تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی شامل 60 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

اشاره

در ادامه مباحث اخلاقی استاد مصباح یزدی، در این شماره نیز شرح بخش دیگری از خطبه های امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه را به محضر اهل معرفت تقدیم می داریم: «اوصیکم عباداللّه بتقوی الله و احذّرکم اهل النفاق فانهم الضالّون المضلّون و الزالّون و المزلّون و یتلوّنون الوانا و یفتنّون افتنانا.»(۱)

تفاوت منافقان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله با منافقان زمان امیرالمؤمنین علیه السلام

انسان اگر با دقت به فرمایشات امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه، که عمدتا در دهه سوم وفات رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله ایراد شده است، نظر بیفکند در برخی از موارد دچار تعجب می گردد؛ زیرا آن حضرت در جای جای این اثر گرانسنگ تعابیری را نسبت به بعضی افراد و گروه های منافق زمان خود به کار برده اند که درک آنان برای امثال ما شاید به آسانی ممکن نباشد. در زمان خود پیامبر نیز کسانی بودند که به معرفی قرآن منافق نامیده می شدند و حتی یک سوره نیز درباره آن ها نازل گردیده بود. هنگامی که سخن از منافقان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله به میان می آید، معمولاً تنها نام افراد معدودی همچون عبدالله بن اُبیّ و چند نفر از طرفداران و افراد اهل قبیله وی، در ذهن ما نقش می بندد، اما آیا واقعا یک شخص با دار و دسته هفت یا هشت نفری او این قدر اهمیت دارد که لازم باشد قرآن آیات فراوان و حتی یک سوره مستقل را به وصف آنان اختصاص دهد؟! از ظاهر امر چنین برمی آید که هیچ گونه تناسبی بین حجم فراوان این آیات با تعداد انگشت شماری از منافقان، که در زمان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله شناخته شده اند، وجود ندارد. در بسیاری از آیات خطاب به پیامبر آمده است که اگر خدای متعال اراده می فرمود منافقان را به تو و یا به مردم معرفی می نمود. در یک آیه نیز خطاب به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله چنین آمده است که شما برخی افراد را با توجه به لحن کلامشان فی الجمله می شناسی: «و لتعرفنّهم فی لحن القول.» (محمد: ۳۰) بنابراین، معلوم می شود که این آیات، تنها درباره چند نفر از منافقان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله نازل نشده اند، بلکه به جریانی گسترده اشاره دارند ؛ یعنی یک طیف وسیعی از مردم که خودشان را در ظاهر مسلمان قلمداد می کردند، به مسجد می آمدند و در نماز جماعت شرکت می کردند، اما در واقع، منافق بودند. عامل بیش تر بلاها و گرفتاری هایی که پس از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله دامنگیر جامعه اسلامی شد و هنوز هم مسلمانان در آتش آن می سوزند، منافقان بودند. بحث تاریخی در این زمینه، مستلزم کار وسیع و گسترده ای است که در این مجال نمی گنجد، اما می توان به برخی از مظاهر نفاق در جهان اسلام، که ریشه در تاریخ صدر اسلام دارند، اشاره نمود.

امروز ما شاهد هستیم که هر از چند گاهی در کشور اسلامی پاکستان تعداد زیادی از شیعیان به دست گروهی به نام «سپاه صحابه» بی رحمانه ترور می شوند. انگیزه افراد این گروه از کشتن شیعیان این است که می گویند: چون شیعیان با اصحاب پیامبر خوب نیستند و به ایشان بد می گویند، پس کافرند، از این رو، خونشان هدر است. آنان عقیده دارند که نه تنها خون شیعیان هدر است، بلکه کشتن آنان، حتی اگر در حال عزاداری و یا نماز باشند، نیز واجب است! آنان برای اثبات حقانیت خود و این ادعا که همه اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله باید مورد احترام باشند، به یک روایت جعلی استناد می کنند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «اصحابی کالنجوم بأیّهم اقتدیتم اهتدیتم»؛ اصحاب من همچون ستارگان آسمان هستند، به هر کدامشان اقتدا کنید هدایت می شوید! آنان از این روایت جعلی چنین برداشت می کنند که چون بین ستارگان فرقی نیست، لذا بین مثلاً حضرت علی علیه السلام و معاویه نیز تفاوتی وجود ندارد، هر دو از صحابه پیامبرند! تعریف ایشان از صحابه این است که هرکس پیامبر صلی الله علیه و آله را دیده یا سخنی از آن حضرت شنیده باشد، از صحابه است! بر این اساس، آنان معتقدند تقلید کردن از صحابه نه تنها جایز است، بلکه مخالفت با آنان حرام است و گناهی نابخشودنی.

از نظر ایشان شأن و منزلت امیرالمؤمنین علیه السلام با معاویه و عمروعاص مساوی و در یک سطح است. این مشکل و انحراف فکری از آن جا به وجود آمد که عده ای به این اعتبار که پیامبر صلی الله علیه و آله را دیده و یا سخنی از آن حضرت شنیده اند، خواستار احترام ویژه، همانند حضرت علی علیه السلام از سوی مردم شدند. آنان می گفتند: کسی حق ندارد به ما بد بگوید؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله خود فرمودند هرکس از صحابه من تقلید کند، راه هدایت پیموده است!

این حدیث که مورد استناد آنان قرار می گیرد، اولاً، معتبر نیست و سندی ندارد. ثانیا، به فرض اگر معتبر هم باشد، عام نیست و قابل تخصیص است. علاوه بر این، خود رفتار صحابه به گونه ای نبود که این معنا از آن مستفاد شود؛ آنان همدیگر را تکفیر می کردند و با یکدیگر می جنگیدند. آن طور که برخی از مورّخان نقل می کنند بیش از صد هزار نفر از مسلمانان در جنگ آنان کشته شدند. جعل این حدیث و ترویج این فرهنگ از سوی منافقان، که نوعی فرهنگ تساهل و تسامح بود، بدین منظور صورت گرفت که کسانی بتوانند خودشان را در جامعه اسلامی موجّه و محترم نشان دهند تا در پرتو این احترام، اهداف پلید خود را عملی سازند. اگر مسلمانان هوشیار بودند و سعی می کردند منافقان را بهتر بشناسند؛ یعنی حرکت های سیاسی زمان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و پس از آن را می شناختند، به این بلا مبتلا نمی شدند. اگر ما اکنون پس از گذشت چهارده قرن از ظهور اسلام شاهد کشتار ده ها و صدها شیعه بی گناه، آن هم در حال نماز و یا عزاداری هستیم، ریشه آن را باید درعملکرد منافقان جست وجو نماییم. منافقان این حدیث ساختگی را بر سر زبان ها انداختند تا از این طریق بتوانند در جامعه اسلامی نفوذ کنند و حرف خودشان را به کرسی بنشانند.

همان گونه که اشاره شد، منافقان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله فقط در افرادی همچون عبدالله بن ابیّ و تعداد اندکی از طرفداران وی خلاصه نمی شدند، آن ها این قدر اهمیت و ارزش نداشتند که این همه آیه و حتی یک سوره مستقل درباره شان نازل شود. در سوره توبه به چند نفر از ایشان، که اهل نفاق بودند، اشاره شده است: «و علی الثلاثه الذین خلفوا» (توبه: ۱۱۸) شواهدی در دست است که منافقان زمان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله قابل شناخت بودند، اما در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام حتی این اندازه هم زمینه برای شناساندن منافقان وجود نداشت؛ زیرا مردم، حضرت علی علیه السلام را با منافقان مساوی قرار می دادند. اگر منافقان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله دست کم به ظاهر هم برای آن حضرت احترام قایل بودند و به ایشان می گفتند: تو رسول خدا هستی و ما از شما اطاعت می کنیم (منافقون: ۱)، اما درباره امیرالمؤمنین علیه السلام این حالت وجود نداشت. این جا بود که حضرت علی علیه السلام با دلی پر خون می فرمودند: کار من به آن جا رسیده است که مرا در ردیف معاویه قرار می دهند؛ می گویند: علی یکی، معاویه هم یکی.

آیا این ضعف بینش مردم در زمینه شناخت دشمنان دین و منافقان فقط مخصوص زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام بود، یا این که امروز هم مردم مسلمان به این ضعف فکری مبتلا هستند؟ متأسفانه خوش باوری های برخی متدینان و حسن ظنّی که آنان نسبت به دیگران دارند، بعضا موجب سوء استفاده منافقان گردیده است. درست است که نظام تربیتی اسلام از مؤمنان می خواهد که نسبت به دیگران حسن ظن داشته باشند، اما در مقابل، به آنان توصیه می کند که فریب ظواهر را نخورند و فراست و کیاست داشته باشند. «المؤمن کیّس»؛ مؤمن باید زرنگ و هوشیار باشد. مؤمن نباید به صرف شعارها و سخنان فریبنده ای که دیگران سر می دهند، دنبال رو آنان باشد. مؤمن باید دشمن شناس و جریان شناس باشد، تا فریب منافقان را نخورد.

دلیل عدم معرفی منافقان از سوی حضرت علی علیه السلام

سؤالی که ممکن است در این جا مطرح شود این است که چرا امیرالمؤمنین علیه السلام صراحتا منافقان زمان خود را به مردم معرفی نکردند؟ در پاسخ به این سؤال باید بگوییم که اگر آن حضرت درصدد معرفی منافقان برمی آمدند، شاید همان طرفداران اندک خود را نیز از دست می دادند؛ زیرا ممکن بود مردم ساده اندیش به ایشان خرده بگیرند که چرا مثلاً به صحابه پیامبر بد می گوید و آنان را جزو منافقان به حساب می آورد؛ یعنی همان معامله ای که امروز با شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام می کنند، آن روز نیز با خود حضرت می کردند. کار حضرت علی علیه السلام از این لحاظ از خود پیامبر صلی الله علیه و آله هم سخت تر بود. یکی از دلایل مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام همین مسأله است. درست است که منافقان زمان پیامبر صلی الله علیه و آله گاهی اوقات فرمایشات آن حضرت را نادیده می گرفتند، اما همین که متوجه می شدند سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله از وحی است، سکوت اختیار می کردند. به بیان دیگر، وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمودند به من وحی نازل شده است، دیگر کسی در جامعه اسلامی به راحتی نمی توانست آن را انکا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *