تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند شامل 41 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روشنفکران و تحولات فرهنگی / گفتگو با عزت الله فولادوند :

چکیده:

در این گفتگو ضمن پرداختن به سیر تاریخی اصطلاح روشنفکری در غرب و ایران، به طرح مباحث قابل اعتنایی چون ویژگی های روشنفکران و جایگاه و میزان تاثیر آنان در جامعه و فرهنگ و امکان وجود روشنفکر دینی پرداخته شده است.

اصطلاح روشنفکری در غرب و کشور ما بدون آنکه معنی دقیقی از آن در دست باشد، با مسامحه به کار می رود. «روشنفکر» ترجمه ای است از اصطلاح انگلیسی intellectual که از ریشه لاتین intellegere به معنای تعقل یا خردورزی یا درک کلیات گرفته شده است. به عامترین معنا، غرض از intellectual کسی است که به کار غیر یدی می پردازد و البته هر کار ذهنی، روشنفکری نیست. با نگاهی به سابقه تاریخی اصطلاح روشنفکری ملاحظه می گردد که در زمان تزارها به تحصیل کردگانی که مدرک دانشگاهی داشتند واز وضع سیاسی – اجتماعی کشورشان آزرده بودند، روشنفکر می گفتند; ولی چنان که در خلال حث خواهد آمد، نوعی اشتغال عمومی به مسائل عمیق زیربنایی و تبعات فلسفی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دینی امور است و فارق روشنفکران از دیگر کسانی است که به کار غیر یدی مشغول اند. بعضی از کیفیات هم عرفا وارد تعریف روشنفکری شده است; مانند ترقی خواهی یا طرفداری از عدالت اجتماعی و اصلاحات و حتی تغییرات اساسی، یا مثلا بیرون بودن از دستگاه حکومت و امتناع از وابستگی مالی به ارباب سیاست و اقتصاد. ولی به نظر من ممکن است کسی در عین هواداری از بازگشت به گذشته و سنتها و بیزاری از مدرنیته، دارای خصایص ذاتی روشنفکری باشد. سابقه لفظی این مفهوم در کشور ما به دوران مشروطه برمی گردد که طرفداران استقرار حکومت قانون و برافتادن استبداد سیاسی را «منورالفکر» می گفتند که شامل طیف وسیعی، از جمله علمایی چون آخوند خراسانی می شد. میرزا آقاخان کرمانی تحت تاثیر نهضت خردگرایی فرانسه در قرنهای ۱۷ و ۱۸، اصطلاح «منورالعقول » را که هم به روشنگری و هم به کاربرد عقل در مقام اطلاق به دشمنان خرافات و طرفداران قانون اشاره داشت، وضع کرد که این اصطلاح بعد از تغییرش به منورالفکر، توسط فرهنگستان رضاخانی و با هدف عربی زدایی به «روشنفکر» تبدیل شد. به جهت ابهام دار بودن واژه «فیلسوف »، نمی توان روشنفکر را به فیلسوف تعریف کرد و البته اذعان دارم که روشنفکر و فیلسوف دارای اشتراکات و افتراقاتی هستند; هر دو سعی دارند به گنجینه معرفت بشر بیفزایند و به بنیادها برسند و تبعات هر اندیشه و عملی را بسنجند و نظری کلی نسبت به قضایا اتخاذ کنند که از مشغله های روز فراتر باشد، ولی لااقل در قرن بیستم عقیده بر این بود که روشنفکر باید متعهد و مبارز باشد، اما این دو شاخصه برازنده فیلسوف نیست; زیرا فیلسوف حتی الامکان باید از رنگ تعلق آزاد باشد.

به هر حال، بزرگترین کارکردهای روشنفکران در جامعه، ترویج اطلاعات و دانشهاست که البته اطلاعاتی را که می پسندند، از صافی ذهن خود عبور می دهند و پس از گزینش و تحلیل، با تعبیری که خودشان تعیین می کنند به جامعه منتقل می نمایند; خواه روشنفکر خودش متخصص باشد، یا از اطلاعات دیگران استفاده کند. به این بیان، هیچ فکری نبوده که از مرحله روشنفکران بگذرد و جامعه را تحت تاثیر قرار ندهد; بنابراین چون هر حکومتی سرانجام به حمایت مردم متکی است، حکومتی که روشنفکران را تحقیر کند، با شوراندن بزرگترین منبع اطلاع و تحلیل علیه خودش بزرگترین ضربه را به خود زده است; بخصوص در جهان امروز که ارتباطات جایگاه بسیار ویژه ای دارد.

روشنفکر ضمن اینکه نسبت به وضع موجود منتقد است، به عزم تغییر وضع موجود حرکت می کند. این مساله ما را به این جنبه روشنفکری می رساند که روشنفکر در غالب تحلیلها و اطلاعاتی که منتقل می کند، حتی در تخصصی ترین آنها، به جنبه اجتماعی و سیاسی آنها نظر دارد. حاصل این انتقال تحلیلها با دید اجتماعی – سیاسی، به وجود آمدن اجماع یا لااقل نظر اکثری در جامعه است.

غالبا در ذات روشنفکر افقی رو به آینده وجود دارد که وضع موجود را نسبت به آن می سنجد. این امر به آنجا منتهی می شود که روشنفکر هر نظر جدیدی را در چارچوب یک جهان بینی کلی بگنجاند و عقاید را به محک آن جهان بینی مقبول بزند. نزد روشنفکران رادیکال و آرمان گرا، این جهان بینی ممکن است رو به سوی آینده داشته باشد و یک مدینه فاضله بسازد.

مدینه فاضله لزوما در آینده نیست، چنان که روشنفکران دینی در دهه های گذشته معتقد بودند که عصر خلوص مذهب گذشته است و باید به آن گذشته بازگشت. بر همین اساس کسانی چون آل احمد و شریعتی، گذشته را به آینده تبدیل نمودند. به هر حال روشنکفر با آینده سر و کار دارد و خصلت انتقادی و میل او به تغییر وضع موجود از این مبنا درمی آید. البته انتقاد هم اقسامی دارد که ریمون آرون فرانسوی آن را به سه دسته انتقاد فنی و اخلاقی و ایدئولوژیک تقسیم می کند.

به هر تقدیر، روشنفکر از یک طرف با جنبه انتقادی خود، همدلی مردم را برمی انگیزد و از طرف دیگر اطلاعات را برای مردم قابل فهم می کند، ضمن اینکه مشکلات را از میان برمی دارد و راه حلهای در دسترس ارائه می دهد که این سه چیز، دلایل مهم مقبولیت عمومی روشنفکر است و همین جا باید هشدار دهم که دو چیز آفت روشفکری است: ساده سازی و مطابق دل مردم سخن گفتن. سابقه کار روشنفکری به قرون ۱۶ و ۱۷ که خاستگاه زمانی روشنفکران است محدود نمی شود; بلکه به قرن ۵ پیش از میلاد برمی گردد و به نظر من شاید بزرگترین روشنفکری که جهان غرب به خود دیده است، افلاطون باشد; زیرا: ۱. اهل تحقیق و تعمیق و تفکر است; ۲. همیشه می خواهد ریشه ها و نیز تبعات هر مساله را بررسی کند; ۲. عقاید مخالفان را در نظر می گیرد; ۴. ساده سازی را نهی کند; ۵. سخنش برای همه مفهوم است; ۶. جنبه های اجتماعی و سیاسی هیچ چیز را مغفول نمی گذارد; ۷. نسبت به جامعه و سیاست و حکومت و دین و وضع معرفتی موجود موضع انتقادی دارد; ۸ . مرتبت فکر را مطابق فکر عوام یا متعصبین پایین نمی آورد. پس اگر اصطلاح روشنفکر تا پیش از قرن بیستم به کار نمی رفته است، نمی توان بودا و مولوی را روشنفکر ندانست; در نتیجه روشنفکر لزوما برخاسته از دوران مدرنیته نیست.

اما در مورد تقسیم روشنفکران به ایدئولوژیک و مدنی باید دید مراد از ایدئولوژی چیست. واژه «ایدئولوژی » را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *