تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) شامل 36 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسلام و غرب؛ چالش یا گفت وگو (گفت وگو با منوچهر صانعی دره بیدی) :

سیاست روز ، ۱۹/۱/۸۰

چکیده:

در این گفت وگو ضمن اشاره به پیشینه رابطه اسلام و غرب، در بستر شناساندن مؤلفه های قدرت دو فرهنگ، به بررسی مشکلات گذشته و حال و نیز ارائه راه حل هایی جهت رفع این معضلات پرداخته شده است.

پیشینه ارتباط اسلام و غرب دقیقا روشن نیست; ولی در کتاب هایی مثل تاریخ مسعودی و یعقوبی، واژه های «فرنگ » یا «فرانک » یافت می شود که نشان می دهد مسلمانان و ایرانیان، غرب را می شناخته اند. ویل دورانت هم می نویسد که هارون الرشید یک اعت برای شارلمانی به عنوان هدیه فرستاد. به نظر می رسد رابطه اسلام و غرب به زمان صدر اسلام می رسد که البته باید منظور خودمان را نسبت به غرب یا مسیحیت روشن کنیم. اگر منظور غرب جغرافیایی باشد، آثار یونانی قدیم در صدر اسلام و در زمان مامون به وسیله بیت الحکمه به زبان عربی ترجمه شد و در همان زمان مسلمانان با غربیان آشنا شدند. لذا اگر رابطه فکری – فرهنگی منظور باشد، از آغاز تاریخ اسلام، مسلمانان غرب را می شناختند. ولی اگر منظور از رابطه اسلام و غرب، رابطه اسلام و مسیحیت باشد، این رابطه ای است مانوس و دیرآشنا; چرا که اصول مشترکی دارند و بر خلاف مسیحیت و یهودیت، هیچ اختلافی بین اسلام و مسیحیت موجود نیست. اما اگر منظور رابطه به معنای جغرافیایی باشد، سابقه این به ایران قبل از اسلام برمی گردد و چنان که گفته اند، هنگامی که امپراتور روم مدارس آتن را گرفت، فیلسوفان آن به دربار ایران پناهنده شدند که این پناهندگی قطعا بدون دلیل و شناخت نبوده است. منتها از صد سال پیش در رابطه با غرب غفلتی از سوی ما پیش آمد و متاسفانه آثار عقب ماندگی در فرهنگ ما بروز کرد. بعضی از متفکران خواستند غرب را داخل فرهنگ اسلامی جا دهند و گروهی به دنبال اسلامی ناب بودند و می گفتند باید احساس بی نیازی و استقلال داشت تا هویت اسلامی مان حفظ شود. البته نوع دیگری از مواجهه را نیز شاهد هستیم که گروهی خواستار دیالوگ بیشتری با غرب بودند; یعنی با برقراری نوعی ارتباط، سعی کنیم آنها را بشناسیم و عناصر مثبت آنها را بگیریم که این جریان تا کنون ادامه دارد.

به نظر من تلقی درست از خالص گرایی آن است که ما در اصول، به مبانی اسلامی متکی باشیم و در موارد دیگر، از دستاوردهای همه تمدن ها، از جمله غرب، استفاده کنیم. این هدف در جمهوری اسلامی هم مورد توجه قرار گرفته است که شاهد آن، تفکیک قواست که روشی غربی می باشد. بسیاری از روشنفکران اسلامی به این نتیجه رسیدند که باید رابطه ای را با مؤلفه های غربی، از جمله علم برقرار کنند و به همین جهت افرادی چون سید جمال به دنبال یک گفت وگو و مراوده بودند.

اما اینکه پیشینه اسلام و غرب چندان درخشان نبوده است، یک واقعیت است و آنها و ما سوءظن هایی نسبت به هم داریم. آنها در جنگ های صلیبی ضربه هایی از اسلام خوردند. پیشرفت های عثمانیان در غرب هم خاطره ای تلخ است; به گونه ای که کاپلستون می گوید: «اگر مسلمانان وارد اروپا می شدند، ما اکنون صاحب این تمدن نبودیم.» برای رفع این سوءظن ها باید از لحاظ فکری و فرهنگی برخوردهای خشن را تقبیح کنیم و شرایط خاص گذشته را تایید ننماییم تا این گونه گمان نشود که آن تفکر باقی مانده است. کار دیگر این است که عناصر مثبتی را که داریم معرفی و مطرح کنیم. نمی توان نادیده گرفت که فعالیت فرهنگی ما کم بوده است که بخشی از این حرکت، به دیپلماسی خارجی دولت بر می گردد تا با احداث بخش های فرهنگی در سفارتخانه ها، چشم اندازهای درخشان فرهنگ اسلام را نمایان سازند و بخش دیگری هم از وظایف روشنفکران است که در جهت شناساندن عناصر دینی کوشا باشند. واقعیت آن است که خیلی از غربیان به دلایل مختلف فکر می کنند که اسلام دشمن غرب است; در حالی که این گونه نیست.

نکته قابل توجه آن است که نظام سیاسی اسلام با نظام سیاسی مسیحیت تفاوت هایی دارد که مثلا می توان به پررنگ تر بودن صبغه های سیاسی و اجتماعی اسلام اشاره کرد. واضح است مسیری را که ما بر اساس اسلام طی خواهیم کرد، با مسیری که غرب بر اساس مسیحیت طی خواهد نمود، تفاوت های عمده ای خواهند داشت و مسلم است که نمی توانیم مبانی دینی را کنار بگذاریم; پس باید آنها را حفظ کنیم و درست استفاده نماییم. اما برای اینکه بتوانیم از این مبانی حقوقی و سیاسی استفاده کنیم، باید از طریق متخصصان فقهی – کلامی، عناصر حقوقی و سیاسی را به خود معرفی و بازسازی کنیم و این کار را به گونه ای انجام دهیم که دنیای امروز آن را بفهمد; یعنی مطابق نیازهای روز آنها را تفسیر کنیم; به طوری که هم بتوانیم آن عناصر را حفظ کنیم و هم به کار ببریم; به طوری که بهانه به دست کسی ندهیم که ما را مثلا متهم به نقض حقوق بشر کنند.

اما چگونه می توان هم بر ارزش ها و معارف مشترک بشری دست گذاشت و هم تنوع و تکثر فرهنگی را نادیده نگرفت؟ به نظر من قضیه در یک کلام به دستاوردهای علمی برمی گردد; یعنی شناخت علمی که در غرب پا گرفت و گسترش پیدا کرد تا حد زیادی می تواند زبان مشترک میان ملت ها باشد. این همان نظری است که لایب نیتز مطرح کرد و بر سر آن هم خیلی کار نمود; هرچند نتوانست آن را به جایی برساند. زبان معرفت و علم تنها زبان مشترک می تواند باشد و ما باید نظام زندگی، نظام سیاسی و نظام اجتماعی مان را بر اساس دستاوردهای علمی بنا کنیم. اجازه بدهید مثالی بزنم: در بعضی جلسات یونسکو در تهران، بعضی آقایان صحبت از جامعه شناسی اسلامی می کردند و آن را مقابل جامعه شناسی غربی قرار می دادند. ولی آیا جامعه شناسی یک علم است یا خیر؟ در صورت علم بودن آن، با تعریفی که ارسطو از عل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *