تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله با 76 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازخوانی رواداری های پیامبر با مسیحیان نجران در تعاملات فکری در ماجرای مباهله :

مقدمه

سال نهم هجری قمری را «عام الوفود» نامیده اند (ابن هشام، السیره النبویه، ج۴؛ ص ۹۸۵؛ عبدالکریم، مجتمع یثرب، ص۲۰؛ الشنقیطی، اضواءالبیان، ج۴، ص۳۴۰). وفود جمع وفد به معنای فرستاده ای است که خدمت امیر یا سلطانی وارد می شود (ابن منظور، لسان العرب، ج۳ ص ۴۶۴؛ فراهیدی، کتاب العین، ج ۸ ص ۸۰). علت نام گذاری سال نهم هجری به این نام، آن است که در آن سال، پس از فتح مکه و استیلای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر مشرکان و استقرار اسلام، قبایل و عشیره های مختلف برای آشنایی با دولت اسلامی یا عقد قرارداد با پیامبر، گروه های مختلفی را به مدینه گسیل داشتند. به هریک از این گروه ها وفد می گفتند و به جهت کثرت حضور چنین گروه هایی در مدینه، آن سال را عام الوفود نام گذاری کردند (ابن هشام، السیره النبویه، ج ۴ ص ۹۸۵).

هدف از ارسال بسیاری از این گروه ها تحقیق در مورد اصل اسلام، تعالیم آن و آشنایی با شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بود. پیامبراکرم نیز بنا بر رسالت اصلی خویش، قرآن کریم را بر این گروه ها عرضه می فرمود و از این فرصت تاریخی برای رساندن پیام اسلام به اقصی نقاط شبه جزیره عربستان بهره می برد. در همین فضای فرهنگی، پرسش های بسیاری درمورد اسلام و تعالیم آن ازسوی همین گروه ها مطرح می شد و بعضاً در پاسخ به این پرسش ها، آیات جدیدی بر پیامبر نازل می گشت. این فرستادگان بنا بر شأن خود یا قبیله و گروهی که نمایندگی می کردند و اختیاراتی که داشتند، برخوردهای متفاوتی با پیامبر داشتند. بعضی حامل پیام مسلمان شدن طایفه خود و نامه هایی ازسوی رؤسای قبایل برای پیامبر بودند (ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص۱۰۰۹)، برخی مسلمان می شدند (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۶۰، ص ۲۸۵)، برخی علاوه بر اسلام آوردن، پیام اسلام را به قبیله خود می رساندند و آنان را نیز مسلمان می کردند (ابن هشام، السیره النبویه، ج۴، ص ۹۹۶؛ ابن کثیر، السیره النبویه، ج۴، ص ۱۱۷)، برخی پیمان صلح و همکاری امضا می کردند و برخی برای تأمل و تفکر در گفتار پیامبر فرصت می طلبیدند و برای ابلاغ پیام اسلام، به قبیل خود باز می گشتند و برخی نیز دعوت پیامبر را نمی پذیرفتند و حتی گاهی قصد جان پیامبر را می کردند (الذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص ۶۷۹).

وفد نجران

ازجمله گروه هایی که در این سال بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدند و چند روزی در مدینه باقی ماندند و رسول خدا گفت وگوهای علمی گسترده ای را با آنان سامان داد، مسیحیان ناحی نجران در جنوب شبه جزیر عربستان بودند. داستان این مسیحیان در طول تاریخ اسلام با نزول آی مباهله درهم آمیخته و به جهت اهمیت موضوع مباهله در معرفی جایگاه و شخصیت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، تحت تأثیر آن قرار گرفته و روش برخورد پیامبر با این مسیحیان کمتر موردتوجه واقع شده است. گزارش های تاریخی، نزول آی مباهله را در روزهای آخر ذی الحجه سال نهم هجری بیان کرده اند. نزول آی مباهله، نقط پایانی و اوج این ماجرای قابل تأمل است. ماجرایی که چند روزی اهل مدینه را به خود مشغول کرده بود.

ماجرا از آنجا آغاز شد که گروهی از نصارای نجران به نمایندگی از طایف خود برای مذاکره با پیامبر وارد مدینه شدند. پیامبر در نامه ای به اسقف ایشان به نام «ابوحارثه» آنان را به دین اسلام دعوت کرده بود (سبحانی، فروغ ابدیت، ص ۹۰۰) و از آنان خواسته بود که یا مسلمان شوند، یا برای قرار گرفتن در محدوده و جغرافیای نفوذ اسلام، به دولت اسلامی مالیات یا جزیه دهند، یا آماده جنگ شوند (مجلسی، بحارالانوار، ج۲۱، ص ۲۸۵؛ سیوطی، الدرالمنثور، ج۲، ص۳۸). اسقف نجران بعد از دریافت نام پیامبر، از بزرگان دیار خود برای مشورت دعوت کرد. یکی از بزرگان نجران به نام شرحبیل در این جلسه یادآوری کرد که در برخی از بشارات گذشتگان، انتقال نبوت از فرزندان اسحاق به فرزندان اسماعیل تکرار شده و امکان دارد، محمد صلی الله علیه و آله و سلم، همان پیامبری باشد که از فرزندان اسماعیل علیهما السلام است. لذا شورا نظر داد گروهی به نمایندگی از نجرانیان برای بررسی دعوت پیامبر و دلایل نبوت او، رنج سفر به مدینه را بر خود هموار کنند (سبحانی، فروغ ابدیت، ۹۰۱).

ورود وفد نجران به مدینه و آغاز تعامل پیامبر با آنان

وفد نجران که تعداد آنان تا چهل نفر از بزرگان و مقدسان این منطقه ذکر شده است (ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳ ص۳۶۹)، در ذی الحجه سال نهم هجری وارد مدینه شدند و بعد از ورود به مسجد پیامبر رفتند. آنان در بدو ورود به مسجد، به جهت تفاخر و برتری جویی، زیورآلات بسیار و لباس هایی از حریر بر تن و انگشترهای طلا بر دست داشتند آنان به دلیل استفاده از این زیورآلات، چندان موردتوجه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار نگرفتند (حلبی، السیره الحلبیه، ج۳ ص۲۳۵). به اشاره امام علی بن ابی طالب علیه السلام، ایشان زیورآلات را کنار گذاشتند، آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از ایشان استقبال کرد و برخی از هدایایی را که برای آن حضرت آورده بودند، پذیرفت (سبحانی، فروغ ابدیت، ص۹۰۲).

آنان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اجازه گرفتند تا به روش و آیین خود، در مسجد نماز بگزارند و ایشان علی رغم تعجب و اعتراض برخی از مسلمانان، این اجازه را به ایشان داد. آنان براساس مناسک دینی نصارا، ناقوس نواختند و به سمت مشرق ایستادند و نماز خواندند و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اجازه نداد تا مسلمانان در این حال به ایشان تعرض کنند (قمی، تفسیر القمی، ج۱، ص۱۰۴؛ ابن طاوس، اقبال بالاعمال، ج۲، ص۳۴۳). پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پس از آنکه نصارای نجران را در بخشی از مسجد مستقر فرمود، جلساتی را برای دعوت آنان به اسلام برگزار کرد و حقایق دین خود را به ایشان معرفی نمود. بدیهی می نمود که یکی از مهم ترین اختلافات میان مسلمانان و نصرانیان، اختلاف دربار حضرت مسیح علیه السلام باشد. چراکه نصرانیان عیسی مسیح علیه السلام را پسر خداوند می شناختند و اسلام این آموزه را، تحریف از آموزه های مسیحی معرفی می کرد و حضرت عیسی را بنده ای از بندگان خداوند و پیامبری در ردیف سایر پیامبران همچون حضرت ابراهیم و موسی معرفی می نمود. لذا مهم ترین محور گفت وگو میان نجرانیان و پیامبر، موضوع شناخت جایگاه عیسی علیه السلام بود.

نجرانیان در یکی از حساس ترین مراحل گفت وشنود با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، به آن حضرت عرضه داشتند که ما نشانه های بسیاری از کتاب های پیشین و بشارت های قبلی پیامبران را بر شما منطبق می بینیم، اما مهم ترین نشانه ای را که در کتاب های قبلی درمورد پیامبر بعدی وجود دارد، در شما نمی یابیم. در بشارت های کتاب های آسمانی پیشین آمده است که پیامبری که بعد از عیسی علیه السلام ظهور می کند، عیسی را تأیید می کند ولی شما عیسی را تکذیب می کنید و به او ناسزا می گویید و او را بنده خدا می دانید. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در این بخش ضمن رد سخنان نجرانیان فرمودند: چنین نیست؛ بلکه من عیسی را تصدیق می کنم و به او ایمان دارم. شهادت می دهم که او پیامبر خدا است و البته می گویم که او بند خدا است که اختیاری در حیات و مرگ و نفع و ضرر خویش ندارد.

نجرانیان از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند: آیا انسانی که عبد و بند خداوند است، می تواند اعمالی را که عیسی علیه السلام انجام می داد، انجام دهد؟ او بر زنده کردن مردگان و شفای بیماران و خبر دادن از مکنونات قلبی افراد توانا بود و این ویژگی ها تنها از خداوند یا پسر او می تواند سر بزند (مقاتل، تفسیر، ج۱ ص ۲۸۰).

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ فرمودند: برادرم عیسی، آن گونه که شما می گویید، مرده زنده می کرد و بیماران مادرزاد مانند نابینایان و پیسی زدگان را شفا می داد و از آنچه که در قلوب افراد می گذشت و از آنچه که در خانه هایشان پنهان کرده بودند، خبر می داد و تمام این افعال را به اذن خداوند انجام می داد. او مانند تمام انسان های دیگر، گوشت و پوست و خون و استخوان و مو داشت، مانند تمام انسان ها غذا می خورد، آب می نوشید و مانند آن ها قضای حاجت می کرد؛ اما خداوند از تمام این صفات و ویژگی ها منزه است. هیچ کس مانند خداوند نیست و او شریکی ندارد (قمی، تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج۱، ص۱۰۴؛ ابن طاووس، اقبال بالاعمال، ج۲ ص ۳۴۳).

نصرانیان نجران در این بخش از گفت وگوها، بالاترین دلیل خود در چرایی «خدازاده» بودن عیسی را مطرح کردند. آنان استدلال کردند که چگونه عیسی را پسر خدا ندانیم، حال آنکه او بدون پدر زاییده شده و این مسأله ای بی سابقه در میان بشر است و نشان می دهد که اعتقاد به اینکه عیسی فرزند خدا است، ادعایی صحیح و قابل پذیرش است. برخی منابع، می نویسند که آنان ابتدا از حسب و نسب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند و آن حضرت پاسخ فرمود. سپس از پدران سایر پیامبران پرسش نمودند و آن حضرت به آنان پاسخ داد. سپس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسیدند که پدر عیسی علیه السلام کیست؟ (فرات، تفسیر فرات الکوفی، ص۸۸؛ مقاتل، تفسیر، ج۱ص۲۸۱) این سؤال کنایه از آن داشت که عیسی دارای خلقتی متفاوت از سایر پیامبران است و باید او را فرزند خداوند دانست.

نزول فرشته وحی و پاسخ به سؤال نصارای نجران

در اینجا فرشت وحی برای پاسخ به این پرسش نازل شد و این آیات را بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم وحی فرمود: «إِنَّ مَثَلَ عیسی عِنْدَاللَّهِ کمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَه کن فیَکون: درواقع مثال عیسی نزد خدا، همچون مثال آدم است؛ [که] او را از خاک آفرید، سپس به او گفت: «باش!» پس [فوراً موجود] شد» (آل عمران: ۵۹، ترجمه رضایی). خداوند متعال با فرو فرستادن این پیام مهم، استدلال نصارای نجران را پاسخ گفت. محتوای این پاسخ حاکی از آن بود که هرچند سنت الهی بر این است که انسان ها را از پدر و مادر بیافریند، اما خلق انسان ها بدون داشتن پدر و مادر مسبوق به سابقه است و حتی در خلقت حضرت آدم، خدا او را بدون داشتن پدر و مادر آفرید. نصارای نجران در مقابل این استدلال پیامبر ساکت شدند؛ آنان یا باید اسلام را می پذیرفتند و به بشارت های پیشین عمل می کردند، یا باید پرداخت مالیات را می پذیرفتند و یا آماده جنگ می شدند.

پیشنهاد مباهله

در این اثنا، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برای اثبات حقانیت عدم پسر خدا بودن حضرت عیسی علیه السلام، به دستور خداوند، راه دیگری نیز پیش پای وفد نجران قرار داد و آن مباهله بود. قرآن کریم این پیشنهاد را این گونه گزارش می کند: «فَمَنْ حاجَّک فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نِساءَنا وَ نساءَکمْ وَ أَنفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعنَتَ اللَّه عَلَی الْکاذِبین: و هرگاه بعد از دانشی که تو را [حاصل] آمده، (باز) کسانی در (مورد) آن با تو به بحث (و ستیز) برخیزند، پس بگو: بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را دعوت کنیم، سپس مباهله می کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار می دهیم» (آل عمران: ۶۱).

برخی مباهله را هم معنا با ملاعنه (طبری، جامع البیان، ج۳ ص۲۱۰) و از باب مفاعله دانسته اند. برخی دیگر مباهله را به معنای دعا و تضرع و زاری معنا کرده اند (طبرسی، مجمع البیان، ج۲ ص ۷۶۳). باب مفاعله نمایش دهنده فعلی دوطرفه یا دوسویه است. یعنی دو طرف یکدیگر را لعن و نفرین کنند. معنای اصطلاحی مباهله آن بود که دو سوی منازعه در جایی خارج از شهر رودرروی یکدیگر بایستند و خدا را بخوانند تا دروغگویان را رسوا و هلاک نماید (طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۲ ص ۴۸۵). از آنجا که هر دو سوی منازعه، اعلام می کرد که از طرف خداوند مورد تأیید است، ای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *