تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل همراه با هدیه ویژه پاورپوینت!

یک پیشنهاد بی‌نظیر برای شما!

با دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل، یک پاورپوینت حرفه‌ای و جذاب را کاملاً رایگان از ما هدیه بگیرید.

چرا فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل بهترین انتخاب شماست؟

  • 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    مقدمه

    در دنیای معاصر، با عنایت به پیوند
    بسیارنزدیک جوامع بشری، که عوامل حیاتی متعددی ملت ها را به تعاون و همکاری
    وهم زیستی مسالمت آمیز فرا می خواند وزندگی در انزوا را دشوار می نماید،
    تبیین جایگاه و نقش دین، به ویژه اسلام، درتوسعه حقوق بین الملل حیاتی است و هرنوع
    ابهام و اجمال در این زمینه می تواندگم راه کننده و مشکل ساز باشد; چنانچه بعضی
    دچار چنین اشتباهاتی گردیده اند

    . (۱)

    اما ارتکاب اشتباه و انحراف چندان غیرمنتظره
    نمی نماید; زیرا به گفته ویلیام جیمز «انسان معلوماتش در برابرمجهولاتش مانندقطره دربرابردریاست

    »;
    (۲)

    انسانی که به اقرار
    انیشتین، «هنوز نتوانسته افسانه بزرگ

    (

    معمای خلقت) را حل کند وآنچه که تاکنون از طبیعت خوانده،
    تازه به اصول آن آشنا شده، در برابر مجلداتی که خوانده و فهمیده هنوز از حل و کشف
    این معما خیلی دور است

    »; (۳)

    همو که هنوز ازاسرارساختمان وجودی اش بی اطلاع
    است تا آن جا که الکسیس کارل رسما او را«موجودی ناشناخته » می خواند

    .
    (۴)

    این ها نمونه اعترافاتی است در زمینه محدودیت
    دانش بشری و در مواردی،زمینه ساز سوء برداشت ها، اشتباهات واتهاماتی که از جمله
    نسبت به دین مطرح گردیده است و بدون تردید، می تواند نقش دین،به خصوص چهره نظام حقوقی
    اسلام،را وارونه جلوه دهد; چنانچه برخی اعتقاددارند که تامین صلح و امنیت جهانی
    وهم زیستی مسالمت آمیز و در یک کلام،حقوق بین الملل محصول تمدن غرب بوده و تحقق آن
    جز بر اساس ارزش های موجود در مکاتب غربی امکان پذیر نیست و ناخواسته پرسش هایی را
    ایجادمی نماید: نقش دین در ساختار قواعدحقوقی چگونه است؟ آیا دین در توسعه حقوق
    بین الملل نقش داشته است؟ و …مسلما در فضای شک و تردید، و ابهام وانکار، عده ای
    به این سمت گرایش می یابندکه نقش دین را در این زمینه انکار و یابسیار ضعیف جلوه
    دهند; همان گونه که درسایر زمینه ها این افترا رابه دین بسته اند وتنها وجدان و
    عقل را منبع قانون و حقوق قلم داد کرده اند

    . (۵)

    اظهار نظر جامع در این زمینه وپاسخ گویی به
    شبهات و رد اتهامات وارده شد، نیازمند توان علمی و امکانات درخورمی باشد، به ویژه
    که این اقدام، یک کار فنی و تخصصی است و در نوع خود، ابتکاری و جدید; چه این که در
    این زمینه، تاکنون باعنوان مستقل، کاری صورت نگرفته، هرچند در خلال مباحث دیگر به
    طور جسته گریخته بدان اشاره شده است. به همین دلیل، در این بحث، سعی بر آن است که
    تاحد امکان، نقش دین، به خصوص اسلام،که کامل ترین ادیان آسمانی است، در
    زمینه توسعه حقوق بین الملل تبیین گردد. بدان امید که پرده ابهام از چهره دین در
    این زمینه کنار زده شود و با استناد به مدارک وشواهد معتبر، به جهانیان اعلام گردد
    که پیامبران الهی علیهم السلام اولین کسانی بوده اند که بشر را با «اجتماع »،
    «مصالح اجتماعی » و«نحوه روابط اجتماعی » آشنا ساخته اند ودعوت به اجتماع و
    هم زیستی مسالمت آمیزتوسط انبیاءعلیهم السلام ابتدا در قالب دین آغازگشته است

    (۶)

    ودین متکفل بیان راه ورسم ها،معیارها
    و قواعد سالم تنظیم کننده رفتارهای بشری است که در گذر زمان و
    طی روندتکاملی اش درنهایت،به شریعت اسلام،کامل ترین ادیان، منتهی شده است

    .
    (۷)

    پیش از ورود به بحث اصلی، تذکرچند نکته ضروری
    است

    :

    دین یا ادیان؟

    از دیدگاه قرآن کریم، دین خدا یکی است،اختلاف
    و تعدد در آن راه ندارد

    . (۸)

    البته این هرگز با راه و روش هایی در زمینه
    وظایف جزئی غیراساسی که برای هر امتی به منظور آزمایش در حد نیازهایشان
    تعیین می گردیده است، منافاتی ندارد

    . (۹)

    بنابراین، استعمال کلمه «دین » به
    صیغه جمع(ادیان)مجازی وناظر به تعدد روش هااست. دین عبارت است از روش خاصی در
    زندگی که هم صلاح زندگی دنیا را تامین می کند و در عین حال، با کمال اخروی وزندگی
    دایمی و حقیقی در جوار خدای متعال موافق است. ناگزیر چنین شریعتی باید دارای
    قوانینی باشد که متعرض حال معاش به قدر احتیاج نیز باشد

    . (۱۰)

    نقش پیامبران علیهم
    السلام در شکوفایی تمدن بشری

    در جهان بینی الهی، انبیاعلیهم السلام به
    عنوان رهبران و کتب آسمانی به منزله قوانین ودستورالعمل هاست تا همت آن ها
    بدرقه راه بشر گشته و نوسفران طریق تکامل را به سرمنزل مقصود برسانند. به بیان
    دیگر،زندگی اجتماعی بشر در تمام مراحل، اعم از قانون گذاری، ضمانت اجرا و
    تامین عدالت اجتماعی، بدون هدایت الهی وارتباط با عالم غیب ممکن نیست
    وپیامبران علیهم السلام بنیان گذاران اصلی اخلاق،ایمان و قانون بوده و در پیدایش
    تمدن وشکوفایی روحیه تعاون و هم زیستی مسالمت آمیز نقش اساسی ایفا کرده اند.برای
    درک این حقیقت، کافی است فلسفه بعثت پیامبران علیهم السلام مورد توجه قرار گیردکه
    اجمال آن عبارت است از

    :

    تعلیم و تربیت انسان ها

    ; (۱۱)

    اقامه قسط و عدل

    ; (۱۲)

    آزادی انسان ها

    ; (۱۳)

    انذارو تبشیر

    ; (۱۴)

    رفع اختلاف و نزاع

    ; (۱۵)

    اتمام حجت

    . (۱۶)

    با توجه به فلسفه بعثت انبیاعلیهم السلام، نقش آنان
    در ایجاد تمدن و شکوفایی روحیه هم زیستی و تعاون به خوبی نمایان می گردد و معلوم
    می شود که اگر مکتب انسان ساز پیامبران علیهم السلام نبود، جامعه بشریت چه سرنوشتی
    داشت. نتیجه مترتب بر این موضوع آن است که دین برخلاف پنداربسیاری، شخصی و خصوصی نیست،
    بلکه حقیقتی است که در همه ابعادو زوایای زندگی انسان ها حضور دارد وقادر است
    زندگی بشر را در همه زمینه هاتحت پوشش قرار دهد

    .

    پیامبران الهی علیهم السلام انسان های آزاده
    وشایسته ای بوده اند که فارغ از ویژگی های ملی و امتیازات قومی، نژادی و
    منافع شخصی، با اراده الهی تلاش کرده اندانسان ها را به فطرت، حقوق و
    تکالیفشان آشنا سازند و معنویت و مکارم اخلاقی رابه اوج شکوفایی برسانند و با
    تعلیم اصول و احکام الهی، جامعه بشری را به سوی وحدت،تعاون،ایثارو زندگی
    مسالمت آمیزسوق دهند و از ظلم و تعدی نسبت به یکدیگر باز دارند، تا آن جا که اگر
    خودانسان ها هم بخواهند مقرراتی را وضع نمایند از احکام دینی و تعلیمات
    مذهبی بی تاثیر نیستند

    .

    نقش دین در ساخت
    قواعد حقوقی

    با یک نگاه جامعه شناسانه به مذهب،می توان
    گفت: در هیچ جامعه ای، قواعد وهنجارهای حقوقی بی تاثیر از دین نبوده ودر واقع،
    حقوق، مذهب و اخلاق پیوندی بسیار عمیق با هم داشته و تافته ای به هم بافته است.
    اندیشه کهن «رستگاری

    » (۱۷)

    درادیان، که انسان ها را از آلودگی به گناه منع می کند و
    برای نیکوکاران پاداش و برای بدکاران، کیفر مقرر می دارد و نیز اعتقاد به روز
    قیامت که تا حد زیادی از ستم ها وتجاوزهای بشرنسبت به یکدیگر می کاهد،در توسعه
    قواعد حقوقی و هنجارهای قانونی و تنظیم روابط زندگی اجتماعی انسان ها، نقش به سزایی
    ایفا می کند. این همه خدمات ارزنده درست در اعصاری انجام گرفته که حق، قانون،
    امنیت، صلح،نظم و عدالت چندان مورد نظر نبوده است.بدون شک، دین از مهم ترین
    نیروهای سازنده حقوق به شمار می رود. حتی درکشورهایی که مذهب در آن رسمیت نداردو
    حقوق را از دین تفکیک کرده اند، اثرعقاید مذهبی را در تدوین، توسعه واجرای قانون
    نمی توان انکار کرد. باشکل گیری حقوق، هنجارهای دینی برخاسته از اندیشه «رستگاری

    »

    ،
    که پاسدارنظم پیشین و سنتی و کیفر بدکاران وپاداش نیکوکاران و دادگران بوده،
    جای خود را به حقوق داده و به عنوان مدافعان دادرسی قضایی درآمده است. با این
    بینش،به جرات می توان گفت: اخلاق، حقوق ومذهب تافته ای به هم بافته اند

    .

    از دید تاریخی نیز اولین نظام
    حقوقی مربوطبه پیامبران الهی علیهم السلام است;انسان های والا و شایسته ای که به
    صورت هماهنگ ومرتبط به هم، در طول زمان، جامعه بشری را از انحرافات و بدی ها بر
    حذر داشته و به سوی خوبی ها و ارزش ها هدایت کرده اند

    .

    وجود قوانین بسیار قدیمی به صورت «تلمود
    یهود» و «قوانین کلیسا» و حاکمیت آن بر جوامع مسیحی در طول چند قرن،همچنین شریعت
    اسلام که از آغاز تاکنون بر بخش هایی از جهان حکومت داشته وقوانینی که از کتاب های
    آسمانی همچون تورات و انجیل و به ویژه قرآن کریم استخراج و استنباط شده است این
    روابطرا به خوبی آشکار می سازد

    .

    لوید،

    (Lloyd)

    معتقد
    است که این نقش در جهان باستان و تمدن کهن برجسته ترمی نماید; برخی از قوانین به طور
    مستقیم،از قانون الهی متاثر بوده است. به عنوان نمونه، «ده فرمان » یکی از
    آن هاست. بعضی از قوانین نیز هر چند اصل خود را مدیون منابع بشری می دانند، اما از
    ضمانت اجرای الهی برخوردار بوده و الهام الهی به قانون گذاران بشری مقیاس و اصول
    کارآن ها بوده است. و چه بسیار قانون گذارانی که آرزو داشته اند به عنوان چهره های اسطوره ای،
    قهرمانی مطرح شوند. تاریخ یونان باستان بیانگر این نمونه ها وبرداشت ها می باشد.
    «در قوانین افلاطونی،وقتی یک آیینی از یک شهروند کریتا

    Crete

    سؤال می کند که فضیلت نهادن قوانین تو به چه کسی
    منسوب است; انسان یا خدا، آن مرد کریتی در پاسخ می گوید: به یک خدا، بی گمان به یک
    خدا; یعنی به این دلیل، قوانین در نزد من فضیلت دارد که به خدا منسوب است


    (۱۸)

    این احساس و برداشت اولیه، که حقوق به
    گونه ای ریشه در دین دارد، به حقوق و هنجارهای حقوقی اعتبار فراوان می بخشد; زیرا
    امر و نهی در بینش دین باوران از جایگاه والایی برخوردار بوده ویک عنصرمقدس ومورداحترام تلقی می گرددو
    اگر قانون شکن و مجرم در این جهان ازچنگ عدالت و قانون برهد، از کیفر قیامت و
    عدالت الهی در امان نخواهد بود. در هرحال، از دیدگاه تاریخ حقوق، تاثیر
    قوانین الهی و فعالیت های سازنده و مستمرپیامبران علیهم السلام در تدوین، تحول و
    توسعه قوانین موضوع بشری غیرقابل انکار است

    .

    رابطه حقوق با دین

    در ادیان الهی، حقوق بخشی از مسائل دین است و
    پیوند حقوق با دین بسیارمستحکم می باشد; زیرا زمینه های اجتماعی و عوامل گوناگونی
    که در جامعه بشریت، حاکمیت یک نظام حقوقی رااقتضا می کند، در قرآن کریم، به
    عنوان فلسفه بعثت انبیاعلیهم السلام، ارسال کتب آسمانی و فرستادن ادیان تلقی
    گردیده که بیانگراهمیت نظام حقوقی در ادیان آسمانی است، چندان که گویی وظیفه اصلی
    دین الهی، تحقق بخشیدن به حاکمیت نظام حقوقی آن در جامعه بشری است. برای تبیین
    بیش تر رابطه مزبور، آن را از دو زاویه مورد بحث قرار می دهیم: یکی امکان منطقی و
    دیگری وجود عینی و خارجی

    .

    ۱-

    از لحاظ امکان
    منطقی

    تبیین این نوع رابطه از یک سو، منوط است به
    دین مورد نظر و از سوی دیگر،حقوق مورد بحث. دینی که فاقد دستورات اجتماعی
    الزام آور (حقوق) باشد با دینی که واجد چنین دستورات الزام آوری است،دو نوع متفاوت
    از رابطه را ایجاد می کند. بااین بینش، نظام های حقوقی به خانواده حقوق بشری (حقوق
    سکولار و غیردینی)و حقوق الهی (حقوق دینی و مذهبی)تقسیم شده که هر یک از این دو
    نیزتقسیماتی به شرح ذیل دارند

    :

    خانواده حقوق الهی: خانواده حقوق دینی به دو
    دسته تقسیم می گردد

    :

    الف. نظامی حقوقی که کلیات و مبانی قواعد خود
    را از دستورات دینی الهام گرفته و یا دست کم کلیات و مبانی حقوق آن نظام مورد
    تایید دین باشد; مانند نظام حقوقی کلیسایی و مسیحی

    ;

    ب. نظام حقوقی که تمام یا بیش ترقواعد خود را
    از متن دین گرفته باشد;مانند نظام حقوقی اسلام. در این صورت،ارتباط مستحکم تری
    وجود دارد

    .

    خانواده حقوق بشری: نظام حقوق بشری نیز به دو
    دسته تقسیم می شود

    :

    الف. نظام هایی که صرفا استقلال حقوقی شان را
    مورد تاکید قرار می دهند،اما متعرض انکار یا نفی نقش دین در نظام حقوقی شان
    نیستند. مکاتب حقوق طبیعی، فطری و اثبات گرایی(پوزیتویستی) از این گروه اند

    .

    ب. نظام هایی که علاوه بر اعلان استقلال حقوق
    از دین، نقش دین در حقوق را به کلی انکار می کنند; مانند نظام حقوقی سوسیالیستی و
    کمونیستی

    .

    ۲-

    از لحاظ عینی

    در دنیای معاصر، بیش تر حقوق دانان باتوجه به
    تلقی خاصی که از دین و مذهب دارند، بدون آن که منکر نقش دین در این زمینه باشند به
    جدایی دین از دنیا(سکولاریسم) گرایش دارند، اما در عین حال، به لحاظ عینی و تاریخی،
    رابطه حقوق با دین را باور دارند و معتقدند که «تاریخ نشان می دهد قواعدی که براجتماعات ابتدایی بشری حکومت
    می کرده،جنبه مذهبی داشته است و در طول تاریخ،کم تر دوره ای را می توان یافت که
    حقوق ازقواعد مذهبی متاثر نبوده باشد

    (۱۹)

    ویژگی های عمده
    حقوق بین الملل

    مجموعه اصول و مقرراتی که امروزه برسراسرجهان
    حاکم است ومعروف به حقوق بین الملل می باشد ویژگی هایی دارد که درکتاب ها کم و بیش
    مورد توجه قرار گرفته است

    . (۲۰)

    در این جا، به مناسبت، به دوویژگی عمده آن به
    اختصار اشاره می گردد

    :

    ۱.

    حقوق بین الملل پدیده جدیدی نیست، بلکه این اندیشه از دوران قدیم درجامعه
    بشری هر چند به شکل ساده، وجود داشته است. این موضوع بیان گرارتباط نزدیک و
    تنگاتنگ این رشته ازحقوق با تاریخ می باشد. به تبع تحولات وتغییرات جامعه
    بین المللی از دوان باستان تا زمان معاصر، حقوق بین الملل به عنوان حقوق حاکم بر جامعه
    بین الملل نیزدگرگونی های عمیق و شگرفی داشته است.بنابراین، یکی از عواملی که
    می تواندضمن آشنایی با حقوق بین الملل، ما را درزمینه نقش دین در توسعه این رشته
    ازحقوق یاری نماید، بررسی کامل این تحولات و دگرگونی هایی است که در گذرزمان اتفاق
    افتاده است; چون با این بررسی ها پرده ابهام از چهره حقایق برداشته می شود و
    واقعیت ها به منصه ظهور می رسد

    .

    ۲.

    حقوق بین الملل یک نظام حقوقی رشد یابنده و متحول است، به گونه ای
    که دامنه آن در دوران معاصر، چنان از توسعه و گستردگی برخوردار گشته که
    امروزه بعضی آن را به عنوان نظام حقوقی برخاسته از روابط متقابل فرهنگ های
    ملل می نگرند و نه به صورت نظامی حقوقی که ویژگی فرهنگی مستقل و خاص خود راداراست
    و حقوق بین الملل نوین به واقع،متاثر از فرهنگ خاصی نیست، بلکه نشان گر آمیزش
    فرهنگ های گوناگون جهان می باشد. به همین دلیل، جامع ارزش های متنوع نیز هست و
    امروزه نقش ارزش های فرهنگی مختلف در حقوق بین الملل انکارناپذیر است

    ;
    (۲۱)

    زیرا

    :

    اولا، دیوان بین المللی دادگستری، خودرا
    نماینده و معرف انواع مهم تمدن ها ونظام های حقوقی اصلی جهان معرفی می کنند و با
    عنایت به نقش ارزش های فرهنگی در حقوق بین الملل، لزوم رعایت تنوع فرهنگی بین ملت های
    جهان را توسطدیوان یادآور می گردد

    .

    ثانیا، قواعد و مقرراتی را که دیوان دردعاوی
    مطرح شده اعمال می کند، قواعد ومقررات جهانی نیست که از لحاظ فرهنگی خنثی و بدون
    جهت گیری نباشد. اثرفرهنگی در این نظام حقوقی، آن را به نحوی جلوه گر ساخته که
    حاوی کنش ها وروابط متقابل فرهنگ ها باشد

    .

    با عنایت به نکات مزبور، به خصوص دو ویژگی
    عمده حقوق بین الملل، جایگاه و نقش دین در توسعه حقوق بین الملل تبیین می گردد

    :

    تاریخ تحول روابط
    بین الملل دردوران باستان

    تقسیم بندی تاریخ تحول حقوق بین الملل از
    موضوعاتی است که حقوق دانان، هرکدام مطابق افکار و سلیقه های خود
    بدان پرداخته اند. فارغ از این تقسیم بندی ها، این بحث به اختصار بیان می گردد

    :

    حقوق بین الملل، که امروز در دنیامطرح است،
    تکوین و تولدش را چهارصدسال پیش می دانند; از زمانی که در اروپاکشورهای مستقلی مدعی برابری وبرخورداری از
    حاکمیت شدند. دراین دوره، گروسیوس را به دلیل عرضه کتابش در سال ۱۶۲۵ م «پدر حقوق
    بین الملل » نامیدند

    .

    مطابق ادعای حقوق دانان برجسته غرب، اندیشه
    تدوین حقوق بین الملل ازابتکارات جرمی بنتام در اواخر قرن هجده می باشد. پس از
    ابتکار فکری او، در مقام عمل، ابتکار عملی در دست فرانسه بود;بدین معنا که مقامات دولتی
    آن کشور یک روحانی به نام پدر گرگوریوس را مامورتهیه «اعلامیه حقوق ملل » ساختند.
    وی نیزطرحی را مشتمل بر ۲۱ ماده تهیه و تقدیم نمود (۱۷۹۵) که البته مورد قبول
    واقع نشد.درست پس ازیک قرن سکوت، نشست های اول و دوم صلح لاهه در سال های ۱۸۹۹
    و۱۹۰۷ تشکیل گردید که دوران جدیدی درحقوق بین الملل ایجاد کرد

    .

    پس از جنگ جهانی اول، تدوین حقوق بین الملل
    وارد مرحله اساسی تری شد; زیرا در کنار انعقاد پیمان های متعدد درزمینه های
    گوناگون، جامعه ملل نیز با ایجادکیمته حقوق دانان در ۱۹۲۴، رسما کارتدوین را آغاز
    کرد. با ایجاد سازمان ملل متحد، منشور این سازمان یکی از وظایف مهم مجمع عمومی را
    تدوین و توسعه حقوق بین الملل قرار داد

    . (۲۲)

    اپنهایم، استاد سابق حقوق بین الملل در
    کمبریج، چنین می نویسد: «حقوق بین الملل نوین محصولی از تمدن مسیحی است; چه اولین
    بار میان کشورهای مسیحی (تقریبا حدود چهارصد سال قبل)ایجاد شد… در قرن های پیشین،
    میان ملل مسیحی و مسلمان یک خصومت دایمی حکم فرما بود

    (۲۳)

    او معتقد است که ریشه های این رشته از حقوق
    به اعصار بسیار دور تاریخ بازمی گردد و باید آن را در میان اصول وقواعدی که ملل
    گوناگون در روابطخارجی شان مراعات می کردند،جست وجو کرد. پیرو این اعتقاد، او
    به بررسی رسوم و مقررات بین المللی یونانیان، رومیان و یهود در قرون
    وسطامی پردازد،

    (۲۴)

    اما هرگز از اسلام نامی نمی برد

    .

    او مقررات اسلام را مؤثر برحقوق بین الملل
    نمی داند

    .

    ژرژ سل در کتاب هشتصد صفحه استاندارد:

    فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل شامل ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    مقدمه

    در دنیای معاصر، با عنایت به پیوند
    بسیارنزدیک جوامع بشری، که عوامل حیاتی متعددی ملت ها را به تعاون و همکاری
    وهم زیستی مسالمت آمیز فرا می خواند وزندگی در انزوا را دشوار می نماید،
    تبیین جایگاه و نقش دین، به ویژه اسلام، درتوسعه حقوق بین الملل حیاتی است و هرنوع
    ابهام و اجمال در این زمینه می تواندگم راه کننده و مشکل ساز باشد; چنانچه بعضی
    دچار چنین اشتباهاتی گردیده اند

    . (۱)

    اما ارتکاب اشتباه و انحراف چندان غیرمنتظره
    نمی نماید; زیرا به گفته ویلیام جیمز «انسان معلوماتش در برابرمجهولاتش مانندقطره دربرابردریاست

    »;
    (۲)

    انسانی که به اقرار
    انیشتین، «هنوز نتوانسته افسانه بزرگ

    (

    معمای خلقت) را حل کند وآنچه که تاکنون از طبیعت خوانده،
    تازه به اصول آن آشنا شده، در برابر مجلداتی که خوانده و فهمیده هنوز از حل و کشف
    این معما خیلی دور است

    »; (۳)

    همو که هنوز ازاسرارساختمان وجودی اش بی اطلاع
    است تا آن جا که الکسیس کارل رسما او را«موجودی ناشناخته » می خواند

    .
    (۴)

    این ها نمونه اعترافاتی است در زمینه محدودیت
    دانش بشری و در مواردی،زمینه ساز سوء برداشت ها، اشتباهات واتهاماتی که از جمله
    نسبت به دین مطرح گردیده است و بدون تردید، می تواند نقش دین،به خصوص چهره نظام حقوقی
    اسلام،را وارونه جلوه دهد; چنانچه برخی اعتقاددارند که تامین صلح و امنیت جهانی
    وهم زیستی مسالمت آمیز و در یک کلام،حقوق بین الملل محصول تمدن غرب بوده و تحقق آن
    جز بر اساس ارزش های موجود در مکاتب غربی امکان پذیر نیست و ناخواسته پرسش هایی را
    ایجادمی نماید: نقش دین در ساختار قواعدحقوقی چگونه است؟ آیا دین در توسعه حقوق
    بین الملل نقش داشته است؟ و …مسلما در فضای شک و تردید، و ابهام وانکار، عده ای
    به این سمت گرایش می یابندکه نقش دین را در این زمینه انکار و یابسیار ضعیف جلوه
    دهند; همان گونه که درسایر زمینه ها این افترا رابه دین بسته اند وتنها وجدان و
    عقل را منبع قانون و حقوق قلم داد کرده اند

    . (۵)

    اظهار نظر جامع در این زمینه وپاسخ گویی به
    شبهات و رد اتهامات وارده شد، نیازمند توان علمی و امکانات درخورمی باشد، به ویژه
    که این اقدام، یک کار فنی و تخصصی است و در نوع خود، ابتکاری و جدید; چه این که در
    این زمینه، تاکنون باعنوان مستقل، کاری صورت نگرفته، هرچند در خلال مباحث دیگر به
    طور جسته گریخته بدان اشاره شده است. به همین دلیل، در این بحث، سعی بر آن است که
    تاحد امکان، نقش دین، به خصوص اسلام،که کامل ترین ادیان آسمانی است، در
    زمینه توسعه حقوق بین الملل تبیین گردد. بدان امید که پرده ابهام از چهره دین در
    این زمینه کنار زده شود و با استناد به مدارک وشواهد معتبر، به جهانیان اعلام گردد
    که پیامبران الهی علیهم السلام اولین کسانی بوده اند که بشر را با «اجتماع »،
    «مصالح اجتماعی » و«نحوه روابط اجتماعی » آشنا ساخته اند ودعوت به اجتماع و
    هم زیستی مسالمت آمیزتوسط انبیاءعلیهم السلام ابتدا در قالب دین آغازگشته است

    (۶)

    ودین متکفل بیان راه ورسم ها،معیارها
    و قواعد سالم تنظیم کننده رفتارهای بشری است که در گذر زمان و
    طی روندتکاملی اش درنهایت،به شریعت اسلام،کامل ترین ادیان، منتهی شده است

    .
    (۷)

    پیش از ورود به بحث اصلی، تذکرچند نکته ضروری
    است

    :

    دین یا ادیان؟

    از دیدگاه قرآن کریم، دین خدا یکی است،اختلاف
    و تعدد در آن راه ندارد

    . (۸)

    البته این هرگز با راه و روش هایی در زمینه
    وظایف جزئی غیراساسی که برای هر امتی به منظور آزمایش در حد نیازهایشان
    تعیین می گردیده است، منافاتی ندارد

    . (۹)

    بنابراین، استعمال کلمه «دین » به
    صیغه جمع(ادیان)مجازی وناظر به تعدد روش هااست. دین عبارت است از روش خاصی در
    زندگی که هم صلاح زندگی دنیا را تامین می کند و در عین حال، با کمال اخروی وزندگی
    دایمی و حقیقی در جوار خدای متعال موافق است. ناگزیر چنین شریعتی باید دارای
    قوانینی باشد که متعرض حال معاش به قدر احتیاج نیز باشد

    . (۱۰)

    نقش پیامبران علیهم
    السلام در شکوفایی تمدن بشری

    در جهان بینی الهی، انبیاعلیهم السلام به
    عنوان رهبران و کتب آسمانی به منزله قوانین ودستورالعمل هاست تا همت آن ها
    بدرقه راه بشر گشته و نوسفران طریق تکامل را به سرمنزل مقصود برسانند. به بیان
    دیگر،زندگی اجتماعی بشر در تمام مراحل، اعم از قانون گذاری، ضمانت اجرا و
    تامین عدالت اجتماعی، بدون هدایت الهی وارتباط با عالم غیب ممکن نیست
    وپیامبران علیهم السلام بنیان گذاران اصلی اخلاق،ایمان و قانون بوده و در پیدایش
    تمدن وشکوفایی روحیه تعاون و هم زیستی مسالمت آمیز نقش اساسی ایفا کرده اند.برای
    درک این حقیقت، کافی است فلسفه بعثت پیامبران علیهم السلام مورد توجه قرار گیردکه
    اجمال آن عبارت است از

    :

    تعلیم و تربیت انسان ها

    ; (۱۱)

    اقامه قسط و عدل

    ; (۱۲)

    آزادی انسان ها

    ; (۱۳)

    انذارو تبشیر

    ; (۱۴)

    رفع اختلاف و نزاع

    ; (۱۵)

    اتمام حجت

    . (۱۶)

    با توجه به فلسفه بعثت انبیاعلیهم السلام، نقش آنان
    در ایجاد تمدن و شکوفایی روحیه هم زیستی و تعاون به خوبی نمایان می گردد و معلوم
    می شود که اگر مکتب انسان ساز پیامبران علیهم السلام نبود، جامعه بشریت چه سرنوشتی
    داشت. نتیجه مترتب بر این موضوع آن است که دین برخلاف پنداربسیاری، شخصی و خصوصی نیست،
    بلکه حقیقتی است که در همه ابعادو زوایای زندگی انسان ها حضور دارد وقادر است
    زندگی بشر را در همه زمینه هاتحت پوشش قرار دهد

    .

    پیامبران الهی علیهم السلام انسان های آزاده
    وشایسته ای بوده اند که فارغ از ویژگی های ملی و امتیازات قومی، نژادی و
    منافع شخصی، با اراده الهی تلاش کرده اندانسان ها را به فطرت، حقوق و
    تکالیفشان آشنا سازند و معنویت و مکارم اخلاقی رابه اوج شکوفایی برسانند و با
    تعلیم اصول و احکام الهی، جامعه بشری را به سوی وحدت،تعاون،ایثارو زندگی
    مسالمت آمیزسوق دهند و از ظلم و تعدی نسبت به یکدیگر باز دارند، تا آن جا که اگر
    خودانسان ها هم بخواهند مقرراتی را وضع نمایند از احکام دینی و تعلیمات
    مذهبی بی تاثیر نیستند

    .

    نقش دین در ساخت
    قواعد حقوقی

    با یک نگاه جامعه شناسانه به مذهب،می توان
    گفت: در هیچ جامعه ای، قواعد وهنجارهای حقوقی بی تاثیر از دین نبوده ودر واقع،
    حقوق، مذهب و اخلاق پیوندی بسیار عمیق با هم داشته و تافته ای به هم بافته است.
    اندیشه کهن «رستگاری

    » (۱۷)

    درادیان، که انسان ها را از آلودگی به گناه منع می کند و
    برای نیکوکاران پاداش و برای بدکاران، کیفر مقرر می دارد و نیز اعتقاد به روز
    قیامت که تا حد زیادی از ستم ها وتجاوزهای بشرنسبت به یکدیگر می کاهد،در توسعه
    قواعد حقوقی و هنجارهای قانونی و تنظیم روابط زندگی اجتماعی انسان ها، نقش به سزایی
    ایفا می کند. این همه خدمات ارزنده درست در اعصاری انجام گرفته که حق، قانون،
    امنیت، صلح،نظم و عدالت چندان مورد نظر نبوده است.بدون شک، دین از مهم ترین
    نیروهای سازنده حقوق به شمار می رود. حتی درکشورهایی که مذهب در آن رسمیت نداردو
    حقوق را از دین تفکیک کرده اند، اثرعقاید مذهبی را در تدوین، توسعه واجرای قانون
    نمی توان انکار کرد. باشکل گیری حقوق، هنجارهای دینی برخاسته از اندیشه «رستگاری

    »

    ،
    که پاسدارنظم پیشین و سنتی و کیفر بدکاران وپاداش نیکوکاران و دادگران بوده،
    جای خود را به حقوق داده و به عنوان مدافعان دادرسی قضایی درآمده است. با این
    بینش،به جرات می توان گفت: اخلاق، حقوق ومذهب تافته ای به هم بافته اند

    .

    از دید تاریخی نیز اولین نظام
    حقوقی مربوطبه پیامبران الهی علیهم السلام است;انسان های والا و شایسته ای که به
    صورت هماهنگ ومرتبط به هم، در طول زمان، جامعه بشری را از انحرافات و بدی ها بر
    حذر داشته و به سوی خوبی ها و ارزش ها هدایت کرده اند

    .

    وجود قوانین بسیار قدیمی به صورت «تلمود
    یهود» و «قوانین کلیسا» و حاکمیت آن بر جوامع مسیحی در طول چند قرن،همچنین شریعت
    اسلام که از آغاز تاکنون بر بخش هایی از جهان حکومت داشته وقوانینی که از کتاب های
    آسمانی همچون تورات و انجیل و به ویژه قرآن کریم استخراج و استنباط شده است این
    روابطرا به خوبی آشکار می سازد

    .

    لوید،

    (Lloyd)

    معتقد
    است که این نقش در جهان باستان و تمدن کهن برجسته ترمی نماید; برخی از قوانین به طور
    مستقیم،از قانون الهی متاثر بوده است. به عنوان نمونه، «ده فرمان » یکی از
    آن هاست. بعضی از قوانین نیز هر چند اصل خود را مدیون منابع بشری می دانند، اما از
    ضمانت اجرای الهی برخوردار بوده و الهام الهی به قانون گذاران بشری مقیاس و اصول
    کارآن ها بوده است. و چه بسیار قانون گذارانی که آرزو داشته اند به عنوان چهره های اسطوره ای،
    قهرمانی مطرح شوند. تاریخ یونان باستان بیانگر این نمونه ها وبرداشت ها می باشد.
    «در قوانین افلاطونی،وقتی یک آیینی از یک شهروند کریتا

    Crete

    سؤال می کند که فضیلت نهادن قوانین تو به چه کسی
    منسوب است; انسان یا خدا، آن مرد کریتی در پاسخ می گوید: به یک خدا، بی گمان به یک
    خدا; یعنی به این دلیل، قوانین در نزد من فضیلت دارد که به خدا منسوب است


    (۱۸)

    این احساس و برداشت اولیه، که حقوق به
    گونه ای ریشه در دین دارد، به حقوق و هنجارهای حقوقی اعتبار فراوان می بخشد; زیرا
    امر و نهی در بینش دین باوران از جایگاه والایی برخوردار بوده ویک عنصرمقدس ومورداحترام تلقی می گرددو
    اگر قانون شکن و مجرم در این جهان ازچنگ عدالت و قانون برهد، از کیفر قیامت و
    عدالت الهی در امان نخواهد بود. در هرحال، از دیدگاه تاریخ حقوق، تاثیر
    قوانین الهی و فعالیت های سازنده و مستمرپیامبران علیهم السلام در تدوین، تحول و
    توسعه قوانین موضوع بشری غیرقابل انکار است

    .

    رابطه حقوق با دین

    در ادیان الهی، حقوق بخشی از مسائل دین است و
    پیوند حقوق با دین بسیارمستحکم می باشد; زیرا زمینه های اجتماعی و عوامل گوناگونی
    که در جامعه بشریت، حاکمیت یک نظام حقوقی رااقتضا می کند، در قرآن کریم، به
    عنوان فلسفه بعثت انبیاعلیهم السلام، ارسال کتب آسمانی و فرستادن ادیان تلقی
    گردیده که بیانگراهمیت نظام حقوقی در ادیان آسمانی است، چندان که گویی وظیفه اصلی
    دین الهی، تحقق بخشیدن به حاکمیت نظام حقوقی آن در جامعه بشری است. برای تبیین
    بیش تر رابطه مزبور، آن را از دو زاویه مورد بحث قرار می دهیم: یکی امکان منطقی و
    دیگری وجود عینی و خارجی

    .

    ۱-

    از لحاظ امکان
    منطقی

    تبیین این نوع رابطه از یک سو، منوط است به
    دین مورد نظر و از سوی دیگر،حقوق مورد بحث. دینی که فاقد دستورات اجتماعی
    الزام آور (حقوق) باشد با دینی که واجد چنین دستورات الزام آوری است،دو نوع متفاوت
    از رابطه را ایجاد می کند. بااین بینش، نظام های حقوقی به خانواده حقوق بشری (حقوق
    سکولار و غیردینی)و حقوق الهی (حقوق دینی و مذهبی)تقسیم شده که هر یک از این دو
    نیزتقسیماتی به شرح ذیل دارند

    :

    خانواده حقوق الهی: خانواده حقوق دینی به دو
    دسته تقسیم می گردد

    :

    الف. نظامی حقوقی که کلیات و مبانی قواعد خود
    را از دستورات دینی الهام گرفته و یا دست کم کلیات و مبانی حقوق آن نظام مورد
    تایید دین باشد; مانند نظام حقوقی کلیسایی و مسیحی

    ;

    ب. نظام حقوقی که تمام یا بیش ترقواعد خود را
    از متن دین گرفته باشد;مانند نظام حقوقی اسلام. در این صورت،ارتباط مستحکم تری
    وجود دارد

    .

    خانواده حقوق بشری: نظام حقوق بشری نیز به دو
    دسته تقسیم می شود

    :

    الف. نظام هایی که صرفا استقلال حقوقی شان را
    مورد تاکید قرار می دهند،اما متعرض انکار یا نفی نقش دین در نظام حقوقی شان
    نیستند. مکاتب حقوق طبیعی، فطری و اثبات گرایی(پوزیتویستی) از این گروه اند

    .

    ب. نظام هایی که علاوه بر اعلان استقلال حقوق
    از دین، نقش دین در حقوق را به کلی انکار می کنند; مانند نظام حقوقی سوسیالیستی و
    کمونیستی

    .

    ۲-

    از لحاظ عینی

    در دنیای معاصر، بیش تر حقوق دانان باتوجه به
    تلقی خاصی که از دین و مذهب دارند، بدون آن که منکر نقش دین در این زمینه باشند به
    جدایی دین از دنیا(سکولاریسم) گرایش دارند، اما در عین حال، به لحاظ عینی و تاریخی،
    رابطه حقوق با دین را باور دارند و معتقدند که «تاریخ نشان می دهد قواعدی که براجتماعات ابتدایی بشری حکومت
    می کرده،جنبه مذهبی داشته است و در طول تاریخ،کم تر دوره ای را می توان یافت که
    حقوق ازقواعد مذهبی متاثر نبوده باشد

    (۱۹)

    ویژگی های عمده
    حقوق بین الملل

    مجموعه اصول و مقرراتی که امروزه برسراسرجهان
    حاکم است ومعروف به حقوق بین الملل می باشد ویژگی هایی دارد که درکتاب ها کم و بیش
    مورد توجه قرار گرفته است

    . (۲۰)

    در این جا، به مناسبت، به دوویژگی عمده آن به
    اختصار اشاره می گردد

    :

    ۱.

    حقوق بین الملل پدیده جدیدی نیست، بلکه این اندیشه از دوران قدیم درجامعه
    بشری هر چند به شکل ساده، وجود داشته است. این موضوع بیان گرارتباط نزدیک و
    تنگاتنگ این رشته ازحقوق با تاریخ می باشد. به تبع تحولات وتغییرات جامعه
    بین المللی از دوان باستان تا زمان معاصر، حقوق بین الملل به عنوان حقوق حاکم بر جامعه
    بین الملل نیزدگرگونی های عمیق و شگرفی داشته است.بنابراین، یکی از عواملی که
    می تواندضمن آشنایی با حقوق بین الملل، ما را درزمینه نقش دین در توسعه این رشته
    ازحقوق یاری نماید، بررسی کامل این تحولات و دگرگونی هایی است که در گذرزمان اتفاق
    افتاده است; چون با این بررسی ها پرده ابهام از چهره حقایق برداشته می شود و
    واقعیت ها به منصه ظهور می رسد

    .

    ۲.

    حقوق بین الملل یک نظام حقوقی رشد یابنده و متحول است، به گونه ای
    که دامنه آن در دوران معاصر، چنان از توسعه و گستردگی برخوردار گشته که
    امروزه بعضی آن را به عنوان نظام حقوقی برخاسته از روابط متقابل فرهنگ های
    ملل می نگرند و نه به صورت نظامی حقوقی که ویژگی فرهنگی مستقل و خاص خود راداراست
    و حقوق بین الملل نوین به واقع،متاثر از فرهنگ خاصی نیست، بلکه نشان گر آمیزش
    فرهنگ های گوناگون جهان می باشد. به همین دلیل، جامع ارزش های متنوع نیز هست و
    امروزه نقش ارزش های فرهنگی مختلف در حقوق بین الملل انکارناپذیر است

    ;
    (۲۱)

    زیرا

    :

    اولا، دیوان بین المللی دادگستری، خودرا
    نماینده و معرف انواع مهم تمدن ها ونظام های حقوقی اصلی جهان معرفی می کنند و با
    عنایت به نقش ارزش های فرهنگی در حقوق بین الملل، لزوم رعایت تنوع فرهنگی بین ملت های
    جهان را توسطدیوان یادآور می گردد

    .

    ثانیا، قواعد و مقرراتی را که دیوان دردعاوی
    مطرح شده اعمال می کند، قواعد ومقررات جهانی نیست که از لحاظ فرهنگی خنثی و بدون
    جهت گیری نباشد. اثرفرهنگی در این نظام حقوقی، آن را به نحوی جلوه گر ساخته که
    حاوی کنش ها وروابط متقابل فرهنگ ها باشد

    .

    با عنایت به نکات مزبور، به خصوص دو ویژگی
    عمده حقوق بین الملل، جایگاه و نقش دین در توسعه حقوق بین الملل تبیین می گردد

    :

    تاریخ تحول روابط
    بین الملل دردوران باستان

    تقسیم بندی تاریخ تحول حقوق بین الملل از
    موضوعاتی است که حقوق دانان، هرکدام مطابق افکار و سلیقه های خود
    بدان پرداخته اند. فارغ از این تقسیم بندی ها، این بحث به اختصار بیان می گردد

    :

    حقوق بین الملل، که امروز در دنیامطرح است،
    تکوین و تولدش را چهارصدسال پیش می دانند; از زمانی که در اروپاکشورهای مستقلی مدعی برابری وبرخورداری از
    حاکمیت شدند. دراین دوره، گروسیوس را به دلیل عرضه کتابش در سال ۱۶۲۵ م «پدر حقوق
    بین الملل » نامیدند

    .

    مطابق ادعای حقوق دانان برجسته غرب، اندیشه
    تدوین حقوق بین الملل ازابتکارات جرمی بنتام در اواخر قرن هجده می باشد. پس از
    ابتکار فکری او، در مقام عمل، ابتکار عملی در دست فرانسه بود;بدین معنا که مقامات دولتی
    آن کشور یک روحانی به نام پدر گرگوریوس را مامورتهیه «اعلامیه حقوق ملل » ساختند.
    وی نیزطرحی را مشتمل بر ۲۱ ماده تهیه و تقدیم نمود (۱۷۹۵) که البته مورد قبول
    واقع نشد.درست پس ازیک قرن سکوت، نشست های اول و دوم صلح لاهه در سال های ۱۸۹۹
    و۱۹۰۷ تشکیل گردید که دوران جدیدی درحقوق بین الملل ایجاد کرد

    .

    پس از جنگ جهانی اول، تدوین حقوق بین الملل
    وارد مرحله اساسی تری شد; زیرا در کنار انعقاد پیمان های متعدد درزمینه های
    گوناگون، جامعه ملل نیز با ایجادکیمته حقوق دانان در ۱۹۲۴، رسما کارتدوین را آغاز
    کرد. با ایجاد سازمان ملل متحد، منشور این سازمان یکی از وظایف مهم مجمع عمومی را
    تدوین و توسعه حقوق بین الملل قرار داد

    . (۲۲)

    اپنهایم، استاد سابق حقوق بین الملل در
    کمبریج، چنین می نویسد: «حقوق بین الملل نوین محصولی از تمدن مسیحی است; چه اولین
    بار میان کشورهای مسیحی (تقریبا حدود چهارصد سال قبل)ایجاد شد… در قرن های پیشین،
    میان ملل مسیحی و مسلمان یک خصومت دایمی حکم فرما بود

    (۲۳)

    او معتقد است که ریشه های این رشته از حقوق
    به اعصار بسیار دور تاریخ بازمی گردد و باید آن را در میان اصول وقواعدی که ملل
    گوناگون در روابطخارجی شان مراعات می کردند،جست وجو کرد. پیرو این اعتقاد، او
    به بررسی رسوم و مقررات بین المللی یونانیان، رومیان و یهود در قرون
    وسطامی پردازد،

    (۲۴)

    اما هرگز از اسلام نامی نمی برد

    .

    او مقررات اسلام را مؤثر برحقوق بین الملل
    نمی داند

    .

    ژرژ سل در کتاب هشتصد صفحه منظم و آماده استفاده است.

  • مورد تأیید علمی: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل بر اساس استانداردهای دانشگاهی تدوین شده و برای پروژه‌های علمی مناسب است.
  • طراحی بی‌نقص: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل با ساختاری مرتب و منظم طراحی شده که کار با آن را آسان می‌کند.
  • هدیه رایگان: همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل، یک پاورپوینت شکیل و حرفه‌ای نیز به شما تقدیم می‌شود.
  • آماده ارائه: فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل و پاورپوینت هدیه به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که بدون نیاز به ویرایش، برای جلسات و ارائه‌ها آماده باشند.
  • مطالب به‌روز و مفید: محتوای علمی فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل به‌گونه‌ای تدوین شده که فهم مطالب را برای شما آسان‌تر کند.
  • قابلیت ویرایش آسان: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل به‌راحتی قابل تغییر و سفارشی‌سازی است.
  • تضمین کیفیت: کیفیت فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل و پاورپوینت هدیه تضمین‌شده است و پشتیبانی کامل ارائه می‌شود.

بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت نقش دین در حقوق بین الملل :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

در دنیای معاصر، با عنایت به پیوند
بسیارنزدیک جوامع بشری، که عوامل حیاتی متعددی ملت ها را به تعاون و همکاری
وهم زیستی مسالمت آمیز فرا می خواند وزندگی در انزوا را دشوار می نماید،
تبیین جایگاه و نقش دین، به ویژه اسلام، درتوسعه حقوق بین الملل حیاتی است و هرنوع
ابهام و اجمال در این زمینه می تواندگم راه کننده و مشکل ساز باشد; چنانچه بعضی
دچار چنین اشتباهاتی گردیده اند

. (۱)

اما ارتکاب اشتباه و انحراف چندان غیرمنتظره
نمی نماید; زیرا به گفته ویلیام جیمز «انسان معلوماتش در برابرمجهولاتش مانندقطره دربرابردریاست

»;
(۲)

انسانی که به اقرار
انیشتین، «هنوز نتوانسته افسانه بزرگ

(

معمای خلقت) را حل کند وآنچه که تاکنون از طبیعت خوانده،
تازه به اصول آن آشنا شده، در برابر مجلداتی که خوانده و فهمیده هنوز از حل و کشف
این معما خیلی دور است

»; (۳)

همو که هنوز ازاسرارساختمان وجودی اش بی اطلاع
است تا آن جا که الکسیس کارل رسما او را«موجودی ناشناخته » می خواند

.
(۴)

این ها نمونه اعترافاتی است در زمینه محدودیت
دانش بشری و در مواردی،زمینه ساز سوء برداشت ها، اشتباهات واتهاماتی که از جمله
نسبت به دین مطرح گردیده است و بدون تردید، می تواند نقش دین،به خصوص چهره نظام حقوقی
اسلام،را وارونه جلوه دهد; چنانچه برخی اعتقاددارند که تامین صلح و امنیت جهانی
وهم زیستی مسالمت آمیز و در یک کلام،حقوق بین الملل محصول تمدن غرب بوده و تحقق آن
جز بر اساس ارزش های موجود در مکاتب غربی امکان پذیر نیست و ناخواسته پرسش هایی را
ایجادمی نماید: نقش دین در ساختار قواعدحقوقی چگونه است؟ آیا دین در توسعه حقوق
بین الملل نقش داشته است؟ و …مسلما در فضای شک و تردید، و ابهام وانکار، عده ای
به این سمت گرایش می یابندکه نقش دین را در این زمینه انکار و یابسیار ضعیف جلوه
دهند; همان گونه که درسایر زمینه ها این افترا رابه دین بسته اند وتنها وجدان و
عقل را منبع قانون و حقوق قلم داد کرده اند

. (۵)

اظهار نظر جامع در این زمینه وپاسخ گویی به
شبهات و رد اتهامات وارده شد، نیازمند توان علمی و امکانات درخورمی باشد، به ویژه
که این اقدام، یک کار فنی و تخصصی است و در نوع خود، ابتکاری و جدید; چه این که در
این زمینه، تاکنون باعنوان مستقل، کاری صورت نگرفته، هرچند در خلال مباحث دیگر به
طور جسته گریخته بدان اشاره شده است. به همین دلیل، در این بحث، سعی بر آن است که
تاحد امکان، نقش دین، به خصوص اسلام،که کامل ترین ادیان آسمانی است، در
زمینه توسعه حقوق بین الملل تبیین گردد. بدان امید که پرده ابهام از چهره دین در
این زمینه کنار زده شود و با استناد به مدارک وشواهد معتبر، به جهانیان اعلام گردد
که پیامبران الهی علیهم السلام اولین کسانی بوده اند که بشر را با «اجتماع »،
«مصالح اجتماعی » و«نحوه روابط اجتماعی » آشنا ساخته اند ودعوت به اجتماع و
هم زیستی مسالمت آمیزتوسط انبیاءعلیهم السلام ابتدا در قالب دین آغازگشته است

(۶)

ودین متکفل بیان راه ورسم ها،معیارها
و قواعد سالم تنظیم کننده رفتارهای بشری است که در گذر زمان و
طی روندتکاملی اش درنهایت،به شریعت اسلام،کامل ترین ادیان، منتهی شده است

.
(۷)

پیش از ورود به بحث اصلی، تذکرچند نکته ضروری
است

:

دین یا ادیان؟

از دیدگاه قرآن کریم، دین خدا یکی است،اختلاف
و تعدد در آن راه ندارد

. (۸)

البته این هرگز با راه و روش هایی در زمینه
وظایف جزئی غیراساسی که برای هر امتی به منظور آزمایش در حد نیازهایشان
تعیین می گردیده است، منافاتی ندارد

. (۹)

بنابراین، استعمال کلمه «دین » به
صیغه جمع(ادیان)مجازی وناظر به تعدد روش هااست. دین عبارت است از روش خاصی در
زندگی که هم صلاح زندگی دنیا را تامین می کند و در عین حال، با کمال اخروی وزندگی
دایمی و حقیقی در جوار خدای متعال موافق است. ناگزیر چنین شریعتی باید دارای
قوانینی باشد که متعرض حال معاش به قدر احتیاج نیز باشد

. (۱۰)

نقش پیامبران علیهم
السلام در شکوفایی تمدن بشری

در جهان بینی الهی، انبیاعلیهم السلام به
عنوان رهبران و کتب آسمانی به منزله قوانین ودستورالعمل هاست تا همت آن ها
بدرقه راه بشر گشته و نوسفران طریق تکامل را به سرمنزل مقصود برسانند. به بیان
دیگر،زندگی اجتماعی بشر در تمام مراحل، اعم از قانون گذاری، ضمانت اجرا و
تامین عدالت اجتماعی، بدون هدایت الهی وارتباط با عالم غیب ممکن نیست
وپیامبران علیهم السلام بنیان گذاران اصلی اخلاق،ایمان و قانون بوده و در پیدایش
تمدن وشکوفایی روحیه تعاون و هم زیستی مسالمت آمیز نقش اساسی ایفا کرده اند.برای
درک این حقیقت، کافی است فلسفه بعثت پیامبران علیهم السلام مورد توجه قرار گیردکه
اجمال آن عبارت است از

:

تعلیم و تربیت انسان ها

; (۱۱)

اقامه قسط و عدل

; (۱۲)

آزادی انسان ها

; (۱۳)

انذارو تبشیر

; (۱۴)

رفع اختلاف و نزاع

; (۱۵)

اتمام حجت

. (۱۶)

با توجه به فلسفه بعثت انبیاعلیهم السلام، نقش آنان
در ایجاد تمدن و شکوفایی روحیه هم زیستی و تعاون به خوبی نمایان می گردد و معلوم
می شود که اگر مکتب انسان ساز پیامبران علیهم السلام نبود، جامعه بشریت چه سرنوشتی
داشت. نتیجه مترتب بر این موضوع آن است که دین برخلاف پنداربسیاری، شخصی و خصوصی نیست،
بلکه حقیقتی است که در همه ابعادو زوایای زندگی انسان ها حضور دارد وقادر است
زندگی بشر را در همه زمینه هاتحت پوشش قرار دهد

.

پیامبران الهی علیهم السلام انسان های آزاده
وشایسته ای بوده اند که فارغ از ویژگی های ملی و امتیازات قومی، نژادی و
منافع شخصی، با اراده الهی تلاش کرده اندانسان ها را به فطرت، حقوق و
تکالیفشان آشنا سازند و معنویت و مکارم اخلاقی رابه اوج شکوفایی برسانند و با
تعلیم اصول و احکام الهی، جامعه بشری را به سوی وحدت،تعاون،ایثارو زندگی
مسالمت آمیزسوق دهند و از ظلم و تعدی نسبت به یکدیگر باز دارند، تا آن جا که اگر
خودانسان ها هم بخواهند مقرراتی را وضع نمایند از احکام دینی و تعلیمات
مذهبی بی تاثیر نیستند

.

نقش دین در ساخت
قواعد حقوقی

با یک نگاه جامعه شناسانه به مذهب،می توان
گفت: در هیچ جامعه ای، قواعد وهنجارهای حقوقی بی تاثیر از دین نبوده ودر واقع،
حقوق، مذهب و اخلاق پیوندی بسیار عمیق با هم داشته و تافته ای به هم بافته است.
اندیشه کهن «رستگاری

» (۱۷)

درادیان، که انسان ها را از آلودگی به گناه منع می کند و
برای نیکوکاران پاداش و برای بدکاران، کیفر مقرر می دارد و نیز اعتقاد به روز
قیامت که تا حد زیادی از ستم ها وتجاوزهای بشرنسبت به یکدیگر می کاهد،در توسعه
قواعد حقوقی و هنجارهای قانونی و تنظیم روابط زندگی اجتماعی انسان ها، نقش به سزایی
ایفا می کند. این همه خدمات ارزنده درست در اعصاری انجام گرفته که حق، قانون،
امنیت، صلح،نظم و عدالت چندان مورد نظر نبوده است.بدون شک، دین از مهم ترین
نیروهای سازنده حقوق به شمار می رود. حتی درکشورهایی که مذهب در آن رسمیت نداردو
حقوق را از دین تفکیک کرده اند، اثرعقاید مذهبی را در تدوین، توسعه واجرای قانون
نمی توان انکار کرد. باشکل گیری حقوق، هنجارهای دینی برخاسته از اندیشه «رستگاری

»

،
که پاسدارنظم پیشین و سنتی و کیفر بدکاران وپاداش نیکوکاران و دادگران بوده،
جای خود را به حقوق داده و به عنوان مدافعان دادرسی قضایی درآمده است. با این
بینش،به جرات می توان گفت: اخلاق، حقوق ومذهب تافته ای به هم بافته اند

.

از دید تاریخی نیز اولین نظام
حقوقی مربوطبه پیامبران الهی علیهم السلام است;انسان های والا و شایسته ای که به
صورت هماهنگ ومرتبط به هم، در طول زمان، جامعه بشری را از انحرافات و بدی ها بر
حذر داشته و به سوی خوبی ها و ارزش ها هدایت کرده اند

.

وجود قوانین بسیار قدیمی به صورت «تلمود
یهود» و «قوانین کلیسا» و حاکمیت آن بر جوامع مسیحی در طول چند قرن،همچنین شریعت
اسلام که از آغاز تاکنون بر بخش هایی از جهان حکومت داشته وقوانینی که از کتاب های
آسمانی همچون تورات و انجیل و به ویژه قرآن کریم استخراج و استنباط شده است این
روابطرا به خوبی آشکار می سازد

.

لوید،

(Lloyd)

معتقد
است که این نقش در جهان باستان و تمدن کهن برجسته ترمی نماید; برخی از قوانین به طور
مستقیم،از قانون الهی متاثر بوده است. به عنوان نمونه، «ده فرمان » یکی از
آن هاست. بعضی از قوانین نیز هر چند اصل خود را مدیون منابع بشری می دانند، اما از
ضمانت اجرای الهی برخوردار بوده و الهام الهی به قانون گذاران بشری مقیاس و اصول
کارآن ها بوده است. و چه بسیار قانون گذارانی که آرزو داشته اند به عنوان چهره های اسطوره ای،
قهرمانی مطرح شوند. تاریخ یونان باستان بیانگر این نمونه ها وبرداشت ها می باشد.
«در قوانین افلاطونی،وقتی یک آیینی از یک شهروند کریتا

Crete

سؤال می کند که فضیلت نهادن قوانین تو به چه کسی
منسوب است; انسان یا خدا، آن مرد کریتی در پاسخ می گوید: به یک خدا، بی گمان به یک
خدا; یعنی به این دلیل، قوانین در نزد من فضیلت دارد که به خدا منسوب است


(۱۸)

این احساس و برداشت اولیه، که حقوق به
گونه ای ریشه در دین دارد، به حقوق و هنجارهای حقوقی اعتبار فراوان می بخشد; زیرا
امر و نهی در بینش دین باوران از جایگاه والایی برخوردار بوده ویک عنصرمقدس ومورداحترام تلقی می گرددو
اگر قانون شکن و مجرم در این جهان ازچنگ عدالت و قانون برهد، از کیفر قیامت و
عدالت الهی در امان نخواهد بود. در هرحال، از دیدگاه تاریخ حقوق، تاثیر
قوانین الهی و فعالیت های سازنده و مستمرپیامبران علیهم السلام در تدوین، تحول و
توسعه قوانین موضوع بشری غیرقابل انکار است

.

رابطه حقوق با دین

در ادیان الهی، حقوق بخشی از مسائل دین است و
پیوند حقوق با دین بسیارمستحکم می باشد; زیرا زمینه های اجتماعی و عوامل گوناگونی
که در جامعه بشریت، حاکمیت یک نظام حقوقی رااقتضا می کند، در قرآن کریم، به
عنوان فلسفه بعثت انبیاعلیهم السلام، ارسال کتب آسمانی و فرستادن ادیان تلقی
گردیده که بیانگراهمیت نظام حقوقی در ادیان آسمانی است، چندان که گویی وظیفه اصلی
دین الهی، تحقق بخشیدن به حاکمیت نظام حقوقی آن در جامعه بشری است. برای تبیین
بیش تر رابطه مزبور، آن را از دو زاویه مورد بحث قرار می دهیم: یکی امکان منطقی و
دیگری وجود عینی و خارجی

.

۱-

از لحاظ امکان
منطقی

تبیین این نوع رابطه از یک سو، منوط است به
دین مورد نظر و از سوی دیگر،حقوق مورد بحث. دینی که فاقد دستورات اجتماعی
الزام آور (حقوق) باشد با دینی که واجد چنین دستورات الزام آوری است،دو نوع متفاوت
از رابطه را ایجاد می کند. بااین بینش، نظام های حقوقی به خانواده حقوق بشری (حقوق
سکولار و غیردینی)و حقوق الهی (حقوق دینی و مذهبی)تقسیم شده که هر یک از این دو
نیزتقسیماتی به شرح ذیل دارند

:

خانواده حقوق الهی: خانواده حقوق دینی به دو
دسته تقسیم می گردد

:

الف. نظامی حقوقی که کلیات و مبانی قواعد خود
را از دستورات دینی الهام گرفته و یا دست کم کلیات و مبانی حقوق آن نظام مورد
تایید دین باشد; مانند نظام حقوقی کلیسایی و مسیحی

;

ب. نظام حقوقی که تمام یا بیش ترقواعد خود را
از متن دین گرفته باشد;مانند نظام حقوقی اسلام. در این صورت،ارتباط مستحکم تری
وجود دارد

.

خانواده حقوق بشری: نظام حقوق بشری نیز به دو
دسته تقسیم می شود

:

الف. نظام هایی که صرفا استقلال حقوقی شان را
مورد تاکید قرار می دهند،اما متعرض انکار یا نفی نقش دین در نظام حقوقی شان
نیستند. مکاتب حقوق طبیعی، فطری و اثبات گرایی(پوزیتویستی) از این گروه اند

.

ب. نظام هایی که علاوه بر اعلان استقلال حقوق
از دین، نقش دین در حقوق را به کلی انکار می کنند; مانند نظام حقوقی سوسیالیستی و
کمونیستی

.

۲-

از لحاظ عینی

در دنیای معاصر، بیش تر حقوق دانان باتوجه به
تلقی خاصی که از دین و مذهب دارند، بدون آن که منکر نقش دین در این زمینه باشند به
جدایی دین از دنیا(سکولاریسم) گرایش دارند، اما در عین حال، به لحاظ عینی و تاریخی،
رابطه حقوق با دین را باور دارند و معتقدند که «تاریخ نشان می دهد قواعدی که براجتماعات ابتدایی بشری حکومت
می کرده،جنبه مذهبی داشته است و در طول تاریخ،کم تر دوره ای را می توان یافت که
حقوق ازقواعد مذهبی متاثر نبوده باشد

(۱۹)

ویژگی های عمده
حقوق بین الملل

مجموعه اصول و مقرراتی که امروزه برسراسرجهان
حاکم است ومعروف به حقوق بین الملل می باشد ویژگی هایی دارد که درکتاب ها کم و بیش
مورد توجه قرار گرفته است

. (۲۰)

در این جا، به مناسبت، به دوویژگی عمده آن به
اختصار اشاره می گردد

:

۱.

حقوق بین الملل پدیده جدیدی نیست، بلکه این اندیشه از دوران قدیم درجامعه
بشری هر چند به شکل ساده، وجود داشته است. این موضوع بیان گرارتباط نزدیک و
تنگاتنگ این رشته ازحقوق با تاریخ می باشد. به تبع تحولات وتغییرات جامعه
بین المللی از دوان باستان تا زمان معاصر، حقوق بین الملل به عنوان حقوق حاکم بر جامعه
بین الملل نیزدگرگونی های عمیق و شگرفی داشته است.بنابراین، یکی از عواملی که
می تواندضمن آشنایی با حقوق بین الملل، ما را درزمینه نقش دین در توسعه این رشته
ازحقوق یاری نماید، بررسی کامل این تحولات و دگرگونی هایی است که در گذرزمان اتفاق
افتاده است; چون با این بررسی ها پرده ابهام از چهره حقایق برداشته می شود و
واقعیت ها به منصه ظهور می رسد

.

۲.

حقوق بین الملل یک نظام حقوقی رشد یابنده و متحول است، به گونه ای
که دامنه آن در دوران معاصر، چنان از توسعه و گستردگی برخوردار گشته که
امروزه بعضی آن را به عنوان نظام حقوقی برخاسته از روابط متقابل فرهنگ های
ملل می نگرند و نه به صورت نظامی حقوقی که ویژگی فرهنگی مستقل و خاص خود راداراست
و حقوق بین الملل نوین به واقع،متاثر از فرهنگ خاصی نیست، بلکه نشان گر آمیزش
فرهنگ های گوناگون جهان می باشد. به همین دلیل، جامع ارزش های متنوع نیز هست و
امروزه نقش ارزش های فرهنگی مختلف در حقوق بین الملل انکارناپذیر است

;
(۲۱)

زیرا

:

اولا، دیوان بین المللی دادگستری، خودرا
نماینده و معرف انواع مهم تمدن ها ونظام های حقوقی اصلی جهان معرفی می کنند و با
عنایت به نقش ارزش های فرهنگی در حقوق بین الملل، لزوم رعایت تنوع فرهنگی بین ملت های
جهان را توسطدیوان یادآور می گردد

.

ثانیا، قواعد و مقرراتی را که دیوان دردعاوی
مطرح شده اعمال می کند، قواعد ومقررات جهانی نیست که از لحاظ فرهنگی خنثی و بدون
جهت گیری نباشد. اثرفرهنگی در این نظام حقوقی، آن را به نحوی جلوه گر ساخته که
حاوی کنش ها وروابط متقابل فرهنگ ها باشد

.

با عنایت به نکات مزبور، به خصوص دو ویژگی
عمده حقوق بین الملل، جایگاه و نقش دین در توسعه حقوق بین الملل تبیین می گردد

:

تاریخ تحول روابط
بین الملل دردوران باستان

تقسیم بندی تاریخ تحول حقوق بین الملل از
موضوعاتی است که حقوق دانان، هرکدام مطابق افکار و سلیقه های خود
بدان پرداخته اند. فارغ از این تقسیم بندی ها، این بحث به اختصار بیان می گردد

:

حقوق بین الملل، که امروز در دنیامطرح است،
تکوین و تولدش را چهارصدسال پیش می دانند; از زمانی که در اروپاکشورهای مستقلی مدعی برابری وبرخورداری از
حاکمیت شدند. دراین دوره، گروسیوس را به دلیل عرضه کتابش در سال ۱۶۲۵ م «پدر حقوق
بین الملل » نامیدند

.

مطابق ادعای حقوق دانان برجسته غرب، اندیشه
تدوین حقوق بین الملل ازابتکارات جرمی بنتام در اواخر قرن هجده می باشد. پس از
ابتکار فکری او، در مقام عمل، ابتکار عملی در دست فرانسه بود;بدین معنا که مقامات دولتی
آن کشور یک روحانی به نام پدر گرگوریوس را مامورتهیه «اعلامیه حقوق ملل » ساختند.
وی نیزطرحی را مشتمل بر ۲۱ ماده تهیه و تقدیم نمود (۱۷۹۵) که البته مورد قبول
واقع نشد.درست پس ازیک قرن سکوت، نشست های اول و دوم صلح لاهه در سال های ۱۸۹۹
و۱۹۰۷ تشکیل گردید که دوران جدیدی درحقوق بین الملل ایجاد کرد

.

پس از جنگ جهانی اول، تدوین حقوق بین الملل
وارد مرحله اساسی تری شد; زیرا در کنار انعقاد پیمان های متعدد درزمینه های
گوناگون، جامعه ملل نیز با ایجادکیمته حقوق دانان در ۱۹۲۴، رسما کارتدوین را آغاز
کرد. با ایجاد سازمان ملل متحد، منشور این سازمان یکی از وظایف مهم مجمع عمومی را
تدوین و توسعه حقوق بین الملل قرار داد

. (۲۲)

اپنهایم، استاد سابق حقوق بین الملل در
کمبریج، چنین می نویسد: «حقوق بین الملل نوین محصولی از تمدن مسیحی است; چه اولین
بار میان کشورهای مسیحی (تقریبا حدود چهارصد سال قبل)ایجاد شد… در قرن های پیشین،
میان ملل مسیحی و مسلمان یک خصومت دایمی حکم فرما بود

(۲۳)

او معتقد است که ریشه های این رشته از حقوق
به اعصار بسیار دور تاریخ بازمی گردد و باید آن را در میان اصول وقواعدی که ملل
گوناگون در روابطخارجی شان مراعات می کردند،جست وجو کرد. پیرو این اعتقاد، او
به بررسی رسوم و مقررات بین المللی یونانیان، رومیان و یهود در قرون
وسطامی پردازد،

(۲۴)

اما هرگز از اسلام نامی نمی برد

.

او مقررات اسلام را مؤثر برحقوق بین الملل
نمی داند

.

ژرژ سل در کتاب هشتصد صفحه ای خود، تنها نیم
صفحه درباره اسلام سخن گفته است. او ابتدا چنین نوشته

: «

نبایدروابط جهان اسلام با دنیای مسیحیت
راروابط خصمانه پنداشت; چه آن ها روابطبازرگانی، علمی، فرهنگی و هنری
نیزداشته اند. تمدن بسیار باشکوه اعراب، که ازقرن هفتم تاچهاردهم درخشش
چشم گیری داشت، به راستی برای غرب آموزنده بود.»اما علی رغم این اعتراف، در دو
صفحه بعد، او چنین تاکید می ورزد: «این تنها درجو مسیحیت بود که حقوق بین الملل
زاده شد… آنانی که به دنبال چنین حقوقی درعهد باستان می گردند، کار عبثی
می کنند;چه در آن دوران، فقط آثار پراکنده و متفرقه و آن هم صرفا یک سری مقررات
ساده ای از حقوق بین الملل یافت می شود

(۲۵)

اکنون برای این که حقیقت معلوم گردد،سزاوار
است که ما نیز به سهم خود، تاریخ تحول حقوق بین الملل را مرور کنیم وروی دادها را
بررسی نماییم که آیا این ادعاها به راستی مبتنی بر یک بینش علمی وواقعی است یا به
عکس، حاکی از روحیه تعصب وخودپسندی است که موجب چنین قضاوت های غیرمنصفانه ای
گردیده؟

در این بررسی، سعی بر آن است تااولا، روشن
گردد که آیا حقوق بین الملل تنها محصول تمدن غرب است یا خیر؟ ثانیا، حلقه
مفقوده ای که در سلسله تاریخ تحول حقوق بین الملل از دیدگاه غربیان مخفی مانده
است، کشف و تبیین گردد

.

۱-

روابط بین الملل در
مشرق زمین

با توجه به تاریخ مستند، در چهارهزار سال پیش
از میلاد، دورنمایی از حقوق بین الملل دیده می شود: اولین طلیعه ای که تاکنون در
دسترس قرار گرفته، به زبان سومری و مربوط به ۳۱۰۰ سال قبل ازمیلاد است. از مجموع معاهدات
مربوط به هزاره دوم پیش از میلاد، مهم تر از همه،معاهده صلح و اتحاد بین رامسس
دوم مصر و هاتوسیلی دوم هیتی است که درسال ۱۲۷۸ ق. م. منعقد گردیده. در
این عهدنامه، طرفین متعهد شده اند که علیه دشمنان داخلی به یکدیگر مساعدت کنندو
چنانچه این دشمنان به کشور طرف دیگرپناهنده شدند، مسترد گردند. نکته مهم،وجود
ضمانت اجرایی دینی در عهدنامه مزبور است; بدین سان که طرفین خدایان را گواه
می گرفتند تا از عهد خود عدول نکنند. اولین بار پدیده استرداد مجرمان رادر این
دوران بازیافته اند

. (۲۶)

۲-

یونان

یونانیان از هزاره اول پیش از میلاد، درعرصه
تاریخ ظهور و به سرعت رشدکردند، اما در عرصه بین المللی، پیشرفت چندانی نداشتند;
زیرا خود را برتر ازدیگران می پنداشتند و دیگر ملت ها راوحشی ودشمن خودمی شمردند

.
(۲۷)

چنین روحیه ای هر
ملتی را از معاشرت ومراودت با دیگران باز می دارد و حقوق بین الملل در پرتو این
طرز تفکر،موضوعیت خود را از دست می دهد. اماعلی رغم این بینش منفی، مطالعه تاریخ مقرراتی محدود
در زمینه حقوق بین الملل،که بین این کشور و سایر اقوام غیریونانی منعقد گردیده، نشان دهنده
احترام نسبی آنان به مقررات حقوق بین الملل است

.

نقش یونان باستان در تحول حقوق بین الملل از
ناحیه توسعه روابط میان شهرهای مستقل آن کشور همچون آتن واسپارت است. معاهدات در
این زمینه چنان کامل و دقیق تنظیم شده است که تاپیش از قرن نوزدهم میلادی اثری
منحصربه فرد به شمار می رفته و بیش تر مقررات آن هنوز هم از قواعد بین المللی
تلقی می گردد

.

مهم ترین
مقررات موجود درقراردادهای مزبور، که قابل توجه جهانیان بوده و از قواعد
بین المللی محسوب می گردد، عبارت است از

:

۱.

شناسایی و اعطای حق آزادی وصیانت از دارایی کشورهای متعاهد

; ۲.

ابتکار تاسیس پدیده نمایندگی که تقریباهمان
«کنسول » امروزی است

; ۳.

دادرسی،شیوه حل و فصل اختلافات مرزی وحقوقی بین دو کشور بوده و معمولا
کشورثالث به عنوان داور انتخاب می گردید وداوری مفهوم سیاسی داشت

; ۴.

مصونیت سفیران

; ۵.

حرمت – یعنی رعایت احترام بعضی
از مکان ها

; ۶.

تحکیم
عهدنامه های صلح با ادای سوگند

; ۷.

احترام به اجسادکشته شدگان در جنگ، اگرچه دشمن بوده اند

; ۸.

شناسایی حق پناهندگی

; ۹.

عدم توسل به جنگ پیش از اعلان رسمی آن

;
10.

تبادل اسرای جنگی و
استردادافراد گروگان گرفته شده

; ۱۱.

تاسیس اتحادیه های موسوم به «امفیکسیونی

»;

اتحادیه هایی که مبتنی بر مذهب بوده و
به منظور اداره مشترک معابد تشکیل شده ودوازده شهر مستقل یونان اعضای آن بودند.
مقررات مذکور، هر چند بیش ترجنبه مذهبی داشته و محدود به شهرهای مستقل یونان بود، اما
به طور غیرمستقیم،نقش مثبت و سازنده ای در تحول حقوق بین الملل ایفا نموده است

.
(۲۸)

علی رغم روح استکباری
یونانیان، که دیگر ملت ها راوحشی قلم داد می کردند، حتی ارسطو نیزبر این باور بود
که «قصد طبیعت این بوده که بربرها برده یونانیان باشند.»، حقوق بین الملل یونانی
از ترقی و شکوفایی ویژه ای برخوردار بوده است. به عنوان نمونه، می توان به میثاق
جامعه امفیکسیونی دلفا اشاره کرد

:

در میثاق چنین مقرر می دارد: «ما هیچ شهر
امفیکسیونی را خراب نخواهیم کرد ومنبع آب هیچ شهری را، چه در حال جنگ و چه در حال
صلح، قطع نخواهیم کرد واگر دشمن مرتکب این عمل شود، ما به اوحمله کرده، شهرش را
نابود می کنیم. و اگرکسی اموال خدایان را غارت نماید یا ازاین کار آگاه باشد و یا
قصد سوئی به اشیای معبد دلفا در سر بپروراند، ما او را با تمام توان مجازات خواهیم
کرد

(۲۹)

۳-

روم

به شهادت تاریخ، رومیان نیز حقوق بین الملل
را با بینش دینی نگاه می کردند -همانند یونانیان – و از همان اوایل دوره امپراتوری،
مجمعی از روحانیان

(۳۰)

ایجادکردند تا کارهای مراسم و تشریفات مذهبی
مربوط به جنگ، برقراری صلح،انعقاد معاهدات دوستی، اتحاد باکشورهای بیگانه و اقامه
دعوا علیه یک کشور خارجی و بالعکس و سایر کارهای بین المللی مانند استرداد مجرمان
وسفارت را انجام دهند

. (۳۱)

نظریه «جنگ مشروع » یا «جنگ عادلانه » از ابداعات
این دوره به شمار می رود که در سال های بعد،ابعاد گسترده و خطرناکی پیدا کرد

.

اتباع کشورهای دوست از حمایت قانونی برخوردار
بودند و عدالت درباره آنان توسط پرامیتوکر درگرنیوس، که نهادی شبیه دادگاه کنسولی
بود، اجرا می گردید.اما کسانی که با روم معاهده دوستی نداشتند، در سرزمین روم، از
امنیت جانی و مالی برخوردار نبودند، به جز سفرا. درمیان معاهداتی که روم در عصر
جمهوری با دیگر ملت ها منعقد کرده، معاهدات منعقده با کارتاژ در سال های (۵۰۹، ۳۰۶
و۲۷۹ ق. م) حایز اهمیت است. پس ازتبدیل حکومت رم به امپراتوری، که بیش تر ملت ها
را تحت سیطره خود قرارداد، دیگر خود را نیازمند میثاق بین المللی ندانست، اما در
عین حال، قوانین امپراتوری در خصوص صلح، به ویژه درحقوق بین الملل خصوصی در کشورهایی که
رومی ها در آن ها دارای منافع مستقیم اقتصادی بودند، نسبتا پیشرفته باقی
ماند;مجموعه قوانین

«

یوستی
نیانوس کدژوستینین » به زندگی نظم و سامان می داد، اما شاید برجسته ترین
ارتباطحقوق روم و حقوق بین الملل عمومی در«حقوق ملل » باشد که در واقع، «حقوق ملل
مسیحی » بود; حقوقی که به طوریک جانبه توسط روم وضع شده بود

.

۴-

عربستان پیش از
اسلام

تاریخ عربستان بیانگر این واقعیت است که آن
کشور در عصر قبل از اسلام، جایگاه وسیعی از گروه های سیاسی مستقل متعددی به شمار
می آمد که عمدتا بر پایه نظام قبیله ای استوار گردیده بود. اعراب ساکن در یک منطقه
جغرافیایی، دولت -شهرهای خاص خود را داشتند. اعراب ساکن در عربستان، علی رغم
داشتن اشتراکات متعدد از قبیل زبان مشترک،خدایان مشترک و رسومات مشابه هم به دلیل
جدایی و انشقاق، در قالب دولت -شهرهای مستقل، در تحول، توسعه وتکامل قواعد حاکم بر
روابط خود، نقش مؤثری داشتند. می توان ادعا کرد که مردم عربستان از لحاظ روابط
اجتماعی شباهت های فراوانی با یونانیان داشتند، اماء;ءنمی توان گفت که موقعیت چنین
جوامع خودمختاری از لحاظ قابلیت اعمال حقوق بین الملل، اساسا با کشورهای اروپایی فرق
داشته; چون توسعه حقوق بین الملل مستلزم وجود جوامع مستقل سیاسی است و لزومی ندارد
که چنین جوامعی ازحیث نژاد، زبان، مذهب و مانند آن بایکدیگر متفاوت باشند، بلکه
شرط اصلی در این زمینه، صلاحیت و خودکفایی هردولت – شهر است. در آن زمان، نه
تنهادولت – شهرهای عربستان، بلکه حتی قبایل متعدد کوچک تر احیانا از شخصیت سیاسی
مستقل بهره مند بودند و از کسی پیروی نمی کردند، آن ها دارای سازمان سیاسی خاصی
بودند، به تظلمات رسیدگی می کردند، به جنگ می پرداختندو مانند یک دولت، معاهده می بستند

.

هر چند «جنگ همه با همه »، که اغلب به عنوان
وضعیت عادی عربستان تصویرشده است، تا حدی درست می نماید، امااگر برای قبایل عرب
نیز همان مزایای کشورهای مستقل را قایل باشیم، موضوع کاملا مشابه است

;

زیرا یک فرد بدون ملیت سیاسی و گذرنامه، حتی
در دنیای متمدن معاصر نیز نمی تواند توقع رفتاری شایسته داشته باشد. کشاکش و جنگ
به معنای انکار این واقعیت نیست که آن ها به هرحال،زندگی مسالمت آمیز نیز نداشته اند

.

روابط ویژه ای که قبایل عربستان داشته اند
حایز اهمیت است. در ذیل به برخی از این روابط اشاره می شود

:

الف – احترام به
مکان های خاص

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *