تعداد بازدید
4 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟ انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟ آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟ با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟ از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزمایش و امتحان؛ علت غیبت امام زمان علیه السّلام یا اثر و نتیجه آن؟ :

مقدمه

مسئله چرایی غیبت و تحلیل آن به کمک خرد، روایات و داده های تاریخی حیات امامان معصوم (ع)از دیرباز در تراث امامیه مطرح بوده و گاه، با چالش‎ها و نگرش های متفاوت روبه رو بوده است. به نظر می‎رسد بیشترین مباحث پیرامون چرایی غیبت در سایه‎سار روایات معصومان؟عهم؟، شکل گرفته است. از جمله عناوین یاد شده در روایات، مسئله آزمایش و امتحان است. کلینی بابی را بدان اختصاص داده‎ و اگرچه تصریح به علیت این عنوان ندارد، ولی از میان تمام علل، فقط این علت را در قالب یک عنوان خاص«التمحیص و الامتحان» مطرح کرده است(کلینی، ۱۳۶۵ش: ج۱، ۳۶۹-۳۷۰)؛ نعمانی در پایان باب دهم با صراحت از علت بودن امتحان سخن گفته و باب دوازدهم را به این عنوان اختصاص داده ‎است(نعمانی، ۱۳۹۷ق: ۲۰۱-۲۱۱)، و شیخ صدوق بیش از بیست روایت به صورت پراکنده در این باره گرد آورده است که بیشتر آنها از امام صادق (ع)است(صدوق، ۱۳۹۵ ق: ج۲، ۳-۴۱) و به نظر می رسد ایشان این عامل را به عنوان علت غیبت پذیرفته است(رحیمی جعفری، ۱۳۹۲ ش: ۲۲۱). با این حال، شیخ طوسی بر علّت نبودن این عنوان تأکید ورزیده است و آن را تنها فایده و اثر غیبت می شمارد(طوسی، ۱۴۱۱ق: ۳۳۵) که در پایان بحث از این عنوان بدان خواهیم پرداخت. مجلسی، غیبتِ امام را زمین امتحان شیعیان معرفی کرده است، نه علت غیبت(مجلسی، ۱۴۰۴ق: ج۴، ۳۵). اندیشمندان معاصر نیز، دیدگاه های متفاوتی ارائه کرده اند.

پیش از بررسی روایات، توجه به چند نکته شایان توجه است؛ سنّت الهی بر آزمایش و امتحان است:

(أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یتْرَکوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذینَ صدَقُوا وَ لَیعْلَمَنَّ الْکاذِبین)(عنکبوت: ۲-۳)؛

آیا مردم گمان کرده اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می شوند و آنان [به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث ] مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ در حالی که یقیناً کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کرده ایم [پس اینان هم بی تردید آزمایش می شوند]، و بی تردید خدا کسانی را که [در ادعای ایمان ] راست گفته اند می شناسد، و قطعاً دروغگویان را نیز می شناسد.

بر این اساس، هر زمانه‎ای و از جمله، عصر و زمان غیبت، خالی از امتحان نخواهد بود.

افزون بر این قاعد کلی، خود حاضر نبودن امام و برخی تردیدها نسبت به آن حضرت زمین شکل‎گیری بزرگ ترین و سخت‎ترین آزمون ها را فراهم می‎آورد و در کوران این امتحان ها است که مؤمنان حقیقی شناخته شده و خالص می‎شوند. امام صادق (ع)از آزمون‎ها و تمحیص های در عصر غیبت چنین یاد کرده است:

بپرهیزید از فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم) همانا به خدا که امام شما سال های سال از روزگار این جهان غایب شود و هر آینه شما خالص شوید تا آن جا که بگویند: امام مرد، کشته شد، در کدام سرزمین است؟ ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد و شما مانند کشتی‎های گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصی نیست، جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و به وسیل روحی از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگری تشخیص داده نشود[وحق از باطل شناخته نشود](کلینی، ۱۳۶۵ ش: ج۱، ۳۳۶).

با توجه به آنچه گفته شد سه گزاره درباره غیبت می‎تواند مطرح گردد:

الف) غیبت، سبب امتحان و آزمایش مردمان است. روایت پیشین بر این گزاره دلالت داشت.

ب) در زمان غیبت، برخی امتحانات دشوار رخ خواهد داد(غیبت، ظرف آزمایش است). از امام صادق (ع)نقل شده است که فرمود:

حال شما چگونه است آن گاه که بی امام و نشانه هدایت باقی بمانید و بعضی از شما از بعضی دیگر برائت جویند، بدانید که در آن زمان، از یکدیگر ممتاز شوید و مورد آزمایش واقع گردید و غربال شوید و در آن زمان، شمشیرها رفت و آمد کنند و در اوّل روز کسی به امارت رسد، امّا در پایان روز خلع و کشته شود(صدوق، ۱۳۹۵ق: ج۲، ۳۴۸).

ج) امتحان و آزمایش مردمان، علت غیبت است؛ آنچه در این مقام باید به دنبال اثبات آن باشیم، این گزاره است و روایاتی که گزاره های اول یا دوم از آنها به دست می‎آید، مطلوب ما را ثابت نخواهد کرد.

در روایاتی که علما، محدثان و پژوهشگران مهدویت در این مقام آورده‎اند، واژگان«محن»، «امتحان»، «تمییز»، «تمحیص» و «تصفی» به کار رفته است. «مِحن» و «امتحان» به معنای آزمودن و «تمییز» به معنای جداسازی است(ابن درید، ۱۹۸۸ م: ج۲، ۱۰۷۱). واژه «تمحیص» به معنای خالص کردن از هر عیب معنا شده است(ابن فارس، ۱۴۰۴ق: ج۵، ۳۰۰) و واژه «تصفی» نیز معنایی نزدیک به «تمحیص» دارد و بر از بین بردن هرگونه کدورت و ناخالصی دلالت دارد(موسی، ۱۴۱۰ق: ج۱، ۴۶۸). با تأمل در این واژگان می توانیم ارتباط میان آنها را چنین تبیین بنمائیم: امتحان، آزمودن ایمان مؤمنان و جداسازی ایشان از کافران است. بعد از جدا شدن، تمحیص رخ می‎دهد؛ یعنی مؤمنان از عیوب و آلودگی‎ها پاک می‎شوند و سر انجام، صاف و خالص می‎گردند. بنابراین، واژگان «تمییز»، «تمحیص» و «تصفی»، به دلالت التزامی بر معنای «امتحان» دلالت دارند.

اکنون به بررسی سند و دلالت مهم‎ترین روایات پیرامون عنوان«آزمایش و امتحان مردم» می‎‎پردازیم:

روایت اول

منصور گوید امام صادق (ع)به من فرمود: ای منصور، به راستی این امر برای شما پیش نیاید مگر پس از نومیدی و نه به خدا تا ممتاز شوید و نه به خدا تا بازرسی کامل گردید و نه به خدا تا هرکه باید بدبخت شود و هر که شاید سعادتمند گردد.

سند

در سند این روایت سه نفر مجهول وجود دارد: «جعفربن محمد الصیقل»، «محمدبن منصور الصیقل» (ابیه) و «منصوربن ولید الصیقل». پدر صدوق در الإمامه و التبصره این روایت را با سند دیگری آورده(ابن بابویه، بی تا: ۱۳۰) که آن را صدوق در کمال الدین چنین گزارش کرده است:

حدَّثَنَا أَبی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ الْفُضَیلِ(جعفربن محمدبن منصور الصیقل) عَنْ أَبِیهِ(محمدبن منصور) عَنْ مَنْصُور(صدوق، ۱۳۹۵ق: ج۲، ۳۴۶).

در کتاب شریف کافی با فاصله دو روایت، روایتی مشابه(از لحاظ محتوا و نفرات پایانی سند) نقل شده است که به نظر می رسد در واقع با روایت فوق یکی باشد و آن را نقل دوم روایت می خوانیم:

محمدبن منصور از پدرش باز گوید که: من و حارث بن مغیره و جمعی از اصحاب ما جلسه ای داشتیم و امام صادق (ع)سخن ما را می شنید (گویا درباره دولت حقه گفتگو می کردند)، امام صادق (ع)فرمود: شما در چه موضوعی وارد شدید؟ دور است! دور است! به خدا آنچه شما چشم بدان دارید محقّق نشود تا خالص شوید، به خدا آنچه شما بدان چشم دارید محقّق نشود تا ممتاز شوید، به خدا آنچه شما چشم بدان دارید محقّق نشود جز پس از نومیدی. به خدا، آنچه شما بدان چشم دارید محقّق نشود تا هر که شقاوت می ورزد، بدبخت شود و هرکه اهل سعادت است، سعادتمند گردد.

این روایت نیز به جهت وجود«محمدبن منصور الصیقل» و «منصوربن ولید الصیقل»(ابیه) که مجهول هستند ضعیف است. البته همین روایت را دیگر عالمان و محدثان نیز با سندهای دیگری نیز نقل کرده اند:

نعمانی:

أَخْبَرَنَا أَحْمَدُبْنُ مُحَمَّدِبْنِ سَعِیدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُوعَبْدِاللَّهِ جَعْفَرُبْنُ عَبْدِاللَّه الْمُحَمَّدِی مِنْ کتَابِهِ فِی سَنَهِ ثَمَانٍ وَ سِتِّینَ وَ مِائَتَینِ قالَ حدَّثَنَا مُحَمَّدُبْنُ مَنْصُورٍ الصَّیقَلُ عَنْ أَبِیهِ (نعمانی، ۱۳۹۷ق: ۲۰۸).

شیخ طوسی:

أَخْبَرَنَا الْحُسَینُ بْنُ عُبَیدِاللَّهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِبْنِ سُفْیانَ الْبَزَوْفَرِی عَنْ أَحْمَدَبْنِ إِدْرِیسَ قَالَ حَدَّثَنِی عَلِی بْنُ مُحَمَّدِبْنِ قُتَیبَهَ عَنِ الْفَضْلِ بنِ شاذَانَ النَّیشَابُورِی عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِیه.

بخش پایانی سند این نقل ها نیز با هم مشابه است و همگی مشتمل بر دو راوی مجهول، یعنی«محمدبن منصور» و «ابیه»(منصوربن ولید صیقل) هستند، از این روی تحویل سند هم سودی نخواهد داشت.

دلالت

برخی از پژوهشگران، این حدیث را در ذیل عنوان امتحان الهی مطرح کرده و دلالت آن را برای اثبات این علت پدیرفته است. وی این گونه می‎نویسد:

این حدیث شریف در بیان امتحان بودن غیبت، تام است و از تصریح و تکرار لفظ «و الله» تأکید بر ضرورت وجود امتحان الهی برای مؤمنین در زمان غیبت استفاده می‎شود. بنابراین، لفظ «تمیّزُوا» و «تَمحَّصُوا» دلالت کامل بر وجود امتحانات سخت دارد که باعث جدا شدن مؤمنین از اهل شک و افراد سست ایمان می‎شود و عبارات «یشقی و یسعد» نتیج این امتحانات را بیان می‎نماید(رحیمی جعفری، ۱۳۹۲ش: ۲۰۰).

اشکال

این روایت در مقام اِخبار از واقعیات پیش‎رو است و از رخدادهای پیش از ظهور و تشکیل آن حکومت موعود سخن می‎گوید و اصلاً اشاره‎ای به بحث غیبت ندارد. نهایتاً از آن جا که براساس روایات دیگر و اخبار تاریخی می‎دانیم غیبت رخ داده است، خواهیم دانست که این امتحان‎ها و تمحیص‎ها در زمان غیبت رخ می‎دهد؛ حال، یا به وسیله خود غیبت و ظاهر نبودن امام یا به واسط چیزی دیگر. بر این اساس، از این روایت به دست نمی‎آید که«تمحیص» و «تمییز»‎ از علل غیبت هستند، بلکه ممکن است از آثار و نتایج آن باشد.

با این توضیح، اشکالاتی چند بر استدلال نقل شده وارد است:

اولاً این حدیث، در بیان امتحان بودن غیبت تامّ نیست؛

ثانیاً در این روایت تنها الفاظ «تمحیص» و «تمییز» آمده است و نه امتحان و پژوهشگر محترم ارتباط میان آنها را روشن نفرموده است و یکباره از آن ها ضرورت امتحان را نتیجه گرفته است؛

ثالثاً به صرفِ تصریح و تکرار لفظ «و الله» و بدون ضمیمه کردن مطالب بیرونی، تأکید بر ضرورت وجود امتحان الهی برای مؤمنین در زمان غیبت استفاده نمی‎شود؛

رابعاً ضرورت وجود امتحان در زمان غیبت، دلالتی بر این مطلب ندارد که امتحان علت غیبت است، البته ایشان در بخش‎های بعدی خود به این مطلب اشاره کرده است و امتحان را اثر و فایده غیبت شمرده است(همان: ۲۱۹).

نقل دوم روایت نیز بر آزمایش مردم پیش از زمان ظهور تأکید دارد و می‎فرماید تا این آزمایش محقق نشود، آن فرجام موعود نخواهد آمد. مرحوم مجلسی نیز این روایت را مربوط به زمان غیبت و فرارسیدن ظهور امام زمان (ع)می‎داند.

مخاطب کلام امام در این روایت، اصحاب و یاران امام هستند و روشن است که هنوز زمان غیبت فرا نرسیده است. آزمایش مردم، سنّتی فراگیر است که چه پیش از زمان غیبت و چه در زمان غیبت وجود دارد و نمی‎تواند علت غیبت به شمار آید. به عبارت دیگر، اگرچه امام می‎فرماید قبل از تحقق ظهور آزمایش‎ها رخ می‎دهد تا مردم خالص شوند؛ اما امر غیبت را بر آن مترتب نکرده است. کلام علامه مجلسی نیز تنها موضوع مورد بحث اصحاب را مشخص می‎کند که بحث از رشد و گسترش شیعه و ظهور حقّ بوده که تنها در زمان ظهور امام زمان (ع)رخ می‎دهد، بنابراین، از این روایت استفاده نمی‎شود که آزمایش مردمان، علت غیبت است.

روایت دوم

محمّدبن مسلم گوید: از امام باقر (ع)شنیدم که می فرمود: قائم ما منصور به ترس و رعب است و مؤید به نصرت، زمین برای او درنوردیده شود و گنج های خود را ظاهر سازد، و سلطنتش شرق و غرب عالم را فرا گیرد و خدای تعالی به واسطه او دینش را بر همه ادیان چیره گرداند، گرچه مشرکان را ناخوش آید، و در زمین ویرانه ای نماند جز آن که آباد گردد و روح اللَّه عیسی بن مریم فرود آید و پشت سر او نماز گزارد. راوی گوید گفتم: یا ابن رسول اللَّه! قائم شما کی خروج می کند؟ فرمود: آن گاه که مردان به زنان تشبّه کنند و زنان به مردان، و مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان، و صاحبان فروج بر زبر زین ها سوار شوند و شهادت های دروغ پذیرفته شود و شهادت های عدول مردود گردد و مردم خونریزی و ارتکاب زنا و رباخواری را سبک شمارند و از اشرار به خاطر زبان شان پرهیز کنند و سفیانی از شام خروج کند و یمانی از یمن و در بیداء خسوفی واقع شود و جوانی از آل محمّد که نامش محمّدبن حسن _ یا نفس زکیه _ است بین رکن و مقام کشته شود و صیحه ای از آسمان بیاید و بگوید حقّ با او و شیعیان اوست، در این هنگام است که قائم ما خروج کند و چون ظهور کند به خانه کعبه تکیه زند و سیصد و سیزده مرد به گرد او اجتماع کنند و اوّلین سخن او این آیه قرآن است: (بَقِیتُ اللَّهِ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ مُؤْمِنِینَ)(هود: ۸۶)، سپس می گوید: منم بقیه اللَّه در زمین و منم خلیفه خداوند و حجّت او بر شما و هر درود فرستنده ای به او چنین سلام گوید: «السّلام علیک یا بقیه اللَّه فی ارضه»، و چون برای بیعت ده هزار مرد به گرد او اجتماع کنند خروج خواهد کرد. و در زمین هیچ معبودی جز اللَّه تعالی نباشد و در صنم و وثن و غیره آتش در افتد و بسوزند و آن، پس از غیبتی طولانی است، تا خدا بداند چه کسی در دوران غیبت از او اطاعت کرده و به او ایمان می آورد.

سند

محمدبن محمدبن عصام الکلینی: وی توثیق خاص ندارد، اما صدوق، از وی، با «رضی الله عنه» یاد می‎کند.

محمدبن یعقوب: صاحب اصول کافی و از بزرگان علما است.

القاسم بن العلاء الهمدانی الآذربایجانی: در رجال طوسی دربار وی آمده: «و کان جلیل القدر» آیت الله خویی ایشان را از مشایخ کلینی می‎شمارد که کلینی نسبت به او رحمت فرستاده است(الکافی: الجزء ۱، باب نادر جامع فی فضل الإمام و صفاته من کتاب الحجه ۱۵، حدیث ۱ و باب مولد الصاحب ع ۱۲۵، حدیث ۹). نرم افزار درایه نیز او را ثقه معرفی کرده است.

اسماعیل بن علی القزوینی: مجهول است.

علی بن اسماعیل: مجهول است.

عاصم بن حمید الحناط: امامی، ثقه و جلیل است.

محمدبن مسلم ثقفی: امامی، ثقه و جلیل است و از زمره اصحاب اجماع است.

نتیجه

روایت ضعیف است.

دلالت

درباره مفاد این روایت توجه به چند نکته ضروری است:

درباره مشار الیه«ذلک» دو احتمال وجود دارد: ۱. خروج قائم«خروجُ قائِمِنا»(ظهور) (خراسانی، ۱۳۸۸ش: ۵۱)؛ ۲. رخدادهایی است که در عبارات پیشین آمده بود، مانند تشابه زنان به مردان، خروج سفیانی، خسف بیداء و… اما از آن جهت که می‎فرماید: «ذلک بعد غیبه طویله» و ظهور در پایان یافتن غیبت دارد، با احتمال اول یعنی خروج قائم سازگارتر است؛ چرا که رخدادها در زمان غیبت رخ می‎دهند، نه پس از پایان یافتن غیبت.

اگرچه در این روایت، تعبیر امتحان به کار نرفته است و نفرموده «وذلک بعدَ غیبه طویله لِیَمتَحِنَ اللهُ…»، بلکه می‎فرماید: «لِیعلمَ اللهُ من یُطیعُه بالغَیب و یُؤمنُ به» اما با توجه به عبارات مشابه قرآنی(لیعلم الله الصادقین، لیعلم الله الذین آمنوا و…( این عبارت نیز به معنای امتحان است.

«باء» در «بالغیب» به معنای «فی» است و «بالغیب» ظرف اطاعت است، درباره ضمیر «ه» دو احتمال وجود دارد:

الف) به خداوند برگردد: «تا خداوند معلوم گرداند که چه کسی از خداوند در زمان غیبت اطاعت کرده و به او ایمان دارد»؛

ب) به امام زمان (ع)بر‎گردد: «تا معلوم گرداند که چه کسی از امام زمان (ع)در زمان غیبت اطاعت کرده و به او ایمان دارد».

احتمال دوم با توجه به عبارت متناسب تر است؛ زیرا اطاعت«بِالغیب» از خداوند خصوصیتی به عصر غیبت ندارد و نمی‎تواند علت غیبت یا طولانی شدن غیبت باشد. به عنوان نمونه در آیه زیر نیز مشابه این ترکیب به کار رفته است:

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لَیبْلُوَنَّکمُ اللَّهُ بِشَی ءٍ مِنَ الصَّیدِ تَنالُهُ أَیدیکمْ وَ رِماحُکمْ لِیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یخافُهُ بِالْغَیب)(مائده: ۹۴).

بر این اساس، امتحان از دو جهت خواهد بود (خراسانی، ۱۳۸۸ ش: ۵۲):

یکم: از جهت خود امام که مردم با غیبت او، با او چگونه رفتار می کنند و به او ایمان می آورند یا نه؟ همان گونه که خداوند انبیاء و اوصیای خود را به فقر یا مریضی یا به انواع بلاهای دیگر مبتلا نمود تا معلوم شود که مردم با شخص او چه رفتاری می کنند(لِیعلمَ اللهُ من. .. یُؤمنُ به)؛

دوم: از جهت وظایف و تکالیفی که بر دوش دارند که در حال غیبتِ ولی، چگونه انجام می دهند؛ آیا بر ایمان و اعمال خود همانند حضورش ثابت هستند یا خیر؟ آیا هم چنان بر مسیر اطاعت هستند یا خیر؟(لِیعلمَ اللهُ مِنَ یُطیعُه بالغَیب)

عبارت «لِیَعلمَ اللهُ…» نوعی قید نسبت به عبارت پیش از خود به شمار می آید. روایت می‎فرماید: «خروج قائم، بعد از غیبتی طولانی رخ می‎دهد». آن گاه در ادامه می‎فرماید: «تا امتحان‎ها انجام شود و اهل ایمان و اطاعت مشخص شوند». دربار «لام» در «لِیَعلَمَ» دو احتمال وجود دارد:

۱. «لام نتیجه» یا «عاقبت» باشد، مانند آیه شریفه (فالتَقَطهُ الُ فرعونَ لیکونَ لهم عدُوا و حزَنا)(قصص: ۸) یا «لِدُوا لِلموتِ و ابنُوا لِلخرابِ»(نهج البلاغه، حکمت ۱۳۲) در این صورت معنای عبارت مدّنظر آن است که نتیج غیبت آن است که خداوند مؤمنان به غیب را بشناساند. در این صورت، امتحان از آثار و ثمرات غیبت است، نه علت غیبت. این احتمال پذیرفته نیست؛ زیرا عاقبت و نتیجه، مقصود فاعل نیست و از توابع فعل است، در حالی که در عبارت«لِیعلم اللهُ. ..» نمی توان گفت «امتحان مردم» و «شناساندن مؤمنان» مقصود خداوند(فاعل) نیست.

۲. «لام علت» باشد، در این صورت، این عبارت به یک پرسش مقدرّ پاسخ می‎دهد؛ گویا کسی می پرسد: «چرا خروج بعد از غیبتی طولانی رخ می‎دهد؟» آن گاه روایت پاسخ می دهد: «برای این که امتحان‎ها انجام شود و اهل ایمان و اطاعت مشخص شوند». با این بیان، اگرچه پاسخ از چرایی «خروج بعد از غیبت طولانی» است، اما بر این نکته دلالت دارد که آزمایش و تمییز، علت غیبت طولانی است. ممکن است بگوئیم پرسش مقدّر بر چرایی غیبت طولانی شکل گرفته است: «چرا غیبتی طولانی رخ می دهد؟» با این بیان، آزمایش و امتحان مردم یا به عنوان علت اصل غیبت امام زمان (ع)یا علت طولانی شدن غیبت مطرح شده است. با توجه به آن که در عبارات پیشین، اصل غیبت مطرح نشده بود تا در این بخش، تنها تأکید و تعلیل بر طولانی بودن آن باشد، عبارت«لِیعلَمَ. ..» تعلیل هر دو جهت را می رساند؛ یعنی خداوند برای آزمودن مردم، اولاً آنها را به غیبت مبتلا نموده و ثانیاً این غیبت را طولانی می گرداند.

روایت سوم

زراره بن اعین گوید از امام ششم شنیدم می فرمود برای قائم پیش از آن که قیام کند غیبتی باشد، عرض کردم برای چه؟ فرمود می‎ترسد و به شکم خود اشاره کرد. سپس فرمود: ای زراره او است منتظر و او است که مردم درباره ولادتش شک کنند برخی گویند در شکم است، برخی گویند غائب است، جمعی گویند متولد نشده، بعضی گویند دو سال پیش از وفات پدرش متولد شده جز آن نیست که خدا دوست دارد شیعه را امتحان کند در این وقت باطل جویان در شک افتند. زراره عرض کرد: «قربانت اگر آن روزگار را دریافتم چه کنم؟» فرمود: «ای زراره اگر آن روزگار را دریافتی به این دعا مداومت کن «اللهمَّ عَرِّفنِی نَفسَک فاِنَّک اِن لَم تَعرِفنی نفسَک لَم اَعرِف نبیک. ..».

این روایت، افزون بر کمال الدین شیخ صدوق، در کافی (کلینی، ۱۳۶۵ش: ج۱، ۳۳۷)، الغیبه(طوسی، ۱۴۱۱ق: ۳۳۴) و الغیبه(نعمانی، ۱۳۹۷ق: ۱۶۶) نیز آمده است که اختلافات اندکی در متن روایت وجود دارد. ضمناً از لحاظ سندی نیز با هم متفاوت هستند.

سند

احمدبن محمدبن یحیی العطار: توثیق خاص ندارد؛ اما برنامه نور وی را ثقه شمرده است(ممکن است از باب کثرت نقل بزرگان باشد: ابن غضائری و شیخ صدوق روایات فراوان از وی دارند).

سعدبن عبدالله: امامی، ثقه و جلیل است(طوسی، بی تا: ۲۱۶)؛ نجاشی از او چنین یاد می کند: «شیخ هذه الطائفه و فقیهها و وجهها»(نجاشی، ۱۴۰۷ق: ۱۷۷).

احمدبن محمدبن عیسی الاشعری: وی ثقه، جلیل و امامی است عالم بزرگ و سرشناس قم بوده است(طوسی، ۱۴۲۷ق: ۳۵۱؛ نجاشی، ۱۴۰۷ق: ۸۳).

عثمان بن عیسی الکلابی: ابتدا واقفی بوده، اما به مذهب امامی درآمد (کشی، ۱۴۰۹ق: ۵۹۸) و بزرگان از او روایت می کنند«براساس برخی دیدگاه‎ها، از جمله اصحاب اجماع است»(همان: ۵۵۹). مرحوم خویی نیز اگرچه بازگشت وی از وقفیه را ثابت نمی داند، اما براساس مبانی خویش وثاقت وی را پذیرفته است(خوئی، ۱۴۰۹ق: ج۱۱، ۱۲۰).

خالدبن نجیح: وی توثیق خاصّی ندارد و از این رو، مرحوم خویی وثاقت وی را ثابت نمی داند(همان: ج۷، ۳۶)، اما ابن ابی عمیر که از اصحاب اجماع است، از او چندین روایت نقل کرده است و اگر این توثیق عام را بپذیریم، وی موثق خواهد بود.

زراره بن أعین الشیبانی: از اصحاب اجماع است.

نتیجه

روایت براساس مبانی و توضیحات یادشده معتبر است.

دلالت

در ابتدای روایت در پاسخِ چرایی غیبت، خوف قتل مطرح می‎گردد، آن گاه حضرت خود سخن آغاز کرده و می فرماید: «هو المُنتَظَر» یعنی این قائم همان منتظر است همان که بشارت‎ها نسبت به او داده شده و همگی منتظر اویند. در ادامه می‎فرماید: «وَ هوَ الَّذِی یشُک النَّاسُ فِی وِلَادَتِهِ» یعنی «این قائم همان کسی است که مردم در ولادت او شک خواهند داشت» مراد از «ناس»، همه مردم است، چه شیعه و چه غیر شیعه آن گاه حضرت برخی از این دیدگاه‎ها که نسبت به ولادت قائم شکل خواهد گرفت، را برمی‎شمرد و با واژه «غیر» استثنایی را مطرح می‎فرمایند: «غیر اَنَّ الله یُحِبُّ اَن یَمتَحِنَ الشیعه» یعنی این تشتّت اقوال، تردیدها و حیرت‎ ها رخ نمی‎دهد، جز آن که خداوند دوست دارد شیعیان را امتحان کند.

به نظر می رسد این روایت دلالتی بر علت بودن امتحان ندارد؛ زیرا امام در ابتدای روایت، «خوف قتل» را به عنوان علت غیبت معرفی کرده است. آن گاه، رخدادهای زمان غیبت را برشمرده و هدف خداوند را از این رخدادها، امتحان شیعیان می داند. بنابراین، امتحان، نتیجه و ثمر غیبت است.

روایت چهارم

هرگاه پنجمین فرزند هفتمین ناپدید شود، خدا را در نظر بگیرید و نسبت به دین تان مواظب باشید، مبادا کسی شما را از دین تان جدا کند، پسر جان ناچار صاحب الامر غیبتی کند که معتقدین به امامت هم از آن برگردند، همانا امر غیبت یک آزمایشی است از جانب خدای عزوجل که خلقش را به وسیل آن بیازماید، اگر پدران و اجداد شما (امامان و پیامبران پیشین) دینی درست تر از این دین سراغ داشتند، از آن پیروی می‎کردند(پس اگر دیگران به واسطه طول غیبت امام از دین برگشتند شما ثابت و پابرجا باشید) من عرض کردم: آقای من! پنجمین فرزند هفتمین کیست؟ فرمود: پسر جان! عقل شما از درک آن کوچک‎تر و مغز شما از حمل آن تنگ‎تر است، ولی اگر زنده باشید بدان خواهید رسید.

سند

علی بن محمد علان کلینی: امامی و ثقه است(نجاشی، ۱۴۰۷ ق: ۲۶۰؛ ابن داود، بی تا: ۲۴۸).

الحسن بن عیسی بن محمدبن علی بن جعفر العریضی: وی مهمل است.

ابیه(عیسی بن محمدبن علی بن جعفر العریضی): وی مهمل است.

جدّه(محمدبن علی بن جعفر العریضی): وی مهمل است.

علی بن جعفر العریضی: امامی، ثقه و جلیل است(کشی، ۱۴۰۹ ق: ۴۳۰؛ طوسی، بی تا: ۲۶۵).

نتیجه

روایت به جهت سه راوی مهمل ضعیف است.

این روایت افزون بر کتاب الکافی، در کتاب های کمال الدین، علل الشرایع، الغیبه شیخ طوسی و الغیبه نعمانی نیز آمده است، اما متأسفانه بخش پایانی سند با سند کافی مشترک است و هم چنان با سه راوی مهمل مواجه هستیم.

دلالت

این روایت را صدوق در باب «عله الغیبه» آورده است(صدوق، بی تا: ج۱، ۲۴۳). برخی پژوهشگران معاصر نیز این روایت را برای بیان علیت آزمون و امتحان ذکر کرده‎اند. «مِحنَه»، اسم مصدر از «مَحن» است و به معنای آزمون و امتحان است. در این روایت، خود غیبت، امتحان و آزمون خوانده شده است: «همانا غیبت، آزمایشی است از جانب خدای عزوجل که خلقش را به وسیله آن می‎آزماید.» به عبارت دیگر، غیبت سبب و وسیل امتحان است. این بیان با آثار و نتایج غییبت بیشتر سازگاری دارد، تا چرایی غیبت. از این رو، عنوان «امتحان» گاه ذیل فوائد غیبت جای داده شده است.

ممکن است به عبارت«لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هذَا الْأَمرِ مِنْ غَیبَهٍ حَتَّی یرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کانَ یقُولُ بِهِ» تمسک شود؛ یعنی صاحب این امر به ناچار غیبتی دارد تا جایی که حتی مؤمنان و معتقدان به امامت نیز از آن بازگشته و دچار انحراف می‎شوند. پس علت غیبت، امتحان است. از آن جا که واژ«حتی» ظهور در غایت و نتیجه دارد، مراد عبارت آن خواهد بود که ضرورتاً غیبت رخ می‎دهد، آن غیبتی که حتی معتقدان نیز بازخواهند گشت. در نتیجه، دلالتی بر علیت ندارد.

روایت پنجم

سعیدبن جبیر از ابن عباس روایت کرده است که رسول خدا(ص) فرمود به راستی علی بن ابی طالب (ع)امام امت و خلیفه من است بر آنها بعد از من و از فرزندان او است همان قائم و منتظری که خدا باو زمین را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از جور و ظلم شده است سوگند بدان کسی که مرا به راستی بشیر و نذیر مبعوث کرده است کسانی که در دوران غیبتش بر عقیده امامتش بپایند از کبریت احمر کمیاب ترند، جابربن عبد اللَّه انصاری برخاست و عرض کرد یا رسول اللَّه برای فرزند قائمت غیبت است؟ فرمود آری به پروردگارم تا آنان که گرویدند امتحان شوند و کافرین محو گردند ای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *