توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱)؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 95 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱):
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱) آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱)، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل صور ابتدایی حیات دینی (۱) :
اشاره
بخش اول این مقال، با مباحثی تحت عنوان “دین و تفکر دینی”، “عناصر اجتماعی در دین”، “معیارهای باورهای دینی”، ” دین و جادو”، ” خاستگاه نظر اصل توتمی یا مانا” ، ” قدرت و توانای جامعه”، ” تاثیر جامعه و گروه بر افراد” مورد بحث و بررسی قرار گرفت.اینک ادامه این مقال را پی می گیریم:
مطالعه زندگی اجتماعی
زندگی اجتماعی در تمام جنبه هایش و در همه دوره های تاریخی اش، فقط با یک نمادگرایی گسترده امکان پذیر می شود.علایم مادی و جلوه های تصویری، که در مطالعات معاصر ما بیش تر مورد توجه قرار گرفته، یکی از انواع نمادهاست، اما گونه های متعدد دیگری نیز وجود دارد.احساسات جمعی به خوبی می تواند در اشخاص یا نمادها تجسم یابد; برخی از علایم پرچم هستند و برخی دیگر اشخاص، چه واقعی و چه اسطوره ای…
تمام مطالعه ما بر این اصل موضوع مبتنی است که احساس یکپارچه مؤمنان همه زمان ها نمی تواند صرفا خیالی باشد.ما همگام با یک مدافع جدید ایمان و اعتقاد، می پذیریم که اعتقادات دینی بر یک تجربه خاص متکی است که ارزش برجسته آن، به یک معنا، ذره ای از آن آزمایش های تجربی پایین تر نیست، هر چند نسبت به آن ها متفاوت است.ما همچنین فکر می کنیم «درخت از روی میوه هایش شناخته می شود» و باروری بهترین مدرک ارزش درختان است.اما این واقعیت، که «یک تجربه دینی » – اگر ترجیح دهیم که آن را بدین نام بخوانیم – وجود دارد و این واقعیت بنیان خاصی دارد – هرچند، آیا تجربه ای وجود دارد که بنیانی نداشته باشد؟ – بدین معنا نیست که این بنیان به صورت عینی با نظری که مؤمنان نسبت به آن دارند، منطبق باشد.این واقعیت، که شیوه تصور آن در زمان های گوناگون تغییرات زیادی به خود دیده، کافی است تا اثبات کند که هیچ یک از این تصورات آن را به نحو قابل قبولی بیان نمی کند.اگر یک دانشمند به عنوان یک قاعده کلی، بیان کند که احساس گرما و نور در ما با برخی علل عینی انطباق دارد، نمی تواند این نتیجه را به دست دهد که این آن چیزی است که آن علت عینی برای حواس ما آشکار می سازد.همچنین حتی اگر فشارهایی را که مؤمنین حس می کنند خیالی نباشند، باز هم آن ها به هیچ وجه شهودهای ممتاز نیستند; هیچ دلیلی بر این اعتقاد وجود ندارد که آن شهودها ما را درباره ماهیت موضوعشان بهتر از احساس معمولی درباره ماهیت بدن ها و خصوصیاتشان مطلع سازد. برای روشن شدن این که موضوع مزبور از چه چیزهایی تشکیل شده، لازم است آن ها را در معرض یک آزمون و دقت قابل مقایسه با چیزی قرار دهیم که جایگزین نظرات حسی سبت به جهان دیگری قرار داده شده که علمی و عقلانی است.
این دقیقا آن چیزی است که ما تلاش کرده ایم تا انجام دهیم و ما دیده ایم که این واقعیت جامعه است; واقعیتی که اسطوره ها در اشکال بسیار متفاوت بیان کرده اند، اما واقعیتی که علت عینی کلی و ذاتی این احساس های منحصر به فردی است که تجربه دینی از آن ساخته می شود.ما نشان داده ایم که جامعه کدام نیروهای اخلاقی را توسعه داده و چگونه احساس یک پشتیبان مدافع و محافظ را، که یک مؤمن را به آیین خودش پیوند می دهد، تهییج می کند.این آن چیزی است که او را در سطحی بالاتر از خودش ارتقاء می دهد و یا این چیزی است که حتی او را می سازد; چون آنچه یک انسان را می سازد، تمام خصوصیت عقلانی است که تمدن را تشکیل می دهد و تمدن اثر جامعه است.این توسط مهم ترین نقش آیین در تمام ادیان – هر دینی که باشد – تبیین می شود; زیرا جامعه نمی تواند تاثیرش را نشان دهد، مگر آن که عمل داشته باشد; و جامعه عمل ندارد، مگر آن که افرادی که آن را تشکیل داده اند در کنار یکدیگر جمع شوند و به طور جمعی عمل کنند.با عمل عمومی جامعه به آگاهی از خود دست یافته، موقعیت خود را درک می کند; جامعه پیش از هر چیز دیگر، یک تعاون فعال است.آن گونه که ما به اثبات رسانده ایم، نظرات و عواطف جمعی تنها به وسیله این تحرکات خارجی، که [جامعه ]آن ها را نمادین می کند، ممکن می شود.پس این عمل است که سراسر حیات دینی را احاطه کرده، به دلیل این واقعیت صرف که جامعه منشا آن است.
ماهیت جامعه
علاوه بر تمام دلایلی که برای توجیه این برداشت به کار گرفته شده، می توان دلیل دیگری را، که نتیجه تمام اثر ماست، در این جا ارائه داد.ما همین طور که به پیش آمده ایم، این واقعیت را به اثبات رسانده ایم که مقولات اساسی تفکر – و در نتیجه علم – برخاسته از ریشه دین است.به نظر ما، همین موضوع در مورد جادو و در نتیجه، برای فرایندهای متفاوت ناشی از آن نیز صادق است.از سوی دیگر، از مدت ها پیش معلوم بود که تا پیش از یک حرکت نسبتا پیشرفته تکاملی، قوانین حقوقی و اخلاقی از دستورات و آیین ها غیرقابل تمییز بوده اند.بنابراین، شاید به طور خلاصه بتوان گفت که تقریبا تمام نهادهای عمده جامعه در دین متولد شده اند.حال چون این جنبه های اساسی حیات جمعی صرفا توسط وجود جنبه های گوناگون حیات دینی شروع شده اند، به طور آشکارا، ضروری است که این حیات دینی شکل برجسته و ظاهرا نمایش فشرده تمام حیات جمعی باشد.اگر دین همه چیزهای ضروری جامعه را پدید می آورد، به دلیل این است که نظر جامعه جان دین است.
اما در عین حال، گفته می شود جامعه چیست که بدین صورت، پایه های دین را ساخته است؟ آیا آن همین جامعه واقعی است – آن گونه که در پیش روی ما قرار داد و عمل می کند – همراه با سازمان حقوقی و اخلاقی که به سختی در طی تاریخ شکل گرفته است؟ این جهان مملو از نقص و عیب است.در این جهان، بدی در کنار خوبی قرار می گیرد، بی عدالتی به غایت فراوان است، و درستی غالبا تحت الشعاع نادرستی قرار می گیرد; چگونه چیزی که این قدر خام و ابتدایی سازمان یافته است، می تواند احساسات عشق و دوست داشتن، شوق و اشتیاق آتشین و روح از خودگذشتگی را، که همه ادیان از پیروان خود می خواهند، الهام بخشد؟ این موجودات کامل، که همان خدایان هستند، نمی توانستند ویژگی هایشان را از چنین واقعیت پیش پا افتاده و حتی گاهی بسیار پایین به دست آورده باشند.
اما از سوی دیگر، آیا کسی می تواند درباره یک جامعه کامل (آرمانی) ، که در آن عدالت و راستی حاکم و بدی در تمام اشکالش و برای همیشه زدوده شده، تصوری داشته باشد؟ هیچ کس این را انکار نمی کند که این تصور با احساس دینی روابط نزدیکی دارد; زیرا همه خواهند گفت که تلاش تمام ادیان در جهت تحقق و درک آن است.اما این جامعه یک واقعیت تجربی – یعنی معین و قابل مشاهده – نیست، بلکه خیال و رؤیایی است که انسان ها به وسیله آن درد و رنج های خود را کاهش می دهند، ولی هرگز واقعا در چنین جامعه ای زندگی نکرده اند.این صرفا یک نظر است که آمال و آرزوهای نسبتا مبهم ما در مورد خوبی ها، زیبایی ها و آرمان ها را نشان می دهد.حال این آمال و آرزوها خاستگاه های خاص خود را در ما دارند; آن ها از عمق وجود ما سر برمی آورند; بنابراین، چیزی در خارج از ما وجود ندارد که بتواند آن ها را توضیح دهد.علاوه بر این، این آمال و آرزوها خود از قبل دینی هستند.از این رو، به نظر می آید که جامعه آرمانی دین را از پیش فرض می گیرد و نمی تواند آن را تبیین کند.
اما در آغاز، وقتی دین فقط در بعد آرمانی اش مورد توجه واقع شد، چیزها به صورتی دلخواه ساده می شوند.دین به سبک خودش واقعی است.هیچ گونه زشتی فیزیکی یا اخلاقی و هیچ گونه عیب یا بدی وجود ندارد که الوهیت خاص خود را نداشته باشد.خدایان دزدی و فریب، شهوت و جنگ، بیماری و مرگ وجود دارند.خود مسیحیت، هر چند ممکن است نظری را که از الوهیت ساخته عالی باشد، مجبور شده تا در بعد اساطیری اش، جایی برای روح بدی در نظر بگیرد.شیطان یک بخش ضروری از نظام مسیحیت است; حتی اگر شیطان یک موجود کثیف باشد، موجودی غیرمقدس نمی باشد.این که ضد خدا یک خداست، هر چند خدایی نازل تر و زیردست، درست است، ولی قدرت های گسترده ای به او داده شده.این ضد خدا حتی موضوع آیین ها قرار می گیرد، دست کم موضوع آیین های منفی.در نتیجه، دین، که هرگز جامعه واقعی را مورد غفلت قرار نمی دهد و از آن انتزاع می کند، آیینه جامعه است; یعنی تمام جنبه ها و مظاهر آن را منعکس می کند، حتی زشت ترین و نفرت انگیزترین آن ها را. همگی وجود دارند و اگر در بیش تر موارد، ما خوبی را بر بدی، زندگی را بر مرگ، نیروهای روشنایی را بر نیروهای تاریکی پیروز می بینیم، به دلیل آن است که واقعیت غیر از این نیست.اگر رابطه بین این دو نیروی متضاد عکس شود، زندگی غیرممکن می شود، اما واقعیت این است که خودش این رابطه را حفظ کرده و حتی علاقه به توسعه آن دارد.
اما اگر ما در میان این اسطوره ها و الهیات واقعیت را آشکارا ظاهر می بینیم، با وجود این، درست است که واقعیت تنها به صورت بزرگ شده، تغییر شکل یافته و آرمانی یافت می شود.از این نظر، ابتدایی ترین ادیان، با جدیدترین و دقیق ترین آن ها تفاوتی ندارد.به عنوان مثال، ما دیده ایم که “Arunta” چگونه یک جامعه اسطوره ای را در ابتدای تاریخ قرار داد; جامعه ای که سازمانش دقیقا آنچه را بازتولید می کند که حتی امروز نیز وجود دارد; یعنی [حالا] نیز شامل همان کلان ها و عشیره هاست و همان ضوابط و مقررات زناشویی را دارد و همان آیین ها و مناسک را به جا می آورد.اما اشخاصی که آن را تشکیل می دهند، موجوداتی آرمانی اند که به آن ها نیروها و فضیلت هایی که موجودات معمولی از آن ها بی بهره می باشند اعطا شده است. ماهیت آن ها نه تنها بالاتر، بلکه متفاوت [از بقیه] است; زیرا آن ها در آن واحد، هم حیوانند و هم انسان.نیروهای بدی و (شرور) دست خوش تغییر شکل مشابهی می شوند; گویا خود بدی تعالی یافته و عقیدتی می شود.سؤالی که در این جا مطرح می شود این است که این کمال جویی از کجا ناشی می شود؟
برخی پاسخ داده اند که انسان ها یک استعداد طبیعی برای آرمانی کردن دارند; یعنی توانایی جانشین کردن و معادل سازی یک جهان متفاوت به جای دنیای واقعی; جهانی که آن ها خود را از طریق فکر به آن تبدیل می کنند.اما این صرفا تغییر دادن اصطلاحات این مشکل است، نه حل کردن و یا حتی توسعه دادن آن.این آرمان سازی نظام مند، یک ویژگی لازم و ضروری ادیان است.تبیین آن ها از طریق یک قدرت درونی آرمان سازی، صرفا جایگزین نمودن یک کلمه توسط کلمه مترادف است.این مثل آن است که می گویند انسان ها ادیان را ساخته اند; چون آن ها طبیعت دینی دارند. حیوانات تنها یک جهان را می شناسند; جهانی که به کمک تجربه درک کرده اند، خواه تجربه درونی باشد و یا بیرونی.انسان ها به تنهایی توانایی تصور آرمان را دارند; یعنی اضافه کردن برخی چیزها به واقعیت.حال این امتیاز ویژه از کجا آمده است؟ پیش از ساخت آن، به عنوان واقعیت اولیه یا ویژگی اسرارآمیز، که موجب طرد علم شود، باید مطمئن شویم که این امر وابسته به شرایط تجربی تعیین پذیر نیست.
تبیینی که ما از دین ارائه کرده ایم دقیقا این فایده را دارد که به این پرسش پاسخ می دهد; زیرا تعریف ما از [امر ]مقدس این است که [مقدس] آن چیزی است که به واقعیت افزوده شده و فراتر از آن می رود.اکنون آرمان به این تعریف پاسخ می دهد: ما نمی توانیم یکی را بدون تبیین دیگری تبیین کنیم.در واقع، ما دیده ایم که اگر حیات جمعی تفکر دینی را در رسیدن به درجه معینی از شدت و هیجان تهییج می کند، به دلیل آن است که [حیات جمعی ]یک حالت هیجانی را به وجود می آورد که شرایط فعالیت روانی را تغییر می دهد.نیروهای مهم و اساسی بسیار تحریک شده، احساسات نیز فعال و هیجانات قوی ترند.در چنین وضعیتی، حتی برخی از آن ها تولید می شوند که فقط در همین لحظه خواهند بود.انسان خود را نمی شناسد، او احساس می کند که تغییر شکل یافته و در نتیجه، محیط اطرافش، که او را در بر گرفته است، تغییر می دهد. برای تبیین این تاثیر ویژه، که وی به دست آورده، به اشیایی که بیش ترین ارتباط مستقیم را دارند ویژگی هایی را نسبت می دهند که آن ها ندارند; یعنی فضایل و قدرت های استثنایی که موضوعات تجربه روزمره از آن ها بی بهره اند.در یک کلمه، انسان بر فراز دنیای واقعی، که زندگی دنیوی او در آن جا سپری می شود، دنیای دیگری را قرار می دهد که به یک معنا، جز در فکر وجود ندارد، اما او برای این دنیا احترام بیش تری قایل می شود.بنابراین، از یک دیدگاه دوپهلو، این یک دنیای آرمانی است.
بنابراین، تکوین دنیای آرمانی یک واقعیت تحویل ناپذیر نیست که علم را طرد کند، بلکه وابسته به شرایطی است که مشاهده می تواند بدان دست یابد; دنیای آرمانی محصول طبیعی زندگی اجتماعی است.برای آن که یک جامعه نسبت به خودآگاهی یابد و میزان ضروری از شدت احساساتی را که بدین طریق به دست آورده است حفظ کند، باید خودش را جمع و متمرکز کند.حال این تمرکز و تجمع باعث تعالی حیات ذهنی می شود; حیاتی که در یک دسته از مفاهیم آرمانی (ایده آلی) شکل می گیرد; جایی که حیات جدید تصویر می شود.این مفاهیم سازگاری دارد با این دسته جدید از نیروهای روانی که به نیروهایی که ما در گرایش به انجام وظایف روزانه هستی در اختیار داریم، اضافه می شود.یک جامعه نه می تواند خود را بسازد و نه بازسازی کند، مگر آن که همزمان آرمان سازی نیز بکند.این آرمان سازی نوعی کار اضافی برای جامعه نیست.با همین کار است که خود را تکمیل می کند; چیزی که قبلا شکل گرفته.این عملی است که به وسیله آن جامعه به طور مرتب ساخته و بازساخته می شود.بنابراین، وقتی برخی با جامعه آرمانی مخالفت می کنند، مثل دو رقیب، که ما را در دو جهت مخالف راهنمایی می نمایند، آن ها تجسم یافته و با انتزاع ضدیت می کنند.جامعه آرمانی، خارج از جامعه واقعی نیست، بلکه بخشی از آن است.این گونه نیست که جامعه بین آن دو [آرمانی و واقعی ]همانند دو قطبی که متقابلا یکدیگر را دفع می کنند، تقسیم شده باشد.ما نمی توانیم یکی را بدون دیگری در اختیار داشته باشیم; زیرا یک جامعه صرفا از تجمع افرادی که آن را تشکیل داده اند، سرزمینی که توسط آن افراد اشغال شده، چیزهایی که به کار می برند و حرکت هایی که آن ها انجام می دهند، ساخته نشده، بلکه بر فراز همه [این ها ]آرمانی وجود دارد که جامعه از خودش ساخته است.بدون شک، این درست است که جامعه نسبت به روشی که باید خودش تصور کند، تردید می نماید; جامعه احساس می کند که به جهت های ناهمگون کشیده می شود.اما این تضاد بین آرمان و واقعیت نیست، بلکه بین دو آرمان مختلف است: آرمان دیروز و آرمان امروز; یعنی آرمانی که دارای اقتدار سنت است و آرمانی که امید آینده دارد.مطمئنا جای این هست که بررسی شود که این آرمان ها از کجا تکامل یافته اند، اما هر راه حلی که برای این مساله در نظر گرفته شود، هنوز این موضوع باق
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل آثار تقوا در قرآن
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.