تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 56 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

اشاره

آنچه می خوانید حاصل درس اخلاق استاد فرزانه آیه اللّه مصباح در تاریخ ۲۷/۷/۱۳۷۹ در دفتر مقام معظم رهبری در قم می باشد که در جمع طلاب علوم دینی و سایر اقشار مردم در خصوص اهتمام به تعلیم و تزکیه ایراد شده است. پس از ویرایش مختصر، این بحث را به محضر اهل معرفت تقدیم می داریم:

هدف از بعثت انبیا علیهم السلام

قرآن کریم هدف از بعثت انبیا، بخصوص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را تزکیه و تعلیم معرفی می کند. در بعضی از آیات، تزکیه پیش از تعلیم و در برخی نیز پس از تعلیم ذکر شده است. این دو واژه را در فارسی می توان به آموزش و پرورش ترجمه کرد. با این تفاوت که هدف انبیا و وظیفه اصلی پیامبران و جانشینان آن ها، تعلیم مطالبی است که نقش اصلی در سعادت انسان ایفا می کند؛ تعلیمی که علی رغم داشتن اهمیتی فوق العاده، یا خود بشر به آن ها دست رسی ندارد و یا اگر هم دارد، از آن ها غفلت می کند. در یک کلمه، تعلیم معارف دینی به بشر، از اهداف درجه اول انبیاست. سایر علوم و دانش ها، گرچه اهمیت زیادی برای زندگی بشر دارند اما کمابیش انسان ها با عقل و تجربه می توانند به آن ها دست رسی پیدا کنند و اگر هم به آن ها نرسند، چندان زیانی نمی بینند. نداستن یکی از علوم مربوط به زندگی دنیا، سعادت ابدی انسان را به خطر نمی اندازد، اما نشناختن معارف اصلی دین، موجب محروم شدن انسان از سعادت ابدی می گردد. بنابراین، تعلیم وظیفه انبیا است.

اما پرورش، برخلاف آموزش، در یک دایره وسیع و گسترده ای قرار می گیرد که شامل بسیاری از چیزها از جمله پرورش و تربیت بدن هم می شود. هرچند تربیت بدن نیز مطلوب است، ولی وظیفه انبیا پرداختن به این گونه تربیت ها نیست. آنچه وظیفه اصلی انبیاست ، تربیت انسان برای ترقی و تکامل و رسیدن به آن هدف نهایی است؛ همان هدفی که انسان برای آن آفریده شده است. پس از انبیا، اوصیای آنان و در اسلام، ائمه اطهار علیهم السلام همین دو هدف را دنبال می کردند. بعد از آنان یعنی در درجه متأخرتری، علما و تربیت یافتگان مکتب اهل بیت این وظیفه را عهده دار هستند. هر قدر زندگی بشر پیچیده تر می شود، نیاز به تعلیم و تربیت در انسان بیش تر می شود.

حدود صد سال پیش اگر کسی در جامعه اسلامی می خواست به فراگیری مسائل دینی بپردازد، به گونه ای که تا آخر عمر از این ناحیه آسیبی نبیند و دینش به خطر نیفتد، تنها کافی بود چند صباحی در مکتب خانه ای، قرآن و اصول و فروع دین را یاد بگیرد و اگر خیلی همت داشت، چند سالی هم نزد یک عالمی مسائل دینی اش را بیاموزد و این تا آخر عمر برای او کافی بود. اما امروز نیاز به آموزش مسائل دینی آن قدر وسعت پیدا کرده که حتی اگر انسان تمام توان خود را به کار بگیرد، نمی تواند همه آنچه را که برای رسیدن به سعادتش لازم دارد فراهم کند. آن قدر دایره علوم گسترش یافته و رشته های تخصصی به وجود آمده که عمر یک انسان معمولی برای فهم و یادگیری آن ها کافی نیست. امروز علوم دینی همچون سایر علوم گسترش پیدا کرده است. در گذشته اگر کسی ده، پانزده و یا بیست سال درس می خواند، می توانست تا حدودی به تمام علوم بشری احاطه پیدا کند. فلاسفه قدیم همانند ابن سینا، فارابی و بزرگانی دیگر، که به عنوان معلم نامیده می شوند، تمام علوم را در اختیار داشتند. ابن سینا حتی در دوره جوانی به تمام علوم زمان خود عالم بود.

اما امروز انسان برای به دست آوردن تخصص در یک رشته از علوم باید ده ها سال زحمت بکشد و در نهایت هم به همه شاخه های آن احاطه پیدا نمی کند. علوم دینی هم همین گونه است. به ویژه در این زمان که دشمنان اسلام همه توان خود را به کار گرفته اند تا مسلمانان را گمراه و بخصوص جوانان را دچار شک و تردید کنند. در چنین شرایطی دانشمندان برای آموزش دادن مسائل دینی و تبیین معارف الهی، وظیفه سنگینی بر دوش دارند؛ وظیفه ای که اساسا قابل مقایسه با گذشته نیست! این مسأله باید کمابیش مورد توجه همه طلاب جوانی که در حوزه مشغول به تحصیل هستند، باشد. شاخه های علوم اسلامی بسیار متنوع است و تخصص پیدا کردن در آن ها سالیان متمادی به طول می انجامد. تنها تخصص در فقه و اصول شاید ده ها سال زمان لازم داشته باشد تا انسان به درجه اجتهاد برسد و بتواند در تمام ابواب فقه اجتهاد کند، چه رسد به سایر رشته های علوم دینی.

همان گونه که بیان شد، انبیا علیهم السلام دو هدف عمده داشتند؛ یکی تعلیم و دیگری تزکیه: «یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه.» (آل عمران: ۱۶۴ / جمعه: ۲۲) این مطالب در حوزه علوم و آموزش بود، اما در حوزه پرورش (تزکیه) چه باید کرد؟ چه کسانی موظفند که این بار سنگین را در جامعه به دوش بکشند؟ این وظیفه بر عهده کسانی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره شان فرمودند: «رحم الله خلفایی» و آنان را به عنوان جانشینان و وارثان خود معرفی کردند. آن ها علمایی هستند که معارف دین را فرا می گیرند و به مردم یاد می دهند؛ آن ها وظیفه تزکیه جامعه را نیز بر عهده دارند. در جامعه و در کنار نهاد حوزه و روحانیت، که به تعلیم معارف دینی می پردازند، نهاد مستقل دیگری وجود ندارد که به تزکیه مردم بپردازد؛ یعنی همان گونه که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله این دو وظیفه را، که ارتباط وثیق و تنگاتنگی با یکدیگر داشتند و جداکردن مرز میان آن ها مشکل بود، توأمان عهده دار بودند، جانشیان آن حضرت نیز باید این دو وظیفه را با هم عهده دار شوند. اما به دلایلی، همان گونه که برخی از رشته های علوم اسلامی در بعضی از زمان ها، برجسته می شوند و بیش تر مورد توجه قرار می گیرند، بعضا مسائل مربوط به تزکیه نیز مورد غفلت واقع می شوند. بحمدالله پس از انقلاب در حوزه های علمیه، بخصوص حوزه علمیه قم، تعمیم و توسعه مباحث و مواد درسی و رشته های علمی از یک قلمرو محدود به سایر قلمروهای علوم اسلامی شروع شده، و پیشرفت هایی کرده است؛ هرچند که هنوز بسیاری از رشته های علوم اسلامی آن طور که باید و شاید رشد و توسعه کافی پیدا نکرده است. انشاء الله با اهتمام دلسوزان معارف اسلامی، سایر رشته ها نیز از رشد مطلوبی برخوردار شوند؛ ولی آنچه بیش تر جای تأسف دارد، این است که تاکنون نسبت به مسأله تزکیه یک تلاش منسجم و هماهنگی در حوزه به وجود نیامده است.

دلیل عدم رونق درس اخلاق در حوزه ها

برای این ناکارآمدی می توان علل و عواملی را برشمرد. یکی از علت های آن این است که آن کسانی که می بایست به مسأله تربیت اخلاقی دیگران بپردازند، از این که ممکن است نوعی خودستایی یا معرفی خود در آن باشد، از این کار پرهیز می کنند؛ آن کسانی که در صدد تهذیب خودشان هستند، قطعا از این خودستایی ها به صورت دلالت مطابقی یا تضمنی و التزامی پرهیز می کنند. برای مثال، وقتی شما از برخی از بزرگان می خواهید تا یک توصیه اخلاقی بکنند و یا درس اخلاقی ارائه دهند، می گویند: ما خودمان آلوده ایم و احتیاج به تربیت داریم!

این ها نشانه ای از وارستگی علماست و بحمدالله چنین اشخاص وارسته ای کم هم نیستند؛ ولی به هر حال، با این کارِ بزرگان که از آفات اخلاقی برای خود پرهیز می کنند، تکلیف مسأله تزکیه و این بار سنگین اجتماعی همچنان مبهم مانده است. اگر بنا باشد هر کس مهذب تر است، بیش تر از این کار دوری کند و به تهذیب افراد نپردازد، آن گاه نوبت افرادی خواهد رسید که صلاحیت چنین کاری را ندارند. از این رو، ممکن است نتایج آن بدتر باشد. به هر حال، یک تکلیف واجبی است؛ همان گونه که تعلیم واجب است، تزکیه هم یک تکلیف واجبی است. در تعلیم و تزکیه نمی توان به خاطر پرهیز از خودستایی، از تدریس و بحث و تحقیق خودداری کرد.

البته، در گذشته و تاریخ حیات علما فراوان بوده اند بزرگانی که در شرایط خاصی علم خودشان را ظاهر نمی کردند، و گاهی هم بسیاری از افراد نمی دانستند که ایشان اهل علم و فضل هستند. اما امروز جامعه اقتضا می کند که بزرگان به تربیت و تزکیه دیگران بپردازند. همان گونه که در حوزه تعلیم، خودداری عالمان از اظهار علم و فضل خود، موجب عدم بهره مندی افراد جامعه از علم و دانش ایشان می شود، در مسأله تزکیه هم همین گونه است؛ یعنی اگر همه اشخاص وارسته از این که نصیحتی به دیگران کنند و درس اخلاقی بدهند، خودداری کنند تا مبادا خودنمایی و خودستایی کرده باشند، این تکلیف سنگین روی زمین می ماند. همچنان که متأسفانه امروز روی زمین مانده است.

بنده خود معتقدم که هیچ صلاحیتی برای این کار ندارم، ولی اگر از این کار خودداری نمایم، آیا فردا مؤاخذه نخواهم شد که چرا تکلیف واجبی را ترک کرده ام؟!

به هر حال، این واجب کفایی گریبانگیر همه بزرگان هست؛ و با وجودی که بزرگانی در حوزه درس اخلاق می گویند، اما نیاز چنین حوزه ای با این درس ها

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *