تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی به همراه یک هدیه ویژه: پاورپوینت رایگان!

یک پیشنهاد فوق‌العاده برای شما!

با تهیه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی، یک پاورپوینت حرفه‌ای و زیبا را کاملاً رایگان از ما دریافت کنید.

چرا باید فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی را انتخاب کنید؟

  • 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    چکیده

    «

    ولایت » مقامی است که از سوی خداوند متعال به افراد خاصی از بندگان صالح
    اعطا می شود . به موجب این مقام، او واسطه نزول الطاف الهی به مردم می گردد و وصول
    همه خیرات به واسطه وجود ولی صورت می گیرد

    .

    این مقام شایسته افراد محدودی از بندگان صالح
    خداوند می باشد که هر چند در بین آن ها به صورت تشکیک دیده می شود، ولی در بین
    برخی از افراد از شدت بیش تری برخوردار است که این افراد به عقیده اهل تشیع به
    «امام » و قطب عالم شناخته می شوند . ولایت به این معنا به دو نوع کلی تقسیم
    می شود: ولایت مطلقه و مقیده . ولایت مطلقه اصل در ولایت است; یعنی تمام کسانی که
    دارای ولایت مقید، می باشند، وابسته به ولایت مطلقه بوده و نورشان را از آن
    می گیرند; همانند نبوت مطلقه و مقیده

    .

    اهل تصوف در اعتقاد به این معنا از «ولایت »
    ، با اهل تشیع اشتراک دارند . هم چنین در تعیین افراد صاحب ولایت مطلقه و مقیده
    نیز معمولا عرفا و صوفیان همانند شیعیان می اندیشند

    .

    ولی در این میان، محی الدین بن عربی، که از
    بزرگان عرفان و صاحب کتاب نصوص الحکم و فتوحات مکیه می باشد، از شیعیان
    فاصله گرفته است . او صاحب ولایت مطلقه را حضرت عیسی علیه السلام و ولایت مقیده را
    شخص خودش می داند . بر خلاف شیعیان که صاحب ولایت مطلقه را حضرت علی علیه السلام و
    صاحب ولایت مقیده را امام مهدی

    (

    عج) می دانند

    .

    این اختلاف میر حیدر آملی از عرفای نامی قرن
    هشتم و از شارحان نصوص را بر آن داشت تا در مقدمه شرح نصوص خود، در کتاب مستقلی به
    نام نص النصوص، به نقد نصوص بپردازد و از سه منظر عقل و نقل و کشف هر یک از
    مدعاهای ابن عربی را رد کند و در مقام پاسخ گویی مفصل برآید

    .

    مقدمه

    برای کسانی که با مسائل عقلی جهان اسلام در
    زمینه عرفان و حکمت اسلامی آشنایی دارند، شخصیت محی الدین بن عربی و اثر او در
    تمدن اسلامی کاملا شناخته شده است

    .

    نقش او در رشد عرفان اسلامی اساسی و اصلی است، به ویژه
    اگر بخواهیم در سخنان و آثار بزرگان عرفان و فلسفه به این اهمیت بپردازیم، به
    یقین، کسی را همانند ابن عربی دارای این همه علو شان و جلالت منزلت نمی یابیم

    .

    ولی آنچه بسیاری از فلاسفه و عرفای شیعی را
    دچار تعجب کرده است و نقطه عطفی در تاریخ عرفان و تصوف اسلامی به شمار می آید برخی
    از عقاید ابن عربی است که با آنچه تفکر شیعی آن را تبیین می کند تباین و تخالف
    دارد

    .

    از این رو، بسیاری از عرفای بزرگ شیعه، که از
    یک سو، نمی توانستند بزرگی شان ابن عربی را در عرفان اسلامی نادیده بگیرند و از
    سوی دیگر، نمی توانستند تفکرات مخالف شیعه او را تحمل کنند، دست به توجیهاتی
    زده اند تا دامان ابن عربی را از این آلودگی ها پاک دارند

    .

    ولی در بین بزرگان حکمت شیعی، میرحیدرآملی،
    که او نیز در حکمت و عرفان دارای شانی همانند ابن عربی است، در مقابل این تفکرات
    دست از تسامح برداشت و علی رغم احترامی که برای ابن عربی قایل بود، در مقام
    پاسخ گویی و رد آنچه ابن عربی مطرح کرده بود، برآمد . وی در کتاب نص النصوص خود،
    مفصلا به آنچه ابن عربی ابراز کرده بود پرداخته و بطلان آن را مبرهن ساخته است .
    این مختصر، اشاره ای است به آنچه ایشان در این باره گفته است . ابتدا چند مقدمه در
    این باره

    :

    ولایت

    از حیث معنای لغوی و اصطلاحی کم تر واژه ای
    همانند «ولایت » دارای گستره معنایی است; چه آن که گاهی آن را صعود داده و ویژه
    حضرت حق می یابیم و گاهی نزول داده، همه مؤمنان را دارای ولایت می دانیم . گاهی
    نیز آن را مترادف با «امام » می گیریم و یا گاهی در اصطلاح صوفیه یا اهل تشیع،
    معنای دیگری بر آن بار می کنیم . از این رو، برای ترسیم محدوده معنایی ولایت، ذکر
    مقدماتی ضروری می نماید

    :

    اولا، ولایت در اسلام، مخصوص ذات اقدس الله
    است و به حکم آیه شریفه «و هو الولی الحمید» (شوری: ۲۸) هیچ کس حق ولایت و
    حکومت بر دیگری ندارد، فقط خداوند بر دیگران حق ولایت دارد و تمام انواع ولایتی که
    در دین، به ویژه در فقه، مطرح شده است، به شکلی باید به ولایت حضرت حق برگردد

    .

    ثانیا، از آن جا که انسان خلیفه خداست و برخی
    از افراد به مرحله تام و کامل آن نایل می آیند چنین شخصی از دایره خودبینی گذشته و
    طبق حدیث قدسی، وقتی انسان به چنین مقامی برسد، آنچه می گوید از روی هوی و هوس
    نیست، بلکه وحیی است که خداوند بر زبانش جاری کرده; «ما ینطق عن الهوی » (نجم: ۵۳)
    خداوند گوش اوست که با آن می شنود و زبان اوست که با آن سخن می گوید; «ما تقرب الی
    عبد بشی ء احب الی مما افترضت علیه . و انه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه فاذا
    احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصربه و لسانه الذی ینطق به و یده التی
    یبطش بها ان دعانی اجبته و ان سالنی اعطیته

    (۱)

    مسلمانان به چنین شخصی که به مقام فنای ذات
    خود رسیده و تحت اراده الهی قرار گرفته باشد «ولی » می گویند

    .

    ثالثا، در شخصیت الهی، به طور کامل، فکر الهی
    انعکاس یافته است، به طوری که دست و چشم و گوشش، دست و چشم و گوش خداست . عنایت
    الهی به کسانی که خدا را می خوانند از طریق او می رسد

    .

    در اصطلاح، صوفیه «ولی » را کسی می نامند که
    به موجب «و هو یتولی الصالحین

    » (

    اعراف: ۱۹۶)، حضرت حق متولی، متعهد و حافظ وی گشته و از
    عصیان و مخالفت تا به نهایت کمال، که مرتبه فنای جهت عبدانی و بقای جهت ربانی است
    وصول یافته

    .

    چنین شخصی
    «ولی » است، هم به معنای فعیل و هم فاعل

    .

    بدین روی، به عقیده صوفیه، اولیا قدرت تصرفی
    همانند حق تعالی دارند و به حکم این قدرت، ولی در باطن مریدان و در امورخارجی تصرف
    می کند . تلقی مولوی ازشمس نیز چنین است

    :

    اولیا را هست قدرت از اله

    تیر جسته باز آرندش ز راه

    (۲)

    رابعا، به عقیده صوفیان، تمام صوفیان ولی
    نیستند . اولیا گروه محدودی از مردان و زنان هستند که به عالی ترین تجارب
    دست یافته اند . رابطه ایشان با خداوند چنان است که شخصیت الهی خود را در ایشان
    متجلی می سازد و از ایشان بر دیگران آشکار می شود

    .

    خامسا، به چنین شخصی که به این مقام رسیده
    باشد، «خرقه ولایت » می پوشانند . و چون شیخ در مرید خود، آثار ولایت و علامات
    وصول به درجه تکمیل و تربیت مشاهده کند، او را به نیابت و خلافت از خود در تربیت و
    تصرف خلق ماذون می دارد و وی را «خلعت ولایت

    »

    می پوشاند، تا موجب سرعت مطاوعت خلق از او
    گردد

    . (۳)

    نور محمدی در ولی

    با توجه به اهمیتی که نورمحمدی در تبیین
    حقیقت ولایت دارد، در این جا، به صورتی گذرا به آن اشاره می شود

    :

    نزد عرفا، «صادر اول » – یعنی اولین موجودی
    که از خداوند متعال به وجود آمد – وجود مقدس «حقیقت محمدیه » است; همو که به حق
    «خلیفه الله » است و دیگران خلیفه اویند . البته عرفا در این عقیده با شیعیان
    مشترکند که بعدها به اهل سنت نیز شیوع پیدا کرد . به حکم روایت نبوی (کنت نبیا و
    آدم بین الماء والطین

    ) (۴)

    ، این نور و حقیقت از
    یک نبی به نبی دیگر انتقال یافت تا در رسول اکرم صلی الله علیه و آله ظاهر شد . به
    عقیده شیعه، این نور پس از حضرتش هم چنان در امامان اثنی عشر علیهم السلام تداوم یافته
    است

    .

    پس هر مسلمانی باید اعتراف کند که فراتر از
    همه اولیا و حتی کامل ترین آن ها حضرت محمد صلی الله علیه و آله است . او ولی مطلق
    است

    .

    شخصیت نبوی حضرت رسول صلی الله علیه و آله از
    دو جنبه قابل توجه است

    :

    ۱ .

    به عنوان مرکز روحبخش جهان آفرینش که روح حیات همه اشیاست

    .

    ۲ .

    واسطه عنایت الهی و منبعی است که خداوند شناخت خویش را از رهگذر آن بر پرستندگان
    خود افاضه می کند و عطایای خویش را به وسیله او به بندگان ارزانی می دارد

    .

    به عقیده صوفیه، اشخاصی که نور محمدی در
    آن ها حلول می کند، البته اولیا و قدسیانند و نزدیک ترین پیوند را با حضرت محمد
    صلی الله علیه و آله دارند . او به عنوان

    «

    انسان کامل » ، تمام صفات الهی را در خود دارد و به
    معنای دقیق کلمه «ولی » است

    .

    این جنبه از ولایت باطنی حضرت رسول صلی الله علیه و آله
    از مقام ظاهری او، که نبوت باشد، بالاتر است که بدون تدبیر او جهان از نظام
    می افتد و ویران می شود

    .

    و بی میانجی گری او رحمت الهی شامل حال نوع انسان
    نمی شود

    . (۵)

    نظر عرفا درباره
    «ولایت

    »

    برای روشن شدن بحث، به دیدگاه ها و تعاریف
    تنی چند از بزرگان عرفان توجه کنید

    :

    ۱ .

    عبدالرحمن جامی: چنان که درنفحات الانس آمده، به نظر او، «ولایت » مشتق از
    «ولی » و بردو قسم است: عامه و خاصه

    .

    «

    ولایت عامه » مشترک میان همه مؤمنان است: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من
    الظلمات الی النور .» (بقره: ۲۵۷

    )

    «

    ولایت خاصه » مخصوص واصلان از ارباب سلوک است که عبارت از فنای عبد در حق
    و بقای به اوست; «فالولی هوالفانی فیه والباقی به

    » . (۶)

    ۲-

    خواجه عبدالله انصاری: «اولیا را سه نشان است: سلامت دل، سخاوت نفس،
    نصیحت خلق

    .

    سلامت دل رستگی از سه چیز است: گله از حق،
    جنگ با خلق، پسند با خود

    .

    سخاوت نفس را سه نشان است: دست بداشتن از
    آنچه خودخواهی، دل بازشدن از آنچه خلق درآنند، منتظر نبودن چیزی از دنیا

    .

    نصیحت خلق را سه نشان است: نیکوکاران را یاری
    دادن، بر بدکاران بخشودن، همه را نیک خواستن

    (۷)

    ۳-

    هجویری: وی صفت و عدد اولیا را این چنین شرح می دهد: «از ایشان چهارهزارند
    که مکتومانند و یکدیگر را نشناسند و جمال حال خود هم ندانند و اندر کل احوال، از
    خلق مستورند و اخبار بدین مورود است . و سخن اولیا بدین ناطق و مرا خود اندرین
    معنی خبر عیان گشت . الحمدلله، اما آنچه اهل حل و عقدند و سرهنگان در گاه حق جل
    جلاله سیصدند که ایشان را «اخیار» خوانند و چهل دیگر که ایشان را «ابدال » خوانند
    و هفت دیگر که ایشان را «ابرار» خوانند و چهارند که ایشان را «اوتاد» خوانند و سه
    دیگر که ایشان را «نقیب » خوانند و یکی که او را «قطب » خوانند و «غوث » گویند و
    این جمله یکدیگر را نشناسند و اندر امور به اذن یکدیگر محتاج باشند . و بدین،
    اخبار مروی و ناطق است

    (۸)

    ۴-

    شیخ محمد لاهیجی: «حضرت حق حکایت از قول یوسف می فرماید: «انت ولیی فی
    الدنیا و الآخره

    »

    این اسم «ولی » جاری بر بندگان خاص حضرت حق
    می شود به سبب تخلق ایشان به اخلاق الهی و تحقق به فنای ذات و صفات و تعلق به بقاء
    بعدالفناء و صحو بعد المحو . و «نبوت

    »

    به معنی انباء و اخبار است » . و «نبی » مبنی و خبر
    دهنده است از ذات و صفات و اسما و احکام الهی

    .

    «

    ولایت » عبارت است از قیام بنده به حق بعد از فنای از نفس خود . و حصول
    این دولت عظمی و سعادت کبری به آن می توان بود که حق متولی امر بنده شود و حافظ و
    ناصر وی گردد تا او را بدین مرتبه که نهایت مقام قرب است برساند

    .
    (۹)

    ۵-

    محی الدین بن عربی: «واعلم ان الولایه هی الفلک المحیط العام و لهذا لم
    تنقطع و لها الانباء العام واما نبوه التشریع والرساله فمنقطعه و فی محمد صلی الله
    علیه و آله قد انقطعت . فلانبی بعده مشرعا له و لارسول و هو المشرع

    » (۱۰)

    بدان که ولایت همانند فلکی است که بر تمام
    عالم احاطه دارد و از عالم جدا شدنی نیست; نبوت و رسالت را نیز در برگرفته است و
    تا عالم باقی است، ولایت هم باقی است و منقطع نگردد . ولی رسالت ونبوت باقی نیست و
    پس از حضرت محمد صلی الله علیه و آله دیگر نه رسولی صاحب شرع می آید و نه نبی

    .

    ۶-

    امام خمینی رحمه الله: حضرت امام رحمه الله در کتاب مصباح الهدایه با چند
    مقدمه، اصل ولایت را اثبات می کنند

    :

    «

    ابتدا این که هیچ یک از اسما و صفات با داشتن تعینات محرم سر حضرت حق نیستند
    . پس لابد برای کشف اسرار و ظهور اسما، خلیفه ای الهی و غیبی باید باشد تا از آن
    استخلاف کند، تا نور اسرار الهی در آینه این خلیفه منعکس شود و به وسیله او درهای
    برکات و چشمه های خیرات بازگردد

    .

    این خلیفه الهی دارای وجه غیبی به عالم غیب و
    وجهی به عالم اسما و صفات است

    .

    لذا، انوار آن وجه غیبی در این وجه اسمایی و صفاتی متجلی
    می شود

    .

    این خلافت همان روح خلافت محمدیه و اصل و
    مبدا آن است و این همان حقیقت ولایت است

    .

    پس ولایت قرب و محبوبیت و تصرف و ربوبیت با
    نیابت است; یعنی همه این ها از مراتب ولایت علوی است که با حقیقت خلافت محمدی در
    مرحله امر و خلق اتحاد دارد . و نبوت مقام ظهور خلافت است . وولایت مقام باطن
    خلافت است

    (۱۱)

    ولایت مطلقه و
    مقیده

    یکی از اصطلاحاتی که در این بحث زیاد به کار
    می رود و نیاز به تبیین دارد، اصطلاح «ولایت مطلقه و مقیده » است . ولایت مطلقه و
    مقیده که میرحیدر آملی از آن به

    «

    عام و خاص » و «تشریعی و غیرتشریعی » و «ارثی و
    غیرارثی » نیز تعبیر نموده همانند

    «

    نبوت مطلقه و مقیده » است

    .

    «

    نبوت مطلقه » بر حقیقت کلیه اولیه صدق می کند و «نبوت مقیده » به نبواتی
    که قیامشان به نبوت مطلقه است; یعنی اصل در نبوت، نبوت مطلقه است و ظهور نبوت
    مقیده به واسطه نبوت مطلقه; همانند وجود مطلق و مقید

    .

    در مورد ولایت نیز مساله این چنین است:
    «ولایت مطلقه » اصل در ولایت است و «ولایت مقیده » به آن برمی گردد . در این جاست
    که یکی از اختلافات بزرگ بین ابن عربی و دیگر عرفا و صوفیه روی می دهد که در ادامه
    به تفصیل خواهد آمد

    .

    ابن عربی و ختم
    ولایت

    هر صوفی و عارفی به نوعی، به مساله «ولایت »
    اعتقاد دارد . در این باب معتقدند همان گونه که انبیا علیهم السلام خاتمی دارند،
    اولیا نیز خات صفحه کاملاً استاندارد:

    فایل فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

    شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

    لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

    توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


    بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی :

    Normal
    ۰

    false
    false
    false

    EN-US
    X-NONE
    AR-SA

    MicrosoftInternetExplorer4

    /* Style Definitions */
    table.MsoNormalTable
    {mso-style-name:”Table Normal”;
    mso-tstyle-rowband-size:0;
    mso-tstyle-colband-size:0;
    mso-style-noshow:yes;
    mso-style-priority:99;
    mso-style-qformat:yes;
    mso-style-parent:””;
    mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
    mso-para-margin:0in;
    mso-para-margin-bottom:.0001pt;
    mso-pagination:widow-orphan;
    font-size:11.0pt;
    font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
    mso-ascii-font-family:Calibri;
    mso-ascii-theme-font:minor-latin;
    mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
    mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
    mso-hansi-font-family:Calibri;
    mso-hansi-theme-font:minor-latin;
    mso-bidi-font-family:Arial;
    mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

    چکیده

    «

    ولایت » مقامی است که از سوی خداوند متعال به افراد خاصی از بندگان صالح
    اعطا می شود . به موجب این مقام، او واسطه نزول الطاف الهی به مردم می گردد و وصول
    همه خیرات به واسطه وجود ولی صورت می گیرد

    .

    این مقام شایسته افراد محدودی از بندگان صالح
    خداوند می باشد که هر چند در بین آن ها به صورت تشکیک دیده می شود، ولی در بین
    برخی از افراد از شدت بیش تری برخوردار است که این افراد به عقیده اهل تشیع به
    «امام » و قطب عالم شناخته می شوند . ولایت به این معنا به دو نوع کلی تقسیم
    می شود: ولایت مطلقه و مقیده . ولایت مطلقه اصل در ولایت است; یعنی تمام کسانی که
    دارای ولایت مقید، می باشند، وابسته به ولایت مطلقه بوده و نورشان را از آن
    می گیرند; همانند نبوت مطلقه و مقیده

    .

    اهل تصوف در اعتقاد به این معنا از «ولایت »
    ، با اهل تشیع اشتراک دارند . هم چنین در تعیین افراد صاحب ولایت مطلقه و مقیده
    نیز معمولا عرفا و صوفیان همانند شیعیان می اندیشند

    .

    ولی در این میان، محی الدین بن عربی، که از
    بزرگان عرفان و صاحب کتاب نصوص الحکم و فتوحات مکیه می باشد، از شیعیان
    فاصله گرفته است . او صاحب ولایت مطلقه را حضرت عیسی علیه السلام و ولایت مقیده را
    شخص خودش می داند . بر خلاف شیعیان که صاحب ولایت مطلقه را حضرت علی علیه السلام و
    صاحب ولایت مقیده را امام مهدی

    (

    عج) می دانند

    .

    این اختلاف میر حیدر آملی از عرفای نامی قرن
    هشتم و از شارحان نصوص را بر آن داشت تا در مقدمه شرح نصوص خود، در کتاب مستقلی به
    نام نص النصوص، به نقد نصوص بپردازد و از سه منظر عقل و نقل و کشف هر یک از
    مدعاهای ابن عربی را رد کند و در مقام پاسخ گویی مفصل برآید

    .

    مقدمه

    برای کسانی که با مسائل عقلی جهان اسلام در
    زمینه عرفان و حکمت اسلامی آشنایی دارند، شخصیت محی الدین بن عربی و اثر او در
    تمدن اسلامی کاملا شناخته شده است

    .

    نقش او در رشد عرفان اسلامی اساسی و اصلی است، به ویژه
    اگر بخواهیم در سخنان و آثار بزرگان عرفان و فلسفه به این اهمیت بپردازیم، به
    یقین، کسی را همانند ابن عربی دارای این همه علو شان و جلالت منزلت نمی یابیم

    .

    ولی آنچه بسیاری از فلاسفه و عرفای شیعی را
    دچار تعجب کرده است و نقطه عطفی در تاریخ عرفان و تصوف اسلامی به شمار می آید برخی
    از عقاید ابن عربی است که با آنچه تفکر شیعی آن را تبیین می کند تباین و تخالف
    دارد

    .

    از این رو، بسیاری از عرفای بزرگ شیعه، که از
    یک سو، نمی توانستند بزرگی شان ابن عربی را در عرفان اسلامی نادیده بگیرند و از
    سوی دیگر، نمی توانستند تفکرات مخالف شیعه او را تحمل کنند، دست به توجیهاتی
    زده اند تا دامان ابن عربی را از این آلودگی ها پاک دارند

    .

    ولی در بین بزرگان حکمت شیعی، میرحیدرآملی،
    که او نیز در حکمت و عرفان دارای شانی همانند ابن عربی است، در مقابل این تفکرات
    دست از تسامح برداشت و علی رغم احترامی که برای ابن عربی قایل بود، در مقام
    پاسخ گویی و رد آنچه ابن عربی مطرح کرده بود، برآمد . وی در کتاب نص النصوص خود،
    مفصلا به آنچه ابن عربی ابراز کرده بود پرداخته و بطلان آن را مبرهن ساخته است .
    این مختصر، اشاره ای است به آنچه ایشان در این باره گفته است . ابتدا چند مقدمه در
    این باره

    :

    ولایت

    از حیث معنای لغوی و اصطلاحی کم تر واژه ای
    همانند «ولایت » دارای گستره معنایی است; چه آن که گاهی آن را صعود داده و ویژه
    حضرت حق می یابیم و گاهی نزول داده، همه مؤمنان را دارای ولایت می دانیم . گاهی
    نیز آن را مترادف با «امام » می گیریم و یا گاهی در اصطلاح صوفیه یا اهل تشیع،
    معنای دیگری بر آن بار می کنیم . از این رو، برای ترسیم محدوده معنایی ولایت، ذکر
    مقدماتی ضروری می نماید

    :

    اولا، ولایت در اسلام، مخصوص ذات اقدس الله
    است و به حکم آیه شریفه «و هو الولی الحمید» (شوری: ۲۸) هیچ کس حق ولایت و
    حکومت بر دیگری ندارد، فقط خداوند بر دیگران حق ولایت دارد و تمام انواع ولایتی که
    در دین، به ویژه در فقه، مطرح شده است، به شکلی باید به ولایت حضرت حق برگردد

    .

    ثانیا، از آن جا که انسان خلیفه خداست و برخی
    از افراد به مرحله تام و کامل آن نایل می آیند چنین شخصی از دایره خودبینی گذشته و
    طبق حدیث قدسی، وقتی انسان به چنین مقامی برسد، آنچه می گوید از روی هوی و هوس
    نیست، بلکه وحیی است که خداوند بر زبانش جاری کرده; «ما ینطق عن الهوی » (نجم: ۵۳)
    خداوند گوش اوست که با آن می شنود و زبان اوست که با آن سخن می گوید; «ما تقرب الی
    عبد بشی ء احب الی مما افترضت علیه . و انه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه فاذا
    احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصربه و لسانه الذی ینطق به و یده التی
    یبطش بها ان دعانی اجبته و ان سالنی اعطیته

    (۱)

    مسلمانان به چنین شخصی که به مقام فنای ذات
    خود رسیده و تحت اراده الهی قرار گرفته باشد «ولی » می گویند

    .

    ثالثا، در شخصیت الهی، به طور کامل، فکر الهی
    انعکاس یافته است، به طوری که دست و چشم و گوشش، دست و چشم و گوش خداست . عنایت
    الهی به کسانی که خدا را می خوانند از طریق او می رسد

    .

    در اصطلاح، صوفیه «ولی » را کسی می نامند که
    به موجب «و هو یتولی الصالحین

    » (

    اعراف: ۱۹۶)، حضرت حق متولی، متعهد و حافظ وی گشته و از
    عصیان و مخالفت تا به نهایت کمال، که مرتبه فنای جهت عبدانی و بقای جهت ربانی است
    وصول یافته

    .

    چنین شخصی
    «ولی » است، هم به معنای فعیل و هم فاعل

    .

    بدین روی، به عقیده صوفیه، اولیا قدرت تصرفی
    همانند حق تعالی دارند و به حکم این قدرت، ولی در باطن مریدان و در امورخارجی تصرف
    می کند . تلقی مولوی ازشمس نیز چنین است

    :

    اولیا را هست قدرت از اله

    تیر جسته باز آرندش ز راه

    (۲)

    رابعا، به عقیده صوفیان، تمام صوفیان ولی
    نیستند . اولیا گروه محدودی از مردان و زنان هستند که به عالی ترین تجارب
    دست یافته اند . رابطه ایشان با خداوند چنان است که شخصیت الهی خود را در ایشان
    متجلی می سازد و از ایشان بر دیگران آشکار می شود

    .

    خامسا، به چنین شخصی که به این مقام رسیده
    باشد، «خرقه ولایت » می پوشانند . و چون شیخ در مرید خود، آثار ولایت و علامات
    وصول به درجه تکمیل و تربیت مشاهده کند، او را به نیابت و خلافت از خود در تربیت و
    تصرف خلق ماذون می دارد و وی را «خلعت ولایت

    »

    می پوشاند، تا موجب سرعت مطاوعت خلق از او
    گردد

    . (۳)

    نور محمدی در ولی

    با توجه به اهمیتی که نورمحمدی در تبیین
    حقیقت ولایت دارد، در این جا، به صورتی گذرا به آن اشاره می شود

    :

    نزد عرفا، «صادر اول » – یعنی اولین موجودی
    که از خداوند متعال به وجود آمد – وجود مقدس «حقیقت محمدیه » است; همو که به حق
    «خلیفه الله » است و دیگران خلیفه اویند . البته عرفا در این عقیده با شیعیان
    مشترکند که بعدها به اهل سنت نیز شیوع پیدا کرد . به حکم روایت نبوی (کنت نبیا و
    آدم بین الماء والطین

    ) (۴)

    ، این نور و حقیقت از
    یک نبی به نبی دیگر انتقال یافت تا در رسول اکرم صلی الله علیه و آله ظاهر شد . به
    عقیده شیعه، این نور پس از حضرتش هم چنان در امامان اثنی عشر علیهم السلام تداوم یافته
    است

    .

    پس هر مسلمانی باید اعتراف کند که فراتر از
    همه اولیا و حتی کامل ترین آن ها حضرت محمد صلی الله علیه و آله است . او ولی مطلق
    است

    .

    شخصیت نبوی حضرت رسول صلی الله علیه و آله از
    دو جنبه قابل توجه است

    :

    ۱ .

    به عنوان مرکز روحبخش جهان آفرینش که روح حیات همه اشیاست

    .

    ۲ .

    واسطه عنایت الهی و منبعی است که خداوند شناخت خویش را از رهگذر آن بر پرستندگان
    خود افاضه می کند و عطایای خویش را به وسیله او به بندگان ارزانی می دارد

    .

    به عقیده صوفیه، اشخاصی که نور محمدی در
    آن ها حلول می کند، البته اولیا و قدسیانند و نزدیک ترین پیوند را با حضرت محمد
    صلی الله علیه و آله دارند . او به عنوان

    «

    انسان کامل » ، تمام صفات الهی را در خود دارد و به
    معنای دقیق کلمه «ولی » است

    .

    این جنبه از ولایت باطنی حضرت رسول صلی الله علیه و آله
    از مقام ظاهری او، که نبوت باشد، بالاتر است که بدون تدبیر او جهان از نظام
    می افتد و ویران می شود

    .

    و بی میانجی گری او رحمت الهی شامل حال نوع انسان
    نمی شود

    . (۵)

    نظر عرفا درباره
    «ولایت

    »

    برای روشن شدن بحث، به دیدگاه ها و تعاریف
    تنی چند از بزرگان عرفان توجه کنید

    :

    ۱ .

    عبدالرحمن جامی: چنان که درنفحات الانس آمده، به نظر او، «ولایت » مشتق از
    «ولی » و بردو قسم است: عامه و خاصه

    .

    «

    ولایت عامه » مشترک میان همه مؤمنان است: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من
    الظلمات الی النور .» (بقره: ۲۵۷

    )

    «

    ولایت خاصه » مخصوص واصلان از ارباب سلوک است که عبارت از فنای عبد در حق
    و بقای به اوست; «فالولی هوالفانی فیه والباقی به

    » . (۶)

    ۲-

    خواجه عبدالله انصاری: «اولیا را سه نشان است: سلامت دل، سخاوت نفس،
    نصیحت خلق

    .

    سلامت دل رستگی از سه چیز است: گله از حق،
    جنگ با خلق، پسند با خود

    .

    سخاوت نفس را سه نشان است: دست بداشتن از
    آنچه خودخواهی، دل بازشدن از آنچه خلق درآنند، منتظر نبودن چیزی از دنیا

    .

    نصیحت خلق را سه نشان است: نیکوکاران را یاری
    دادن، بر بدکاران بخشودن، همه را نیک خواستن

    (۷)

    ۳-

    هجویری: وی صفت و عدد اولیا را این چنین شرح می دهد: «از ایشان چهارهزارند
    که مکتومانند و یکدیگر را نشناسند و جمال حال خود هم ندانند و اندر کل احوال، از
    خلق مستورند و اخبار بدین مورود است . و سخن اولیا بدین ناطق و مرا خود اندرین
    معنی خبر عیان گشت . الحمدلله، اما آنچه اهل حل و عقدند و سرهنگان در گاه حق جل
    جلاله سیصدند که ایشان را «اخیار» خوانند و چهل دیگر که ایشان را «ابدال » خوانند
    و هفت دیگر که ایشان را «ابرار» خوانند و چهارند که ایشان را «اوتاد» خوانند و سه
    دیگر که ایشان را «نقیب » خوانند و یکی که او را «قطب » خوانند و «غوث » گویند و
    این جمله یکدیگر را نشناسند و اندر امور به اذن یکدیگر محتاج باشند . و بدین،
    اخبار مروی و ناطق است

    (۸)

    ۴-

    شیخ محمد لاهیجی: «حضرت حق حکایت از قول یوسف می فرماید: «انت ولیی فی
    الدنیا و الآخره

    »

    این اسم «ولی » جاری بر بندگان خاص حضرت حق
    می شود به سبب تخلق ایشان به اخلاق الهی و تحقق به فنای ذات و صفات و تعلق به بقاء
    بعدالفناء و صحو بعد المحو . و «نبوت

    »

    به معنی انباء و اخبار است » . و «نبی » مبنی و خبر
    دهنده است از ذات و صفات و اسما و احکام الهی

    .

    «

    ولایت » عبارت است از قیام بنده به حق بعد از فنای از نفس خود . و حصول
    این دولت عظمی و سعادت کبری به آن می توان بود که حق متولی امر بنده شود و حافظ و
    ناصر وی گردد تا او را بدین مرتبه که نهایت مقام قرب است برساند

    .
    (۹)

    ۵-

    محی الدین بن عربی: «واعلم ان الولایه هی الفلک المحیط العام و لهذا لم
    تنقطع و لها الانباء العام واما نبوه التشریع والرساله فمنقطعه و فی محمد صلی الله
    علیه و آله قد انقطعت . فلانبی بعده مشرعا له و لارسول و هو المشرع

    » (۱۰)

    بدان که ولایت همانند فلکی است که بر تمام
    عالم احاطه دارد و از عالم جدا شدنی نیست; نبوت و رسالت را نیز در برگرفته است و
    تا عالم باقی است، ولایت هم باقی است و منقطع نگردد . ولی رسالت ونبوت باقی نیست و
    پس از حضرت محمد صلی الله علیه و آله دیگر نه رسولی صاحب شرع می آید و نه نبی

    .

    ۶-

    امام خمینی رحمه الله: حضرت امام رحمه الله در کتاب مصباح الهدایه با چند
    مقدمه، اصل ولایت را اثبات می کنند

    :

    «

    ابتدا این که هیچ یک از اسما و صفات با داشتن تعینات محرم سر حضرت حق نیستند
    . پس لابد برای کشف اسرار و ظهور اسما، خلیفه ای الهی و غیبی باید باشد تا از آن
    استخلاف کند، تا نور اسرار الهی در آینه این خلیفه منعکس شود و به وسیله او درهای
    برکات و چشمه های خیرات بازگردد

    .

    این خلیفه الهی دارای وجه غیبی به عالم غیب و
    وجهی به عالم اسما و صفات است

    .

    لذا، انوار آن وجه غیبی در این وجه اسمایی و صفاتی متجلی
    می شود

    .

    این خلافت همان روح خلافت محمدیه و اصل و
    مبدا آن است و این همان حقیقت ولایت است

    .

    پس ولایت قرب و محبوبیت و تصرف و ربوبیت با
    نیابت است; یعنی همه این ها از مراتب ولایت علوی است که با حقیقت خلافت محمدی در
    مرحله امر و خلق اتحاد دارد . و نبوت مقام ظهور خلافت است . وولایت مقام باطن
    خلافت است

    (۱۱)

    ولایت مطلقه و
    مقیده

    یکی از اصطلاحاتی که در این بحث زیاد به کار
    می رود و نیاز به تبیین دارد، اصطلاح «ولایت مطلقه و مقیده » است . ولایت مطلقه و
    مقیده که میرحیدر آملی از آن به

    «

    عام و خاص » و «تشریعی و غیرتشریعی » و «ارثی و
    غیرارثی » نیز تعبیر نموده همانند

    «

    نبوت مطلقه و مقیده » است

    .

    «

    نبوت مطلقه » بر حقیقت کلیه اولیه صدق می کند و «نبوت مقیده » به نبواتی
    که قیامشان به نبوت مطلقه است; یعنی اصل در نبوت، نبوت مطلقه است و ظهور نبوت
    مقیده به واسطه نبوت مطلقه; همانند وجود مطلق و مقید

    .

    در مورد ولایت نیز مساله این چنین است:
    «ولایت مطلقه » اصل در ولایت است و «ولایت مقیده » به آن برمی گردد . در این جاست
    که یکی از اختلافات بزرگ بین ابن عربی و دیگر عرفا و صوفیه روی می دهد که در ادامه
    به تفصیل خواهد آمد

    .

    ابن عربی و ختم
    ولایت

    هر صوفی و عارفی به نوعی، به مساله «ولایت »
    اعتقاد دارد . در این باب معتقدند همان گونه که انبیا علیهم السلام خاتمی دارند،
    اولیا نیز خات صفحه مرتب و آماده استفاده است.

  • مطابق با اصول علمی: فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی براساس استانداردهای آموزشی تهیه شده و برای پروژه‌های تحقیقاتی ایده‌آل است.
  • ساختار منظم و حرفه‌ای: طراحی دقیق فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی باعث سهولت در استفاده از آن شده است.
  • دریافت یک هدیه ارزشمند: همراه با فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی، یک پاورپوینت شیک و استاندارد نیز در اختیار شما قرار می‌گیرد.
  • بدون نیاز به ویرایش: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی و پاورپوینت هدیه آماده ارائه در جلسات و کنفرانس‌ها هستند.
  • محتوای جامع و به‌روز: مطالب موجود در فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی به درک بهتر موضوعات کمک می‌کند.
  • ویرایش آسان و سریع: فایل فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی به‌راحتی قابل تغییر و سفارشی‌سازی است.
  • تضمین کیفیت و پشتیبانی: فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی و پاورپوینت همراه آن از نظر کیفیت تضمین‌شده هستند و شامل پشتیبانی کامل می‌شوند.

بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت ولایت مطلقه از دیدگاه ابن عربی و میرحیدر آملی :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

چکیده

«

ولایت » مقامی است که از سوی خداوند متعال به افراد خاصی از بندگان صالح
اعطا می شود . به موجب این مقام، او واسطه نزول الطاف الهی به مردم می گردد و وصول
همه خیرات به واسطه وجود ولی صورت می گیرد

.

این مقام شایسته افراد محدودی از بندگان صالح
خداوند می باشد که هر چند در بین آن ها به صورت تشکیک دیده می شود، ولی در بین
برخی از افراد از شدت بیش تری برخوردار است که این افراد به عقیده اهل تشیع به
«امام » و قطب عالم شناخته می شوند . ولایت به این معنا به دو نوع کلی تقسیم
می شود: ولایت مطلقه و مقیده . ولایت مطلقه اصل در ولایت است; یعنی تمام کسانی که
دارای ولایت مقید، می باشند، وابسته به ولایت مطلقه بوده و نورشان را از آن
می گیرند; همانند نبوت مطلقه و مقیده

.

اهل تصوف در اعتقاد به این معنا از «ولایت »
، با اهل تشیع اشتراک دارند . هم چنین در تعیین افراد صاحب ولایت مطلقه و مقیده
نیز معمولا عرفا و صوفیان همانند شیعیان می اندیشند

.

ولی در این میان، محی الدین بن عربی، که از
بزرگان عرفان و صاحب کتاب نصوص الحکم و فتوحات مکیه می باشد، از شیعیان
فاصله گرفته است . او صاحب ولایت مطلقه را حضرت عیسی علیه السلام و ولایت مقیده را
شخص خودش می داند . بر خلاف شیعیان که صاحب ولایت مطلقه را حضرت علی علیه السلام و
صاحب ولایت مقیده را امام مهدی

(

عج) می دانند

.

این اختلاف میر حیدر آملی از عرفای نامی قرن
هشتم و از شارحان نصوص را بر آن داشت تا در مقدمه شرح نصوص خود، در کتاب مستقلی به
نام نص النصوص، به نقد نصوص بپردازد و از سه منظر عقل و نقل و کشف هر یک از
مدعاهای ابن عربی را رد کند و در مقام پاسخ گویی مفصل برآید

.

مقدمه

برای کسانی که با مسائل عقلی جهان اسلام در
زمینه عرفان و حکمت اسلامی آشنایی دارند، شخصیت محی الدین بن عربی و اثر او در
تمدن اسلامی کاملا شناخته شده است

.

نقش او در رشد عرفان اسلامی اساسی و اصلی است، به ویژه
اگر بخواهیم در سخنان و آثار بزرگان عرفان و فلسفه به این اهمیت بپردازیم، به
یقین، کسی را همانند ابن عربی دارای این همه علو شان و جلالت منزلت نمی یابیم

.

ولی آنچه بسیاری از فلاسفه و عرفای شیعی را
دچار تعجب کرده است و نقطه عطفی در تاریخ عرفان و تصوف اسلامی به شمار می آید برخی
از عقاید ابن عربی است که با آنچه تفکر شیعی آن را تبیین می کند تباین و تخالف
دارد

.

از این رو، بسیاری از عرفای بزرگ شیعه، که از
یک سو، نمی توانستند بزرگی شان ابن عربی را در عرفان اسلامی نادیده بگیرند و از
سوی دیگر، نمی توانستند تفکرات مخالف شیعه او را تحمل کنند، دست به توجیهاتی
زده اند تا دامان ابن عربی را از این آلودگی ها پاک دارند

.

ولی در بین بزرگان حکمت شیعی، میرحیدرآملی،
که او نیز در حکمت و عرفان دارای شانی همانند ابن عربی است، در مقابل این تفکرات
دست از تسامح برداشت و علی رغم احترامی که برای ابن عربی قایل بود، در مقام
پاسخ گویی و رد آنچه ابن عربی مطرح کرده بود، برآمد . وی در کتاب نص النصوص خود،
مفصلا به آنچه ابن عربی ابراز کرده بود پرداخته و بطلان آن را مبرهن ساخته است .
این مختصر، اشاره ای است به آنچه ایشان در این باره گفته است . ابتدا چند مقدمه در
این باره

:

ولایت

از حیث معنای لغوی و اصطلاحی کم تر واژه ای
همانند «ولایت » دارای گستره معنایی است; چه آن که گاهی آن را صعود داده و ویژه
حضرت حق می یابیم و گاهی نزول داده، همه مؤمنان را دارای ولایت می دانیم . گاهی
نیز آن را مترادف با «امام » می گیریم و یا گاهی در اصطلاح صوفیه یا اهل تشیع،
معنای دیگری بر آن بار می کنیم . از این رو، برای ترسیم محدوده معنایی ولایت، ذکر
مقدماتی ضروری می نماید

:

اولا، ولایت در اسلام، مخصوص ذات اقدس الله
است و به حکم آیه شریفه «و هو الولی الحمید» (شوری: ۲۸) هیچ کس حق ولایت و
حکومت بر دیگری ندارد، فقط خداوند بر دیگران حق ولایت دارد و تمام انواع ولایتی که
در دین، به ویژه در فقه، مطرح شده است، به شکلی باید به ولایت حضرت حق برگردد

.

ثانیا، از آن جا که انسان خلیفه خداست و برخی
از افراد به مرحله تام و کامل آن نایل می آیند چنین شخصی از دایره خودبینی گذشته و
طبق حدیث قدسی، وقتی انسان به چنین مقامی برسد، آنچه می گوید از روی هوی و هوس
نیست، بلکه وحیی است که خداوند بر زبانش جاری کرده; «ما ینطق عن الهوی » (نجم: ۵۳)
خداوند گوش اوست که با آن می شنود و زبان اوست که با آن سخن می گوید; «ما تقرب الی
عبد بشی ء احب الی مما افترضت علیه . و انه لیتقرب الی بالنافله حتی احبه فاذا
احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصربه و لسانه الذی ینطق به و یده التی
یبطش بها ان دعانی اجبته و ان سالنی اعطیته

(۱)

مسلمانان به چنین شخصی که به مقام فنای ذات
خود رسیده و تحت اراده الهی قرار گرفته باشد «ولی » می گویند

.

ثالثا، در شخصیت الهی، به طور کامل، فکر الهی
انعکاس یافته است، به طوری که دست و چشم و گوشش، دست و چشم و گوش خداست . عنایت
الهی به کسانی که خدا را می خوانند از طریق او می رسد

.

در اصطلاح، صوفیه «ولی » را کسی می نامند که
به موجب «و هو یتولی الصالحین

» (

اعراف: ۱۹۶)، حضرت حق متولی، متعهد و حافظ وی گشته و از
عصیان و مخالفت تا به نهایت کمال، که مرتبه فنای جهت عبدانی و بقای جهت ربانی است
وصول یافته

.

چنین شخصی
«ولی » است، هم به معنای فعیل و هم فاعل

.

بدین روی، به عقیده صوفیه، اولیا قدرت تصرفی
همانند حق تعالی دارند و به حکم این قدرت، ولی در باطن مریدان و در امورخارجی تصرف
می کند . تلقی مولوی ازشمس نیز چنین است

:

اولیا را هست قدرت از اله

تیر جسته باز آرندش ز راه

(۲)

رابعا، به عقیده صوفیان، تمام صوفیان ولی
نیستند . اولیا گروه محدودی از مردان و زنان هستند که به عالی ترین تجارب
دست یافته اند . رابطه ایشان با خداوند چنان است که شخصیت الهی خود را در ایشان
متجلی می سازد و از ایشان بر دیگران آشکار می شود

.

خامسا، به چنین شخصی که به این مقام رسیده
باشد، «خرقه ولایت » می پوشانند . و چون شیخ در مرید خود، آثار ولایت و علامات
وصول به درجه تکمیل و تربیت مشاهده کند، او را به نیابت و خلافت از خود در تربیت و
تصرف خلق ماذون می دارد و وی را «خلعت ولایت

»

می پوشاند، تا موجب سرعت مطاوعت خلق از او
گردد

. (۳)

نور محمدی در ولی

با توجه به اهمیتی که نورمحمدی در تبیین
حقیقت ولایت دارد، در این جا، به صورتی گذرا به آن اشاره می شود

:

نزد عرفا، «صادر اول » – یعنی اولین موجودی
که از خداوند متعال به وجود آمد – وجود مقدس «حقیقت محمدیه » است; همو که به حق
«خلیفه الله » است و دیگران خلیفه اویند . البته عرفا در این عقیده با شیعیان
مشترکند که بعدها به اهل سنت نیز شیوع پیدا کرد . به حکم روایت نبوی (کنت نبیا و
آدم بین الماء والطین

) (۴)

، این نور و حقیقت از
یک نبی به نبی دیگر انتقال یافت تا در رسول اکرم صلی الله علیه و آله ظاهر شد . به
عقیده شیعه، این نور پس از حضرتش هم چنان در امامان اثنی عشر علیهم السلام تداوم یافته
است

.

پس هر مسلمانی باید اعتراف کند که فراتر از
همه اولیا و حتی کامل ترین آن ها حضرت محمد صلی الله علیه و آله است . او ولی مطلق
است

.

شخصیت نبوی حضرت رسول صلی الله علیه و آله از
دو جنبه قابل توجه است

:

۱ .

به عنوان مرکز روحبخش جهان آفرینش که روح حیات همه اشیاست

.

۲ .

واسطه عنایت الهی و منبعی است که خداوند شناخت خویش را از رهگذر آن بر پرستندگان
خود افاضه می کند و عطایای خویش را به وسیله او به بندگان ارزانی می دارد

.

به عقیده صوفیه، اشخاصی که نور محمدی در
آن ها حلول می کند، البته اولیا و قدسیانند و نزدیک ترین پیوند را با حضرت محمد
صلی الله علیه و آله دارند . او به عنوان

«

انسان کامل » ، تمام صفات الهی را در خود دارد و به
معنای دقیق کلمه «ولی » است

.

این جنبه از ولایت باطنی حضرت رسول صلی الله علیه و آله
از مقام ظاهری او، که نبوت باشد، بالاتر است که بدون تدبیر او جهان از نظام
می افتد و ویران می شود

.

و بی میانجی گری او رحمت الهی شامل حال نوع انسان
نمی شود

. (۵)

نظر عرفا درباره
«ولایت

»

برای روشن شدن بحث، به دیدگاه ها و تعاریف
تنی چند از بزرگان عرفان توجه کنید

:

۱ .

عبدالرحمن جامی: چنان که درنفحات الانس آمده، به نظر او، «ولایت » مشتق از
«ولی » و بردو قسم است: عامه و خاصه

.

«

ولایت عامه » مشترک میان همه مؤمنان است: «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من
الظلمات الی النور .» (بقره: ۲۵۷

)

«

ولایت خاصه » مخصوص واصلان از ارباب سلوک است که عبارت از فنای عبد در حق
و بقای به اوست; «فالولی هوالفانی فیه والباقی به

» . (۶)

۲-

خواجه عبدالله انصاری: «اولیا را سه نشان است: سلامت دل، سخاوت نفس،
نصیحت خلق

.

سلامت دل رستگی از سه چیز است: گله از حق،
جنگ با خلق، پسند با خود

.

سخاوت نفس را سه نشان است: دست بداشتن از
آنچه خودخواهی، دل بازشدن از آنچه خلق درآنند، منتظر نبودن چیزی از دنیا

.

نصیحت خلق را سه نشان است: نیکوکاران را یاری
دادن، بر بدکاران بخشودن، همه را نیک خواستن

(۷)

۳-

هجویری: وی صفت و عدد اولیا را این چنین شرح می دهد: «از ایشان چهارهزارند
که مکتومانند و یکدیگر را نشناسند و جمال حال خود هم ندانند و اندر کل احوال، از
خلق مستورند و اخبار بدین مورود است . و سخن اولیا بدین ناطق و مرا خود اندرین
معنی خبر عیان گشت . الحمدلله، اما آنچه اهل حل و عقدند و سرهنگان در گاه حق جل
جلاله سیصدند که ایشان را «اخیار» خوانند و چهل دیگر که ایشان را «ابدال » خوانند
و هفت دیگر که ایشان را «ابرار» خوانند و چهارند که ایشان را «اوتاد» خوانند و سه
دیگر که ایشان را «نقیب » خوانند و یکی که او را «قطب » خوانند و «غوث » گویند و
این جمله یکدیگر را نشناسند و اندر امور به اذن یکدیگر محتاج باشند . و بدین،
اخبار مروی و ناطق است

(۸)

۴-

شیخ محمد لاهیجی: «حضرت حق حکایت از قول یوسف می فرماید: «انت ولیی فی
الدنیا و الآخره

»

این اسم «ولی » جاری بر بندگان خاص حضرت حق
می شود به سبب تخلق ایشان به اخلاق الهی و تحقق به فنای ذات و صفات و تعلق به بقاء
بعدالفناء و صحو بعد المحو . و «نبوت

»

به معنی انباء و اخبار است » . و «نبی » مبنی و خبر
دهنده است از ذات و صفات و اسما و احکام الهی

.

«

ولایت » عبارت است از قیام بنده به حق بعد از فنای از نفس خود . و حصول
این دولت عظمی و سعادت کبری به آن می توان بود که حق متولی امر بنده شود و حافظ و
ناصر وی گردد تا او را بدین مرتبه که نهایت مقام قرب است برساند

.
(۹)

۵-

محی الدین بن عربی: «واعلم ان الولایه هی الفلک المحیط العام و لهذا لم
تنقطع و لها الانباء العام واما نبوه التشریع والرساله فمنقطعه و فی محمد صلی الله
علیه و آله قد انقطعت . فلانبی بعده مشرعا له و لارسول و هو المشرع

» (۱۰)

بدان که ولایت همانند فلکی است که بر تمام
عالم احاطه دارد و از عالم جدا شدنی نیست; نبوت و رسالت را نیز در برگرفته است و
تا عالم باقی است، ولایت هم باقی است و منقطع نگردد . ولی رسالت ونبوت باقی نیست و
پس از حضرت محمد صلی الله علیه و آله دیگر نه رسولی صاحب شرع می آید و نه نبی

.

۶-

امام خمینی رحمه الله: حضرت امام رحمه الله در کتاب مصباح الهدایه با چند
مقدمه، اصل ولایت را اثبات می کنند

:

«

ابتدا این که هیچ یک از اسما و صفات با داشتن تعینات محرم سر حضرت حق نیستند
. پس لابد برای کشف اسرار و ظهور اسما، خلیفه ای الهی و غیبی باید باشد تا از آن
استخلاف کند، تا نور اسرار الهی در آینه این خلیفه منعکس شود و به وسیله او درهای
برکات و چشمه های خیرات بازگردد

.

این خلیفه الهی دارای وجه غیبی به عالم غیب و
وجهی به عالم اسما و صفات است

.

لذا، انوار آن وجه غیبی در این وجه اسمایی و صفاتی متجلی
می شود

.

این خلافت همان روح خلافت محمدیه و اصل و
مبدا آن است و این همان حقیقت ولایت است

.

پس ولایت قرب و محبوبیت و تصرف و ربوبیت با
نیابت است; یعنی همه این ها از مراتب ولایت علوی است که با حقیقت خلافت محمدی در
مرحله امر و خلق اتحاد دارد . و نبوت مقام ظهور خلافت است . وولایت مقام باطن
خلافت است

(۱۱)

ولایت مطلقه و
مقیده

یکی از اصطلاحاتی که در این بحث زیاد به کار
می رود و نیاز به تبیین دارد، اصطلاح «ولایت مطلقه و مقیده » است . ولایت مطلقه و
مقیده که میرحیدر آملی از آن به

«

عام و خاص » و «تشریعی و غیرتشریعی » و «ارثی و
غیرارثی » نیز تعبیر نموده همانند

«

نبوت مطلقه و مقیده » است

.

«

نبوت مطلقه » بر حقیقت کلیه اولیه صدق می کند و «نبوت مقیده » به نبواتی
که قیامشان به نبوت مطلقه است; یعنی اصل در نبوت، نبوت مطلقه است و ظهور نبوت
مقیده به واسطه نبوت مطلقه; همانند وجود مطلق و مقید

.

در مورد ولایت نیز مساله این چنین است:
«ولایت مطلقه » اصل در ولایت است و «ولایت مقیده » به آن برمی گردد . در این جاست
که یکی از اختلافات بزرگ بین ابن عربی و دیگر عرفا و صوفیه روی می دهد که در ادامه
به تفصیل خواهد آمد

.

ابن عربی و ختم
ولایت

هر صوفی و عارفی به نوعی، به مساله «ولایت »
اعتقاد دارد . در این باب معتقدند همان گونه که انبیا علیهم السلام خاتمی دارند،
اولیا نیز خاتمی دارند . عقیده بسیاری از عرفا در این باب، اعم از ولایت مطلقه و
مقیده، همانند ع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *