تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی، محتوای خود را در قالب 100 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از روشن فکر دینی تا روشن فکر غیر دینی :

گفت وگو با رامین جهانبگلو

سروش اندیشه، ش ۳ و ۴

چکیده: از نظر آقای جهانبگلو روشن فکر به هیچ قیدی مقید نمی شود و روشن فکر دینی ترکیبی متناقض است . چهار نسل از روشن فکر در ایران پدید آمده است و نسل چهارم در پی فهم دنیای جدید و همراهی با سیر جهانی شدن هستند . به نظر ایشان، نسل چهار خشونت پرهیز و اهل گفت وگو هستند .

اولا روشن فکر چه کار می کند، تا بر اساس کار او ماهیت او را تعریف کنیم . و ثانیا آیا روشن فکر می تواند از همان حیث که روشن فکر است پزشک، وکیل، روزنامه نگار، ورزشکار حرفه ای یا … باشد یا خیر؟ و بالعکس یعنی پزشک، وکیل، روزنامه نگار و … از همان حیث که این شغل ها را دارند روشن فکر هم باشند؟

من از سقراط شروع می کنم، چون شاید او به معنایی، اولین روشن فکر تاریخ باشد، البته نه روشن فکر به معنای مدرن کلمه . همانطور که می دانید، مسئله اصیل سقراط زایش روح بود که به آن مایوتیک (۱) می گفت . شاید یکی از کارهای روشن فکر زایش روح باشد .

اما در جواب سؤال شما میل دارم بگویم که بله، پزشک، وکیل و روزنامه نگار هم می توانند روشن فکر باشند . می شود روشن فکر بود و در عین حال حرفه ای هم داشت . فقط باید برای هر دو کار وقت کافی گذاشت . یعنی اگر پزشکی هستید که کارتان درمان جسم است و می خواهید روشن فکر هم باشید باید برای زایش روح هم، که همان کار روشن فکر است، وقتی بگذارید . من اعتقاد دارم که روشن فکر دقیقا حقیقت جوست و کارش زندگی در حقیقت و برای حقیقت است .

به نظر من، درست است که روشن فکران گاهی ایدئولوگ بوده اند و گاهی روشن فکر، ولی هر چه بیشتر به دنبال حقیقت جویی بروید، بیشتر به روشن فکری نزدیک می شوید و هر چه به طرف ایدئولوژی بروید از روشن فکری دورتر می شوید . روشن فکر واقعی برای خودش چارچوب ندارد و مثال بارز آن در تاریخ اندیشه آلبرکامو است .

به نظر من، تعریف شما مانع اغیار نیست، به این معنا که در آن خیلی از افراد به اصطلاح غیر روشن فکر زیر چتر عنوان روشن فکری قرار می گیرند . فکر نمی کنید که معنی عام روشن فکری، به رغم اینکه ممکن است در ناحیه های مختلف در افراد گوناگون تبلور پیدا کند، خودش صنف خاصی است؟

من خیلی به کلمه صنف یا طبقه اعتقاد ندارم و مایل هم نیستم که از آن در مورد روشن فکری استفاده کنم . ولی مقوله ای که به روشن فکری نزدیک است و آن را بهتر توضیح می دهد و تعریف می کند، این است که روشن فکران برای انتقال اطلاعات و فکر و طرح آن پرسش فلسفی، از چه ابزارها و وسایلی استفاده می کنند . به نظر من، وسایل همیشه عقلی است و هیچ گاه قلبی یا ایمانی نیست . تفاوت روشن فکر و فرد دین دار در این است که دومی با قلب و ایمانش کار می کند و مسئله ای که قبل از روشن فکر بودن دارد، مسئله ایمان اوست . به قول پاسکال، قلب برای خودش دلایل و برهان هایی دارد که عقل آنها را متوجه نمی شود .

وقتی از روشن فکر، خصوصا روشن فکر دینی که منظور من هست، صحبت می کنیم نمی شود حکم کرد که روشن فکرانی که دارای تفکر دینی هستند، لزوما تفکر ایدئولوژیک هم دارند . یعنی باز باید تفاوت قائل بشویم بین روشن فکر دینی و روشن فکری که ایدئولوژیک هست یا نیست . در جامعه ما معمولا این برداشت وجود دارد که روشن فکر دینی لزوما ایدئولوژیک هم هست . درحالی که هستند کسانی که روشن فکر دینی هستند ولی روشن فکر ایدئولوژیک نیستند .

من با نظر شما موافق نیستم، به نظر من، روشن فکر دینی اصلا تناقض است، چون همان طور که همیشه تکرار کرده ام، چیزی به نام نقاش دینی، مورخ دینی یا تکنوکرات دینی وجود ندارد . روشن فکری یک مقوله است و دین داری مقوله ای دیگر . ببینید، در دین و دین داری امید، آخرت، رابطه شما با خداوند و ایمان مطرح می شود، اما در روشن فکری مسئولیت، عقل و برهان .

اینها در تفکر دینی ما جدا از هم نیستند، چون دین داری هم دقیقا همین ها را در بر دارد .

جدا نیستند، ولی آنجا مسئله ای پیش می آید . ببینید، من از خودم سؤال می کنم که چرا اینها خود را روشن فکر دینی می نامند . اگر می خواهند روشن فکری مطلق داشته باشند بگویند، روشن فکر مطلق; چرا می گویند روشن فکر دینی؟

تفاوت اساسی بین روشن فکری دینی و آدمی مثل کانت این است که کانت از عقل محض (۲) شروع می کند و می گوید که من باید جایی برای ایمان پیدا کنم، ولی اینها از ایمان شروع می کنند و می گویند جایی هم برای عقل محض پیدا کنیم .

ولی در جامعه ما روشن فکران دینی دیگری هم هستند که از عقل شروع می کنند و به ایمان می رسند . و برخی حتی به ایمان هم نمی رسند . بنابراین چرا روشن فکری دینی را به یک مصداق آن محدود کنیم یا به روشن فکری ایدئولوژیک محصور کنیم؟

نه، من آن را به روشن فکری ایدئولوژیک محصور نمی کنم روشن فکری ایدئولوژیک یک چیز است و روشن فکری دینی یک چیز دیگر . چیزی که روشن فکر ایدئولوژیک می گوید روشن تر است . من به روشن فکری ایدئولوژیک می گویم، روشن فکری پرکروستی (۳) یعنی مثل آن راهزن یونانی که مردم را روی تخت معروفش می خواباند و اگر قد آنها بلندتر از تخت بود سر و ته آنها را می زد و اگر کوتاه تر بود آن قدر آنها را می کشید تا اندازه تخت بشوند! روشن فکر ایدئولوژیک در واقع روشن فکری است که می خواهد همه چیز را با ایدئولوژی خودش بسنجد .

روشن فکری دینی لزوما روشن فکر پروکروستی مثل ایدئولوگ های چپ در حزب کمونیست نیست، ولی، به نظر من، بین کسی که می گوید روشن فکر دینی است و روشن فکری که برای خودش پسوند یا لقب های دیگر انتخاب نمی کند، این تفاوت وجود دارد که وقتی روشن فکری پسوند دینی را برای خودش انتخاب می کند می خواهد کارش را یا برای خودش و یا در اذهان عمومی محدود بکند .

مگر اصطلاحاتی مثل روشن فکر چپ، روشن فکر سوسیالیست، روشن فکر لیبرالیست و امثال آن استعمال نمی شود؟ چه اشکالی دارد که پسوند دینی را هم به معنای خاصی به کار ببریم؟

آنها ایدئولوژیک هستند . اتفاقا دقیقا به این دلیل برای خودشان پسوند می گذارند که می خواهند ایدئولوژیک باشند . روشن فکری که برای خودش پسوند می گذارد، می خواهد کارش را محدود کند . ممکن است روشن فکری مثل ریمون آرون بگوید که روشن فکری لیبرال است یا کسی مثل پیرس بگوید که لیبرال پراگماتیست است، ولی آنها در واقع کارشان را در چارچوب این حرف محدود نمی کنند . انتخاب سیاسی و اجتماعی شان این است نه اینکه کار روشن فکری شان به این گرایش ها محدود می شود .

به نظر من مسئله ایمان دقیقا مسئله ای درونی است و اینجاست که من خود را به آدم هایی مثل گاندی و تاگور نزدیک تر می دانم . برای اینکه آنها همیشه راجع به صدایی درونی صحبت می کنند . و وقتی می خواهند از ایمان حرف بزنند، می گویند که ایمان مسئله فردی است و مسئله فلسفه و روشن فکری مسئله ای بیرونی است، مسئله عقل و برهان است; این مسئله است که شما چگونه مسائل را تجزیه و تحلیل می کنید . بنابراین اینها نباید با هم مخلوط بشوند . وقتی این دو را با هم مخلوط می کنید، خطر ایدئولوژیک شدن خیلی زیادتر می شود .

به گمان شما منابع معرفتی روشن فکر چیست؟

آن نوع روشن فکری که من به آن اعتقاد دارم و امروز می تواند در ایران پا بگیرد، روشن فکری نسل چهارم است . نوعی روشن فکری مبتنی بر گفت وگوست و مبنای این گفت وگو در واقع مبنایی عقلی است .

پایه فلسفی این گفت وگو باید چیزی باشد که می توانیم آن را نوعی اومانیسم متافیزیکی بنامیم .

روشن فکر چون حقیقت جوست و به دنبال زندگی برای حقیقت و در حقیقت است، به در دست داشتن حقیقت مطلق اعتقاد ندارد، بلکه اعتقاد دارد که برای پیدا کردن این حقیقت باید با دیگران مشورت کند یا در واقع شریک بشود . شریک شدن، به نظر من، نوعی اخلاق مدنی است و این مدنیت خودش پایه و اساس آن گفت وگوست .

من همیشه درباره جامعه ایران می گویم که ما به عقل ابزاری بیشتر از عقل انتقادی بها داده ایم، و اگر به عقل انتقادی بها بدهیم، می توانیم به روشن فکری گفت وگویی برسیم .

به نظر من گفت وگو با ایجاد نوعی مدنیت اجتماعی ما را به طرف خشونت پرهیزی می برد، و نسل جدیدی از روشن فکران ایرانی می توانند این کار را بکنند .

اگر یکی از منابع معرفتی روشن فکری در کنار منابع معرفتی دیگری که ذکر کردید، دین باشد، آیا نمی توانیم چنین روشن فکری را روشن فکر دینی بنامیم؟ روشن فکر دینی ای که دینش در واقع کاملا هم آغوش و هماهنگ با عقل نقاد است . در یکی از کلمات قصار بسیار پر محتوای منسوب به حضرت مسیح علیه السلام آمده است: «کونوا نقاد الکلام » این عین تعبیر ایشان است که یکی از معصومین علیهم السلام آن را نقل و تایید می کند . یعنی بسیار، اهل نقادی باشید . به نظر شما اشکالی دارد که ما در این قالب، روشن فکر دینی را در نظر بگیریم؟

نه، مشکلی نمی بینم، اما باز با این خط کشی مخالفم . دلیلش این است که به نظر من، دین یکی از لایه های تمدنی بسیار مهم و از پایه های معرفت است . شما نمی توانید دین را از فلسفه جدا کنید; یعنی کسی که کار فلسفی و طرح پرسش فلسفی می کند، مرتب با مسئله دین درگیر است . بنابراین در آن طرح پرسش، همیشه جنبه معرفتی دین برای روشن فکر مطرح و مهم است . من فقط با کاربرد پسوند دینی در مورد روشن فکر مخالفم ولی همان طور که پل تیلیش می گوید، دین مبنای فرهنگ است . ازاین رو روشن فکر فرهنگ ساز است و با فرهنگ سر و کار دارد . بنابراین نمی تواند دین را کنار بگذارد و اصلا این کار ابلهانه است . و اتفاقا یکی از نگرانی های من برای خیلی از جوامع و از جمله ایران این است که روزی مقوله دین کنار گذاشته شود و از منظر فلسفی به آن نپردازند و گمان کنند که دین اصلا مسئله ای نیست . این به دلیل داشتن تلقی سیاسی از دین است . در صورتی که دین فقط امری سیاسی نیست، بلکه امری تمدنی است . چگونه می توان در دنیای امروز مسئله معنویت و امر قدسی را بدون آگاهی از دین و ادیان به طور کلی مطرح کرد .

از منظری که شما صحبت می کنید، روشن فکر، تحقیقاتی در مورد دین به عنوان ابژه انجام می دهد و ارتباطی با دین و مقولات دینی برقرار می کند، ولی او در این حالت یا در صدد کالبدشکافی دین به عنوان یک ابژه است یا حداکثر از دین برای فرهنگ سازی و مقاصد خودش بهره برداری می کند .

اما آنچه که فعلا بر روی آن تاکید می کنم این است که می توان به دین، هم به چشم نوعی منبع معرفتی و هم به چشم یک داور نگاه کرد . چه اشکالی دارد که بگوییم در این صورت می توان پسوند دینی را بطور معقول برای این روشن فکر لحاظ کرد؟

اشکال دارد، برای اینکه به نظر من، دین منبع معرفتی برای همه روشن فکران است بدون اینکه روشن فکر دینی باشند . مگر دین برای کانت منبع معرفتی نیست . آیا می توان اخلاق کانتی را بدون دین مطرح کرد؟ جواب منفی است و اصلا خود کانت هم این کار را نمی کند .

کانت در واقع اخلاق را مقدمه ای برای رسیدن به دین قرار می دهد، یعنی این طور نیست که از دین به اخلاق برسد، بلکه از اخلاق به دین می رسد .

بله، ولی احکام اخلاقی ای که وضع می کند، وقتی می گوید این احکام باید حالت عالم گیر داشته باشند .

یکی از مثال های او که برای ما هم روشن است و خیلی امروزی است، این است که دیگری را نباید کشت . این حکمی اخلاقی است، ولی در دین هم مطرح شده .

ولی کانت این را به شکل دینی مطرح نمی کند، بصورت «استعلایی » مطرح می کند . کانت نمی گوید چون دین گفته است، نباید کسی را کشت .

دقیقا، ولی منبع دین می تواند در اینجا منبع معرفتی کانت باشد، هر چند نتیجه اش نتیجه ای عقلانی یا فلسفی است .

از مطلب اصلی دور نشویم، پس می پذیرید که می توان روشن فکری را که از دین به منزله یکی از منابع معرفتی استفاده می کند و پسوند دینی را هم بر خودش حمل می کند به اعتبار همین استفاده کردن از دین، روشن فکر دینی نامید؟

چرا شما این قدر اصرار دارید که این پسوند را بر روشن فکر حمل کنید؟ به نظر من این کار نوع خطکشی سیاسی است و اصلا وجهه ندارد .

من نمی گویم که ما از غرب تقلید کنیم، بلکه می گویم وقتی در غرب، که فلسفه اش در مدرنیته خیلی پیشرفته تر از ما بوده این اتفاق نیفتاده، چه لزومی دارد ما دست به این تقسیم بندی بزنیم . وقتی امثال بوبر، لویناس و یاسپرس می خواهند با افرادی مثل کاسیرر و هایدگر و ژان پل سارتر گفت وگو کنند نمی گویند که ما روشن فکر دینی هستیم و بنابراین از این لحاظ خطکشی می کنیم . در کنفرانس های بین المللی هم آنها بدون این خط کشی با هم درباره مقولات فلسفی بحث می کنند . به هر حال به عقیده من، اینکه حتما باید روشن فکر دینی داشته باشیم و هم به خود روشن فکری، هم به خود دین صدمه می زند .

چرا باید گفت، اصطلاح روشن فکر دینی تناقض آمیز است؟ تعارض در کجاست؟ باز هم تاکید و تکرار می کنم که عقلانیتی که در دامن دین پرورده می شود و با آن کاملا هماهنگ و هم آغوش است، غیر از آن عقلانیتی است که بر اساس آن عقل مدرن نمی تواند با دین و تدین کنار بیاید و کانت مجبور می شود آن برخورد را انجام بدهد . و بگوید شناخت را کنار می زنم تا جایی برای ایمان باز کنم .

این طور نیست . عقل مدرن اتفاقا با دین و تدین کنار می آید . من باز پل ریکو را مثال می زنم . او متفکری مدرن است، با عقل مدرن کار می کند، ولی با دین هم کنار آمده درست است؟

نحوه کنار آمدن آنها خیلی فرق می کند .

نحوه کنار آمدن آنها فرق می کند چرا که مسئله آنها سیاسی نشده است . در ایران مسئله روشن فکری دینی مقداری سیاسی شده و همین است که بار روشن فکری دینی را زیاد و دائما پسوند دینی را در مقابل روشن فکری برجسته تر می کند . به نظر من، بهتر است کسانی که خود را روشن فکر دینی می نامند، کار روشن فکری شان از کار دینی شان بیشتر باشد .

وقتی شما می گویید که وظیفه روشن فکری زایش روح است چه اشکالی دارد که روشن فکرانی که زیربنای تفکرشان دینی است، این فعالیت زایش روح وکشف حقیقت را انجام بدهند . برای مثال کسی مانند شریعتی و لو اینکه نگاه ایدئولوژیک به دین دارد ولی به عنوان روشن فکر دینی محسوب شود .

ببنید، من اصلا از دیدگاه ایدئولوژیک این را نمی گویم و روشن فکر بودن این افراد را نفی نمی کنم . آنچه به نظر من متناقض می آید این است که چرا باید این پسوند دینی را به کار ببریم . چه اصراری است که این زایش روح فقط در چارچوبی دینی انجام شود؟ البته منابع معرفتی به جای خود مسئله ای نیست، اما وقتی بخواهید این زایش روح را به این صورت انجام بدهید، دیگری را فقط با دیدگاه دینی خودتان می بینید; یعنی او را فقط موضوع ایمانی در نظر می گیرید نه موضوع عقلی .

ممکن است از نظر عقل هم آنها را مطرح بکند، اما در این صورت می تواند پسوند دینی را بردارد . این پسوند، همان طور که گفتم، برای گستره گفت وگویی که روشن فکران امروزه ایران باید بین خودشان به وجود بیاورند مسئله ساز می شود . آنچه نسل چهارم روشن فکری را از نسل های قبلی جدا می کند، این است که این نسل در واقع نمی خواهد خطکشی هایی از این قبیل را بپذیرد .

شاید بهتر باشد درباره این چهار نسل به اختصار توضیح بدهید تا بعد به طور اختصاصی به نسل چهارم بیشتر بپردازیم .

من روشن فکران را در رویارویی با مدرنیته یا غرب به چهار نسل تقسیم کرده ام . نسل اول بعد از جنگ ایران و روس شکل می گیرد و نمای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *