توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی :
مقدمه
هر نظام تربیتی از مبانی، اصول، روش ها، و اهداف تربیتی خاصی تشکیل شده است. یک نظریه پرداز امر تربیت، با بررسی ویژگی های وجودی مؤثر در رفتار انسان، که از آن به مبانی تربیت تعبیر می شود، قواعد کلی تربیت، یعنی اصول تربیت را به دست می آورد و روش های تربیت باید مبتنی بر آن اصول باشد و هرگونه تعارض و تنافی میان اصول تربیت و روش های تربیت، عدم کارآیی یا کارکرد منفی آن روش ها را به دنبال خواهد داشت. از انسان شناسی مطرح شده در علم اخلاق اسلامی به عنوان یکی از سه شاخ حکمت عملی، و نیز از راه کارهای تربیتی مطرح شده در آن، می توان اصولی را به عنوان قواعد کلی تربیت استخراج کرد که راهنمای عمل مربیان قرار گیرد، و در اتخاذ روش های صحیح تربیت، تأثیر اساسی داشته باشد؛ و با تحلیل مبادی و مسائل علم اخلاق اسلامی می توان به چنین قواعدی دست پیدا کرد.
در طبقه بندی علوم، از علم اخلاق اسلامی به عنوان یکی از علوم عملی نام برده شده است. در طبقه بندی مشهور علوم، علوم به دو دسته نظری (الهیات، ریاضیات و طبیعیات)، و عملی (تهذیب نفس، تدبیر منزل و سیاست مدن) تقسیم شده است که از قسم تهذیب نفس به عنوان اخلاق فلسفی، علم اخلاق، و… نیز تعبیر شده است. از مطالع آثاری همچون طهاره الأعراق و اخلاق ناصری و جامع السعادات و… می توان اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی را بازشناخت. هچنین روش های درمان رذائل اخلاقی، و تحصیل فضائل اخلاقی را به دست آورد. بنابراین، با استخراج اصول تربیت اخلاقی، موفقیت بیشتری در امر تربیت اخلاقی کسب کرد. این اصول و قواعد تربیتی از مبانی انسان شناسی اخذ شده اند و در پیشین این بحث، یعنی منابعی که در آن سخن از اصول تربیت اخلاقی به میان آمده است، فقط به سه مورد اشاره می شود: کتاب آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن، تألیف جمعی از نویسندگان (۱۳۸۸)، و مقاله های «اصول تربیت اخلاقی از منظر اسلام» نوشته بهروز رفیعی (۱۳۹۵) و «درآمدی بر اصول تربیت اخلاقی از منظر ملااحمد نراقی»، نوشته نصرتی و دیگران (۱۳۹۳).
در این کتاب و مقالات پژوهشی به بخشی از اصول تربیت اخلاقی اشاره شده، اما پژوهش حاضر درصدد است اصول تربیت اخلاقی که در منابع علم اخلاق اسلامی مدنظر قرار گرفته را مفصلاً بیان کند.
بر اساس آنچه گفته شد، سؤال اصلی پژوهش این است که: «اصول تربیت اخلاقی در علم اخلاق اسلامی کدامند»؟
۱- اصل تغییرپذیری خُلق انسان
اگر اخلاق در انسان تغییرپذیر نبود، مجالی برای تأسیس علم اخلاق نبود؛ بنابراین تدوین علم اخلاق، خود دلیل بر تغییرپذیری اخلاق است؛ اما از بین اقوال در مورد تغییرپذیر یا غیرقابل تغییر بودن اخلاق، بهترین قول آن است که برخی از خلق ها، غیرقابل تغییر، و برخی دیگر که حاصل اسباب خارجی هستند، قابل تغییر می باشند (نراقی، بی تا، ج ۱، ص ۵۷).
مسکویه رازی می گوید: نفس ناطقه «کریمه ادبیه بالطبع» یعنی ذاتاً مؤدب است؛ و نفس غضبیه ذاتاً غیرمؤدب است ولی قابل تأدیب است؛ و نفس شهویه ذاتاً غیرمؤدب و غیرقابل تأدیب است (مسکویه رازی، ۱۴۲۶ ق، ص ۱۳۶).
براین اساس، یکی از اصول تربیت، تغییرپذیری اخلاق است، که علاوه بر شواهد تجربی، تأسیس علم اخلاق نیز بر آن دلالت دارد.
۲- اصل تقدم خودشناسی بر خودسازی
براساس آیات و روایات، انسان دارای کرامت ذاتی است و مستعد کسب کرامت اکتسابی و نهایی است و مربی باید متربی را به این نکته آگاه کند که وجودش گوهری ارزشمند است و باید گوهر وجود خود را در درون صدف تقوا محافظت کند. انسان، پس از خودشناسی سعی می کند همیشه طبق مقتضای سعادت خود قدم بردارد و به نتایج مهمی در سلوک نفس دست پیدا کند (ر. ک: نراقی، ۱۳۷۸، ص ۱۷). ازاین رو، چنین شخصی به شناخت نفس و راه حفظ آن از مهلکات، و راه استقامت آن در صراط مستقیم، همت می گمارد (صدرالمتألهین، ۱۳۸۴، ج ۲، ص ۶۱). پس، با وجود اینکه معرفت خداوند، از باب شرف، مقدم بر معرفت نفس است؛ معرفت نفس، از باب ترتیب صناعی، مقدم بر معرفت خدا است (راغب اصفهانی، بی تا، ص ۹).
بنابراین، یکی از مهم ترین اصول تربیتی، خودشناسی، یعنی اطلاع از گوهر ارزشمند وجود است، که سبب می شود متربی نحوه نگهداری این گوهر ارزشمند را فرابگیرد، و طبق آن عمل کند.
امام سجاد(ع) می فرماید: «منْ کَرُمَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیهِ الدُّنْیا» (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴ ق، ص ۲۷۸)؛ هرکس که خود را بزرگوار بداند، دنیا را کوچک می شمارد.
امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «مَنْ کَرُمَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیهِ شَهْوَتُهُ» (شریف الرضی، ۱۳۸۰، ص ۵۵۸)؛ هرکس که نفس خود را بزرگوار بداند، شهوت را کوچک می شمارد.
امام هادی(ع) می فرماید: «مَنْ هَانَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ فَلَا تَأْمَنْ شَرَّهُ» (ابن شعبه حرانی، ۱۴۰۴ق، ص ۴۸۳)؛ هرکس که خود را حقیر بداند، خود را از شر او در امان ندان.
در روایت دیگری بر رعایت مقتضیات کرامت ذاتی انسان تأکید شده است:
امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «إِنَّهُ لَیسَ لِأَنْفُسِکمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّهُ فَلَا تَبِیعُوهَا إِلَّا بِهَا» (شریف الرضی، ، ص۵۵۶)؛ همانا برای وجود شما بهایی جز بهشت نیست، پس آن را جز به بهشت نفروشید.
قابل ذکر است که خودشناسی معانی مختلفی دارد، از قبیل: ۱- شناخت ساختار فیزیولوژیک بدن انسان؛ ۲- شناخت مبدأ و معاد انسان در جهت افزایش بینش برای ترغیب شدن به انجام عمل صالح؛ ۳- شناخت قوای نفس و ویژگی های انسان در جهت ترسیم اصول تربیت؛ ۴- شناخت از ارزش وجودی انسان.
بالطبع هر انسانی بعد از آگاهی از اینکه وجود انسان گوهری است ارزشمند، سعی می کند گوهر وجود خود را در صدف تقوا نگهداری کند تا آسیبی به آن نرسد.
خودشناسی نوع سوم، از مبانی بسیاری از اصول تربیتی است، و خودشناسی نوع چهارم یکی اصول تربیت است.
۳- اصل تقدم کشف بیماری اخلاقی بر درمان آن
در طب روحانی (علم اخلاق اسلامی)، مانند طب جسمانی، قدم اول در درمان بیماری های روح، کشف بیماری و اطلاع از عواقب سوء آن است؛ اما حب نفس، مانع مشاهده عیوب می شود: «حُبُّک الشَّی ءَ یُعْمِی وَ یُصِمُ» (شریف الرضی، ۱۳۸۰، ص ۱۷۱)؛ دوست داشتن تو نسبت به چیزی تو را کور و کر می کند و انسان، به دلیل حب ذات، افراط و تفریط در اعمال و اخلاق خود را اعتدال می پندارد. این درحالی است که عیوب دیگران را به راحتی می بیند.
بنابراین، چهار راه برای کشف بیماری های نفس پیشنهاد شده است:
۱- بیماری اخلاقی مثل بیماری بدن، نیاز به کشف دارد و یک استاد اخلاق که از نوع بیماری های اخلاقی و روش های درمان آن آگاه است، در این زمینه می تواند سالک طریق تهذیب نفس را کمک کند، که البته باید تسلیم محض نسخه های درمانی استاد باشد؛ چه اینکه ممکن است استاد مشاهده کند که نشاط مرید بر اثر مداومت در عبادت کم شده است و اگر ساعتی را به سرگرمی بپردازد، نشاط او تجدید می شود، در این صورت سرگرمی را برایش تجویز کند؛ و مرید نباید اعتراض کند. امیرمؤمنان علی(ع) می فرماید: «رَوِّحُوا قُلُوبَکمْ فَإِنَّهَا إِذَا أُکرِهَتْ عَمِیت» (ابن ابی جمهور، ۱۴۰۵ق، ج ۳، ص ۲۹۶)؛ قلوب خود را استراحت دهید؛ زیرا اگر بر آن سخت گرفته شود، از مشاهد حقایق کور می شود.
۲- دوست راستگو و آگاه و باایمانی داشته باشد که اخلاق ناپسند او را اطلاع دهد.
۳- عیوبش را از زبان دشمنانش بشنود؛ زیرا دشمنان با دقت تمام، مراقب عیوب انسان اند؛ به همین دلیل، گاهی انسان از دشمن کینه توز، بیش از دوست چاپلوس، بهره می گیرد.
۴- با مردم معاشرت کند، آنچه را از صفات آنها نکوهیده می بیند، در مورد خودش نیز بررسی کند که آیا او نیز دارای این صفات نکوهیده هست یا نه (ر. ک: غزالی، بی تا، ج ۳، ص ۱۴۰۶؛ ج ۵، ص ۲۷۱۷).
اما راز اینکه بیماری نفوس بیش از بیماری بدن هاست، آن است که اولاً، بیمار نفس غالباً نمی داند که بیمار است، لذا اگر خداوند خیر کسی را بخواهد او را به عیوب نفس واقف می کند، و کسی به عیب خود واقف باشد، به فکر درمان آن می افتد. اما اکثر مردم نسبت به عیب خود جاهل اند و خار را در چشم دیگری می بینند، اما تنه درخت را در چشم خود نمی بینند! ثانیاً، بر خلاف بیماری بدن که پایان کار آن مرگ است، و طبایع از آن نفرت دارند، فرجام بیماری نفس در این جهان مشهود نیست، و پس از مرگ واقع می شود، ازاین رو، نفرت از گناه کم است، به همین سبب دیده می شود که مبتلا به بیمار بدنی به درمان آن می کوشد، ولی به بیماری نفس اهمیت نمی دهد؛ ثالثاً طبیب نفس کم است، و چه بسا طبیبانی که در قالب اصلاح مردم، به افساد آنان مشغول اند؛ زیرا هنگامی که سخن بگویند برای آنها چیزی مهم تر از آن نیست که بر رغبت عوام در شنیدن سخنان خود بیفزایند، و دل آنها را به دست آورند، و به این مقصود نمی رسند جز اینکه بر امید آنها و غلبه دادن اسباب رجا بیفزایند، و دلایل رحمت حق تعالی را ذکر کنند؛ زیرا این سخنان در گوش ها لذیذتر و در طبایع دلنشین تر است، و مردم در حالی مجالس وعظ آنها را ترک می کنند که بر ارتکاب گناه دلیرتر و اعتماد آنها به فضل و بخشش خداوند بیشتر شده است، و هرگاه طبیب نادان یا خائن باشد با دارو بیمار را هلاک می کند، چه آن را در محل خود به کار نمی برد؛ خوف و رجا دارو هستند، اما باید در جای خود استفاده شوند، لذا کسی که خوف از خدا بر او غلبه یافته تا آنجا که از دنیا بکلی دوری گزیده، و زندگی را بکلی بر خود تنگ کرده، باید با ذکر اسباب رجا، شدت خوف او را شکست، و وی را به اعتدال بازگردانید؛ همچنین گناهکاری که آرزومند توبه است اما به سبب بزرگ شمردن گناهان خود مأیوس گشته و از توبه امتناع می کند نیز درمان او به ذکر اسباب رجا است تا به قبول توبه امید بندد، و توبه کند؛ اما مغروری که در ارتکاب گناه بی پروا و گستاخ شده است، معالجه او از طریق ذکر اسباب رجا مانند آن است که به امید شفا، گرمی مزاج را با عسل درمان کنند، و این روش نادانان و گمراهان است (غزالی، بی تا، ج ۴، ص ۲۱۹۰؛ ج ۳، ص ۱۴۵۹).
۴- اصل تفاوت های فردی
حرکت جوهری نفس از عناصر اولیه، و ارتقای آن به نفس نباتی و حیوانی، و سپس نفس انسانی اقتضا می کند که نفس انسان های مختلف، همانند عناصر اولیه، متفاوت باشند (صدرالمتألهین، ۱۹۸۱، ج ۸، ص ۳۴۰؛ فخررازی، ۱۴۰۷ق، ج ۷، ص ۱۴۷؛ حسن زاده آملی، ۱۳۸۶، ص ۲۵۲). ازاین رو، حس و تجربه و عقل و نقل گواه است بر اینکه انسان ها، هم از لحاظ خصوصیات جسمانی، و هم از لحاظ ویژگی های روانی تفاوت هایی با یکدیگر دارند، و این تفاوت ها، مقتضای حکمت الهی و لازمه نظام احسن و زمینه ساز سعادت انسان هاست. اگر استعدادها و علاقه های انسان ها تفاوت نمی داشت، هم آنان در یک رشته علمی یا عملی مهارت پیدا می کردند، ناگفته پیداست که از این اوضاع و احوال چه عواقب نامطلوبی در زندگی اجتماعی به بار می آمد (مصباح، ۱۳۹۰، ص ۲۸۸-۲۹۲).
منشأ تفاوت های فردی
اخوان الصفا منشأ تفاوت های فردی را در تفاوت مزاج، تفاوت خاک و هوای محل سکونت، تفاوت محیط رشد به لحاظ دین پدران و معلم ها و دیگر افراد مؤثر در تربیت، و تفاوت موجبات احکام نجوم در اصول موالید و مساقط نطفه افراد دانسته اند؛ اخوان الصفا معتقدند احکام نجوم در اخلاق افراد تأثیر می گذارد؛ افرادی که در برج آتشی، مثل برج مریخ و قلب اسد و در زمان استیلای کواکب آتشی متولد می شوند، مزاج گرم و صفراوی دارند؛ و آنهایی که در برج آبی، و در زمان استیلای کواکب آبی، مثل زهره متولد می شوند، مزاج تر و بلغمی دارند؛ و آنهایی که در برج خاکی، و در زمان استیلای کواکب ثابته، مثل زحل متولد می شوند، مزاج خشک و سوداوی دارند؛ و آنهایی که در برج هوایی، و در زمان استیلای کواکب ثابته، مثل مشتری متولد می شوند، مزاج خونی و معتدل دارند (اخوان الصفاء، ۱۹۹۲، ج ۱، ص ۲۹۹-۳۰۷).
مربی باید از وجود تفاوت های فردی آگاه باشد، و بداند نباید همه را به یک روش تربیت کند. همان طور که اگر پزشک بخواهد تمام بیماران را به یک نسخه خاص درمان کند، موجب مرگ اکثر آنان می شود؛ اگر مربی بخواهد همه را به یک روش از ریاضت، تربیت کند، موجب هلاک آنها می شود، بلکه شایسته است حال، سن، مزاج، و مقدار تحمل متربی برای ریاضت را در نظر بگیرد، سپس ریاضت را بر آن موارد، مبتنی کند (غزالی، بی تا، ج ۳، ص ۱۴۵۵). بنابراین، اصولی را که هرکس برای تربیت خود به کار برده است، نباید درباره دیگران موجه و ضروری بداند. در این مورد، باید فرمود امیرمؤمنان علی(ع) را آویزه گوش قرار داد که فرمودند: «لا تَقسُروا اولاًدَکُم عَلی آدابِکُم فإنهم مَخلوقونَ لِزمانٍ غیرِ زمانِکُم» (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴ق، ج ۲۰، ص ۲۶۷)؛ آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید؛ زیرا آنان برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.
همچنین امام صادق(ع) می فرماید: «إِنَّ مِنَ الْمُسْلِمِینَ مَنْ لَهُ سَهْمٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَهُ سهْمَانِ وَ منْهُمْ مَنْ لَهُ ثَلَاثَهُ أَسْهُمٍ… فَلَیسَ ینْبَغِی أَنْ یحْمَلَ صَاحِبُ السَّهْمِ عَلَی مَا عَلَیهِ صَاحِبُ السَّهْمَینِ وَ لَا صَاحِبُ السَّهْمَینِ عَلَی مَا عَلَیهِ صَاحِبُ الثَّلَاثَه…» (کلینی، ۱۴۲۹ق، ج ۳، ص ۱۱۲-۱۱۳)؛ برخی از مسلمین یک سهم [از ایمان] و برخی دو سهم و برخی سه سهم و برخی چهار سهم و برخی پنج سهم و برخی شش سهم و برخی هفت سهم، از ایمان را دارند. پس سزاوار نیست که صاحب یک سهم را بر آنچه صاحب دو سهم دارد وادارند، و نه صاحب دو سهم را بر آنچه صاحب سه سهم دارند…. امام صادق(ع) در ادامه این حدیث، حکایت نصرانی تازه مسلمانی را مطرح کرده که با تحمیل عبادات زیاد، از دین اسلام برگشت.
۵- اصل اصالت نفس در مقابل بدن
طبق قاعده «شیئیه الشیء بصورته لا بمادته» و با توجه به اینکه نوعیت نوع انسان، فعلیت و کمال اول و صورت نوعی و فصل اخیر او نفس ناطقه است، بنابراین، نفس ناطقه تمام حقیقت انسان را دربر دارد و انسانیت انسان به نفس است نه بدن.
در منابع کهن اخلاق اسلامی آمده است شرف انسان به استعداد معرفت خداست، و ابزار معرفت خدا نفس است. پس عالم به خدا و متقرب به او و سالک به سوی او نفس است و بدن تابع و خادم اوست؛ لذا مطیع یا عاصی نفس است نه بدن (غزالی، بی تا، ج ۳، ص ۱۳۴۸). بنابراین، باید به استکمال نفس توجه بیشتری گردد و اگر میان خواسته های نفس و بدن تزاحمی پدید آید، باید خواسته نفس را ترجیح داد (گروهی از نویسندگان، ۱۳۸۳، ص ۱۶۷). البته این مطلب به معنای نادیده گرفتن نیازهای بدن نیست و اگر نیازهای اساسی بدن تأمین نشود، نفس نیز نمی تواند کارکردهای خود را انجام دهد.
نکته دیگر در اصالت نفس در مقابل بدن، آن است که تزکیه از راه علم حاصل می شود، و علم از کیفیات نفس است نه بدن. در آموزه های اسلامی، اگرچه تزکیه از نظر شرف، مقدم بر آموزش است؛ ولی از نظر ترتیب صناعی، آموزش بر تزکیه مقدم است. لذا در قرآن کریم در آی شریف «وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَه» (جمعه: ۲) (و آنها را تزکیه می کند و به آنان کتاب و حکمت می آموزد)، تزکیه را قبل از تعلیم کتاب و حکمت، و در دعای ابراهیم(ع) «وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ یُزَکِّیهِمْ» (بقره: ۱۲۹) (و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد، و پاکیزه کند)، تعلیم کتاب و حکمت را قبل از تزکیه ذکر کرده است. این بدان جهت است که آی اول در مقام توصیف تربیت مؤمنان امت، توسط رسول خدا است که بیانگر اهمیت تزکیه، و تقدم رتبه آن بر تعلیم معارف حقیقی است؛ اما در آی دوم، ابراهیم(ع) از خدا می خواهد که زکات و علم به کتاب و حکمت به ذریه اش عطا کند و معلوم است که ابتدا باید علم به اعمال صالح و اخلاق فاضله پیدا کرد، و سپس به آنها عمل کرد، تا به تدریج زکات (پاکی دل) هم به دست آید (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج ۱۹، ص ۲۶۵؛ مکارم شیرازی و همکاران، ۱۳۸۰، ج ۳، ص ۱۵۹). پس علم، جنبه طریقی و مقدمی دارد؛ اما هدف نهایی، تزکیه نفس است. به عبارت دیگر، هریک از این دو امر، در دیگری اثر می گذارد؛ یعنی تا مرحله ای از تزکیه نفس نباشد، انسان به دنبال علم نمی رود و تا علم نباشد، مراتب بالاتر تزکیه حاصل نمی شود (قرشی بنایی، ۱۳۷۷، ج ۱۱، ص ۱۵۸؛ مکارم شیرازی و همکاران، ۱۳۸۰، ج ۷، ص ۲۰). البته بعضی از علوم، مانند معرفت خدا، صرفاً جنبه طریقی نداشته، و مطلوب بالذات است (مکارم شیرازی و همکاران، ۱۳۸۰، ج ۷، ص ۲۰).
۶- اصل تأثیرگذاری نفس و بدن بر همدیگر
هیچ عملی در نفس، حادث نمی شود مگر اینکه اثر خاص خود را در قسمتی از بدن به جا می گذارد، به گونه ای که بعضی از آنها، در ظاهر بدن نیز منعکس می شود. مثلاً، ترس موجب لرزش اعضا، و خشم سبب اتساع مجاری خون و خشکی دهان می شود. همچنین حالات بدن در عملکرد نفس اثر می گذارد. انسان در حالت بیماری بدن، یک سلسله محرومیت های فکری دارد و در برخی از حالات که بدن بانشاط است، نشاط های فکری برای نفس حاصل می شود (جوادی آملی، ۱۳۶۸، ج ۱، ص ۲۳۳-۲۳۴؛ بامداد، ۱۹۵۸، ص ۶۸). در این زمینه گفته شده است: «کل واحد من النفس و البدن، متأثر بسبب صاحبه؛ فإن النفس إن کملت و کانت زاکیه، حسنت أفعال البدن، و کانت جمیله و کذا البدن إن جملت آثاره، حدث منها فی النفس هیئات حسنه، و أخلاق مرضیه» (غزالی، ۱۹۶۱، ص ۲۵۱)؛ هریک از نفس و بدن متأثر از دیگری است؛ بنابراین، هرگاه نفس کامل شود، افعال بدن نیز بهتر می شود و همچنین اگر افعال بهتری از او سر بزند تأثیر مثبتی در نفس می گذارد و صفات نفسانی پسندیده ای در نفس ایجاد می شود.
همچنین روایات زیر دلالت بر تأثیرگذاری بدن بر نفس انسان دارند:
رسول اکرم می فرماید: «مَنْ أَکلَ اللَّحْمَ أَرْبَعِینَ یوْماً صَبَاحاً قَسَا قَلْبُه» (مستغفری، ۱۳۸۵، ص ۲۴)؛ هرکس چهل روز گوشت بخورد، قسی القلب می شود.
رسول اکرم می فرماید: «مَنْ تَرَک اللَّحْمَ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً سَاءَ خُلُقُه» (همان، ص ۲۶)؛ هرکس چهل روز گوشت نخورد بدخلق می شود.
رسول اکرم می فرماید: «مَنْ أَرَادَ الْحِفْظَ فَلْیأْکل الْعسَل» (همان)؛ هرکس می خواهد حافظه اش تقویت شود، عسل بخورد.
در برخی روایات نیز به تأثیر برخی کیفیات نفس بر بدن اشاره شده است: «الحَسَدُ یُذیبُ الجَسَد» (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ق، ص ۵۲)؛ حسادت بدن را ذوب می کند. و «الحَسَدُ یفنی الجسَد» (همان)؛ حسادت بدن را تباه می کند.
تأثر نفس از مزاج بدن
از دیدگاه طب قدیم، عملکرد بدن انسان به کیفیت و کمیت چهار مایع موجود در بدن، یعنی: خون، بلغم، سودا و صفرا، بستگی دارد، و این چهار مایع مثل عناصر اربعه که هوا گرم و تر است، آب سرد و تر است، خاک سرد و خشک است، و آتش گرم و خشک است، دارای طبایع هستند؛ طبیعت خون گرم و تر است، طبیعت بلغم سرد و تر است، طبیعت صفرا گرم و خشک است، و طبیعت سودا سرد و خشک است. از ترکیب این چهار مایع، و در اثر کسر و انکسار کیفیات آنها، مزاج حاصل می شود. هرچه نوع ترکیب آنها به اعتدال نزدیک تر باشد، نشان از سلامتی بدن خواهد بود (رازی، ۱۴۰۸ق، ص ۱۲۳؛ علی خان، ۱۳۰۷، ص ۲۷).
از نظر طب قدیم، حالات قوای نفسانی نمایانگر مزاج آدمی است؛ مثلاً خشمناکی زیاد، بی تابی و آشفتگی، زودفهمی، بی شرمی، خوش بینی، امیدواری، سنگدلی، چالاکی، و خُلق مردانه، نشان گرمی مزاج است؛ و حالات عکس آنها دلیل بر سردی مزاج می باشد. پایداری در خشم، آشتی، و خیال پردازی، نشان خشک مزاجی است، و تأثیرپذیری های زودگذر دلالت بر تریِ مزاج دارند (ابن سینا، ۱۳۸۹، ج ۱، ص ۲۷۸).
همچنین همان گونه که کیفیت مزاج در نفس تأثیر دارد، کیفیت نفس نیز بر مزاج تأثیر دارد، مثلاً شادی، موجب گرمی مزاج، و غم، موجب سردی مزاج می شود (خیراندیش، ۱۳۹۰، ص ۳۷).
۷- اصل تفاوت عملکرد قوای نفس در سنین مختلف
اولین قوه ای که در نفس انسان حادث می گردد قو شهویه است. به این سبب، شهوت غذا در کودک تازه متولد شده، غالب است؛ بعد از آن، قو غضبیه پدید می آید، که موجب برخی پرخاشگری ها می شود؛ سپس قوه وهمیه شکل می گیرد که مکر و حیله نیز در انسان راه پیدا می کند و در نهایت (در حدود ۶ سالگی)، قو عقلیه در انسان پدید خواهد آمد؛ و در سن چهل سالگی کامل می شود. نور ایمان، به واسط عقل ظاهر می گردد و اگر عقل، به نور علم و ایمان قوی گردد، می تواند تمامی قوا را مسخر خود کند. لذا گفته شده است شخصی که شرور است، مادامی که جوان است با غضب و شهوت شرارت می کند؛ اما وقتی که در سن بزرگسالی که شهوت و غضب ضعیف می شود، قو وهمیه قدرت می یابد. پس قوای نفس در مراحل مختلف زندگی، دارای تغییراتی هستند که مربی باید از آن مطلع باشد (صدرالمتألهین، ۱۹۸۱، ج ۹، ص ۹۳؛ حسینی اردکانی، ۱۳۷۵؛ اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۳۵-۳۶).
۸- اصل تأثیر وراثت و محیط در کیفیات نفسانی
براساس حکمت متعالیه که نفس با حرکت جوهری از بدن پدید می آید، صور و طبایع مادی اولیه، بخصوص نطفه، در کیفیات نفسانی مؤثر خواهد بود، که این امر حاکی از تأثیر وراثت در اخلاق است (صدرالمتألهین، ۱۹۸۱، ج ۸، ص ۳۴۰؛ فخررازی، ۱۴۰۷ق، ج ۷، ص ۱۴۷؛ حسن زاده آملی، ۱۳۸۶، ص ۲۵۲).
اسلام تأثیر وراثت را پذیرفته است؛ بنابراین، از ازدواج با احمق و دیوانه و… نهی کرده است. البته قانون وراثت، همانند قانون تغذیه مخصوصاً شیر مادر در سعادت و شقاوت فرزندان دخالت دارد؛ اما این، بدان معنا نیست که اگر گوشت و پوست و استخوان یک بچه ای از حرام روییده شده است، این بچه دیگر سعادتمند نمی شود، بلکه مراد آن است که در سعادت و شقاوت بچه دخالت دارد، و پدر و مادر باید مواظب باشند بچه را در راه مستقیم قرار دهند. حتی اگر مادر و پدر، فرزند خود را در راه غیرمستقیم قرار دادند، او می تواند خود را نجات دهد (مظاهری، ۱۳۸۷، ص ۳۲۱ -۳۲۲).
همچنین بر مبنای اتحاد عاقل و معقول، ادراکات انسان، عارض بر نفس نیست؛ بلکه با نفس اتحاد پیدا کرده است، و نفس انسان با هر ادراکی تغییر پیدا می کند؛ بنابراین، محیط نقش زیادی در تربیت انسان دارد.
علمای تربیت معتقدند حتی صحبت و مراودات معمولی با دیگران، به منزله تربیت یکدیگر است (هوشیار، ۱۳۲۷، ص ۱۹)، و انسان از رفتار دیگران، بیش از گفتارشان، تأثیر می پذیرد (داوودی، ۱۳۸۵، ص ۲۰۶؛ دلشادتهرانی، ۱۳۸۵، ج ۳، ص ۱۶۰). در روایت آمده است: «کونُوا دُعَاهَ النَّاسِ بِأَعْمَالِکمْ، وَ لَا تَکونُوا دُعَاهً بِأَلْسِنَتِکم» (حمیری، ۱۴۱۳ق، ص ۷۷)؛ مردم را با اعمال خود (به خوبی ها) دعوت کنید نه با زبان های خود. کودک، با توجه به قدرت یادگیری و حس تقلید که در وجودش هست، از همان سال های اولیه زندگی رفتار پدر و مادر را سرمشق خویش قرار می دهد و از آنها پیروی می کند، و چون بیشترین معاشرت کودک با اعضای خانواده است، محیط خانواده عامل مهم در پایه گذاری شخصیت کودک است. به عنوان مثال، حسد در انسان زمانی شکل می گیرد که والدین، به یکی از فرزندان بیش از دیگری توجه می کنند، و همین سبب پیدایش حسد در فرزند دیگر می گردد (موسوی لاری، ۱۳۷۸، ص ۱۰۴). رسول خدا به منظور پیشگیری و آلوده نشدن اطفال به حسد، هرگونه بی عدالتی را درباره آنها منع کرده، و فرموده است: «ساووا بَینَ اولاًدِکُم فی العَطیّه» (پاینده، ۱۳۸۲، ص ۵۱۹)؛ در هدیه دادن، میان فرزندان خود مساوات را رعایت کنید. بنابراین، کودک که دل او خالی از هر نقشی است، و آمادگی پذیرش هر نقشی را دارد، امانتی در دست والدین است که اگر به کار خوب عادت داده شود، به همان صورت بزرگ می شود، و در دنیا و آخرت سعادتمند می گردد، و والدین و معلمان او در کارهای خیر و ثواب او شریک خواهند بود؛ و اگر به بدی خو گرفت، بدبخت و هلاک می شود، و گناهش بر گردن مربیان اوست (غزالی، بی تا، ج ۳، ص ۱۴۷۵-۱۴۷۸).
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.