تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی شامل 66 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی(ره) و خروج از قرون وسطایی :

امام خمینی ما را از قرون وسطی هزار ساله بیرون آورد و این نکته بسیار مهمی است که ابعادش هنوز روشن نشده است. به همین دلیل در اندیشه های امام در زمینه های فقهی و کلامی هنوز هم در حوزه های علمیه راه پیدا نکرده است. نه تنها در جامعه بلکه در حوزه های علمیه هم راه پیدا نکرده است. علت هم این است که همه اینها با اندیشه امام بیگانه هستند. چند سال پیش در مصاحبه‌ای گفتم امام هنوز هم تنهاست. احساس می کنم هنوز هم غریب است. متکفلین و خانواده او نیز با او غریبه اند. با این همه امکانات و سازمان و پول، غریبی امام به حدی بالاست که هنوز هم اندیشه او برای ما مفهوم نیست. اگر مفهوم بود خیلی روی آن بحث می شد.

قرون وسطای ما بعد از بوعلی سینا شروع شد. کاری که بوعلی سینا با جامعه ما کرد، آگوستین با اروپا کرد. آگوستین دقیقاً مثل بوعلی سینا است و خیلی به هم شبیه هستند. افلاطون گرایی بوعلی سینا در آخر عمرش وجود دارد. بوعلی سینا از ارسطو شروع می کند، به اندیشه نو افلاطونی می رسد و در نهایت به اندیشه افلاطونی می رسد و منطق المشرقین را می‌نویسد که البته فقط مقدمه آن باقی مانده و از همان‌جا گرایشش به افلاطون شروع می شود. از لحاظ ساختار سیاسی هم قبایل شمال ایران وارد ایران می شوند و یک حالت قبیلگی مانند غزنوی ها و سلجوقیان شروع می شود که این باعث می شود ما به شدت در صوفیسم قبیلگی فرو برویم. این مسأله با اندیشه افلاطونی و نوافلاطونی بوعلی سینا ترکیب می شود و انحطاط جهان اسلام رقم می خورد.

یک قرون وسطای دیگر هم با شروع صفویه داریم که از صفویه شروع می شود تا سال که جنگ جهانی دوم شروع می شود. حضرت آقا هم یک بار فرمودند جنگ جهانی اول تمام ساختارها را به هم ریخت. یعنی با فروپاشی عثمانی و آمدن آتاتورک و … معلوم شد که فروپاشی جهان اسلام شروع شده است. همانند فروپاشی برخی کشورها مثل عربستان و مصر که عثمانی آخرین آن‌ها بود. بعد از آن دیگر جهان اسلام کلاً تسلیم غرب شد. در سال (حدود ) جنگ جهانی دوم شروع شد و وقتی در تمام شد (یعنی سال شمسی) اینجا بود که یک‌باره خروج از این حالت هم شروع شد.

مرحوم شاه آبادی از نظر من ماکسوبر ایران است؛ البته بهتر است بگوییم ماکس وبر جهان اسلام. در کتابش از جهان اسلام شروع می کند و دلایل عقب ماندگی و بیچارگی جهان اسلام را مرحوم شاه آبادی در این کتاب توضیح می دهد به عقیده من مهم‌ترین کاری که امام خمینی انجام داده نوشتن کتاب «کشف اسرار» در این مقطع است. کتاب «اسرار هزار ساله» حکمی زاده هم مهم است. چون حکمی زاده این کتاب را نوشت امام خمینی درس‌هایش را تعطیل کرد و کشف اسرار را نوشت. امام گفت حرفی که در کتاب اسرار هزار ساله نوشته شده است به عکس است و شما هستید که می خواهید قرون وسطای هزار ساله را ادامه دهید. راه نجات ما از قرون وسطای هزار ساله این است که من می گویم. در آن‌جا امام مباحث بسیار عمیق کلامی آغاز می کند که از ابتدا تاکنون انحرافی که وجود داشته چه بوده است. امام در آن‌جا بحث بسیار مهم در چارچوب کلام سیاسی و کلام اقتصادی و غیره انجام می دهد که ادامه راه استادش در کتاب «شذرات المعارف» است. مرحوم شاه آبادی هم در آنجا کاملاً هم این کار را انجام داده است.

مرحوم شاه آبادی از نظر من ماکس وبر ایران است؛ البته بهتر است بگوییم ماکس وبر جهان اسلام. در کتابش از جهان اسلام شروع می کند و دلایل عقب ماندگی و بیچارگی جهان اسلام را مرحوم شاه آبادی در این کتاب توضیح می دهد. امام هم در کشف اسرار دقیقاً همین مباحث را ادامه می دهد. در آن کتاب امام مبانی کلامی را بحث می کند. بعد از سال به مبانی فقهی می‌پردازد که می شود همان کتاب «ولایت فقیه». یعنی بازه زمانی تا . در همین دوران جریان شریعتی هم در ایران شروع شده است و محمد باقر صدر هم مباحث خود را در نجف شروع کرده است. کاری که امام شروع می کند شریعتی نیز با او همراه می شود. این ترکیب باعث می شود با انقلاب اسلامی آن دو اندیشه قبلی امام یعنی کشف الاسرار و ولایت فقیه که یکی کلامی و دیگری فقهی هست با هم ترکیب شوند و به نظریه انقلاب اسلامی تبدیل شوند و امام بتواند انقلاب را ایجاد کند.

امام از طرف همین قرون وسطی گراها مورد فشار واقع می شود؛ مثل بازرگان، شریعت سنگلجی، ابوالحسن فروغی و یدالله سحابی. این‌ها گرایش‌های سلفی شدید دارند. اینها اولین کسانی هستند که حرکت خود را شروع می کنند و دوباره می خواهند به عقب برگردند، این‌ها می خواستند دوباره برگردند به زنده کردن قرون وسطی در ایران این زمان دقیقاً شروع خروج ما از دوران قرون وسطای ماست.

البته امام از طرف همین قرون وسطی گراها مورد فشار واقع می شود؛ مثل بازرگان، شریعت سنگلجی، ابوالحسن فروغی و یدالله سحابی. این‌ها گرایش‌های سلفی شدید دارند. اینها اولین کسانی هستند که حرکت خود را شروع می کنند و دوباره می خواهند به عقب برگردند. این‌که آمریکایی‌ها به این‌ها میانه‌رو گفتند یعنی همین بازگشت به عقب. این‌ها می خواستند دوباره برگردند به زنده کردن قرون وسطی در ایران. البته ملی گرایانی مثل کریم سنجابی قبلش بودند، اما خیلی مهم نبودند…نکته مهم در این ماجرا این است که خیلی‌ها وجود دارند که می خواهند ما را به عقب برگرداند. یک نمونه آن هم جریان هاشمی رفسنجانی بود و هست که می خواهند ما را به عقب برگرداند. غرب گرایان در ایران می خواهند برای ما بازگشت به قرون وسطی رقم بزنند. اگر نگاه کنید از قبل از امام خمینی بهایی‌ها، شریعت سنگلجی، بابی ها و همه این‌ها می خواهند ما را به عقب برگردانند تا انقلاب رخ ندهد و اسلام پیاده نشود. امام به عکس می خواست رو به جلو حرکت کند. در طول تاریخ هم غرب گرایان همواره عقب‌گرد ما را بازتولید کردند، از سپهسالار گرفته تا دیگران.

امام خمینی دنبال این بود اسلام ناب را رقم بزند. این حرکت قبل از امام با شیخ انصاری شروع شده بود. مبنای تئوریک این مسئله متعلق به شیخ انصاری است. شیخ انصاری با اعتباریاتی که در رسائل خود می‌سازد و بحث اجماع و اصل برائت و شروط باطله در «خیارات» عملاً نوعی ساختار فلسفه اعتباری اسلامی را شروع می کند. در «مکاسب محرمه» هم فلسفه فرهنگی اسلام را توضیح می دهد. در بحث فلسفه سیاسی همین بحث ولایت فقیه را از نظر بیع و بیعت مطرح می کند. بیع و بیعت یک مقوله است. مثلاً رأی دادن ما بیعت است. جمهوری اسلامی بر اساس همین مفهومبیع و بیعت است. در «خیارات» هم فلسفه اجتماعی را مطرح می کند که به عنوان مثال به بحث مصالحه های اجتماعی می‌پردازد.

شیخ انصاری این مباحث را شروع می کند اما به مشروطه که می رسیم به این مباحث انحرافی عمل می شود. باز هم به همین دلیل که باند غرب‌گرا می خواهد ما را به عقب برگرداند و نمی خواهد به جلو حرکت کنیم. عدالتخانه را به طرف آزادی می برند.

یعنی به سمت نوعی سرمایه داری. مردم به دنبال عدالتخانه بودند، اما مردم را به این سمت بردند که مردم را از عدالت خواهی به سرمایه داری ببرند. در انقلاب شاه و میهن یا همان انقلاب سفید این هدف محقق شد که از مشروطه شروع شده بود. یعنی به جای عدالتخانه و شورا و به جای مجلس شورا. شورا و جمهوریت که امام مطرح کرد در راستای عدالت است. چون این‌جا مردم محورند و مردم به ما هو مردم عدالت طلب اند. آزادی متعلق به نخبگان است. سرمایه داری همیشه بر اساس یک نوع علم گرایی تجربی و سوژه محوری -که از کانت ضد عدالت می شود- بوده است.

اولین کسی که فلسفه ضد عدالت دارد کانت است. به همین دلیل من به کانت، شیطان روزگار می گویم. سوژه محوری به فیلسوف محوری و سرمایه‌داری منجر می شود که ضد مردم است. به همین دلیل سوسیالیسم و کمونیسم ضد فلسفه می شوند. جمله شریعتی هم در این راستا مشهور است که می گفت فیلسوفان پفیوزان تاریخ اند. او می گوید این ساختاری که در فلسفه به وجود می اید ضد عدالت است. بر همین اساس می گویند سوژه محوری و فیلسوف محوری منجر به مطرح کردن بحث آزادی می شود که ضد عدالت است، اما اگر مردم محوری وجود داشته باشد عدالت‌محور خواهد بود. «وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ» برای همین است. مردم به ما هو مردم قلب سلیم دارند چون فطرت دارند یا به قول غربی‌ها عقل سلیم دارند. امام همین بحث را ادامه داد و جمهوریت را مطرح کرد که روش‌شناسی آن را در کتاب «ولایت فقیه» مطرح می کند و مفهوم عرفی آن را در آن‌جا مطرح می کند و می گوید بهترین راه شناخت اسلام عرف عام است نه عرف خاص و می خواهد بگوید حوزه های علمیه متأسفانه دچار عرف خاص شده‌اند و به همین دلیل دچار تحجر شده‌اند و به همین خاطر درون‌گرا شده‌اند و کاری به زندگی روزمره مردم ندارد. در حالی که امام زمان می‌فرماید برای حوادثی که واقع می شود به سراغ علما بروید و از آن‌ها حکمش را بخواهید.

مبنای امام در بعد انسان شناسی که در سیاست هم تأثیر دارد مردم است نه انسان. یعنی همان فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا این مسئله برعکس اخباری گری است که امام هم با آن مخالف بود. اخباری گری بسیار خطرناک بود که ضد اجماع و جمهوریت است. جمهوری اسلامی اخباری گری را قبول ندارد. طرفداران عرفان و اخباری گری حکومت اسلامی را قبول دارند، نه جمهوری اسلامی. آن‌هایی که عرفانی و اخباری اندخیلی با جمهوریت جمهوری اسلامی موافقت ندارند، اما ما می گوئیم چون مبنا فطرت است و مردم به ما هو مردم فطرت پاک دارند و فطرت‌الله دارند با جمهوری اسلامی موافقیم. مبنای امام در بعد انسان شناسی که در سیاست هم تأثیر دارد مردم است نه انسان. یعنی همان فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا. متأسفانه ساختارهایی که قبل از انقلاب هم شروع شده‌اند در این باره مبنا را انسان می گذاشتند. یعنی فطرت را متعلق به انسان می دانند در صورتی که فطرت متعلق به مردم است. مبنای ما در سیاست مردم است و فطرت مردم است. غرب‌گرایان نیز به جای ناس، انسان گذاشتند. ناس در قرآن بحثی بسیار بنیادی دارد.

نتیجه قرار دادن انسان به جای مردم می شود جنگ. وقتی می گوئیم انسان این بحث مطرح می شود که محور فرد است یا جامعه؟ فردگرایی شد لیبرالیسم و جامعه گرایی شد س

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *