تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی شامل 71 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی :

نامه، ش ۲۳

چکیده: فایل پاورپوینت کامل بازسازی گرایی دینی، از یک سو، در مقابل محافظه گرایی دینی و ترمیم گرایی دینی قرار می گیرد و از سوی دیگر، در برابر بازفهمی گرایی دینی است . از این دیدگاه که امثال اقبال و شریعتی آن را مطرح ساختند، باید با حفظ عناصر فرازمینه ای دین، به تجدیدنظر در عناصر زمینه مند آن پرداخت . دین یک نظام نمادین ویژه است که حول یک امکان وجودی به نام تجربه دینی شکل می گیرد .

بازسازی گرایی دین یکی از گرایش های مهم دینی در ایران معاصر است . گفتن ندارد که ایده بازسازی دین را شریعتی از اقبال لاهوری اخذ کرد و آن را به عنوان یک نوع مواجهه کارآمد با میراث اسلامی اولیه (قرآن و سنت پیامبر) جا انداخت . بازسازی گرایانی نظیر شریعتی نوع مواجهه محافظت گرایی دینی و ترمیم گرایی دینی را مورد انتقاد قرار دادند و آنها را ناکارآمد معرفی کردند . در ایران معاصر، آیت الله مصباح یزدی نمونه یک محافظت گرا و حجت الاسلام محسن کدیور نمونه یک ترمیم گرای دینی است . پس از شریعتی، گرچه اندیشه های کسانی چون محمد مجتهد شبستری و عبدالکریم سروش، گرایش بازسازگرایی را تقویت کرد، اما آنها بازسازی را به بازفهمی تقلیل دادند به هر حال، نمی توان انکار کرد که اندیشه های اینان از جهات مهمی با اندیشه بازسازی گرایانه هم گرا بوده است . یک نمونه مهم این هم گرایی اتفاق نظر همگی آنان در فراروی از گفتار متاخر اسلامی به همراه بازخوانی دین تاریخی است .

آنچه کسانی چون اقبال و شریعتی را به فکر بازسازی دین انداخت، این بود که آنان دریافتند دین تاریخی در دنیای امروز نمی تواند به همان شکل اولیه خود کارآمد باشد . آنان ناکارآمدی دین تاریخی در عصر مدرن را با مفهوم زمینه مندی (۱) توضیح دادند . در نظر آنان این پدیده زمینه مندی است که واجد عناصری فرازمینه ای نیز هست . در این نگاه، زمینه مندی دین نه تنها موجب بی اعتباری آن نمی شود، بلکه دین برای برقراری ارتباط معنادار با عصر خود، جز تن دادن به آن چاره ای ندارد . از این منظر، این انتظار که دین در همه اطوار خود جلوه ای ابدی داشته باشد، انتظار نامعقولی است و چنین چیزی اساسا محال است و اصلا هیچ پدیده فرهنگی نیست که زمینه مند نباشد . دین از دو جا اعتبار حاصل می کند: یکی از عناصر فرازمینه ای خویش که هویت آن و هسته سخت آن را می سازد و دیگری از کارآمدی عناصر زمینه مند خود که در عصری که عمل می کند، تمدن ساز و فرهنگ ساز است . این است که وقتی زمینه تغییر می کند، عناصر زمینه مند نیز ناکارآمد می شود و در نتیجه، باید با اجتهاد آزاد در آنها تجدید نظر کرد . یک نمونه شناخته شده از این نوع نگرش این است که شریعتی می گوید احکام اجتماعی دین متغیر، و احکام عبادی آن ثابت است . چون اساسا اجتماع پدیده متغیری است، احکام اجتماعی نیز ضرورتا نمی تواند ابدی باشد; لاجرم در احکام اجتماعی دین می بایست تجدیدنظر کرد . پس اگر بخواهیم اندیشه بازسازی گرایانه شریعتی را فرمول وار بیان کنیم، می توانیم بگوییم که شریعتی معتقد است با تکیه بر عناصر فرازمینه ای دین می بایست در عناصر زمینه مند آن تجدید نظر کرد . به عنوان مثال، یکی از عناصر فرازمینه ای دین در نظر شریعتی مفهوم توحید است . توحید در نظر او «زیربنای » دین است .

من در اینجا مایلم قبل از اینکه به بحث تعلیق گفتار متاخر اسلامی بپردازم، اندکی در پیرامون این پرسش سخن بگویم: با توجه به گذر از دنیای ماقبل مدرنیته به مدرنیته، چرا باید دین را که متعلق به دوران ماقبل مدرنیته است بازسازی کرد؟ برای پاسخ گویی به این پرسش و عبور از این معضل نظری چاره ای جز این نداریم که نشان دهیم خود دین تاریخی یا برخی مؤلفه های اصلی آن، فراسنتی، و یا به تعبیر درست تر، فراپیش مدرن اند . از پنج منظر می توان چنین موضعی را اتخاذ کرد:

منظر اول که منظری کاملا درون دینی است، این است که بگوییم دین منشئی الاهی دارد و ازاین رو، ابدی است . چنین پاسخی نامربوطترین پاسخ هاست; زیرا اگر پرسشگر می توانست بپذیرد که دین امری الاهی است، دیگر چنان پرسشی مطرح نمی کرد .

منظر دوم این است که گفته شود دین، به تعبیر قدما، از جمله معقولات ثانیه یا به تعبیر ارنست کالیوریک، نظام نمادین خاص و منحصربه فرد است; مثل و در کنار هنر، علم، فلسفه و اسطوره که به رغم همه زمینه مندی خود، به دوران خاصی تعلق ندارند . این پاسخ، پاسخ معتبری است، اما هیچ دلالت مستقیمی بر ضرورت بازسازی دین در اینجا و اکنون و به دست این یا آن ندارد .

منظر سوم این است که دین را به مجموعه فهم های دین فروکاهیم و مدعی شویم که ما اساسا راه به سرشت مفهومی دین نداریم و دین را تنها از راه مجاری بیرونی درمی یابیم و می فهمیم . ما فقط با پدیدار دین (فنومن دین) سرو کار داریم، اما ذات و سرشت دین (نومن) اساسا دور از دسترس ماست . به نظر می رسد این منظر منظری است که عبدالکریم سروش در قبض و بسط تئوریک شریعت اتخاذ کرده است . این دیدگاه، دیدگاه معتبری نیست; زیرا بازسازی را به بازفهمی تقلیل می دهد . همچنین این دیدگاه درباره اینکه دین داری به چه سبب در دوران مدرن نیز وجود خواهد داشت و چرا اشکال جدیدتر زندگی جای آن را پر نخواهد کرد، خاموش است .

منظر چهارم این است که دین را به تجربه دینی تقلیل دهیم . دین محصول تجربه دینی انسان هاست و تجربه کردن دینی امری فراعصری است . دین در اینجا یک امکان وجودی است که دوران مدرن و ماقبل مدرن نمی شناسد; درست مثل تجربه های شاعرانه، عاشقانه و عارفانه که از وجود آدمی برمی خیزند و هیچ ربطی به گذشته و حال و آینده ندارند . دین تاریخی نیز محصول تجربه دینی پیامبر است . ایشان تعبیری از تجربه دینی خود عرضه کرد که در زمان خودشان پاسخ گو و معنادار و راهگشا بود . اکنون ما باید ببینیم که آن تعبیر پیامبرانه چقدر برای ما کارساز است و چقدر می تواند معرف تجربه دینی ما و مناسب برای زیست مبتنی بر چنین تجربه ای باشد . پس بازسازی دین تاریخی تا زمانی معنا دارد که عناصری در تعبیر پیامبرانه تجربه دینی، وجود داشته باشد که به کار زیست دینی مدرن ما بیاید و اگر در روند تاریخ به جایی برسیم که در تعبیر پیامبرانه تجربه دینی، دیگر عنصر زنده و ارجمند و گره گشایی نیابیم، آن گاه می توانیم از آن ببریم و به تعبیری کاملا نو رجوع کنیم . این دیدگاه معتبر و بسیار مترقیانه است و ضرورت بازسازی دین را به درستی به رسمیت می شناسد و فراپیش مدرن بودن دین داری را با معرفی آن به عنوان امری وجودی (اگزیستانسیال) مورد تاکید قرار می دهد . اما این رویکرد مشکلاتی اساسی نیز دارد: نخست اینکه در این نگاه بازسازی دین، به عنوان یک پروژه، در نهایت منطقیش به نفی ضرورت دین می انجامد و منتهی به گسست کامل از دین می شود . تعابیر دینی در طی زمان آن قدر تغییر خواهد کرد که در نهایت هیچ نسبتی با تعبیر پیامبرانه نخواهد داشت . دوم اینکه این دیدگاه به همان میزان که مترقیانه است، نخبه گرایانه نیز هست; زیرا توده دین دار همواره به دنبال نسبت معناداری با دین تاریخی نیز هست و اگر شما بازسازی دین را چنان تعریف کنید که منتهی به گسست از دین تاریخی شود، آن گاه بازسازی دین بدل به امری صرفا روشن فکرانه می شود و اساسا مابه ازای اجتماعی نخواهد داشت; مگر اینکه بازسازی گرا به نحوی غیرصادقانه رفتار کند و نهایت منطقی پروژه خود را برای مردم آشکار نسازد . سوم اینکه این دیدگاه، دین تاریخی را به عنوان یک نظام ویژه نمادین مورد توجه قرار نمی دهد .

اما منظر پنجم این است که دین یک نظام نمادین ویژه است که حول یک امکان وجودی به نام تجربه دینی شکل می گیرد . در این نگاه، از یک سو، دین به مثابه زیستنی همراه با دریافت تجربه دینی است و برابر است با تحقق این امکان وجودی و مشروب شدن از آثار و پیامدهای آن، و ازاین رو، فراعصری است; از سوی دیگر، دین نظام نمادین ویژه ای است در کنار دیگر نظام های نمادین، و این نظام نمادین تعبیری نوعی (۲) از تجربه دینی است که توسط پیامبران عرضه شده اند و همین نظام نمادین ویژه است که زیستن دین دارانه را از زیستن عارفانه، شاعرانه، معنوی و غیره جدا می کند . دین، به عنوان یک نظام نمادین، دارای هسته سخت ویژه ای است که به آن هویت می بخشد . مؤلفه های این هسته سخت عبارت اند از: هستی شناسی; معرفت شناسی; انسان شناسی و بالاخره، یک نظام اخلاقی . دین در این چهار عرصه، مفاهیم خاصی عرضه می کند که این مفاهیم بسته به اینکه انسان در چه دورانی زندگی می کند، قابل تفسیر است . «اینکه کدام عناصر ایمانی نیازمند تغییر یا تفسیر مجدد هستند، به شرایط واقعی جامعه مؤمنان و نیز این نکته بستگی دارد که شرایط مذکور یعنی مربوط بودن، متناسب بودن و معقول و معتبر بودن، آن عناصر ایمانی را به طریقی خدشه دار سازند .» مثلا در باب رابطه انسان و خدا دین از بندگی انسان سخن می گوید . این مقوله ای است که به هستی شناسی و به تبع آن به معرفت شناسی، انسان شناسی و نظام اخلاقی دین مربوط است . در دوران ماقبل مدرن بندگی خدا مثل صورت زمینی آن، یعنی بردگی و غلامی، فهمیده می شد . اما همین مفهوم بندگی خدا را در دوران جدید می توان به نحوی اومانیستی تفسیر کرد . شریعتی خودآگاهی اصیل را عین خداآگاهی و خداآگاهی را عین خودآگاهی می داند . از چنین منظری، بندگی خدا دیگر وضع صوری و شرعی رابطه ای ذهنی و یک جانبه با خدا نیست، بلکه بندگی در این معنا نه وضع ذهنی یک رابطه خاص و اجرای عملی و مناسکی آن، بلکه اکتشاف اتصالی وجودی و اعتراف به آن است . انسان درمی یابد که اراده خداوند محیط بر اراده اوست و اراده من متناهی متصل و فارغ از اراده من نامتناهی نیست . آنچه ما بدان نیاز داریم، تنها کشف این اتصال وجودی است; پیوندی که ما از آن مشروب می شویم و بدان محتاجیم و خداوند از آن بی نیاز است . وقتی به چنین کشفی نایل شویم، درمی یابیم که بندگی خدا عین حریت است و حریت در معنای اصیل کلمه جز با بندگی تحقق نمی یابد و بندگی جز با حریت زمینی به کمال نمی رسد .

از این منظر بازسازی دین تاریخی برابر است با عبور از عناصر زمینه مند دین تاریخی و بازتفسیر هسته سخت آن مطابق با وضعی که ما امروز در آن به سر می بریم و این همان کاری است که پیامبران در طول تاریخ و متناسب با عصر خویش انجام داده اند و در عصر خاتمیت، این وظیفه بر عهده خود انسان ها نهاده شده است . نتیجه اینکه از منظر پنجم بازسازی دین نه تنها ضروری است، بلکه وظیفه و تکلیفی دینی است برای تداوم حیات دین و برای تداوم زیست دین دارانه و به رسمیت شناختن یک امکان وجودی که می تواند به طور بالقوه انسان را به سعادت برساند و زندگی او را معنا و مفهوم ببخشد . در این نگاه، نفی دین برابر است با نفی یک امکان وجودی و نفی یک نوع زیست بشری که عملا در تاریخ، فرهنگ ساز و تمدن ساز بوده است . نفی دین همان قدر بی معنا و ضدانسانی است که نفی شعر و عشق .

این است که شریعتی به درستی بیشترین هم خود را مصروف ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *