تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگی :

رولان بارت از سال ۱۹۵۴ تا سال ۱۹۵۶ مقالات ماهانه کوتاهی در

Les Lettres Nouvelles

به چاپ رساند.این مقالات ابعاد متفاوت زندگی روزمره و فرهنگ مردمی را مورد توجه قرار داده بود.آنچه این مقالات را از دیگر مقالات درباره فرهنگ جدا و منفک می ساخت، سوای دید نافذ و نکته بین و کنایی بارت، روشی بود که او در نگارش این مقالات از آن سود جسته بود، روشی که او را قادر می ساخت تا پودر ماشین لباس شویی و صورت گرتا گاربو و محاکمه دهقان متهم به قتل و نحوه برخورد جامعه ادبی با شعر شاعری خردسال و برج ایفل و کشتی کچ و اسباب بازیها را توصیف کند.عنصری که مقالات بارت را که به مواردی این چنین متفاوت پرداخته بود، یگانگی می بخشید روشی فکری بود که بارت به کار گرفته بود.تحلیل و تیزبینی و بصیرت شگرف بارت را نمی توان در نگارش این مقالات نادیده گرفت اما شیوه پرداختن او به این مسائل چنان نافذ بود که بعد از او نیز روش او را دیگران به کار گرفتند و اکنون کاری که بارت آغازکننده آن بود به احتمال قریب به یقین به یکی از تنومندترین و پربارترین شاخه های مطالعات فرهنگی بدل شده است.بارت در سال ۱۹۵۶ مقاله ای به نام «اسطوره در زمانه حاضر»

(

MythToday

)

نوشت که در آن روش و بینش و شگردهای کار خود را توضیح داد.این مقاله که خود به شدت دشوار و دیریاب است، نیازمند توضیح است تا بتواند در دسترس قرار گیرد.فهم این مقاله از آن جهت مهم است که مطالعات فرهنگی در ایران که از روش پوزیتیویستی سترونی استفاده می کند، کیلوها جدول و نمودار روی هم انباشته است بدون اینکه نکته درخوری بگوید.امید است که شیوه بارت و دیگرانی که در این دفتر گرد آمده اند کمکی هرچند ناچیز به پیشبرد این شاخه علوم انسانی بنماید، شاخه ای که همگان بسیار از آن سخن می رانند و بسیاری مشتاق تحقیق و جستجو در آن هستند اما سرمشقی از آن در دست ندارند.منظور آن نیست که مقاله بارت یگانه یا حتی بهترین سرمشق است بلکه منظور آن است که بدون درک و جذب مهمترین شاخه های فکری در حیطه مطالعات فرهنگی تلاشهای اتفاقی راه به جایی نخواهند برد.

نخستین پرسشی که باید به آن پاسخ داد این است که چرا بارت عناصر فرهنگی را «اسطوره » می نامد.پاسخ این است که اسطوره نوعی گفتار است و پیامی را می رساند.در یونانی واژه

muthos

به معنای گفتار و در نتیجه پیام است.ولی ما در عصر خود اسطوره را نوعی پیام مخدوش نیز می دانیم.بارت همه این معانی را مد نظر دارد (موریارتی ۱۹۹۱ ، ص ۱۹) .

از نظر بارت همه چیزها در زمانه ما می تواند به اسطوره یعنی رساننده پیام مبدل شود – دریا و ماشین و پودر رختشویی و دادگاه – و شیوه خود وی برای تحلیل این پیامها پارادوکسی

(

para-doxical

)

است.

doxa

در یونانی به معنای عقل سلیم است و

para

به معنای ضد.بارت اسطوره را پیامی می داند که معنایی برای عامه دارد، او می خواهد این معنارا باژگون کند.همگان می پندارند که کشتی کچ ورزش است; بارت می گوید که مضحکه ای تماشایی بیش نیست.کشتی کچ اسطوره ای است که پیامی را می رساند اما این پیام مخدوش است و وظیفه اسطوره شناس برملا ساختن تحریف ایجادشده به دست اسطوره و کشف معنای پیام است.بنابراین عدم تباینی میان پیام اولیه و پیام ثانویه وجود دارد که می باید کشف شود.اما چگونه؟

بارت در دو مقدمه ای که در سالهای ۱۹۵۷ و ۱۹۷۰ بر کتاب اسطوره شناسیها نوشته است با شیوه ای موجز بینش و روش خود هنگام نگارش این مقالات را توضیح داده است.با توجه به این که روش و بینش مگر به شیوه ای تحلیلی از یکدیگر جدایی ناپذیرند، به سراغ این دو مقدمه می رویم تا از آغاز تصویری کامل از تلاش بارت به دست داده باشیم.بارت در مقدمه ۱۹۵۷ می نویسد که نقطه آغاز تاملات او در اسطوره شناسیها آن بود که با حالتی عصبی مشاهده می کرد که روزنامه ها و عکسها و فیلمها و شوها و عقل سلیم واقعیتی را که تاریخی است، به گونه ای عرضه می کنند که انگار چیزی طبیعی است: «من از اینکه مداوما طبیعت و تاریخ خلط می شدند در خشم بودم » (بارت ۱۹۷۶، ص ۱) .از نظر بارت جامه بداهت پوشاندن به امور زندگی روزمره نوعی سوءاستفاده ایدئولوژیک است که بورژوازی به آن دست می زند.وی در مقدمه ۱۹۷۰ وظیفه ای را که در این کتاب بر عهده گرفته است با وضوح بیشتری توضیح می دهد: «این کتاب چارچوب نظری دوگانه ای دارد: از یک سو، نقد ایدئولوژیک از زبان فرهنگ توده ای و از سوی دیگر تلاش اولیه برای تحلیل نشانه شناسانه سازوکار این زبان » (همانجا، ص ۹) .

بنابراین وظیفه بارت روشن است: او می خواهد با تحلیلی نشانه شناسانه، اسطوره را که زبان ایدئولوژیک بورژوازی و پتی بورژوازی است نقد کند و نشان دهد که مکانیسم اسطوره عبارت است از طبیعی جلوه دادن امور تاریخی.بورژوازی با اسطوره سازی می خواهد پدیده های تاریخی را که ساخته او هستند به گونه ای جلوه دهد که انگار اموری طبیعی هستند و بدین وسیله تناقضهای آفریده خود را امری طبیعی جلوه دهد.وظیفه اسطوره شناس کشف رمز و راز این جریان است.

بنابراین در قدم نخست باید روشن سازیم که نشانه شناسی

(

semiology

)

چیست؟ این واژه را فردینان دوسوسور در جریان تحقیقات زبان شناختی خود جعل کرد و متذکر شد که این علم می بایست تحول یابد و به تحقیق درباره نشانه در هر جایی که وجود داشته باشد – یعنی عملا کل فرهنگ بشری – بپردازد.رولان بارت در مقدمه خود با استفاده از واژه امیل دورکیم می گوید که نشانه شناسی می بایست به تحقیق درباره «نمودگارهای جمعی »

(

collective representations

)

اقدام کند.بارت جزو نخستین کسانی بود که دست به پایه ریزی این علم زد و بدیهی است که از گفته های سوسور استفاده های بسیار کرد.به طور موجز باید گفت که رولان بارت بنیاد تحقیقات خود را بر تقسیم بندی دوگانه سوسوری میان دال

(

signifier

)

و مدلول

(

signified

)

استوار ساخت.سوسور جمع این دو ر

sign

یا نشانه نامید.فی المثل زمانی که ما می گوییم یا می نویسیم «سگ » ، در واقع یا آوایی از دهان خارج می کنیم یا نقشی بر کاغذ می زنیم اما در عین حال ما به تصویر ذهنی موجود چهار دست و پای پشمالویی اشاره می کنیم.سوسور آن صدا یا نقش را دال و آن تصویر ذهنی را مدلول می نامد و جمع این دو را که در واقع پشت و روی یک سکه اند نشانه می خواند.آنچه سوسور بر آن پافشاری می کند دلبخواه بودن رابطه دال و مدلول است.هیچ حکم و ضرورت طبیعی وجود ندارد که ما برای نامیدن آن موجود از واژه سگ استفاده کنیم.رابطه میان دال و مدلول دلبخواه است.جان استوری (۱۹۹۳) از همین مثال ساده استفاده می کند تا الگوی نشانه شناسانه بارت را که با زبانی دشوار و دیریاب بیان شده است روشن سازد.گفتیم که سگ در مقام دال، سگ در مقام مدلول را موجب می شود.بارت می گوید که این امر مبین دلالت اولیه

(

primary

signification

)

است.اینک نشانه سگ که در این فرمولاسیون حاصل آمده است خود می تواند به سگ در مقام دال در دلالت ثانویه

(

secondry signification

)

بدل شود و در نتیجه سگ در مقام مدلول در مرتبه دلالت ثانویه را موجب شود: یعنی همان انسان عصبی و پرخاشگری که با همه سر ناسازگاری دارد.بارت در کتاب بعدی خود عناصر نشانه شناختی واژه

denotation

را به جای دلالت اولیه به کار می برد و واژه

connotation

را به جای دلالت ثانویه.بارت مدعی است که در سطح دلالت ثانویه است که اسطوره به وجود می آید; بنابراین اسطوره «نظام نشانه شناسانه مرتبه دوم » است.

یگانه جدول یا شکلی که در مقاله «اسطوره در زمانه حاضر» بارت وجود دارد مبین همین کنش دومرحله ای است: نشانه سگ در دلالت ثانویه به دال مدلولی بدل می شود که جمع آنها یعنی نشانه مرتبه دوم دیگر به معنای حیوان چهار دست و پای پشمالو نیست بلکه به معنای انسان عصبی و پرخاشگر است.اسطوره بر همین مبنا تولید می شود.

حیطه کار سوسور زبان شناسی بود و ما در مثال فوق به گونه ای سخن گفتیم که انگار اسطوره نظام نشانه شناسانه ای مرتبه دومی است که با استفاده از نشانه «زبانی » مرتبه اول، کار خود را انجام می دهد.اما در واقع این طور نیست; نه فقط زبان بلکه هر چیز دیگری می تواند نشانه باشد.فی المثل گل سرخ یا عکس نیز نشانه اند و از آنجا که نشانه اند می توانند به دال نظام مرتبه دوم بدل شوند.اسطوره از زبان هر سیستمی استفاده می کند اعم از آنکه نوشتاری باشد یا تصویری یا عرفی (گل سرخ نشانه عشق است) . بنابراین اسطوره فرازبانی است که از زبانهای دیگر استفاده می کند.بارت برای آنکه دست اندازی اسطوره به هر نوع زبانی را نشان دهد و تفاوت نظام اسطوره ای خود با نظام زبان شناختی سوسور را نشان دهد دست به جعل واژگانی جدید می زند که بدون درک آنها فهم مقاله وی به سادگی میسر نیست.

در نظام نشانه شناسانه بارت، دال، معنا – شکل

meaning-form

خوانده می شود.مدلول، مفهوم

(

concept

)

نامیده می شود و به نشانه، دلالت

(

signification

)

اطلاق می گردد.بنابراین بارت فرمول مشهور سوسور یعنی دال/مدلول/نشانه را به این فرمول تبدیل می کند: معنا – شکل/مفهوم/دلالت.در اینجا باید توجه کرد که نشانه نظام اول به دال نظام دوم بدل می شود، دالی که خود متشکل از معنا و شکل است.مفهوم همان جایگاهی را در فرمول دوم دارد که مدلول در فرمول اول و نسبت دلالت با نشانه نیز از همین قاعده تبعیت می کند.به همین روش می توان تا بی نهایت جلو رفت، یعنی از نظام نشانه شناسانه مرتبه اول (الگوی سوسور) شروع کرد و مدام پیش رفت تا به نظام نشانه شناسانه

n

رسید.منتهی قاعده یکی است یعنی نشانه نظام نشانه شنانه مرتبه ۱۹ مبدل به دال نظام نشانه شناسانه مرتبه ۲۰ می شود و الی آخر.بارت گاهی وقتها در رساله خود دقیق سخن می گوید.فی المثل می گوید که دال اسطوره متشکل از معنا و شکل است که می توان توجه را به هریک از آنها معطوف کرد و نسبت آنها مثل نسبت شیشه اتومبیل با منظره بیرون است: من گاهی وقتها می توانم توجهم را به شیشه معطوف کنم و منظره را درزمینه قرار دهم و گاهی برعکس.اما گاهی وقتها بارت چندان دقیق سخن نمی گوید.او گاهی از مدلول سخن می گوید; منتهی باید با توجه به زمینه متن فهمید که منظور او مدلول در نظام اول است یا مدلول در نظام دوم یعنی همان مفهوم.گاهی دیگر وی از مدلول اسطوره ای سخن می گوید که منظور از آن کلا مشخص است، مدلول اسطوره ای همان مفهوم است.وی بر همین سیاق از نشانه نیز صحبت می کند; منتهی باید با توجه به متن فهمید که مقصود او نشانه اسطوره ای یعنی همان دلالت است یا نشانه نظام اول.به هر تقدیر، به طور کلی بارت از نظام مرتبه دوم به عنوان فرازبان نیز نام می برد و بر آن است که قرائت اسطوره نیز نوعی فرازبان است که با اتکا به فرازبان مرتبه دوم (زبان اسطوره ای) کار خود را به پیش می برد.خواننده باید این نکات ظریف را به یاد داشته باشد تا در هزارتوی متن بارت گم نشود.به هر تقدیر اگر بخواهیم فرمول بارت را به عکس جوان سیاهپوست که مثال بارز در مقاله اوست تطبیق دهیم حاصل آن چنین خواهد بود: سرباز سیاهپوستی که به پرچم فرانسه سلام نظامی می دهد معنا – شکل است، نیروی نظامی فرانسه مفهوم است، و شکوه و بی طرفی امپریالیسم فرانسوی دلالت است.جملگی اینها در همان عکس گرد آمده اند.

رولان بارت در دو بخش شکل و مفهوم، و دلالت، نسبت میان دلالت اولیه و دلالت ثانویه یا همان اسطوره را روشن می سازد.او بر آن است که دال اسطوره ای خود را به شیوه ای مبهم عرضه می کند: دال هم معناست هم شکل، از یک سو پر است از سوی دیگر تهی.معنای این گفته آن است که سلام نظامی جوان سیاهپوست واقعیتی محسوس است و مهمتر از آن به تاریخ تعلق دارد.جوان سیاهپوست قبل از آنکه وارد نظام شود زندگی خاصی داشته است که چنین و چنان بوده است و اگر اسطوره به آن چنگ نیندازد و آن را به انگل تبدیل نکند کاملا خودبسنده است و دارای معناست.منظور بارت از پر بودن معنای دال اسطوره ای اشاره به همین تاریخمند بودن است.اما زمانی که معنا به شکل مبدل می شود تهی می شود یا به عبارت دیگر تاریخ مستتر در آن فقیر و عسرت زده می گردد.اما آنچه بارت بر آن تاکید می گذارد این است که شکل، معنای اولیه را سرکوب نمی کند بلکه آن را فقیر می سازد و به حال احتضار می اندازد اما آن را نمی کشد; معنای اولیه نباید بمیرد زیرا که شکل اسطوره می بایست نیروی حیاتی خود را از آن کسب کند و خود را در آن پنهان سازد.داستان زندگی فرد سیاهپوست باید به کناری گذاشته شود تا جایی برای امپراتوریت فرانسوی باز شود.بارت می نویسد همین بازی قایم باشک میان معنا و شکل است که مبین اسطوره است.به همین سبب شکل اسطوره ای نماد نیست; جوان سیاهپوست نماد فرانسه نیست.او حضوری دارد که غنی و خودانگیخته و معصوم است اما در عین حال حضور او رام شدنی است; او نشان امپراتوریت فرانسوی است.

بارت اکنون به چگونگی مدلول دلالت اولیه و مفهوم دلالت ثانویه اسطوره ای می پردازد.نکته بارز گفته بارت آن است که اگرچه همان طور که سوسور نشان داده است نسبت میان دال و مدلول در نظام زبانی دلبخواه است اما این نسبت در اسطوره – یعنی نسبت میان شکل و مفهوم – دلبخواه نیست و انگیزش مند است.امپراتوریت فرانسوی همان انگیزش است که پس پشت اسطوره قرار دارد.وی بر آن است که مفهوم اسطوره ای، تاریخ کاملا جدیدی خلق می کند و اسطوره از این طریق به جهان پیوند می خورد. این تاریخ جدید عبارت است از تاریخ فرانسه و مخاطرات استعماری آن و دشواریهایی که با آن روبه روست.وی در همین معناست که می گوید مفهوم اسطوره ای باید تخصیص یافته باشد، یعنی اسطوره ای که سلام نظامی دادن جوان سیاهپوست می سازد برای چنین و چنان گروهی و در زبان خاصی کاربرد دارد.اگر عکس جوان سیاهپوست را مجله ای چپی منتشر می کرد احتمالا منظور او نشان دادن حضور امپراتوریت فرانسوی و خدمت صادقانه فرانسویان جوان اعم از سیاه و سفید به آن نبود، بلکه مسخره کردن چنین معنایی بود.سخن کوتاه، اسطوره ابدی نیست; اسطوره ها تاریخ مصرف دارند و به سبب انگیزش خاص به وجود می آیند و تغییر می کنند و از هم می پاشند و به طور کامل از میان می روند.

بارت در بخش دلالت بر آن است که این مضمون چیزی نیست مگر ملازمت مضامین معنا – شکل و مفهوم.از نظر او دلالت خود اسطوره است.مهمترین گفته بارت در این بخش آن است که در اسطوره مضامین معنا – شکل و مفهوم آشکارند و برخلاف سایر نظامهای نشانه شناسانه یکی در پشت دیگری پنهان نشده است; یا عبارت دیگر معنا – شکل، مفهوم (یا دال، مدلول) را پنهان نساخته است.بارت تاکید می کند که اسطوره چیزی را پنهان نمی کند بلکه کارکرد اسطوره تحریف کردن و مخدوش کردن است. قبلا گفته شد که دال اسطوره دو وجه دارد که یکی همان معناست که پر است (تاریخ سرباز سیاهپوست) و دیگری که همان شکل است که تهی است (سرباز سیاهپوست به پرچم فرانسه سلام نظامی می دهد) .چیزی که تحریف می شود همان چیز پر یعنی معناست: سرباز سیاهپوست از تاریخ خود منع می شود و به ایما بدل می گردد; اما تحریف کردن و مخدوش کردن به معنای ناپدید کردن و مخفی کردن نیست زیرا جوان سیاهپوست هنوز حضور دارد.موریارتی در این باره می نویسد: «بنابراین امپراتوری فرانسه به عنوان ایده یا ارزش خود را بر صراحت امر واقع تجربی [ عکس جوان سیاهپوست ] تحمیل می کند…همین تخصیص دادن نشانه ای به عنوان جان پناه پیامی دیگر است که بارت از حیث اخلاقی قابل اعتراض می داند: اسطوره دزدی زبانی است.البته از حیثی دیگر نیز این امر از نظر اخلاقی قابل اعتراض است: اسطوره نشانه دلبخواه یا عرفی را به نشانه ای طبیعی بدل می کند.» (موریارتی ۱۹۹۱ ، ص ۲۴) .البته این بخش ریزه کاریهایی نیز دارد که ما از ذکر آنها خودداری می کنیم.بخش بعدی رساله بارت «قرائت و رمزگشایی اسطوره » نام دارد که ما پرداختن به آن را به بعد موکول می کنیم و به بخش «اسطوره در مقام زبان مسروقه » می پردازیم.

بارت بر آن است که اسطوره سرقتی زبانی است زیرا که مشخصه آن تبدیل معنا به شکل است.تمام زبانهای اولیه و معناها و حتی فقدان آنها طعمه اسطوره اند.بنابراین هیچ چیز نمی تواند از دستبرد اسطوره در امان باقی بماند.اما همه زبانها به یکسان در برابر اسطوره مقاومت نمی کنند، مقاومت بعضیها بیشتر است; یکی از آنها زبان ریاضی است.در اینجا اسطوره این زبان را یکجا به سرقت می برد.نمونه این دستبرد، دزدیدن فرمول مشهور اینشتین

e=mc2

است که اسطوره آن را یکجا به سرقت می برد و به دال ناب ریاضی بودن تبدیل می کند.زبان دیگری نیز وجود دارد که به اندازه ریاضیات درصدد است در برابر اسطوره مقاومت کند و آن زبان شعری است; درست از آن رو که شعر می کوشد تا ضد زبان باشد.شعر برخلاف نثر در جستجوی معنا نیست بلکه درصدد رسیدن به شی ء فی نفسه است یعنی درصدد رسیدن به آنچنان شفافیتی که فاصله بین کلمه و شی ء از میان برود.اما این تلاش یعنی تلاش برای شکست دادن اسطوره از درون به موفقیت نمی انجامد.شعر نیز دست آخر به طعمه تمام و کمال اسطوره بدل می شود.یگانه طرح بارت برای مقاومت در برابر اسطوره عبارت است از اسطوره ای کردن خود اسطوره.اگر شعر نوعی نظام نشانه شناسانه قهقرایی باشد یعنی رفتن به طرف زبان – شی ء، اسطوره ای کردن اسطوره نوعی حرکت به پیش است یعنی ساختن فرا – زبان مرتبه سوم. وی اقدام گوستاو فلوبر در کتاب بووار و پکوشه را از همین رو می ستاید زیرا که وی در سطح نشانه شناسانه درصدد ساختن اسطوره از اسطوره موجود زبانی است و هدف او این است که این اسطوره زبانی را منهدم کند.تلاش فلوبر اگرچه از حیث نشانه شناسانه اقدامی برای برانداختن اسطوره است اما از حیث ایدئولوژیک چنین نیست، زیرا که فلوبر بورژوازی را فقط از حیث زیبایی شناسی چیزی کریه به شمار می آورد نه از جنبه های دیگر.بعدها بارت نکاتی درباره جنبش آوان – گارد می گوید که به مورد فلوبر نیز قابل اطلاق است: ناقدان اسطوره باید در دو سطح نشانه شناسانه و ایدئولوژیک اسطوره را مورد نقد قرار دهند.

بخش بعدی رساله بارت «بورژوازی در مقام شرکت سهامی » نام دارد که به موضوعی که در بالا به آن اشاره شد اختصاص یافته است. بارت در این بخش پس از ذکر این نکته که اسطوره را می توان به شیوه «در زبانی » و «همزمانی » مطالعه کرد، و پس از اشاره به این امر که از سال ۱۷۸۹ یعنی از زمان وقوع انقلاب کبیر فرانسه به بعد، همواره نوعی از بورژوازی بر فرانسه حکم رانده است، منظور اصلی خود را بیان می کند: بورژوازی طبقه ای اجتماعی است که نمی خواهد نامیده شود و مدام از خود نام زدایی می کند.بارت برای نشان دادن این نام زدایی از واژه غریبی استفاده می کند: خونریزی.او بورژوازی و پتی بورژوایی و سرمایه داری و پرولتاریا را محل خونریزیهایی به شمار می آورد که بورژوازی آن قدر معنا از آنها جاری ساخته است که دیگر این نامها به امری غیرضروری بدل شده اند.منظور بارت از نام زدایی بورژوازی از خود چیست؟ او می گوید که بورژوازی را از حیث اقتصادی می توان به سهولت نامگذاری کرد و آن را سرمایه داری نامید، اما از حیث سیاسی و ایدئولوژیک و زیبایی شناسی بورژوازی تمامی سعی خود را به کار می برد تا خود را مخفی و پنهان سازد.حاصل این امر چیست؟ بدون شک آن است که هر آنچه ساخته بورژواهاست به عنوان آفریده هایی طبیعی جلوه کنند.فی المثل از حیث سیاسی، خونریزی نام بورژوا از طریق ایده ملت انجام می گیرد.بورژوازی نمی خواهد بگوید که نظام ناعادلانه فعلی که بر مبنای عدم برابری کار می کند آفریده اوست.بنابراین به توده ناهمگنی که درون این نظام شناورند نام ملت می نهد و بدین ترتیب با این نوع نام زدایی، خود را کنار می کشد: ملت چیزی طبیعی است و نابرابریها نیز چیزی طبیعی هستند.آیا مقاومتی در برابر نام زدایی بورژوایی وجود دارد؟ بارت از دو گروه نام می برد و تلاش هر دو را محکوم به شکست می داند.اولین آنها حزب انقلابی است.در زمانی که بارت می نوشت احزاب انقلابی خود را بزرگترین دشمنان بورژوازی محسوب می کردند و بارت نیز هم در اینجا و هم در آخر مقاله باجهایی به این نوع احزاب داده است.اما هوش او بیشتر از آن است که این امر را جدی بگیرد و دست آخر یگانه کسی را که می تواند از پس اسطوره برآید، اسطوره شناس می داند نه حزب یا کسی دیگر.او با گفتن این که حزب انقلابی فقط می تواند نوعی غنای سیاسی را قوام بخشد در اینجا کار را فیصله می دهد، اما از آنجا که معتقد است در زمانه سیطره فرهنگ بورژوایی، نه فرهنگ و نه اخلاق و نه هنر پرولتاریایی می تواند وجود داشته باشد، تاکید می کند که هرآنچه بورژوایی نیست مجبور است از فرهنگ بورژوایی استقراض کند.بنابراین فرهنگ بورژوایی، به رغم وجود حزب انقلابی، می تواند از طریق مکانیسم نام زدایی همه چیز را در باطن بورژوایی کند.اکنون دیگر چنین احزابی وجود ندارند اما بارت در یکی از زیرنویسهای خود متذکر می شود که این وظیفه به جنبشهای جهان سومی محول شده است.بارت چگونگی این امر را توضیح نمی دهد; اما در زمانه حاضر با توجه به روند جهانی شدن سخن وی محل تردید است.

گروه دومی که بر ضد ایدئولوژی بورژوایی شوریده اند، گروههای آوان – گارد هستند.اما بارت بر آن است که این شورشها محدودند و بورژوازی نیز توان هضم و جذب آنها را دارد.این گروهها که دست بر قضا خود بخش کوچکی از بورژوازی هستند، به طور عمده هنرمندان و روشنفکران را شامل می شوند و عجبا که مخاطب آنها نیز خود بورژوازی است.اینان از زمان رمانتیکها به بعد، هنر و اخلاق بورژوایی را به مبارزه طلبیده اند بدون آنکه در حیطه سیاسی یا اقتصادی خصومتی با بورژوازی داشته باشند.آنها از زبان و هنر و اخلاق بورژوازی متنفرند نه از منزلت آن; و بارت می گوید که این نوع جنبشها درصدد وجهه قهرمانی بخشیدن به انسان ویران و خانه به دوش هستند نه انسان بیگانه شده. (۱)

درخور ذکر است که انسان بیگانه شده از نظر ایدئولوژی چپی که بارت در آن زمان به آن وابسته بود انسانی تاریخی به شمار می رفت، انسانی که بورژوازی و نظام دست ساخته آن مسبب پدید آمدن او شده اند.بنابراین هدف از اسطوره زدایی در واقع بیگانه زدایی است.اما جنبشهای آوان – گارد با برجسته ساختن انسان ویران در واقع ویرانگی را به امری طبیعی مبدل ساخته اند. به همین سبب است که بارت می گوید انسان ویران انسان ابدی است.وی در پایان همین مقاله همین اتهام را به خود بورژوازی نیز می زند و می گوید که تصویری که بورژوازی از انسان به دست می دهد تصویر انسان تغییرناپذیری است که مشخصه آن تکرار بی پایان هویت خود است.بنابراین جنبش آوان – گارد و بورژوازی فقط از حیث نگاه منفی و مثبت با یکدیگر تفاوت دارند نه از حیث ماهیت.آنچه بارت در این بخش بر آن پافشاری می کند رسوخ ایدئولوژی بورژوایی به تمامی لایه های زندگی روزمره است، به گونه ای که ایدئولوژی بورژوایی را پتی بورژوازی کاملا از آن خود می پندارد.به نظر می رسد به جز بورژوازی و اسطوره شناس، بارت همه را پتی بورژوا می داند و از آنها به مراتب بیشتر از خود بورژوازی نفرت دارد.دست آخر اینکه ایدئولوژی بورژوازی، چه از نوع علمی آن باشد چه از نوع شهودی آن، فقط قادر است به ثبت امور واقع بپردازد اما از دادن تبیین عاجز است.

بارت در بخش بعدی «اسطوره در مقام گفتار سیاست زدوده » گفته های قبلی خویش را مؤکد می سازد: طبیعی جلوه دادن پدیده های تاریخی هدفی ندارد جز سیاست زدایی.بورژوازی با این عمل سیاست را به معنای واقعی کلمه از میان می برد و علم انسانی را به علم طبیعی بدل می کند، تاریخ را نابود می سازد و گزارش را جایگزین تبیین می کند.بخش بعدی یعنی «اسطوره نزد چپ » ادامه همین بخش است، و بر تفاوتی متکی است که بارت میان زبان – ابژه و فرازبان قائل شده است.زبان – ابژه زبان انسان سازنده و عمل کننده است، یعنی زبان کارگر و باغبان; اما فرازبان که بر مبنای زبان – ابژه ساخته می شود زبان مصرف کننده یا زبان اسطوره ساز است.بارت بر این مبنا معتقد است که انقلاب از آنجا که عمل می کند قادر به تولید اسطوره نیست.زبان انقلاب زبان – ابژه است نه فرازبان.اما چپیها می توانند اسطوره بسازند، درست به این سبب که چپی بودن به معنای انقلاب کردن نیست.

مهمترین اسطوره ای که چپها ساخته اند «اسطوره » استالین است.آنها با نسبت دادن نبوغ به استالین در واقع او را به چیزی غیرعقلانی و توضیح ناپذیر بدل کرده اند یعنی چیزی که سیاسی نیست.سیاست زدایی در «اسطوره » استالین کاملا مشهود است و از آنجا که سیاست زدایی یکی از وجوه بارز اسطوره است، بنابراین «اسطوره » استالین وجود دارد.اما بارت مدعی است که اسطوره نزد چپ غیرماهوی و غیرجوهری است و به همین سبب است که اسطوره های چپ فقیر و عسرت زده و مفلوک هستند و قادر به رخنه در زوایای زندگی روزمره در ابعاد گسترده آن نیستند. (۲)

بارت در بخش بعدی مدعی است که اسطوره سازی از آن جناح راست است و آنها به شکل ماهوی قادر به دست یازیدن به این عمل هستند.اما اسطوره های بورژوایی نیز تاریخ و جغرافیای خود را دارند، بعضی از آنها کاملا جا می افتند اما برخی دیگر خیر.آنها متولد می شوند و درنگ می کنند و از بین می روند.اما سخن بارت آن است که دنیای بورژوایی دنیایی اسطوره زده است و تصور این جهان بدون اسطوره میسر نیست.وی در پایان این بخش به فنون اسطوره سازی یا به عبارت خود وی فنون بلاغی اسطوره اشاره می کند، یعنی آن مجموعه ای از صور ثابت و منظم و پایداری که برحسب آنها اسطوره ها ساخته می شوند و نظم می یابند.این فنون عبارت اند از :

۱.مایه کوبی.یعنی قبول شری عرضی برای خلاص شدن از دست شری اساسی.به عنوان مثال بورژوازی با به رسمیت شناختن جنبش اعتراضی آوان – گارد خود را از شر اعتراضهای بنیان افکن خلاص می کند.

۲.محرومیت از تاریخ.اسطوره تاریخ زدایی می کند و بدین ترتیب مسئولیت انسان را از میان می برد، زیرا که به او می قبولاند که در اجتماع با پدیده های طبیعی روبه روست نه با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *