تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه شامل 48 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام حسین (ع) و علل خروج ایشان از مدینه به سوی مکه :

مروان بن حکم که در آن روزها، در مدینه به سر می برد، و حاکم معزول مدینه از طرف معاویه بود، با ولید بن عتبه به شور نشست.

و پیشنهاد داد که امام حسین(ع) را به دارالاماره فراخوانَد و با اینکه می دانست، امام حسین(ع) اهل بیعت دادن با یزید نیست، پیشنهاد داد، بدون معطلی امام(ع) را از بین ببرد.

شیخ مفید می نویسد:

فَأَنْفَذَ اَلْوَلِیدُ إِلَی اَلْحُسَینِ(ع) فِی اَللَّیلِ فَاسْتَدْعَاهُ فَعَرَفَ اَلْحُسَینُ(ع) اَلَّذِی أَرَادَ فَدَعَا جَمَاعَهً مِنْ مَوَالِیهِ وَ أَمَرَهُمْ بِحَمْلِ اَلسِّلاَحِ

پس ولید شبانه کسی را به نزد امام حسین(ع) فرستاد و حضور او را خواست.

امام حسین(ع) جریان را دانست و گروهی از نزدیکان خود را خواست و به آنان دستور داد سلاحهای خویش را بردارند.

امام حسین(ع) به یاران خود فرمود:

إِنَّ اَلْوَلِیدَ قَدِ اِسْتَدْعَانِی فِی هَذَا اَلْوَقْتِ وَ لَسْتُ آمَنُ أَنْ یکلِّفَنِی فِیهِ أَمْراً لاَ أُجِیبُهُ إِلَیهِ وَ هُوَ غَیرُ مَأْمُونٍ فَکونُوا مَعِی فَإِذَا دَخَلْتُ إِلَیهِ فَاجْلِسُوا عَلَی اَلْبَابِ فَإِنْ سَمِعْتُمْ صَوْتِی قَدْ عَلاَ فَادْخُلُوا عَلَیهِ لِتَمْنَعُوهُ مِنِّی

همانا ولید در چنین شبی مرا خواسته، و من آسوده خاطر نیستم مرا مجبور به کاری کنند که من نتوانم آن را بپذیرم، و از ولید نیز ایمن نمی توان بود، پس شما همراه من باشید.

وقتی من بر او وار شدم، شما پشت درب دارالعماره منتظر بمانید، و اگر صدای مرا شنیدید که بلند شد داخل شوید تا از من دفاع کنید.

به این ترتیب؛ امام حسین(ع) وارد دارالعماره مدینه شد.

در این هنگام ولید خبر مرگ معاویه را به امام حسین(ع) داد و سپس نامه یزید را برای او قرائت کرد، که در آن از ولید خواسته شده بود از حسین بن علی(ع) برایش بیعت بگیرد.

امام حسین(ع) به ولید فرمود:

إِنِّی لاَ أَرَاک تَقْنَعُ بِبَیعَتِی لِیزِیدَ سِرّاً حَتَّی أُبَایعَهُ جَهْراً فَیعْرِفَ اَلنَّاسُ ذَلِک

آیا تو راضی می شوی که من در پنهانی با یزید بیعت کنم؛ به گمانم هدف تو این است که بیعت من در حضور مردم باشد.

ولید جواب داد: نظر من نیز همین است.

حضرت(ع) فرمود:

فَتُصْبِحُ وَ تَرَی رَأْیک فِی ذَلِک

پس تا فردا به من فرصت بده تا نظر خود را اعلام کنم.

اما مروان همچنان بر ولید پافشاری می کرد که بیعت هر چه زودتر انجام شود و حسین(ع) را رها نکند و گفت:

وَ اَللَّهِ لَئِنْ فَارَقَکاَلْحُسَینُ اَلسَّاعَهَ وَ لَمْ یبَایعْ لاَ قَدَرْتَ مِنْهُ عَلَی مِثْلِهَا أَبَداً حَتَّی یکثُرَ اَلْقَتْلَی بَینَکمْ وَ بَینَهُ اِحْبِسِ اَلرَّجُلَ فَلاَ یخْرُجُ مِنْ عِنْدِک حَتَّی یبَایعَ أَوْ تَضْرِبَ عُنُقَهُ

به خدا قسم! اگر حسین(ع) اینک از تو جدا شود و بیعت نکند دیگر هرگز بر او دست نخواهی یافت تا کشتار بسیاری میان تو و او صورت گیرد!

او را نگهدار تا اینکه یا بیعت کند یا گردنش را بزنی!

اما ولید به حرفهای مروان اعتنایی نکرد.( الارشاد شیخ مفید، ج، ص)

ابن شهر آشوب می نویسد:

این بار مروان خود ایستاد و خطاب به امام حسین(ع) گفت:

بَایعْ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ!

با امیر المومنین یزید بیعت کن!

امام حسین(ع) فرمود:

کذَبْتَ وَیلَک عَلَی الْمُؤْمِنِینَ مَنْ أَمَّرَهُ عَلَیهِمْ

دروغ گفتی! وای بر تو در قبال مومنین! چه کسی یزید را بر آنان امیر کرده است؟

در این هنگام مروان خشمگین شد و شمشیر خود را از غلاف بیرون کشید و به ولید گفت:

مُرْ سَیافَک أَنْ یضْرِبَ عُنُقَهُ قَبْلَ أَنْ یخْرُجَ مِنَ الدَّارِ وَ دَمُهُ فِی عُنُقِی

شمشیر زنانت را حاضر کن و به آنان دستور بده تا گردن حسین بن علی(ع) را قبل از اینکه از دارالعماره خارج شود، بزنند و خون او بر گردن من است!

پس در این هنگام؛

وَ ارْتَفَعَتِ الصَّیحَهُ فَهَجَمَ تِسْعَهَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ وَ قَدِ انْتَضَوْا خَنَاجِرَهُمْ فَخَرَجَ الْحُسَینُ مَعَهُمْ

صدا و فریادها بالا گرفت و نوزده نفر از یاران امام حسین(ع) که پشت درب دارالعماره به انتظار نشسته بودند آماده حمله شدند و خنجرهای خود را آماده پیکار کردند که امام حسین(ع) در این هنگام با عقب نشینی مروان، به همراه یاران از دارالعماره مدینه خارج شدند.( مناقب ابن شهر آشوب، ج، ص)

فردای آن روز، امام حسین(ع) در بین راه با مروان بن حکم دیدار کرد.

مروان گفت:

یا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ! إِنِّی لَک نَاصِحٌ فَأَطِعْنِی تُرْشَدْ

ای ابا عبدالله! من شما را نصیحت می کنم به شرطی که بپذیری!

حضرت(ع) فرمود: نصیحت تو چیست؟

مروان گفت:

إِنِّی آمُرُک بِبَیعَهِ یزِیدَ بْنِ مُعَاوِیهَ فَإِنَّهُ خَیرٌ لَک فِی دِینِک وَ دُنْیاک

من شما را امر می کنم که با امیر المؤمنین یزید بیعت کنی که این بیعت به نفع دین و دنیای شما است!

حضرت(ع) در این هنگام آیه استرجاع خواند و فرمود:

وَ عَلَی اَلْإِسْلاَمِ اَلسَّلاَمُ إِذْ قَدْ بُلِیتِ اَلْأُمَّهُ بِرَاعٍ مِثْلِ یزِیدَ وَ لَقَدْ سَمِعْتُ جَدِّی رَسُولَ اَللَّهِ(ص) یقُولُ اَلْخِلاَفَهُ مُحَرَّمَهٌ عَلَی آلِ أَبِی سُفْیانَ

چه مصیبتی بالاتر از این که مسلمانان به سرپرستی هم چون یزید دچار شدند!

پس باید با اسلام وداع نمود که از جدّم رسول خدا(ص) شنیدم که می فرمود:

خلافت بر فرزندان ابی سفیان حرام است.

راوی می گوید:

گفتگو میان امام حسین(ع) و مروان به طول انجامید، تا آنجا که مروان با حالتی بر آشفته و خشمگین بازگشت.( اللهوف ابن طاووس، ص)

در روایتی دیگر آمده است که امام حسین(ع) فرمود:

عَلَی الْاِسْلامِ السَّلامُ اِذْ بُلِیتِ الْاُمَّهُ بِراعٍ مِثْلَ یزِیدَ وَیحَکَ یَا مَرْوانَ اَتَاْمُرُنِی بِبَیعَهِ یزِیدَ وَهُوَ رَجُلٌ فاسِقٌ!

فاتحه اسلام را باید خواند آن زمانی که امت گرفتار امیری چون یزید گردد.

وای بر تو ای مروان! آیا مرا به بیعت یزید فرمان می دهی، در حالی که او مرد فاسقی است!

سپس فرمود:

لَقَد قُلتَ شَطَطَاً لَا أَلَومُک عَلَی قَولَک لِأَنَّک الَّلَعِینُ الّذِی لَعَنَک رَسُولُ اللّهِ(ص) وَ أَنتَ فِی صُلبِ أَبِیک الحَکمِ بنِ أبِی العَاصِ، وَ مَن لَعَنَهُ رَسُولُ اللّهِ(ص) فَإِنّه لَا ینکرُ مِنهُ أَن یدعُوَ إلَی بَیعَهِ یزِیدَ

این سخن ناروا و بیهوده را چرا می گویی؟

من تو را بر این گفتار ملامت نمی کنم؛ زیرا تو همان کسی هستی که رسول اکرم(ص) تو را هنگامی که هنوز در صلب پدرت حکم بن العاص بودی لعنت کرد.

و کسی که رسول خدا(ص) او را لعن کند، از او بعید نیست که به بیعت با یزید فرا خواند!

امام(ع) آنگاه فرمود:

إِلَیک عَنِّی یا عَدُوَّ اللّهِ فَإِنَّا أهلُ بَیتِ رَسُولِ اللّهِ(ع) عَلَی الحَقِّ وَ الحَقُّ فِینَا

دور شو ای دشمن خدا! ما اهل بیت رسول خدا(ص) هستیم و حق با ما و در میان ما است و زبان ما جز به حق سخن نمی گوید.

سپس فرمود:

من خود از پیامبر خدا(ص) شنیدم که می فرمود:

اَلْخِلاَفَهُ مُحَرَّمَهٌ عَلَی آلِ أَبِی سُفْیانَ الطُلَقَاءُ وَ أَبنَاءُ الطُلَقَاءُ، فَإذَا رَأَیتُم مُعَاویَهَ عَلَی مِنبَری فَابقَرُوا بَطنَهُ فَوَ اللّهِ لَقَد رَآهُ أَهلُ المَدِینَهِ عَلَی مِنبَرِ جَدِّی رَسُولِ اللّهِ(ص) فَلَم یفعَلُوا مَا أَمَّرَهُم بِهِ فَابتَلاهُم اللّهُ بِاِبنِهِ یزِیدَ

اگر معاویه را بر فراز منبر من دیدید، بی درنگ شکم او را پاره کنید.

به خدا سوگند که مردم مدینه او را بر فراز منبر جدّم مشاهده کردند؛ ولی به آنچه مأمور

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *