تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسطوره تقوا :

بسم اللّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهو قولی.

در بین شهدای پاکباخته ای که نقشی اساسی در تکوین و استمرار انقلاب خونبار اسلامی داشته اند، بسیارند کسانی که در اطرافشان کمتر سخن گفته شده است، خصوصا در اطراف ارزش هائی که در زمان تصدی امر و مسئولیتشان آفریده و یا احیاء نموده اند. شاید تنها مرحوم دکتر بهشتی باشد که در باره ابعاد شخصیتی اش تا حدی توضیح داده شده و روش او در اداره جمهوری اسلامی و معیارهایش در برخوردهای اجتماعی تحلیل گردیده است. لکن دیگر شهیدان گرانقدر انقلاب تاکنون کمتر از این جنبه مورد ارزیابی و مطالعه قرار گرفته اند.

از میان این خونین کفنان سپیدروی، شهید بزرگوار و متقی و عالم مستقیم و تلاشگر، مرحوم آیت اللّه قدوسی از زمره افرادی است که نه تنها سیاست اداری و روش تربیتی وی، چه در تشکیلات کلاسیک حوزه علمیه قم و چه در تصدی مسئولیت های پس از انقلاب، مورد غور و بررسی قرار نگرفته، تاریخچه زندگی کوتاه و پرثمرش نیز بر اکثر افراد جامعه پوشیده است.

با توجه به حشر تنگاتنگی که نگارنده با این شهید بزرگوار و جلیل القدر و مربی دلسوخته و دردمند در زمان تصدی مقام دادستانی کل انقلاب داشته است، این وظیفه دشوار به بنده سپرده شد تا فرازهائی از زندگی قضائی ایشان را به قلم درآورد، لکن نگارنده خود را مذعن به این واقعیت می داند که بیان ارزش ها و فرازهای زندگی یک فرد، خصوصا در زمینه امور اجرائی زمانی میسر است که بیانگر این ارزش ها، در حد نازلی هم که باشد، با شخصیت مورد بحث، تناسب روحی و فکری داشته باشد و طبیعی است که این سراپا تقصیر و ضعف را هیچ تناسبی که با شهید قدوسی نیست به جای خود، از اهداف این عزیزان فرسنگ ها فاصله دارد. از سوی دیگر رابطه او با این شهید بزرگوار، نه رابطه رئیس و مرئوس که رابطه یک شاگرد با استادش بوده است و روشن است بهره ها و مدرکات و ارزیابی هائی که یک شاگرد از استاد خویش دارد، با بهره ها و مدرکات دو همکار، متفاوت است و اقلش این است که برداشت هایش در محدوده ظرف فکری و توان روحی اش باشد.

لازم به تذکر است که این نوشته، شامل تمامی مسائلی که در ارتباط با این شهید جلیل القدر در زمان تصدی مسئولیت دادستانی روی داده، نیست و چه بسیار مطالبی که ناگفته مانده، یا نگارنده را یارای درک آن نبوده، یا قلم را یارای بیان آن نیست و یا شرائط زمانی اجازه سخن در مورد آنها را نمی دهد. از سوی دیگر، رعایت امانت اقتضا می کند که بر این مطلب تاکید شود در مواردی که نظرگاه های شهید در مورد مسائل مختلف بیان می شود، هرگز این ادعا نیست که آنچه که گفته می شود عینا نقطه نظرات ایشان است بلکه استنباطاتی است که در قالب لفظ درآمده است.

لازم است قبل از بیان محورهای اصلی، پیرامون وضعیت دادستانی کل انقلاب قبل از تصدی ایشان، به نکاتی اشاره شود

الف: آشنائی کلی با دادستانی کل انقلاب از ابتدای تشکیل تا زمان انتصاب ایشان و ویژگی های عمومی دادگاه های انقلاب.

شب ۲۲ بهمن بود که به محض به ثمر رسیدن اولین مرحله از پیروزی انقلاب اسلامی، فرزندی از انقلاب نیز متولد شد و با طبیعی ترین وضع تولد، اعجاب همگان را برانگیخت. نامش را دادگاه انقلاب گذاشتند که برای رشد و تغذیه آن، از قبل تامل درخوری نشده بود و به همان اندازه که در به ثمر رسیدن حرکت قهرمانانه و خدائی ملت مسلمان ایران، برنامه ریزی و تشکیلات نقش داشت، تشکیلات اولیه دادگاه انقلاب نیز همراه با برنامه ریزی بود.

طبیعی است از همان ابتدا برداشت شخصیت های انقلاب که به شکلی با انقلاب همرا بودند و یا ادعای همراهی داشتند، به تناسب آشنائی شان با تفکر واقعی اسلام و درک و تجربه و تحلیلشان از شرائط سیاسی اجتماعی متفاوت بود. گروهی دادگاه انقلاب را یک تشکیلات قضائی شبیه دادگستری تصور می کردند که حداکثر رئیس دادگاه آن عوض شده و یک روحانی با یک فرد آشنا به حقوق اسلامی در راس آن قرار گرفته باشد و عده ای دیگر شکل قضاوت های زمان حضرت علی (ع)را در نظر داشتند که باهمان وساطت و سادگی و دور از هر گونه تشریفاتی انجام شود. در این میان گروه سومی نیز بودند که معتقد بودند باید تلفیق درستی از یک نظم اداری و قضائی شاسته انقلاب با بینش قضائی اسلامی صورت گیرد. به هرروی، در مورد هیچ کدام از سه نحوه فکر فوق مطالعات مشخصی صورت نگرفته و صاحبان این برداشت ها، برنامه مدون و روشنی درباره آنچه که مورد نظرشان بود، نداشتند. دادگاه انقلاب به طور خودجوش در مرکز و شهرستان ها به وجود آمدند. تا آنجا که نگارنده مطلع است، در اغلب شهرستان ها، در ابتدای امر، دادستان انقلاب از میان قضات دادگستری آن دیار انتخاب و روحانی موجه آنجا هم تصدی امر قضاوت را عهده دار شد و البته در انتخاب افراد، اشتباهات فراوانی روی داد.

کیفیت تکوین انقلاب و به ثمر رسیدن آن و همچنین شرایط ملتهب دو سال اول انقلاب به گونه ای بود که به تناسب کاردانی و لیاقت حاکم شرع و یا دادستان انقلاب هر منطقه، عملا اداره امور جاری شهر به عهده یکی از این دو قرار می گرفت. حتی بعد از آنکه شورای انقلاب موفق شد عجولانه آئین نامه و ضوابطی را برای دادگاه های انقلاب تنظیم کند- که شاید بتوان مدعی شد که حتی یک بار هم توفیق عمل کاملا به آن مسئولین حاصل نشد-کماکان دادگاه ها و دادسراهای انقلاب به دلایل خاص منطقه ای و شرائط موجود دیگر، رویه قبلی خود را اعمال می کردند که البته یکی از علل عمده این دخالت ها، ضعف ارگان های دولتی و عدم ثبات آنها بود. از طرف دیگر، معمولا امور اداری و قضائی هر شهرستان به طور مستقل اداره و حتی از حیث بودجه، صدور حکم و استخدام افراد نیز مستقلا تصمیم گیری می شد. حتی پنج ماه بعد از نصب دادستان کل انقلاب به وسیله امام امت هم که شهید قدوسی به دادستانی رفت، این مسئله با شدت و ضعف به طور بارز در شهرستان ها دیده می شد.

مرورری به کارنامه پنج ماهه دادستانی کل انقلاب از اوایل اردیبهشت ماه ۱۳۵۸ تا زمان تصدی مرحوم شهید قدوسی، نشان دهنده نوع مشکلات و نارسائی های دادگاه های انقلاب است. طبیعی است در این جا هرگز قصد متهم کردن کسی در میان نیست، لکن ناگزیر از بیان این مطلبیم که به دلایلی که بعد خواهد آمد، دادستانی کل انقلاب موفق نشد در جهت شکل بخشیدن و سامان دادن به وضعیت داخلی و دادسراها و دادگاه های انقلاب شهرستان ها، گام های امیدوارکننده ای بردارد. عمده این مشکلات و نارسائی ها عبارت بودند از:

۱- شرایط حساس و ملتهب و اجتناب ناپذیر سیاسی اجتماعی یکساله اول انقلاب

۲- وقت نگذاشتن هیچ یک از مسئولین دلسوز و متدین طراز اول انقلاب برای بهبود و سامان دادن این نهاد انقلابی

۳- جدا بودن مراجع انتخاب قاضی شرع و دادستان و کادر قضائی

۴- عدم کفایت و عدم اعتقاد بعضی از مسئولین دادستانی کل انقلاب و حاکم بودن تفکر دیوان سالاری و نظام قضائی دادگستری بر اندیشه آنان

۵- نفوذ عناصر غیر مؤمن به انقلاب و بعضا فاسد دادگستری و حتی اخراجی آنجا در دادستانی کل انقلاب

۶- دخالت بعضی از افراد غیر مسئول در اداره دادگاه ها و دادسراهای انقلاب و خود را سهیم پنداشتن در اداره این نهاد انقلابی خصوصا از جانب گروه های سیاسی و بعضا شخصیت های مناطق

۷- نفوذ کم وبیش بعضی از گروه های سیاسی در امور جاریه دادستانی کل انقلاب و دادسرای انقلاب اسلامی مرکز و…

البته باید توجه داشت بعضی از این مشکلات و نارسائی ها ناشی از ترکیب خاص این نهاد انقلابی بود که حتی بعد از مدت ها هم که مرحوم قدوسی در این زمینه، دست به اقداماتی زد، وجود داشتند. به هر تقدیر غرض این بود که معلوم شود شهید قدوسی وارث چه تشکیلاتی و با چه ویژگی هایی بوده است و طبیعت مسائل اقتضا می کرد که در ابتدای امر چه قدم هائی برداشته شود و لذا می بینیم که اولین اقدامات ایشان بیشتر مصروف تامین و انتخاب کادرهای قابل اطمینان و آشنا به مسائل مذهبی و دلسوز برای انقلاب می شود. ایشان از شاگردان و دست پروردگان خویش در مدرسه حقانی بهره می گیرد که به تصدیق مکرر ایشان، همراه بودنشان با استاد خویش، یکی از نعم الهی بود که نصیب این نهاد انقلابی شد، زیرا در بین مسئولین کم بودند کسانی که کارگزارانی تا این حد مورد اعتماد در اختیار داشته باشند.

ب- اقدامات اساسی اولیه در بهبود وضع دادستانی کل انقلاب:

همان طور که اشاره شد، به دلایل نارسائی های فوق، یکی از اقدامات ایشان در بدو امر، تصفیه نیروهای ناصالح و جایگزینی نیروهای صالح بود. البته این اقدام نسبت در مورد بعضی با قاطعیت تمام صورت گرفت و نسبت به بعضی دیگر به علت نداشتن نیروهای کاردان و صالح به میزان کافی، تا مدت ها به تعویق افتاد؛ لکن یکی از مسائل خاص مورد نظر ایشان بود که حاصل شناخت دقیق قبلی از وضع داخلی دادستانی کل انقلاب بود، زیر نظر داشتن رفتار کلیه مسئولین بود. این دقت به میزانی بود که افراد دادستانی کل انقلاب، حضور ایشان را در همه حال احساس می کردند و به تبع همین احساس بود که ایشان معمولا جزئی ترین تصمیمات را شخصا اتخاذ می کردند و فشار کاری زیادی را بر خود هموار می نمودند تا بتوانند رفته رفته مسئولیت ها را تقسیم نمایند.

ج- ویژگی های عمومی شهید قدوسی:

۱- یکی از بارزترین خصوصیاتی که در رفتارهای روزمره ایشان به وضوح قابل مشاهده بود، خداترسی و کوچک بودن دنیا در نظر ایشان بود و این حقیقتی بود که در تمام اظهار نظرها و برخوردهای ایشان به عیان دیده می شد و به حق، خود نمونه مجسم کلامی بودند که بارها از مولایش علی (ع) برای ما نقل می کردند: «کان لی فیما مضی اخ فی اللّه…»

۲- با توجه به اینکه حقیرترین چیز در نزد ایشان ابعاد دنیائی و مادی مسائل بود و معمولا لغزشگاه ها و پرتگاه های مسئولین را بیشتر در همه جهات دنیایی و نفسانی امور می دیدند، در همه حال خود را در محضر حق احساس می کردند و حتی به دیگران نیز اصرار داشتند که در افکار خویش مواظب باشید که مبادا شیطان از آن طریق گوهر وجودی تان را برباید؛ به همین دلیل بود که آمادگی عجیبی برای شهادت در ایشان مشاهده می شد و این امر، واقعتی اعجاب آور در وجود ایشان بود.

یادم نمی رود آن ایامی که ایشان به ناراحتی سخت کبدی که بعضی احتمال سرطان می دادند، مبتلا بودند و مدت ها در بیمارستان پاستورنو تهران تحت عمل جراحی و مراقبت های خاص پزشکی قرار داشتند و تمام نگرانی شان این بود که با این مرض از دنیا بروند و به فوز عظیم شهادت نائل نشوند. به همین دلیل بود که محل ایشان در برخوردهای روزمره نسبت به افراد، عمدتا میزان وابستگی آنها به دنیا و تعلق به آخرت بود.

۳- مرحوم شهید قدوسی حدود پانزده سال مسئولیت مدرسه علوم دینی منتظریه(حقانی) را در قم به عهده داشتند و با توجه به نظام باز حوزه، روش های خاصی را در اداره یک تشکیلات کلاسیک طلبگی اعمال می کردند و این روش ها با دقت نظر و احتیاط شدید در انتخاب افراد برای تعلیم و تعلم همراه بود. کیفیت اداره ایشان و نوع ارزش هائی که به وسیله وی و یارانش در مدرسه حقانی احیا شد و مورد توجه قرار گرفت، بر آشنایان به امور حوزه پوشیده نیست. به علت به تجربه و آزمایش روش خاصی مدیریتی و اعمال ریزبینی ها و ظرافت هائی که در نحوه برخورد با افراد صورت می گرفت، ایشان طبیعتا با روحیات و طبایع مختلف آشنایی خاصی پیدا کرده بودند و جزئی ترین رفتارها برای ایشان معنای ویژه ای داشت و به مقتضای خصوصیت مربیگری، در مورد آن نقاط ضعف، دقت زیادی به خرج می دادند.

اکنون با توجه به ویژگی های عمومی ایشان، به صورت مفصل تر و با ذکر شواهدی چند، به بیان ویژگی های کاری ایشان که در طول کار قضائی بدان توجه خاص داشتند، می پردازیم.

الف- مبناهای کلی در مورد مسائل اداری:

۱- ملاک های انتخاب همکاران: شهید قدوسی در مورد انتخاب همکاران گرچه از ملاک های دیگر هم غافل نبودند، به یک ملاک بیش از هر چیز دیگری توجه داشتند که همانا مسئله تقوی و نحوه تعلق و ارتباط فرد با دنیا و دنیائی ها بود. بارها می شد که افرادی برای همکاری خدمت ایشان می رسیدند، یا برای احراز مسئولیت های حساس دادستانی معرفی می شدند، لکن چون ایشان نقطه ضعف هائی نسبت به دو ملاک فوق از آن فرد سراغ داشتند یا در هنگام صحبت، با تجربیات خاصی که در این موارد داشتند، ضعف هائی را در فرد مراجعه کننده تشخیص می داند، راه هر گونه همکاری را فراهم می کردند. ما به چشم خود بسیار افرادی را دیدیم که با این تصورات واهی، قصد نزدیک کردن خود به ایشان را داشتند، لکن سیه روی و ناامید بازمی گشتند و در مقابل اگر در فردی نقاط قوتی را مشاهده می کردند، اما از لحاظ کاری، توان قابل ملاحظه ای در او نبود، از او استفاده می کردند.

۲- برخورد با همکاران: شهید قدوسی در برخورد با رفتار و اعمال همکاران، صریح و حساس بودند و در مورد برخورد با بعضی نقاط ضعف ها، اگر در فرد خاطی احساس اعمال غرض خاصی نمی کردند، با تشویق ها و به کار بردن کنایات، به طور صریح و بسیار زیرکانه و با دنیایی از احترام، شخص را متوجه خطای خود می کردند، به طوری که فرد خاصی با دلی پرامید و با عزمی راسخ به رفع خطای خویش می پرداخت و در طرف مقابل اگر این نقاطضعف و خطاها را بازتابی از اشکالات اصولی موجود در فرد خاطی می دانستند، با کمال قدرت در مقابل آن خطا می ایستاندند و با صراحت تمام فرد را متوجه خطایش می کردند که این در حقیقت اولین اخطار به فرد خاطی بود، لکن در این مقام هرگز از محدوده موازین خارج نمی شدند. اما اگر خطا در حدی بود که به مصالح و مفاسد جامعه بستگی داشت و حق مظلومی در مخاطره قرار گرفته و یا سوء استفاده ای از مقام و موقعیت صورت گرفته بود، همین روح متعالی و آرام، آن چنان قاطعانه با مسئله برخورد می کرد که راستی کمتر کسی را یارای مقاومت بود. ما بارها این موارد را در برخورد ایشان در بعضی از افراد ناصالح در ابتدای تصدیشان مشاهده کردیم (در اینجا بود که منصب و مقام و وابستگی هرگز رعایت نمی شد و بالسویه با همه افراد برخورد می نمودند).

در جهت تشویق هم، اگر فرد یا افرادی از همکاران از جهت تقوی و کاردانی مورد اعتماد ایشان قرار می گرفت تا حدی که جا داشت زمینه را برای رشد او فراهم می کردند و پروایی از اینکه دیگران ایشان را مورد ملامت قرار دهند، نداشتند که مثلا چرا این مسئولتی خطیر(دادستانی-قضاوت…)را به یک طلبه یا فرد عادی کم سن وسال سپرده اید. آنچه که برای ایشان مهم بود، صحت و سلامت روحی و معنوی و عقیدتی و زمینه های کاردانی بالقوه آن فرد بود، لذا اعتقاد و اصرار داشتند کارهای اداری با قدری اطلاع و ممارست یاد گرفته می شود و لازم نیست دنبال افرادی بگردیم که از جهت آشنایی با کار، مورد قبول باشند.

و همین اعتقاد ایشان که «همه قدرت آشنایی با امور را دارند»، قدرت فوق العاده ای هم به خودشان و هم به همکارانشان در انتخاب افراد و سپردن مسئولیت ها به آنها داده بود، البته جای تذکر است که این ویژگی در فرزند مظلوم انقلاب و شهید تابناک تاریخ اسلام مرحوم دکتر بهشتی با غلظت بیشتر و در طیف گسترده تری وجود داشت.

نکته دیگر در برخورد با همکاران قابل ملاحظه این بود که به رغم اینکه بعضی از اینها به دلیل پاره ای از نارسائی ها مورد خطاب و اعتراض قرار گرفته بودند، لکن اغلب مسئولین دادستانی و دادگاه و دادسراهای انقلاب با ایشان یک رابطه عاطفی داشتند که طبیعتا ناشی از تواضع و گذشت و حلم خاص شهید بزرگوار بود. همین مسئله موجب شد که برای رفع خصوصی ترین مشکلاتشان به ایشان مراجعه نمایند.

۳- برخورد با مراجعین: اولین نکته ای که در برخوردهای ایشان با نوع مراجعین-از هر طبقه و پایگاه اجتماعی-قابل ملاحظه بود، رعایت اخلاق و آداب اسلامی بود؛ حتی اگر با برخوردهای غیر اسلامی فرد مواجه می شدند.

معمولا اصرار بر این داشتند که در این موارد است که انسان خود را می آزماید و به میزان تسلط بر غضب و عصبانیت خود پی می برد، لذا معتقد بودند باید با کسی که ساعت ها انتظار کشیده و کیلومترها طی کرده تا برای رفع مشکلش چاره ای بیابد، حلم و بردباری به خرج داد، حتی اگر به انسان اهانت کند و هنر در همین تحمل استماع سخن فرد دیگر است، لذا چه بسا می شد که افرادی خدمت ایشان می رسیدند و مدت ها وقت ایشان را می گرفتند و حرف می زدند، لکن ایشان همچون کوهی استوار، بردبار و صبور، به شنیدن مطالب متکلم و تظلماتش ادامه می دادند و وقتی مورد اعتراض برادران واقع می شدند، در جواب می فرمودند: «برای من سخت است به صرف اینکه دیگران منتظرند، سخن کسی را قطع کنم و حرف هایش را نیمه تمام بگذارم، زیرا او با هزاران امید پیش من آمده است». لذا عموما افرادی که به حضورشان می رسیدند، به رغم اینکه در بدو امر مرعوب ابهت خاص و شخصیت فوق العاده ایشان می شدند، لکن به تدریج خود را در مقابل پدری دلسوز می دیدند که حاضر است تا آخرین کلام آنان را بشنود و به درددل های آنان گوش فرادهد و در صدد چاره جوئی برآید. راستی واقع امر نیز چنین بود. گاه می شد تا مشکل فرد مظلوم را حل نمی کردند و با این و آن تماس نمی گرفتند، راحت نمی نشستند.

۴- اعتقاد به مشورت: به رغم آنچه که نسبت به ایشان مشهور بود، شهید قدوسی اعتقاد زیادی به مشورت با دیگران و عمل به نقطه نظرهای مشترک داشتند، لکن این اعتقاد مشروط به این بود که فرد طرف شور از بی غرضی کامل برخوردار بوده و متخلق به معیارهای اخلاقی اسلامی باشد و تا زمانی که وجود این دو خصیصه را در کسی احراز نمی کردند، مشورت با وی از نظر ایشان از ارزش درخوری برخوردار نبود، ولی اگر به این معیارها در فردی دست می یافتند، بعید بود کارهای مربوطه را بدون مشورت با آن فرد انجام دهند، به همین دلیل بود که در کمتر موردی و یا شاید بتوان مدعی شد در هیچ موردی از موارد مهم کاری، بدون مشورت با شهید دکتر بهشتی کاری را انجام نمی دادند و در اموری هم که مرتبط با دولت بود، چون دولت شهید رجائی مورد اعتماد خاص ایشان بود و مخلصانه به آن شهید عزیز ارادت داشتند، بدون مشورت با نخست وزیر و بعضی از وزراء تصمیمی نمی گرفتند. در بین وزراء هم، به دلیل نوع ارتباطات اداری، مرحوم شهید دکتر باهنر و شهید کلانتری و شهید دکتر قندی از اعتماد خاصی نزد ایشان برخوردار بودند. نسبت به مسئولین دیگر دادستانی هم برخورد ایشان قابل ملاحظه بود، خصوصا در اواخر که ایشان اصرار به هماهنگی و مشورت با افراد مطلع داشتند که خود درس بزرگی برای ما بود. خدا می داند که در بعضی مواقع انسان از حالت خضوع و تواضع ایشان احساس خجلت می کرد.

بد نیست برای ذکره میزان علاقه و اعتقاد ایشان به مرحوم شهید رجائی، خاطره ای را در اینجا نقل کنم: در زمان ریاست جمهوری شهید رجائی بود که جلسه ای به مناسبت بعضی از مسائل امنیتی با حضور چند تن از اعضاء شورای عالی قضائی، وزیر کشور که در آن زمان حضرت آیت اللّه مهدوی کنی بودند و تنی چند از برادران مسئول سپاه منجمله شهید کلاهدوز و… در دفتر ریاست جمهوری تشکیل شده بود. زمان مغرب فرارسید و افراد برای اقامه نماز از جای برخاستند. شهید رجائی و شهید قدوسی چون وضو داشتند، به دفتر کار مخصوص رئیس جمهور رفتند. من نخستین فردی بودم که وارد محل نماز شدم و شاهد یک گفتگوی تاریخی گردیدم و آن اصرار شهید قدوسی به شهید رجائی برای امام جماعت شدند بود. بد نیست بدانید که شهید قدوسی در اقامه نماز جماعت در پشت سر افراد احتیاط خاصی داشتند. شهید رجائی مخالفت می کرد و اظهار می داشت با وجود چند تن از آقایان علما، من چگونه امام جماعت شوم؟ مرحوم قدوسی در پاسخ فرمودند اگر عمامه برای این امر حجت خاصی دارد، من عمامه ام را به شما می دهم و شما سرتان بگذارید! بالاخره به هر صورتی بود چون آقایان دیگر مشغول وضو بودند و باید نماز هم شروع می شد، شهید رجائی رضوان اللّه علیه به اصرار شهید قدوسی به امامت جماعت ایستاد و همه افراد حاضر در جلسه به آن وجود عزیز اقتدا کردند، درحالی که اغلب آنان از خود نخبگان این امت بودند.

ب- اداره امور و اجرای تصمیمات:

۱- شهامت در اتخاذ تصمیم و سرعت در اجراء: یکی از خصوصیات بارز شهید قدوسی این بود که ایشان با توجه به معیارهائی که در موورد مبانی اسلامی و اجتماعی در دست داشتند و با آن دقت های خاصی که غالبا در نوع مسائل اعمال می کردند، بدون آنکه مصالح غیر معقول و یا ناشی از جبن و ترس مانعی برای اخذ تصمیم ایشان باشد، در نهایت هرچه را که تشخیص می دادند باید تحقق پیدا کند، بلافاصله تصمیم می گرفتند و سریعا تصمیم خود را عملی می کردند. آنچه که جلوه خاصی داشت، سرعت در اخذ تصمیم بود، آن هم نه یک تصمیم ابتر، بلکه تصمیمی که به دنباله اش عمل صورت می گرفت. مهم آن بود که ایشان شرعا وظیفه خود را در موردی خاص تشخیص بدهند که دیگر هیچ طرز فکری یارای مقاومت در مقابل تصمیم ایشان را نداشت. البته مواردی که از روی مبانی و منطق بحث می شد، طبیعتا در انصراف تصمیم ایشان موثر بود.

نمونه های بسیاری در این فراز قابل ذکر است که خصوصا در اخراج افراد، عزل و نصب ها، مسئله آشوب طرفداران و اعضاء خلق مسلمان در فروردین ۵۹، دستگیری قطب زاده بعد از مصاحبه کذائی تلویزیونی، دستگیری امیر انتظام و… ده ها مورد دیگر می توان از آنها یاد کرد. به یقین می توان ادعا کرد که اگر در آن شرائط ملتهب، چنین حالتی در فرد حائز مقام دادستانی کل انقلاب وجود نداشت و با نق زدن ها، اشکال تراشی ها و اعمال نفوذها، تصمیمات خود را عوض می کرد، جایی برای خیلی چیزها که حیات انقلاب بدانها وابسته بود، باقی نمی ماند. برخوردهای ایشان خصوصا با عملکردهای دولت موقت و بعد از آن ریاست جمهوری بنی صدر از اهمیت قابل توجهی برخوردار بود، بالاخص در شرایطی که خطاها و لغزش ها و یا خیانت هائی از وابستگان بعضی از دست اندرکاران اتفاق می افتاد که بی محابا و با کمال قاطعیت عمل می کردند. لازم به تذکر است که البته در شرایطی که احساس می کردند مسائل در سطح مملکتی بازتاب دارد یا مصالح دیگری باید مورد نظر قرار گیرد، با حضرت امام(ره) و در اغلب مواقع هم با شهید بهشتی مشورت می کردند.

یادم نمی رود در اوایل سال ۵۹ بود که خبری به ما رسید بدین مضمون که در یکی از پادگان های جنوبی کشور در مراسم صبحگاهی، رسما در بین پرسنل جمعی آن پادگان اطلاعیه های «آرا» وابسته به بختیار پخش شده است. شهید قدوسی پس از کسب اطلاع و یقین از صحت خبر، بدون فوت وقت، تلفنی فرمانده مربوطه را از آن استان احضار کردند و شخصا و با کمال ابهت و عظمت، چندین ساعت در اتاق خصوصی خودشان از او بازجوئی کردند و ظاهرا بسیاری از مسائل حل شدند. این نحوه برخوردها و قاطعیت ها در تصمیم گیری به طور جدی موجب شده بود که کلیه مسئولین باور کنند که نیروی قضائی قدرتمند و با توان و جسارت فوق العاده ای وجود دارد و از آن حساب ببرند و به آن احترام بگذارند. حتی فردی مانند بازرگان نیز به رغم اختلاف مبانی نسبت به امور سیاسی و انقلاب، این احساس احترام را در آن شرائط و در مصاحبه های مطبوعاتی نسبت به ایشان ابراز می کرد.

در مورد افراد وابسته به بنی صدر که با استفاده از او، دست اندازی هائی به نوامیس و عرض مردم داشتند، با کمال قدرت عمل شد. تردیدی نیست که ممکن بود بعضی از موارد، نارسائی ها و نواقصی در کار حاصل شود، اما قابل رفع بود. برای ما آنچه که مهم بود، حاکمیت چنین قدرت و جسارت و روحیه ای بر تشکیلات قضائی انقلاب بود، به طوری که امام مطمئن بودند با وجود چنین عناصری در راس امور انقلاب، جلوی بسیاری از خطرات و تلاش های ضد انقلاب گرفته خواهد شد.

۲- اصرار به رعایت موازین شرعی و هراس نداشتن از امواج و جود موجود: یکی از نکات برجسته ای که شهید قدوسی در اغلب مواقع و به مناسبت های مختلف، چه در برخوردهای خصوصی و چه در مصاحبه ها یا عملکردهای روزانه مراقب آن بودند، اصرار بر رعایت موازین شرعی بود. بارها قریب به این مضامین می فرمودند: «شما برای خدا کار را انجام دهید و موازین را رعایت کنید و در مقابل هم از هیچ کس هراس نداشته باشید، جو جامعه بر مبناها و معیارهایتان تاثیر نگذارد که خدای ناکرده منفعل بشوید و به چیزی خلاف فرمان خدا و شرع قانع شوید.» و به خدا سوگند که خود نمونه و مظهری از این اندیشه بودند.

اساسا کمتر تمجیدها و تکریم ها در نوع تصمیمات ایشان تاثیر می گذاشت و راستی همین روحیه بود که در کوران سخت ترین مسائل، با آرامش کامل به کارهایشان مشغول بودند و باز همین روحیه بود که به کارگزاران منصوب از جانب ایشان در مناطق کشور قدرت فوق العاده ای در اجرای تصمیمات می داد که با انبوهی از مشکلات و نارسائی ها و اشکال تراشی های مصادر امور در آن زمان، توانستند موفق و سربلند کار خود را انجام بدهند.

بارها ما از وجود مبارکشان در درس های اخلاق راجع به آرامش واقعی در درون، سخن ها شنیده بودیم، خصوصا زمانی که آیه مبارکه سوره حج:

وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ یَعْبُدُ اَللّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَیْرٌ اِطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَهٌ اِنْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ…

را قرائت می نمودند، شواهدی را از زندگی امام بزرگوار و استاد خود مرحوم علامه طباطبائی و استاد خود مرحوم آیت اللّه میرزا علی آقا قاضی-رضوان اللّه تعالی علیه -نقل می کردند. تجسم آن درس ها را در هنگام کارهای اجرائی مشاهده می کردیم که اگر دنیا هم با ایشان از در مخالفت برمی خاست، ولی ایشان احساس می کرد که در پیشگاه خدا روسفید است و حجت شرعی برای عمل خود دارد، با تمام قدرت، به آنچه که تشخیص می داد، عمل می کرد. نمونه بارز این آرامش زمانی بود که با نفوذ مستقیم و غیر مستقیم بعضی از عناصر گروهک ها و فکرهای منحرف و فریب خوردن بعضی از ساده اندیشان و افراطیون و جهالت بعضی از دست اندرکاران، جریان هماهنگی، علیه ایشان در بنیاد مستضعان و دادسرای انقلاب اسلامی مرکز به وجود آمد و مطبوعات هم جسورانه و رسواگرانه، آلت دست این دشمنان آگاه و دوستان ناآگاه و فریب خورده شدند و به رغم شرائط حاد مملکتی، خصوصا در اوان مطرح شدن بنی صدر و زمان حاکمیت لیبرال ها و دست اندازی های گروهک ها، دست به نشر مطالبی زدند و با انتخاب تیترهائی که تنها شایسته آلوده ترین چهره های خائن سیاسی بود، به لکه دار کردن شخصیت ایشان پرداختند و با مصاحبه با افراد ناشناخته ای که معلوم نبود از کجا بیکباره پیدایشان شده بود، به تضعیف عالی ترین مقام قضائی انقلاب پرداختند و طیف این جریان به میزانی گسترده شد که حتی نزدیک ترین دوستان ایشان، جرئت دفاع از وجود عزیزش را نداشتند و همگان مهر سکوت بر لب نهادند و تنها وجود نازنین و بصیر و همیشه بیدار این امت یعنی روح این انقلاب و امید دل های پژمرده مستضعفین و مظلومین عالم، امام بزرگوار در مقام دفاع از ایشان برخاستند. شهید بهشتی نیز رسما در مصاحبه های هفتگی خویش از شهید قدوسی حمایت کردند. البته وقتی تب وتاب قضیه قدری خوابید، دیگران نیز با اعزام هیئت ها و بررسی هائی، اظهارات صریح و مشخصی در رابطه با آن واقعه کردند؛ لکن نکته قابل ذکر این است که خدا گواه است در کوران آن همه حملات و جسارت ها و مشکلات، یکسانی حالات ایشان و قاطعیت مشهورشان در برخوردها بهترین سند حقانیتشان بود.

البته نمی خواهم بگویم که هیچ کدام از معترضین حسن نیت نداشتند، لکن باید گفت اگر حرف راستی هم داشتند، با بدترین شیوه به طرح آن پرداختند. راستی این روح چقدر بزرگ و ملکوتی بود که به رغم تمام این اهانت ها و… وقتی از ایشان تقاضا کردم که با نمایندگان معترضین به گفتگوی رویاروی بنشیند، بلافاصله پذیرفتند و در آن جلسه بود که بسیاری از مطالب دیگر نیز روشن شد. البته اکنون در صدد تحلیل آن حرکت نابخردانه نیستم و نیز نمی دانم آن مطبوعاتی ها و قلمزن ها، امروز نیز قلم می زننند یا نه؟آیا به کرده خویش اندیشیده اند یا نه؟به هر تقدیر هشدارشان باد که تا دیر نشده با تجلیل از ایشان و… به اصلاح عمل سوء خویش بپردازند!گرچه برایم روشن است آنچه که موجب ناراحتی ایشان در آن شرایط شده بود، نه آن تحصن ها بود و نه اهانت ها و… بلکه سکوت و همراهی غیر مستقیم بعضی از مسئولان -که ان شاء اللّه از روی جهل به موضوع بوده است -با تعزیه گردانان آن واقعه بود.

نمونه های بسیار دیگری نیز خاطرم را می فشرد که شاید جای توضیح آن نباشد، لکن اشاره آن ضروری است که در تاریخ انقلاب بماند-از قبیل مسئله دفتر خانه سازی برای مستضعفین که با اعمال غیر شرعی خود، جو ناامنی را آفریده بود و با طرح شعارهای چپ گرایانه، سعی در پیشبرد کار خود داشت. شاید هم اعضای آن دفتر واقعا ناآگاه بودند، ولی ایشان با کمال قدرت با محاصره آن دفتر به حیات ناسالم آنجا خاتمه دادند. و یا مسئله میر اشرافی در اصفهان و هزاران تهمت و جسارت و اهانتی که از طرف بعضی از کسانی که بر مسند قضا نیز نشسته بودند، به ایشان زده شد و…

۳- احتیاط بسیار در استفاده از بیت المال و تنفر از تشریفات: شهید قدوسی در این زمینه زبانزد خاص و عام بودند. معروف بود که ایشان در مصرف بیت المال و برای جلوگیری از مصارف غیر ضروی، سخت امساک به خرج می دهد و جانب احتیاط را رعایت می کند. گرچه بعضی ها در این مورد به ایشان اشکال می کردند که این رویه مانع شروع بعضی از اقدامات رفاهی و اصلاحی و موجب بروز مشکلاتی در جریان عادی امور می شود، لکن آنچه که مهم بود رویت این اندیشه و طرز تلقی از بیت المال در یک مسئول مملکتی بود که در مورد حفظ بیت المال مسلمین و استفاده به جا و در حد ضرورت از آن، نقشی به سزا داشت. همین ویژگی همراه با کیاست خاص ایشان، موجب جمع آوری بسیاری از لوازم و ابزار مربوط به بیت المال شده که به دست هر خلف و ناخلفی افتاده بود.

آنچه که برای نگارنده ازاین روح بزرگ و در این مورد به خصوص درس بوده است، اصرار ایشان بر نفی رفاه طلبی و زدودن احساس راحتی شخصی در استفاده از بیت المال بود. ایشان مصر بودند که استفاده کننده بیت المال باید برایش محرز شود آنچه در اختیار اوست، مربوط به ضعفا و مظلومینی است که دستشان از آن کوتاه است و باید در هر دینار آن به این نکته مهم توجه شود و خدای ناکرده غرق در معصی نشود و قبح اسراف در ذهن او از بین نرود.

لکن در جهت مقابل اگر تشخیص می دادند برای حفظ اسلام و مسلمین و یا امور رفاهی زندانیان، خانواده مستضعف محکومین و رسیدگی به وضع مالی کارمندان، مخارجی لازم است، با کمال سعه صدر و متانت، هر مبلغی را که لازم بود، پرداخت می کردند و خود من شاهد موارد بسیاری از این نمونه ها بودم. ایشان اصرار داشتند مبادا من ملاحظه زیاد شدن مبلغ یا مخارج را بکنم، اما خود ایشان سعی می کردند کمترین استفاده را از وسایل و ماشین های بیت المال بنمایند. حتی می فرمودند اگر می شد ماشین شخصی تهیه می کردم که برای استفاده های شخصی کار منزل، فرزندان و خانواده به کار گرفته می شد، بسیار بهتر بود و ظاهرا مدتی هم به فکر تهیه آن بودند.

به هر تقدیر از نکاتی که بارها به مسئولین امر و برادران و شاگردان خویش توصیه می نمودند این بود که: «در بهره گیری و مصرف بیت المال هشیار باشید، زیرا نسبت به ذره های آن باید در پیشگاه خدا حساب پس دهید.»و در همین راستا بود که عمل از تشریفات غیر ضروری سخت اجتناب می نمودند.

ج- دیدگاه ها و عملکردهای قضایی:

۱- دیدگاه های مرحوم قدوسی:

ایشان از نخستین افرادی بودند که بعد از انقلاب مستقیما در بسیاری از مسائل قضایی انقلاب دخالت داشتند و از همان ابتدا با پذیرفتن مسئولیت امور قضائی زندان قصر و بازپرسی از مجرمین رژیم منحوس پهلوی، رسما کار خود را در شکل بخشیدن به نظام قضایی کشور آغاز کردند و بعد از آن هم که از طرف امام امت، مسئولیت ستاد انقالب اسلامی قم به ایشان واگذار شد، همچنان به طور جدی با مسائل قضایی سر و کار داشتند.

تا جائی که خاطرم هست، ظاهرا ابتدا قرار بوده است ایشان از طرف امام به مسئولیت دادستانی کل انقلاب منصوب شوند که نمی پذیرند و با مشورت دوستان و افراد مطلع، فرد دیگری را به عنوان دادستان کل انقلاب به امام معرفی می کنند. زمانی که بنا شد خود ایشان این مسئولتی خطیر را به عهده بگیرند، با آگاهی نسبی درخور توجهی نسبت به وضع دادگاه ها و دادسراهای انقلاب خصوصا اوضاع داخلی دادستانی کل انقلاب، تصدی این امر را پذیرفتند.

با توجه به اینکه نظام قضائی بازمانده از رژیم منحوس پهلوی، خود مظهری خاص از سیطره ظالمانه آن خاندان بود، مردم ستمدیده هرگز نمی توانستند خود را راضی کنند که برای رتق وفتق امورشان به دستگاهی مراجعه کنند که تا دیروز شاهد حق کشی ها و خیانت به عرض و ناموس و جان و مال خود از آن بودند و طبیعی بود که به جائی مراجعه می کردند که فرزند انقلابشان بود و محصول تلاش هایشان؛ بدین خاطر بود که می دیدیم دادگاه های انقلاب عملا ناچار شده بودند که

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *