تعداد بازدید
8 بازدید
ریال98.000

توضیحات

بهترین فرصت برای دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری همراه با یک هدیه ویژه!

یک پیشنهاد جذاب که نباید از دست بدهید!

اگر به دنبال یک فایل حرفه‌ای و استاندارد هستید، ما فایل فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری را با محتوایی کامل و ساختاری منظم در اختیار شما قرار می‌دهیم. به‌علاوه، یک پاورپوینت رایگان نیز به‌عنوان هدیه ویژه دریافت خواهید کرد!

فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در گفت وگو با حجت الاسلام دکتر علی مصباح و دکتر
محمد فنائی اشکوری

پس از انتشار نامه مقام معظم رهبری، که در پاسخ به
نامه جمعی از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه مرقوم فرموده بودند، چندی است که پدیده
جنبش نرم افزاری در محافل علمی و دانشگاهی و حوزوی مطرح گردیده و بحث هایی پیرامون
آن صورت گرفته است. از آن جا که تحلیل زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و
آسیب شناسی این جنبش، از اصول اساسی آن به شمار می رود، بر آن شدیم تا گفت وگوهایی
را پیرامون این موضوع با برخی از کارشناسان داشته باشیم. در این شماره معرفت به این
مهم پرداخته ایم

.

معرفت: جناب آقای دکتر، لطفا تعریف خودتان را از
«جنبش نرم افزاری» بفرمایید

.

دکتر مصباح: اگر جنبش نرم افزاری را از زاویه
لغت شناسی بررسی کنیم، از دو مفهوم «جنبش» و «نرم افزار» تشکیل شده است. جنبش
اصالتا یک اصطلاح سیاسی است که در فرهنگ سیاسی برای تبیین حرکت های اجتماعی
سیاسی به کار می رود. این واژه، در زمینه های دیگر به صورت استعاره به کار گرفته
می شود، و به تناسب شباهت هایی که وجود دارد، با تغییراتی در معنا، به کار برده
می شود. جنبش معمولاً در مواردی به کار می رود که وضع موجود در یک زمینه خواه
سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، یا اقتصادی مورد رضایت کامل نباشد، و روند امور در آن
حیطه نیز آینده صددرصد امیدبخشی را ترسیم نکند. در چنین موقعیتی، این احساس به
وجود می آید که باید حرکت و جهت گیری جدیدی رخ دهد تا اوضاع رو به راه شود و کارها
در جهت صحیحی به پیش رود. از ویژگی های دیگر یک جنبش، اجتماعی بودن آن است. اگر
کسی نظریه جدیدی عرضه کند، یا حزب جدیدی تأسیس نماید، یا کار جدیدی را شروع کند،
جنبش نامیده نمی شود. جنبش مستلزم آن است که یک حرکت، اجتماعی باشد و بخش نسبتا
وسیعی از افراد را دربر بگیرد. شاید دیگر ویژگی این لفظ را بتوان در آن دانست که
در یک جنبش، نظر به هر تحولی نیست، بلکه تحول مثبت است که جنبش به حساب می آید.
حرکت و تحولی در زمره جنبش ها قرار می گیرد که گامی مثبت در جهت آرمان ها و اهداف
کسانی باشد که آن را به وجود می آورند

.

اما نرم افزار، در مقابل سخت افزار، و از اصطلاحات
علوم رایانه وام گرفته شده، و با نوعی استعاره در اینجا به کار رفته است. در علوم
رایانه، ابزارهای کار با رایانه را به سخت افزار و نرم افزار تقسیم می کنند.
«سخت افزار» قسمت ها یا بخش های مکانیکی، الکتریکی، و الکترونیکی رایانه است که
جنبه فیزیکی دارد، و

«

نرم افزار» به دستورالعمل هایی گفته می شود که برای به کار
بردن، تنظیم، مهار و ایجاد ارتباط میان اجزای مختلف سخت افزار استفاده می شود. به
دلیل روابطی که میان علوم گوناگون وجود دارد، این اصطلاحات کاربردها و معناهای
متفاوتی در رشته های علوم پیدا کرده است. به عنوان مثال، همین تقسیم بندی و واژگان
را به ارگانیسم زنده نیز تعمیم داده اند و آن را سایبرنتیک نامیده اند؛ چرا که
معتقدند میان سیستم های الکترونیکی خودکار با سازوکار ارگانیسم زنده مشابهت هایی
وجود دارد. به همین دلیل می گویند در یک موجود زنده، بعضی اعضا و جوارح در حکم
سخت افزار است؛ یعنی کار به وسیله آن ها انجام می شود، مانند دست و پا. بخش دیگری
از موجود زنده، در حکم نرم افزار رایانه عمل می کند، و آن عبارت است از قسمتی که
فرمان می دهد دست و پا چگونه حرکت کنند، به چه سمتی بروند، چگونه کنترل شوند، و
میان آن ها هماهنگی به وجود می آورد. مغز و سیستم عصبی موجود زنده است که این نقش
را بر عهده دارد

.

در نظریات اجتماعی نیز این تقسیم بندی را به اجتماع
سرایت داده، گفته اند: نه تنها یک موجود زنده به این دو بخش قابل تقسیم است، بلکه
در جامعه هم می توان نیروهای اجتماعی را به دو بخش تقسیم نمود: بخش هایی که ابزار
یا کالا تولید می کنند، و بخش هایی که تولید فکر و نظریه می کنند. بخش اول در حکم
سخت افزار و بخش دوم، که هدایت گر حرکت های جامعه است، در حکم نرم افزار است. در
گام بعدی، این مسئله از یک جامعه نیز فراتر رفته، به کل جوامع و تمدن های بشری در
طول تاریخ تسرّی یافته است. بر این اساس گفته می شود: در عناصر تمدن ساز، دو بخش
از یکدیگر قابل تفکیک است: یکی بخش سخت افزاری تمدن که همان ابزارها، کالاها،
فن آوری و تکنولوژی است، و دو دیگر بخش نرم افزاری تمدن است؛ یعنی فکر، علم و
نظریه پردازی

.

بنابراین، تعبیر «جنبش نرم افزاری» را می توان این گونه تعریف
کرد: یک حرکت اجتماعی برای ایجاد تحول مثبت در روند تولید فکر، علم، و
نظریه پردازی به منظور برپا ساختن تمدنی بر اساس مبانی حقیقت محور، و در جهت اهداف
و آرمان های اصیل انسانی. البته ما معتقدیم که آن حقیقت، و این آرمان، همگی در
اسلام ناب محمدی متجلّی می گردد

.

معرفت: جناب آقای دکتر فنائی! تلقّی و تعریف شما از
«جنبش نرم افزاری» چیست؟

دکتر فنائی: از تعبیر «جنبش نرم افزاری» به دست
می آید با عنایت به این که ما در عصر صنعت و تکنولوژی به سر می بریم، در این جا هم
از زبان رایانه استفاده شده است. و این که از این حرکت به «جنبش» تعبیر شده،
معنایش این است که این یک حرکت فردی نیست، یک حرکت جمعی است؛ جریانی است علمی در
حوزه و دانشگاه و بیرون از این ها. گاهی هم با تعابیر مختلف از آن یاد کرده اند؛
مانند تولید علم یا تولید نظریه و منظور آن است که ما حرکتی برای خلاّقیت فکری
سازمان یافته و هدفدار و جمعی، متناسب با نیازهای کنونی و متناسب با طرح ها و
آرمان هایمان، داشته باشیم

.

این حرکت، جمعی است، نه فردی؛ باید هدفمند باشد، نه بی ضابطه؛
باید برنامه ریزی شده باشد، نه اتفاقی و بدون برنامه؛ باید مداوم باشد، نه مقطعی؛
باید اجتهادی باشد، نه مقلّدانه. این ها عناصری هستند که برای داشتن یک جنبش فکری
لازمند تا ما به مرحله خلاّقیت و تولید علم برسیم

.

معرفت: بفرمایید تحلیل شما از زیرساخت ها و
پیش فرض های نظری این جنبش چیست؟

دکتر مصباح: پیش فرض اول آن است که، آنچه امروز در
جامعه ما و در تمدن اسلامی در جریان است، دقیقا آن چیزی نیست که ما را به هدف
اسلام برساند و اهداف آرمانی انقلاب را تأمین کند. بنابراین، باید تعریف جدیدی از
مهره ها و عناصر موجود درجامعه فکری نخبگان ارائه شود تاتحوّل مثبتی پدید آید

.

پیش فرض دیگر آن است که این کمبود بیش از آن که ناشی
از عقب ماندگی در تکنولوژی و سخت افزارهای تمدنی باشد، به مسائل فکری و
نظریه پردازی مربوط است

.

بنابراین، اولویت با حرکت و جنبشی است که در بخش نرم افزاری و
اندیشه سازی رخ دهد تا تحول مثبتی ایجاد شود

.

پیش فرض سوم این است که چنین چیزی ممکن است؛ به این
معنا که ما با وجود این که از نظر تکنولوژی و سخت افزاری در مراحلی عقب تر از بعضی
کشورهای دیگر قرار داریم و این چیزی نیست که قابل انکار باشد ولی در عین حال،
منابعی در اختیار داریم، و در اندیشه اسلامی ظرفیت هایی وجود دارد که می توانیم از
حیث نظریه پردازی در مسائل تمدنی، و بخصوص در زمینه علوم انسانی و اجتماعی، حرف
اول را بزنیم، به شرط آن که چنین جنبشی ایجاد شود و تحولی در نظریه پردازی در این
زمینه ها رخ دهد

.

دکتر فنائی: ما در دنیایی زندگی می کنیم که با گذشته
خیلی متفاوت است؛ در دنیای پیچیده ای زندگی می کنیم. زندگی در چنین دنیایی بدون
حرکت پر شتاب علمی ممکن نیست؛ یعنی ما خلّاقیت و تولید علم را نه فقط برای پیشرفت
می خواهیم، بلکه دنیا به گونه ای شده است که ما برای ادامه حیات نیازمند به چنین
فعالیت های علمی پویا و خلّاق هستیم. زندگی به گونه ای شده که بدون رشد علمی و
بدون سرعت در تولید علم نمی توان زندگی کرد. رقابت در دنیا به حدّی تنگ است که
کم ترین درنگی باعث اختلال در اصل ادامه حیات می شود. علاوه بر این، ما به ادامه
حیات و زنده بودن قانع نیستیم. ما خواستار پیشرفت و پیش گامی هستیم و برای این
منظور، جنبش تولید علم ضروری است. ما اگر بایستیم، ایستایی نابودی است، نه فقط
عقب ماندگی. در گذشته، ایستایی عقب ماندگی بود، اما امروزه ایستایی اصلاً با بودن
در چنین جهانی سازگار نیست. همان گونه که رقابت در میدان های مسابقات ورزشی هرساله
سخت تر می شود چون رقبا سعی می کنند از آخرین فنون، ابزارها و روش ها و تا حد
ممکن از عوامل مختلف استفاده کنند تا جایگاه خود را ارتقا دهند و اگر کشوری با
همان روش های سنّتی خودش بخواهد رقابت کند، روشن است که اصلاً توان چنین کاری
ندارد ما هم برای ادامه بقا و برای حفظ نظام، به چنین تحوّلی نیاز داریم. علاوه
بر این، ما مدعی هستیم که آمده ایم در جهان طرحی نو درافکنیم و ایده آل ها و
آرمان های تازه ای مطرح نماییم؛ مدعی هستیم که می خواهیم فکر و انقلابمان را صادر
کنیم و این خواسته های بلند و عظیم بدون یک حرکت علمی و انقلابی و همه جانبه فقط می توانند
در سطح شعار باقی بمانند. اگر می خواهیم این ها به واقع بپیوندند، ناچاریم این
جنبش علمی را عملاً به انجام برسانیم

.

معرفت: علاوه بر پیش فرض هایی که در جهت تحقق جنبش
نرم افزاری وجود دارند، بفرمایید چه موانعی درمسیرتحقق این جنبش وجود دارد؟

دکتر فنائی: موانع زیادی هستند؛ مهم ترین مانع عدم
درک ضرورت چنین جنبشی است

.

اگر ما احساس نکنیم که به چنین تحولی نیاز داریم، چنین تحولی
ایجاد نخواهیم کرد

.

مانع دوم این است که ممکن است ما به اهمیت این جنبش توجه داشته
باشیم، اما برای آن برنامه ریزی نداشته باشیم که در آن صورت، فقط به صورت یک شعار
باقی خواهد ماند و عملی نخواهد شد. در این سال ها طرح های گوناگونی مطرح شده اند؛
طرح های با ارزشی که اگر عملی می شدند، می توانستند تأثیر زیادی بر جامعه ما
بگذارند. ما از اسلامی شدن دانشگاه ها زیاد سخن گفته ایم، از امر به معروف و نهی
از منکر

.

طرح هایی که مقام معظّم رهبری هر ساله در اول سال مطرح می کنند، حکومت
علوی، نهضت خدمت رسانی، رفع تبعیض، فساد و فقر و مانند این ها. وقتی این طرح ها
مطرح می شوند، سر وصدایی در جامعه بپا می شود، در مطبوعات، رسانه ها، نمازجمعه،
ولی پس از مدتی فروکش می کند و کاری که لازم بود، پی گیری نمی شود؛ حداکثر سمیناری
برگزار می شود، کنفرانسی تشکیل می شود و قضیه در همین حد باقی می ماند. امیدوارم این
قضیه «جنبش نرم افزاری» به این سرنوشت دچار نشود؛ یعنی ما به این حد اکتفا نکنیم
که هرکسی بیاید و اظهارنظری بکند، سخنرانی هایی بشود، جلساتی تشکیل بدهیم و ستاد و
شورایی ترتیب داده شود، ولی در عمل، کار به نتیجه نرسد. برای این که کار به نتیجه
برسد، باید اهمیت آن واقعا درک شود و برای رسیدن به آن برنامه ریزی شود و از روی
درک و احساس مسؤولیت و دل سوزی و به عنوان یک تکلیف با آن برخورد شود

.

این هم کاری است
که یک گروه و یا یک صنف نمی توانند انجام دهند، یک کار جمعی و همه جانبه است که
هرکس باید در حد توان خودش در آن مشارکت داشته باشد. موانع زیادی پیش روی چنین
اقدامات بزرگی هست. یکی از این موانع، سیاسی شدن فضاهای علمی است. سیاسی شدن،
البته به معنای منفی، در اینجا مورد نظر ماست. سیاسی شدن به معنای این که افراد یا
مراکز علمی حساس باشند و نسبت به مسائل کشور بی تفاوت نباشند چیز مطلوبی است، اما
این که احزاب و گروه ها، جریان های اجتماعی و مراکز علمی را به ابزار فشار خودشان
تبدیل کنند و این تعارضات به داخل دانشگاه ها و مراکز علمی و حوزوی نفوذ کنند،
چنین جوّی با جوّ علمی آکادمیک سازگاری ندارد. جوّ علمی آکادمیک نیازمند ثبات، آرامش
و قرار است تا افراد با خاطری آسوده و بدون اغراض و امراض، صرفا به دنبال کار علمی
و گره گشایی باشند. البته وضعیت اجتماعی جامعه هم تأثیر دارد. اگر وضعیت جامعه
بحرانی و پر التهاب و بی ثبات باشد، جامعه و افراد احساس کنند امنیت اجتماعی تهدید
می شود و آینده روشنی را پیش روی نبینند؛ این ها موجب دل سردی و فرار مغزها
می شود. و هرچند در کوتاه مدت قابل تحمل است، ولی اگر چنین فضایی در دراز مدت در
کشوری باقی بماند، طبیعی است که بسیاری از نیروها، استعدادها و انرژی ها را متوقف
می کند، یا این انرژی ها صرف حل معضلات مقطعی و زودگدر می شوند. آن فضای مطمئن،
آرام و دل گرم کننده ای که برای رشد و شکوفایی علم لازم است، نیازمند ثبات است و
مسؤولان جامعه و دولت مردان باید تلاش کنند که چنین ثباتی را روز به روز در جامعه
بیشتر کنند

.

مانع دیگر، که بسیار مهم است فقدان تساهل و تسامح است؛
یعنی عدم سعه صدر. سعه صدر شرط است برای شکوفا شدن استعدادها. اگر صاحب نظری احساس
کند بیان نقطه نظرات او ممکن است موجب تنگی عرصه بر او گردد و موقعیتش از دست
برود، یا متهم شود، جرأت اظهارنظر پیدا نمی کند. بنابراین، یا اصلاً دنبال تولید
علم و تولید نظریه نمی رود، یا اگر هم برود برای طرحش مجالی نمی بیند و یا اگر هم
طرح شود، به دلیل برخورد غلطی که می شود، از آن استفاده صحیح نمی شود. بنابراین،
در حوزه علم و در میان عالمان، باید سعه صدر وجود داشته باشد. ما صدمات زیادی از
افراد غیر مسئول خورده ایم؛ کسانی که غیرمسئولانه عمل می کنند و مقدّسات و امنیت
ملی را در نظر نمی گیرند. گاهی اوقات ما واکنش افراطی در برابر این ها نشان
می دهیم و هراس داریم از این که نظریه مخالفان طرح شود تا مبادا کشور ما مورد لطمه
قرار گیرد

.

زیرا ما خط قرمز داریم؛ خط قرمز ما پس از ضروریات دین، امنیت ملی ماست.
این ها را باید محترم بدانیم و آنچه ضروریات دین یا امنیت ملی را تهدید می کند
اظهار نکنیم

.

در عین حال، باید گفت: حوزه فکر و اندیشه و عرصه علمی حوزه وسیعی است. چرا
که ممکن است برخی نظرات با نظرات بعضی افراد مخالف باشد، ولی با ضروریات دین مخالف
نباشد. ولی ما متأسفانه هنوز به فضایی که هر کس بتواند نظرات خود را با در نظرگرفتن
آن چارچوب ها آزادانه اظهار کند نرسیده ایم

.

برای شکوفایی، تفکر، برای طرح نظریه، برای تولید علم،
ما به یک فضای سالم امن احتیاج داریم؛ فضایی که مشوّق تولید علم باشد. ما از یک سو
به ابتکار و خلّاقیت تشویق کنیم، از سوی دیگر، جرأت طرح را از دیگران بگیریم، این
عملاً متناقض است

.

نوآوری یعنی چه؟ نوآوری خیلی مواقع تصحیح فکر موجود است؛ یعنی
گاهی مواقع نوآور می گوید: آنچه شما بدان اعتقاد دارید، غلط است. اگر ما تحمل
شنیدن این حرف را نداشته باشیم، راه نوآوری را بسته ایم. بنابراین، کلید رشد علمی
و شکوفایی فکری

«

آزادی» است، البته در چارچوب عقل و شرع، نه بی بند و باری در
هر نوع اظهارنظری و نه اختناق و استبداد فردی یا صنفی. این آزادمنشی است که خود
افراد و جوامع علمی باید به آن هابرسند و شرط ضروری جنبش علمی همین است. در بسیاری
از مواقع ما امنیت ملی را بهانه قرار می دهیم برای جلوگیری از هرگونه اظهار نظر.
این باید تعریف شده باشد؛ یعنی اگر در جامعه ای، این را چارچوب قرار می دهند،
تعریف کنند؛ تابع سلیقه ها نباشد تا هرکس به میل خودش بیاید تعریفی از آن ارائه
کند. این باید قانونمند و تعریف شده باشد. ما نه باید به عنوان «آزادی»، که چیز
مقدّسی است، ارزش های مقدّس را لکه دار کنیم و نه باید ارزش های مقدّس را بهانه
قرار دهیم برای سلب هرگونه آزادی و اظهارنظر، بیان، نظریه، فکر و اندیشه. یکی از
موانع، ارزش های غلطی است که در جوامع علمی ما ممکن است وجود داشته باشند. فرض
بفرمایید مثلاً در حوزه علمیه، اگر ما برای یک علم اعتبار، اعتنا و بهای زیادی
قایل شدیم و برای دیگر علوم چندان احترامی قایل نبودیم، طبیعی است که تمام
استعدادها سراغ آن علم می روند، در حالی که ممکن است سال ها بروند در یک رشته علمی
زحمت بکشند و متخصص هم بشوند، ولی کسی برای آن ها احترام و اعتنایی قایل نباشد و
ما متأسفانه این مشکلات را داریم. می توانید سئوال کنید که آیا در حوزه ما یک
مورّخ به اندازه یک فقیه اعتبار دارد؟ اگر ندارد، معنایش این است که ما تشویق
می کنیم که همه دنبال فقه بروند و سرمایه گذاری لازم را در تاریخ نکنند. به همین
دلیل، نه نامی دارد و نه نانی. آیا ما برای یک متخصص تعلیم و تربیت به اندازه یک
استاد فلسفه ارزش قایلیم؟ این ها هیچ دلیل عقلی و منطقی ندارند، یک سنّت رسمی باقی
مانده است و گاهی این ارزش ها موجب می شوند که هزاران نفر دنبال یک کار تکراری واحدی
بروند که حتی ممکن است نیازی هم به آن نباشد. انگیزه چندانی برای آن کارها نباشد.
وقتی صحبت از جنبش علمی می شود، باید همه جانبه باشد. پرداختن به یک علم و مسکوت
گذاشتن بقیه رشته ها موجب می شود علمی فربه شود، ولی بقیه علوم لاغر بمانند. در
نتیجه خود همان علم هم پیشرفت نمی کند؛ چون پیشرفت علوم در ارتباط متقابل با
یکدیگر است

.

عوام زدگی یکی دیگر از موانع است که فرد عالم یا
جامعه علمی ممکن است گرفتار آن بشوند. گاهی برخی به پرگویی و پرنویسی علاقه دارند؛
یعنی می بینیم شخصی مرتب و با فواصل زمانی بسیار کوتاه کتاب چاپ، و مقاله منتشر
می کند؛ گویی مسابقه در تعداد کتاب چاپ کردن گذاشت صفحه محتوای کاملاً استاندارد است که بر اساس اصول علمی و دانشگاهی تدوین شده است. تمامی اطلاعات با دقت تنظیم شده و آماده استفاده برای پروژه‌های تحقیقاتی و علمی می‌باشد.

با دریافت این مجموعه، دیگر نیازی به صرف وقت برای تنظیم و ویرایش نخواهید داشت. ساختار منظم و حرفه‌ای فایل فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری کار شما را ساده‌تر کرده و ارائه مطالب را آسان‌تر می‌سازد. همچنین، پاورپوینت هدیه‌ای که همراه فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری دریافت می‌کنید، یک ابزار ایده‌آل برای ارائه‌های دانشگاهی و حرفه‌ای خواهد بود.

تمامی محتوا به‌روزرسانی شده و مطابق با استانداردهای آموزشی تهیه شده است. علاوه بر این، فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری کاملاً ویرایش‌پذیر بوده و می‌توانید آن‌ها را بر اساس نیاز خود شخصی‌سازی کنید.

کیفیت این مجموعه تضمین‌شده است و در صورت بروز هرگونه مشکل، تیم پشتیبانی آماده پاسخگویی خواهد بود. پس این فرصت استثنایی را از دست ندهید و همین حالا فایل فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری را دریافت کنید!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و آسیب شناسی جنبش نرم افزاری :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در گفت وگو با حجت الاسلام دکتر علی مصباح و دکتر
محمد فنائی اشکوری

پس از انتشار نامه مقام معظم رهبری، که در پاسخ به
نامه جمعی از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه مرقوم فرموده بودند، چندی است که پدیده
جنبش نرم افزاری در محافل علمی و دانشگاهی و حوزوی مطرح گردیده و بحث هایی پیرامون
آن صورت گرفته است. از آن جا که تحلیل زیرساخت ها، پیش فرض های نظری، موانع تحقق و
آسیب شناسی این جنبش، از اصول اساسی آن به شمار می رود، بر آن شدیم تا گفت وگوهایی
را پیرامون این موضوع با برخی از کارشناسان داشته باشیم. در این شماره معرفت به این
مهم پرداخته ایم

.

معرفت: جناب آقای دکتر، لطفا تعریف خودتان را از
«جنبش نرم افزاری» بفرمایید

.

دکتر مصباح: اگر جنبش نرم افزاری را از زاویه
لغت شناسی بررسی کنیم، از دو مفهوم «جنبش» و «نرم افزار» تشکیل شده است. جنبش
اصالتا یک اصطلاح سیاسی است که در فرهنگ سیاسی برای تبیین حرکت های اجتماعی
سیاسی به کار می رود. این واژه، در زمینه های دیگر به صورت استعاره به کار گرفته
می شود، و به تناسب شباهت هایی که وجود دارد، با تغییراتی در معنا، به کار برده
می شود. جنبش معمولاً در مواردی به کار می رود که وضع موجود در یک زمینه خواه
سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، یا اقتصادی مورد رضایت کامل نباشد، و روند امور در آن
حیطه نیز آینده صددرصد امیدبخشی را ترسیم نکند. در چنین موقعیتی، این احساس به
وجود می آید که باید حرکت و جهت گیری جدیدی رخ دهد تا اوضاع رو به راه شود و کارها
در جهت صحیحی به پیش رود. از ویژگی های دیگر یک جنبش، اجتماعی بودن آن است. اگر
کسی نظریه جدیدی عرضه کند، یا حزب جدیدی تأسیس نماید، یا کار جدیدی را شروع کند،
جنبش نامیده نمی شود. جنبش مستلزم آن است که یک حرکت، اجتماعی باشد و بخش نسبتا
وسیعی از افراد را دربر بگیرد. شاید دیگر ویژگی این لفظ را بتوان در آن دانست که
در یک جنبش، نظر به هر تحولی نیست، بلکه تحول مثبت است که جنبش به حساب می آید.
حرکت و تحولی در زمره جنبش ها قرار می گیرد که گامی مثبت در جهت آرمان ها و اهداف
کسانی باشد که آن را به وجود می آورند

.

اما نرم افزار، در مقابل سخت افزار، و از اصطلاحات
علوم رایانه وام گرفته شده، و با نوعی استعاره در اینجا به کار رفته است. در علوم
رایانه، ابزارهای کار با رایانه را به سخت افزار و نرم افزار تقسیم می کنند.
«سخت افزار» قسمت ها یا بخش های مکانیکی، الکتریکی، و الکترونیکی رایانه است که
جنبه فیزیکی دارد، و

«

نرم افزار» به دستورالعمل هایی گفته می شود که برای به کار
بردن، تنظیم، مهار و ایجاد ارتباط میان اجزای مختلف سخت افزار استفاده می شود. به
دلیل روابطی که میان علوم گوناگون وجود دارد، این اصطلاحات کاربردها و معناهای
متفاوتی در رشته های علوم پیدا کرده است. به عنوان مثال، همین تقسیم بندی و واژگان
را به ارگانیسم زنده نیز تعمیم داده اند و آن را سایبرنتیک نامیده اند؛ چرا که
معتقدند میان سیستم های الکترونیکی خودکار با سازوکار ارگانیسم زنده مشابهت هایی
وجود دارد. به همین دلیل می گویند در یک موجود زنده، بعضی اعضا و جوارح در حکم
سخت افزار است؛ یعنی کار به وسیله آن ها انجام می شود، مانند دست و پا. بخش دیگری
از موجود زنده، در حکم نرم افزار رایانه عمل می کند، و آن عبارت است از قسمتی که
فرمان می دهد دست و پا چگونه حرکت کنند، به چه سمتی بروند، چگونه کنترل شوند، و
میان آن ها هماهنگی به وجود می آورد. مغز و سیستم عصبی موجود زنده است که این نقش
را بر عهده دارد

.

در نظریات اجتماعی نیز این تقسیم بندی را به اجتماع
سرایت داده، گفته اند: نه تنها یک موجود زنده به این دو بخش قابل تقسیم است، بلکه
در جامعه هم می توان نیروهای اجتماعی را به دو بخش تقسیم نمود: بخش هایی که ابزار
یا کالا تولید می کنند، و بخش هایی که تولید فکر و نظریه می کنند. بخش اول در حکم
سخت افزار و بخش دوم، که هدایت گر حرکت های جامعه است، در حکم نرم افزار است. در
گام بعدی، این مسئله از یک جامعه نیز فراتر رفته، به کل جوامع و تمدن های بشری در
طول تاریخ تسرّی یافته است. بر این اساس گفته می شود: در عناصر تمدن ساز، دو بخش
از یکدیگر قابل تفکیک است: یکی بخش سخت افزاری تمدن که همان ابزارها، کالاها،
فن آوری و تکنولوژی است، و دو دیگر بخش نرم افزاری تمدن است؛ یعنی فکر، علم و
نظریه پردازی

.

بنابراین، تعبیر «جنبش نرم افزاری» را می توان این گونه تعریف
کرد: یک حرکت اجتماعی برای ایجاد تحول مثبت در روند تولید فکر، علم، و
نظریه پردازی به منظور برپا ساختن تمدنی بر اساس مبانی حقیقت محور، و در جهت اهداف
و آرمان های اصیل انسانی. البته ما معتقدیم که آن حقیقت، و این آرمان، همگی در
اسلام ناب محمدی متجلّی می گردد

.

معرفت: جناب آقای دکتر فنائی! تلقّی و تعریف شما از
«جنبش نرم افزاری» چیست؟

دکتر فنائی: از تعبیر «جنبش نرم افزاری» به دست
می آید با عنایت به این که ما در عصر صنعت و تکنولوژی به سر می بریم، در این جا هم
از زبان رایانه استفاده شده است. و این که از این حرکت به «جنبش» تعبیر شده،
معنایش این است که این یک حرکت فردی نیست، یک حرکت جمعی است؛ جریانی است علمی در
حوزه و دانشگاه و بیرون از این ها. گاهی هم با تعابیر مختلف از آن یاد کرده اند؛
مانند تولید علم یا تولید نظریه و منظور آن است که ما حرکتی برای خلاّقیت فکری
سازمان یافته و هدفدار و جمعی، متناسب با نیازهای کنونی و متناسب با طرح ها و
آرمان هایمان، داشته باشیم

.

این حرکت، جمعی است، نه فردی؛ باید هدفمند باشد، نه بی ضابطه؛
باید برنامه ریزی شده باشد، نه اتفاقی و بدون برنامه؛ باید مداوم باشد، نه مقطعی؛
باید اجتهادی باشد، نه مقلّدانه. این ها عناصری هستند که برای داشتن یک جنبش فکری
لازمند تا ما به مرحله خلاّقیت و تولید علم برسیم

.

معرفت: بفرمایید تحلیل شما از زیرساخت ها و
پیش فرض های نظری این جنبش چیست؟

دکتر مصباح: پیش فرض اول آن است که، آنچه امروز در
جامعه ما و در تمدن اسلامی در جریان است، دقیقا آن چیزی نیست که ما را به هدف
اسلام برساند و اهداف آرمانی انقلاب را تأمین کند. بنابراین، باید تعریف جدیدی از
مهره ها و عناصر موجود درجامعه فکری نخبگان ارائه شود تاتحوّل مثبتی پدید آید

.

پیش فرض دیگر آن است که این کمبود بیش از آن که ناشی
از عقب ماندگی در تکنولوژی و سخت افزارهای تمدنی باشد، به مسائل فکری و
نظریه پردازی مربوط است

.

بنابراین، اولویت با حرکت و جنبشی است که در بخش نرم افزاری و
اندیشه سازی رخ دهد تا تحول مثبتی ایجاد شود

.

پیش فرض سوم این است که چنین چیزی ممکن است؛ به این
معنا که ما با وجود این که از نظر تکنولوژی و سخت افزاری در مراحلی عقب تر از بعضی
کشورهای دیگر قرار داریم و این چیزی نیست که قابل انکار باشد ولی در عین حال،
منابعی در اختیار داریم، و در اندیشه اسلامی ظرفیت هایی وجود دارد که می توانیم از
حیث نظریه پردازی در مسائل تمدنی، و بخصوص در زمینه علوم انسانی و اجتماعی، حرف
اول را بزنیم، به شرط آن که چنین جنبشی ایجاد شود و تحولی در نظریه پردازی در این
زمینه ها رخ دهد

.

دکتر فنائی: ما در دنیایی زندگی می کنیم که با گذشته
خیلی متفاوت است؛ در دنیای پیچیده ای زندگی می کنیم. زندگی در چنین دنیایی بدون
حرکت پر شتاب علمی ممکن نیست؛ یعنی ما خلّاقیت و تولید علم را نه فقط برای پیشرفت
می خواهیم، بلکه دنیا به گونه ای شده است که ما برای ادامه حیات نیازمند به چنین
فعالیت های علمی پویا و خلّاق هستیم. زندگی به گونه ای شده که بدون رشد علمی و
بدون سرعت در تولید علم نمی توان زندگی کرد. رقابت در دنیا به حدّی تنگ است که
کم ترین درنگی باعث اختلال در اصل ادامه حیات می شود. علاوه بر این، ما به ادامه
حیات و زنده بودن قانع نیستیم. ما خواستار پیشرفت و پیش گامی هستیم و برای این
منظور، جنبش تولید علم ضروری است. ما اگر بایستیم، ایستایی نابودی است، نه فقط
عقب ماندگی. در گذشته، ایستایی عقب ماندگی بود، اما امروزه ایستایی اصلاً با بودن
در چنین جهانی سازگار نیست. همان گونه که رقابت در میدان های مسابقات ورزشی هرساله
سخت تر می شود چون رقبا سعی می کنند از آخرین فنون، ابزارها و روش ها و تا حد
ممکن از عوامل مختلف استفاده کنند تا جایگاه خود را ارتقا دهند و اگر کشوری با
همان روش های سنّتی خودش بخواهد رقابت کند، روشن است که اصلاً توان چنین کاری
ندارد ما هم برای ادامه بقا و برای حفظ نظام، به چنین تحوّلی نیاز داریم. علاوه
بر این، ما مدعی هستیم که آمده ایم در جهان طرحی نو درافکنیم و ایده آل ها و
آرمان های تازه ای مطرح نماییم؛ مدعی هستیم که می خواهیم فکر و انقلابمان را صادر
کنیم و این خواسته های بلند و عظیم بدون یک حرکت علمی و انقلابی و همه جانبه فقط می توانند
در سطح شعار باقی بمانند. اگر می خواهیم این ها به واقع بپیوندند، ناچاریم این
جنبش علمی را عملاً به انجام برسانیم

.

معرفت: علاوه بر پیش فرض هایی که در جهت تحقق جنبش
نرم افزاری وجود دارند، بفرمایید چه موانعی درمسیرتحقق این جنبش وجود دارد؟

دکتر فنائی: موانع زیادی هستند؛ مهم ترین مانع عدم
درک ضرورت چنین جنبشی است

.

اگر ما احساس نکنیم که به چنین تحولی نیاز داریم، چنین تحولی
ایجاد نخواهیم کرد

.

مانع دوم این است که ممکن است ما به اهمیت این جنبش توجه داشته
باشیم، اما برای آن برنامه ریزی نداشته باشیم که در آن صورت، فقط به صورت یک شعار
باقی خواهد ماند و عملی نخواهد شد. در این سال ها طرح های گوناگونی مطرح شده اند؛
طرح های با ارزشی که اگر عملی می شدند، می توانستند تأثیر زیادی بر جامعه ما
بگذارند. ما از اسلامی شدن دانشگاه ها زیاد سخن گفته ایم، از امر به معروف و نهی
از منکر

.

طرح هایی که مقام معظّم رهبری هر ساله در اول سال مطرح می کنند، حکومت
علوی، نهضت خدمت رسانی، رفع تبعیض، فساد و فقر و مانند این ها. وقتی این طرح ها
مطرح می شوند، سر وصدایی در جامعه بپا می شود، در مطبوعات، رسانه ها، نمازجمعه،
ولی پس از مدتی فروکش می کند و کاری که لازم بود، پی گیری نمی شود؛ حداکثر سمیناری
برگزار می شود، کنفرانسی تشکیل می شود و قضیه در همین حد باقی می ماند. امیدوارم این
قضیه «جنبش نرم افزاری» به این سرنوشت دچار نشود؛ یعنی ما به این حد اکتفا نکنیم
که هرکسی بیاید و اظهارنظری بکند، سخنرانی هایی بشود، جلساتی تشکیل بدهیم و ستاد و
شورایی ترتیب داده شود، ولی در عمل، کار به نتیجه نرسد. برای این که کار به نتیجه
برسد، باید اهمیت آن واقعا درک شود و برای رسیدن به آن برنامه ریزی شود و از روی
درک و احساس مسؤولیت و دل سوزی و به عنوان یک تکلیف با آن برخورد شود

.

این هم کاری است
که یک گروه و یا یک صنف نمی توانند انجام دهند، یک کار جمعی و همه جانبه است که
هرکس باید در حد توان خودش در آن مشارکت داشته باشد. موانع زیادی پیش روی چنین
اقدامات بزرگی هست. یکی از این موانع، سیاسی شدن فضاهای علمی است. سیاسی شدن،
البته به معنای منفی، در اینجا مورد نظر ماست. سیاسی شدن به معنای این که افراد یا
مراکز علمی حساس باشند و نسبت به مسائل کشور بی تفاوت نباشند چیز مطلوبی است، اما
این که احزاب و گروه ها، جریان های اجتماعی و مراکز علمی را به ابزار فشار خودشان
تبدیل کنند و این تعارضات به داخل دانشگاه ها و مراکز علمی و حوزوی نفوذ کنند،
چنین جوّی با جوّ علمی آکادمیک سازگاری ندارد. جوّ علمی آکادمیک نیازمند ثبات، آرامش
و قرار است تا افراد با خاطری آسوده و بدون اغراض و امراض، صرفا به دنبال کار علمی
و گره گشایی باشند. البته وضعیت اجتماعی جامعه هم تأثیر دارد. اگر وضعیت جامعه
بحرانی و پر التهاب و بی ثبات باشد، جامعه و افراد احساس کنند امنیت اجتماعی تهدید
می شود و آینده روشنی را پیش روی نبینند؛ این ها موجب دل سردی و فرار مغزها
می شود. و هرچند در کوتاه مدت قابل تحمل است، ولی اگر چنین فضایی در دراز مدت در
کشوری باقی بماند، طبیعی است که بسیاری از نیروها، استعدادها و انرژی ها را متوقف
می کند، یا این انرژی ها صرف حل معضلات مقطعی و زودگدر می شوند. آن فضای مطمئن،
آرام و دل گرم کننده ای که برای رشد و شکوفایی علم لازم است، نیازمند ثبات است و
مسؤولان جامعه و دولت مردان باید تلاش کنند که چنین ثباتی را روز به روز در جامعه
بیشتر کنند

.

مانع دیگر، که بسیار مهم است فقدان تساهل و تسامح است؛
یعنی عدم سعه صدر. سعه صدر شرط است برای شکوفا شدن استعدادها. اگر صاحب نظری احساس
کند بیان نقطه نظرات او ممکن است موجب تنگی عرصه بر او گردد و موقعیتش از دست
برود، یا متهم شود، جرأت اظهارنظر پیدا نمی کند. بنابراین، یا اصلاً دنبال تولید
علم و تولید نظریه نمی رود، یا اگر هم برود برای طرحش مجالی نمی بیند و یا اگر هم
طرح شود، به دلیل برخورد غلطی که می شود، از آن استفاده صحیح نمی شود. بنابراین،
در حوزه علم و در میان عالمان، باید سعه صدر وجود داشته باشد. ما صدمات زیادی از
افراد غیر مسئول خورده ایم؛ کسانی که غیرمسئولانه عمل می کنند و مقدّسات و امنیت
ملی را در نظر نمی گیرند. گاهی اوقات ما واکنش افراطی در برابر این ها نشان
می دهیم و هراس داریم از این که نظریه مخالفان طرح شود تا مبادا کشور ما مورد لطمه
قرار گیرد

.

زیرا ما خط قرمز داریم؛ خط قرمز ما پس از ضروریات دین، امنیت ملی ماست.
این ها را باید محترم بدانیم و آنچه ضروریات دین یا امنیت ملی را تهدید می کند
اظهار نکنیم

.

در عین حال، باید گفت: حوزه فکر و اندیشه و عرصه علمی حوزه وسیعی است. چرا
که ممکن است برخی نظرات با نظرات بعضی افراد مخالف باشد، ولی با ضروریات دین مخالف
نباشد. ولی ما متأسفانه هنوز به فضایی که هر کس بتواند نظرات خود را با در نظرگرفتن
آن چارچوب ها آزادانه اظهار کند نرسیده ایم

.

برای شکوفایی، تفکر، برای طرح نظریه، برای تولید علم،
ما به یک فضای سالم امن احتیاج داریم؛ فضایی که مشوّق تولید علم باشد. ما از یک سو
به ابتکار و خلّاقیت تشویق کنیم، از سوی دیگر، جرأت طرح را از دیگران بگیریم، این
عملاً متناقض است

.

نوآوری یعنی چه؟ نوآوری خیلی مواقع تصحیح فکر موجود است؛ یعنی
گاهی مواقع نوآور می گوید: آنچه شما بدان اعتقاد دارید، غلط است. اگر ما تحمل
شنیدن این حرف را نداشته باشیم، راه نوآوری را بسته ایم. بنابراین، کلید رشد علمی
و شکوفایی فکری

«

آزادی» است، البته در چارچوب عقل و شرع، نه بی بند و باری در
هر نوع اظهارنظری و نه اختناق و استبداد فردی یا صنفی. این آزادمنشی است که خود
افراد و جوامع علمی باید به آن هابرسند و شرط ضروری جنبش علمی همین است. در بسیاری
از مواقع ما امنیت ملی را بهانه قرار می دهیم برای جلوگیری از هرگونه اظهار نظر.
این باید تعریف شده باشد؛ یعنی اگر در جامعه ای، این را چارچوب قرار می دهند،
تعریف کنند؛ تابع سلیقه ها نباشد تا هرکس به میل خودش بیاید تعریفی از آن ارائه
کند. این باید قانونمند و تعریف شده باشد. ما نه باید به عنوان «آزادی»، که چیز
مقدّسی است، ارزش های مقدّس را لکه دار کنیم و نه باید ارزش های مقدّس را بهانه
قرار دهیم برای سلب هرگونه آزادی و اظهارنظر، بیان، نظریه، فکر و اندیشه. یکی از
موانع، ارزش های غلطی است که در جوامع علمی ما ممکن است وجود داشته باشند. فرض
بفرمایید مثلاً در حوزه علمیه، اگر ما برای یک علم اعتبار، اعتنا و بهای زیادی
قایل شدیم و برای دیگر علوم چندان احترامی قایل نبودیم، طبیعی است که تمام
استعدادها سراغ آن علم می روند، در حالی که ممکن است سال ها بروند در یک رشته علمی
زحمت بکشند و متخصص هم بشوند، ولی کسی برای آن ها احترام و اعتنایی قایل نباشد و
ما متأسفانه این مشکلات را داریم. می توانید سئوال کنید که آیا در حوزه ما یک
مورّخ به اندازه یک فقیه اعتبار دارد؟ اگر ندارد، معنایش این است که ما تشویق
می کنیم که همه دنبال فقه بروند و سرمایه گذاری لازم را در تاریخ نکنند. به همین
دلیل، نه نامی دارد و نه نانی. آیا ما برای یک متخصص تعلیم و تربیت به اندازه یک
استاد فلسفه ارزش قایلیم؟ این ها هیچ دلیل عقلی و منطقی ندارند، یک سنّت رسمی باقی
مانده است و گاهی این ارزش ها موجب می شوند که هزاران نفر دنبال یک کار تکراری واحدی
بروند که حتی ممکن است نیازی هم به آن نباشد. انگیزه چندانی برای آن کارها نباشد.
وقتی صحبت از جنبش علمی می شود، باید همه جانبه باشد. پرداختن به یک علم و مسکوت
گذاشتن بقیه رشته ها موجب می شود علمی فربه شود، ولی بقیه علوم لاغر بمانند. در
نتیجه خود همان علم هم پیشرفت نمی کند؛ چون پیشرفت علوم در ارتباط متقابل با
یکدیگر است

.

عوام زدگی یکی دیگر از موانع است که فرد عالم یا
جامعه علمی ممکن است گرفتار آن بشوند. گاهی برخی به پرگویی و پرنویسی علاقه دارند؛
یعنی می بینیم شخصی مرتب و با فواصل زمانی بسیار کوتاه کتاب چاپ، و مقاله منتشر
می کند؛ گویی مسابقه در تعداد کتاب چاپ کردن گذاشته است. نوشته ها هم از عمق
برخوردار نیستند. اگر کسی بخواهد جدّی تفکر کند، این قدر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *