تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران، محتوای خود را در قالب 50 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی جریان های روشنفکری ایران :

طبرستان، ش ۱۷

چکیده: روشنفکر کسی است که سنت و قدرت را نقد می کند . روشنفکری در ایران سه شاخه اصلی داشته است: لائیک; مارکسیستی و و روشنفکری دینی . دو گروه اول هر چند به نقد قدرت پرداختند ولی چون نقد سنت نکردند، کارشان ناقص و ناتمام ماند . ولی روشنفکران مذهبی نخست به نقد سنت پرداختند و در نقد قدرت هم موفق بودند . روشنفکر مذهبی در مقابل سنت است و نه در مقابل لائیک ها یا مارکسیست ها یا مدرنیته . ما نقاد مدرنیته هستیم; ولی مدرنیته را نفی نمی کنیم .

به طور ساده، روشنفکر کسی است که برای زندگی و زیست در جهان، تفکر می کند . هستی در همه اشکالش، فردی یا جمعی، برای او مساله است . روشنفکر نیز مانند ایدئولوژی خوب و بد دارد . در این بحث ما فرض می کنیم روشنفکر کسی است که می خواهد شکل مثبتی داشته باشد; یعنی به آزادی و رهایی تعلق خاطر دارد . او کسی است که سنت و قدرت را نقد می کند . روشنفکر در وهله اول سعی می کند در سنت تغییر به وجود آورد و آن را بازخوانی کند; یعنی نگاهش را به هستی، جهان و جامعه عوض کند و در وهله دوم شکل سلطه قدرت را افشا می کند . برای انجام این کارها، روشنفکر باید دو کار بزرگ انجام دهد: یکی این که نظریات معطوف به آرمان ارائه کند و فضای زیستی برای خود، انسان و جامعه اش بسازد . هیچ حرکت اجتماعیی صورت نمی گیرد مگر آن که این سپهر شورانگیز ایجاد شود . برای مثال، رنسانس به اروپاییان و انسان های بورژوا گفت که جامعه بهتر وجود دارد و می توان به آن رسید . اما نظریات معطوف به آرمان هنگامی کامل می شود که نظریات معطوف به عمل نیز همراه آن باشد .

در تاریخ، دو قوم بیشترین تاثیر را در بنیان گذاری تمدن اروپایی داشته اند: یهودیان و یونانیان . هر دو قوم این امکان را داشتند که موضع مستقل و نقادانه ای در مقابل حاکم بگیرند . این امر، سنتی را برای غرب به وجود آورده است . اما در کشورهای شرقی، به واسطه استبداد شرقی و به علل گوناگون اقتصادی و فرهنگی چنین امکانی وجود نداشته است; از این رو منتقدان قدرت در شرق، مثل زرتشت یا جنبش های شیعه، ناچار بودند که در قدرت دخالت کنند و حتی حکومت را در دست بگیرند . به همین دلیل، مواجهه در شرق از اساس با غرب فرق می کند; یعنی دو سنت متفاوت، ولی در یک هدف مشترک هستند . آنچه در غرب به عنوان جریان روشنفکری شناخته شده، به نظر من با سنت غربی سازگار است . وظیفه روشنفکر، معذب کردن و به رخ کشیدن گناهان یک جامعه است . در غرب به دلیل وجود طبقات مستقل و قدرتمندی که قدرت در بین آنها تقسیم می شود، امکان چنین نقادیی وجود دارد . درست است که امروزه روشنفکری در غرب دچار بحران است، اما آن وجدانی که جامعه را معذب کند و برانگیزاند نمرده است . به نظر من هر بار در غرب چنین شرایطی به وجود بیاید، روشنفکرش هم به وجود می آید و رابطه غیبت و ذهنیت تکرار خواهد شد .

اما روشنفکری در کشور ما به سه شاخه تقسیم می شود: لائیک; مارکسیستی و روشنفکری دینی . البته باید توجه داشت که در جامعه ای که در آن تنوع طبقات، تقسیم قدرت، ایدئولوژی غالب و معترض زور و هویت جاافتاده ای در اقشار مردم وجود ندارد، روشنگری و روشنفکری کردن بسیار سخت است . برای وارد شدن به دنیای جدید فقط نوگرایی لازم نیست; نواندیشی هم لازم است . برای این کار، نقد سنت و نقد قدرت لازم است .

۱ . روشنفکری لائیک: روشنفکری لائیک نقد قدرت را از موضع تغییر سیاسی متاثر از انقلاب فرانسه شروع کرد . اشکال این جریان این بود که نقد سنت نکرد; از روی سنت پرید . سنت جامعه ما یک سنت مذهبی بسیار قوی است . هیچ نظریه ای در این جامعه جایگزین نمی شد مگر این که روان قومی جامعه که به شدت با این سنت مذهبی عجین شده بود، دچار تغییر می شد . جریان لائیک در نقد قدرت سیاسی و مطرح ساختن عدالت خانه مشروطیت موفق بود – البته من به آنها که نوکر اجنبی بودند کاری ندارم – ولی رضاخان بسیاری از تلاش های صادقانه این لائیک ها را ناکام گذاشت . رضاخان شبه مدرنیستی بود که از مدرن گرایی لائیک ها بیرون آمد; شبه مدرنیستی که به اندیشه لائیک هم خیانت کرد .

مشکل شیخ فضل الله با اعدام حل می شد; ولی اندیشه ای که در جامعه مسلمان وجود داشت با اعدام حل نمی شد; با قدرت سیاسی و با قانون و مقررات هم حل نمی شد . جامعه به تغییر فکری و فرهنگی نیاز داشت; به یک ایدئولوژی و ایده شورانگیز و یا یک برنامه زیست جدید نیاز داشت که لائیک ها فاقدش بودند . موج ادبیی که آنها به وجود آوردند، همین نهضت ترجمه و تصحیح متون است و اندیشه نوینی نیاوردند . تمام این نهضت ترجمه هم مغلوب موج دوم روشنفکری مارکسیستی شد . آنها در زمینه سیاسی هم مدل دموکراسی را آوردند که به دلیل بافت سیاسی و اقتصادی جامعه ایران، باز رای کدخدا و فئودال ها از صندوق بیرون می آید . چون نقد سنت امکان پذیر نبود، نقد قدرت نیز ناقص می شد . حتی دارالفنون هم جرات نداشت رشته فلسفه ایجاد کند .

در حال حاضر هم تفکر لائیک ناخودآگاه جاده صاف کن سلطنت طلب هاست; زیرا آنها در مردم پایگاه طبقاتی ندارند و نتوانستند به لایه های پایین اجتماع نفوذ کنند و از طرف دیگر، تفکر لائیک آزادی خواه قدرت اقتصادی ندارد و به سلطنت طلب ها وابسته می شود . به همین خاطر مصدق می گوید: من اعتقاد به اسلامیت و ایرانیت دارم . این جا سنت حکومت می کند و هر کس این را تغییر بدهد، جامعه را تغییر داده است; ولی تغییر سنت کار هر کسی نیست .

۲ . روشنفکری مارکسیستی: آنها ایدئولوژیی جهانی و ایمانی شورانگیز داشتند و به شدت بر اندیشه مذهبی تاثیر گذاشتند و عقیده سپهر شورانگیز را در جریان مذهبی وارد کردند . با این حال، آنها هم از سنت پریدند . کسی می تواند وارد دنیای مدرن بشود که از سنت جامعه خودش عبور بکند . مارکسیست های ایران ایدئولوژی را وارد کردند و از خودشان چیزی نداشتند . چون ایدئولوژی وارداتی بود، در نقد قدرت هم نمی توانست موفق باشد . در حوزه ادبیات، سینما و تئاتر هم آثار خوبی داشتند; ولی این آثار نتوانست به جامعه وارد شود; چون سنت مقابلش بود . آنها زبان قومی این مردم را همراه نداشتند .

۳ . روشنفکری مذهبی: روشنفکر مذهبی در ایران نسبت به جریانات دیگر کار مهمی کرد . روشنفکر مذهبی نخست نقد سنت کرد . او اگرچه با قدرت سیاسی هم درگیر شد، ولی روایتی که از آزادی می داد مبتنی بر قرآن و تلفیقی از مدرنیته بود . البته روشنفکر مذهبی برای نقد سنت نیاز داشت نقد مدرنیته کند . نقد مدرنیته هم ساده نیست . نقد بازرگان به مدرنیته اخلاقی است; نقد سید جمال الدین اسدآبادی یک برخورد سیاسی است; برخورد اقبال یک برخورد کاملا موشکافانه فلسفی است و نقد شریعتی برخورد جامعه شناسانه با مضامین فکری است . البته اینها فرد فرد بودند و جریان نبودند . همراه کردن نقد سنت، نقد قدرت و نقد مدرنیته، ویژگی جریان روشنفکری مذهبی بوده و این جریان موفق شده در جامعه بسترسازی کند . البته این جریان به واسطه حرکت زودهنگام انقلاب یک مقدار قیچی شد . بعد از انقلاب هم دافعه ای ایجاد شد و از سال ۶۸ دوباره در ایران یک تحرکاتی انجام داده است .

روشنفکر مذهبی کاری کرد که معمولا لائیک ها، مارکسیست ها و منتقدان نمی بینند . این جریان، سنت مذهبی را به میدان کشید و یک رقیب برای آن به وجود آورد . انقلاب ایران یک تیزاب سلطانی بود . این واقعه باید در انقلاب مشروطه رخ می داد و شیخ نوری قدرت می گرفت تا قوانین آن رو می شد . روشنفکر مذهبی توانسته است بخشی از روحانیت را به طرف خودش بکشاند .

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *