تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اندیشه سیاسی آیه اللّه سید محمدحسین فضل اللّه :

تاریخ دریافت: ۴/ ۱۲/ ۸۰

تاریخ تأیید: ۲۵/ ۳/ ۸۱

«نص» و «واقعیت» دو منبع عمده اندیشه سیاسی فضل اللّه است. از دید وی آنچه که از نص گرفته می شود ارزش ها است و آنچه که با توجه به واقعیت هر زمان، تعیین می شود شکل ها و الگوها است.

پویایی نص در آن است که قابلیت انعطاف و انطباق در شرایط و اوضاع گوناگون را داشته باشد. انتزاع الگو و ساختار سیاسی ابدی از نص دینی ممکن نیست، زیرا عامل زمان را نمی توان نادیده گرفت. نظام سیاسی مطلوب از دیدگاه نصوص دینی نظامی است که عدالت و آزادی را تأمین کند اما شکل این نظام با توجه به ضرورت ها و اقتضائات هر دوره و با عیار کارآمدی سنجیده و تعیین می شود.

واژه های کلیدی: نص، واقعیت، سیاست، حکومت اسلامی، مشروعیت.

سید محمدحسین فضل الله در سال ۱۹۳۵میلادی (۱۳۵۴ق) در نجف به دنیا آمد. پس از تحصیل در حوزه علمیه نجف، در سال ۱۹۶۶ به دعوت برخی از شیعیان لبنان، به وطن پدری اش هجرت کرد و ۴۵ سال است که به فعالیت های فرهنگی، اجتماعی و علمی مشغول می باشد. وی از چهره های برجسته مذهبی و سیاسی لبنان و در واقع رهبر معنوی حزب الله و مقاومت اسلامی محسوب می شود. از او بیش از هفتاد اثر، تا کنون منتشر شده است.

مقدمه

اجتهاد عملیات استنباط و استنطاق نص است. نص خود به خود سخن نمی گوید و این اهل اجتهاد و استنباط هستند که آن را به سخن می آورند، ولی نه به یک گونه. آنچه اجتهادات را از یکدیگر متفاوت و متمایز می کند مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی مانند ذهنیت ها و دارایی های فکری و علمی و شرایط محیطی و نوع انتظار از نص است. برای تبیین اندیشه سیاسی فضل الله، ابتدا به برخی از ویژگی های روش اجتهادی وی اشاره می کنیم:

۱. مبنا قرار دادن قرآن به عنوان پایه عملیات اجتهادی و اصل اساسی در میان منابع و سنجش و ارزیابی سنت (حدیث) با عیار آن. فضل الله روش معمول فقها را که ابتدا به سراغ آرای فقهای پیشین و به ویژه آرای مشهور و سپس به سراغ حدیث و آن گاه به سراغ قرآن می روند مورد نقد قرار می دهد و معتقد است عملیات اجتهادی باید مسیری کاملاً عکس این مسیر را طی کند.

۲. پرهیز از پیچیدگی های تجریدی و انتزاعی اصولی که مانع فهمی زلال از نص می شود. فضل الله بر آن است که نباید به جای استفاده از اصول بلاغت در قرآن به سراغ باریک اندیشی های فلسفی رفت.

۳. جامع نگری در اجتهاد فقهی. وی معتقد است در استنباط هر حکمی باید در همه مواردی که به نحوی با آن مرتبط است کاوش کرد و همه آنها را در کلی واحد ملاحظه کرد.

۴. توجه به داده های علم جدید به عنوان عنصری مهم در تحدید نگرش فقهی.

۵. ذوق ادبی و قدرت لغوی متمایز. می دانیم که نصوص اسلامی به زبان عربی است و فهم عمیق این زبان از شرایط اولیه اجتهاد به شمار می رود. برخورداری فضل الله از قریحه ادبی و شعری و درک عمیق ظرفیت های زبان شناختی افزون بر این که زبان مادری وی عربی است توانایی فهمی ژرف تر و دقیق تر از نصوص اسلامی را به او داده است.

سیاست

از دیدگاه فضل الله، سیاست به مجموعه کنش هایی گفته می شود که معطوف به اداره و تدبیر امور مردم از موضع قدرت یا از موضع معارضه با قدرت و یا حمایت از قدرت حاکم است.۱

فضل الله هدف سیاست را همان هدف عمده ادیان الهی که اقامه عدل و قسط است می داند و معتقد است عدل: خلاصه و روح شریعت اسلام است و هدف سیاست باید برپایی عدل باشد. عدالت به معنای برخورداری هر کدام از عناصر هستی از حق خویش است که در سیاست به ادای حقوق مردم و حق حاکم تعریف می شود. عدالت در حوزه سیاست، امری نسبی است، زیرا گاه انسان به لحاظ ذاتی و شخصی حقی دارد، ولی این حق در دایره شرایط و اوضاع و احوالِ واقعی که او را احاطه کرده است، رنگ می بازد.

فضل الله معتقد است تنها هدف انسان مسلمان از فعالیت سیاسی نباید دست یابی به حکومت اسلامی بدون ملاحظه مقتضیات زمانی باشد. اگر تنها هدف، رسیدن به قدرت و حکومت باشد، در صورت عدم تحقق شرایط آن هدف بزرگ، باید از صحنه سیاست کناره جست و در انتظار فرصت تازه ای دست از هر فعالیت سیاسی کشید؛ در حالی که از دیدگاه اسلام فعالیت سیاسی زمان بردار نیست و باید برای دست یابی به آن مقصد عالی، سطوح گوناگون کنش سیاسی را تجربه کرد و اهداف میانی ای را تعریف کرد که زمینه را برای تحقق آن هدف بزرگ آماده می کنند.۲

فضل الله تحقق عمده ترین هدف دین و بعثت پیامبران که برپایی عدالت بشری است را جز از راه کنش سیاسی ناممکن می داند. اجرای شریعت نیز از دید وی جز با کنش سیاسی ای که بتواند قدرت و حکومت را در دست گیرد امکان ندارد.۳ وی با استناد به آیه ۲۵ سوره حدید که می گوید: «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند»، می گوید: اقامه عدل در زندگی خلاصه رسالت همه پیامبران است، اما وقتی می خواهیم عدالت را در جامعه اجرا کنیم، آیا این کار بدون کار سیاسی ممکن است؟ آیا امکان دارد که بخواهیم عدالت در حیات فردی و اجتماعی تحقق پیدا کند بدون این که با کسی که از پذیرش آن سرباز می زند مبارزه شود؟ آیا ممکن است بدون سیاست به عدالت دست پیدا کنیم؟ هنگامی که خدا از مردم می خواهد قسط را به پا دارند، آیا مردم می توانند قسط را بر پا دارند در حالی که موجود ستمگری هست؟ آیا در حالی که قانون ظالمانه در جامعه اجرا می شود مردم می توانند قسط را به پا دارند؟ آیا مردم می توانند قسط را به پا دارند در حالی که تسلیم ستمگران و قدرت های استکباری اند؟! بنابراین تحقق خواسته الهی در رسالت انبیا مستلزم به کارگیری سیاست است؛ اما این حرکت سیاسی باید با خداترسی و در مسیر حدود الهی باشد، یعنی سیاست باید در خط دین و تقوا حرکت کند.۴

رابطه دین و دولت

فضل الله بر این باور است که اسلام برای دو کار عمده آمده است: یکی، نشر و ترویج دعوت و دیگری، تأسیس دولت.

اسلام بر روی زمین و در عرصه زندگی انسان ها پا گرفت تا دعوت خدا را بر روی زمین بگستراند و با چنین دعوتی به انسان ها بشارت دهد و نیز بر اساس چنین دعوتی، دولتی را پایه گذاری کند که تنظیم و هدایت زندگی انسان ها را تأمین و انسان را از شر خود او و همنوعان او حفاظت کند؛ از این رو ماهیت دولت در اسلام جدا از روح و بستر دعوت نیست، بلکه همانند پیوند رود با سرچشمه اش کاملاً با آن هماهنگ است. حتی می توان گفت که دعوتْ روح و دولتْ پیکر آن است و در نتیجه پیکر روح را تغذیه می دهد و قائم بدان است.۵

از دیدگاه فضل الله، ماهیت دعوت از آن رو که رسالتی معنوی و فکری است ایجاب می کند تا فرصت کافی برای فکر فراهم شود تا بیندیشد و راه مناسب در برابرش گشوده شود، تا باور کند و فضای متناسب ایجاد شود، تا احساس کند و ایمان بیاورد؛ از این رو وظیفه مبلغ و پیشوا در حوزه دعوت فراهم آوردن ابزارهای متناسب با این وظیفه برای رسیدن به هدف است.

اما ماهیت دولت از آن رو که نهادی معنوی، مادی و عهده دار نظم بخشی به زندگی مجموعه ای از انسان ها و تأمین امنیت و سلامت آنهاست مقتضی فراهم آوردن نیروهایی است که این نهاد را حمایت و تثبیت می کند. اسلام با توجه به تفاوت ماهیت و محتوای این دو (دعوت و دولت)، برای هر کدام برنامه های متناسب با آن دارد و روش هایی را وضع کرده که با ماهیت آن سازگار است.۶ برخی از آیات قرآن که از رفق و مدارا و نرمش و به کار نبستن زور و اجبار در کار دین و ایمان سخن می گوید، ناظر به بعد دعوت و تبلیغ است و آیاتی که از جهاد و دفاع سخن می گوید ناظر به بعد حکومت و دولت. از آیه «النّبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم» می توان دریافت که پیامبر می تواند در امور حکومتی در مسائل جزئی زندگی مؤمنان تصرف کند؛ البته این تصرف به مقام ولایی ایشان برمی گردد. چنین آیاتی از پیامبرِ حاکم سخن می گوید و نه پیامبر مبلّغ. گذشته از سیره پیامبر که خود می تواند مبنای محکم حکومت اسلامی باشد، فهم و اجرای برخی آیات قرآن و احکامی مانند قصاص، دیات، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر جز در چارچوب دولت و حکومت میسر نیست.۷

حکومت اسلامی

از دیدگاه فضل الله، کارویژه مهم حکومت اسلامی بستر سازی برای پیاده شدن و عملی شدن ارزش های اخلاقی و فکری است و این، تحقق حکومت اسلامی را ایجاب می کند. وی در توضیح این مسأله می گوید:

زمانی که ما به آزادی و عدالت و یا دیگر ارزش های اخلاقی مانند عفت و امانت و راستی و … می اندیشیم، آیا به این ارزش ها به عنوان ارزش های فکری، انسانی و معنوی که در خلأ وجود دارند، می اندیشیم یا این که می خواهیم این ارزش ها بر روی زمین تجسم یابند؟ طبیعی است کسانی که به واقعیات می اندیشند می کوشند تا واقعیات را به شکلی درآورند که خود می اندیشند و به تعبیر دیگر، اندیشه خود را در شکل واقعیات درآورند… وقتی که مسأله چنین است، این پرسش را مطرح می کنیم که چگونه ممکن است عدالت در سطح حکومت و حاکم و قانون و توده مردم پیاده شود بی آن که دولتی وجود داشته باشد که برای تجسم و عملی شدن آن و حراست از آن در برابر آسیب ها برنامه ریزی کند؟ این که اسلام گرایان خواهان دست یابی به حکومت هستند، امری سلیقه ای نیست و چیزی نیست که به طور ناگهانی کشف کرده باشند… وانگهی اسلام تجربه حکومتی طولانی از آغاز تا پایان دوره عثمانی را پشت سر گذاشته است، اگر چه جزئیات و تصورات و رفتارهای حکومت هایی که در این دوران بر سر کار آمدند جای حرف و حدیث و انتقاد دارد… جهت گیری اسلام گرایان به سمت قدرت، قاعده بوده است و کناره گیری آنان از قدرت استثنا، زیرا معنا ندارد که به اسلامی ایمان داشته باشی که به همه امت می اندیشد و شریعت خود را فراگیر می داند، ولی از تلاش برای رسیدن به جایگاه قدرت باز بمانی. چنین وضعی انسان مسلمان را در وضعیت دوگانه بین اسلامِ شریعت و بین واقعیت موجود قرار می دهد.۸

از دیدگاه فضل الله، حکومت در اسلام حکومت الهی(۲) یا یزدان سالاری بدان معنا که در غرب شناخته شده، که بر اساس آن حاکم به نام خدا و به نام سلیقه شخصی خویش حکومت می کند نیست، بلکه اسلام حکومت را وظیفه ای اجتماعی می داند که بر اساس آن شأن و جایگاه رهبری، روبه رو شدن با مسائل جامعه از دریچه شریعت اسلامی است، به طوری که رهبر هیچ گاه نمی تواند با نادیده گرفتن اصول موضوعه حکومت در اسلام از قدرت استفاده شخصی کند.۹

همچنین دولت اسلامی، دولتی مدنی (زمینی) است، زیرا حاکم اسلامی موظف به پای بندی به مقررات معینی است و تا زمانی که پای بند این مقررات است حق حکومت دارد و هرگاه از این مقررات تجاوز کرد از حکومت دور (عزل) می شود، به گونه ای که اگر مردم مشاهده کردند حاکم معیارهای شرعی را از دست داده، بر آنان واجب است از او دوری گزینند… بنابراین دولت اسلامی، دولت حاکم مطلقی نیست که بنا به سلیقه و افکار شخصی خود به نام خدا حکومت کند، هر چند حاکم در دولت اسلامی به نام شریعت خدا حکومت می کند. اگر حاکم اسلامی معصوم باشد، در تبلیغ و حکومتش در خط عصمت حرکت می کند، ولی در سطحی به دیگران اجازه پرسش گری از رفتارها و مواضع خود را می دهد؛ از این رو می بینیم امام علی با مردم رویارو می شود و از آنان می خواهد تا سیاست هایش را نقد کنند و بر آنان می گوید: پس با من چنان که با گردنکشان سخن گویند، سخن مگویید و گمان مبرید که شنیدن سخن حقی که به من گفته شود یا رفتار عادلانه ای که به من پیشنهاد شود، بر من گران آید، زیرا آن کس که گفته شدن حق و پیشنهاد شدن عدالت بر او گران آید، عمل به آن دو بر او گران تر خواهد بود. پس از گفتن حق یا رایزنی به عدل کوتاه نیایید که من فراتر از آن نیستم که خطا کنم.

این حاکم اسلامی ای که فرقه ای از مسلمانان قائل به عصمت او هستند، مردم را به نقد خود و نظارت بر اعمالش و گفتن سخن حق هر چند تلخ و دادخواهی تشویق می کند… با مطالعه رفتار پیامبر در ایام حکومتش و رفتار خلفا و امامانی که در نظر مسلمانان تجسم مشروعیتند، در می یابیم که آنان در مقام حکومت، هیچ گاه از صفت مشروعیتی که آنان را به خدا ربط دهد استفاده نکرده اند. هیچ گاه یکی از آنان در برابر مردم شمشیر نکشید و نگفت که من حاکم مطلق الهی هستم، من سایه خدا بر روی زمین هستم و شما باید از من اطاعت کنید و با من بحث و مناقشه نکنید، بلکه با مردم از شریعت و کتاب خدا و مبانی حکومت سخن می گفت؛ بنابراین می توان گفت که حکومت اسلامی، حکومتی مدنی است که در خط الهی حرکت می کند.۱۰

چگونگی و ساز و کار تشکیل حکومت اسلامی از حساس ترین و منعطف ترین مسائل در اندیشه متفکران سیاسی مسلمان است، زیرا تعیین یکی از روش ها به عنوان الگو جز با مطالعه و ارزیابی کامل شرایط زمانی و مکانی میسر نیست. فضل الله که تأثیر اوضاع زمانه بر همه زوایای اندیشه سیاسی اش و به ویژه در ترسیم نوع حکومت مطلوب مشهود است، در ساز و کار تشکیل حکومت اسلامی نیز الگوی خاصی را که برای زمان های مختلف کارآمدی داشته باشد، پیشنهاد نمی کند و اساساً وجود چنین الگویی را انکار می کند. وی ملاک مشروعیت ساز و کارها را کارآمدی آن می داند و بر آن است که هر کدام از ساز و کارهای محتمل که حفظ نظام مسلمانان متوقف بر آن باشد، مشروعیت دارد و این نیز امری متغیر است. گاه حفظ نظام مسلمانان متوقف بر به کارگیری ساز و کار انتخابات است و گاه بر تشکیل شورای اهل حلّ و عقد؛ البته اگر بتوان مدل مشخصی از چنین شورایی به دست آورد؛ اما اصل بیعت، گاهی برای تحکیم رابطه مردم با حکومت، ضرورت می یابد و گاهی در شرایطی دیگر ضرورتی بدان احساس نمی شود؛ برای مثال به کارگیری ساز و کار کودتای نظامی چه بسا امری غیر واقع بینانه باشد، ولی گاهی برای اصلاح امت و برپایی حکومت عادلانه در جامعه اسلامی چاره ای جز استفاده از آن نیست؛ اما اگر این کار به حذف اراده مردم بینجامد، قدرت به دست آمده دوام نخواهد داشت.۱۱

مبنای مشروعیت

از دیدگاه فضل الله، مشروعیت حاکم اسلامی بیش از هر چیز به دارا بودن شرایطی است که در اسلام برای او معین شده است. بنابراین اگر حاکمی از مقبولیت مردمی برخوردار باشد ولی شرایط لازم برای حکومت یا مشروعیت الهی را نداشته باشد، نامشروع است. باید توجه داشت که منظور از مشروعیت در این باره شایستگی و «سزاواری» است، نه این که هر کس این شرایط را دارا بود، بتواند عملاً زمام حکومت را به دست گیرد؛ از این رو در صورت تعدد کسانی که شایستگی و مشروعیت الهی دارند، آنچه تعیین کننده است، مقبولیت مردمی است و اکثریت در انتخاب مسؤول یا انتخاب ولی فقیه در صورت تعدد فقها ایفای نقش می کند. به اعتقاد فضل الله، در چنین مواردی هیچ ابزاری بهتر از رجوع به رأی اکثریت نداریم؛ البته اکثریت، حقانیت را تعیین نمی کند، اما از آن جا که در شرایط خاصی و در زمینه مشخصی مصداق شوراست، اعتبار دارد. وی نزدیک ترین راه حفظ نظام عمومی را در چنین مواردی، رجوع به رأی اکثریت می داند.۱۲

الگوی دولت مطلوب

فضل الله معتقد است بهترین الگوی دولت، آن است که نظام عمومی را حفاظت کند. هر مدلی که کارآمدتر و موفق تر در این کار باشد مطلوب تر است و نص مشخصی را در میان نصوص کتاب و سنت نمی توان یافت که شکل حکومت را در عصر غیبت تعیین کرده باشد.

وی بر آن است که اساساً تعیین شکل و الگویی واحد برای همه زمان ها و شرایط امکان ندارد، زیرا زمان و اوضاع پویا و متغیر است و در هر شرایط زمانی و مکانی و تاریخی باید تلاش کرد شکل مطلوبِ متناسب با آن زمان را که تأمین کننده حفظ نظام عمومی باشد کشف کرد. وی می گوید: خطاست اگر بر اسلوب معینی که سابقه تاریخی محدودی دارد جمود ورزیم، بلکه باید ابزارهای جدیدی را که تجارب انسانی در ابعاد مختلف حیات پدید آورده به کار گیریم. تفاوت شیوه های فعالیت و حرکت مانند تفاوت شیوه های دعوت است که ایستایی و جمود بر الگوی معینی را نمی پذیرد، بلکه تابع حرکت پویایی زندگی است؛ از این رو باید بدون التزام به الگویی واحد یا الگوهایی مشخص جز در حد خطوط کلی شرع الگوهای متناسب با واقعیت و اوضاع زمانه را کشف کرد و به کار بست.۱۳

فضل الله اعتقاد دارد نوع و مدل مطلوب حکومت در هر زمان باید به تناسب اوضاع تعیین شود. در برخی شرایط مدل ولایت فقیه می تواند مدل مناسبی باشد، در صورتی که به استبداد فقیه منجر نشود و راه کارهای صیانت فقیه از انحراف وجود داشته باشد و ولی فقیه هم به نظر متخصصان رجوع و از نظرهای آنان استقبال کند. مدل شورای رهبران نیز در برخی شرایط می تواند کارآمد باشد. اما درباره دموکراسی، نظر فضل الله این است که مبنای فکری دموکراسی با مبانی اسلامی که مشروعیت هر برنامه ای را در سازگاری آن با شرع می داند ناسازگار است؛ اما اسلام گرایان می توانند از فرصتی که در نظام های مردسالاری (دموکراتیک) فراهم آمده بهره برند. در ذیل به بررسی این مدل ها می پردازیم.

۱. ولایت فقیه: فضل الله معتقد است هیچ نص قطعی ای درباره ولایت عامه فقیه که برای او حق حکومت قائل شود وجود ندارد. روایاتی هم که به رجوع به راویان احادیث معصومان فرا می خواند منحصر به باب قضاست و نه حکومت؛ اما ولایت فقیه به معنای حکومت فقیه تنها از باب حفظ نظام عام، در جایی که حفظ نظام متوقف بر آن باشد، مقبول است؛ اما در جایی که نظامی اسلامی شکل نگرفته یا شکل گرفته ولی حفظ آن متوقف بر ولایت فقیه نیست، فقیه ولایتی ندارد.۱۴

از دیدگاه فضل الله، ولی فقیه باید مجتهد مطلق باشد ولی شرط اعلمیت لازم نیست. افزون بر این باید شجاعت روحی و پایداری و معرفت به امور زمان و عصر خود داشته باشد. او نباید در تصمیم گیری ها خودرأی باشد، بلکه حتی در اموری که خود وی نیز تخصص دارد در صورت نیاز به اتخاذ تصمیم درباره آن، با گروهی از اهل خبره مشورت کند.۱۵

وی مناسب ترین راه انتخاب ولی فقیه را همچون انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان پارلمان، رجوع به رأی اکثریت می داند؛ یا رجوع مستقیم و یا رجوع غیر مستقیم از راه خبرگانی که مردم برای تعیین رهبر برمی گزینند.۱۶ اما مشروعیت ولی فقیه با رأی مردم نیست. مردم با انتخاب خود، کارآیی فقیهی را که ولی امر خواهد شد تثبیت می کنند، یعنی به او قدرت می بخشند تا در دایره حفظ نظام، اعمال ولایت کند. البته این بدان معنا نیست که هر فقیهی که خود را نامزد ولایت کرده باشد و عده ای از مردم پیرامون او گرد آمده باشند، مشروعیت واقعی داشته باشد. چنین چیزی به پاره پاره شدن جامعه و سقوط نظام عمومی می انجامد؛ اما اگر فقیهی که دارای شرایط مشروعیت آور (صلاحیت آور) است، اکثریت آرای مردم را به دست آورد، عملاً و به لحاظ واقع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *