توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آراء تفسیری مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله :
طرح مسئله
مباهله یکی از مفاهیم شناخته شده دینی مورد پذیرش مسلمانان است و ریشه روشنی در متن قرآن کریم و آموزه های پیامبر اکرم(ص) دارد. این روش بحث در گفتگو میان ادیان توحیدی کاربرد دارد و شیوه ای برای راستی آزمایی طرفین مناظره در زمان بن بست دیگر راه ها است. آیه ۶۱ سوره آل عمران «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِنْ بَعْدِ مَا جاءَک منَ الْعلْم فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أبْنَاءَنَا وَ أ بنَاءَکمْ وَ نسَاءَنَا وَنسَاءَکمْ وَأ نْفُسَنَا وَ أنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبینَ» پایه استوار این باوردینی است که مورد بررسی دانشمندان دینی و مفسران مسلمان در طول تاریخ است.
حکمت و راز نهفته در این رویداد بزرگ تاریخی که بخشی از بحث های تفسیری و کلامی را ویژه خود ساخته است، چیست؟
مفسران به فراخور استنباط های خود دلایلی را ذکر نموده اند، چنان که سید محمد حسین فضل الله کارکرد مباهله را شکستن بن بست در گفتگو و روابط میان مسلمانان و پیروان دیگر ادیان می داند. (فضل الله، ۱۴۱۹: ۶ / ۶۳) رشید رضا در تفسیر المنار، حکمت آن را اظهار اطمینان از استواری عقیده دانسته است. (رشیدرضا، ۱۳۶۶: ۳ / ۳۲۳) سید محمدتقی مدرسی، مباهله را وسیله ای برای کشف حق دانسته است و دراین باره می گوید: «ابتهال نوعی از یکدیگر را به محاکمه شدن در برابر غیب خواندن است که هر طرف به تقوای ضمیر خویش بازمی گردد و از آن داوری می خواهد.» (مدرسی، ۱۳۷۷: ۱ / ۵۴۱) اما آیه مباهله از دیر زمان معرکه آراء و محل نزاع مفسران تشیع و تسنن بوده است و از آنجایی که تشیع برای اثبات حقانیت امامان خویش از این آیه با رویکرد اثباتی بهره برده، تفسیر آیه مذکور حساسیت دوچندانی به خود یافته است؛ به گونه ای که کمتر مفسری است که پیرامون آیه مباهله بخش معتنابهی از تفسیر خود را به این آیه اختصاص نداده باشد. تفاسیر گوناگون آکنده از کندوکاوهایی است که در آن کوشیده اند تا نقطه ثقل هریک را به شکلی به چالش بکشند. این مقاله سعی دارد تا به صورت تطبیقی به بررسی رهیافت ها و ادله مفسران معاصر پیرامون آیه مباهله بپردازد و میزان قوت و ضعف آنها را تبیین نماید.
رهیافت ها
در یک دسته بندی کلی می توان دیدگاه های مفسران پیرامون رویداد و ابعاد مباهله را در چند نگرش خلاصه کرد که عبارتند از: انکار اصل داستان، انکار حضور حضرت علی(ع)، نقل روایات دروغین موازی، انکار فضیلت برای اهل بیت، سکوت، اثبات فضیلت اهل بیت، عصمت، اثبات خلافت و ولایت عامه، افضل بودن علی(ع) از پیامبران، برابری حقوقی زن و مرد.
رهیافت های یاد شده از جنبه های مختلف تاریخی، ادبی، کلامی، روایی و حقوقی انجام گرفته است که سنجش آنها در میزان صحت، مستلزم نگرش کلی و یکپارچه از همه دانش هایی است که از آن یاد شد.
الف) انکاراصل داستان
در این رهیافت تفسیری از آیه مباهله، کسانی دچار نگرش های پیش داورانه شده و بدون در نظر گرفتن منابع تاریخی و روایی و خارج از هرگونه تقید به اصول و اسلوب علمی، اصل رویداد مباهله را نفی کرده اند.
یک. انکار قواعد ادبی
در میان مفسران معاصر، رشید رضا ازجمله کسانی است که به خود جرات انکار رویداد مباهله در ذیل آیه آن، با وجود داشتن همه سرمایه های نفیس تاریخی و روایی داده است. صاحب تفسیر المنار بدون هیچ گونه استدلالی به عنصر تاریخ با عطف به مباحث ادبی، سعی می کند تاریخ را مخدوش جلوه دهد. وی بدون هیچ دلیلی رویداد مباهله را یک قضیه جعلی و مصنوعی دانسته که از سوی شیعیان در گستره تاریخ و حدیث منتشر شده است و برای اثبات ادعای خود هیچ مدرک مستدلی را ارائه نمی دهد. او حتی حضور رویداد مباهله را نیز در میان منابع اهل سنت متأثر از شیعیان می داند.
رشید رضا کوشش می کند تا با وارد ساختن اشکالات ادبی میزان اعتبار رویداد مباهله را سست نماید. ایشان اطلاق لفظ جمع «نسائنا» را در خصوص یک زن خلاف قواعد ادبی می داند و به کار بردن این لفظ را برای دختر گوینده براساس محاورات ادبی تأیید نمی کند. بر همین اساس تطبیق حضرت علی(ع) را به عنوان مصداق لفظ «انفسنا» نفی نموده و دراین باره می گوید:
جعل کنندگان این احادیث نتوانستند قصه جعلی خود را که همان مضمون روایات جعلی است با آیه مباهله تطبیق دهند، برای اینکه در آیه شریفه کلمه «نسائنا» آمده و این کلمه جمع است و هیچ عربی این کلمه را در مورد یک زن اطلاق نمی کند، آن هم زنی که دختر خود گوینده باشد، آن هم گوینده ای که خود زنان متعدد دارد، عرب از کلام چنین گوینده ای وقتی می گوید: «زنان ما» دخترش به ذهنشان نمی رسد و از این بعیدتر اینکه رسول خدا(ص) از کلمه «انفسنا» که آن نیز جمع است علی(ع) را منظور داشته باشد. (همان: ۳ / ۳۲۲)
علامه طباطبایی در برابر رشید رضا واکنش نشان داده، می کوشد به تفصیل هم از جهت تاریخی و هم از دیدگاه ادبی به اظهار نظرهای مؤلف المنار پاسخ دهد.
علامه طباطبایی جعلی بودن رویداد مباهله را موقوف به انکار بخش وسیعی از سنت و سیره رسول خدا(ص) می داند؛ زیرا انکار چنین رویداد متقنی با این وسعت در گستره آثار اسلامی مساوی با انکار اعتبار بسیاری دیگر از گزاره های دینی است که در مراتب پایین تر از این اعتبار قرار دارند. این انکار هم صاحبان جوامع حدیثی و تاریخی مانند مسلم، ترمذی، طبری و سیوطی را دربر می گیرد و هم شامل اصحاب رسول خدا(ص) مانند سعد بن ابی وقاص، جابر بن عبدالله و عبدالله بن عباس می شود که چنین روایتی را نقل نموده اند. (طباطبایی، ۱۳۷۴: ۳ / ۳۷۴) لازم به ذکر است که قاضی نورالله شوشتری نام شصت نفر از بزرگان اهل سنت که رویداد مباهله را در آثار خود ثبت نموده اند را ذکر نموده که اهمیت و اتقان و سلامت این رویداد را نزد اهل سنت به اثبات می رساند. (شوشتری، ۱۴۰۹: ۳ / ۶۲ – ۴۶)
علامه در پاسخ به اشکال ادبی رشید رضا تأیید رویداد مباهله از سوی بزرگان ادب و بلاغت را شاهدی گویا بر صحت این واقعه می داند. وی دراین باره از زمخشری یاد می کند که دراین باره گفته است:
این دلیلی است که هیچ دلیلی قوی تر از آن بر فضیلت اصحاب کساء نیست و این برهان روشنی است بر صحت نبوت رسول خدا(ص)، برای اینکه احدی نه از موافق و نه از مخالف روایتی نیاورده که گفته باشد نصارای نجران بدون ترس از اصحاب کساء به مسئله مباهله اقدام کرده اند؛ چون اگر احتمال می دادند آن جناب به دروغ دعوت به نبوت می کند، بدون درنگ با او مباهله می کردند. (زمخشری، ۱۴۰۷: ۱ / ۳۷۰)
در واقع بی اعتنایی به قواعد ادبی به دلیل تمایلات خاص مذهبی به آنارشیست ادبی و هرج و مرج علمی منتج می شود که در نتیجه امنیت تمام اصول و فروع علمی به خطر خواهد افتاد.
علامه طباطبایی در پاسخ به رشید رضا افزون بر نگاه تعصب آمیز وی در نفی رویداد مباهله، عدم تفکیک میان مفهوم و مصداق را جزء اشتباهاتی معرفی می کند که وی را به این نتیجه در محاسباتش سوق داده است.
علامه در راستای اثبات هرچه بیشتر مفهوم جمع و مصداق فرد به مرسوم بودن این روش در فرهنگ قرآنی می پردازد:
مفسرین هم اتفاق دارند و روایات هم متفقند، تاریخ هم مؤید است که رسول خدا(ص)، وقتی برای مباهله حاضر می شد احدی به جز علی، فاطمه و حسنین(ع) را با خود نیاورد، پس از ناحیه آن جناب کسی حضور به هم نرسانید مگر دو نفس، دو فرزند و یک زن و با آوردن اینان رسول خدا(ص)، امر پروردگارش را امتثال نمود. علاوه بر اینکه اصولا مراد از لفظ آیه امری است و مصداقی که حکم آیه به حسب خارج منطبق بر آن است امری دیگر و این بار اول نیست که خدای تعالی حکم یا وعده و وعید را که بر حسب خارج با یک نفر منطبق است به طور دسته جمعی حکایت می کند، مثلا با اینکه فرد معینی زن خود را ظهار کرده بود و آیه در شان او نازل شده بود می فرماید: «الَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْکمْ مِنْ نِسَائِهمْ ما هنَّ أمَّهَاتِهمْ إنْ أُمَّهَاتُهُمْ…» باز درباره همان یک فرد به صورت دسته جمعی می فرماید: «وَ الَّذِینَ یظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهمْ ثُمَّ یعُودُونَ لِمَا قَالُوا» و درباره شخص واحدی که گفته بوده خدا فقیر و من توانگرم، به صورت دسته جمعی فرمود: «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُوا إنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أغْنِیاءُ» و در پاسخ شخص واحدی که پرسیده بود چگونه انفاق کنیم؟ به صورت دسته جمعی فرمود: «یسْئَلُونَک ماذا ینْفِقُونَ؟ قُل الْعَفْوَ» و از این قبیل آیات بسیاری است که به لفظ دسته جمعی نازل شده است، درحالی که مصداق خارجیش به حسب شان نزول فرد معینی بوده است. (طباطبایی، همان: ۳ / ۳۵۲)
از سوی دیگر بلاغی نیز به اشکالات رشید رضا پاسخ می دهد و رویداد مباهله را هماهنگ و همسو با قواعد کلامی عرب می داند. ایشان مراد از نساء را جنس زن نمی داند، بلکه به وجوه مختلف اراده معنای دختر از لفظ نساء می پردازد و شاهد مثال خود را آیات قرآنی ارائه می دهد: «می گویم که لفظ نساءنا در ادبیات عرب بر جنس زن و معنای جمع دلالت ندارد و معنای بنت از آن اراده شده است به این دلیل که این کاربرد معنایی به حیا نزدیک تر است تا اینکه به صراحت، لفظ بنت، استعمال گردد. وجوه دیگری دراین باره در ادبیات عرب وجود دارد. رشید رضا می گوید لفظ نساءنا جز بر همسران اطلاق نمی شود پس درباره گفتار قرآن چه می گوید: «فَإنْ کنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثنَتَین» (نساء / ۱۱)، «وَ لِلنسَاءِ نَصِیبٌ» (نساء / ۷)، «وَ یسْتَحْیونَ نِسَاءَکمْ» (بقره / ۴۹)، «أخَوَاتِهنَّ أوْ نِسَائِهنَّ» (نور / ۳۱)، و از این موارد زیاد است که دیگر حاجتی به استشهاد به شعر عرب وجود ندارد و از دیگر وجوهی که به آن اشاره کردیم مقام ممتازی است که حضرت فاطمه نزد رسول خدا به خاطر فضیلت و اهمیت و شایستگی اش برای این مقام نسبت به زنان دیگر دارد که گواه آن حدیث صحیح و مشهوری است که از رسول خدا رسیده «ان فاطمه سیده نساء العالمین». چنان که در تفسیر آیه چهل به آن اشاره کردیم و همچنین تعبیر انفسنا و انحصار آن در خصوص حضرت علی(ع) بر همین روش معنا می شود». (بلاغی، ۱۴۲۰: ۱ / ۲۹۳)
دو. انکار واقعیت تاریخی
محمد عزت دروزه دومین کسی است که کوشش بسیار نموده تا با نادیده گرفتن همه پشتوانه های علمی رویداد مباهله، بی پروا آن را نفی نماید. وی نیز به تقلید از رشید رضا تحلیل انکارآمیز خود را در دو منظر ادبی و تاریخی ارائه می کند؛ با این تفاوت که در نفی تاریخی رویداد مباهله سعی نموده تا با ایجاد مناقشه های تاریخی، تصویری متناقض از این رویداد را ارائه دهد و در نتیجه به انکار و نفی رویداد مباهله حکم نماید. وی بر آن است که ثابت نماید که حضور وفد نجران در سال دوم از هجرت به وقوع پیوسته که این دوره مقارن با ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت زهرا(ع) است و طبیعتاً نقش های تعریف شده در این رویداد به طور کل به هم می ریزد و اعتبار این رویداد سست می شود.
محمد عزت دروزه ادعا می کند وفد نجران پس از جنگ بدر و قبل از جنگ احد واقع شده است و به بهانه این نقل در سیره ابن هشام با بی اعتنایی کامل پا روی همه نشانه های قطعی رویداد مباهله می گذارد و معتقد است که چون ابن هشام در سیره صرفاً به نقل حضور وفد نجران نزد پیامبر(ص) اکتفا نموده و هیچ اشاره ای به جزییات این رویداد نداشته است (ابن هشام، بی تا: ۲ / ۱۹) پس شیعه واضع این رویداد در گستره تاریخ است. (دروزه، ۱۳۸۳: ۷ / ۱۶۰)
درباره گفته ابن هشام درنگ در این نکته بایسته است که نقل او درباره ورود وفد نجران بر پیامبر مورد اقبال مورخان قرار نگرفته است، این در حالی است که ذهبی در تاریخ الاسلام به نقل از ابن اسحاق با پنج طریق ورود وفد نجران را در تقویم سال دهم از هجرت ثبت نموده است. با وجود اینکه وی رویکردی سلفی و متمایل به ابن تیمیه و نگرش ضدَ شیعی دارد. (ذهبی، ۱۴۱۳: ۲ / ۶۹۵) و همچنین ابن سعد در طبقات به مسئله ای اشاره نموده که دیدگاه دروزه را بیش از پیش به چالش می کشاند. وی معتقد است که ورود نخستین وفد بر رسول خدا در سال پنجم از هجرت انجام شده است: «کان أول من وفد علی رسول الله(ص) من مضر أربعمائه من مزینه و ذلک فی رجب سنه خمس» (ابن سعد، ۱۴۱۰: ۱ / ۲۲۲) طبری نیز در تاریخ خود هرچند به شرح وفد نجران نپرداخته اما آن را در روزشمار سال دهم از هجرت ثبت نموده است. (طبری، ۱۳۸۷: ۳ / ۱۳۹) ابن خلدون نیز وفد نجران را در تقویم سال دهم دانسته است هرچند ایشان نیز از کنار طرح جزئیات این رویداد می گذرد اما به این نکته مهم اشاره می کند که پس از این واقعه، آیات آغازین سوره آل عمران نازل شد. (ابن خلدون، ۱۴۰۸: ۲ / ۴۷۷) بنابراین پذیرش نظر عزت دروزه دراین باره برابر است با زیر سؤال رفتن بخش وسیعی از منابع تاریخی، چون اختلاف زمانی میان این دو تاریخ به گونه ای نیست که بتوان آن را در یک واحد زمانی جمع کرد. افزون بر این اگر پذیرش یکی از این دو نظر در خصوص زمان تاریخی رویداد مباهله یقین آفرین نیست می توان با قرائن غیر تاریخی نیز میان این دو زمان با قطعیت و انصاف حکم کرد. کافی است دراین باره از علم حدیث و علم تفسیر یاری گرفت تا با برخورداری از مدارک بیشتر در این عرصه راه هرگونه اعتراض، تقلب و تبانی بسته شود. واقعیت آن است که منابع حدیثی و تفسیری بیش از پیش وقوع رویداد مباهله را در زمانی غیر از سال دوم حکایت می کند چون هرچند به زمان مباهله در این منابع اشاره نشده اما ترجیع بند حضور امام حسن و امام حسین(ع) در این آثار وقوع رویداد مباهله را در سال دهم از هجرت تقویت می کند. وانگهی با توجه به رقابت شدید کلامی میان مفسران و محدثان سنی و شیعه در طول تاریخ چگونه مسئله ای به این مهمی و یا به گمان رشید رضا و عزت دروزه دروغی به این بزرگی از دید مورخان، محدثان و مفسران اهل تسنن در طول ۱۱۰۰ سال پنهان مانده است؟ آیا با چنین غفلت بزرگی، دیگر از عدالت، اعتبار و اعتماد و صلاحیت بزرگان اهل تسنن برای قرار گرفتن در مدار تحقیق و تقلید آسیب نمی بیند؟ بدین ترتیب با نفی اصل مباهله اصالت منابع علمی انکار می شود.
به نظر می رسد این روند در ادامه فرایندی باشد که از گذشته دنبال می شده و در این عصر به شکل کامل تری نمایان شده است، البته با این تفاوت که در دوران معاصر این امر با رویکردی علمی انجام گرفته و در گذشته با رویکردی سیاسی پیگیری می شده است. شایسته یادآوری است که در گذشته بخشی از واقعیت تاریخی مباهله انکار می شد که در پاره ای از روایت هایی که پیرامون این رویداد گزارش شده نام حضرت علی(ع) دیده نمی شود. این مسئله می تواند خود زمینه ای مناسب برای روشن شدن هر چه بیشتر ابعاد مختلف معنای مباهله فراهم سازد. در ادامه روشن خواهد شد که عدم ذکر نام حضرت علی(ع) بدون هیچ دلیل منطقی علمی بلکه به دلایل دیگری ازجمله سیاست روزگار، انجام گرفته است که البته مفسران معاصر شیعه پاسخ به این رویکرد را هم از نظر دور نداشته اند و به آن پاسخ های درخور داده اند که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.
طبری به ذکر روایتی می پردازد که در آن نام حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین(ع) ذکر شده اما از حضرت علی(ع) ذکری به میان نیامده است. ایشان از جریر نقل می کند که از مغیره پرسیدم که مردم در حدیث اهل نجران نام علی(ع) را نیز روایت می کنند؟ پس مغیره در جواب می گوید که شعبی نام حضرت علی(ع) را مکتوم گذاشته و پس از آن به بیان دلیل خود می پردازد که به دلیل نگرش سوء بنی امیه نسبت به حضرت علی(ع) است که نام ایشان را در حدیث حذف نموده است یا اینکه اصلاً امام علی حضور نداشته است: «حدثنا ابن حمید، قال: ثنا جریر، قال: فقلت للمغیره: إن الناس یرون فی حدیث أهل نجران أن علیا کان معهم فقال: أما الشعبی فلم یذکره، فلا أدری لسوء رأی بنی أمیه فی علی، أ و لم یکن فی الحدیث.» (طبری، ۱۴۱۲: ۳ / ۲۱۲) لازم به ذکر است که طبری پس از نقل این مورد به ذکر سه روایت که در آن نام حضرت علی(ع) وجود دارد، می پردازد. (همان: ۲۱۳)
از گزارش هایی که طبری دراین باره آورده است چند نکته مهم به دست می آید که به فهم هرچه بیشتر معنای آیه کمک می کند. نخست آنکه طبری در انعکاس این گفتگو به اعتراف فرد پرسشگر می پردازد که از اجماع عمومی مردم پیرامون باور به حضور حضرت علی(ع) در رویداد مباهله خبر می دهد و از آن با لفظ ناس یاد می کند و از شاذ بودن روایتی که نام حضرت علی(ع) در آن نیست، گزارش می دهد در نتیجه، از مضمون این روایت می توان پی برد که در طبقه و زمانه فرد پرسشگر که تقریباً قرن سوم است هیچ کس درباره حضور حضرت علی(ع) در آیه مباهله شک نداشته و این تثبیت و قطعیت به گونه ای بوده که هر حدیثی که نام حضرت علی(ع) از آن تهی بوده تعجب فرد را برمی انگیخته و به دنبال چرایی عدم ذکر نام حضرت علی(ع) به تکاپو می افتاده است.
دوم: معرفی حاکمیت بنی امیه به عنوان مجرم در جنایت حذف تحریف گرانه نام حضرت علی(ع) از آیه مباهله است. اما این موضوع چندان تعجب برانگیز نیست و آنچه می تواند به روشنایی بیشتر اطراف آیه مباهله کمک کند، پاسخ به چرایی این سیاست است. چرا بنی امیه به حذف نام حضرت علی(ع) از آیه مباهله اقدام نمود؟ مگر از رهگذر آیه مباهله چه حقی برای امام علی(ع) ثابت می شد که سیاستمداران بنی امیه را به وحشت می افکند؟
پاسخ به این پرسش ها قطعاً افق روشن تری از معنای آیه می گشاید. بی گمان بنی امیه از اینکه این آیه نزدیکی منحصر به فرد حضرت علی(ع) به پیامبر(ص) را بازگو می کند، آشفته بوده اند. از این رو بنی امیه نمی توانست خشم خود را از این حقیقت پنهان کنند و دست به اعمالی می زدند که از یک سو هم بر رسوایی خود می افزود و از سوی دیگر آیندگان را به تأمل وادار می کردند تا حقیقت معنایی آیه را بهتر درک کنند.
چنان که گفته شد حذف بخشی از واقعیت تاریخی مباهله؛ یعنی عدم ذکر نام امام علی(ع) که از سوی شماری از محدثان انجام گرفته، از نگاه مفسران معاصر دور نمانده و واکنش آنها را برانگیخته است. گرچه بیشتر مفسران از پرداختن به این مسئله اجتناب ورزیده اند و شاید که شدت سستی آن، مفسران معاصر را از پرداختن به آن باز داشته باشد اما برخی نیز به چرایی این مسئله پرداخته اند، به عنوان نمونه استاد جوادی آملی دراین باره می نویسد: «در بسیاری از روایات عامه تصریح شده که حضرت علی(ع) در مباهله حضور داشته است. … بنابراین خذف نام حضرت علی(ع) در روایت اول اگر سهوی نباشد، گویای دشمنی با آن حضرت و تحریف وقایع تاریخی است که تنها از جانب متعصبان جاهل صورت می گیرد.» (جوادی آملی، ۱۳۸۷: ۱۴ / ۴۹۲)
ب) انکار فضیلت برای اهل بیت
انکار فضایل اهل بیت گرچه از سوی دستگاه های سیاسی ستمگر، پیشینه درازی دارد و به طور مشخص از دوره معاویه درباره امام علی(ع) آغاز گردید اما در میان اندیشمندان و آگاهان جز در مقاطعی زیر تأثیر قدرت های حاکم استمرار نداشت. از قرن هشتم این موضوع از سوی ابن تیمیه جدی گرفته شد و پس از آن عده ای، از او تأثیر یافتند که شماری از آنان جزء روشنفکران و منادیان وحدت اسلامی معاصر هستند.
ابن تیمیه با اذعان به حضور حضرت علی(ع) در جریان مباهله، صرفاً آن را در حد حضور فردی که با پیامبر قرابت خانوادگی دارد تنزل می بخشد و موید گفتار خویش را آیات ذیل قرار می دهد:
فَاقْتُلُوا أنْفُسَکمْ. (بقره / ۵۴)
وَ لا تُخْرجُونَ أنْفُسَکمْ منْ دِیارکم. (بقره / ۸۴)
تَقْتُلُونَ أنْفُسَکمْ وَ تُخْرجُونَ فریقاً منْکمْ مِنْ دِیارهمْ. (بقره / ۸۵)
بلاغی بر مبنای معیارهای ادبی به نقد ابن تیمیه پرداخته است. ایشان در پاسخ به ابن تیمیه، دو گونه کاربرد معنایی نفس در قرآن را مد نظر قرار می دهد که تبیین آن می تواند پاسخ قاطعی به نگاه تنگ نظرانه صاحب منهاج السنه باشد:
گاهی نفس براساس قوم خود در برابر قوم دیگری استعمال می شود که تعبیر آن با عبارت «أنفسکم و أنفسهم و رجالکم و رجالهم» به کار برده می شود که می توان از آن به عنوان تعبیر مجازی یاد کرد که به دلیل قرار گرفتن در برابر یک مجموعه بزرگ تر معنایی به موازات آن شمول مصادیق انفسنا نیز توسعه می یابد اما گاهی معنای «انفسنا» در برابر همان قوم قرار می گیرد که قطعاً بار معنایی جدیدی را به وجود می آورد که آیه «قُوا أنْفُسَکمْ وَ أهْلِیکمْ نَاراً» (تحریم / ۶) «الَّذِینَ خَسِرُوا أنْفُسَهُمْ وَ أهْلِیهمْ» (زمر / ۱۵) از کاربردهای قرآنی آن می باشد که بر مبنای استعمال حقیقی تشخص ی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.