تعداد بازدید
6 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول شامل 57 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسناد / نامه ای به سفیر کبیر ایران در استانبول :

چکیده

نامه زیر، در ۷ صفر ۱۳۲۳ ق./ ۱۲ آوریل ۱۹۰۵م خطاب به کنسولگری ایران در استانبول ارفع الدوله میرزا رضاخان دانش نوشته و به دست برهان الدین بلخی پسر شیخ سید سلیمان بلخی صاحب کتاب ینابیع الموده کتابت شده است و مشتمل بر زندگینامه مفصّل سید سلیمان بلخی و در عین حال، حاوی اطلاعات فرهنگی و ادبی درباره خانواده بلخی و روابط اعضای خانواده مزبور با اشخاص مهم؛ از این رو نامه زیر، ویژگی یک مدرک تاریخی را هم داراست.۱

کلید واژه: برهان الدین بلخی، شیخ سید سلیمان بلخی، خانواده بلخی، رجال عثمانی.

نامه ای به ارفع الدوله رضاخان دانش

سفیر کبیر سابق ایران در استانبول

ایران حکومتنک سابق استانبول سفیر کبیری ارفع الدوله رضادانش خانه یازلمشدر

مومیٌ الیه الیوم جمعیت اقوام اعضاسندندر (۱۹۲۷ م.)۲

ای دلیل دل گم گشته! خدا را مددی که غریب ار نبرد ره، به دلالت برود

حضرت سید شیخ سلیمان الحسینی البلخی۳ طاب اللّه ثراه و جعل الجنه مثواه پدر بزرگوار این دعاگوی مودّت شعار است. مرحوم مشارٌالیه أَباً عن جَدٍّ، پیرزاده آزاده حکمداران قندوز و بدخشان است و مقتدا و مربّی تمامی قبایل قطغن است. مکتوباتی که در نزد ثناخوان شما موجود و محفوظ است که امروز ترجمان دل بی حاصل ماست و برهان بحث مدّعاست.

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد

حضرت قبله گاهم در تاریخ ۱۲۶۹ هجری با سه منکوحه (سیده سعیده، سیده آی قوزی، سیده بیگم جان) و یک جاریه مستشرفه (دردانه) و شش اولاد (غلام قادر، احمدسعید، محمدبهاءالدین الحق، محمدبرهان الدین قلیج، آی جان، ساجده)، یولده ایکن تولّد ایدنلر۴: (محمدعلی، فاطمه الزهرا) و چندین کنیز و غلام فرمانبردار و به مقدار سیصد نفوس مرید و مریده جانسپار، از توفیقات سبحانی و از جذبات رحمانی، سلطان ابراهیم ابن ادهم وار، ترک دارات و دار و دیار نموده به روز شنبه مسعود «پیش از دو روز تحویل شمس به برج حَمَل» عاقبت محمود، عازم کعبه مقصود شده اند. هجرت آن رهنمای سالکان طریق محبت داستان دلسوز است و جان افروز. مختصر نیست، ولی مطوّل است. چون زلف دلبر از خوف اطنابِ ملالتْ اختصاص و از عدم گنجایش عریضه الاخلاص، از بیان آن بالمره صرف نظر کردم.

بیا و حال اهل درد بشنو به لفظ اندک و معنی بسیار

و در تاریخ ۱۲۷۸ ه . ق. به پایتخت دولتِ ابدْ مدّتِ عثمانی، که شهر شهیر استانبول است، شرفْ وارد شدند و با اراده سنیّه آن مسافر عزیز را مع متعلقات و مریدان، مأمورین تشریفات به احترامات فوق العاده و به اعزاز تمام به مسافرخانه خسروانه بردند و در استراحت ایشان سعی بلیغ نمودند. آن عالی مقام، مادام الایّام که در مسافرخانه همایون شوکت مقرون بودند، از کتبخانه سلاطین عظام عثمانیه کتابهای نفیس را بالواسطه آورده و به استنساخ آنها سه کاتب خوشنویس مقرّر داشتند. پس از اقامت شش سال خیریتْ اشتمال، از سلطنت سنیه رخصتی خواستند که به زیارات کثیرالبرکات حرمین محترمین مشرّف بشوند. حکومت سنیه نیز اذن دادند و به اقامت آن سرخیل قبایل، در مدینه منوّره شایسته منزل و معاش ماهیه و مصارف راهیه و سایره تخصیص نمودند. در آن اثنا بی اذن و رخصت آن یگانه دوران، خانقاه رئیس مجلس مشایخ فیض اللّه را در حین وفاتش دوازده اعضای مجلس و رئیس جدید عثمان صلاح الدین المولوی به آن مسافر عزیز توجیه کردند. چون آنها همه از ارادت کیشان آن شیخ کامل بودند، متعاقب آن خدمت به حضور آن رشادت مآب و سیادت انتساب آمده خبر دادند و آن عالیجناب فرمود من از شما هرگز تکیه نخواسته ام و قبول نمی کنم.

من طالب دوستم، نیم طالب پوست

در جواب گفتند: فرموده حضرت سیادت پناهی راست است، امّا می خواهیم از مهر پرتوبار کمال شما استناره ای بکنیم و از بحر گوهربار عرفان شما استفاضه ای، و حضرت شما در این باب از غایت لطف، ملتمَس ما را قبول نمایید و خاطر این درویشان را خرّم و خرسند بفرمایید.

گدای کوی شماییم و حاجتی داریم روا مدار که محروم از آستان برویم

خلاصه الکلام، در قبول درگاه شیخ مراد البخاری که در جوار ابی ایوب الانصاری رضی عنه الباری واقع است، اصرار و التماس مشتاقانه ایشان از حد گذشت و دل آن مرشد مشفق به رقّت آمد و فرمود کتاب اللّه را بیاورید تا تفأل بکنم. اگر حق اجازتی بدهد، امتثال امر جلیل الشان می کنم و اگر ندهد نیز اتباع فرمان می نمایم. و شما که اهل دیانتید، باید به کلام حضرت ربّ العزت اطاعت بکنید. در جواب گفتند: آری به جان و دل اطاعت می کنیم. در آن مجلس، داعی حاضر بودم. به امر آن بزرگوار، از کتبخانه قرآن را آوردم و به دست مبارکش دادم. در حال بوسید و بگشاد و به فال در سوره یونس در اوّل صحیفه، این آیت بشارتْ مآل برآمد: «لِلَّذینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنی وَ زِیادَهٌ»در آن هنگام مسرتْ سرانجام، حاضرین همه به آواز بلند «سمعنا و اطعنا» گفتند و از حد افزون خوشوقت و ممنون شدند و همه به خاطر خرّم گفتند: ای حضرت شیخ کامل! مراد دل ما الآن حاصل شد. آن عالی همت و خجسته خصلت فرمود: سرنوشت این غریبِ مودّتْ سرشت همین بوده است و در این خیر بزرگی مأمول می کنم. مشتاقان از حضور آن صاحب ارشاد با جمعیت خاطر و دل شاد مرخص شدند.

پس از دو ماه، آن مسافر عزیز از مسافرخانه ملوکانه به خانقاه رفتند و در درون آن کتابخانه کبیر راه یافتند که در آن قریب به دو هزار کتب نادر النسخه موجود بود. در میان آنها صحاح ستّه را پیدا کردند و فرمود: سالهاست من مشتاق همین کتب بودم. در ایّامی که در مسافرخانه اقامت داشتم، شنیدم که کتب صحاح ستّه در تکیه رئیس مجلس مشایخ حافظ فیض اللّه افندی هست که وی همین خانقاه است که من نشسته ام. خواستم او را بنویسم، به جهت آن شیخ ابراهیم مغربی را فرستادم که کتب سته مذکوره را بیاورد. شیخ مومیٌ الیه رفت و با دست خالی آمد و گفت: رئیس می گوید به این اسامی ما کتب نداریم، مرا در این باب معذور دارند.

آن قدوه العرفاء فرمود: من می دانم حکمت این ماجرای معروضه چیست. حکمتش آن است که من طالب حق و حقیقت بودم و سالک شاهراه مودّت و من می خواستم غوّاص وار از ابحار ستّه، جواهر اسرار را استخراج بکنم. رئیس مومیٌ الیه به خیال خامی مرا از آن شغل گرامی منع کرد و در میان طالب و مطلوب، حجاب و حائل شد. خطایی کرد و بخیلی نمود. غیرت اللّه هرچه او داشت، از دستش گرفت و به من داد که من می خواستم خدا عمر و فراغتی مرا بخشد، من خدمتی بکنم به آل گزین حضرت سید المرسلین علیهم السّلام. به مقتضای این دو آیت جلیله «قُلْ لاأَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرا إِلاّالْمَوَدَهَ فِی الْقُربی»و«و إِنّما یُریدُاللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا» الحمدللّه ثم الحمدللّه هرچه از یزدان کارساز می خواستم، همه را بخشید و تیر مناجاتم به هدف اجابت رسید که اکنون به عون باری، اسباب جمله مهیاست که اینک لجام توسن عرصه کارزار در دست من است. ان شاءاللّه پس از این من در این باب نفسی ضایع نمی کنم و آنی منقضی نمی گردانم، الاّ که در این میدان محبت بر وفق مراد، مردانه جولان خواهم کرد تا آوازه آن ابدالدهر بماند و وسیله رحمت شود و واسطه مغفرت. هزار افسوس که مناقب پاک خاندان رسالت صلوات اللّه و سلامه علیهم که امروز گنجینه وار مدفون است و پنهان است از عیون اهل سنّت و جماعت. هرچند که موجود است در صحاح، ولی آن شش کتاب چون کیمیا نایاب است. چون به صحّت آنها علمای اهل سنّت همه متفق اند، من می خواهم از آن کتب ستّه آن کنز مخفی را به دست بیاورم و حرز جان بکنم و در سویدای دل نگاهدارم و در قالب تألیف خود بنهم تا حکمش روان باشد، مانند حکم روان در ابدان انسان. پس از آن تصنیف مودّتْ اساس، خود را به لباس کتاب احسن و یا به هیئت آفتاب روشن در پیش انظار عموم ناس بگذارم که وی تا قیام الساعه رهنمای امت باشد و دوای درد جهالت و سرمایه سعادت کونین گردد و سبب دولت دارین.

متعاقب این بیان، آن وحید دوران با سوز دل و جان و آه جگرسوز، قطراتِ مَطَراتِ سرشک دیده گریان را برخاک فشاند و این پنج بیت نعت مانند گنج را بخواندند:

به دوستیِ نبیّ و ولی، اساس نهاد جهان و هرچه درو هست خالق جبّار
نوشته بر در فردوس کاتبان قضا نبی رسول و ولی عهد حیدر کرّار
که نیست دین هدی را به قول پاک رسول امام غیر علی بعد احمد مختار
ز بعد او حسن است و حسین حجّت او مجوی جهل برین کار مردم دیندار
سپاس و منّت… خدای را که نمود رهِ نجات و شدم از حیات برخوردار

الحاصل، از کتب ستّه مذکوره، چهار کتاب معتبر تألیف کردند. اتمام آنها به ده سال میسّر شد. ینابیع الموده از آن چهار است، به همت ملک التّجار جناب میرزا مهدی آقای بوشهری سلّمه اللّه و نالَ ما یتمناه به زیور طبع آراسته شد۵. کتاب مستطابی، آن سلیمان زمان دارد که ارباب دل و دانش به آن مشتاق و مفتون است:

فرید عصر بود آن یکّه تاز عرصه عرفان که وصف پاک او از اقتدار خامه بیرون است
چو او غوّاص دریای محبّت کرد استشهاد تو گویی نظم قیمت دار حافظ، دُرّ مکنون است

حضرت شیخ مرحوم، که الحق در سایه فقر محمدی و اجلال سرمدی، حامل بار امانت بود و صاحب کرامت، محبوب القلوب خواص بود و مرشد محبّان مودّتْ اختصاص. بارگاه سیادتش مرجع افاضل بود و خانقاه رشادتش ملجأ اکابر. مرحوم شیخ سیدجمال الدین ال

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *