تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر شامل 69 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تجددی دیگر :

چکیده: به نظر آقای طباطبایی، چیزی به نام روشن فکری دینی وجود ندارد; زیرا عقل شرعی با عقل مستقل خودبنیاد متفاوت است . نهاد تولید علم دانشگاه است و نهاد سنتی تولید علم تعطیل است . دین اسلام با مسیحیت متفاوت است و از اول متکفل تنظیم مناسبات دنیای مؤمنان بوده است . بنابراین نیازی به مفهوم سکولاریزاسیون در جهان اسلام نیست . امروز دیگر دو حوزه شرعی و قانونی نداریم و حوزه شرع به علم حقوق جدید تبدیل شده است .

پروژه روشن فکری دینی در سال های اخیر به تعبیر برخی منتقدان با تعارضات خاصی مواجه شده است . دسته ای از بانیان این پروژه، اکنون در ادعای خود بازنگری کرده اند . آنها دغدغه جمع میان دین داری یا به تعبیر وسیع تر، سنت و لوازم دنیای مدرن را داشته اند و تجربه سال های اخیر نشان از این دارد که سنت در این گفتمان، هر روز گامی به عقب می گذارد . کار به جایی رسیده که پاره ای منتقدان، روشن فکری دینی را تلاشی برای پذیرفتن تام و تمام مدرنیته در پوشش دین دانسته اند . می خواهیم برای ما از ویژگی های مسیر پیشنهادی تان به سوی جهان مدرن بگویید .

من معنای روشن فکری دینی را به درستی درنمی یابم . اگر افزودن «دینی » به روشن فکری به معنای محدود کردن عقل [. . ]. بوده است، در این صورت باید گفت که روشن فکری دینی ترکیبی دارای تضاد [. . ]. است . در یک کلمه، روشن فکری – اگر در واقع، روشن فکری به معنای اعتقاد به استقلال مبنای عقل باشد – نمی تواند خود را با الزامات [غیرعقلانی] سازگار کند .

منظورتان از سازگار بودن چیست؟ آیا باید به یکی از آن دو اصالت داد یا اینکه شما هم معتقدید می توان این دو را بدون هیچ مشکلی با هم جمع کرد؟

من از دو دهه پیش به تکرار گفته ام که با تکیه [محض] بر اندیشه سنتی در ایران نمی توان به طور اصولی در این مباحث وارد شد . دستگاه مفاهیم اندیشه سنتی با مضمون این بحث ها سازگار نیست و امکانات اندیشه سنتی به گونه ای نیست که بتوان بر پایه آن، سخنی در این باره گفت . بدیهی است که از دیدگاه شرع، امکانات عقل اندک است و انسان نمی تواند از محدوده آن فراتر رود .

حل این تعارض چگونه انجام می شود؟ با استحاله یکی در دیگری یا نه، به گونه ای دیگر؟

بدیهی است که به هر حال، هیچ شرعی، به اعتبار وحیانی بودن آن، عین عقل که انسانی است، نمی باشد . منظور از عقل، خرد خودبنیاد است که منشا هر قانونی به شمار می آید و جز از قانون هایی که خود وضع کرده است، تبعیت نمی کند . عقل در محدوده شرع یا عقلی که عین شرع است، عقل شرعی است; درحالی که عقل روشنگری، عقل استقلالی است . البته منظورم این نیست که روشن فکری عین بی دینی است، بلکه می خواهم بگویم که دیانت روشن فکری جدید در محدوده عقلانیت آن قرار می گیرد .

روشن فکری دینی چندان هم با آنچه شما می گویید بیگانه نیست .

اگر به الزامات روشن فکری اعتقاد داریم و اگر می خواهیم به آن الزامات تن در دهیم، لزومی به جعل اصطلاح نیست . مثالی بزنم . ببینید زمانی که انقلاب فرهنگی شروع شد [. . ]. بحث درباره «دانشگاه اسلامی » در گرفت . معنای «دانشگاه اسلامی » چیست؟ اگر کسی بستن دانشگاه و تصفیه ها را از ویژگی های دانشگاه اسلامی می دانست، البته من ایرادی نمی بینم; اما اگر منظور ایجاد یک دانشگاه به معنای دقیق کلمه بود، چه نیازی به جعل اصطلاح بود؟ پیامد ابهام «دانشگاه اسلامی » تعطیل نظام تولید علم [. . ]. بود . وانگهی معنای روشن فکری لائیک که به نظر می رسد نقیض روشن فکری دینی است، به هیچ وجه روشن نیست . لائیک، در زبان فارسی، به غلط، معادل بی دین تلقی شده است . این اصطلاح و مشتقات دیگرآن از اصطلاحات الاهیات مسیحی است و به هیچ وجه نمی توان آنها را در مورد اسلام به کار برد . اگر معنای این اصطلاح را می فهمیدیم، باید می گفتیم که در ایران و دیگر کشورهای اسلامی، همه روشن فکران لائیک هستند . جایی که کلیسا وجود نداشته باشد، همه لائیک هستند . به نظر من، عبدالکریم سروش و احسان طبری، در روشن فکری، فرقی با هم ندارند . نمی توان به این نکته اساسی نپرداخت که این نظریه پردازی هایی که به ظاهر بسیار بدیع می نمایند، بعضا فاقد اعتبارند و پیامدی جز آشوب ذهنی نخواهند داشت . ما البته چون تاریخ نمی دانیم، اغلب در این توهم که لوتر یا ارسموس زمان هستیم، تاریخ دیگران را تکرار می کنیم; به ویژه اشتباه های آنان را .

مقاله ای از سروش در کتابی که سال گذشته با عنوان سنت و سکولاریسم انتشار یافت، چاپ شده که حتی تعریفی که از پروتستانیسم و اصلاح دینی در آن داده شده، صحیح نیست و حاصل کلام او هم جز این نیست که چون سکولاریسم بر عقل تکیه دارد، موضعی نادرست در امر دیانت دارد; زیرا «عقل تا بال گشوده است، گرفتارتر است » . این مصراع شاعری مانند اقبال لاهوری خلاصه آن چیزی است که روشن فکری دینی به دنبال چهار دهه نظریه پردازی و یک ربع قرن تجربه قدرت به آن دست یافته است و بنابراین من اعتقادی ندارم بتوان از روشن فکری لائیک (که من البته باز هم نمی دانم لائیک چیست) و روشن فکری دینی سخن گفت . لائیک در زبان های اروپایی به معنای عامه مردم، در مقابل پدران روحانی، بوده است . ما در اسلام چنین چیزی نداریم . اصلا لائیک و غیرلائیک نداریم . یک کسی می تواند عالم دین باشد و به قول قدما، مکلا یا معمم باشد . هیچ فرقی هم از لحاظ مرتبه ندارد .

این صحبتی که راجع به مسیحیت کردم و این تردیدی که من از چندین سال پیش شروع کرده ام و قصد دارم آن را بسط بدهم، این است که ما، یعنی معمم و مکلا و به اصطلاح آنها روشن فکری دینی و روشن فکر لائیک، هر دو با مقولاتی صحبت می کنیم و با مفاهیمی بیان مطلب می کنیم که در واقع مفاهیم ما نیستند . اینکه چرا این طور است، علتش این است که وضعیت فکر سنتی در ایران به جایی رسیده که از درون سنت و با توجه به امکانات آن، ممکن نیست که ما بتوانیم پرسش های جدیدی طرح کنیم . این فکر حدود سیصد سال است که بیشتر ارتباطهایش با تحولات اجتماعی، یعنی پرسش های فرهنگی و تمدنی، گسسته شده است .

اینجا پرسش مهمی مطرح می شود که آیا اساسا امکان طرح پرسش جدید از دل سنت وجود نداشت، یا متفکران ما قادر به انجام چنین کاری نشدند .

نوعی اجماع بر سر این مطلب وجود دارد که مهم ترین بحث نظری ما به نسبت سنت و تجدد مربوط می شود . اما کسی به درستی نمی داند که سنت چیست؟ اگر سنت را به اجمال، نظامی اندیشه ای بدانیم که بر مبانی خاص خویش استوار است، باید بگوییم که با صرف بازگشت به این اندیشه سنتی و به ویژه با تکرار آن، نمی توان مفاهیم جدید تدوین کرد . مفاهیم اندیشه جدید در درون نظام های نظری جدید تدوین شده اند .

با تدوین قانون مدنی، حقوق شرع به حقوق عرف تبدیل شد و بدین سان زمینه ایجاد نظام حقوقی جدیدی در ایران فراهم آمد . جالب توجه است که روشن فکری دینی عمده ترین منتقد عرفی شدن نظام حقوقی، اجتماعی و سیاسی بود و با ایدئولوژیک کردن اندیشه سنتی، از سویی، بنیان نظام حقوق عرفی را تخریب کرد، و از سوی دیگر، اساس دیانت و بیشتر از آن اخلاق دینی را وجه المصالحه قدرت طلبی خود قرار داد .

نهادهای آموزشی جدید در ایران، زمانی تاسیس شدند که نهاد سنتی تولید علم، پیش از آن، در عمل تعطیل شده بود; یعنی از تولید علم باز ایستاده بود . تاسیس دانشگاه کوششی برای ایجاد «سنت » فکری دوران جدید در ایران بود . اگر انتقالی از اندیشه سنتی به نظام جدید تولید علم امکان پذیر بود، می بایست در دانشگاه صورت می گرفت و به نظر من، در برخی شاخه های دانش، دانشگاه، به رغم همه ایرادهایی که می توان به عملکرد آن گرفت، کوششی اساسی کرد . انتقال از حقوق شرع به عرف و ایجاد نظام حقوقی جدید که دانشگاه تهران، و البته هیئت قضات آن دوران، نقشی عمده در ایجاد آن ایفا کرد، اقدامی بس پراهمیت بود .

اگر عرفان مولوی را با بحث الاهیات مسیحی خلط نمی کردیم مشکل سکولاریزاسیون را می شد آسان تر حل کرد . خلط اسلام با مسیحیت که روشن فکری دینی و اصلاح طلبان دینی با عرفان بافی های خود مرتکب آن شده اند، موجب شده است، چنان که اشاره کردم، برخی روشن فکران مقام عقل را انکار کنند . اسلام، بر خلاف مسیحیت، دین دنیا هم بود . در یکی از نامه های پولس قدیس آمده است که «به دنیا تشبه پیدا نکنید» .

اسلام مبتنی بر حقوق موضوعه است و ازاین رو، فقه اساس دیانت تلقی می شود; تدوین فقه عیسوی در دوره مسیحی، در مقایسه با اسلام، با تاخیر بسیار صورت گرفت . اسلام از مجرای فقه، پیوسته متکفل تنظیم مناسبات دنیای مؤمنان بوده است . بنابراین نیازی به مفهوم سکولاریزاسیون نیست . بحث بر سر این است که دینی که از آغاز متکفل تنظیم مناسبات دنیای مؤمنان بوده، در جریان تاریخ نتوانسته است خود را با دگرگونی های حیات اجتماعی سازگار کند . من نمی خواهم بگویم اسلام هیچ مشکلی با دنیا ندارد; می خواهم بگویم مشکل همان نیست که روشن فکری دینی ادعا می کند .

پس مشکل شما با روشن فکران دینی متدولوژیک است .

نه! اختلاف در شناخت ماهیت دو دین و دو سنت اندیشه است که در دوره مسیحی و اسلامی تدوین شده است . با وارد کردن بی رویه مفاهیم اندیشه جدید و رد غیرمنطقی آنها با تکیه بر عرفان تنها می توان به آشوب ذهنی مردم دامن زد . روشن فکری دینی با دامن زدن به این ابهام ها – که بیشتر تسویه حساب با مخالفان سیاسی است – مسئولانه عمل نمی کند . سبب افول روشن فکری دینی نیز که از چند سال پیش، روند آن آغاز شده است، جز این نیست که بخش بزرگی از موضع گیری آن، سیاسی است .

از دل این گزاره های توصیفی شما درباره اسلام، چه دستورات تجویزی ای بیرون می آید . چون اگر شما این گزاره های تجویزی را ارائه نکنید، تنها یک تذکر متدیک در حوزه معرفت شناسی داده اید .

به نظر من، تنها اصلاح ممکن، در آغاز دوران جدید ایران، در دوره مشروطه عملی شد . در این دوره، نخستین نظام قانونی دوران جدید ایران ایجاد شد . با تدوین این قانون ها که با روح شرع و الزامات زمان سازگار بود، فقه به حقوق جدید تبدیل گشت و حقوق جدید ایران تدوین شد . این تدوین قانون های جدید و ایجاد نظام حقوقی، یگانه امکانی بود که می توانست راه تحول اسلام و سازگاری آن با تحولات زمان را هموار کند . سبب اینکه در جنبش مشروطه خواهی و پس از آن، بحث سکولاریزاسیون مطرح نشد، جز این نیست که روشن فکری آن دوره تلقی درستی از ماهیت اسلام داشت و بیشتر از این، مانند روشن فکری دینی کنونی سیاسی نبود، بلکه می خواست مشکلی را حل کند که در حوزه مصالح عالی ملی قرار می گرفت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *