تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد، محتوای خود را در قالب 71 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پاسخی به یک نقد :

در شماره ۱۲ مجله وزین نقد ونظر، اقتراحی در باب «فلسفه فقه » مطرح شده بود که جمعی از فضلا بدان پاسخ گفته و این جانب نیز پاره ای از آن سؤالات را در حد مقدور جواب گفته بودم; گرچه معتقد بودم که هنوز حق مطلب ادا نشده است. در شماره بعدی مجله (شماره ۱۴-۱۳) مقاله ای از آقای سید محسن موسوی گرگانی به چاپ رسیده است به نام «تاملی در اقتراح فلسفه فقه »، که مدعی نقادی پاسخهایی است که بدان اقتراح داده شده است. متاسفانه، ناقد محترم به جای این که هم خویش را مصروف فهم مساله و پاسخ مقترحان نماید و سپس به نقد بپردازد، مطالبی را مطرح می کند که با موضوع مورد بحث تناسبی ندارد.

بنده در این مکتوب به توضیح سخنان خویش خواهم پرداخت و نشان خواهم داد که ناقد، بسیاری از نکات را مورد توجه قرار نداده است.

۱. ناقد به کار بردن اصطلاحات خارجی، را امری ناهنجار می داند و می نویسد: «… و ناهنجارتر این که بسیار دیده می شود که در موارد گوناگون، و بدون مناسبت، اصطلاحات خارجی را به زبان خارجی در کنار اصطلاح لازم ذکر می کنند… آیا این اشکال به همه کسانی که تمام تلاششان چاشنی کردن سخنان خویش با واژه های غربی و خودساخته نامانوس است، وارد نیست؟ به نظر می رسد اگر برای ارشاد و راهنمایی دیگران و برای روشن شدن حقیقت می نویسیم…» ناقد در اینجا چند ادعا کرده است:

اول این که این اصطلاحات خارجی بدون مناسبت بوده است;

دوم آن که این اصطلاحات خود ساخته اند;

سوم آن که این اصطلاحات نامانوسند.

خوب، اینها صرفا ادعاست، مگر این که دلیلی بر آن آورده شود. بنده به ضرس قاطع عرض می کنم که در آن نوشته، هیچ اصطلاح غیرمتناسبی نیاورده ام. بلی، گاهی اصطلاحات نامانوس است، ولی باید دید این مشکل نویسنده است یا ناقد! اگر بنا باشد که آوردن هر اصطلاح نامانوسی از اول محکوم و ممنوع باشد، پس باید هیچ بحث جدیدی، که طبعا اصطلاحات جدیدی می طلبد، طرح نشود. مسلما اصطلاحات حکومت، ورود، توسعه موضوعی، توسعه حکمی، استصحاب تعلیقی، تنزیل در ناحیه موضوع، توسعه در مقام تکلیف، توسعه در مقام فراغ، علم اجمالی و علم اجمالی مورب! و… زمانی نامانوس بوده اند; ولی وقتی با توضیح آورده می شوند و در پس پرده اصطلاح، نکته معقولی وجود دارد، کم کم پذیرفته و مانوس می شوند. و این است دلیل هر اصطلاح جدید (و طبعا نامانوس). من نیز قبول دارم که طرح اصطلاحات نامانوس و تکثیر اصطلاحات جدید، نباید بی دلیل صورت گیرد، اما مهم این است که ببینیم طرح این اصطلاحات به نکته ای واقعی برمی گردد یا نه.

اما این که چرا اصطلاحات خارجی، در متن آورده شده است; توضیح بنده این است که تا آنجا که به خاطر دارم معادل فارسی اصطلاحات را آورده ام. منتها بسیاری از اصطلاحات خارجی، هنوز معادلهای مناسب و جاافتاده ای پیدا نکرده اند. ذکر اصطلاح خارجی به صورت اصلی، برای این است که روشن شود ما لفظ فارسی را به ازای چه اصطلاحی به کار می گیریم، تا از ابهامها و اشکالات خیالی اجتناب شود. برای کسانی که دست اندرکار این گونه مباحث هستند، این مطلب کاملا روشن است. به عنوان مثال، لفظ « normative »گاهی به هنجاری و زمانی به دستوری ترجمه می شود; ولی به گمان من هیچ کدام معادل چندان دقیقی برای این لفظ نیستند. وقتی سؤال می شود «مسائل مطرح شده در فلسفه فقه تاریخی توصیفی اند یا دستوری؟»، خواننده فارسی زبان معنای روشنی بدست نمی آورد. حتی برای کسانی که با مباحث غربی آشنایند، ممکن است این سؤال مبهم باشد; چون لفظ «دستوری » با خود بار معنایی بسیاری دارد که ممکن است در این سؤال مقصود نباشد. ذکر معادل، به زبان انگلیسی یا به زبان دیگری که سؤالها ابتدا در آن طرح شده اند، به روشن شدن بحث کمک می کند.

۲. در پاسخ اقتراح، گفته بودم: «به نظر می رسد بهترین و درست ترین تعبیر در تعریف فلسفه مضاف این است که بگوییم، مجموعه تاملات نظری و تحلیلی راجع به یک پدیده است. با این تعریف «فلسفه آب » نمی توانیم داشته باشیم (یا لااقل فعلا چنین نیست). چون بحثهای مربوط به آب تحلیلی و نظری نیست، بلکه تجربی است…» ناقد با اشاره به متن فوق گفته است: «سومین پاسخ دهنده پس از این که به ذکر تعدادی از الفاظ بیگانه پرداخته و تقریبا ده واژه خارجی را در لابلای سخنانش آورد. نوشته است…» و سپس چهار اشکال پیاپی بر آن وارد کرده است.

قبل از آن که چهار اشکال ناقد را بررسی کنم، به این نکته اشاره می کنم که ادعای به کار بردن ده واژه خارجی کاملا خلاف واقع است. در متن اصلی بحثی که مطرح کرده بودم فقط یک تعبیر language of philosophy ،آن هم با ذکر معادل فارسی آن آمده است. عبارت آن متن این گونه است: «… از آن خیلی روشن تر، فلسفه زبان، (language of philosophy) بخش بسیار معتنابهی از فلسفه تحلیلی غرب است که مضاف الیه آن، علم نیست، بلکه نگاه تحلیلی و نظری به پدیده زبان است.» و سپس به صورت جمله معترضه، و در پرانتز، تذکر داده ام که اصطلاح language of philosophy غیر از philosophy linguistic و غیر از linguistics است و نباید با آنها خلط شود.» دلیل این تذکر داخل پرانتز، این بود که در کلاسهای درس خود با دانشجویان بسیاری مواجه شده ام که فرق «فلسفه زبان » و «فلسفه زبانی » و «زبان شناسی » را بدرستی نمی دانستند.

۳. حال نوبت به اشکالات ناقد می رسد. ایشان در اشکال اول گفته اند: «اولا، روشن است که «مجموعه تاملات نظری و تحلیلی » یک فعالیت نفسانی مربوط به اندیشمندان است و علم غیر از آن است. زیرا علم یا مجموعه ای از قواعد و اصول خاص است و یا ملکه و نیروی ویژه ای است که می توان با آن، مسائل زیادی را حل و فصل کرد.» (۱)

الفاظی مثل «تاملات »، «افکار»، «اندیشه ها» و «تدقیقات »، هم بر عمل «تامل کردن » و «فکر کردن » و «اندیشه کردن » و «تدقیق کردن » اطلاق می شوند، که در این صورت فعالیتی نفسانی اند، و هم بر متعلق عمل تامل و تفکر و…، که در این صورت از سنخ فعالیت نفسانی نیستند; و این اطلاق روشنی است و بلکه شاید بیشتر اوقات، این الفاظ بر همین معنای دوم اطلاق شوند. وقتی گفته می شود «افکار بلند شیخ انصاری »، مقصود عمل فکر کردن او نیست، بلکه مطالبی است که عمل فکر کردن بدانها تعلق گرفته است. آن مطالب از سنخ «فعالیت نفسانی » نیستند که ناقد گمان برده است، بلکه از سنخ قضایا و غیر آن هستند که فکر بدانها تعلق می گیرد; همین طور است در مورد «تاملات ». وقتی گفته می شود «تاملات دکارت »، مقصود عمل فکر کردن و تامل کردن دکارت نیست، بلکه مطالبی است با تامل به دست آورده و یا راجع به آنها تامل کرده است.

و عجیب تر آن که خود ایشان در تعریف فلسفه مضاف عبارتی آورده است که شاید بیش از لفظ «تاملات »، بار ذهنی بودن و فعالیت نفسانی بودن بر دوش می کشد. وی در تعریف فلسفه های اضافه دار می گوید: «علم و دانشی است که نظر به مضاف الیه دارد و مثلا دانش خاصی را مورد مداقه و تحلیل و ترکیب قرار می دهد…». (۲) نفهمیدیم چگونه «تاملات » دلالت بر فعالیت نفسانی می کند و لذا نمی تواند علم باشد ولی «مورد مداقه قرار دادن » هیچ دلالتی بر فعالیت نفسانی نمی کند و می تواند «علم و دانش » باشد.

۴. ناقد در اشکال دوم خویش آورده است: «ثانیا اگر مجموعه تاملات نظری و تحلیلی راجع به یک پدیده، فلسفه آن پدیده را تشکیل می دهد، چرا نباید «فلسفه آب » داشته باشیم؟ اگرچه درباره آب بحثهای تجربی وجود دارد، ولی بدون شک بحثهای مربوط به آب منحصر به بحثهای تجربی نیست، بلکه بحثهای تحلیلی و نظری هم درباره آب و مانند آب وجود دارد».

ناقد در اینجا هم خلط بحث می کند; زیرا بحث اصلی من در جزئیات نیست و «آب » را به عنوان مثال مطرح کرده ام، ما اکنون فلسفه های مضافی داریم که متعلق آنها علم و دانش نیست، بلکه پدیده ای از پدیده های عالم است. مثل فلسفه زبان، (language of philosophy) یا فلسفه ذهن (نفس)، (Mind of philosophy) یا فلسفه حقوق، ;(Right of philosophy) که این البته غیر از فلسفه علم حقوق، (law of philosophy) است.

نمی دانم ناقد چرا نظر خودشان را در باب اصطلاح «فلسفه پول » یا «فلسفه ذهن » یا «فلسفه حقوق » بیان نمی کنند که آیا در اینجا هم فلسفه به علمی از علوم اضافه شده است; و آیا فلسفه در اینجا به معنای مبادی تصوری و تصدیقی است و…؟

۵. ناقد در اشکال سوم خود می گوید: «اگر نمی توانیم فلسفه آب داشته باشیم، چرا که بحثهای مربوط به آب بحثهای تجربی است نه نظری و تحلیلی، دیگر جمله «یا لااقل فعلا چنین نیست » معنا ندارد. زیرا معنای آن این است که تدوین فلسفه آب ممکن است، ولی تاکنون چنین نشده است. اگر چنین است پس چرا نمی توانیم فلسفه آب داشته باشیم؟» (۳)

مقصودم کاملا روشن است: در ظرفی که «مباحثی نظری و تحلیلی » در باب آب نداریم، تدوین فلسفه آب ممکن نیست. ولی اگر زمانی چنین مباحثی طرح شد، «فلسفه آب » رشته خاصی از دانش درجه دوم خواهد بود و تحقق آن ممکن می گردد. سخنی از این روشن تر می توان آورد؟

۶. ناقد در اشکال چهارم خود می گوید: «رابعا، اگر با توجه به تعریف یاد شده، فلسفه فقه اصطلاح کاملا معقولی است، آن طور که در پایان آن تعریف آمده است، و اگر جواب سؤال از این که آیا می توان فلسفه فقه داشت و در صورت اثبات، تعریفش چیست آن همه حرف اثباتی می خواهد دیگر چه جای این عبارت است که «اگرچه غیر از علم اصول بودن فلسفه فقه قابل تردید است » . و اگر تمایز علوم به موضوعات یا به اغراض و یا به اعتبار اعتبارکنندگان است، چرا با وجود دو موضوع و دو غرض، باز هم در تدوین دو علم، جای تردید باشد؟» (۴)

بنده هیچ متوجه نمی شوم اشکال ناقد به آن «تردید» چیست؟ سخن ما این است که «فلسفه فقه » همچون فلسفه های مضاف دیگر اصطلاح کاملا معقولی است. منتها ما خود علمی داریم به نام «اصول الفقه » که عمدتا از مبادی و مبانی فقه بحث می کند (نمی گویم تعریفش این است، بلکه در خارج چنین است). بحث این است که آیا آنچه «فلسفه فقه » خوانده می شود غیر از اصول الفقه است یا نه. این تردید کاملا جدی است، آری از ذیل کلام ایشان به دست می آید که ما می توانیم دو علم داشته باشیم که تمام مسائلشان کلا یکی باشد و صرفا به خاطر تعدد غرض و یا موضوع و یا اعتبار اعتبارکنندگان، دو علم محسوب شوند. کدام ذوق سلیم این را می پذیرد که یک مجموعه مسائل معین را، دو علم جداگانه بدانیم. از قضایکی از عمده ترین اشکالات به سخن محقق خراسانی در ابتدای علم اصول، این است که اگر تمایز موضوعات به اغراض باشد، در این صورت باید بتوانیم دو علم کاملا مجزا داشته باشیم; در حالی که تمامی مسائلشان یکسان است. چون می توان فرض کرد که یک مجموعه مسائل واحد بتواند وافی به دو غرض مستقل باشد. از این اشکال پاسخهای متعددی داده شد، که به گمان ما هیچ یک حلال مشکل نیست. شاید بهترین راه حل، صورت اصلاح شده ای از طریقه محقق اصفهانی باشد که اصولا تمایز علوم را نه به موضوعات می داند و نه به اغراض، بل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *