توجه را کرد [در کنار عنصر اسلام گرایی]، عنصر «مردم » بود . ادعای «مردم گرایی » در همه نظام ها – حتی استبدادی ها – وجود دارد اما مهم این است که حقیقتا در کجا برای مردم شان و منزلت و حق و نقش قائل می شوند . امام به معنای حقیقی کلمه به اصالت عنصر «مردم » در نظام اسلامی معتقد بود و مردم را در چند عرصه مورد توجه دقیق و حقیقی خود قرار داد: عرصه اول، عرصه تاکید نظام به آراء مردم است . تکیه نظام به آراء مردم یکی از میدان هایی است که مردم در آن نقش دارند . حضور مردم و اعتقاد به آنها باید در اینجا خود را نشان بدهد . در قانون اساسی ما، درتعالیم و راهنمایی های امام، همیشه بر این نکته تاکید شده که نظام بدون حمایت و رای و خواست مردم در حقیقت هیچ است . باید با اتکا به رای مردم کسی بر سر کار بیاید . باید با اتکا به اراده مردم نظام حرکت کند . انتخابات ریاست جمهوری، انتخاب خبرگان، انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات های دیگر، مظاهر حضور رای و اراده و خواست مردم است . درحقیقت انتخاب و حضور مردم در صحنه انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و یا سایر انتخابات هایی که می کنند، هم حق مردم است و هم تکلیفی بر دوش آنها . [مردم سالاری] عرصه دوم، عرصه تکلیف مسؤولان نظام در قبال مردم است . وقتی ما می گوییم مردم، معنایش این نیست که مردم بیایند رای بدهند و مسؤول یا نماینده ای را انتخاب کنند، بعد دیگر برای آن مردم هیچ مسؤولیتی وجود نداشته باشد . صرفا همین باشد که اگر کسی می خواهد برای مردم کاری کند، به این خاطر باشد که مردم بار دیگر به او رای دهند . مساله این نیست . در اسلام و نظام جمهوری اسلامی فلسفه مسؤولیت پیدا کردن مسؤولان در کشور، این است که برای مردم کار کنند . مسؤولان برای مردمند و خدمتگزار و مدیون وامانتدار آنها هستند . مردم محورند . [مردم سالاری] عرصه سوم، بهره برداری از فکر و عمل مردم در راه اعتلای کشور است; یعنی استعدادها را شکوفا کردن و معطل نگذاشتن . امام این فکر و این توجه [که مردم ایران می توانندو استعداد و قوه اداره مملکت را دارند] را هم، در این نظام نهادینه کرد که استعدادهای جوانان این کشور احساس توانایی کنند . [مشارکت مردم در امور] عرصه چهارم عبارت است از لزوم آگاه سازی دائمی مردم . خود امام در سنین بالای عمر – با حال پیرمردی – از هر فرصتی استفاده کرد برای این که حقایق را برای مردم بیان کند .» (۴)
بنابر بیانات فوق، وقتی می گوییم حکومتی مردمی است، باید آن حکومت دارای چند خصیصه باشد:
۱ . حکومت بر مبنای خواست، اراده و رای مردم شکل گرفته باشد; مردم سالاری » .
۲ . حکومت در خدمت مردم باشد; «مردم داری » .
۳ . مردم را در امور مشارکت دهد; «مشارکت مردم » .
۴ . مردم رامحرم دانسته و امور را برای آنان تبیین کند; «آگاه سازی مردم » .
تکیه بر مردم سالاری
همچنانکه گذشت، «مردم سالاری » یکی از معانی «مردمی بودن » و غیر از «مردم داری » است . رهبر انقلاب در مواردی به تبیین مردم سالاری پرداخته است; از جمله:
«مردم سالاری یعنی اعتنا کردن به خواسته های مردم، یعنی درک کردن حرف ها و دردهای مردم، یعنی میدان دادن به مردم . (۵) اجتماع مردم سالاری; یعنی اجتماعی که مردم در صحنه ها حضور دارند، تصمیم می گیرند، انتخاب می کنند . (۶) اصل تشخیص این که چه نظامی در کشور بر سر کار بیاید، این را امام به عهده رفراندوم و آراء عمومی گذاشتند . این هم در دنیا سابقه نداشت . در هیچ انقلابی در دنیا ما ندیدیم و نشنیدیم که انتخاب نوع نظام را – آن هم در همان اوایل انقلاب – به عهده مردم بگذارند . تدوین قانون اساسی خواسته دیگر امام بود، آن هم نه به وسیله جمعی که خود امام معین کنند، بلکه باز به وسیله منتخبان مردم صورت گرفت . مردم اعضای مجلس خبرگان را انتخاب کردند تا قانون اساسی تدوین شود . باز مجددا همان قانون را به رای مردم گذاشتند و هنوز یک سال از پیروزی انقلاب نگذشته بود که مردم در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردند و بعد از مدت کوتاهی هم مجلس شورای اسلامی به راه افتاد .» (۷) «حکومت متعلق است به آن مردمی که اکثریت عظیم جامعه را تشکیل داده اند . عامه مردم، توده مردم . حکومت مال آنهاست . کسانی را در راس کار می گذارند همان طور که امام بارها خطاب به مسؤولان و ماموران دولتی گفته اند: مردم شما را از زندان ها بیرون آوردند و بر مسند اداره کشور نشاندند .» (۸)
مردم داری فقط نتیجه مردم سالاری است
از بیانات قبل معلوم شد که مردم سالاری غیر از مردم داری است . اما آیا مردم سالاری با مردم داری لازم و ملزوم هستند؟ آیا ممکن است نظامی مردم سالار نباشد ولی مردم دار باشد؟ این گمان در ذهن بعضی وجود دارد که میان این دو، هیچ تلازمی نیست و ممکن است نظامی غیر مردم سالار، مردم دار باشد . این تصور غلطی است و ممکن نیست نظامی غیر مردم سالار، مردم دار باشد:
«مادامی که حکومت مردمی به معنای اول تامین نشود، یعنی مردم نقش در حکومت نداشته باشند، نمی شود گفت که حکومت به معنای دوم مردمی است; یعنی در خدمت مردم است . این ادعا که حکومتی بدون این که با مردم خود ارتباط داشته باشد، بدون این که به آراء مردمی متکی باشد، ادعا کند که در خدمت مردم است، ادعای پذیرفته ای نیست . مادامی که مردم با حکومت و با دستگاه حاکم همکاری نکرده باشند، در صحنه های اجتماعی در کنار این دستگاه حاضر نباشند، این ادعا پذیرفته نیست که دولتی و رژیمی بگوید: ما مردمی هستیم .» (۹) اگر یک حکومتی ادعا می کند که مردمی است، باید به معنای اول هم مردمی باشد; یعنی مردم در این حکومت دارای نقش باشند . اول در تعیین حاکم، در حکومت اسلام، مردم در تعیین حاکم دارای نقش و تاثیرند . (۱۰)
مردم سالاری دینی
در کشور ما گرچه مردم سالاری است ولی مردم سالاری مطلق نیست بلکه «مردم سالاری دینی و اسلامی » است و حکومت ما «جمهوری اسلامی » است . معنای مردم سالاری دینی یعنی:
«در جامعه ای که مردم آن جامعه اعتقاد به خدا دارند، حکومت آن جامعه باید حکومت مکتب باشد; یعنی حکومت اسلام و شریعت اسلامی . احکام و مقررات اسلامی باید بر زندگی مردم حکومت کند و به عنوان اجرا کننده این احکام در جامعه، آن کسی از همه مناسب تر و شایسته تر است که دارای دو صفت بارز و اصلی است [فقاهت و عدالت] .» (۱۱) جمهوری اسلامی بر دو پایه استوار است . یکی جمهور; یعنی آحاد مردم و جمعیت کشور . آنها هستند که امر اداره کشور و تشکیلات دولتی و مدیریت کشور را تعیین می کنند و دیگری اسلام; یعنی این حرکت مردم بر پایه تفکر اسلام و شریعت اسلامی است . این یک امر طبیعی است . در کشوری که اکثریت قریب به اتفاق آن مسلمان هستند، آن هم مسلمان معتقد و مؤمن و عامل که در طول زمان، ایمان عمیق خودشان را به اسلام ثابت کرده اند و نشان داده اند، در چنین کشوری اگر حکومتی مردمی است، پس اسلامی هم هست . مردم اسلام را می خواهند . این از روز اول گفته شد و در طول سال های متمادی نیز تجربه گردید . امروز هم واضح ترین حقیقت در نظام ما این است که آحاد و توده مردم از نظام حاکم بر کشور می خواهند که مسلمان باشد و مسلمانی عمل کند و اسلام را در جامعه تحقق بخشد … مجلس و دستگاه قانونگذاری این مملکت [به خواست مردم] موظف اند که قوانین را بر اساس شریعت اسلام وضع کنند . رؤسای این کشور موظف اند که اسلام را ترویج کنند و مردم از این دولت توقع اجرای احکام اسلامی را دارند . (۱۲)
در مردم سالاری دینی، حاکمان باید منتخب مردم باشند و این انتخاب باید در چهارچوب احکام اسلام باشد و حاکم باید دارای صفات و ویژگی هایی باشد که شرع اسلام معین کرده است و این جمع بین «مردمی » و «اسلامی » است:
«آن جایی که یک شخص معینی به عنوان حاکم از طرف خدای متعال معین شده است، در آنجا حاکم دارای دو پایه و دو رکن است . رکن اول آمیخته بودن و آراسته بودن با ملاک ها و صفاتی که اسلام برای حاکم معین کرده است; مانند دانش و تقوا و توانایی و تعهد و صفاتی که برای حاکم هست . رکن دوم قبول مردم و پذیرش مردم است .» (۱۳) «حکومت اسلامی تکیه بر: ۱ – ایمان و اعتقاد مردم دارد . ۲ – خطوط کلی آن مورد رضایت و میل اکثریت قاطع مردم است . ۳ – اصل حکومت اسلامی، نوع آن حکومت و ارکان آن به نظر مردم انتخاب شده است و …» (۱۴) «اصلی ترین عنصر تشکیل دهنده نظام [اسلامی] عبارت است از; اسلام گرایی و تکیه بر مبانی مستحکم اسلامی و قرآنی … چون ملت ایران از اعماق قلب به اسلام معتقد، مؤمن و وابسته بود و هست … . لذا وقتی مردم پرچم اسلام را در دست امام مشاهده کردند و باور کردند که امام برای احیای عظمت اسلام و ایجاد نظام اسلامی وارد میدان شده، گرد او را گرفتند و بعد از پیروزی هم به همین انگیزه ها طوعا در میدان های خوف و خطر حاضر شدند، چون ایمان آنها به اسلام عمیق بود» . (۱۵) «در نظام اسلامی; یعنی مردم سالاری دینی، مردم انتخاب می کنند، تصمیم می گیرند و سرنوشت اداره کشور را به وسیله منتخبان خودشان در اختیار دارند اما این خواست و اراده مردم در سایه هدایت الهی [است و] هرگز به بیرون جاده صلاح و فلاح راه نمی برد و از صراط مستقیم خارج نمی شود .» (۱۶)
توهم ناسازگاری «مردم سالاری » و «خداسالاری » !
آیا «مردم سالاری » با «دین سالاری » و «خدا سالاری » سازگار است؟ مگر ما به حکم دین، فقط خدا را حاکم نمی دانیم; پس آیا اعتقاد به سالار بودن مردم شرک و ضدیت با دین نیست؟ متاسفانه این ذهنیت خطا از طرف دشمنان ترویج می شود که مردم سالاری با دین سالاری قابل جمع نیست و جمعی از متدینان هم جمع این دو را مخالف توحید دانسته و آن را انکار کرده اند . سابقه حکومت های استبدادی که خود را به نام دین بر مردم تحمیل کرده اند نیز عاملی در دست دشمنان بر تبلیغ ناسازگاری دین سالاری و مردم سالاری شده است:
«مساله منافات میان حکومت اسلامی و حکومت مردمی دارای، یک سابقه تاریخی است . در طول تاریخ غالب حکومت هایی که به نام حکومت دین وجود پیدا کرده اند، تا آن جایی که در تاریخ از آن نشانی هست، حکومت استبدادی بوده اند که مردم و افکار مردم را در آن راهی نبوده است . اگر از حکومت چند ساله کوتاه صدر اسلام بگذریم که در آن حضور مردم و رای مردم کاملا محسوس است، حکومت های مسلمان نام دوران چند صد ساله خلافت اسلامی از همین حکومت هایند . حکومت های مسیحی دوران قرون وسطی که در آن حاکمیت روحانیون مسیحی وحاکمیت مسیحیت مشهود و محسوس بوده است، جزو استبدادی ترین حکومت هایی هستند که تاریخ به یاد دارد . همیشه حکومت الهی بهانه ای بوده است برای این که حاکمان رای مردم را نادیده بگیرند و به آن اعتنا نکنند … نتیجه این شد که در ذهن بسیاری از اندیشمندان و نویسندگان و هوشمندان حتی این فکر مسجل شد که حکومت دینی با حکومت مردمی دو تاست و این دو با یکدیگر قابل جمع نیستند . این یک فکر خطاست . حکومت الهی به طبیعت و ذات خود با حکومت مردمی و دخالت آرای مردم در حکومت، نه تنها منافاتی ندارد بلکه حکومت های الهی بهترین و شیواترین وسیله هستند برای این که دخالت مردم در اداره امور تامین بشود .» (۱۷) «امیرالمؤمنین مردمی ترین حاکمی است که عالم اسلامی و تاریخ اسلام به خود دیده است .» (۱۸) «امیرالمؤمنین آن حاکمی است در اسلام که برای اولین بار عامه مردم جمع شدند و از او تقاضا کردند، التماس کردند و خواستند که زمامداری آنها را به دست بگیرد … با رای مردم، با میل مردم و طلب و خواست قلبی مردم به حکومت می رسد .» (۱۹) «وقتی ما می گوییم حکومت اسلام یک حکومت مردمی است، معنای این حرف این نیست که حکومت اسلامی حکومت خدا نیست . در اسلام حکومت الله با حاکمیت مردم در سرنوشت خود منافاتی ندارد . حکومت مردم به معنای حکومت مردم، آن چنان که در دموکراسی های غربی بیان شده، نیست . حکومت مردم به همان اندازه ای است که بر طبق فرمان خدا برای مردم اجازه و امکان تصمیم گیری و اقدام داده شده است و لذا قرآن در باره بنی اسرائیل می فرماید: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه …» یعنی حکومت [از آن] مستضعفان است و این منافاتی ندارد که حکومت مستضعفان به معنای حکومت خدا و در چارچوب احکام الهی باشد .» (۲۰)
متاسفانه بعضی از انسان های دیندار در این شعار با مخالفان دین همراه شده و هر دو خداسالاری و مردم سالاری را جمع ناشدنی معرفی می کنند و می گویند که نمی توان حکومت دینی مردم سالار داشت!
«دو جریان – جریان معتقدان به دین و جریان مخالفان دین – هر دو یک حقیقت را، هر دو یک مطلب را به عنوان حقیقت بیان می کردند . هم معتقدان به دین وانمود می کردند که حکومت دین یک حکومت استبدادی است هم مخالفان دین و غیر معتقدان به دین با گرایش حکومت مردمی در حقیقت می خواستند ثابت کنند که حکومت دینی نمی تواند مردمی باشد و اگر جایی حکومت مردمی هست دیگر جایی برای حکومت دینی نیست .» (۲۱)
نقایص مردم سالاری لیبرالیسم (لیبرال دموکراسی)
لیبرال دموکراسی گرچه نسبت به نظام های استبدادی شاهنشاهی و امپراتوری که قبل از آن وجود داشت، دارای مزایای فراوانی است، ولی خود نیز نقص های زیادی دارد; از جمله:
۱ . حاکمیت خواسته های نفسانی است; «آزادی مطلق و رها»
گرچه لیبرال دموکراسی نیز دارای چارچوب است ولی چارچوب آن فقط خواست اکثریت است و از آنجا که انسان غربی و حکومت های لیبرال دموکراسی غرب مقید به هیچ مکتب دینی و آسمانی نیستند (یا حداکثر دین را در حوزه شخصی نفوذ داده و حوزه اجتماعی را از دایره نفوذ آن خارج دانسته اند) خواست های تربیت نشده و رهای انسان ها به طور طبیعی در مسیر ماده و شهوات قرار می گیرد . این که از نظر کشورهای غربی رعایت ضوابط اخلاقی و دینی خلاف حقوق بشر شمرده می شود، بر همین مبناست .
«دموکراسی های غربی [لیبرال دموکراسی] بر مبنای فرهنگ کشاندن آحاد مردم به غفلت و رها کردن زمام شهوات و هواهای «درغرب و فرهنگ غربی، آزادی شهوات جنسی یک امر مباح و مجاز و بی قید و شرط است .» (۲۳) غرب، جمهوری اسلامی را به عنوان کشوری که در آن لباس زنان شکل الزامی دارد، مورد انتقاد قرار می دهد، اما آن دولت هایی که برهنگی و نبودن حجاب میان زن و مرد را الزامی می کنند، آنها را مورد انتقاد قرار نمی دهند . این برای چیست؟ برای همین است که این بر خلاف فرهنگ پذیرفته شده غرب است . غرب روی رواج مشروبات الکلی حساس است و آن را به عنوان یک نکته مثبت در ملت ها و در عادات و آداب آنها می شمارد . اگر در یک کشور، مشروبات الکلی ممنوع بود و مصرف کردن آن مجازات داشت، غربی ها حساسیت نشان می دهند و این را ارتجاع به حساب می آورند، اما اگر در کشوری مشروبات الکلی آزاد و مجاز و رایج باشد و حکومت نسبت به آن حساسیتی نشان ندهد، بلکه ترویج بکند، این را مستحسن می شمارند . [حتی] الزام و اجبار مردم به روش های گوناگون تا آنجا که با فرهنگ غربی منافات نداشته باشد، برای غربی ها مجاز است و هیچ ایرادی ندارد و لذا با کشورهایی که از ابتدایی ترین روش های دموکراسی هم محروم و دورند، رابطه حسنه دارند .» (۲۴) «آزادی در مفهوم غربی; یعنی مخالفت با هر چیزی که جلوی هوس و کام انسان را بگیرد، یعنی رهایی از هر قید و بندی . البته قید و بند قانونی را که پذیرفته اند قبول می کنند، اما همان قانون هم با توجه و با ملاحظه به اینکه «اخلاق قید نیست » ، «مذهب قید نیست » و «حفظ حقوق ملت ها قید نیست » تدوین می شود … مثلا در آمریکا همه آزادند که فساد کنند . همه آزادند که زندگی خودرا طبق هوس و شهوت خود بگذرانند اما این آزادی معنایش این است که میلیون ها انسان در آن سوی جهان آزاد نیستند خود را از شر آمریکا رها کنند .» (۲۵) «از آنجا که ملت الجزایر اسلام و نظام اسلامی را انتخاب کرده است [و به فرهنگ غربی روی خوش نشان نداده است]، محافل سیاسی وابسته به استکبار و رسانه های خبری صهیونیستی با وقاحت تمام فریاد پایمال شدن دموکراسی در الجزایر را سر داده اند و این در حالی است که مردم مسلمان آن کشور در واضح ترین نوع دموکراسی به اسلام رای داده اند .» (۲۶)
از نظر لیبرال دموکراسی، قید زدن به خواسته های انسانی خلاف است . لذا اگر مردم و اکثریت افراد جامعه ای قریب به اتفاق و آزادانه حجاب، حاکمیت دین خدا، حرمت مشروبات الکلی و … را بپذیرند، خلاف دموکراسی عمل کرده اند .
۲ . حاکمیت سرمایه داران و قدرتمندان
«در دموکراسی های غربی، چارچوب [حکومت] عبارت است از منافع و خواست صاحبان ثروت و سرمایه داران حاکم بر سرنوشت جامعه . تنها در آن چارچوب است که رای مردم اعتبار پیدا می کند و نافذ می شود . اگر مردم چیزی را که خلاف منافع سرمایه داران و صاحبان قدرت اقتصادی و مالی – و بر اثر آن قدرت سیاسی – است، بخواهند، هیچ تضمینی وجود ندارد که این نظام های دموکراتیک تسلیم خواست مردم شوند .» (۲۷) «در کشورهایی که مدعی وجود دموکراسی هستند، غالب دولتمردان را سرمایه داران یا وابستگان آنها تشکیل می دهند و عموما افراد متنفذ، ثروتمند و زورمدار به مجلس راه می یابند .» (۲۸)
۳ . حاکم نبودن ضوابط صحیح انسانی
در دموکراسی های غربی همان گونه که ذکر شد، حکومت در چارچوب رای اکثریت شکل می گیرد و این رای هم با تبلیغات گسترده و مزورانه سرمایه داران در مجرای خواست آنان شکل می گیرد و در این دموکراسی ها ضوابط صحیح عقلانی – انسانی و اخلاقی حاکم نیست . به هیچ وجه شرط نشده که حاکم دارای عدالت، علم، کاردانی و … باشد و یا در سطح توده مردم زندگی کند . ممکن است فردی که دارای هیچ صلاحیتی نباشد و اشرافی زندگی می کند و فاسد می باشد و … با تبلیغات و تزویر رای مردم را جلب کند و حاکم گردد .
۴ . نبودن آزادی واقعی انتخاب
«گرچه در تبلیغات دموکراسی می گویند که مردم حق رای آزادانه دارند ولی واقعا مردم آزادانه انتخاب نمی کنند و تبلیغات پر زرق و برق در حقیقت راه انتخاب صحیح را بر مردم می بندد .» (۲۹) «امروز در دنیا دموکراسی، یک دموکراسی حقیقی نیست;
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.