تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار»؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار» انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار»:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار» آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار» با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار» از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار»، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفسیر «مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار» :

مقدّمه

در جای خود تحقیق شده و نزد مفسّران و دانشمندان علوم قرآنی معروف و مسلّم است که قرآن کریم و هر آیه ای از آیات آن ظاهر و باطنی دارد.(۱) اما جمعی از تفسیرنویسان بیشتر به تفسیر ظاهر آن پرداخته و از باطن آن جز در مواردی اندک سخن نگفته اند(۲) و برخی افزون بر تفسیر ظاهر به بیان باطن آیات نیز همّت گماشته اند(۳) و برخی به لحاظ اینکه بیشتر مفسّران به تفسیر ظاهر قرآن اکتفا کرده و به تبیین باطن قرآن وارد نشده اند، تفسیر خود را به تبیین باطن قرآن و ذکر معانی باطنی آیات اختصاص داده اند.(۴) دسته اخیر در تبیین باطن آیات، گرایش ها و روش های متفاوتی داشته اند. برخی چون گرایش به تصوّف و عرفان داشته اند، آیات را با اصطلاحات عرفانی تأویل کرده اند و در تفسیر باطن آیات استناد به روایات را لازم ندانسته اند(۵) و برخی چون علم باطن قرآن را ویژه راسخان در علم (پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام ) می دانسته اند، در تأویل و تفسیر باطن آیات، استناد به روایات را لازم دانسته و سعی کرده اند هر معنای باطنی و تأویلی را که برای آیات ذکر می کنند مستند روایی داشته باشد. یکی از تفسیرهایی که در خصوص تبیین باطن قرآن تألیف شده و مقصود اصلی مؤلّف آن بیان تأویل و معانی باطنی آیات به استناد روایات است تفسیر مرآه الأنوار و مشکاه الأسرار از تألیفات قرن دوازدهم است؛ زیرا مؤلّف آن در آغاز، انگیزه خود را از تألیف این

تفسیر جمع آوری روایات باطن قرآن و تحریر و تقریر آن اعلام می دارد و خبر می دهد که در این کتاب، روایات تأویل آیات به ائمّه اطهار علیهم السلام را می آورد و آیات را بر اساس آن روایات به گونه ای تفسیر و تقریر می کند که اسرار پوشیده آن ها را توضیح دهد و از معانی پنهانی و چهره رموز آن پرده بردارد و در تفسیر آیاتی که به روایتی دست نیافته است، طبق روایات عام و مطلق اجتهاد می کند.(۶) آنچه از این تفسیر چاپ شده و در دسترس است قسمتی از آن در مقدّمات تفسیر و در بیان مطالبی از سنخ مباحث علوم قرآنی است و بخش اعظم آن در بیان تأویل آیات بر مبنای روایات است.(۷) آقابزرگ تهرانی از این تفسیر با نام «مرآه الانوار و مشکاه الاسرار فی تفسیر القرآن» یاد کرده و فرموده است: «گاهی به آن «مشکاه الأنوار» گفته می شود.(۸) اما خود مؤلّف در مقدّمه که آن را «مرآه الانوار و مشکاه الاسرار» نامیده است.(۹)

در مورد این تفسیر، سؤال ها و ابهام هایی وجود دارد که ایجاب می کند این تفسیر شناسایی شود و ابهام ها و تصورهای نادرستی که احیانا در مورد آن پدیده آمده است برطرف گردد:

۱. این تفسیر چند جلد است و چه مقدار از آن چاپ شده و ساختار کلی آن چگونه است؟

۲. آیا این تفسیر مقدّمه تفسیر البرهان سید هاشم بحرانی است، یا تفسیری مستقل می باشد؟

۳. مؤلّف واقعی آن کیست و در چه درجه ای از اعتبار است؟

۴. مکتب و روش تفسیری مؤلّف آن چگونه است و تا چه مقدار صحیح و قابل قبول می باشد؟

۵. تصورات و دیدگاه های ذهبی و برخی از نویسندگان اهل تسنّن درباره این تفسیر چه اندازه مطابق با واقع است؟

این مقاله درصدد است با یاری خداوند متعال، به سؤال های مزبور پاسخ دهد و وضعیت و جایگاه واقعی کتاب را آشکار و صحّت و سقم مکتب و روش تفسیری مؤلّف را بررسی کند و تصورات و دیدگاه های نادرستی را که در مورد آن پدید آمده است برطرف نماید.

وضعیت چاپ و ساختار کلی کتاب

آنچه از این تفسیر چاپ شده و در دسترس است یک جلد بیشتر نیست، ولی از گزارش آقابزرگ طهرانی به دست می آید که از این تفسیر دو جلد تدوین شده است: یک جلد در مقدّمات تفسیر است و این همان جلدی است که چاپ شده و در دسترس قرار دارد، و جلد دیگر آنکه در تفسیر آیات، طبق متون روایات است در یک نسخه، از اول سوره فاتحه تا اواسط سوره بقره در قطع بزرگ می باشد و در نسخه دیگر، تا آیه ۴ سوره نساء ادامه یافته و مجموع آن از جلد اول، که در مقدّمات تفسیر است، بیشتر می باشد. این جلد چاپ نشده و مخطوط مانده است. نسخه ای را که تا اواسط سوره بقره است، در کتابخانه «میرزا محمّد تهرانی عسکری» در «سامرّاء» و نسخه دیگر را که تا آیه ۴ سوره نساء است، در کتابخانه «شیخ علی کاشف الغطاء» در نجف دیده است.(۱۰) آن جلد از این کتاب که در مقدّمات تفسیر است و چاپ شده یک پیش گفتار،(۱۱) سه مقدّمه و یک خاتمه دارد:

در پیش گفتار، با اشاره به اینکه هر آیه و فقره ای از قرآن ظاهر و باطن، بلکه هفت و هفتاد بطن دارد و بطون و تأویل آیات، بلکه بسیاری از تنزیل و تفسیر آن در شأن و فضیلت پیامبر و ائمّه اطهار علیهم السلام است، ولی مفسّران جز مقدار اندکی از آن را بیان نکرده اند، انگیزه مؤلّف از تألیف این کتاب و روش وی در تفسیر باطن آیات بیان شده است.

مقدّمه اول در بیان این است که باطن قرآن در اموری که با دعوت به ولایت و امامت ارتباط دارد وارد شده است؛ همچنان که ظاهر قرآن در امور مربوط به نبوّت و رسالت است. مطالب این مقدّمه در سه مقاله بیان شده است. مقاله اول و دوم، هر کدام، پنج فصل دارد.

مقدّمه دوم در بیان تغییری است که (به اعتقاد مؤلّف) در قرآن رخ داده و موجب شده است که در قرآن، به امامت و ولایت و فضایل اهل بیت علیهم السلام و وجوب اطاعت از امامان معصوم به حسب باطن و تأویل ارشاد گردد و با مجاز، رموز و تعریض به آن اشاره شود. این مقدّمه چهار فصل دارد و در ضمن آن فصول، روایات تحریف از طریق شیعه و سنّی ذکر و دیدگاه دانشمندان در مورد قبول و انکار تحریف بررسی شده است.

مقدّمه سوم در توضیح بخشی از تأویل هایی است که یا خصوص آن از امامان نقل شده و یا از برخی روایات برای آیاتی که نص خاصی در تأویل آن ها یافت نشده، به دست آمده اند. این مقدّمه، که بخش عمده کتاب را تشکیل می دهد،(۱۲) مشتمل بر دو مقاله است:

مقاله اول در بیان تأویلات خاصی است که مؤلّف به خاطر اهمیت آن ها و زیاد بودن فوایدشان لازم دانسته آن ها را جداگانه ذکر کند و بیشتر آن ها از قبیل مجازهای عقلی و مجاز در اسناد و کنایه و تعریض هستند، گرچه می توان برخی از آن ها را با زحمت، در مجاز لغوی داخل کرد. مطالب این مقاله در هفت فصل و یک تذییل بیان شده است.

مقاله دوم در بیان تأویل های عامی است که در غیر موردی که در نصوص بیان شده اند نیز جریان دارند. این مقاله، کلماتی از قرآن را به ترتیب حروف الفبا آورده و تأویل مناسب با آن را، که در برخی از موارد در روایت بیان شده ولی آن را به موارد دیگری که فاقد روایت بوده و نیز قابل تعمیم می دانسته، بیان کرده است. این کلمات از «الابّ» شروع شده و به «الید» پایان یافته اند.

خاتمه نیز دارای دو فصل است: فصل اول در بیان روایات وارد در تأویل حروف مقطّعه قرآن و شرح بعضی از دانشمندان در مورد آن است. فصل دوم در بیان هشت فایده به ترتیب ذیل است:

۱. کثرت ورود تأویل های مختلف برای یک کلمه و توجیه آن؛

۲. بیان روش خود در این تفسیر، افزون بر آنچه در پیش گفتار به آن اشاره کرده است.

۳. بیان مراد از باطن حلال و حرام های قرآن؛

۴. بیان اینکه در این کتاب به ذکرظواهرنمی پردازد و مقصود وی بیان تأویلات است؛ چون همه یا بیشتر تفاسیر از آن خالی است.

۵. بیان اینکه مبنای مؤلّف در این تفسیر، بر مجاز در معنا یا اسناد و غیر آن از وجوه استعارات و مانند آن است.

۶. بیان روش مؤلّف در نقل احادیث در این کتاب و مطالب مربوط به آن؛

۷. مستند بودن تأویلات این کتاب به روایات؛

۸. بیان روایات رجعت.

این جلد تاکنون چندین بار چاپ شده است. حاج میرزا حسین نوری چاپ اول آن را در سال ۱۲۹۵ ه.ق ذکر کرده است.(۱۳) آقابزرگ طهرانی بدون اشاره به چاپ اول آن، فرموده است: این جلد به تنهایی در سال ۱۳۰۳ در ایران چاپ شده است.(۱۴) در سال ۱۳۷۵ در تهران و ۱۳۹۳ در چاپخانه قم نیز تجدید چاپ شده و جدیدترین چاپ آن در ۵۹۲ صفحه در سال ۱۴۱۹ در بیروت انجام گرفته و امتیازش این است که در این چاپ، نشانی آیات و روایات و معنای برخی از واژگان دشوار در پایین صفحات بیان شده و منبع مطالعه این مقاله نیز همین چاپ است.

ارتباط این تفسیر با تفسیر برهان

این جلد از مرآه الأنوار که به چاپ رسیده، به عنوان مقدّمه ای بر تفسیر برهان معروف شده است. در چاپ جدید آن نیز عنوان و نام پشت جلد آن مقدمه تفسیر البرهان المسماه بمرآه الانوار و مشکاه الاسرار ذکر شده است، ولی نه مؤلّف آن در آغاز کتاب یا جای دیگری از آن به مقدّمه بودن آن برای تفسیر برهان اشاره ای دارد و نه محتوای آن به گونه ای است که نسبت به تفسیر برهان در حکم مقدّمه به ذی المقدّمه باشد. در این جلد از مرآه الانوار مقدّماتی برای تبیین باطن قرآن و تأویل آیات به ائمّه اطهار علیهم السلام بیان شده اند و در تفسیر برهان، مطلق روایات مربوط به آیات گردآوری شده اند و به روایات تأویل و بیانگر باطن آیات اختصاص ندارد تا مناسب باشد این جلد از تفسیر، که دربردارنده مقدّماتی برای تفسیر باطنی و تأویل آیات است مقدّمه ای برای آن تفسیر نیز قرار داده شود.

تشابه این دو تفسیر تنها در این است که در هر دو به روایاتی که از پیامبران و امامان معصوم علیهم السلام درباره قرآن و آیات آن رسیده، توجه و عنایت ویژه ای شده و به اصطلاح، هر دو روایی هستند، با این تفاوت که این تفسیر روایی اجتهادی است؛ زیرا مؤلّف در آیاتی که روایتی خاص در تأویل و معنای باطنی آن نیافته، به روایات عام و مطلق اجتهاد کرده،(۱۵) ولی تفسیر برهان روایی محض است؛ چون در آن هیچ گونه اجتهادی اعمال نشده است، و این مقدار تشابه کافی نیست که یکی مقدّمه برای دیگری قرار گیرد.

از سوی دیگر، تفسیر برهان را سیدهاشم بحرانی (م ۱۱۰۷ یا ۱۱۰۹ ق) تألیف کرده و برای آن مقدّماتی در شانزده باب قرار داده و مطالبی را که برای مقدّمه تفسیرش لازم می دیده با ذکر روایت مناسب در آن ابوابی بیان کرده است.(۱۶) از این نظر، کمبود و نقصانی نداشته است تا نیاز باشد کسی پس از آن، کتابی را به عنوان مقدّمه آن تفسیر تألیف و به آن ملحق کند.

بنابراین، می توان گفت: شهرت مقدّمه بودن این تفسیر برای تفسیر برهان و عنوان پشت جلد آن توجیه علمی ندارد. حال سبب این شهرت چه بوده است؟ از برخی سخنان حاج میرزا حسین نوری درباره این تفسیر به دست می آید که نخستین ناشر، این تفسیر را به تفسیر برهان ملحق و با عنوان مقدّمه آن تفسیر منتشر کرده(۱۷) و در چاپ های بعد نیز دقت نشده و این اشتباه ادامه یافته و این شهرت پدید آمده است. امید است در چاپ های بعدی این اشتباه اصلاح شود.

مؤلّف

این جلد از مرآه الانوار در نخستین چاپ، به نام عبداللطیف گازرونی، که فرد ناشناخته ای است، منتشر شده، ولی در چاپ های بعد، به نام ابوالحسن عاملی و در چاپ اخیر، در پشت جلد از مؤلّف آن با عنوان العالم الجلیل ابوالحسن بن محمّد طاهر العاملی النباطی الفتونی من اعلام القرن الثانی عشر، یاد شده است.

از آنچه کتاب شناس معروف شیعه، آقابزرگ طهرانی، و استاد وی حاج میرزا حسین نوری درباره مؤلّف این کتاب بیان کرده اند، معلوم می شود که مؤلّف آن ابوالحسن عاملی وفات یافته در اواخر دهه ۱۱۴۰ ق است و نسبت آن به عبداللطیف گازرونی در چاپ، نخست اشتباهی بوده که در اثر اطلاع نداشتن چاپ کننده نخست آن رخ داده است. آقابزرگ طهرانی از مؤلّف این کتاب با عنوان المولی الشریف العدل ابی الحسن بن الشیخ محمّد طاهربن الشیخ عبدالحمید بن موسی بن علیّ بن معتوق بن عبدالحمید الفتونی النباطی العاملی الاصفهانی الغروی یاد کرده و او را پسرخواهر امیرمحمّد صالح خاتون آبادی داماد علّامه مجلسی و جدّ مادری صاحب جواهر (شیخ محمدحسن نجفی) و متوفای اواخر دهه ۱۱۴۰ ق معرفی نموده و نسبت آن به شیخ عبداللطیف گازرونی را به خاطر اطلاع نداشتن مباشر طبع بیان کرده است.(۱۸)

حاج میرزا حسین نوری نیز عبارت «افقه المحدّثین و اکمل الربانیین… افضل اهل عصر و اطولهم باعا صاحب تفسیر مرآه الانوار…» را در معرفی ابوالحسن عاملی به کار برده و در حاشیه خبر داده که جلد مقدّمات این تفسیر با خط مؤلّف در کتابخانه نواده اش صاحب جواهرالکلام موجود است و نسبت آن به عبداللطیف گازرونی را از پدیده های جدید و سرقت های لطیف دانسته و داستان سرقت آن را با تفصیل بیان کرده است.(۱۹)

برای مؤلّف از تألیف های دیگری مانند شرح الصحیفه،(۲۰) الأنساب،(۲۱) ضیاءالعالمین در موضوع امامت،(۲۲) الفوائد الغرویّه،(۲۳) شریعه الشیعه و دلائل الشریعه شرح مفاتیح الحدیث کاشانی،(۲۴) شرح علی کفایه السبزواری،(۲۵) رساله فی الرضاع،(۲۶) تنزیه القمّییّن در ترجمه جمع زیادی از قمی ها و اثبات برائت آنان از عقاید جبر و تشبّه(۲۷) نیز خبر داده اند که از فضل و رتبه علمی والای وی حکایت دارد.

مشایخ روایی ایشان دایی اش خاتون آبادی، علّامه مجلسی، شیخ حرّ عاملی و سید جزائری بوده اند(۲۸) و در این کتاب، از علّامه مجلسی با عنوان «شیخنا العلّامه» و گاهی با عنوان «شیخنا العلّامه باقر علوم اهل البیت و خادم احادیث آل محمّد صلی الله علیه و آله » و مشابه آن یاد کرده است.(۲۹)

مکتب و روش تفسیری مؤلّف

منظور از «مکتب تفسیری» دیدگاه وی در چگونگی تفسیر قرآن و تبیین باطن آن و منظور از «روش تفسیری» شیوه عملی وی در تفسیر و بیان تأویل آیات است. با نگاهی به صفحات آغازین این کتاب و مقدّمه نخستی که برای تأویل آیات بیان کرده است، به دست می آید که دیدگاه وی درباره قرآن و تفسیر ظاهر و باطن مشتمل بر امور ذیل است:

۱. قرآن را دارای ظاهر و باطن، و تفسیر و تأویل می داند؛

۲. علم کامل به همه معانی قرآن و ظاهر و باطن آن را ویژه پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام می داند؛

۳. در فهم و تفسیر ظاهر و باطن قرآن، برای روایات نقش عمده قایل است، ولی فهم مفسّر از معانی آیات را به آنچه در روایات بیان شده محدود نمی داند و اجتهاد بر اساس روایات را، حتی در تأویل آیات، روا می داند.

بنابراین، می توان گفت: مکتب تفسیری وی در فهم ظاهر و باطن قرآن، اجتهادی روایی است. بخشی از عبارات وی که گویای این مدعاست از این قرار است:

در آغاز کتاب، فرموده است: «از آشکارترین، روشن ترین و مشهورترین امور این است که برای هر آیه ای و هر فقره ای از کتاب خدا، ظاهر و باطن و تفسیر و تأویلی است، بلکه همان گونه که از روایات مستفیض آشکار می شود، برای هر آیه و فقره ای از آن هفت و هفتاد بطن است.»(۳۰)

در مقدّمه اول، در فصل چهارمِ مقاله نخست فرموده است: «… کسی که ظاهر [قرآن] را انکار کند کافر است، اگرچه به باطن [قرآن [اقرار داشته باشد؛ همچنان که آن مذهب باطنیه است… و عکس آن، یعنی انکار باطن و اقرار به ظاهر چنین است، بلکه بر هر مؤمنی است که به انکار آنچه از امامان معصوم علیهم السلام در تفسیر و تأویل قرآن نقل شده جرئت نکند، هرچند که معنای آن را نفهمد و مقصود آن را درک نکند.»(۳۱)

در مقدّمه اول، فصل پنجمِ مقاله نخست را در بیان آنچه دلالت می کند که علم تأویل قرآن، بلکه همه آن در نزد اهل بیت علیهم السلام است قرار داده و در صدر آن گفته است: «بدان که در آگاه بودن پیامبر و امامان بر همه وجوه و معانی قرآن، ظاهرها و باطن ها، تنزیل و تأویل آن تردیدی نیست و آنان کسانی هستند که علم همه کتاب تنها در نزد آنان است.»(۳۲) وی پس از نقل چند روایت گفته است: «شبهه ای نیست که علم و فهم غیر آنان (پیامبر و امامان علیهم السلام ) بدون ارشاد آنان از رسیدن به ساحت ادراک بسیاری از تفسیر ظواهر قاصر و ناتوان است، چه رسد به درک باطن ها و تأویل آن.»(۳۳)

همچنین در صفحات آغازین، پس از اشاره به کثرت و پراکنده بودن روایات تأویل و بطون قرآن و سکوت مفسّران از ذکر آن، فرموده است: «بعد از استخاره و استعانت از پروردگار، گردآوری و تحریر آن روایات و تفسیر و تقریر آیات را با بیانی لطیف و وصفی زیبا و ترتیبی نیکو و روشی مختصر شروع، و مقصود خالص آیات و روایات را به گونه ای که اسرار پوشیده آن را واضح و راه رسیدن به گنج های ذخیره در آن را تبیین کند و پرده از چهره رموز آن بردارد، بیان کردم.»(۳۴)

سپس بعد از کلماتی فرموده است: «و بر عهده خود قرار داده ام در آیاتی که بر نص خاصی که آن را تفسیر کند دست نیافتم، در تفسیر آن آیات بر طبق روایات عام و مطلقی که استعلام تفسیر آیات از آن ها ممکن است، اجتهاد کنم.»(۳۵)

اما برای به دست آوردن روش تفسیری و شیوه عملکرد مؤلّف در این تفسیر، هرچند جلد دوم کتاب، که در تفسیر آیات می باشد، در دست نیست تا از آن به دست آید که چگونه به تفسیر و تأویل آیات پرداخته، ولی از همین جلدی که چاپ شده است تا حدی می توان به روش تفسیری وی پی برد؛ زیرا اولاً، مقدّمه سوم که بخش عمده این جلد را تشکیل می دهد، در بیان تأویل و معانی باطنی کلمات قرآن است و شیوه عملی وی در تأویل کلمات را می توان در آن ملاحظه کرد. ثانیا، در مواردی از این مقدّمه و در خاتمه کتاب، به زوایایی از روش تفسیری و شیوه عملکرد خود در این تفسیر اشاره کرده است.

اینک قسمت هایی از مقدّمه سوم و خاتمه کتاب که می تواند بیانگر روش تفسیری و شیوه عملی وی در تأویل آیات باشد را یادآور می شویم:

وی در آغاز مقدّمه سوم، در بیان اقسام تأویلاتی که در این کتاب می آورد، گفته است: «بدان تأویلاتی را که از اخبار ائمّه اطهار علیهم السلام به دست آورده ام، سه قسم است:

۱. تأویل مختص به کلمه یا آیه ای که در یک مورد ذکر شده و در غیر آن مورد جاری نمی شودومحل ذکرآن نیزهمان مورد است.

۲. تأویلاتی که در مورد آیه و کلمه ای از قرآن وارد نشده است، ولی به گونه ای است که در غیر آن مورد نیز جاری می شود، بلکه گاهی ورود آن به نحو عموم است. این قسم از تأویلات را همراه با نص آن و اشاره به محل ذکر آن نص در این مقدّمه می آوریم.

۳. قسمتی که در تأویل آیه ای وارد نشده، ولی در مورد آیات جریان دارد [و قابل انطباق با آن هاست]، مثل روایت “نحن یدالله” [که هرچند در مورد هیچ آیه ای از آیات قرآن وارد نشده، ولی در تأویل آیات جریان دارد؛ زیرا می توان تأویل کلمه “یدالله” را که در آیات آمده از آن فهمید.]»(۳۶)

از این بیان معلوم می شود که مستند وی در تأویل آیات و کلمات همه جا روایات یا مانند آن از قبیل دعا و زیارات است،(۳۷) ولی در برخی آیات و کلمات، مستند روایتی است که در تأویل خصوص آن آیات و کلمات وارد شده و در برخی آیات و کلمات مستند روایتی است که در تأویل آیات و کلمات مشابه آن به صورت خاصی یا به نحو عام وارد گردیده و در برخی آیات و کلمات، مستند روایت، دعا یا زیارتی است که در تأویل آیه یا کلمه ای از قرآن وارد نشده است، ولی می توان از آن تأویلی را برای آیات و کلمات استفاده کرد.

وی در مقاله دوم این مقدّمه، کلماتی از قرآن را به ترتیب حروف الفبا به روش کتاب های لغت آورده و پس از اشاره به معنای لغوی آن، تأویلی را که ممکن است برای آن ذکر شود بیان می کند و در بیان تأویل ممکن برای آن کلمات، گاهی معنا و مرادف آن کلمه را که در قرآن آمده است، ذکر می کند و می گوید: از تأویلی که برای آن کلمه در روایات آمده است، می توان تأویل این کلمه را نیز به دست آورد. برای مثال، در مورد «الابّ» گفته است: «این کلمه به “المرعی” و انواع گیاه برای حیوانات تفسیر شده.» پس ممکن است تأویل آن را از آنچه در تأویل “المرعی” می آید به دست آورد.» در مورد «الأربه» گفته است: «این به معنای حاجت است و برخی گفته اند: به معنای عقل و خوب فهمیدن است» و از تأویلی که برای کلمه «العاقل» ذکر شده است، چه بسا تأویلی برای این کلمه (الأربه) نیز استفاده شود.(۳۸)

گاهی روایتی را می آورد که در آن کلمه ای از قرآن به افراد خاصی تفسیر شده است و امکان تأویل آن کلمه را به آنچه در آن روایت بیان شده از روایت استظهار می کند. برای مثال، در مورد کلمه «الاوّاب» روایتی از فضائل الشیعه صدوق نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «یا علی، اهلُ مودّتِکَ کُلُّ اوّابٍ حفیظٍ» و گفته است: «از این حدیث ظاهر می شود که می توان “الاوّاب” را به آن کسانی که [در این حدیث [ذکر شده، تأویل کرد.»(۳۹)

گاهی پس از ذکر کلمه قرآن، روایتی که آن کلمه را در برخی از موارد استعمالش به شخصی تأویل کرده است ذکر می کند و می گوید: ممکن است این تأویل را در سایر مواردی که این کلمه در قرآن آمده و با این تأویل مناسب است نیز جاری کرد. برای مثال، در مورد کلمه «الانثی» گفته است: «در بعضی از موارد تأویل “الانثی” به حضرت فاطمه علیهاالسلام روایت شده است؛ همان گونه که در مناقب ابن شهرآشوب از امام باقر علیه السلام در مورد آیه «وَ ما خَلَق الذّکرَ والاُنثی»(اللیل: ۳) روایت شده که فرمود: “الذّکرُ امیرُالمؤمنین علیه السلام و الانثی فاطمه علیهاالسلام “… و شاید اجرای این تأویل در سایر موارد[ی که] “الأنثی” [به کار رفته] و با این تأویل مناسب است نیز ممکن باشد…»(۴۰)

بیان وی در این موارد نیز تأکید می کند که وی در تأویل آیات و کلمات قرآن، به مواردی که در خصوص آن روایت رسیده اند اکتفا نمی کند، بلکه تأویلی را که در روایت برای کلمه قرآن در برخی از موارد استعمالش بیان شده اند به سایر موارد استعمال آن و حتی به مرادفات آن نیز تعمیم می دهد و گاهی با استناد به روایتی که در تأویل هیچ آیه ای وارد نشده است نیز آیات را تأویل می کند.

گرچه مقصود اصلی مؤلّف در تألیف این تفسیر، بیان تأویل و معانی باطنی آیات است، ولی از بیانات وی در این مقاله (که نمونه هایی از آن ها ذکر شد) و از آنچه در فایده چهارم خاتمه بیان کرده است، به دست می آید که وی در مواردی به معنای لغوی کلمات و تفسیر ظاهر آیات نیز اشاره اجمالی دارد. وی در آن فایده گفته است: «برای پرهیز از تطویل و خروج از مقصود اصلی کتاب، تفصیلاً به آنچه مربوط به ظواهر قرآن است، نمی پردازیم، ولی در اکثر موارد، به گونه ای سخن می گوییم که مراد اجمالی ظاهر [آیات [نیز آشکار شود.»(۴۱)

از کلام وی در فایده اول خاتمه به دست می آید روش وی در تأویل آیات و کلمات این است که در بیشتر موارد، آن ها را به صورت احتمال ذکر می کند وحتی می گوید: «تأویلاتی را که بدون تصریح به احتمالی بودن آن ذکر می کنم، احتمالی است، مگر در مواردی که به قطعی بودن آن تصریح کنم و یا به حسب قراین، ادلّه قطعی واضح بر [صحّت] آن باشد.»(۴۲)

از فایده پنجم خاتمه به دست می آید که وی در تأویل آیات و کلمات به ذکر روایات اکتفا نمی کند، بلکه در مواردی که نیاز به توضیح و توجیه باشد توضیح می دهد و وجه تأویل را نیز بیان می کند.

گرچه گاهی به صحّت سند روایتی که آورده اشاره کرده است،(۴۳) ولی روش غالب وی در نقل روایات همان گونه که در فصل دوم خاتمه بیان کرده این است که روایات

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *