تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل استاد مطهری و عشق به قرآن :

شهید مطهری دارای امتیازات قابل تحسینی بود که به شماری از آنها اشاره می کنیم:

۱.سلامت نفس، طهارت و وارستگی روحی؛ حضرت امام خمینی (ره) {که یکی از اساتیدبرجسته شهیدمطهری بودند} درباره طهارت نفس شهید مطهری چنین آورده است: «…مطهری که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود »سلامت نفس و وارستگی این شهید فرزانه را می توان از شنیدن خطابه هایی تأثیرگذار او و نیز از لابلای کتابهای او به خوبی دریافت.

۲.قدرت علمی و فکری؛ آثار فراوان و گستردگی موضوعات آثار استاد مطهری نشانگر مدّعاست. گفتار علامه طباطبایی استاد دیگر شهید مطهری، که می گفت وقتی مطهری در درسم حاضر می شد من به وجد می آمدم، حکایت گر برخورداری او از اندیشه های ژرف و موشکاف در برخورد با مسایل مختلف علمی بود.

۳.مطالعه و تتبع گسترده؛ شهید مطهری را می بایست از آن دسته از اندیش ورزان برشمرد که هیچگاه به دانش برگرفته از اساتید یا تفکر فردی خود بسنده نمی کنند، بلکه خود به مطالعه گسترده و دامنه دار برای دستیابی به اندیشه های نو رو می آوردند. یادداشت های استاد که سال ها پس از شهادت منتشر شد نشان گر این امر است.

۴.زمان شناسی و مسئولیت پذیری؛ شهید مطهری زمان و مقتضیات عصر خود را می شناخت بویژه که در دوران پرشتاب تحولات فکری در دهه های پیش از انقلاب در مرکز این تحولات یعنی دانشگاه تهران حضور داشت، و افزون بر آن خود را در برابر نیازها و ضرورت های عصر خویش چنان مسئول می دید که لحظه ای آرامش نداشت و از هیچ خطری نمی هراسید. همین مسئولیت شناسی و برخورداری از روح حماسه و شجاعت باعث شد که او چون سدّی آهنین در برابر موج بنیان کن تفکر التقاطی ایستاده و سرانجام جان خود را فدای آن سازد.

۵.قوت قلم و بیانی نافذ؛ بدون تردید اگر عالمی الهی از دو نعمت بزرگ: قلم استوار و بیان شیوا برخوردار باشد، نقش و تأثیر گذاری او برای عموم مردم بویژه نسل فرهیخته چند برابر خواهد شد و خداوند این دو نعمت را به فزونی به شهید مطهری ارزانی داشت. اقبال گسترده ای که طبقات مختلف اجتماعی در زمان حیات و پس از شهادت شهید مطهری به مطالعه کتاب ها و شنیدن سخنان تاثیرگذار او از خود نشان دادند، نشان از این مدعا دارد.

۶.شهید مطهری و رویکرد به مطالعات قرآنی؛ استاد مطهری در دوران حیات پرنشیب و فراز خود توفیق بازکاوی و بررسی مسایل دینی در عرصه های مختلف اعم از فلسفه، کلام، فقه، تاریخ و سیره، اخلاق و از جمله مسایل و مباحث قرآنی را پیدا کرد. مباحث قرآنی ایشان عمدتاً در آثار کلامی نظیر کتاب وحی و نبوت، هشت جلد کتاب با عنوان «آشنایی با قرآن» و بخشی از مباحث کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» انعکاس یافته که از اشتیاق وافر ایشان به مباحث قرآنی حکایت دارد.

قرآن کتاب شور و عشق

قرآن افزون بر شگفت آفرینی در بعد محتوایی بخاطر داشتن برخی دیگر از ویژگی ها منحصر به فرد است. یکی از ویژگی های شگفت قرآن جاذبه و جذابیت آن است. جاذبه قرآن به قدری دلکش و فریباست که روح و روان آدمی را نه شیفته بلکه عاشقی بی قرار و واله(سرگشته) خود می سازد. هر کس که چنین جذبه و جاذبه ای را تجربه کرده و با تمام وجود و جانش آن را لمس کرده می داند این جذبه چیست، هر چند قادر به توصیف آن نباشد. به تعبیر سکاکی، زیبایی و اعجاز قرآن «یُدرَکُ وَ لا یُوصَفُ. درک شدنی و غیر قابل توصیف است.کنت گریک از جاذبه قرآن به عنوان میدان مغناطیسی یاد کرده و دلها را بسان بُراده های آهن دانسته و معتقد است که کافی است دلها در میدان مغناطیسی جاذبه قرآن قرار گیرند که این میدان و کشش چنان است که دیگر آنان را رها نمی سازد. رژی بلاشر معتقد است که حتی خواننده اروپایی که زبان عربی را نمی داند، تحت تاثیر جاذبه قرآن قرار می گیرد.خوب است برخی از نشانه های وجود چنین جذبه و جاذبه در قرآن را باز شمریم.

نشانه های جذبه و جاذبه قرآن

۱ ـ ۱.سیری ناپذیری از تلاوت قرآن

هر یک از ما خواندن کتابها و نگاشته های مختلف را تجربه کرده ایم. بارها برای ما پیش آمده که جاذبه کتابی آنچنان ما را تحت تاثیر خود قرار داده که حاضر نشدیم آن کتاب را زمین بگذاریم یا گاه شبی را تا به سحر بی آن که خواب به چشمان ما سنگینی کند بیدار مانده ایم. لذت خواندن کتاب هایی از قبیل کتب تاریخی، یا برخی رمّان ها، سرگذشت نامه ها به ویژه زمانی که با قلمی گیرا و به اصطلاح سحرآمیز نگاشته شده باشند، چنین است. جاذبه و دلکشی برخی فیلم ها، نمایش ها، تابلوها و آثار هنری گاه چنین است؛ اما با همه این احوال وقتی یک بار چنین کتاب هایی را بخوانیم یا پای تماشای یک کار هنری بنشینیم دیگر برای بار دوم آن کتاب یا اثر هنری جاذبه پیشین را برای ما ندارد. و بسیار کم اتفاق می افتد که حاضر باشیم برای بار دوم این کار را تجربه کنیم. زیرا آن موضوع برای ما هویدا شده و به اصطلاح به زمین سوخته و رنگ باخته مانند شده است. راز آن که بهترین فیلم ها تنها یکبار در پرده سینماها اکران می شوند همین است.

حال پرسش این است که قرآن چگونه کتابی است که ما هرگز از چندین و چند خواندن آن سیر و خسته نمی شویم؟ اگر خود تجربه نکرده ایم حداقل می توانیم از هزاران مومن عاشق این کتاب جویا شویم. جلوه هایی زیبای تلاوت قرآن در دو هنگام از سال بیشتر خودنمایی می کند. نخست ماه مبارک رمضان که به تعبیر روایات ماه بهار قرآن است. و دیگری ایام حج. در ماه مبارک رمضان بخاطر طراوت و طهارت روحی انسان در اثر روزه که با طهارت و طراوت قدسی قرآن همرنگ و همصدا می شود، میل به تلاوت قرآن چندان تشدید می شود که گاه در یک ماه چندین بار قرآن دوره و به اصطلاح ختم می شود. چنان که اهل بیت(ع) هر سه روز از ماه رمضان قرآن را ختم می کردند و می فرمودند اگر درنگ و تامل در آیات قرآن نباشد، زودتر کار ختم آن انجام می گیرد. شگفت آورتر آن که قرآن در هر بار تلاوت برای انسان تروتازه جلوه می کند. در ایام حجّ نیز که مسلمانان فرصت خلوت بیشتر با خداوند را دارند تلاوت مکرر قرآن رونق بیشتری پیدا می کند و کمتر جایی از مسجدالحرام یا مسجد النبی به چشم می خورد که مسلمانی نشسته و به تلاوت قرآن مشغول نباشد. تلاوتی که ممکن است برای صدمین یا هزارمین بار انجام گرفته باشد. این شیدایی و سیری ناپذیری از تلاوت و قرائت قرآن را چگونه می توان با سایر پدیده های زیبا و دلکش مقایسه کرد!

از سوی دیگر قطعاً چنین شیدایی و سیری ناپذیری از تلاوت قرآن را نمی توان نوعی پاداش خواهی ارزیابی کرد. به این معنا که به نظر رسد چون برای تلاوت قرآن ثواب های مختلف اخروی گفته شده افراد چنین طالب تلاوت مکرر آن اند. عدم درستی چنین تلقی از آن جهت است که پاداش خواهی، منفعت طلبی و روح بازرگانی که درباره یک دسته از دین داران گفته شده، هیچگاه شیدایی و عشق را به همراه نمی آورد. شیدایی و عشق چنان پاک و پیراسته است که هرگز در قالب های تنگ سودخواهی جای نمی گیرد. در این جا مناسب گفتار ارنست رنان فرانسوی را نقل کنیم او می گوید: «در کتابخانه شخصی من هزاران جلد کتاب سیاسی، اجتماعی، ادبی و غیره وجود دارد، که همه آنها را بیشتر از یک بار مطالعه نکرده ام و چه بسا کتاب هایی که فقط زینت کتابخانه من است؛ ولی یک کتاب است که همیشه مونس من است و هر وقت خسته می شوم و می خواهم درهایی از معانی و کمال به روی من باز شود، آن را مطالعه می کنم و از مطالعه زیاد آن خسته و ملول نمی شوم. این کتاب، قرآن کتاب آسمانی مسلمانان است. شهید مطهری در این باره سخن شنیدنی دارد می گوید:

«این حلاوت و شیرینی قرآن -و اینکه – هر چه تکرار می شود از شیرینی اش کاسته نمی شود، -از وجوه اعجاز قرآن کریم است-. آخر، این سوره حمد را ما چقدر می خوانیم؟ روزی ده بار فقط برای نمازهایمان می خوانیم. هر قطعه(شعری) زیبایی را شما بخواهید روزی ده بار بخوانید برایتان مُهَوِّع(تهوُّع آور) است. من امتحان کرده ام، نه برای این کار؛ گاهی قطعات فارسی بوده که من خوانده ام، خیلی مرا جذب کرده، دفعه دوم خواندم باز بیشتر جذب شدم، شاید تا پنج دفعه خواندم همین طور بود، ولی دفعات بعد خواسته ام بخوانم دیده ام که کشیده نمی شوم، دیگر بعد به گونه ای می شود که به زور باید آن را بخوانم، و این تنها قرآن است که یک چنین حلاوت و شیرینی ای دارد که انسان هر چه بخواند شیرینی آن سلب نمی شود. این حکایت می کند از یک نوع تناسب بسیار مرموز میان روح و فطرت بشر و این کلام که کلام خداست، و انسان چون واقعاً کلام خالقش را دارد می شنود، ندای غیب و ماوراء طبیعت را دارد می شنود، هر چقدر هم بشنود وبخواند خسته نمی شود.»

۲ ـ ۳. تلاوت قرآن و مسحوری

افزون بر پدیده سیرناپذیری روان انسان از تلاوت قرآن، نوعی مسحوری از تلاوت آن نیز حاصل می آید. به این معنا که ممکن است انسان یک کتاب بسیار خواندنی یا یکتصنیفدلنشین موسیقی را برای چند باری بخواند و بشنود؛ اما چنان نباشدکه همه ذهن و دل آدمی را مسحور خود ساخته و در اختیار گیرد. و به عبارت دیگر هُشیاری انسان همچنان برقرار باشد. اما در آنجا که پدیده هنری در اثر زیبایی و دلفریبایی چنان تاثیرگذار باشد که تمام روح انسان را در اختیار گرفته، و او را از هشیاری بیاندازد این پدیده همان مسحوری است. نشانه مسحوری آن است که انسان از زمان، مکان، رخدادهای پیرامون خود ناگهان غافل می ماند. ممکن است لحظاتی بر او بگذرد و او متوجه نباشد. باید بر چنین پدیده ای نه یک بار که صد بار دست مریزاد گفت. در پدیده های هنری بشری نمی توان میان تکرار و مسحوری جمع کرد. یعنی پدیده ای هنری که هم انسان را به گوش دادن یا نگریستن مکرر وادار دارد و هم مسحوری را در پی داشته باشد، بسیار نادر است. اما قرآن چنین است که گاه تلاوت و گاه شنیدن آن مستی و مسحوری به همراه می آورد. یکی از نشانه های آن میل به تلاوت آن در نیمه های شب است. یعنی زمانی که عقل مصلحت سنج، خواب را برای آسایش آدمی توصیه می کند؛ اما عشق چون زمان نمی شناسد به این توصیه اعتنایی نمی کند. قرآن خود از تلاوت پیامبراکرم(ص) در نیمه های شب خبر داده است. اما شگفت از آن این است که اعلام کرده شماری از یاران و اصحاب پیامبرص نیز همگام و همصدا با او بخش زیادی از شب را بیدار و به تلاوت قرآن می پردازند.

نیز درباره گروهی از آبکش های مدینه گزارش شده که بارها هنگام عبور از خانه امام سجاد ع و امام باقر(ع) با شنیدن آوای تلاوت امام، ساعتی بر درب خانه ایستاده و به آن تلاوت گوش می دادند. محتملا از یادشان می رفت که حداقل ظرف های سنگین آب را از دوش خود بردارند. مقصود ازمسحوری همین است که خواندن یا گوش دادن به تلاوت قرآن بویژه آنجا که تلاوت با آوای خوش و با معنویت همراه باشد، چنان انسان را مسحور خود می سازد که هوش از سر او می پرد و از یاد می برد که در چه حال و وضعی است. گویا اساساً سنگینی آب بر دوش در اثر مسحوری روان آدمی به سبکی تبدیل می گردد. ما بارها چنین مسحوری را چه در هنگام تلاوت و چه در هنگام شنیدن قران آزموده ایم. قاریان بزرگ قرآن همچون عبدالباسط اذعان کره اند که گاه افرادی غیر مسلمان چنان مسحور تلاوت آنان شده اند که بس از تلاوت اسلام آورده اند.

این امر درباره معاندان معاصر قرآن نیز گزارش شده است. به این معنا که بسیاری از آنان به رغم مخالفت شدید با پیامبر و قرآن در آغاز رسالت و در عین دعوت از دیگران به گذاشتن پنبه در گوش یا ایجاد سروصدای کاذب به هنگام تلاوت قرآن از سوی پیامبر(ص)، خود به شدت مسحور قرآن بوده اند. یکی از این معاندان ولید بن مغیره است که در کنار ثروت و جایگاه اجتماعی از هوش و درایت زیادی برخوردار بود که به او ریحانه و حکیم عرب می گفتند. او در کنار کعبه ناخودآگاه تلاوت آیات نخستین سوره مبارکه مومن را از زبان پیامبر شنید. تلاوت قرآن پیامبر چنان او را مجذوب خود کرد که هوش از سر او پرید و به رغم دشمنی و لجاجت با پیامبر، این سخنان را درباره عظمت قرآن بر زبان جاری کرد: «وَ الله لَقَد سَمِعتُ مِن مُحَمَّد آِنفاً کَلاماً ما هُوَ مِن کَلامِ الأِنسِ وَ لامِن کَلامِ الجِنِّ، وَاللهِ إِنَّ لَهُ لَحَلاوَه وَ اِنَّ عَلَیهِ لَطِلاوَه وَ إنّ أعلاهُ لُمْثمِر وَ إِنّ أَسْفَلَهُ لَمُغْدِقْ وَ اِنَّهُ یَعلُو وَ لا یُعلَی عَلَیهِ. به خدا سوگند همینک از محمد (ص) گفتاری را شنیدم که نه از نوع سخنان اِنس است و نه از جنس گفتار جن، به خدا قسم این گفتار دارای شیرینی و طراوت است و بسان درختی است که بالای آن پر میوه و پایین آن پر ریشه است و آن برتر بوده و چیزی بر آن برتری نخواهد یافت.» یکی از آثاری که گاه خواندن یا شنیدن قرآن به همراه دارد لبریز شدن کاسه چشم از اشک و سرازیر شدن اشک بر چهره است. عجیب تر آن که گاه چنین حالتی نه برای مسلمانان و دل آشنایان با قرآن، بلکه برای مسیحیان و ناآشنایان با آن رخ نموده است. قرآن خود در این باره چنین آورده است: «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَی الرَّسُولِ تَری أَعْیُنَهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدینَ»[۱]مفسران این آیه را ناظر به عالمان مسیحی حبشه می دانند که وقتی جعفر بن ابی طالب آیات نخستین سوره مبارکه مریم را برای آنان فرو خواند، چشمانشان لبریز از اشک شد به گونه ای که اشک فیضان گرفت و بر گونه هایشان جاری شد. این حالت درباره مسلمانان حتی بالاتر از مرحله فروریختن اشک و با عباراتی همچون لرزیدن دلها، نرم شدن پوستها بیان شده است. قرآن در این باره می گوید: «اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ کِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِیَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلینُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلی ذِکْرِ اللَّهِ ذلِکَ هُدَی اللَّهِ یَهْدی بِهِ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ.[۲] خدا زیباترین سخن را (به صورت) کتابی متشابه، متضمن وعده و وعید نازل کرده است. آنان که از پروردگارشان می هراسند، پوست بدنشان از آن به لرزه می افتد، سپس پوستشان و دلشان به یاد خدا نرم می شود.»

راستی مگر آیات قرآن حاوی چه پیام و رازی است که از چشم اشک می گیرد و پوست بدن را می لرزاند و دل و پوست را نرم می کند. این حالات ممکن است با شنیدن رثا و مصیبت از دست رفته ای که محبوب ماست برای ما ظاهر شود. اما خواندن یا شنیدن یک کتاب نمی تواند از چنین پیامدی آنهم به طور مکرر را به دنبال داشته باشد. فَیَضان اشک، لرزیدن و نرم شدن پوست و دل، از تحقق توفانی عظیم در سرزمین جان انسان به هنگام تلاوت یا شنیدن قرآن حکایت دارد. امروزه ثابت شده که گریه شدیدترین واکنش تاثر انسان در برابر رُخدادها و پدیده هاست که از تاثیرگذاری عمیق آن رخداد یا پدیده در روان آدمی حکایت دارد. بویژه آن که مردان به عکس زنان، چه بخاطر صلابت روحی و غلبه رفتارهای عقلانی، کمتر تحت تاثیر پدیده های تاثر برانگیز قرار می گیرند و بسیار اندک است که چنان مسحور گردند که ناخودآگاه اشک از چشمان آنان جاری شود.

به عنوان مثال دیدن صحنه تلخ گرفتار آمدن چند کودک یتیم و بی نوا در آتش و فریاد خواهی و ناله و فریاد مستمر آنان بویژه آنجا که امکان یاری نباشد، چنان توفانی در روح آدمی ایجاد می کند که ناخودآگاه کاسه چشم لبالب از اشک می شود و مردمان سخت دل نیز گاه بسان همان کودکان یتیم، ناله و فغان سر می دهند. نیز بیماری جانکاهی که همسری جوان را در آستانه مرگ قرار داده، ناله و فغان یار و همراز مهربان خود را که پیوسته برای درمان او می کوشید و تا آخرین لحظه لختی از تیمار او غافل نبود، در پی می آورد. چنین هجرتی پس غریبانه و جان سوز است که تلاش او برای نجات همسر سودی به حال او نبخشیده و او اینک باید رخ به خاک بسپارد و وصل را به هجرانی طولانی تبدیل کند. مصائب اهل بیت(ع) بویژه مصائب امام حسین(ع) نیز چنین توفانهای بنیان کن در روان دوستداران و عاشقان ایجاد می کند که بی اختیار سیل اشک بر صفحه چهره جاری می گردد. اما شگفت آن است که خواندن یا شنیدن آیات قرآن با هیچ یک از حالات و رخدادها و پدیده های پیشگفته مشابهت ندارد. پس این اشک و توفان روحی از کجا ناشی می شود؟ آیا اشک شوق است یا اشک حزن یا اشکی از نوع دیگر؟ تنها چیزی که می تواند این دست از پدیده ها در برخورد با قرآن را توجیه کند، قدرت قرآن در ایجاد شیدایی و عشق به آن است.

مطهری و عشق به قرآن

مطهری را می بایست جزو آن دسته از اندیش ورزان نیک رایی دانست که قرآن، این کتاب هدایت و نور را نیک می شناخته و از سُویدای جان نسبت به آن واله و شیدا بوده است. در اینجا مناسب است به کمک شواهدی این مدعا را اثبات کنیم:

۱.نقش اساتید شهید مطهری در پیدایش عشق او به قرآن

شهید مطهری بسان بسیاری دیگر از همگنان خود در طول دوران تحصیل در حوزه های علمیه از محضر اساتید بزرگی بهره جُست. اما در میان آنان دو استاد برجسته تأثیر بسزایی در شکل گیری شخصیت علمی و معنوی وی داشته اند که عبارتند از: امام خمینی و علامه طباطبایی. با صرف نظر از همه امتیازات علمی، اخلاقی و معنوی این دو استاد فرزانه، عشق و شیدایی آنان به قرآن مثال زدنی است. عشق امام خمینی به قرآن در سراسر آثار ایشان و اهتمامی که به آیات قرآن نشان داده هویداست. افزون بر آن همه فرزندان انقلاب بارها شاهد بوده اند که سخنرانی و اظهار نظرهای ایشان (امام خمینی ره)هماره با استشهاد به قرآن عجین بوده و بارها از مهجور بودن و ناشناخته ماندن قرآن و آموزه های بلند آن اظهار تاسف کرده و آه جانسوز از دل بر می کشید. شیرین تر از همه آن که در سراسر عمر و حتی در بستر بیماری و روزهای آخر عمر هیچگاه از تلاوت و همنشینی با قرآن غلفت نکرد.

عشق و شیدایی علامه طباطبایی به قرآن نیز مثال زدنی است. به جرأت می توان مدعی شد که در یکصد سال اخیر کسی را نمی توان یافت که تا این حد دلباخته قرآن باشند. این شور و شیدایی علامه طباطبایی نسبت به قرآن کار را به آنجا رساند که ایشان همه مطالعات و تحقیقات خود را به کناری نهاد و سی سال شبانه روز برای تدوین تفسیر المیزان عاشقانه کوشید. از آنجا که می دانیم یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار در ایجاد و تقویت کشش ها و گرایش ها در انسان، اساتید هستند، می توان مدعی شد که شهید مطهری بخاطر همراهی مستمر با چنین اساتید عاشق قرآن، خواسته یا ناخواسته جزو آن دسته از اندیش ورانی است که خود را در کمند جذبه و جاذبه قرآن اسیر می دیده است. جالب آن که امام خمینی در فرازی از پیام خود به مناسبتِ شهادت شهید مطهری در باره بعد قرآنی وی چنین آورده است: « تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود.

استاد مطهری در باره علامه طباطبایی چنین آورده است: «در سال ۲۹ در محضر درس حضرت استاد، علامه کبیر آقای طباطبایی روحی فداه که چند سالی بود به قم آمده بودند، و چندان شناخته نبودند، شرکت کردم. عبارت «روحی فداه » در حق علامه طباطبایی نشان گر میزان ارادت و تاثیر پذیری استاد مطهری از ایشان است. تأثیرپذیری شهید مطهری از اساتید را هم چنین می توان از ستایش و تجلیل او از آیت الله میرزا علی آقای شیرازی دریافت که در مدتی کوتاه نزد او نهج البلاغه را آموخت. شهید مطهری در بخشی از مقدمه کتاب سیری در نهج البلا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *