تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با 81 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

مقدّمه

همان گونه که در جلسات گذشته ذکر شد، بر حسب آنچه از قرآن کریم استفاده می شود، عامل اصلی سقوط انسان «غفلت» است. گفته شد که هیچ وقت غفلت مطلق برای انسان پیش نمی آید؛ انسان همیشه به چیزی توجه می کند. غفلتی که باعث سقوط می شود، غفلت از هویّت الهی و یا غفلت از رابطه خود با مبدأ و معاد است. آنچه هم که مانع ابتلای انسان به غفلت می شود و در نقطه مقابل غفلت قرار دارد «توجه و یاد» است. همچنین از آیات کریمه قرآن استفاده شد که قرآن برای غفلت زدایی، «تفکر» را توصیه می کند. متعلّق تفکر هم به ارتباط انسان با خدا و آیات الهی و سرانجام، انسان با معاد بازمی گردد. در جلسه گذشته، درباره فکر پیرامون آخرت و مقایسه آن با دنیا نکاتی ذکر شد و نتیجه این شد که وقتی انسان درباره ویژگی های دنیا فکر می کند و آن ها را با زندگی آخرت، که بی نهایت از زندگی دنیا ارزشمندتر است، مقایسه می کند، این فکر فکر درباره حقیقت دنیا و کم ارزش بودن نسبت به زندگی آخرت باعث می شود که انسان در برابر زرق و برق های دنیا خود را نبازد.

منظر دین؛ توجه به دنیا یا اعراض از آن؟

به طور طبیعی، ما چون در دامن طبیعت به وجود می آییم و رشد می کنیم و ابزارهای شناخت های ابتدایی مان همه حسی هستند، توجه ما به چیزهایی جلب می شود؛ چیزی می بینیم، صدایی می شنویم، بویی استشمام می کنیم و از راه سایر حواس با عالم خارج ارتباط پیدا می کنیم. این ها توجه ما را به خود جلب می کنند و همه این ها مربوط به امور دنیا هستند؛ یعنی به طور طبیعی، انسان دایم به طرف دنیا جذب می شود. عوامل طبیعی و شناخت های ابتدایی انسان دایم ما را متوجه دنیا می کنند و این توجه به طور طبیعی، باعث غفلت از آخرت می شود؛ چون «ما جَعَلَ اللّهُ لرجلٍ

مِن قلبینِ فی جوفِه.»(احزاب: ۴) حال، باید دنبال عاملی گشت که مانع از دنیازدگی شود.

برای این که مسئله قدری بازتر شود، آن را به صورت یک سؤال مطرح می کنیم. از یک سو، لازم است انسان همیشه به یاد آخرت و فرجام خود باشد؛ به یاد مقصدش باشد، باید بداند به کجا می رود و سرانجامش چه خواهد شد. از سوی دیگر، عواملی که توجه انسان را جلب می کنند همه مادی هستند و دایم ما را متوجه دنیا می کنند. ما چه باید بکنیم؟

یک راه این است که از دنیا صرف نظر کنیم و به هیچ چیز دنیا توجه نکنیم، مگر به اندازه ای که زنده بمانیم؛ چون این خلاف هدف است و موجب غفلت ما می شود؛ آن گونه که بعضی ها از قدیم الایام چنین تصور کردند، می رفتند در غاری زندگی می کردند یا در کوه ها، دیر و صومعه درست می کردند؛ همان گونه که پیروان حضرت مسیح علیه السلام رهبانیت را اختراع کردند و قرآن می فرماید: «و رهبانیهً ابتدعوها ما کتبناها علیهم.»(حدید: ۲۷) آن ها برای این که دنیازده نشوند، گفتند: ما اصلاً از مظاهر دنیا کناره می گیریم، به گوشه ای می رویم و کمتر به چیزها نگاه می کنیم، کمتر می خوریم، کمتر می خوابیم، کمتر می پوشیم، کمتر صداها را می شنویم تا توجهمان به خدا و آخرت بیشتر باشد. نظیرش در فرقه های دیگر هم پیدا شد. در اسلام هم بعضی از فِرق متصوّفه همین پیشنهاد را می کنند تا توجه انسان دایم به طرف خدا باشد، به یاد قیامت باشد؛ می گویند: از زندگی اجتماعی کنار بکشید، در خلوت زندگی کنید، از توجه به امور مادی و دنیوی صرف نظر کنید تا بتوانید با غفلت مبارزه کنید و همیشه به یاد خدا و یاد قیامت باشید. آیا این صحیح است؟ و می توان این کار را کرد؟

آیا تعلیمات اسلامی، سیره پیامبر اکرم و ائمّه اطهار علیهم السلام این فرضیه را تأیید می کنند؟ معلوم است که جوابش منفی است. ما به برکت تعالیم اهل بیت علیهم السلام می دانیم که این شیوه مرضی خدا و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام نیست. سؤال می شود که اگر ما خودمان را از امور دنیا دور نگه نداریم، خواه ناخواه توجه ما به امور دنیا جلب می شود. وقتی ما به این ها جلب شدیم، از آخرت غافل می شویم؛ چه باید کرد؟ نه تجویز می کنید که از دنیا کناره بگیریم، به گوشه ای برویم و دیر نشین شویم و نه صحیح می دانید که ما هم توجهمان به دنیا معطوف شود و مثل دنیاپرستان زندگی کنیم. پس چه راه دیگری وجود دارد؟ بخصوص با توجه به بیاناتی که هم در قرآن کریم راجع به مذمّت دنیا وارد شده و هم مطالب بسیاری که در کلمات اهل بیت علیهم السلام و بخصوص نهج البلاغه امیرالمؤمنین علیه السلام آمده اند چه باید کرد؟

بیانات عجیبی در نهج البلاغه در نکوهش دنیا و تحذیر از آن، توجه دادن به آخرت و دل کندن از امور دنیا وجود دارند. اگر کسی بگوید: نیمی از نهج البلاغه درباره چنین مطالبی است، شاید گزاف نگفته باشد. گاهی یک خطبه مفصّل چندین صفحه ای درباره همین مسائل است؛ مثلاً می فرماید: نگاه کنید، ببینید اهل دنیا کجا رفتند، چه شدند، وضع دنیا چگونه است! «اِنَّ الدنیا دار فناءٍ و عناءٍ و غیَرٍ و عبرٍ.»(۱) دنیا محل نابودی و سختی است، محل دگرگونی و عبرت است. در گوشه ای یکی مرده است، دیگری برایش گریه می کند؛ یکی مریض است، دیگری به عیادتش می رود. آیا معنای فرمایش های امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه این است که انسان باید از دنیایی که این قدر امیرالمؤمنین علیه السلام از آن مذمّت می کند، صرف نظر نماید؟ آیا بهتر است به گوشه ای بخزیم و از این دنیای فریب کار در امان بمانیم؟ اما اگر در کلمات خود امیرالمؤمنین علیه السلام هم خوب دقت کنیم، می بینیم خود ایشان هم این سبک را نمی پسندد. در خود نهج البلاغه هم مواردی هستند که کسانی که از زندگی اجتماعی کنار کشیده و از لذت های دنیا صرف نظر کرده بودند، حضرت آن ها را مورد نکوهش قرار داده است.

به هر حال، این مسئله ای ابهام آمیز است. شاید بسیاری از کسانی که در این زمینه ها مطالعاتی هم کرده اند، به جواب دلچسب و روشنی نرسیده باشند، باز هم در ذهنشان خلجاناتی باشد. درباره بی ارزشی و بی وفایی دنیا، حضرت علی علیه السلام در تعبیری بسیار کوبنده، می فرماید: «به خدا قسم، دنیای شما در نظر من، مثل استخوان خوک مرده ای است در دست شخص مبتلا به جذام.»(۲) حضرت تمام امور نفرت انگیز را در این تعبیر جمع کرده است: خوک زنده اش هم نفرت انگیز است، چه رسد به مرده اش. حال اگر از خوک مرده، یک تکه استخوانی را انسانی که مبتلا به جذام است خدا هیچ مؤمنی را به این مرض مبتلا نکند در دست بگیرد، انسان چقدر رغبت می کند که به آن نگاه کند، دنبالش برود؛ مثلاً، از دست او بگیرد؟ می فرماید: دنیا در نظر مؤمن، مثل چنین چیزی است. این نهایت نفرت از دنیا به انسان را القا می کند.

دین و توسعه؛ سازگاری یا ناسازگاری؟

در این جا این سؤال جدّی مطرح می شود که ما چگونه رفتار کنیم که مورد پسند حضرت علی علیه السلام باشد؟ با نکوهش هایی که ایشان از دنیا کرده است، در روزگار ما مسئله دیگری هم به آن ضمیمه می شود و سؤال را پیچیده تر می کند، پاسخ گویی به آن را هم ضروری تر می نماید، و آن این است که می گویند: دین و از جمله دین اسلام با پیشرفت سازگار نیست. توسعه اقتصادی احتیاج به تلاش بیشتر و استفاده بیشتر از نعمت های مادی دارد. وقتی دین توصیه می کند که به دنیا بی اعتنا باشید و آن را رها کنید، دنیا چیز زشت، کثیف و پلیدی است، اگر مردم از آن اجتناب کنند و دنبالش نروند، علوم و صنایع پیشرفت نمی کنند و باعث می شود که جامعه اسلامی عقب افتاده و توسری خور باشد. این مسئله را به صورت جدّی چند سال است عده ای مطرح کرده اند، درباره آن مقالاتی هم نوشته اند، بحث هایی کرده اند. به همین دلیل، بسیاری از این به اصطلاح روشن فکرها قاطعانه ادعا می کنند که دین با توسعه سازگار نیست، ما اگر بخواهیم به توسعه برسیم باید دین را رها کنیم؛ چون دینْ انسان را به آخرت گرایی دعوت می کند و از دنیاگرایی باز می دارد. وقتی توجه انسان به دنیا کم شد، موجب عقب افتادگی او خواهد گردید. بنابراین، باید جواب قاطعی برای این مسئله پیدا کنیم که واقعا منظور امیرالمؤمنین علیه السلام از این مذمّت ها چه بوده است، و آیا لوازمی بر آن ها مترتّب می شوند یا نه؟

اجمالاً اشاره ای می کنم که پاسخ این سؤال در کلمات خود امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه هست. اگر دقت کنیم، این پاسخ را خواهیم یافت: اولاً، در خود نهج البلاغه نقل شده است که شخصی در حضور امیرالمؤمنین علیه السلام دنیا را با تعبیر زشتی مذّمت کرد؛ حضرت او را توبیخ کردند و ظاهرا از قراین برمی آید که او آدمی بود که از روی ریاکاری این حرف را می زد. حضرت فرمود: ای کسی که خودت فریب دنیا را خورده ای! چرا دنیا را مذمّت می کنی؟ بعد بیان مفصّلی در محاسن دنیا و نقاط مثبت آن بیان کردند: هر کس با دنیا راست بگوید، آن هم با او رو راست است؛ جایی است که فرشتگان خدا در آن به عبادت می پردازند؛ دنیا تجارتخانه اولیای خداست؛ اگر دنیا نبود مؤمنان به بهشت نمی رفتند؛ باید دنیا باشد تا عبادت کنند، تکامل پیدا نمایند و لیاقت کسب رحمت های الهی را پیدا کنند. چرا از دنیا مذمّت می کنی؟ آن جهتی از دنیا که عیب دارد در واقع عیب توست که دل به آن می بندی و غافل می شوی.(۳) در دو جا از نهج البلاغه بیان زیبا، قاطع و روشنگری درباره حقیقت دنیا دارد؛ می فرماید: هر که از سر عبرت بدان بنگرد، او را بصیرت دهد و هر که در آن خیره شود، او را کور گرداند.»(۴) شبیه این، در تعبیر دیگری می فرماید: اگر ما دنیا و رابطه اش را با عالم آخرت درک کردیم و آن طور که حقیقت دنیاست از آن استفاده کردیم، دنیا چیز مطلوبی است؛ بهشت ساز است. اگر دنیا نباشد بهشتی برای مؤمن نخواهد بود.

در روایتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: کارهای خیری که شما انجام می دهید یا تسبیحی که می گویید، با ذکر شما درختی در بهشت برایتان سبز می شود. درختان بهشت همین تسبیح هایی است که شما می گویید؛ اعمال خیری است که انجام می دهید. اگر این کارهای خوب را در اینجا انجام ندهید، آنجا دستتان خالی است. «الدُنیا مزرعهُ الاخرهِ» هم معنایش همین است؛ اینجا باید بکارید تا آنجا درو کنید. اگر زمین حاصلخیزی نباشد، کشاورز چه می تواند بکند؟ باید زمینی باشد تا در آن بذر بپاشد و کار کند تا در موقع درو بتواند از آن استفاده نماید. اگر ما دنیا را بد دانستیم و از آن استفاده نکردیم، مثل کشاورزی است که زمینی ندارد در آن کشت کند، دستش خالی خواهد ماند. پس باید حقیقت دنیا را بشناسیم تا آن جور که هست از آن انتظار داشته باشیم.

اگر ما باور کردیم که مقصدی داریم برای دنیا، که همان شرط ایمان به آخرت است، مَثَل ما مَثَل کسی است که در همین دنیا خودرویی خریده است مثلاً می خواهد به مشهد برود. اگر همّ او این باشد که ماشین خود را تمیز کند، دایم آن را بشوید و لکه گیری کند، هیچ وقت به مقصد نمی رسد؛ فراموش کرده است که اصلاً این وسیله را برای سفر خریده است. وقتی دل بستگی پیدا کند به اینکه ماشینش همیشه تمیز باشد، گرد نگیرد، دایم به فکر ماشین خودش باشد، فراموش می کند که اصلاً کجا می خواست برود، اصلاً برای چه ماشین خرید؛ هیچ وقت هم به مقصد نمی رسد. اما اگر فهمید که حقیقت این خودرو برای سفر است، برای این است که او را به مقصد برساند، در حدّی به این خودرو رسیدگی می کند که او را به مقصد برساند، نه اینکه دایم اوقاتش صرف این بشود که به خود ماشین برسد و آن را مثل عروس بزک کند.

اگر با این چشم به دنیا نگاه کنیم که وسیله ای است که ما را به هدف می رساند، باید از همه نعمت هایی که در دنیا هستند که همه نعمت های خدایند و برای استفاده ما خلق شده اند آن طور که خدا خواسته، استفاده کنیم در آن صورت، همه این ها کمک می کنند که ما به مقصد برسیم و در مقصد بیشتر متنعّم شویم. اما اگر فقط توجهمان به همین لذت های دنیا بود، خود همین ها هدف شدند، فراموش کردیم که ماهیت دنیا ماهیت ابزاری است، وقتی به صورت یک مطلوب ذاتی به آن نگاه کردیم گول می خوریم. به همین دلایل، به آن می گویند: «متاعُ الغرور»؛(۵) اسباب گول زدن. یعنی باعث می شود که انسان فکر کند خود همین دنیا هدف است، و به خود همین دل می بندد.

امیرالمؤمنین علیه السلام در تعبیری می فرمایند: کسی که ماورای دنیا را نبیند و چشمش فقط همین نزدیک را ببیند، پیش پایش را ببیند که همین دنیاست، او در واقع، از دیدن حقایق نابیناست. اما کسی که پشت این شیشه دنیا را ببیند، این دنیا وسیله ای است برای اینکه به ماورای این دنیا برسد. در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *