تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اصول پرورش فضائل اخلاقی در فرزندان برمبنای سیره تربیتی حضرت زهرا علیهاالسلام :

بیان مسئله

موضوع تربیت انسان از آغازین روزهای حیات بشر اهمیت داشته است؛ زیرا در مقایسه با دیگر مخلوقات الهی، انسان بیشترین نیاز را به تربیت و خودسازی دارد و بیشترین تربیت و رشد و کمال را می پذیرد (مطهری، ۱۳۸۷، ج۷: ص۱۳). مکاتب و گروه های گوناگون بنا بر شناختی که از انسان به دست آوردند، به طراحی شیوه های تربیتی همت گماشتند. این شیوه ها غالباً از تجربیات خود طراحان برآمده و به همین دلیل انسان از مسیر تربیت حقیقی که ضامن کمال و سعادت اوست، فاصله گرفته است؛ به عبارت دیگر، گستره شناخت حسی و تجربی به پدیده های مادی و طبیعی محدود است؛ ازاین رو، نمی توان تنها به شناختی که بر دستاوردهای علوم تجربی استوار است، اعتماد و اکتفا کرد (مصباح یزدی، ۱۳۸۴: ص۳۷). عقل نیز محدودیت هایی دارد و از کشف آنچه در حیطه فهم او نیست، عاجز است. بنابراین، بدون یاری گرفتن از وحی نمی توانیم به طرحی دقیق در تربیت انسان دست یابیم (حسینی خامنه ای، ۱۳۹۲: ص۳۱۷). البته این بیان به معنی رد کامل روش های معرفتی عقلانی و تجربی نیست، بلکه بیانگر عدم کفایت این دو روش در ادراک همه حقایق هستی است؛ ازاین رو، بهره گیری از هر سه منبع معرفتی (یعنی وحی، عقل و تجربه) ضروری است تا با جمع و ترکیب آن ها معرفتی قابل اعتماد به دست آوریم و نوعی تعاضد در منابع معرفتی ایجاد کنیم (نک: عالم زاده نوری، ۱۳۹۲ ص۳۱۵).

در این پژوهش، برای آنکه در امر تربیت از این سه منبع معرفتی بهره بگیریم، به واکاوی سیره حضرت زهرا پرداخته ایم؛ زیرا حضرت زهرا(ع) ازیک سو، مظهر جمیع اسماء و صفات الهی (مصباح یزدی، ۱۳۸۷: ص۲۷) و برترین نمونه کمال در عرصه های مختلف تعلیم وتربیت، سیاست، درایت، شجاعت و… است و ازسوی دیگر، به منبع وحی و معرفت الهی متصل است؛ چنانکه علامه مجلسی در تفسیر حدیث امام باقر علیه السلام که فرمود: «فطمها الله بالعلم»، می گوید:

«یعنی به سبب کثرت علم، از جهل بریده شد و به قدری علم دارد که جهالت هرگز در آن راه ندارد و از آغاز آفرینش از علوم ربانی برخوردار شده است» (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۴۳: ص۱۴).

در استنباط اصول پرورش فضائل اخلاقی از سیره حضرت زهرا(ع)، از روش توصیفی تحلیلی بهره گرفته ایم و برای تبیین، توجیه یا تأیید دستورالعمل های مستخرج گاهی به یافته های علوم تجربی و آرا و اندیشه های فلاسفه مسلمان استناد کرده ایم.

پژوهش های زیادی درباره موضوع تربیت در سیره اهل بیت علیهم السلام انجام شده است؛ از جمله: احمد قلی زاده (۱۳۹۷) در پژوهشی با عنوان «بررسی سیره حضرات معصومین علیهم السلام در جذب و تربیت شاگردان»، به مبانی تعلیم وتربیت و جایگاه آن در سیره اهل بیت علیهم السلام اشاره کرده و در فصلی نیز به خطبه ها و سخنان معصومان پرداخته است. فاطمه صحرایی پاریزی (۱۳۹۶) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود، با عنوان «بررسی نقش والدین در تربیت عاطفی کودک با بهره گیری از سیره امام رضا علیه السلام»، ابتدا تربیت را از نظر اندیشمندان غربی و مسلمان به تفصیل بررسی کرده و در فصل چهارم، برای تحلیل یافته ها به سیره امام رضا علیه السلام مراجعه کرده است. حسین مولودی (۱۳۸۹) در پژوهشی با عنوان «سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السلام در تربیت اعتقادی»، ابتدا به مبانی و اصول تربیت اعتقادی پرداخته و شش اصل را (از جمله تطور وسع فکری مخاطب، هدایت از جانب خدا، ارتباط تربیت اخلاقی و اعتقادی با اختیار انسان در انتخاب عقیده) تبیین کرده و در ادامه، با تقسیم روش های تربیتی به عام و خاص، مؤلفه های هریک را ارائه کرده است. بررسی این پژوهش ها نشان می دهد تاکنون پژوهش متمرکزی درباره سیره تربیتی معصومان، مخصوصاً حضرت زهرا(ع)، انجام نگرفته و صرفاً به ارائه گزارش اکتفا شده است. بعضی از پژوهش ها نیز از حیطه سیره تربیتی فراتر رفته و سیره اجتماعی و سیاسی اهل بیت علیهم السلام را بررسی کرده اند. این پژوهش بر آن است تا با رفع این کاستی ها، راهنمای مربیان و والدین در تربیت و پرورش فضائل اخلاقی کودکان باشد.

مفاهیم پژوهش

۱- اخلاق

اخلاق، جمع «خلق»، به معنی سرشت باطنی و ناپیدای انسان است و سرشت و سیرت نیز نامیده می شود؛ چنان که «خَلق» بر صورت ظاهری و دیدنی انسان دلالت دارد (زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۲۵: ص۲۵۷). اخلاق، در اصطلاح، تعاریف مختلفی دارد؛ از دیدگاه آیت الله جوادی آملی، اخلاق یعنی «ملکات نفسانی و هیئات روحی که باعث می شود کارهای زشت یا زیبا، به آسانی از نفس متخلق به اخلاق خاص نشأت گیرد» (جوادی آملی، ۱۳۷۴: ص۷۷). بعضی از پژوهشگران معاصر که به دنبال تعریف جامع تری برای اخلاق بوده اند، تعریف زیر را برای حیث اخلاقی- یعنی ملاک تمایز حوزه اخلاق از غیر آن- ارائه کرده اند: «تأثیر پایدار فزاینده/ کاهنده ای که صفات و افعال اختیاری بر/ از کمال انسان دارند و زمینه نوعی از ارزش گذاری را مهیا می کنند، به طوری که پیامدهایی از قبیل کاهش بنیادین رنج و حل مؤثر اختلاف منافع از کارکردهای انحصاری سویه مثبت آن به شمار می رود» (علیزاده،۱۳۹۰: ص۹۹). آیت الله مصباح معتقد است: «موضوع علم اخلاق اعم از ملکات نفسانی که فلاسفه اخلاق تاکنون بر آن تأکید داشته اند، بوده و شامل همه کارهای اختیاری انسان می شود که ارزشی است؛ یعنی متصف به خوب و بد بوده و می تواند برای نفس کمالی را فراهم آورد یا موجب رذیلت و نقصی در نفس شود» (مصباح یزدی، ۱۳۹۱، ج۱: ص۲۱۴). در این پژوهش مراد از اخلاق دیدگاه اخیر است؛ بدین معنی که مراد از فضائل اخلاقی ملکات نفسانی، آداب اجتماعی و اعمال جوارحی و جوانحی است که در کمال نهایی انسان نقش دارند.

۲- تربیت

واژه «تربیت» در زبان فارسی به معنی «پروردن یا پرورانیدن، آداب و اخلاق را به کسی آموختن و آموختن کودک تا هنگام بالغ شدن» آمده است (معین، ۱۳۸۲، ج۱: ص۱۰۶۳). تربیت، در اصطلاح، یعنی فعالیتی هدفمند و دوسویه میان مربی و متربی برای کمک به متربی در تحقق بخشیدن به قابلیت های وی و پرورش شخصیت او در جنبه های گوناگون فردی، اجتماعی، جسمی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی و… (بهشتی، ۱۳۸۷: ص۳۵).

۳- سیره

واژه شناسان معانی متعددی برای کلمه «سیره» بیان کرده اند، مانند روش، طریق، سنت (فیومی،۲۰۰۱م، ج۱: ص۳۶۱). شماری نیز سیره را مثل «فطره» بر وزن «فعله» گرفته اند که بر نوع و سبک رفتار دلالت می کند (طریحی، ۱۳۶۲، ج۳: ص۳۴۰). سیره، در اصطلاح، نیز در معانی متفاوتی به کار رفته و تعریف واحد و مورد وفاقی برای آن ارائه نشده است. علامه طباطبایی آن را به معنی طریقه و حالت دانسته که برگرفته از مفهوم لغوی آن است (طباطبایی، ۱۳۷۴، ج۱۴: ص۱۹۹). علامه مرتضی مطهری، به دلیل هم وزن بودن سیره با «فِعلَه»، سیره را نوع و سبک خاص رفتار دانسته و معتقد است رفتاری که دارای روش و سبک ویژه باشد، مصداق سیره است (مطهری، ۱۳۸۴: ص۴۷). بعضی نیز مراد از سیره را مطلق قول و فعل معصومان می دانند (حسینی زاده،۱۳۹۱: ص۱۰). در این تلقی، گفتار به دلیل اینکه جزء رفتار آدمی است، ازنظر چگونگی صدور از گوینده می تواند سیره محسوب شود. در این پژوهش مراد از سیره، دیدگاه اخیر یعنی مطلق قول و فعل حضرت زهرا(ع) است.

۴- اصول

واژه «اصل» در بیشتر شاخه های علمی به کارمی رود. مراد از اصول تربیت، گزاره های تجویزی یا دستورالعمل های تربیتی است که ازیک سو، با مبانی و ازسوی دیگر، با فعالیت های تربیت رابطه دارند و راهنمای عملیات تربیت هستند (مصباح و دیگران، ۱۳۹۱: ص۲۹۱). اصول تربیتی به مربیان ارائه می شود تا مربیان به وسیله آن اهداف تربیت را محقق کنند (همان: ص۲۹۷). ازنظر ماهیت و کارکرد «اصول» و «روش ها»ی تربیت از یک سنخ، یعنی جزء دستورالعمل ها، هستند و تنها ازنظر کلی و جزیی متفاوتند؛ به گونه ای که اصول کلی تر از روش ها است (باقری، ۱۳۸۹: ص۸۸). از هر اصل تربیتی می توان چند روش تربیتی استخراج کرد. خود اصول نیز ازنظر کلیت برابر نیستند، بلکه ممکن است از یک اصل تربیتی چند اصل جزیی تر استخراج شود (مصباح و دیگران، ۱۳۹۱: ص۲۹۳). بنابراین هر دستورالعمل تربیتی که از منبع معرفتی استنباط شده است، اگر ناظر به اهداف تربیتی باشد و قابلیت استخراج روش یا راهکار تربیتی را داشته باشد، اصل نامیده می شود؛ بدین دلیل، اصول تربیت در بیان محققان تربیت تنوع و گوناگونی زیادی دارد و به چند اصل خاص منحصر نمی شود.

طبقه بندی اصول و شیوه استنتاج آن ها

گرچه اصول، گزاره هایی کلی هستند، می توان آن ها را از جنبه های مختلف طبقه بندی کرد؛ مثلاً ازنظر کلیت و جزییت (نک: همان، ۱۳۹۱: ص۲۹۷). در این پژوهش، اصول پرورش فضائل اخلاقی را که از سیره حضرت زهرا(ع) استنباط شده است، از حیث متعلق آن ها یعنی نسبت آن ها با یکی از ارکان تربیت (مربی، متربی، محتوا و ابزار) چنین طبقه بندی کرده ایم: اصول ناظر به والدین (مربی)؛ اصول ناظر به فرزندان (متربی) و اصول ناظر به عمل تربیتی (محتوا و ابزار). ممکن است در این دسته بندی همپوشی وجود داشته باشد، اما جهت غالب و اصالت تعلق در قراردادن هر اصل ذیل یکی از ارکان تربیت مد نظر است.

کشف اصول استنادشده نیز به چند شیوه بوده است: گاهی یک اصل مستقیماً با وصف قول و فعل حضرت استنباط شده است، به گونه ای که می توان چند روش یا راهکار را از آن استخراج کرد (شیوه مستقیم)؛ گاهی در سیره آن حضرت رفتارها یا توصیه هایی وجود دارد که با نگاه تحلیلی و القای خصوصیت از مصداق و مورد می توان گزاره ای کلی (اصل) را از آن استخراج کرد، به طوری که آن اصل ناظر به روش های مختلف ازجمله مصداق بیان شده از سیره حضرت زهرا(ع) است (شیوه غیرمستقیم)؛ حضرت زهرا(ع)(ع)نمونه یک انسان کامل، پرورش دهنده و مربی انسان های کاملی مانند حسنین علیهما السلام و مصداقی از این آیه مبارکه است: (وَمَاینْطِقُ عَنِ الْهَوَی)؛ و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی گوید» (نجم:۳). رفتار و گفتار حضرت زهرا یقیناً نقش مثبتی در مسیر رشد وکمال معنوی خود ایشان و دیگران داشته است و از تمام افعال و اقوال او می توان به منزله الگو و اسوه در مسیر تربیت بهره گرفت. بنابراین راه دیگر برای استنباط اصول تربیتی، ضمیمه کردن رفتار یا قول آن حضرت با یک مقدمه مطویه (چنانکه بیان شد) است. این روش مخصوصاً در اصول ناظر به مربی اهمیت دارد.

۱. اصول ناظر به والدین

از منطق تربیتی حضرت زهرا(ع)گزاره های کلی استنباط می شود که بالاصاله ناظر به والدین است. این گزاره ها بر نقش والدین در فرایند تربیت تأکید دارند؛ یعنی والدین ازآن رو که در امر تربیت دخیل هستند، اقتضائاتی دارند که باید در فرایند تربیت لحاظ شود.

۱-۱. اعتصام و استعانت

بعضی از مربیان، در زمانی اندک، انسان های بزرگی را تربیت کرده اند. اینان، همان مربیان بااخلاص بوده اند (جعفری،۱۳۹۰: ص۱۳۷). مربی زمانی می تواند دیگران را به خدا پیوند دهد که خود با خدا پیوند داشته باشد. به علاوه، بدان دلیل که غایت پرورش فضائل در مسیر تربیت، توحید و قرب الهی است (باقری، ۱۳۸۹: ص۸۱)، مربی باید همواره از خدا استمداد کند تا بتواند آنچه موجب رضایت اوست، محقق کند و بر مشکلات این راه غلبه کند. درواقع، «از آنجا که تعلیم وتربیت کار خداست، شایستگی حیازت مقام نمایندگی خدا را باید از او بخواهیم» (جعفری، ۱۳۹۰: ص۱۴۸). خداوند دراین باره فرمود: (فَادْعُوا اللّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوکرِهَ الکافِرُونَ)؛ خداوند یگانه را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید، هرچند کافران ناخشنود باشند»(غافر:۱۴).

در سیره تربیتی زهرا(ع) استعانت از خدا نمود ویژه ای دارد؛ به گونه ای که در وصف عبادتش گفته اند: «در تمام دنیا عابدتر از فاطمه یافت نمی شود. او به حدی برای عبادت برپا می ایستاد که پاهایش ورم می کرد» (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۴۳: ص۷۵). اعتصام به خدا چنان نمودی در زندگی حضرت دارد که در شیرین ترین لحظات زندگی، یعنی شب اول زندگی مشترک، از علی علیه السلام می خواهد که آن شب را به نماز برخیزند و به عبادت مشغول شوند، چنانکه وقتی فردای آن روز پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از علی علیه السلام پرسید: «همسرت را چگونه یافتی؟» حضرت فرمود: «نِعْمَ الْعَونُ عَلی طَاعَهِ اللَّه؛ بهترین یاور برای اطاعت و عبودیت خداوند» (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶ق، ج۳:ص۳۵۶؛ مجلسی، ۱۴۰۴ ق،ج۴۲: ص۱۱۷). استعانت از خدا در سیره حضرت، جلوه های قرآنی نیز داشته است؛ برای مثال، در مقام تربیت الهی، راه پرهیز از گمراهی ها را استمداد از قرآن می دانست و می فرمود: «کتَابُ اللَّهِ بَینَ أَظْهُرِکمْ، أُمُورُهُ ظَاهِرَهٌ وَ أَحْکامُهُ زَاهِرَهٌ وَ أَعْلَامُهُ بَاهِرَهٌ وَ زَوَاجِرُهُ لَائِحَهٌ وَ أَوَامِرُهُ وَاضِحَهٌ؛ کتاب خدا در میان شماست، همه چیزش پرنور، نشانه هایش درخشنده، نواهی اش آشکار و اوامرش واضح است» (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۲۹: ص۲۲۵؛ بحرانی، ۱۳۸۲، ج۱۱: ص۶۶۸). زهراء(ع) شبانه روز با قرآن انس داشت، به تلاوت آن عشق می ورزید و فرزندانش را به تلاوت قرآن سفارش می کرد: «از دنیای شما سه چیز را دوست دارم: تلاوت کتاب خدا… نگاه کردن به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا را» (قیومی، ۱۳۸۹: ص۲۷۶). آن حضرت بر تلاوت سوره های واقعه، الرحمن و حدید تأکید می کرد و می فرمود: «قرائت کننده سوره های حدید و الرحمن و واقعه در آسمان ها، ساکن فردوس خوانده می شود» (همان: ص۱۷۸).

۱-۲.ثبات عاطفی

گاهی ممکن است عواطف والدین با ارزش های تربیتی تعارض پیدا کند؛ بدین معنا که اِعمال این عواطف فرزند را از کسب فضیلت های اخلاقی بازمی دارد. این نوع عاطفه ورزی به دلیل تعارض با هدف اصیل تربیت، جنبه ضدارزش پیدا می کند. بنابراین، ثبات و پایداری عاطفی والدین به مثابه یک اصل تربیتی مطرح است. در قرآن نیز عاطفه ورزی در اعمال حدود الهی مذمت شده است. خداوند درباره اجرای حدّ بر مرد یا زن زناکار می فرماید: (وَلا تَأْخُذْکمْ بهِما رَأْفهٌ فی دینِ اللّهِ اِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیوْمِ الاخِرِ)؛ و هرگز درباره آنان در دین خدا رأفت و ترحّم روا مدارید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید» (نور:۲). در سوره حج نیز بی ثباتی عاطفی نکوهش شده است: (وَمِنَ النَّاسِ مَنیعْبُدُ اللَّهَ عَلَی حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَیرٌ اطْمَأَنَّ بهِ وَإِن أَصَابَتْهُ فِتْنَهٌ انقَلَبَ عَلَی وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْیا وَالْآخِرَهَ ذلِک هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ) ؛ بعضی از مردم خدا را تنها با زبان می پرستند؛ همین که (دنیا به آن‎ها رو کند و نفع و) خیری به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا می کنند. اما اگر مصیبتی برای امتحان به آن ها برسد، دگرگون می شوند (و به کفر رومی آورند. به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده اند و هم آخرت را. و این همان خسران و زیان آشکار است» (حج: ۱۱). حضرت صدیقه طاهره(ع)همیشه در امر تربیت فرزندانشان پایداری عاطفی نشان می-دادند و مصالح معنوی فرزندانشان را بر عواطف خود مقدم می-داشتند. در سیره آن حضرت آمده است، وقتی خبر شهادت امام حسین علیه السلام در کربلا و چگونگی آن واقعه را از پیامبر شنید، بسیار گریست، اما بدان دلیل که این شهادت یک سعادت و فوز عظیم در مسیر تربیت فرزندشان بود، این مصیبت بزرگ را پذیرفت و عرض کرد: «پدرجان، در برابر خواسته خداوند تسلیم و راضی ام و به خدا توکل می کنم» (ابن شهرآشوب، ۱۳۷۶، ج۳: ص۳۸۴).

۱-۳. دانش و تخصص

بسیاری از مربیان در فراگیری معارف تربیتی نقص بینشی داشته اند. این افراد تنها نیم رخی از حقیقت انسان را یافته اند و انسان را در همان نیم رخ میخ کوب کرده اند (جعفری،۱۳۹۰: ص۱۴۰). تربیت دهی فرع تربیت شناسی و تعلیم فرع تعلم است؛ پس والدین ابتدا باید دانش و تخصص لازم را برای تربیت و پرورش فضائل داشته باشند، اهداف و مقاصد خلقت انسان و هستی را دریافته باشند، غایت تربیت را درک کرده باشند و درباره استعدادهای متربی شناخت کافی داشته باشند تا بتوانند به امر تعلیم بپردازند. دانش و تخصص به مثابه اصل تربیتی برای مربی ضرورت دارد؛ چراکه در فرایند تربیت، مرحله تعلیم و آموزش معارف اخلاقی بخش مهمی از این فرایند را شکل می دهد. به اعتقاد شهید مطهری، دلیل اینکه بسیاری از افراد حتی تحصیل کرده ها معارف دینی را انکار می کنند و از آن ها روی گردانند، این است که مفاهیم مذهبی و دینی به درستی به آن ها تعلیم نشده است (مطهری، ۱۳۸۹«الف»: ص۵۶). به همین دلیل است که حضرت زهرا(ع) به مسئله علم آموزی بسیار اهمیت می داد و آموزنده علم را دارای اجر بسیار می دانست و خود نیز در این راه از مقام علمی ممتازی بهره مند بود. اگر حضرت زهرا توانست شخصیت هایی مانند حسنین علیهما السلام تربیت کند، به یقین یکی از دلایل آن، بهره مندی او از علم و معرفت بود. همچنین، حضرت برای تربیت دیگران نیز با صبر و حوصله به سؤالات فقهی آنان پاسخ می داد تا مسیر تربیت الهی آن ها هموار شود. یکی از زنان مدینه خدمت حضرت زهراء(ع) رسید و گفت: «مادر پیری دارم که درباره نماز، سؤالات فراوانی دارد و مرا فرستاده است تا آن مسائل شرعی را از شما بپرسم». حضرت زهرا (ع) فرمود: «بپرس». آن زن، مسائل بسیاری را مطرح کرد و برای هریک از آن ها پاسخ شنید. در ادامه گفت وشنود، آن زن از کثرت پرسش ها خجالت کشید و گفت: «ای دختر رسول خدا، از اینکه فراوان خدمت می رسم و با سؤالات زیاد شما را به زحمت می اندازم، معذرت می خواهم». فاطمه(ع) فرمود: «باز هم بیا و هر چه سؤال برایت پیش می آید، بپرس. آیا اگر کسی اجیر شود که بار سنگینی را به بالای بام ببرد و به پاداش آن ده هزار دینار طلا مزد بگیرد، چنین کاری برای او دشوار خواهد بود؟» گفت: «خیر». حضرت ادامه داد: «من در ازای هر مسئله ای که پاسخ می دهم، بیش از فاصله بین زمین و عرش، جواهر و لؤلؤ پاداش می گیرم؛ پس سزاوار است که بر من سنگین نیاید» (محدث نوری، ۱۴۰۸ق، ج۱۷: ص۳۱۸).

۱-۴. نقش بی بدیل مادر

امور بسیاری در رشد و پرورش فضائل اخلاقی فرزندان نقش دارند. این امور تفاوت هایی از حیث نوع تأثیر- مقتضی و مانع – و شدت تأثیرگذاری، با یکدیگر دارند (مصباح و دیگران، ۱۳۹۱: ص۳۷۷). بعضی از این امور را می توان اصل تربیتی به شمار آورد؛ به گونه ای که حذف آن ها از فرایند تربیت، تحقق بخشی از اهداف و نیز اعمال بعضی از روش-های تربیتی را با مشکل مواجه می کند. در سیره تربیتی حضرت فاطمه(ع) نکته ظریفی در این باره وجود دارد؛ حضرت، وجود مادری مهربان را برای تربیت فرزندانش (بعد از شهادت خود) ضروری می دانست، به گونه ای که پیش از شهادت، به حضرت امیر علیه السلام درباره تربیت فرزندانش چنین وصیت فرمود:

«علی جان، درباره فرزندانم به تو سفارش مهربانی و خوش رفتاری می -نمایم و سفارش می کنم که پس از من با دختر خواهرم، امامه، ازداوج کنی؛ زیرا او همانند من به فرزندانم دلسوز و مهربان است» (حرعاملی، ۱۴۱۴ق، ج۱: ص۳۲۱؛ محدث نوری، ۱۴۰۸ق، ج۲: ص۳۶۰).

این سفارش می تواند مؤید این نکته باشد که نقش مادر در پرورش فضائل اخلاقی کودکان اصالت دارد و افراد دیگر مانند پدر، مربی، معلم، دوست و… نمی توانند این نقش را ایفا کنند. در سیره تربیتی آن حضرت درباره تربیت امام حسین علیه السلام چنین آمده است: «سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا (ع) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش، حسین، گریه می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام کنم؟ فرمود: من به آرام کردن فرزندم اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید» (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج۴۳: ص۲۵۷). پژوهش های علوم تجربی نیز مؤید چنین دیدگاهی است؛ تحقیقات روان شناسان نشان می دهد نقش مادر در این تأثیرگذاری بی بدیل است؛ به طوری که حذف مادر از فرایند تربیت صدمات روحی جبران ناپذیری به کودکان وارد می کند. مطالعات روان شناسان دربار ناراحتی ها و اختلالات عاطفی کودک نشان می دهد دلیل بیشتر این اختلالات محرومیت از مادر است. کندی در سخن گفتن، کاهش بهره هوشی،کاهش میزان جنب وجوش، پرخاشگری، اختلال حواس، ضعف استعداد تفکر انتزاعی و… را می توان از آثار محرومیت از مادر به شمار آورد (شعاری نژاد، ۱۳۶۸: ص۷۲)؛ ازاین رو، مادر در امر تربیت، عاملی بی جانشین است و با توجه به اینکه بخش مهمی از اهداف تربیتی را محقق می کند، یکی از اصول تربیتی شمرده می شود. افزون براین، شماری از روش ها و حتی اصول تربیتی با نظر به این اصل فراهم می آیند و گاهی نیز نقش مادر حاکم بر آن هاست؛ برای نمونه هنگامی که موضوع مربیان جایگزین (مانند مربی مهد کودک، خدمتکار، دایه، معلم یا پدر) مطرح می شود، هیچ یک از این جایگزین ها نمی تواند با نقش مادر برابری کند.

۲. اصول ناظر به فرزندان

در این بخش به اصول مستنبط از سیره تربیتی حضرت زهرا(ع) اشاره می شود که دلالت های آن ها بالاصاله به شخص متربی و گوناگونی متربیان معطوف است؛ هرچند بالعرض در مقام عمل تربیتی هم باید بدان ها توجه شود. در این بررسی یک اصل استنتاج شد. برای استنباط اصول دیگر به تحقیق بیشتری در این زمینه نیاز است.

۲-۱. ظرفیت شناسی

پرورش فضائل را باید با توجه به ظرفیت ها و توانمندی های جسمی و روحی کودک انجام داد. رعایت ظرفیت و توان کودک، به طور عمده، دو مصداق دارد: «یکی در مواردی که مربی وظیفه ای را از متربی طلب می کند(اقدامات تربیتی الزام آور)؛ و دیگری در جایی که مربی تکلیفی از متربی نمی خواهد، بلکه صرفا به اقداماتی برای تربیت متربی، از قبیل آمادگی یا عادت یابی وی دست می زند(اقدامات غیر تکلیف آور)، (اعرافی، ۱۳۹۴: ص: ۶۲). حضرت زهرا(ع) در تربیت حسنین(ع) به این نکته توجه داشت و تربیت را بر ظرفیت های فرزندان خود استوار می کرد. هنگامی که مسلمانان به دلیل کمبود آب در مضیقه بودند، حضرت زهرا(ع) حسنین(ع) را نزد پیامبر(ص) آورد و عرض کرد:

«یا رسول الله فرزندان من خردسالند و تحمل تشنگی را ندارند». پیامبر(ص) که نگرانی دخترش را به جا دید، زبان مبارکش را در دهان حسنین(ع) قرار داد و با تر کردن دهان آن ها، حضرت زهرا(ع) را از نگرانی درآورد و دو طفل کوچکش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *