تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی همراه با هدیه ویژه پاورپوینت!

یک پیشنهاد بی‌نظیر برای شما!

با دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی، یک پاورپوینت حرفه‌ای و جذاب را کاملاً رایگان از ما هدیه بگیرید.

چرا فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی بهترین انتخاب شماست؟

  • 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی :

    v:* {behavior:url(#default#VML);}
    o:* {behavior:url(#default#VML);}
    w:* {behavior:url(#default#VML);}
    .shape {behavior:url(#default#VML);}

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    مقدمه

    با آن که فرد آدمی در پایان دوره کودکی با محیط خود، سازش یافته، به
    نظر می رسد هنوز فردی است که به مرحله نهایی تحوّل و گسترش خود نرسیده. پایان دوره
    کودکی آغاز دوره بزرگی است که هر انسانی در جریان یک تحوّل طبیعی، با عبور از آن
    به احراز «تعادل نهایی» نایل می آید

    .

    این دوره، که موسوم به دوره نوجوانی
    است، هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین، از قدیم، دورانی دشوارتر از سال های
    کودکی قلمداد شده است. شاید بتوان گفت که نوجوانی بحرانی ترین مرحله زندگی است و
    هر کس در جریان زندگی خود، به ناچار باید از این گردباد شدید بگذرد

    .

    این
    گردباد آن چنان وجود روانی و جسمانی نوجوان را دست خوش جریانات سهمگین خویش
    می سازد که می توان گفت: او را دچار حیرت و سرگشتگی می کند. در واقع، نوجوان در
    این گیرودار، می خواهد بنالد، از بد حادثه فریاد برآورد؛ ناله و فریادی که از دل
    بیمار زار و درمانده ای برمی خیزد و با آن که هرچه بیمار، زارتر و درمانده تر باشد
    کم تر می نالد، در این جا برعکس، طغیانش دامن گیرتر است. او آرام و قرار ندارد، به
    این در و آن در می زند، تلاش می کند تا از میان امواج خروشانی که از هر سو او را
    احاطه کرده است، راهی به سوی ساحل نجات بیابد. پس نوجوان را باید شناخت، باید به
    دل زارش راه یافت و در حلّ و فصل مشکلات این سن، او را یاری کرد. به راستی، کم تر
    خانه ای است که در آن، نوجوانی زندگی نکرده و یا آینده نزدیکی در انتظار او نباشد

    .

    همه
    کس به نحوی از انحا با نوجوانان سروکار دارد

    .

    بنابراین، لزوم آشنایی با
    مسائل و مشکلاتی که در واقع زیرساز بحران های رفتاری نوجوانان است، برای همه
    افراد کم و بیش لازم است؛ زیرا هرگونه ناآشنایی با این مسائل ممکن است سبب تشدید
    واکنش های عصیانی نوجوان و بروز رفتارهای غیرعادی خطرناکی شود که دامنگیر خود نوجوان
    و اطرافیان او خواهد شد

    .

    تعریف و ترسیم
    نیم رخ نوجوانی در جریان تحوّل روانی

    برای این که دوره نوجوانی بهتر فهمیده شود، باید به سؤالات ذیل پاسخ
    داده شود

    :

    این دوره چیست؟

    حدود این دوره کدام است؟

    مشخصات این دوره کدامند؟

    نوجوانان علاوه بر کنار آمدن با همه تغییرات در خلال تحوّل روانی،
    باید بکوشند تا هویتی برای خود کسب

    کنند و پاسخ مشخصی برای این سؤال قدیمی بیابند که «من کیستم؟

    »

    الف. ماهیت دوره
    نوجوانی

    از لحاظ روان شناسی ژنتیک، در تحوّل روانی آدمی، دوره مهمی وجود دارد
    که بین دوره کودکی و بزرگ سالی قرار می گیرد و به دوره

    «

    نوجوانی» مشهور است.
    نوجوانی، معرّف مرحله تغییر عمیقی است که کودک را از بزرگ سال جدا می سازد. این
    مرحله واقعا به منزله دگرگون شدن است؛ زیرا در چنین دوره ای، نوجوان دایم در حال
    تغییر است و حتی خود وی با مشکل بزرگ وضع و موفقیت خویش روبه روست

    .

    اگرچه نوجوان در حال دگرگون شدن و تغییر یافتن است، ولی در عین حال،
    این دوره ای است که آدمی در مقابل مسائل زندگی، به صورتی که در حیات روزمرّه در
    اجتماع بزرگ سالان مطرح می شود، وضع مشخصی به خود می گیرد. بنابراین، می توان گفت:
    پدیده اساسی نوجوانی تهیه شخصیّت است و این عمل تهیه می تواند در اشکال گوناگون
    ظاهر شود

    .

    نوجوان همان کسی است که تقریبا تا سن یازده، دوازده سالگی، براثر اعجاز
    «دیگر پیروی اخلاقی» یعنی قبول بی چون و چرای دستورات بزرگ سال دست کم در
    حلقه ای که حدود و ثغور آن را بزرگ سال رسم کرده بود، رفتاری طبیعی و بهنجار از
    خود نشان می داد؛ نه تنها به پیروی تن در می داد، بلکه می خواست شرایطی را که توسط
    بزرگ سال یا پدر و مادر وی پیش بینی و تعیین شده بود، بپذیرد. اما به ناگاه، تغییر
    شیوه می دهد و برخلاف سابق، آنچه بزرگ سال می گوید و سابقا مورد قبول وی بود، گردن
    نمی نهد. این چیزی است که نظر هر کس را به خود جلب می کند. گاهی طرز راه رفتن خود
    را عوض می کند، لهجه خود را تغییر می دهد، رؤیایی و عشق طلب می شود، نسبت به
    زیبایی ها با حسّاسیت می نگرد و اندک اندک قدم به دنیای درون خویش می گذارد. افکار
    وی بیش تر متوجه چیزهایی می شود که مربوط به زمان حال نیستند و با واقعیات همان لحظه
    تناسبی ندارند. در خلال این تحوّل، نوجوان آرام آرام نسبت به قدرت فکر هشیار
    می شود و به زودی در کمند ارزش های فردی خود در می غلتد

    .

    مجموعه این صفات و آثار به منزله کوششی است در راه عبور از این سازش
    موقّت که در پایان دوره کودکی به وجود آمده. این در هم شکستن سازش ها، که به شکل
    تظاهرات روانی جلوه گر می شوند، موجبات تشویش و نگرانی والدین را نیز فراهم
    می آورند و تا زمانی که به نوجوان ایمنی داده نشود، این تظاهرات را به عنوان
    نشانه های مرضی ناسازگاری تعبیر می کنند و در حقیقت، به دلیل ترس از انحراف قطعی
    رفتار پسر یا دخترشان است که بی اراده، تضادی را که به صورت منازعه بین نسل ها
    میان آن ها و فرزندانشان برقرار است، دامن می زنند

    .

    اما باید دانست در حالی که رشد و رسیدگی نظام تنکردی

    (

    فیزیولوژیک)
    به میزان زیادی، شرایط استقرار نوجوانی را فراهم می آورد، با وجود آن، این عامل به
    تنهایی نمی تواند مجموعه تظاهرات روانی نوجوان را تبیین و توجیه کند؛ به سرعت رشد
    قد افزایش می یابد به قسمی که دوره نوجوانی را به اصطلاح می توان دوره
    «لباس های تنگ و کوتاه» نام نهاد؛ چه در مدت کوتاهی، لباسی که قبلاً اندازه تن
    نوجوان بوده است، برایش تنگ و کوتاه می شود. اما در کنار تغییرات بدنی، که از لحاظ
    قامت مورد توجه است، یک سلسله تغییرات مربوط به شکل و هیأت ظاهری بدن (مرفولوژی)
    بروز می کند که آن ها را «صفات جنسی ثانوی» می نامند. غدد مترشّحه داخلی (درونریز)
    با نیرومندی تمام، در رشد و گسترش بدنی تأثیر می کنند و این تأثیر ناشی از
    هورمون هایی است که از آن ها ترشّح می شود

    .

    آغاز بلوغ: واژه «بلوغ

    »(۱)

    به اولین مرحله نوجوانی
    اطلاق می شود؛ یعنی آن زمان که بلوغ جنسی بارز می شود. واضح تر بگوییم: «بلوغ

    »

    به
    پاس پدیدار شدن هورمون جدیدی که از هیپوفیز ترشّح می شود و همچنین هورمون های
    تناسلی مانند تستوسترون که از بیضه و یا فولی کولین که از تخمدان ترشح می شود
    آغاز می گردد ولی چون این تغییرات غالبا غیرقابل مشاهده است، شروع نوجوانی غالبا
    با رشد موهای زهاری، بزرگ شدن پستان ها (در دختران) و بزرگ شدن آلت و بیضه ها (در
    پسران) مشخّص می شود

    .

    خلاصه آن که تحوّل روانی در دوره نوجوانی در وهله نخست، رنگ جنسی و
    تناسلی دارد. در وهله دوم، به شکل یک بحران نمایان می شود؛ چون نوجوانی، حتی در
    عادی ترین شکل خود، بحرانی هیجانی است که در بیش تر موارد، با بیماری روانی فاصله
    زیادی ندارد. بدین روی، با نوجوان باید به نرمی رفتار کرد، ولی همواره او را تحت
    نظر داشت. کسانی که با نوجوانان سرو کار دارند باید آن ها را یاری کنند تا ضمن شکل
    دادن به هویت شخصی و شغلی آن ها، از والدین جدا شوند و روابط عشقی و جنسی سالمی را
    آغاز کنند

    .

    سرانجام در وهله سوم، به صورت یک دوره ساخته شدن و شکل گرفتن و آماده
    شدن درمی آید. چنین فرایندی پدران و مادران را غالبا دچار نگرانی و اضطراب
    می سازد؛ زیرا آن ها به خصوص از زاویه بحران ها، سلامت فرزند خود را دچار خطر
    می بینند

    .

    ب. حدود دوره
    نوجوانی

    اما باید از خود سؤال کنیم که این تظاهرات چه موقع آغاز می شوند و این
    خود مسأله ساده و آسانی نیست. اگر تعیین حدود بلوغ و تغییرات بدنی در جریان بلوغ،
    کار نسبتا آسانی است، به عکس، تعیین دقیق سرحدّات نوجوانی روانی، که از مرزهای
    بلوغ تنکردی فراتر می رود، کاری پیچیده و مشکل است. اما تردیدی نیست که نوجوانی
    پیش از نمایان شدن بلوغ آغاز می گردد و مدت ها پس از این رشد و رسیدگی ادامه
    می یابد. علت، آن است که در تعیین این دوره، علاوه بر مشکلات روانی، برخی از
    مشکلات علم الاجتماعی نیز در کارند؛ زیرا ممکن نیست بتوان از روان شناسیِ دوره
    نوجوانی سخن راند، بی آن که از شرایط اجتماعی و فرهنگی، که در آن نوجوان تحوّل
    می یابد، سخنی در میان نباشد. نوجوانان نسل های پی در پی، حتی وقتی همهآن ها به یک
    دوره از تحوّل تمدّن مربوط هستند، با همدیگر، متفاوتند. تفاوت های بزرگ و فاحشی
    بین نوجوان پایتختی و نوجوان شهرستانی و نوجوان روستایی وجود دارد. بدین سان،
    پیروی متقابل فرد از محیط اجتماعی در دوره نوجوانی بیش از دوره کودکی است

    .

    به همین دلیل است که بین روان شناسان از لحاظ طول دوره نوجوانی
    اتفاق نظر نیست. با وجود این، عموما این امر مورد قبول است که در جامعه هایی که
    ساختمان خانوادگی آن ها از نوع غربی است، نوجوانی بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی است، با ذکر
    این نکته که دوره نوجوانی جنس زن کوتاه تر از جنس مرد است. اما مسأله زمانی یا طول
    مدت دوره نوجوانی نباید بیش از این ما را به خود مشغول دارد؛ چرا که مهم ترین
    مسأله ترتیب توالی دوره های گوناگون تحوّل ذهنی است

    .

    بنابراین، می توان پذیرفت
    که نوجوانی دوره ای از تحوّل ذهنی است که بلافاصله پس ازکودکی واقع می شود و انسان
    به بهای فتحی پر همهمه، به کسب این تحوّل نایل می آید. این تحوّل به صورت بحرانی
    است که در سه مرحله پی در پی به ظهور می رسد

    :

    در مرحله نخست، بحران با تظاهرات روانی جزئی آغاز می شود

    .

    این
    مرحله سرآغاز یا پیام است و حکایت از طلیعه نوجوانی دارد

    .

    نوجوان هنوز کاملاً
    رشته های ذهنی خود را با سازش دوران کودکی نگسسته، ولی بریدن برخی از آن ها را
    شروع کرده است

    .

    در مرحله دوم، همگرایی تظاهرات متعدّدی پایه سازمان جامع ذهنی جدید او
    را ایجاد می کند، نوجوان در برابر محیط خود، وضع مشخّص و معیّنی به خود می گیرد و
    برای روش زندگی خود، شیوه رفتار معیّنی را تثبیت می کند. این مرحله در خود فرو
    رفتن و به درون خود خزیدن است. این مرحله بیش از مراحل دیگر، پدران و مادران را نگران
    فرزند خود می سازد. ایشان تماس خود را با وی منقطع و توافق خود را با او منهدم
    می پندارند

    .

    سرانجام، در مرحله سوم، نوعی گشایش تمرکز حالت قبلی به تدریج به
    وقوع می پیوندد؛ نوجوان فعّال و مثبت می شود. این مرحله از خود برون آمدن و پایان
    یافتن بحران است

    .

    ج. نشانه های دوره
    نوجوانی

    اگر پدیده روانی دوره نوجوانی مورد قبول همگان است، به عکس، در تعبیر
    این پدیده اختلاف نظرها موج می زند تا آن جا که می توان گفت

    :

    بین تمام مکاتبی که
    درباره نوجوانی تحقیق کرده اند، حتی دو مکتب روانی نمی توان یافت که در تعبیر و
    تفسیر پدیده نوجوانی از هر لحاظ همگرا باشند. پس چه باید کرد؟

    آیا نوجوانی تابع رشد و رسیدگی بدنی است؟ آیا گذشته انفعالی فرد،
    نوجوانی وی را تعیین می کند؟ آیا محیط نقش اساسی برعهده دارد؟ و یا در نهایت،
    نوجوانی حاصل فعالیت خود فرد است؟ آیا اگر تغییرات بدنی و یا تغییرات تنکردی تحوّل
    عمومی و تعادل غدد داخلی و یا تعادل دستگاه عصبی، شرایط بلوغ را فراهم می آورند، می توان
    بر این اساس، نتیجه گرفت که تظاهرات روانی، که نوجوانی را مشخص می سازند، به نوبه
    خود، تابع همان تغییراتند؟

    برخی واقعیات تجربی، به خصوص پژوهش های طولی (در طول دوره تحوّل)، از
    لحاظ الکتروآنسفالوگرافی نشان می دهند که به هنگام نوجوانی، سازمان بهتری از
    ریتم ها به وجود می آید و این خود شاید تابع رشد عمومی مغز باشد

    .

    اما در این باره نباید شتاب کرد؛ شاید روزی بتوان نوعی همزمانی بین
    تحوّل ذهنی و رشد بدنی پیدا کرد. ولی به هرحال، این همزمانی نخواهد توانست
    پدیده های روانی دوره نوجوانی را، که بر حسب تجارب شخصی و واقعی گذشته نوجوان و بر
    حسب ساختمان های اجتماعی و اقتصادی، که وی باید در آن ها توجیه یابد و با یکدیگر متفاوتند،
    تبیین کند

    .

    باری، چنانچه تجارب شخصی گذشته به حساب آیند، باید گفت

    :

    نوجوانی
    امتداد دوره قبلی است. این یک نوع «تجدید طبع» یا تکرار خصوصیات «عقده اُدیپ» است؛
    یعنی نوجوان بار دیگر باید جنگ بین نیروهای مختلف را، جنگ بین بُن یا نهاد و «من»
    و «فرامن» را آغاز کند تا خود را به سوی سازش جدیدی سوق دهد. آن وقت است که می توان
    گفت: اگر نوجوان نتواند بر برانگیختگی های درونی یا کشاننده های خود فایق آید،
    ممکن است بزهکار یا مجرم و غیراخلاقی از آب درآید و اگر زیاد تابع «فرامن» خود
    گردد، در این صورت، راه دیگری جز واکنش از طریق «نورُز» در پیش نخواهد داشت

    .

    مقایسه وضع اُدیپی دوره نوجوانی با همان وضع در دوره کودکی امری کاملاً
    فاعلی و تعبیری شخصی است؛ زیرا قبول تجدید طبع یا تکرار یک وضع دوره کودکی در دوره
    نوجوانی بسیار مشکل به نظر می رسد. اما به عکس، می توان گفت که بسیاری از منازعات
    که بر طرح های انفعالی دوره کودکی متکّی هستند و یا به نحوی با آن ها پیوند دارند،
    در دوره نوجوانی از سرگرفته می شوند و دلیل آن هم این است که امر بی نهایت مهمی که
    عبارت است از «تغییرات ساختمانی نظام ذهنی به هنگام نوجوانی» باید همواره مدّنظر
    باشد. اگر در دوران کودکی، با موجودی سر و کار داریم که از نظر تحوّل روانی
    اخلاقی، در مرحله دیگر پیروی است و خود را با اصل واقعیت تطبیق می دهد و مفهوم
    جهان از نظر وی تابع چیزهایی است که دیده و یا حس کرده و روابط ذهنی او بر محور
    خانواده و زندگی خانوادگی دور می زند، به عکس هنگامی که با نوجوان رو به رو هستیم،
    وضع کاملاً متفاوت است؛ نوجوان خواهان خودپیروی و خودمختاری است، برای خود مقیاسی
    از ارزش ها بنا می کند؛ احساس تعلّق به یک گروه اجتماعی در وی به وجود می آید؛
    می خواهد آزادی خود را بنمایاند و پیش از آن که خود را با واقعیت سازش دهد، همچنین
    پیش از آن که با محیط خانوادگی، حرفه ای و فرهنگی درآمیزد، می کوشد خود را با یک واقعیت
    اجتماعی ممکن، که دورتر از واقعیت های کنونی است، سازش دهد

    .

    نوجوان خود را برابر بزرگ سال می داند و به این می اندیشد که در جامعه
    بزرگ سالان وارد شود، اما با خود «نقشه زندگی» و «طرح های تغییر و اصلاح جامعه» را
    همراه داشته باشد و در آن به کار بندد. در جریان رشد، تمام این فرایندها مفاهیم
    فلسفی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که در محیط منتشر شده اند، انعکاس بزرگی در
    رفتار نوجوان دارند و رفتار وی به میزان قابل ملاحظه ای تحت تأثیر آن هاست

    .

    بر حسب آن که نوجوان تابع محیطی باشد که هدف غایی زندگی در آن اضمحلال
    وجود و یا تحمّل رنج باشد و یا تابع محیطی که به عکس، هدف اصلی اصلاح محیط اجتماعی
    باشد و یا سرانجام، در محیطی قرار گیرد که هدف زندگی تابع مفهومی باشد که حاصل تلاقی
    چندین مفهومِ متفاوت است، رفتارهای متفاوتی از وی بروز خواهد کرد؛ زیرا در برخی از
    شرایط محیط می تواند سازش نایافتگی طبیعی آغاز دوران نوجوانی را طولانی تر سازد و
    برای نوجوانان وضع و موقعیت تردید در انتخاب ارزش هایی را فراهم آورد که
    نتوانسته اند منازعات درونی روانی و اجتماعی وی را در آستانه ورود به اجتماع حل کنند

    .

    نگاهی به
    دیدگاه های گوناگون به پدیده نوجوانی

    الف. دیدگاه پیاژه

    در دیدگاه پیاژه

    (Piaget,J)

    می توان گفت که نوجوانی در
    دوره سوم یعنی دوره ای که اصطلاحا دوره هوش انتزاعی یا عملیات منطق صوری نامیده
    می شود واقع گردیده است. دوره ای که از یازده، دوازده سالگی شروع می شود و در
    حدود پانزده سالگی به مرتبه تعادل خود می رسد و یک سلسله تغییرات اساسی و مهم در
    ساخت روانی نوجوان به وجود می آورد. در این دوره، که دوره استقرار هوش انتزاعی
    است، نه تنها واقعیات به صورت بارزتر و آسان تری در معرض عملیات ذهنی قرار
    می گیرند، بلکه واقعیات جزئی از ممکن را تشکیل می دهند

    .

    بنابراین، یکی از نقش های
    مهمی که در این دوره در زمینه فعالیت روانی ما ظهور می کند، همان نقش ممکن است؛
    زیرا نوجوان یا کسی که در آستانه فکر صوری یا انتزاعی است، تنها بر واقعیات محدود تکیه
    نمی کند، بلکه به آنچه در سطح ممکن نیز هست، فکر می کند و از این رو، می بینیم که
    تا چه حد حوزه عملیات ذهنی وسعت می یابد

    .

    ویژگی های اصلی این دوره
    اجمالاً به شرح ذیل است

    :

    ۱.

    فرضیه گرایی: عملیاتی که در این دوره به وقوع
    می پیوندند عملیات فرضی استنتاجی هستند؛ یعنی فرض کردن یک مسأله و نتیجه گیری از
    آن. به عبارت دیگر، در این دوره «فرضیه» می تواند اساس و پایه یک عمل ذهنی قرار
    گیرد

    .

    ۲.

    بروز منطق قضایا: مثلاً، می گوییم: اگر تمام
    گنجشک ها پرنده باشند و اگر تمام پرنده ها حیوان باشند، پس تمام گنجشک ها حیوان هستند.
    نوجوان بدین سان، به قضایای منطقی که، دنباله همان منطق جزء و کل است، می پردازد

    .

    ۳.

    جدا شدن شکل و محتوا از یکدیگر: در این دوره،
    شکل مسأله به محتوای آن بستگی ندارد و نیازی به حضور واقعی اشیاء نیست

    .

    ۴.

    به وجود آمدن عملیات ترکیبی: این نوع عملیات
    منطقی یا عملیات ترکیبی عملیاتی هستند که پایه استدلال علمی را تشکیل می دهند و
    کارهای علمی همیشه با این روش فکری همراه هستند

    .

    ۵.

    یکپارچگی عملیات صوری: در این دوره، تمام
    عملیات صوری به صورت یکپارچه درمی آیند؛ یعنی تمام روان بنه های عملیاتی انتزاعی
    همراه و هماهنگ می گردند و یک شبکه را تشکیل می دهند

    .

    این حدّ، آخرین حدّ تکمیل
    ساختمان های ذهنی است و از این پس، هیچ نوع ساختمان جدیدی در فرد بنا نمی شود.
    بنابراین، نوجوان چهارده، پانزده ساله از لحاظ ابزار ذهنی، به حداکثر تحوّل عقلی
    خود رسیده است و کاملاً می تواند اعمال ذهنی را انجام دهد و آنچه یک بزرگ سال را
    از نوجوان ممتاز می کند مسأله بیش و کم بودن «تجربه

    »

    است

    .

    از دیدگاه پیاژه، در دوره نوجوانی هنوز مسأله «خود میان بینی

    »

    وجود
    دارد و باید دانست که این حالت هرگز به طور کامل انسان را رها نمی کند و همیشه
    چیزی از آن باقی می ماند. ولی هر قدر دستگاه ذهنی ورزیده تر شود، این حالت ضعیف تر
    می گردد

    .

    از نظر پیاژه، یکی از سرمایه های مهم فرهنگی و علمی هر قوم و ملتی دوره
    پرتوان نوجوانی افراد آن است که دارای فکرهای اصلاح کننده هستند که اگر امکان به عمل
    درآمدن آن ها فراهم گردد به نتایج مطلوب می رسند. به همین دلیل، ریشه تحوّلات بزرگ
    علمی و فرهنگی و اجتماعی را در دوران نوجوانی انسان باید جست وجو کرد

    .

    ب. دیدگاه فروید

    در دیدگاه فروید

    (Freud,S)

    نوجوانی در مرحله ششم تحوّل
    «لیبیدو

    » (

    انرژی غریزه حیات) یعنی مرحله «بلوغ» واقع شده است. در این مرحله،
    دستگاه تناسلی نوجوان به حدّ رشد کافی می رسد و به کار می افتد و نواحی شهوتزا را،
    که پیش از بلوغ به صورت پراکنده در بدن

    (

    در کشاله ران یا ناحیه
    پستان ها و گردن و لب ها) هستند، متمرکز می سازد و در نتیجه، نوعی همگرایی که
    نقطه کانونی آن ها دستگاه تناسلی است ایجاد می شود. با همه این ها، مدت ها این
    دستگاه کامل به صورت خالی می چرخد؛ یعنی تا مدت ها نیازی به ایجاد رابطه با فرد
    د صفحه استاندارد:

    فایل فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی شامل ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی :

    v:* {behavior:url(#default#VML);}
    o:* {behavior:url(#default#VML);}
    w:* {behavior:url(#default#VML);}
    .shape {behavior:url(#default#VML);}

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    مقدمه

    با آن که فرد آدمی در پایان دوره کودکی با محیط خود، سازش یافته، به
    نظر می رسد هنوز فردی است که به مرحله نهایی تحوّل و گسترش خود نرسیده. پایان دوره
    کودکی آغاز دوره بزرگی است که هر انسانی در جریان یک تحوّل طبیعی، با عبور از آن
    به احراز «تعادل نهایی» نایل می آید

    .

    این دوره، که موسوم به دوره نوجوانی
    است، هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین، از قدیم، دورانی دشوارتر از سال های
    کودکی قلمداد شده است. شاید بتوان گفت که نوجوانی بحرانی ترین مرحله زندگی است و
    هر کس در جریان زندگی خود، به ناچار باید از این گردباد شدید بگذرد

    .

    این
    گردباد آن چنان وجود روانی و جسمانی نوجوان را دست خوش جریانات سهمگین خویش
    می سازد که می توان گفت: او را دچار حیرت و سرگشتگی می کند. در واقع، نوجوان در
    این گیرودار، می خواهد بنالد، از بد حادثه فریاد برآورد؛ ناله و فریادی که از دل
    بیمار زار و درمانده ای برمی خیزد و با آن که هرچه بیمار، زارتر و درمانده تر باشد
    کم تر می نالد، در این جا برعکس، طغیانش دامن گیرتر است. او آرام و قرار ندارد، به
    این در و آن در می زند، تلاش می کند تا از میان امواج خروشانی که از هر سو او را
    احاطه کرده است، راهی به سوی ساحل نجات بیابد. پس نوجوان را باید شناخت، باید به
    دل زارش راه یافت و در حلّ و فصل مشکلات این سن، او را یاری کرد. به راستی، کم تر
    خانه ای است که در آن، نوجوانی زندگی نکرده و یا آینده نزدیکی در انتظار او نباشد

    .

    همه
    کس به نحوی از انحا با نوجوانان سروکار دارد

    .

    بنابراین، لزوم آشنایی با
    مسائل و مشکلاتی که در واقع زیرساز بحران های رفتاری نوجوانان است، برای همه
    افراد کم و بیش لازم است؛ زیرا هرگونه ناآشنایی با این مسائل ممکن است سبب تشدید
    واکنش های عصیانی نوجوان و بروز رفتارهای غیرعادی خطرناکی شود که دامنگیر خود نوجوان
    و اطرافیان او خواهد شد

    .

    تعریف و ترسیم
    نیم رخ نوجوانی در جریان تحوّل روانی

    برای این که دوره نوجوانی بهتر فهمیده شود، باید به سؤالات ذیل پاسخ
    داده شود

    :

    این دوره چیست؟

    حدود این دوره کدام است؟

    مشخصات این دوره کدامند؟

    نوجوانان علاوه بر کنار آمدن با همه تغییرات در خلال تحوّل روانی،
    باید بکوشند تا هویتی برای خود کسب

    کنند و پاسخ مشخصی برای این سؤال قدیمی بیابند که «من کیستم؟

    »

    الف. ماهیت دوره
    نوجوانی

    از لحاظ روان شناسی ژنتیک، در تحوّل روانی آدمی، دوره مهمی وجود دارد
    که بین دوره کودکی و بزرگ سالی قرار می گیرد و به دوره

    «

    نوجوانی» مشهور است.
    نوجوانی، معرّف مرحله تغییر عمیقی است که کودک را از بزرگ سال جدا می سازد. این
    مرحله واقعا به منزله دگرگون شدن است؛ زیرا در چنین دوره ای، نوجوان دایم در حال
    تغییر است و حتی خود وی با مشکل بزرگ وضع و موفقیت خویش روبه روست

    .

    اگرچه نوجوان در حال دگرگون شدن و تغییر یافتن است، ولی در عین حال،
    این دوره ای است که آدمی در مقابل مسائل زندگی، به صورتی که در حیات روزمرّه در
    اجتماع بزرگ سالان مطرح می شود، وضع مشخصی به خود می گیرد. بنابراین، می توان گفت:
    پدیده اساسی نوجوانی تهیه شخصیّت است و این عمل تهیه می تواند در اشکال گوناگون
    ظاهر شود

    .

    نوجوان همان کسی است که تقریبا تا سن یازده، دوازده سالگی، براثر اعجاز
    «دیگر پیروی اخلاقی» یعنی قبول بی چون و چرای دستورات بزرگ سال دست کم در
    حلقه ای که حدود و ثغور آن را بزرگ سال رسم کرده بود، رفتاری طبیعی و بهنجار از
    خود نشان می داد؛ نه تنها به پیروی تن در می داد، بلکه می خواست شرایطی را که توسط
    بزرگ سال یا پدر و مادر وی پیش بینی و تعیین شده بود، بپذیرد. اما به ناگاه، تغییر
    شیوه می دهد و برخلاف سابق، آنچه بزرگ سال می گوید و سابقا مورد قبول وی بود، گردن
    نمی نهد. این چیزی است که نظر هر کس را به خود جلب می کند. گاهی طرز راه رفتن خود
    را عوض می کند، لهجه خود را تغییر می دهد، رؤیایی و عشق طلب می شود، نسبت به
    زیبایی ها با حسّاسیت می نگرد و اندک اندک قدم به دنیای درون خویش می گذارد. افکار
    وی بیش تر متوجه چیزهایی می شود که مربوط به زمان حال نیستند و با واقعیات همان لحظه
    تناسبی ندارند. در خلال این تحوّل، نوجوان آرام آرام نسبت به قدرت فکر هشیار
    می شود و به زودی در کمند ارزش های فردی خود در می غلتد

    .

    مجموعه این صفات و آثار به منزله کوششی است در راه عبور از این سازش
    موقّت که در پایان دوره کودکی به وجود آمده. این در هم شکستن سازش ها، که به شکل
    تظاهرات روانی جلوه گر می شوند، موجبات تشویش و نگرانی والدین را نیز فراهم
    می آورند و تا زمانی که به نوجوان ایمنی داده نشود، این تظاهرات را به عنوان
    نشانه های مرضی ناسازگاری تعبیر می کنند و در حقیقت، به دلیل ترس از انحراف قطعی
    رفتار پسر یا دخترشان است که بی اراده، تضادی را که به صورت منازعه بین نسل ها
    میان آن ها و فرزندانشان برقرار است، دامن می زنند

    .

    اما باید دانست در حالی که رشد و رسیدگی نظام تنکردی

    (

    فیزیولوژیک)
    به میزان زیادی، شرایط استقرار نوجوانی را فراهم می آورد، با وجود آن، این عامل به
    تنهایی نمی تواند مجموعه تظاهرات روانی نوجوان را تبیین و توجیه کند؛ به سرعت رشد
    قد افزایش می یابد به قسمی که دوره نوجوانی را به اصطلاح می توان دوره
    «لباس های تنگ و کوتاه» نام نهاد؛ چه در مدت کوتاهی، لباسی که قبلاً اندازه تن
    نوجوان بوده است، برایش تنگ و کوتاه می شود. اما در کنار تغییرات بدنی، که از لحاظ
    قامت مورد توجه است، یک سلسله تغییرات مربوط به شکل و هیأت ظاهری بدن (مرفولوژی)
    بروز می کند که آن ها را «صفات جنسی ثانوی» می نامند. غدد مترشّحه داخلی (درونریز)
    با نیرومندی تمام، در رشد و گسترش بدنی تأثیر می کنند و این تأثیر ناشی از
    هورمون هایی است که از آن ها ترشّح می شود

    .

    آغاز بلوغ: واژه «بلوغ

    »(۱)

    به اولین مرحله نوجوانی
    اطلاق می شود؛ یعنی آن زمان که بلوغ جنسی بارز می شود. واضح تر بگوییم: «بلوغ

    »

    به
    پاس پدیدار شدن هورمون جدیدی که از هیپوفیز ترشّح می شود و همچنین هورمون های
    تناسلی مانند تستوسترون که از بیضه و یا فولی کولین که از تخمدان ترشح می شود
    آغاز می گردد ولی چون این تغییرات غالبا غیرقابل مشاهده است، شروع نوجوانی غالبا
    با رشد موهای زهاری، بزرگ شدن پستان ها (در دختران) و بزرگ شدن آلت و بیضه ها (در
    پسران) مشخّص می شود

    .

    خلاصه آن که تحوّل روانی در دوره نوجوانی در وهله نخست، رنگ جنسی و
    تناسلی دارد. در وهله دوم، به شکل یک بحران نمایان می شود؛ چون نوجوانی، حتی در
    عادی ترین شکل خود، بحرانی هیجانی است که در بیش تر موارد، با بیماری روانی فاصله
    زیادی ندارد. بدین روی، با نوجوان باید به نرمی رفتار کرد، ولی همواره او را تحت
    نظر داشت. کسانی که با نوجوانان سرو کار دارند باید آن ها را یاری کنند تا ضمن شکل
    دادن به هویت شخصی و شغلی آن ها، از والدین جدا شوند و روابط عشقی و جنسی سالمی را
    آغاز کنند

    .

    سرانجام در وهله سوم، به صورت یک دوره ساخته شدن و شکل گرفتن و آماده
    شدن درمی آید. چنین فرایندی پدران و مادران را غالبا دچار نگرانی و اضطراب
    می سازد؛ زیرا آن ها به خصوص از زاویه بحران ها، سلامت فرزند خود را دچار خطر
    می بینند

    .

    ب. حدود دوره
    نوجوانی

    اما باید از خود سؤال کنیم که این تظاهرات چه موقع آغاز می شوند و این
    خود مسأله ساده و آسانی نیست. اگر تعیین حدود بلوغ و تغییرات بدنی در جریان بلوغ،
    کار نسبتا آسانی است، به عکس، تعیین دقیق سرحدّات نوجوانی روانی، که از مرزهای
    بلوغ تنکردی فراتر می رود، کاری پیچیده و مشکل است. اما تردیدی نیست که نوجوانی
    پیش از نمایان شدن بلوغ آغاز می گردد و مدت ها پس از این رشد و رسیدگی ادامه
    می یابد. علت، آن است که در تعیین این دوره، علاوه بر مشکلات روانی، برخی از
    مشکلات علم الاجتماعی نیز در کارند؛ زیرا ممکن نیست بتوان از روان شناسیِ دوره
    نوجوانی سخن راند، بی آن که از شرایط اجتماعی و فرهنگی، که در آن نوجوان تحوّل
    می یابد، سخنی در میان نباشد. نوجوانان نسل های پی در پی، حتی وقتی همهآن ها به یک
    دوره از تحوّل تمدّن مربوط هستند، با همدیگر، متفاوتند. تفاوت های بزرگ و فاحشی
    بین نوجوان پایتختی و نوجوان شهرستانی و نوجوان روستایی وجود دارد. بدین سان،
    پیروی متقابل فرد از محیط اجتماعی در دوره نوجوانی بیش از دوره کودکی است

    .

    به همین دلیل است که بین روان شناسان از لحاظ طول دوره نوجوانی
    اتفاق نظر نیست. با وجود این، عموما این امر مورد قبول است که در جامعه هایی که
    ساختمان خانوادگی آن ها از نوع غربی است، نوجوانی بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی است، با ذکر
    این نکته که دوره نوجوانی جنس زن کوتاه تر از جنس مرد است. اما مسأله زمانی یا طول
    مدت دوره نوجوانی نباید بیش از این ما را به خود مشغول دارد؛ چرا که مهم ترین
    مسأله ترتیب توالی دوره های گوناگون تحوّل ذهنی است

    .

    بنابراین، می توان پذیرفت
    که نوجوانی دوره ای از تحوّل ذهنی است که بلافاصله پس ازکودکی واقع می شود و انسان
    به بهای فتحی پر همهمه، به کسب این تحوّل نایل می آید. این تحوّل به صورت بحرانی
    است که در سه مرحله پی در پی به ظهور می رسد

    :

    در مرحله نخست، بحران با تظاهرات روانی جزئی آغاز می شود

    .

    این
    مرحله سرآغاز یا پیام است و حکایت از طلیعه نوجوانی دارد

    .

    نوجوان هنوز کاملاً
    رشته های ذهنی خود را با سازش دوران کودکی نگسسته، ولی بریدن برخی از آن ها را
    شروع کرده است

    .

    در مرحله دوم، همگرایی تظاهرات متعدّدی پایه سازمان جامع ذهنی جدید او
    را ایجاد می کند، نوجوان در برابر محیط خود، وضع مشخّص و معیّنی به خود می گیرد و
    برای روش زندگی خود، شیوه رفتار معیّنی را تثبیت می کند. این مرحله در خود فرو
    رفتن و به درون خود خزیدن است. این مرحله بیش از مراحل دیگر، پدران و مادران را نگران
    فرزند خود می سازد. ایشان تماس خود را با وی منقطع و توافق خود را با او منهدم
    می پندارند

    .

    سرانجام، در مرحله سوم، نوعی گشایش تمرکز حالت قبلی به تدریج به
    وقوع می پیوندد؛ نوجوان فعّال و مثبت می شود. این مرحله از خود برون آمدن و پایان
    یافتن بحران است

    .

    ج. نشانه های دوره
    نوجوانی

    اگر پدیده روانی دوره نوجوانی مورد قبول همگان است، به عکس، در تعبیر
    این پدیده اختلاف نظرها موج می زند تا آن جا که می توان گفت

    :

    بین تمام مکاتبی که
    درباره نوجوانی تحقیق کرده اند، حتی دو مکتب روانی نمی توان یافت که در تعبیر و
    تفسیر پدیده نوجوانی از هر لحاظ همگرا باشند. پس چه باید کرد؟

    آیا نوجوانی تابع رشد و رسیدگی بدنی است؟ آیا گذشته انفعالی فرد،
    نوجوانی وی را تعیین می کند؟ آیا محیط نقش اساسی برعهده دارد؟ و یا در نهایت،
    نوجوانی حاصل فعالیت خود فرد است؟ آیا اگر تغییرات بدنی و یا تغییرات تنکردی تحوّل
    عمومی و تعادل غدد داخلی و یا تعادل دستگاه عصبی، شرایط بلوغ را فراهم می آورند، می توان
    بر این اساس، نتیجه گرفت که تظاهرات روانی، که نوجوانی را مشخص می سازند، به نوبه
    خود، تابع همان تغییراتند؟

    برخی واقعیات تجربی، به خصوص پژوهش های طولی (در طول دوره تحوّل)، از
    لحاظ الکتروآنسفالوگرافی نشان می دهند که به هنگام نوجوانی، سازمان بهتری از
    ریتم ها به وجود می آید و این خود شاید تابع رشد عمومی مغز باشد

    .

    اما در این باره نباید شتاب کرد؛ شاید روزی بتوان نوعی همزمانی بین
    تحوّل ذهنی و رشد بدنی پیدا کرد. ولی به هرحال، این همزمانی نخواهد توانست
    پدیده های روانی دوره نوجوانی را، که بر حسب تجارب شخصی و واقعی گذشته نوجوان و بر
    حسب ساختمان های اجتماعی و اقتصادی، که وی باید در آن ها توجیه یابد و با یکدیگر متفاوتند،
    تبیین کند

    .

    باری، چنانچه تجارب شخصی گذشته به حساب آیند، باید گفت

    :

    نوجوانی
    امتداد دوره قبلی است. این یک نوع «تجدید طبع» یا تکرار خصوصیات «عقده اُدیپ» است؛
    یعنی نوجوان بار دیگر باید جنگ بین نیروهای مختلف را، جنگ بین بُن یا نهاد و «من»
    و «فرامن» را آغاز کند تا خود را به سوی سازش جدیدی سوق دهد. آن وقت است که می توان
    گفت: اگر نوجوان نتواند بر برانگیختگی های درونی یا کشاننده های خود فایق آید،
    ممکن است بزهکار یا مجرم و غیراخلاقی از آب درآید و اگر زیاد تابع «فرامن» خود
    گردد، در این صورت، راه دیگری جز واکنش از طریق «نورُز» در پیش نخواهد داشت

    .

    مقایسه وضع اُدیپی دوره نوجوانی با همان وضع در دوره کودکی امری کاملاً
    فاعلی و تعبیری شخصی است؛ زیرا قبول تجدید طبع یا تکرار یک وضع دوره کودکی در دوره
    نوجوانی بسیار مشکل به نظر می رسد. اما به عکس، می توان گفت که بسیاری از منازعات
    که بر طرح های انفعالی دوره کودکی متکّی هستند و یا به نحوی با آن ها پیوند دارند،
    در دوره نوجوانی از سرگرفته می شوند و دلیل آن هم این است که امر بی نهایت مهمی که
    عبارت است از «تغییرات ساختمانی نظام ذهنی به هنگام نوجوانی» باید همواره مدّنظر
    باشد. اگر در دوران کودکی، با موجودی سر و کار داریم که از نظر تحوّل روانی
    اخلاقی، در مرحله دیگر پیروی است و خود را با اصل واقعیت تطبیق می دهد و مفهوم
    جهان از نظر وی تابع چیزهایی است که دیده و یا حس کرده و روابط ذهنی او بر محور
    خانواده و زندگی خانوادگی دور می زند، به عکس هنگامی که با نوجوان رو به رو هستیم،
    وضع کاملاً متفاوت است؛ نوجوان خواهان خودپیروی و خودمختاری است، برای خود مقیاسی
    از ارزش ها بنا می کند؛ احساس تعلّق به یک گروه اجتماعی در وی به وجود می آید؛
    می خواهد آزادی خود را بنمایاند و پیش از آن که خود را با واقعیت سازش دهد، همچنین
    پیش از آن که با محیط خانوادگی، حرفه ای و فرهنگی درآمیزد، می کوشد خود را با یک واقعیت
    اجتماعی ممکن، که دورتر از واقعیت های کنونی است، سازش دهد

    .

    نوجوان خود را برابر بزرگ سال می داند و به این می اندیشد که در جامعه
    بزرگ سالان وارد شود، اما با خود «نقشه زندگی» و «طرح های تغییر و اصلاح جامعه» را
    همراه داشته باشد و در آن به کار بندد. در جریان رشد، تمام این فرایندها مفاهیم
    فلسفی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که در محیط منتشر شده اند، انعکاس بزرگی در
    رفتار نوجوان دارند و رفتار وی به میزان قابل ملاحظه ای تحت تأثیر آن هاست

    .

    بر حسب آن که نوجوان تابع محیطی باشد که هدف غایی زندگی در آن اضمحلال
    وجود و یا تحمّل رنج باشد و یا تابع محیطی که به عکس، هدف اصلی اصلاح محیط اجتماعی
    باشد و یا سرانجام، در محیطی قرار گیرد که هدف زندگی تابع مفهومی باشد که حاصل تلاقی
    چندین مفهومِ متفاوت است، رفتارهای متفاوتی از وی بروز خواهد کرد؛ زیرا در برخی از
    شرایط محیط می تواند سازش نایافتگی طبیعی آغاز دوران نوجوانی را طولانی تر سازد و
    برای نوجوانان وضع و موقعیت تردید در انتخاب ارزش هایی را فراهم آورد که
    نتوانسته اند منازعات درونی روانی و اجتماعی وی را در آستانه ورود به اجتماع حل کنند

    .

    نگاهی به
    دیدگاه های گوناگون به پدیده نوجوانی

    الف. دیدگاه پیاژه

    در دیدگاه پیاژه

    (Piaget,J)

    می توان گفت که نوجوانی در
    دوره سوم یعنی دوره ای که اصطلاحا دوره هوش انتزاعی یا عملیات منطق صوری نامیده
    می شود واقع گردیده است. دوره ای که از یازده، دوازده سالگی شروع می شود و در
    حدود پانزده سالگی به مرتبه تعادل خود می رسد و یک سلسله تغییرات اساسی و مهم در
    ساخت روانی نوجوان به وجود می آورد. در این دوره، که دوره استقرار هوش انتزاعی
    است، نه تنها واقعیات به صورت بارزتر و آسان تری در معرض عملیات ذهنی قرار
    می گیرند، بلکه واقعیات جزئی از ممکن را تشکیل می دهند

    .

    بنابراین، یکی از نقش های
    مهمی که در این دوره در زمینه فعالیت روانی ما ظهور می کند، همان نقش ممکن است؛
    زیرا نوجوان یا کسی که در آستانه فکر صوری یا انتزاعی است، تنها بر واقعیات محدود تکیه
    نمی کند، بلکه به آنچه در سطح ممکن نیز هست، فکر می کند و از این رو، می بینیم که
    تا چه حد حوزه عملیات ذهنی وسعت می یابد

    .

    ویژگی های اصلی این دوره
    اجمالاً به شرح ذیل است

    :

    ۱.

    فرضیه گرایی: عملیاتی که در این دوره به وقوع
    می پیوندند عملیات فرضی استنتاجی هستند؛ یعنی فرض کردن یک مسأله و نتیجه گیری از
    آن. به عبارت دیگر، در این دوره «فرضیه» می تواند اساس و پایه یک عمل ذهنی قرار
    گیرد

    .

    ۲.

    بروز منطق قضایا: مثلاً، می گوییم: اگر تمام
    گنجشک ها پرنده باشند و اگر تمام پرنده ها حیوان باشند، پس تمام گنجشک ها حیوان هستند.
    نوجوان بدین سان، به قضایای منطقی که، دنباله همان منطق جزء و کل است، می پردازد

    .

    ۳.

    جدا شدن شکل و محتوا از یکدیگر: در این دوره،
    شکل مسأله به محتوای آن بستگی ندارد و نیازی به حضور واقعی اشیاء نیست

    .

    ۴.

    به وجود آمدن عملیات ترکیبی: این نوع عملیات
    منطقی یا عملیات ترکیبی عملیاتی هستند که پایه استدلال علمی را تشکیل می دهند و
    کارهای علمی همیشه با این روش فکری همراه هستند

    .

    ۵.

    یکپارچگی عملیات صوری: در این دوره، تمام
    عملیات صوری به صورت یکپارچه درمی آیند؛ یعنی تمام روان بنه های عملیاتی انتزاعی
    همراه و هماهنگ می گردند و یک شبکه را تشکیل می دهند

    .

    این حدّ، آخرین حدّ تکمیل
    ساختمان های ذهنی است و از این پس، هیچ نوع ساختمان جدیدی در فرد بنا نمی شود.
    بنابراین، نوجوان چهارده، پانزده ساله از لحاظ ابزار ذهنی، به حداکثر تحوّل عقلی
    خود رسیده است و کاملاً می تواند اعمال ذهنی را انجام دهد و آنچه یک بزرگ سال را
    از نوجوان ممتاز می کند مسأله بیش و کم بودن «تجربه

    »

    است

    .

    از دیدگاه پیاژه، در دوره نوجوانی هنوز مسأله «خود میان بینی

    »

    وجود
    دارد و باید دانست که این حالت هرگز به طور کامل انسان را رها نمی کند و همیشه
    چیزی از آن باقی می ماند. ولی هر قدر دستگاه ذهنی ورزیده تر شود، این حالت ضعیف تر
    می گردد

    .

    از نظر پیاژه، یکی از سرمایه های مهم فرهنگی و علمی هر قوم و ملتی دوره
    پرتوان نوجوانی افراد آن است که دارای فکرهای اصلاح کننده هستند که اگر امکان به عمل
    درآمدن آن ها فراهم گردد به نتایج مطلوب می رسند. به همین دلیل، ریشه تحوّلات بزرگ
    علمی و فرهنگی و اجتماعی را در دوران نوجوانی انسان باید جست وجو کرد

    .

    ب. دیدگاه فروید

    در دیدگاه فروید

    (Freud,S)

    نوجوانی در مرحله ششم تحوّل
    «لیبیدو

    » (

    انرژی غریزه حیات) یعنی مرحله «بلوغ» واقع شده است. در این مرحله،
    دستگاه تناسلی نوجوان به حدّ رشد کافی می رسد و به کار می افتد و نواحی شهوتزا را،
    که پیش از بلوغ به صورت پراکنده در بدن

    (

    در کشاله ران یا ناحیه
    پستان ها و گردن و لب ها) هستند، متمرکز می سازد و در نتیجه، نوعی همگرایی که
    نقطه کانونی آن ها دستگاه تناسلی است ایجاد می شود. با همه این ها، مدت ها این
    دستگاه کامل به صورت خالی می چرخد؛ یعنی تا مدت ها نیازی به ایجاد رابطه با فرد
    د صفحه منظم و آماده استفاده است.

  • مورد تأیید علمی: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی بر اساس استانداردهای دانشگاهی تدوین شده و برای پروژه‌های علمی مناسب است.
  • طراحی بی‌نقص: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی با ساختاری مرتب و منظم طراحی شده که کار با آن را آسان می‌کند.
  • هدیه رایگان: همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی، یک پاورپوینت شکیل و حرفه‌ای نیز به شما تقدیم می‌شود.
  • آماده ارائه: فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی و پاورپوینت هدیه به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که بدون نیاز به ویرایش، برای جلسات و ارائه‌ها آماده باشند.
  • مطالب به‌روز و مفید: محتوای علمی فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی به‌گونه‌ای تدوین شده که فهم مطالب را برای شما آسان‌تر کند.
  • قابلیت ویرایش آسان: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی به‌راحتی قابل تغییر و سفارشی‌سازی است.
  • تضمین کیفیت: کیفیت فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی و پاورپوینت هدیه تضمین‌شده است و پشتیبانی کامل ارائه می‌شود.

بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت هویت در نوجوانی :

v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

مقدمه

با آن که فرد آدمی در پایان دوره کودکی با محیط خود، سازش یافته، به
نظر می رسد هنوز فردی است که به مرحله نهایی تحوّل و گسترش خود نرسیده. پایان دوره
کودکی آغاز دوره بزرگی است که هر انسانی در جریان یک تحوّل طبیعی، با عبور از آن
به احراز «تعادل نهایی» نایل می آید

.

این دوره، که موسوم به دوره نوجوانی
است، هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین، از قدیم، دورانی دشوارتر از سال های
کودکی قلمداد شده است. شاید بتوان گفت که نوجوانی بحرانی ترین مرحله زندگی است و
هر کس در جریان زندگی خود، به ناچار باید از این گردباد شدید بگذرد

.

این
گردباد آن چنان وجود روانی و جسمانی نوجوان را دست خوش جریانات سهمگین خویش
می سازد که می توان گفت: او را دچار حیرت و سرگشتگی می کند. در واقع، نوجوان در
این گیرودار، می خواهد بنالد، از بد حادثه فریاد برآورد؛ ناله و فریادی که از دل
بیمار زار و درمانده ای برمی خیزد و با آن که هرچه بیمار، زارتر و درمانده تر باشد
کم تر می نالد، در این جا برعکس، طغیانش دامن گیرتر است. او آرام و قرار ندارد، به
این در و آن در می زند، تلاش می کند تا از میان امواج خروشانی که از هر سو او را
احاطه کرده است، راهی به سوی ساحل نجات بیابد. پس نوجوان را باید شناخت، باید به
دل زارش راه یافت و در حلّ و فصل مشکلات این سن، او را یاری کرد. به راستی، کم تر
خانه ای است که در آن، نوجوانی زندگی نکرده و یا آینده نزدیکی در انتظار او نباشد

.

همه
کس به نحوی از انحا با نوجوانان سروکار دارد

.

بنابراین، لزوم آشنایی با
مسائل و مشکلاتی که در واقع زیرساز بحران های رفتاری نوجوانان است، برای همه
افراد کم و بیش لازم است؛ زیرا هرگونه ناآشنایی با این مسائل ممکن است سبب تشدید
واکنش های عصیانی نوجوان و بروز رفتارهای غیرعادی خطرناکی شود که دامنگیر خود نوجوان
و اطرافیان او خواهد شد

.

تعریف و ترسیم
نیم رخ نوجوانی در جریان تحوّل روانی

برای این که دوره نوجوانی بهتر فهمیده شود، باید به سؤالات ذیل پاسخ
داده شود

:

این دوره چیست؟

حدود این دوره کدام است؟

مشخصات این دوره کدامند؟

نوجوانان علاوه بر کنار آمدن با همه تغییرات در خلال تحوّل روانی،
باید بکوشند تا هویتی برای خود کسب

کنند و پاسخ مشخصی برای این سؤال قدیمی بیابند که «من کیستم؟

»

الف. ماهیت دوره
نوجوانی

از لحاظ روان شناسی ژنتیک، در تحوّل روانی آدمی، دوره مهمی وجود دارد
که بین دوره کودکی و بزرگ سالی قرار می گیرد و به دوره

«

نوجوانی» مشهور است.
نوجوانی، معرّف مرحله تغییر عمیقی است که کودک را از بزرگ سال جدا می سازد. این
مرحله واقعا به منزله دگرگون شدن است؛ زیرا در چنین دوره ای، نوجوان دایم در حال
تغییر است و حتی خود وی با مشکل بزرگ وضع و موفقیت خویش روبه روست

.

اگرچه نوجوان در حال دگرگون شدن و تغییر یافتن است، ولی در عین حال،
این دوره ای است که آدمی در مقابل مسائل زندگی، به صورتی که در حیات روزمرّه در
اجتماع بزرگ سالان مطرح می شود، وضع مشخصی به خود می گیرد. بنابراین، می توان گفت:
پدیده اساسی نوجوانی تهیه شخصیّت است و این عمل تهیه می تواند در اشکال گوناگون
ظاهر شود

.

نوجوان همان کسی است که تقریبا تا سن یازده، دوازده سالگی، براثر اعجاز
«دیگر پیروی اخلاقی» یعنی قبول بی چون و چرای دستورات بزرگ سال دست کم در
حلقه ای که حدود و ثغور آن را بزرگ سال رسم کرده بود، رفتاری طبیعی و بهنجار از
خود نشان می داد؛ نه تنها به پیروی تن در می داد، بلکه می خواست شرایطی را که توسط
بزرگ سال یا پدر و مادر وی پیش بینی و تعیین شده بود، بپذیرد. اما به ناگاه، تغییر
شیوه می دهد و برخلاف سابق، آنچه بزرگ سال می گوید و سابقا مورد قبول وی بود، گردن
نمی نهد. این چیزی است که نظر هر کس را به خود جلب می کند. گاهی طرز راه رفتن خود
را عوض می کند، لهجه خود را تغییر می دهد، رؤیایی و عشق طلب می شود، نسبت به
زیبایی ها با حسّاسیت می نگرد و اندک اندک قدم به دنیای درون خویش می گذارد. افکار
وی بیش تر متوجه چیزهایی می شود که مربوط به زمان حال نیستند و با واقعیات همان لحظه
تناسبی ندارند. در خلال این تحوّل، نوجوان آرام آرام نسبت به قدرت فکر هشیار
می شود و به زودی در کمند ارزش های فردی خود در می غلتد

.

مجموعه این صفات و آثار به منزله کوششی است در راه عبور از این سازش
موقّت که در پایان دوره کودکی به وجود آمده. این در هم شکستن سازش ها، که به شکل
تظاهرات روانی جلوه گر می شوند، موجبات تشویش و نگرانی والدین را نیز فراهم
می آورند و تا زمانی که به نوجوان ایمنی داده نشود، این تظاهرات را به عنوان
نشانه های مرضی ناسازگاری تعبیر می کنند و در حقیقت، به دلیل ترس از انحراف قطعی
رفتار پسر یا دخترشان است که بی اراده، تضادی را که به صورت منازعه بین نسل ها
میان آن ها و فرزندانشان برقرار است، دامن می زنند

.

اما باید دانست در حالی که رشد و رسیدگی نظام تنکردی

(

فیزیولوژیک)
به میزان زیادی، شرایط استقرار نوجوانی را فراهم می آورد، با وجود آن، این عامل به
تنهایی نمی تواند مجموعه تظاهرات روانی نوجوان را تبیین و توجیه کند؛ به سرعت رشد
قد افزایش می یابد به قسمی که دوره نوجوانی را به اصطلاح می توان دوره
«لباس های تنگ و کوتاه» نام نهاد؛ چه در مدت کوتاهی، لباسی که قبلاً اندازه تن
نوجوان بوده است، برایش تنگ و کوتاه می شود. اما در کنار تغییرات بدنی، که از لحاظ
قامت مورد توجه است، یک سلسله تغییرات مربوط به شکل و هیأت ظاهری بدن (مرفولوژی)
بروز می کند که آن ها را «صفات جنسی ثانوی» می نامند. غدد مترشّحه داخلی (درونریز)
با نیرومندی تمام، در رشد و گسترش بدنی تأثیر می کنند و این تأثیر ناشی از
هورمون هایی است که از آن ها ترشّح می شود

.

آغاز بلوغ: واژه «بلوغ

»(۱)

به اولین مرحله نوجوانی
اطلاق می شود؛ یعنی آن زمان که بلوغ جنسی بارز می شود. واضح تر بگوییم: «بلوغ

»

به
پاس پدیدار شدن هورمون جدیدی که از هیپوفیز ترشّح می شود و همچنین هورمون های
تناسلی مانند تستوسترون که از بیضه و یا فولی کولین که از تخمدان ترشح می شود
آغاز می گردد ولی چون این تغییرات غالبا غیرقابل مشاهده است، شروع نوجوانی غالبا
با رشد موهای زهاری، بزرگ شدن پستان ها (در دختران) و بزرگ شدن آلت و بیضه ها (در
پسران) مشخّص می شود

.

خلاصه آن که تحوّل روانی در دوره نوجوانی در وهله نخست، رنگ جنسی و
تناسلی دارد. در وهله دوم، به شکل یک بحران نمایان می شود؛ چون نوجوانی، حتی در
عادی ترین شکل خود، بحرانی هیجانی است که در بیش تر موارد، با بیماری روانی فاصله
زیادی ندارد. بدین روی، با نوجوان باید به نرمی رفتار کرد، ولی همواره او را تحت
نظر داشت. کسانی که با نوجوانان سرو کار دارند باید آن ها را یاری کنند تا ضمن شکل
دادن به هویت شخصی و شغلی آن ها، از والدین جدا شوند و روابط عشقی و جنسی سالمی را
آغاز کنند

.

سرانجام در وهله سوم، به صورت یک دوره ساخته شدن و شکل گرفتن و آماده
شدن درمی آید. چنین فرایندی پدران و مادران را غالبا دچار نگرانی و اضطراب
می سازد؛ زیرا آن ها به خصوص از زاویه بحران ها، سلامت فرزند خود را دچار خطر
می بینند

.

ب. حدود دوره
نوجوانی

اما باید از خود سؤال کنیم که این تظاهرات چه موقع آغاز می شوند و این
خود مسأله ساده و آسانی نیست. اگر تعیین حدود بلوغ و تغییرات بدنی در جریان بلوغ،
کار نسبتا آسانی است، به عکس، تعیین دقیق سرحدّات نوجوانی روانی، که از مرزهای
بلوغ تنکردی فراتر می رود، کاری پیچیده و مشکل است. اما تردیدی نیست که نوجوانی
پیش از نمایان شدن بلوغ آغاز می گردد و مدت ها پس از این رشد و رسیدگی ادامه
می یابد. علت، آن است که در تعیین این دوره، علاوه بر مشکلات روانی، برخی از
مشکلات علم الاجتماعی نیز در کارند؛ زیرا ممکن نیست بتوان از روان شناسیِ دوره
نوجوانی سخن راند، بی آن که از شرایط اجتماعی و فرهنگی، که در آن نوجوان تحوّل
می یابد، سخنی در میان نباشد. نوجوانان نسل های پی در پی، حتی وقتی همهآن ها به یک
دوره از تحوّل تمدّن مربوط هستند، با همدیگر، متفاوتند. تفاوت های بزرگ و فاحشی
بین نوجوان پایتختی و نوجوان شهرستانی و نوجوان روستایی وجود دارد. بدین سان،
پیروی متقابل فرد از محیط اجتماعی در دوره نوجوانی بیش از دوره کودکی است

.

به همین دلیل است که بین روان شناسان از لحاظ طول دوره نوجوانی
اتفاق نظر نیست. با وجود این، عموما این امر مورد قبول است که در جامعه هایی که
ساختمان خانوادگی آن ها از نوع غربی است، نوجوانی بین ۱۲ تا ۱۸ سالگی است، با ذکر
این نکته که دوره نوجوانی جنس زن کوتاه تر از جنس مرد است. اما مسأله زمانی یا طول
مدت دوره نوجوانی نباید بیش از این ما را به خود مشغول دارد؛ چرا که مهم ترین
مسأله ترتیب توالی دوره های گوناگون تحوّل ذهنی است

.

بنابراین، می توان پذیرفت
که نوجوانی دوره ای از تحوّل ذهنی است که بلافاصله پس ازکودکی واقع می شود و انسان
به بهای فتحی پر همهمه، به کسب این تحوّل نایل می آید. این تحوّل به صورت بحرانی
است که در سه مرحله پی در پی به ظهور می رسد

:

در مرحله نخست، بحران با تظاهرات روانی جزئی آغاز می شود

.

این
مرحله سرآغاز یا پیام است و حکایت از طلیعه نوجوانی دارد

.

نوجوان هنوز کاملاً
رشته های ذهنی خود را با سازش دوران کودکی نگسسته، ولی بریدن برخی از آن ها را
شروع کرده است

.

در مرحله دوم، همگرایی تظاهرات متعدّدی پایه سازمان جامع ذهنی جدید او
را ایجاد می کند، نوجوان در برابر محیط خود، وضع مشخّص و معیّنی به خود می گیرد و
برای روش زندگی خود، شیوه رفتار معیّنی را تثبیت می کند. این مرحله در خود فرو
رفتن و به درون خود خزیدن است. این مرحله بیش از مراحل دیگر، پدران و مادران را نگران
فرزند خود می سازد. ایشان تماس خود را با وی منقطع و توافق خود را با او منهدم
می پندارند

.

سرانجام، در مرحله سوم، نوعی گشایش تمرکز حالت قبلی به تدریج به
وقوع می پیوندد؛ نوجوان فعّال و مثبت می شود. این مرحله از خود برون آمدن و پایان
یافتن بحران است

.

ج. نشانه های دوره
نوجوانی

اگر پدیده روانی دوره نوجوانی مورد قبول همگان است، به عکس، در تعبیر
این پدیده اختلاف نظرها موج می زند تا آن جا که می توان گفت

:

بین تمام مکاتبی که
درباره نوجوانی تحقیق کرده اند، حتی دو مکتب روانی نمی توان یافت که در تعبیر و
تفسیر پدیده نوجوانی از هر لحاظ همگرا باشند. پس چه باید کرد؟

آیا نوجوانی تابع رشد و رسیدگی بدنی است؟ آیا گذشته انفعالی فرد،
نوجوانی وی را تعیین می کند؟ آیا محیط نقش اساسی برعهده دارد؟ و یا در نهایت،
نوجوانی حاصل فعالیت خود فرد است؟ آیا اگر تغییرات بدنی و یا تغییرات تنکردی تحوّل
عمومی و تعادل غدد داخلی و یا تعادل دستگاه عصبی، شرایط بلوغ را فراهم می آورند، می توان
بر این اساس، نتیجه گرفت که تظاهرات روانی، که نوجوانی را مشخص می سازند، به نوبه
خود، تابع همان تغییراتند؟

برخی واقعیات تجربی، به خصوص پژوهش های طولی (در طول دوره تحوّل)، از
لحاظ الکتروآنسفالوگرافی نشان می دهند که به هنگام نوجوانی، سازمان بهتری از
ریتم ها به وجود می آید و این خود شاید تابع رشد عمومی مغز باشد

.

اما در این باره نباید شتاب کرد؛ شاید روزی بتوان نوعی همزمانی بین
تحوّل ذهنی و رشد بدنی پیدا کرد. ولی به هرحال، این همزمانی نخواهد توانست
پدیده های روانی دوره نوجوانی را، که بر حسب تجارب شخصی و واقعی گذشته نوجوان و بر
حسب ساختمان های اجتماعی و اقتصادی، که وی باید در آن ها توجیه یابد و با یکدیگر متفاوتند،
تبیین کند

.

باری، چنانچه تجارب شخصی گذشته به حساب آیند، باید گفت

:

نوجوانی
امتداد دوره قبلی است. این یک نوع «تجدید طبع» یا تکرار خصوصیات «عقده اُدیپ» است؛
یعنی نوجوان بار دیگر باید جنگ بین نیروهای مختلف را، جنگ بین بُن یا نهاد و «من»
و «فرامن» را آغاز کند تا خود را به سوی سازش جدیدی سوق دهد. آن وقت است که می توان
گفت: اگر نوجوان نتواند بر برانگیختگی های درونی یا کشاننده های خود فایق آید،
ممکن است بزهکار یا مجرم و غیراخلاقی از آب درآید و اگر زیاد تابع «فرامن» خود
گردد، در این صورت، راه دیگری جز واکنش از طریق «نورُز» در پیش نخواهد داشت

.

مقایسه وضع اُدیپی دوره نوجوانی با همان وضع در دوره کودکی امری کاملاً
فاعلی و تعبیری شخصی است؛ زیرا قبول تجدید طبع یا تکرار یک وضع دوره کودکی در دوره
نوجوانی بسیار مشکل به نظر می رسد. اما به عکس، می توان گفت که بسیاری از منازعات
که بر طرح های انفعالی دوره کودکی متکّی هستند و یا به نحوی با آن ها پیوند دارند،
در دوره نوجوانی از سرگرفته می شوند و دلیل آن هم این است که امر بی نهایت مهمی که
عبارت است از «تغییرات ساختمانی نظام ذهنی به هنگام نوجوانی» باید همواره مدّنظر
باشد. اگر در دوران کودکی، با موجودی سر و کار داریم که از نظر تحوّل روانی
اخلاقی، در مرحله دیگر پیروی است و خود را با اصل واقعیت تطبیق می دهد و مفهوم
جهان از نظر وی تابع چیزهایی است که دیده و یا حس کرده و روابط ذهنی او بر محور
خانواده و زندگی خانوادگی دور می زند، به عکس هنگامی که با نوجوان رو به رو هستیم،
وضع کاملاً متفاوت است؛ نوجوان خواهان خودپیروی و خودمختاری است، برای خود مقیاسی
از ارزش ها بنا می کند؛ احساس تعلّق به یک گروه اجتماعی در وی به وجود می آید؛
می خواهد آزادی خود را بنمایاند و پیش از آن که خود را با واقعیت سازش دهد، همچنین
پیش از آن که با محیط خانوادگی، حرفه ای و فرهنگی درآمیزد، می کوشد خود را با یک واقعیت
اجتماعی ممکن، که دورتر از واقعیت های کنونی است، سازش دهد

.

نوجوان خود را برابر بزرگ سال می داند و به این می اندیشد که در جامعه
بزرگ سالان وارد شود، اما با خود «نقشه زندگی» و «طرح های تغییر و اصلاح جامعه» را
همراه داشته باشد و در آن به کار بندد. در جریان رشد، تمام این فرایندها مفاهیم
فلسفی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، که در محیط منتشر شده اند، انعکاس بزرگی در
رفتار نوجوان دارند و رفتار وی به میزان قابل ملاحظه ای تحت تأثیر آن هاست

.

بر حسب آن که نوجوان تابع محیطی باشد که هدف غایی زندگی در آن اضمحلال
وجود و یا تحمّل رنج باشد و یا تابع محیطی که به عکس، هدف اصلی اصلاح محیط اجتماعی
باشد و یا سرانجام، در محیطی قرار گیرد که هدف زندگی تابع مفهومی باشد که حاصل تلاقی
چندین مفهومِ متفاوت است، رفتارهای متفاوتی از وی بروز خواهد کرد؛ زیرا در برخی از
شرایط محیط می تواند سازش نایافتگی طبیعی آغاز دوران نوجوانی را طولانی تر سازد و
برای نوجوانان وضع و موقعیت تردید در انتخاب ارزش هایی را فراهم آورد که
نتوانسته اند منازعات درونی روانی و اجتماعی وی را در آستانه ورود به اجتماع حل کنند

.

نگاهی به
دیدگاه های گوناگون به پدیده نوجوانی

الف. دیدگاه پیاژه

در دیدگاه پیاژه

(Piaget,J)

می توان گفت که نوجوانی در
دوره سوم یعنی دوره ای که اصطلاحا دوره هوش انتزاعی یا عملیات منطق صوری نامیده
می شود واقع گردیده است. دوره ای که از یازده، دوازده سالگی شروع می شود و در
حدود پانزده سالگی به مرتبه تعادل خود می رسد و یک سلسله تغییرات اساسی و مهم در
ساخت روانی نوجوان به وجود می آورد. در این دوره، که دوره استقرار هوش انتزاعی
است، نه تنها واقعیات به صورت بارزتر و آسان تری در معرض عملیات ذهنی قرار
می گیرند، بلکه واقعیات جزئی از ممکن را تشکیل می دهند

.

بنابراین، یکی از نقش های
مهمی که در این دوره در زمینه فعالیت روانی ما ظهور می کند، همان نقش ممکن است؛
زیرا نوجوان یا کسی که در آستانه فکر صوری یا انتزاعی است، تنها بر واقعیات محدود تکیه
نمی کند، بلکه به آنچه در سطح ممکن نیز هست، فکر می کند و از این رو، می بینیم که
تا چه حد حوزه عملیات ذهنی وسعت می یابد

.

ویژگی های اصلی این دوره
اجمالاً به شرح ذیل است

:

۱.

فرضیه گرایی: عملیاتی که در این دوره به وقوع
می پیوندند عملیات فرضی استنتاجی هستند؛ یعنی فرض کردن یک مسأله و نتیجه گیری از
آن. به عبارت دیگر، در این دوره «فرضیه» می تواند اساس و پایه یک عمل ذهنی قرار
گیرد

.

۲.

بروز منطق قضایا: مثلاً، می گوییم: اگر تمام
گنجشک ها پرنده باشند و اگر تمام پرنده ها حیوان باشند، پس تمام گنجشک ها حیوان هستند.
نوجوان بدین سان، به قضایای منطقی که، دنباله همان منطق جزء و کل است، می پردازد

.

۳.

جدا شدن شکل و محتوا از یکدیگر: در این دوره،
شکل مسأله به محتوای آن بستگی ندارد و نیازی به حضور واقعی اشیاء نیست

.

۴.

به وجود آمدن عملیات ترکیبی: این نوع عملیات
منطقی یا عملیات ترکیبی عملیاتی هستند که پایه استدلال علمی را تشکیل می دهند و
کارهای علمی همیشه با این روش فکری همراه هستند

.

۵.

یکپارچگی عملیات صوری: در این دوره، تمام
عملیات صوری به صورت یکپارچه درمی آیند؛ یعنی تمام روان بنه های عملیاتی انتزاعی
همراه و هماهنگ می گردند و یک شبکه را تشکیل می دهند

.

این حدّ، آخرین حدّ تکمیل
ساختمان های ذهنی است و از این پس، هیچ نوع ساختمان جدیدی در فرد بنا نمی شود.
بنابراین، نوجوان چهارده، پانزده ساله از لحاظ ابزار ذهنی، به حداکثر تحوّل عقلی
خود رسیده است و کاملاً می تواند اعمال ذهنی را انجام دهد و آنچه یک بزرگ سال را
از نوجوان ممتاز می کند مسأله بیش و کم بودن «تجربه

»

است

.

از دیدگاه پیاژه، در دوره نوجوانی هنوز مسأله «خود میان بینی

»

وجود
دارد و باید دانست که این حالت هرگز به طور کامل انسان را رها نمی کند و همیشه
چیزی از آن باقی می ماند. ولی هر قدر دستگاه ذهنی ورزیده تر شود، این حالت ضعیف تر
می گردد

.

از نظر پیاژه، یکی از سرمایه های مهم فرهنگی و علمی هر قوم و ملتی دوره
پرتوان نوجوانی افراد آن است که دارای فکرهای اصلاح کننده هستند که اگر امکان به عمل
درآمدن آن ها فراهم گردد به نتایج مطلوب می رسند. به همین دلیل، ریشه تحوّلات بزرگ
علمی و فرهنگی و اجتماعی را در دوران نوجوانی انسان باید جست وجو کرد

.

ب. دیدگاه فروید

در دیدگاه فروید

(Freud,S)

نوجوانی در مرحله ششم تحوّل
«لیبیدو

» (

انرژی غریزه حیات) یعنی مرحله «بلوغ» واقع شده است. در این مرحله،
دستگاه تناسلی نوجوان به حدّ رشد کافی می رسد و به کار می افتد و نواحی شهوتزا را،
که پیش از بلوغ به صورت پراکنده در بدن

(

در کشاله ران یا ناحیه
پستان ها و گردن و لب ها) هستند، متمرکز می سازد و در نتیجه، نوعی همگرایی که
نقطه کانونی آن ها دستگاه تناسلی است ایجاد می شود. با همه این ها، مدت ها این
دستگاه کامل به صورت خالی می چرخد؛ یعنی تا مدت ها نیازی به ایجاد رابطه با فرد
دیگر در فرد آدمی نیست و مدت ها این وضع ادامه دارد تا به تدریج، وضع از مرحله
ارضای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *