تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 79 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

در جلسه قبل، در این باره بحث شد که اساس همه انحرافات و در نهایت، سقوط انسان – بر حسب آنچه از قرآن کریم استفاده می شود و ادله عقلی هم آن را تایید می کند – غفلت از هویت الهی و انسانی است; یعنی انسان باید در این عالم، به طرف کمال و سعادت خود حرکت کند; اگر عمرش صرف چیزهایی بشود که برای رسیدن به سعادتش مفید است رفتار انسانی انجام داده; یعنی چیزی که مقتضای این خلقت است . اما اگر توجه نکند که سعادت حقیقی اش چیست و چگونه باید رفتار کند تا به آن برسد، حقیقت خود و هویت انسانی اش را فراموش کرده و تا حد حیوانات و گاهی پایین تر از آن ها تنزل می کند .

عرض شد که برای اینکه انسان مبتلا به غفلت نشود، باید سعی کند برنامه ای تنظیم نماید تا وقتی در معرض غفلت قرار می گیرد، آن برنامه ها او را از غفلت درآورند; باید عادت کند به اینکه به هویت الهی خودش توجه داشته باشد; یعنی رابطه اش را هم با خدای خود (مبدا) و هم با هدف نهایی خودش (معاد) و همچنین با برنامه عملی که باید به اجرا در آورد تا به سعادت برسد همواره حفظ کند . پس برای اینکه ما هویت الهی خودمان را بازیابیم، باید از یک سو، رابطه مان را با خدا مورد توجه قرار دهیم و از سوی دیگر، با هدف نهایی، همچنین با راهی که ما را به آن هدف می رساند . این هر سه مطلب را می شود برگرداند به اینکه خدا را به بوبیت بشناسیم تا بدانیم خدا ما را بیهوده نیافریده و برای هدفی حکیمانه خلق کرده و راه رسیدن به آن را به ما یاد داده است . پس همه برمی گردند به خداشناسی . به همین دلیل، اگر ما به خدا و صفات و اسماء الهی توجه داشته باشیم و عادت کنیم که این توجه در ما ملکه شود، عامل بزرگی برای جلوگیری از غفلت در خودمان به وجود آورده ایم .

در چند جلسه گذشته درباره یاد خدا و یاد صفات و افعال او که به یاد آخرت منتهی می شود و در نهایت، سعادتی که خدا برای انسان در نظر دارد پیش می آورد و انسان را به مقامی رفیع می رساند، مطالبی عرض شد و به مناسبت، درباره مراتب یاد و کیفیت این که چگونه انسان برنامه ریزی کند تا یاد خدا برایش ملکه شود و از غفلت نجات پیدا کند، در حدی که خدای متعال توفیق داد، نکاتی عرض شد .

فکر; اولین راه معرفت خدا

در این جا این سؤال مطرح می شود که ما می گوییم: برای این که انسان به هویت انسانی خودش برسد و تکامل پیدا کند، باید به یاد خدا باشد و به یاد افعال خدا و آخرت و معاد و برنامه انبیا فرع بر این است که انسان قبل تر خدا را شناخته باشد . انسان تا معاد را نشناخته باشد، نبوت را نشناخته باشد، حکمت خدا را نشناخته باشد، آیا می تواند به رابطه خودش با چنین خدایی توجه پیدا کند تا از غفلت ها نجات پیدا کند و آیا زمینه تکامل برایش فراهم می شود؟ اگر کسی هنوز به این اعتقاد یقینی نرسیده است چه کار باید بکند؟

ما می گوییم: باید انسان به رابطه خودش با خدا توجه داشته باشد . فرض این است که خدا را شناخته و به این رابطه معتقد است، منتها غفلت می کند . اگر کسی هنوز این معرفت برایش حاصل نشده است، باید سعی کند این معرفت را پیدا کند . از چه راهی؟ سؤال این است که پیدا کردن معرفت به خدا و صفات خدا و افعال الهی، که به عالم ابدی و پاداش و کیفر آخرت منتهی می شود، این معرفت چگونه پیدا می شود؟

هیچ معرفتی خود به خود حاصل نمی شود، مگر معارف بدیهی . ما چند نوع معرفت بدیهی داریم، ولی به هر حال، اعتقاد به عالم آخرت یا اعتقاد به نبود این ها از بدیهیات نیست; یعنی چیزی نیست که هر کس موضوع و محمول تصور کند، به آن ها یقین پیدا کند . پس این ها معرفت هایی هستند کسبی . این معرفت کسبی را باید از معرفت های دیگر، که در نهایت به بدیهیات منتهی می شود، به دست آورد . به دست آوردن یک معرفت کسبی از معرفت های بدیهی، اسمش «تفکر» است; تلاشی که انسان در ذهنش انجام می دهد تا از دانسته های یقینی اش به یک معرفت جدیدی برسد .

این که در قرآن کریم این همه راجع به تفکر و مشابهاتش تاکید شده، به خاطر اهمیتی است که تفکر در زندگی انسانی دارد; یعنی کلید انسان واقعی شدن، فکر است . اگر انسان فکر نکند، هویت واقعی خودش را نمی شناسد و نمی تواند به کمال خودش برسد، و بی دلیل نیست که در روایات تاکید شده که یک ساعت فکر کردن از یک سال عبادت (۱) و گاهی برحسب بعضی روایات، از صت سال عبادت افضل است . (۲) برای این است که یک ساعت فکر می تواند سرنوشت زندگی انسان را بکلی عوض کند . اما یک سال عبادت، بخصوص اگر عمقی نداشته باشد و توجه در آن نباشد، چندان بر معرفت انسان نمی افزاید . البته ثواب آخرتی به دست می آورد ان شاءالله، ولی پایه معرفت انسان را عبادت های خشک و بی روح بالا نمی برد، مگر آنکه مشتمل بر فکر و توجه باشد .

به هر حال، فکر کردن، که کشف معرفتی جدید از راه معرفت های قبلی است، مثل خود «یاد» و «ذکر» متعلقات زیادی می تواند داشته باشد; همان گونه که غفلت هم متعلقات زیادی می تواند داشته باشد . پیش تر گفته شد که غفلت مطلق معنا ندارد، انسان همیشه به چیزی توجه دارد . غفلتی که مذموم است، غفلت مطلق نیست، غفلت از آن چیزهایی است که باید به آن ها توجه کرد; یعنی همین یاد اصول دین، که در واقع موجب ارتباط انسان با خدا و آخرت و راه سعادت است . وگرنه انسان می تواند یاد خیلی چیزها باشد; می تواند یاد گناهان هم باشد، اما این یاد ارزشی ندارد، مضر هم هست . پس آن غفلتی که مضر است، غفلت از حقایقی است که در تکامل انسان مؤثر است، این برمی گردد به غفلت از خدا یا غفلت از رابطه انسان با خدا یا هویت الهی . ذکری هم که مطلوب است باید ذکری باشد که ارتباطی با خدا داشته باشد، یاد خداست، یاد نعمت های خداست . یاد آیات خداست، یاد احکام اوست . بالاخره، باید ارتباطی با خدا داشته باشیم تا آن یاد مفید باشد .

فکر هم همین طور است . چیزهایی که آدم می تواند از راه فکر به دست بیاورد هیچ حد و حصری ندارد . تمام علوم از راه فکر پیدا می شوند . اما آن فکری که مورد توجه است و نقش اساسی در سعادت انسان دارد، چیزی است که به نحوی با خدا ارتباط پیدا کند: فکر درباره صفات خدا، افعال خدا، حکمت های خدا و نعمت های او . این افکار هم می توانند انسان را از غفلت ها نجات دهند و هم وسیله ای بشوند برای افزایش معرفت و به دنبال آن محبت و در پی آن، انگیزه قوی برای عبادت .

مصادیق تفکر

الف . صفات خدا

وقتی به قرآن کریم مراجعه می کنیم، مواردی را که سفارش شده درباره شان فکر کنید یا از کسانی که درباره این امور فکر می کنند، ستایش کرده همه برمی گردند به همین چیزهایی که گفته شد; مثلا، فکر در صفات خداست تا انسان در مصداق معبودش اشتباه نکند، آن را با بت ها و با اوهام عوضی نگیرد; چون فطرتا انسان خداشناس است . مشرکان، بخصوص آن ها که قرآن نقل کرده، منکر خالق نبودند: «و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض لیقولن الله .» (لقمان: ۲۵) بسیاری از آن ها می گفتند: اصلا خدا به ما دستور داده است که این بت ها را پرستش کنیم تا به او نزدیک بشویم . پس باید فکر کرد در اینکه آیا واقعا این بت ها می توانند معبود واقع شوند; می توانند ما را به خدا نزدیک کنند؟ آیا واقعا خدا چنین دستوری داده است؟ پس، بخشی از مطالبی که باید در باره اش فکر کرد چیزهایی است که بر می گردد به این که ما صفات خدا را بهتر بشناسیم تا در شناخت مصداق اشتباه نکنیم .

بخشی از موارد فکر، فکر در نعمت های خداست، تا انگیزه عبادت پیدا کنیم، انگیزه شکر کردن پیدا کنیم . آیات بسیاری در این زمینه، نعمت های خدا را بازشماری می کنند; در زمین، در آسمان، روزی به شما داده، ابر را چگونه پدید آورده، باران را چگونه نازل کرده، از باران چگونه گیاه رویانده است، از گیاه تناول می کنید، حیوانات شما مرکب های شمایند از آن ها استفاده می کنید، … موارد زیادی را قرآن در این زمینه برمی شمارد; برای این که بشر درباره شان فکر کند . به دنبالش هم می فرماید: «ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون .» (رعد: ۳)

بعضی چیزها درباره خود انسان هستند; چگونه شما آفریده شدید، ما شما را چگونه از نطفه ای خلق کردیم، به کجا رساندیم! به شما فهم دادیم، شعور دادیم، معرفت دادیم، اراده دادیم . یا در گذشته چه کمبودهایی داشتید، ما این ها را جبران کردیم، فقیر بودید غنی تان کردیم، ترس داشتید شما را به امنیت رساندیم: «تخافون ان یتخطفکم الناس فآواکم و ایدکم بنصره » (انفال: ۲۶) اطراف شما را دشمنان فرا گرفته بودند، می توانستند شما را مثل طعمه ای بربایند ما به شما امنیت دادیم، عزت دادیم، قدرت دادیم، بر دشمنانتان پیروز کردیم . که چه؟ که شما خدا را بیشتر بشناسید، تا بیشتر در صدد تقرب به او برآیید، در صدد شکر نعمت های او برآیید، تا چه؟ تا در نهایت، به نعمت ابدی، که خدا شما را برای آن آفریده است، برسید . آخرش این است که خدا همه این یادآوری ها را می کند; برای این که شما لیاقت دریافت رحمت بیش تری پیدا کنید .

ب . نعمت های خدا

بخشی از مطالبی هم که می فرماید درباره اش فکر کنید این است: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون .» (روم: ۲۱)

شاید بیشتر مخاطبان این آیه جوان هایی باشند که احساس نیاز به همسر می کنند و کسانی که خدا همسر خوبی نصیبشان کرده است . فکر کنید خدا چگونه بین شما و همسرانتان رابطه عاطفی بر قرار کرده است . شما حالت اضطراب و دلهره داشتید، نگران بودید، شاید خودتان نمی فهمیدید اصلا چرا این جور مضطرب هستید، ولی وقتی خدا همسر خوبی نصیبتان کرد، رابطه عاطفی بین شما برقرار شد، آرامش پیدا کردید، گویا گم شده بزرگی در زندگی داشتید، آن را بازیافتید، یا به قول بعضی از دانشمندان، انسانی که هنوز ازدواج نکرده نیمه انسان است، هنوز نصفش را پیدا نکرده; همسر چقدر در آرامش روح شما، در سلامت زندگی تان، در التذاذ از زندگی تان و در این که بتوانید به کمک او راه سعادت را طی کنید و از گناه محفوظ بمانید، نقش دارد; درباره این ها فکر کنید: «ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون .» اگر هزاران نعمت دیگر داشتید ولی این یکی را نداشتید، ثروت بی کران داشتید اما این اضطراب و دلهره برای شما باقی مانده بود، آرامش پیدا نمی کردید . چه چیزی می توانست جای این را بگیرد: «و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون .» ؟

نعمت های بیرونی، آبی که می خورید: «افرایتم الماء الذی تشربون ءانتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون لو نشاء جعلناه اجاجا فلو لا تشکرون .» (واقعه: ۶۸ – ۷۰) این آب گوارایی که از آسمان می آید، اگر خدا این آب شیرین و گوارا را تلخ و شور کرده بود، چه می کردید؟ اگر خدا همه آب ها را مثل آب دریا کرده بود، آن وقت چه می کردید؟ «فلولا تشکرون » نباید شکر خدا را بجا بیاورید؟

یک سوره درباره زنبور عسل نازل شده است . خداوند این حشره کوچک را چه جور آفرید، چه جور به او یاد داد که برود شیره گل ها را بمکد و از آن ها عسل بسازد تا این را در اختیار شما قرار بدهد: عسلی که «فیه شفاء للناس ان فی ذلک لآیه لقوم یتفکرون .» (نحل: ۶۹) فکر کنید، ببینید خدا چه نعمت عظیمی، به شما داده است! با چه مقدماتی گل ها را از یک طرف بیافریند، این حشره را جور دیگری بیافریند که بتواند از آن ها تناول کند و بیش از نیاز خودش عسل بسازد تا شما بتوانید از آن عسل اضافه تناول کنید . «ان فی ذلک لآیه لقوم یتفکرون .»

به هر چه نگاه کنید، از اطراف شما همه چیزهایی که از آن ها استفاده می کنید، همه را خدا برای شما آفریده است . حالا این خدا را نباید پرستش کرد؟ نباید او را دوست داشت؟ یک دسته از مسائلی که در قرآن به آن ها سفارش شده در باره اش فکر کنید همین چیزها هستند; همین نعمت های خدا . فکر کردن درباره این ها، هم معرفت ما را به خدا زیاد می کند که خداچه حکمت هایی دارد و هم انگیزه شکر و عبادت و حرکت تکاملی در ما به وجود می آورد .

ج . هدفمندی خلقت

یک بخش دیگر درباره این است که این عالم، با این همه اسرار و حکمت سرسری نیست; این نظام با این پیچیدگی، با این حکمت ها بی هدف آفریده نشده، عبث نیست . حالا که عبث نیست، پس با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *