تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان) شامل 59 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم (گفت وگو با داریوش شایگان) :

آفتاب، ش ۳

چکیده:

روشنایی از غرب می آید عنوان کتاب جدید داریوش شایگان است که اخیرا به زبان فرانسوی منتشر شده است. «لیبراسیون » به همین دلیل با وی مصاحبه ای انجام داده است که ترجمه آن را می خوانید. کتاب و گفت وگوی حاضر نشان از گام جدیدی در تفکر شایگان دارد. به زعم وی، ما وارد دوره تفسیر شده ایم، بین خطا و واقعیت دیگر نوری وجود ندارد و هر کس حقیقت را آن طور که مایل است تفسیر می کند. سنت همیشه هسته نژادی دارد. سنت چه هندو و چه اسلامی باشد، سنت باقی می ماند. دنیای مدرنیسم به دیگران اجازه می دهد که زندگی کنند. حتی بعضی محافل مذهبی در ایران اعتقاد دارند که باید اسلام را به عنوان یک دین خصوصی کرد; زیرا اسلام به عنوان یک سیستم سیاسی پاسخی برای مشغولیت های فکری بشر قرن بیست و یکم ندارد.

عنوان کتاب تازه شماروشنایی از غرب می آید تحریک کننده است، موضوع این کتاب چیست؟

ابتدا، من شرح می دهم که چرا ما در دوره ای زندگی می کنیم که باورها فرو ریخته اند. همه حقایق بزرگ ماوراءالطبیعه با انتقاد مدرنیته، بی ارزش شده اند: وجود، منطق و حقیقت دیگر از یکدیگر متمایز نیستند. بین وجود و نماد، خطا و واقعیت دیگر مرزی وجود ندارد. ما وارد دوره تفسیر شده ایم. هر کس حقیقت را آن طور که مایل است تفسیر می کند. آنچه جایگزین حقایق بزرگ ماوراءالطبیعه شده است، برقراری ارتباط به معنای بسیار وسیع آن است. این نوع ارتباط در همه سطوح زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی متجلی است. در قلب فرهنگ ها، شاهد ظهور پدیده چند فرهنگی هستیم. در قلب هویت ها، هویت های چندگانه ظاهر می شوند. ما در مقطعی زندگی می کنیم که هیچ هویتی – منشا نژادی و دینی آن هرچه باشد – به تنهایی نمی تواند به آگاهی گسترش یافته بشر امروز پاسخ دهد، زیرا همه ما به صورت مهاجر در آمده ایم. ما از فرهنگ ها گذر می کنیم، از یک دوره فرهنگی به یک دوره دیگر می رسیم. ما در فضاهای موجود در این جهان گرفتار شده ایم. برای شناخت و فلسفه، ما وارد دوره تفسیر شده ایم، هر کس واقعیت ها را بر اساس ارزش های ذهنی خود تفسیر می کند و منطقه ای را به وجود می آورد که من آن را منطقه «اتصال ناهمگونی ها» می نامم. در تمام سطوح، آگاهی ها با هم برخورد می کنند و رشد می یابند. اما کسی نمی داند که این آگاهی جمعی چیست. من بیشتر نسبت به این ناهمگونی حساس هستم زیرا در دنیایی زندگی می کنم – ایران – که همه تضادها با خشونت با یکدیگر برخورد می کنند: مدرنیته و سنت، تقدس و لائیسیته، فرد و گروه.

شما به جهانی شدن نیز تمایل نشان داده اید…

از طریق جهانی شدن می توان به جهانی شدن فن آوری و اقتصادی رسید، اما همچنین می توان درباره فرهنگ جهانی سخن گفت که احیا کننده ارزش های خاصی مانند حقوق بشر، محترم شمردن آزادی های فردی، جامعه مدنی و جدایی قدرت هاست. این ارزش ها که احیاکننده مدرنیته اند و این جهانی شدن غیرقابل بازگشت هستند: خواه چینی باشید یا هندو و یا مسلمان; شما در این ارزش ها که ارزش های بشر مدرن هستند، سهیم هستید. وقتی مشکل هویت فرهنگی مطرح می شود، باید هویت دومی را هم به آن افزود. خواه من ایرانی باشم، آلمانی و یا مکزیکی… علاوه بر هویت قومی، مذهبی، فرهنگی، هویت دیگری هم دارم، یک هویت مدرن، هویتی که با دیگران در آن سهیم هستم.

این هویت مدرن موجب وحدت بین انسان ها در جهان خواهد شد؟

بله، این هویت مدرن بر همه ما تحمیل شده است، کسی نمی تواند آن را در حاشیه قرار دهد، آن را صرفه جویی کند و یا با ناخشنودی آن را طرد نماید. این هویت بخش جدانشدنی از وجود ما شده است. همان طور که در یک دنیای همزمانی زندگی می کنیم و همان طور که همه فرهنگ ها با هم برخورد می کنند و ترکیب می شوند، آنچه همه ما را به هم متصل می کند، مدرنیسم است; زیرا این آگاهی تنها چیزی است که می تواند گسترش پیدا کند، در حالی که تمدن های دیگر همچنان در خود متمرکز هستند. سنت همیشه هسته نژادی دارد و ماهیت و منشا آن اهمیت چندانی ندارد. سنت چه هندو و چه اسلامی باشد، سنت باقی می ماند. دنیای مدرنیسم به دیگران اجازه می دهد که زندگی کنند. این پدیده بسیار مهمی است. اگر این مدرنیته محو شود، جنگ بین نژادها بی وقفه ادامه می یابد. اگر هرکس شروع کند که بگوید من مسلمان هستم و شما مسیحی هستید و شما هندو، اگر هرکس تظاهر کند که حق با اوست، جنگ های مذهبی و نژادی پیش خواهد آمد. در واقع مدرنیته قوانین بازی را تعیین می کند.

با این حال، بعضی از ادیان جهان گرا هستند. به خصوص مسیحیت و اسلام در حدی محدودتر…

ارزش های جهانی وجود دارند که همگانی شده اند و همه جهان در آن سهیمند و کسی نمی تواند از آنها بکاهد. برای مثال، انقلاب دوره نوسنگی ده هزار سال پیش شروع شد. این انقلاب فرهنگ های عظیم جهانی را پایه ریزی کرد. زمانی که بشر سکنی گرفت و شهرها را ایجاد کرد… هرآنچه بعد از آن انجام شد، شامل همه افراد بشر می شد، شاید تنها استثنا، بومیان استرالیا باشند که در دوره پیش سنگی باقی مانده اند، یا بعضی از قبایل در آمازون یا آفریقا که هنوز در آن مرحله هستند. اما فرهنگ های دیگر همگی این انقلاب را جذب کرده اند. انقلاب صنعتی که در قرون هیجدهم و نوزدهم آغاز شد، ارزش هایی را ایجاد کرد که همه جهان باید در آن سهیم شوند. من درباره همه ارزش ها صحبت نمی کنم. منظورم ارزش های مربوط به حقوق بشر است، به این دلیل است که ارزش های مدرنیته باید به ارزش های موجود افزوده شود.

سایر محققان نظر دیگری دارند. ساموئل هانتینگتون درباره «جنگ تمدن ها» سخن می گوید…

من به این مساله اعتقاد ندارم. من احساس می کنم که آنها درباره تمدن ها چنان سخن می گویند که گویی تمدن ها نماد هویت های بسته هستند. قضیه چنین نیست. دنیایی که مارکوپولو در قرن ۱۳ زمانی که از آسیا، ایران و هند عبور کرد، دنیای امروز نبود. این تمدن ها در عصر خود می چرخند. در آنجا یک تاریخ و تمدن محلی چینی و هندی و… وجود داشته است… دنیاها مجزا بوده اند. در زمان ما وقتی شما سفر می کنید، همان دنیا را مشاهده می کنید. البته با تمدن های متفاوت در سمت راست و چپ، اما فرهنگ های سنتی دیگر وجود ندارند. آنها در فاصله «هنوز نه » و «دیگر هرگز» قرار دارند. «هنوز نه » زیرا مدرنیته در این فرهنگ ها جا گرفته است اما به طور کامل جذب نشده است. «دیگر هرگز»، زیرا سنتی وجود دارد که فرو می ریزد و دیگر هرگز نمی تواند به شکل اصلی باز گردد. همه این فرهنگ های بزرگ، سنت های گذشته، در میان این دو قرار دارند. سیاست خودمختاری، مستقل از این پدیده جهانی وجود ندارد. این فرهنگ ها مانند سرزمین های موجود و مانند عاداتی درون این مدرنیته قرار دارند.

به دلیل محاسن و معایب…

بله این تحول همواره یک ماجراجویی دشوار است، زیرا سنت یک چتر حفاظتی تامین می کند. این چتر شما را در برابر خارج پناه می دهد. بنابراین، هر نوع مدرنیته رنج آور است; زیرا یک ماجراجویی است. فروید در یکی از نوشته های خود گفته است که آگاهی بشر مدرن با سه شوک مهم متولد شده است; شوک درک جهانی: زمانی که بشر فهمید مرکز دنیا نیست، زمانی که بشر ریافت خورشید مرکز قرار گرفته است; شوک بیولوژیک: زمانی که پی برد اجداد او خدایان افسانه ای پانتئون نیستند و سومین شوک بی خبری است: زمانی که بشر دریافت منطق او یک جزیره در اقیانوس ناآگاهی است. این سه چیز، وجدان انسان مدرن را تشکیل داده اند. به این دلیل است که هر نوع پیشرفتی با رنج توام است. سنت این امتیاز را بر مدرنیته دارد که دارای همه پاسخ هاست. وقتی وارد دنیای مدرن می شوید، شما نمی دانید از کجا آمده اید و به کجا می روید… .

این نگرانی در کشور شما بسیار محسوس است.

این مساله هر روز در ایران مطرح است. حتی بعضی از محافل مذهبی که اغلب با آنها بحث می کنم، اعتقاد دارند که باید اسلام را به عنوان یک دین، خصوصی کرد و آن را از هرگونه جنبه عمومی خالی نمود; زیرا اسلام به عنوان یک سیستم سیاسی پاسخی برای مشغولیت های فکری بشر قرن بیست و یکم ندارد. به این ترتیب، در برابر مساله دستکاری ژنتیکی باید معیارهای اخلاقی در زمینه بیولوژیک ایجاد کرد، زیرا نمی دانیم در این باره چه باید کرد. اسلام برای بقای روح و برای تجدید حیات من پاسخ هایی دارد. در قرون وسطی، فلاسفه لاتین در پاریس صحبت از حقیقت دوگانه می کردند; چیزی که در الهیات واقعیت دارد اما در فلسفه درست نیست و بالعکس. ما به طور فزاینده با این نظام حقیقت دوگانه روبه رو می شویم. یک فضای خصوصی ظهور می کند که در آن مذهب قرار دارد و یک فضای عمومی که باید به وسیله قدرت های لائیک اداره شود.

درباره

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *