تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق شامل 43 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل «آزادی» عین حق است، نه یکی از حقوق :

نسبت میان دو واژه «آزادی» و «عدالت» و شیوه اعمال توازن بین این دو مفهوم همواره از بحث های مناقشه برانگیز در میان اندیشمندان سیاسی طول تاریخ بوده است. فلاسفه غرب معاصر نیز در مناقشه میان این دو مفهوم به مکاتب ذیل اومانیسم، اعتباربخشی نموده اند و برخی از این متفکران سمت عدالت را گرفته، برخی دیگر طرفدار آزادی بوده اند. حتی تا جایی که گاه به انکار مفهوم مقابل تن داده اند. به عنوان مثال «هایک» عدالت اجتماعی را اساساً واژه ای مبتذل و ننگین می انگارد که تداعی گر مردم فریبی است. از سوی دیگر فلاسفه مارکسیست با تأکید بر واژه عدالت، اجرای آن را مستلزم تحدید آزادی در جامعه می دانند. در این نوشتار تلاش بر آن است تا ضمن ارائه اجمالی نظر شهید استاد مرتضی مطهری پیرامون عدالت و آزادی، نسبت این دو در اندیشه ایشان مورد بررسی قرار گیرد.

آزادی در نگاه شهید مطهری

شهید مطهری آزادی را «رهایی انسان از قید و بندهایی که جلوی رشد و تکامل و فعالیت های او را به سمت کمال می گیرد» تعریف می کند. در تعریف دیگری از ایشان آزادی به معنای «فقدان مانع در مسیر حرکت انسان به سوی کمال» آمده است. در تعریف فوق چند نکته قابل توجه است. نخست اینکه ایشان همچون بسیاری دیگر از اندیشمندان غربی، آزادی را با مفهومی سلبی (فقدان مانع) ارائه می کند.

نکته دیگر تعریفی است که ایشان از «مانع» دارند که دارای تفاوت های اساسی با تعاریف رایج در اندیشه لیبرال است. ایشان تمرکز زیادی در مباحث خود پیرامون آزادی بر «موانع درونی و نفسانی» دارند و آنها را مهم ترین موانع در آزادی حقیقی که از نگاه ایشان، همان آزادی معنوی است برمی شمرند. به همین منظور بهترین مبارزه با موانع آزادی را «تقوا و تزکیه» می دانند.

نکته نهایی در تعریف شهید مطهری (ره) از آزادی، استفاده از عبارت «تکامل» است. این واژه در واقع جهت دهی آزادی و هدف آن را بیان می کند. به رغم تعاریف لیبرالیستی از آزادی که آن را «نبود موانع بر سر خواسته های فرد» می دانند و در واقع «امیال و خواست نفسانی» را منشأ نیاز به آزادی برمی شمرند، شهید مطهری در تعریف خود هدف را حرکت آدمی در مسیر رشد و کمال می داند و با چنین برداشتی، هر اقدامی که مانع رسیدن انسان به سعادت و تکامل شود، مانع آزادی خواهد بود. حدود و ثغور آزادی در نگرش های گوناگون متفاوت است و هر مکتبی مرزهای خاصی برای آزادی افراد جامعه قائل است. پررنگ ترین خط مرز لیبرالیسم که برای آزادی ارائه نموده، محدود کردن آزادی افراد دیگر است اما آزادی مدنظر شهید مطهری خطوطی پررنگ تر دارد. از نظر ایشان سه محدودیت برای آزادی افراد جامعه می توان قائل شد: اول «زمانی که آزادی فرد، مخل آزادی دیگران و سلب کننده آزادی دیگران شود» و دوم «مواردی که آزادی خلاف مصالح عالیه اجتماع باشد.» به نظر ایشان: «دولت که حافظ مصالح عالیه اجتماع است حق این را دارد که آزادی هایی را به نفع مصالح عالیه اجتماعی محدود کند.» ایشان اجبار کردن خدمت سربازی را که ظاهراً برای مدتی مخل آزادی فرد و به نفع مصالح عالیه اجتماع است به عنوان نمونه ای از این محدودیت ها ذکر می کنند. مورد سومی که شهید مطهری به عنوان قید و حد آزادی برمی شمرند عبارتست از «آنجا که حفظ آزادی فرد بر خلاف مصالح مسلم شخصی خودش باشد» مثال ایشان اجباری کردن افراد به حضور در نظام تعلیم و تربیت حتی به رغم خواست شخصی افراد است. از سوی دیگر شهید مطهری در بخش های مختلف آثار خود به مواردی اشاره می کنند که در آنها باید اصل آزادی افراد حفظ شده و نمی توان در آنها اجباری صورت داد. عمده مواردی که ایشان آزادی را قابل تعمیم به آنها می داند عبارتند از:

مسائل سلیقه ای و خصوصی: بنا به توضیح شهید مطهری مسائل شخصی و سلیقه ای «اموری است که خوبِ آن امور، آنی است که مورد پسند باشد. همچون انتخاب لباس و مسکن و همسر و معاشر و بالاخره اموری که مطلوب از آنها خوشی و لذت است و اگر نامطبوع باشد نقض غرض است». در چنین مسائلی تا جایی که به اجتماع مربوط نباشد و منافاتی با حقوق و مصالح عمومی نداشته باشند.

فضیلت های اخلاقی:

فضیلت های اخلاقی زمانی برای فرد، کمال به حساب می آید که ناشی از انتخاب آزادانه او باشد. به عنوان مثال اگر فردی از سوی دیگری، «مجبور» به اعطای کمک به نیازمندان شود، دیگر نمی توان فضیلت «سخاوتمندی» را برای او اطلاق نمود. بنابراین آزادی و برداشتن مانعی به نام اجبار که فرد را از رسیدن به رشد در مسیر فضایل باز می دارد، در فضایل اخلاقی موضوعیت دارد. مواردی که ذاتاً غیرقابل اجبار است: مسائلی همچون علاقه مندی به خداوند یا دوست داشتن فردی خاص، به هیچ عنوان قابل تحمیل نبوده و بنابراین اجبار اساساً در آنها فاقد موضوعیت است.

ملزومات رشد اجتماعی:

بنا بر نظر شهید مطهری، گاهی اوقات رشد و تکامل یافتن جامعه منوط به مشارکت مردم و انجام عملی به صورت آزادانه است؛ مانند انتخاب وکلا برای خود. در صورتی که مردم خود به انتخاب وکلای خود مبادرت نکنند و از ناحیه ای خاص مجبور به انتخاب فردی –ولو صالح- به عنوان وکیل خود بشوند، دیگر به تجربه جمعی و خرد مبتنی بر تجربه اجتماعی دست نخواهند یافت.

اعتقادات ظنی:

به زمانی اطلاق می شود که سنجه مشخصی برای تعیین درستی یک عقیده نسبت به دیگری وجود نداشته باشد و بنابراین عقاید مختلف، ترجیحی بر دیگری ندارند.

تفکرات منطقی:

به نظر شهید مطهری آن دسته از نظرات که مبتنی بر اندیشه افراد هستند نمی بایست دچار محدودیت و ممنوعیت شوند. ایشان معتقدند، تفکر و استدلال بر خلاف «عقیده» که معمولاً تحت تأثیر تقلید، محیط، وراثت و… است، از جنس تعقل بوده و هر چه مانع کمتری پیش تعقل قرار گیرد، عقل امکان تکوین بیشتری خواهد داشت. بنابراین ایشان در قبال اظهارات و عقاید مخالف که ناشی از استدلال و تفکر است، اعتقاد دارند باید با وسعت نظر مواجهه صورت گیرد و به جای محدود کردن افراد در ارائه عقاید، باید مبنی بر ارشاد و هدایت آنان باشد. از همین رو ایشان می نویسند: «کتاب هایی ولو ضددین، ضداسلام، ضد خداست ولی بر اساس یک منطق است؛ واقعاً یک کسی به یک طرز تفکر خاصی رسیده، تفکر خودش را دارد عرضه می کند، یعنی ما واقعاً حس می کنیم برخی افراد ضدخدا، اسلام، پیامبر حرف می زنند اما در صحبت خود صادقند یعنی واقعاً اینطور فکر می کنند. راه مبارزه با این افکار ارشاد و هدایت و منطق صحیح عرضه کردن است. اینکه شهید مطهری در دانشکده الهیات دانشگاه تهران، پیشنهاد می دهند «اساتید مارکسیست کرسی تدریس داشته باشند و منطق خود را ارائه کنند و در مقابل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *