توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 80 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :
مقدّمه
بحث ما در جلسات گذشته، در این باره بود که انسان با چند مسئله اساسی روبه روست: یکی نیازمند بودن این جهان به آفریدگار و مدبّر؛ دیگر اینکه حیات انسان منحصر به این حیات مادی نیست و روزی برای حساب و کتاب زنده خواهد شد؛ و سومی هم راه رسیدن به سعادت ابدی اطاعت از دستورات خداست که به وسیله انبیا ابلاغ شده؛ یعنی توحید و نبوّت و معاد. عرض کردیم که این هر سه اصل با یک نظر دقیق، به «توحید» برمی گردند. اما انسان نسبت به این ها معمولاً غافل است و توجهی ندارد که این ها مسائلی هستند که باید آن ها را حل کند و به آن ها پاسخ دهد. این حالت غفلت و بی توجهی همان حالت حیوانات است که حرکتشان ناشی از غرایز است؛ تفکر و تعقّلی درباره هستی و سرنوشتشان ندارند. قرآن می فرماید: «صمٌّ بکمٌ عمیٌ فهم لا یَعقلونَ»(بقره: ۱۷۱) منشأ سقوط انسان هم همین «غفلت» است. پس از آنکه از این غفلت خارج شد و به این سه مسئله توجه کرد و تلاش نمود تا جواب آن ها را پیدا کند و آن ها را در ذهن تصدیق کرد، باز از دو حال خارج نیست: یا حالت روحی و روانی او طوری است که آمادگی پذیرش این سه اصل را دارد [وقتی دانست خدایی هست که اختیار هستی به دست اوست، آمادگی دارد که به لوازم آن ملتزم باشد؛ یعنی عبودیت مطلق در مقابل ربوبیت مطلق او.] این حالت «ایمان» است؛ یا برای پذیرفتن آمادگی ندارد با اینکه آن را شناخته و دانسته، این است که التزام به لوازم آن با خواسته هایش جور درنمی آید.
کفر جحود / عمدی
گاهی آدم چیزی را می داند؛ اگر از او بپرسند از ته دل جواب می دهد، حتی اگر برایش ضرری نداشته باشد حاضر است برای دیگری آن را اثبات کند، اما آنجا که پای التزام به لوازم و عمل به لوازم آن پیش می آید، می گوید: نه، خبری نیست. خود ما هم در زندگی روزمرّه مان با این چیزها مواجه هستیم، ولی توجه نداریم. یک مثال روشن که قرآن در این مورد دارد، داستان فرعونیان است که می فرماید: «وَ جَحدوا بها و استَیقَنتها اَنفُسُهُم ظُلما و عُلُوّا.»(نمل: ۱۴) با اینکه یقین کردند، باز عمدا انکار نمودند.
داستان دیگر هم در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اتفاق افتاد: عده ای از مسیحیان بودند که در نجران زندگی می کردند و برای خودشان دانشمندانی داشتند، دستگاهی داشتند. خدمت پیامبر آمدند و خواستند با آن حضرت بحث کنند، بگویند حق با ماست و ما باید از شریعت حضرت عیسی علیه السلام پیروی کنیم. حضرت ادلّه ای برای آن ها آوردند و آن ها نتوانستند جواب دهند؛ در بحث مغلوب شدند. اما در عین حال، حاضر نشدند اسلام بیاورند و داستان «مباهله» پیش آمد. آیه نازل شد: حال که قبول نمی کنید، پس بیایید مباهله کنیم؛ نفرین کنیم بر کسی که منکر حق و مستوجب عذاب است، تا خدا عذابی بفرستد و او را هلاک کند. اول قبول کردند، ولی وقت انجام مباهله استنکاف کردند؛ گفتند: ما جزیه می پردازیم و به همین حالت کفر خودمان باقی می مانیم.
منظورم این کلمه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است که به حسب نقلی، ایشان به اصحابشان فرمودند: می دانید چرا این ها حاضر نشدند اسلام بیاورند، با اینکه نتوانستند حقّانیت خود را اثباب کنند و ما برایشان حقّانیت اسلام و بطلان عقیده شان را ثابت کردیم، بعد هم حاضر به مباهله نشدند و اصرار کردند به همان دین خودشان باقی بمانند؛ می دانید چرا؟ عرض کردند: شما بفرمایید. فرمودند: علت این بود که این ها عادت کرده اند به شرب خمر و خوردن گوشت خوک. می گساری را خیلی دوست دارند و می دانند اگر مسلمان شوند باید این کار را کنار بگذارند، نمی توانند دست از این عاداتشان بردارند. به همین دلیل، با اینکه می دانند دین اسلام حق است، زیر بار نمی روند. این اشاره به یک نکته دقیق روان شناختی دارد: علت اینکه گاهی آدم چیزی را فهمیده و دانسته است، ولی زیر بارش نمی رود این است که با خواسته هایش جور در نمی آید؛ به چیزهایی دل بستگی دارد، می بیند اگر حق را بپذیرد، باید از آن ها دست بردارد، نمی پذیرد.
به هر حال، این حالت که آدم حق را بشناسد و آن را انکار کند، حالت «کفر جحود و کفر عمدی» است، نه کفر از روی جهل. این بدترین حالتی است که ممکن است برای انسان وجود داشته باشد. همین استحقاق عذاب ابدی را ایجاب می کند.
پس از اینکه دانستیم باید ایمان آورد، می دانیم با اینکه ایمان آورده ایم و به بعضی از لوازم ایمان هم ملتزم هستیم و به آن ها عمل می کنیم، اما همه جا ملتزم نیستیم. این چیزی است که همه ما با آنکه ایمان داریم به اینکه احکام اسلام بر حق هستند و مخالفت با آن ها موجب عذاب و شقاوت دنیا و آخرت است، ولی باز موقع عمل که می شود، می لنگیم؛ مرتکب گناه می شویم، احیانا تکلیف واجبی را هم ترک می کنیم. اگر از ما بپرسند کار درستی می کنید، می گوییم: نه. پس چرا این کار را می کنیم؟ چون بر خودمان تسلّط نداریم. این یک واقعیت است. اگر نمی توانیم به لوازم ایمان عمل کنیم، تفسیرش این است که ایمانمان ضعیف است. ایمان قوی، که بالاترین مرتبه اش در انبیا و حضرات معصوم علیهم السلام است، مانع ارتکاب گناه می شود. بین مرحله ای که ما هستیم تا مرحله ای که اولیای خدا قرار دارند، فاصله بسیار است و اختلاف این ها همان اختلاف درجات ایمان است.
شرایط افزایش ایمان
چه کنیم که ایمانمان قوی شود و از این حالت ضعف و پستی و زبونی درآییم؟ در قرآن کریم اشاره شده است به مواردی که برخی افراد ایمانشان زیاد می شود، یا خدا وسایلی فراهم می کند که ایمان افراد زیاد شود. البته نعمت های خدا همیشه موجودند، اما اضافه شدن نعمت ها در اثر استحقاق و لیاقتی است که افراد پیدا می کنند. به هر حال، شرایطی پیش می آیند که افراد ایمانشان زیاد می شود. این راهی است برای آنکه ببینیم شرایط افزایش ایمان چیست تا سعی کنیم ما هم در این مسیر قرار بگیریم. اشاره ای به آیات می کنم تا بعد بحثی تحلیلی عقلی در این زمینه داشته باشیم که باید چه کنیم.
استحکام ایمان؛ شرط پایداری
یکی از مواردی که خدای متعال اشاره می فرماید به اینکه کسانی ایمانشان زیاد می شود، بازتاب عمل مشرکان است؛ دشمنان اسلام علیه مسلمان ها توطئه کردند تا دین جدیدی را که آمده بود و جامعه نوپای اسلامی را از بین ببرند. توطئه های گوناگونی کردند، اما مهم ترین توطئه آن ها در جنگ «احزاب» بود. همه آمدند نیروهایشان را روی هم گذاشتند و با منافقان و اهل کتاب نیز هم پیمان شدند تا اسلام را ریشه کن کنند. ابتدا در یک جنگ روانی، شایعه کردند که کل عرب و اهل کتاب و مشرکان با هم متحد شده اند و بناست مسلمان ها را از بین ببرند. این جور شایعات خیلی اثر دارند و روحیه ها را تضعیف می کنند؛ بعد هم که حمله کنند، زود طرف مقابل را شکست می دهند. آن وقت ها هم این حربه ها را بلد بودند، منتها آن وقت شکل های خام آن بود، حالا به شکل علمی در آمده و فرمول پیدا کرده است، دانشگاه دارد و کسانی می روند درسش را می خوانند و دکترایش را می گیرند که چگونه باید با جنگ روانی پیروز شد.
شایع کردند دیگر طولی نمی کشد که اساس اسلام از بین می رود و پیامبر را می کشند و دیگران هم شکست می خورند. افرادی که ضعیف الایمان بودند، خیلی ناراحت شدند، ترسیدند و متزلزل شدند، ولی این شایعات در عده ای از مؤمنان محکم «کالجبل الراسخ» هیچ اثری نکرد؛ نه تنها منفعل نشدند، اثر نپذیرفتند، بلکه بر ایمانشان افزوده شد، بخصوص بر این نکته تأکید می کنم؛ چون با اتفاقات این روزهای ما مناسبت دارد، باید درس بگیریم: «الّذینَ قالَ لهُم النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمعَوا لَکُم فَاخشوهُم.»(آل عمران: ۱۷۳) شایع کردند که تمام مردم قوایشان را جمع کرده اند، همه قوایشان را روی هم گذاشته اند، با هم ائتلاف کرده اند که ریشه شما را بکنند. شما دیگر در مقابل این ها چه مقاومتی می توانید بکنید؟ این ها چه کردند: «فَزادَهُم ایمانا و قالوا حَسبُنا اللّهُ و نِعمَ الوَکیلُ.»این ها نه تنها نترسیدند، بلکه بر ایمانشان افزوده شد. «فَانقلبُوا بِنعمهٍ مِنَ اللّهِ و فَضلٍ لَم یَمْسَسْهُم سوءٌ.» (آل عمران: ۱۷۴)
این روزها توطئه های آمریکا را ملاحظه می فرمایید: ایران اسلامی را محاصره می کنند؛ چون تنها دشمنی که استکبار جهانی پس از کمونیسم برای خودش قایل است همین اسلام است، البته اسلامی که در جمهوری اسلامی است؛ اسلام ناب محمّدی؛ وگرنه اسلام هایی که در بعضی از کشورهای اسلامی دیگر هست، برای آن ها ضرری ندارد، احیانا کمکشان هم می کند. این اسلام انقلابی است که نمی توانند آن را به زانو در بیاورند. توطئه کردند که اطراف کشور ما را محاصره کنند. از یک طرف، همسایه غربی هشت سال با ما جنگید. از طرف دیگر، قوای آمریکا به جنوب آمدند و در خلیج فارس، ما را محاصره کردند. از شمال، ترکیه و آذربایجان را با اسرائیل هم پیمان کردند. از طرف شرقی هم آمدند افغانستان را به تصرّف نظامی درآوردند تا ایران بین این چند کشور در محاصره واقع شود، بعد یکباره کلکش کنده شود. این ها خیال هایشان این گونه اند؛ همان خیال هایی که احزاب برای مسلمان ها در صدر اسلام کردند.
تاریخ است، تکرار می شود، چیز مهمی نیست. منظور این است که در آن وقت، تمام دشمنان اسلام با هم اتحاد و اتفاق کردند تا اسلام را از بین ببرند؛ به مسلمان ها گفتند: مردم همه نیروهایشان را گذاشته اند تا شما را از بین ببرند، «فاخشَوهُم»؛ بترسید. گفتند: نه، ما ترسی نداریم، ما خدا را داریم: «حسبَنُا اللّهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ.»نه تنها نترسیدند و خودشان را نباختند، «فَزادَهُم ایمانا»؛ بر ایمانشان هم افزوده شد. چطور می شود در چنین شرایطی، انسان این همه تهدید ببیند، ایمانش هم زیاد شود؟ این را بعد عرض می کنم. نظیر همین موضوع را در سوره «احزاب» هم می فرماید. مثل همین توطئه را با جنگ روانی به راه انداختند تا مردم را بترسانند. مثل این تعبیر در آنجا آمده است. این یکی از مواردی است که قرآن تصریح می کند به اینکه مؤمنان پس از شنیدن تهدیدات کفّار، بر ایمانشان افزوده شد.
پس ممکن است در شرایطی که دشمنان پشت به پشت هم می دهند و برای نابود کردن مسلمان ها توطئه می کنند، انسان نه تنها خودش را نبازد، بلکه محکم تر هم بشود، بر ایمانش افزوده گردد. شرطش این است که از اول پایه ایمانش محکم باشد، پایش روی پوست خربزه نباشد.
آرامش روحی؛ هدیه ای الهی به مؤمنان
در مورد دیگری خداوند می فرماید: «هُو الّذی اَنزَل السَکینهَ فی قلوبِ المؤمنین لِیَزدادوا ایمانا مَع ایمانِهم.» (فتح: ۴) کسانی که ایمان راستین داشته باشند، خدا حالت آرامش و طمأنینه و وقار روحی و سنگینی و وزانتی به آن ها می دهد که در اثر این لطف خدا، بر ایمانشان افزوده می شود. قرآن اسم این حالت را «سکینه» گذاشته است.
یادم هست چند سال پیش در یکی از سخنرانی ها، مقام معظّم رهبری راجع به همین «سکینه» بحث جالبی داشتند. «سکینه» از سکون است؛ یعنی حالتی که آرامش برای انسان پیدا می شود، در موقعی که جای اضطرار است. در مواردی ذکر شده است: از جمله الطافی که خداوند به مؤمنان می کند، این است که در دل هایشان آرامش ایجاد می کند و به تعبیر قرآن، سکینه بر آن ها نازل می نماید، و این یک واقعیت است. همه چیز مادی نیست، همه چیز وزن ندارد، همه چیزها از بالای سر پایین نمی آیند؛ بعضی چیزها حقیقت دارند، اما وجودشان مادی نیست، معنوی اند، بر روح انسان وارد می شوند، بر دل انسان وارد می شوند. ورود و نزولشان هم از ستارگان و کرات آسمانی نیست. از طرف عرش خداست؛ مثل سکینه که خدا آن را بر دل های مؤمنان نازل می کند. اما چیست و چگونه آن را نازل می کند، خودش می داند و کسانی که دریافت کرده اند.
این باعث می شود که مؤمنان علاوه بر ایمان قبلی خودشان، بر ایمانشان افزوده شود. ولی خوب می دانیم که خدا هیچ کارش گزافی نیست، این جور نیست که بی خود به کسی نعمتی بدهد، یا از کسی بگیرد؛ همه این ها حساب دارد، فرمول دارد. کار خدا این است که کسانی که به طرف او می روند، راه حق را انتخاب می کنند، کمکشان کند. یک قدم که به طرف او می روند، دو قدم به طرف آن ها می آید؛ در حدیث قدسی است: «مَن تقرّبَ اِلیَّ شِبرا تَقرَبت اِلیه ذراعا.»(۱) در قرآن هم می فرماید: «والّذینَ اهتَدوا زَادهم هدیً.»(محمّد: ۱۷)؛ آن ها که قبول هدایت کنند، خدا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.