توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم با 66 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی انحرافات اجتماعی در اسلام و لیبرالیسم :
چکیده:
انسان اجتماعی در شرایطی می تواند به ایفای نقش خویش بپردازد که نظمی در تعامل خود با دیگران شاهد باشد. تحقق نظم در تبعیت همگانی از هنجارهای اجتماعی میسر می گردد. اگر نقض هنجارها گسترده گردد، انحراف اجتماعی پدیدار می شود که بایستی در مهار آن و کاستن از گسترش دامنه اش اقدامات جدی صورت پذیرد.
مکتب لیبرالیسم بر اساس نگرشی که به انسان دارد، درصدد رفع هر گونه محدودیتی از انسان است، لذا به اجبار با انعقاد قراردادهای اجتماعی و تدوین قوانین، تحقق انتظام اجتماعی را با انواع شیوه ها خواهان است، اگرچه در این رویکرد با چالش های جدی روبرو می باشد.
نگرش اسلام این است که انسان در اجتماع با قبول تکالیف دینی و اجتماعی و پذیرش محدودیت هایی، در واقع خود را از انواع قیود رها می سازد و انتظام اجتماعی را به صورت ریشه ا ی محقق می کند. انحرافات اجتماعی در چنین نگرشی، علاوه بر به کارگیری شیوه های مرسوم کنترلی، با عطف توجه به نظارت الهی، مهار شدنی تر از هر شیوه ای به نظر می آید.
واژگان کلیدی:
نظارت خداوند، انسان اجتماعی، نظم اجتماعی، قرارداد اجتماعی، انحرافات اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، کنترل های اجتماعی، جامعه پذیری، اسلام، لیبرالیسم، دین، الگو، تجربه زیستی، خودکنترلی.
ضرورت زیست اجتماعی برای انسان، مورد اتفاق اکثر دانشمندان می باشد. این امر به این معنی است که افراد جامعه انسانی با همدیگر به تشریک مساعی پرداخته و در کنش های متقابلی که با هم دارند، گذران زندگی می کنند. در این ارتباط متقابل آنان دارای آداب و رسوم، ارزش ها، باورها و فرهنگ مختص به خود می شوند و با تشکیل سازمان ها و نهادهای اجتماعی مختلف به تقسیم وظایف و ایفای نقش های متفاوت می پردازند. در این روند، همواره جوامع انسانی شاهد ظهور اقشار و اصناف مختلفی است که هر یک تأمین کننده بخشی از نیازهای دیگری بوده و همبستگی میان آنان تا حدی است که هیچ یک بی نیاز از دیگری نیست.
تشکیل جامعه انسانی اصول و ضوابط خاص خود را نیاز دارد؛ به این معنی که با گرد هم آمدن عده ای افراد نامتجانس که ارتباط با یکدیگر ندارند یا تعامل های آنان دارای چارچوب منظمی نباشد، زندگی اجتماعی شکل نمی گیرد. از این رو زندگی اجتماعی، بدون حداقلی از همنوایی که تعامل افراد را در چارچوب های منظم اصول و ضوابط اجتماعی صورت می دهد، امکان پذیر نمی باشد. بر این اساس فقدان ضوابط برای رفتارهای اجتماعی، هرج و مرج و بی نظمی را در پی خواهد داشت؛ این بی نظمی، مانعی جدی در مقابل نقش هایی است که هر یک از افراد جامعه، عهده دار ایفای آنها هستند.
به دیگر سخن یگانگی اجتماعی، شرط بقای جامعه می باشد و تا زمانی که جامعه از این وضعیت برخوردار است، می تواند به بقای خود ادامه دهد. بنابراین هر جامعه ای می کوشد که همواره اعضای خود را با موازین مقبول اجتماعی انسانی خود که هنجارهای اجتماعی خوانده می شود، همراه سازد و در همین حال با استفاده از اهرم هایی بر عمل آحاد جامعه، طبق موازین و قوانین اجتماعی نظارت می کند. نتیجه چنین رویکردی ایجاد نظم در روابط اجتماعی افراد است. بدین جهت حفظ نظم مزبور، راهکارهای عملی خاص خود را نیاز دارد، زیرا همواره در جامعه، کسانی یافت می شوند که به دلایل گوناگون، از هنجارهای اجتماعی سرپیچی می کنند و در پای بندی و عمل به قراردادهای اجتماعی که اساس تحقق نظم و حاکمیت انضباط جمعی است، تن نمی دهند. به همین جهت که ضرورت زندگی انسانی، مقتضی آن است که با به کارگیری شیوه های گوناگون، کسانی را که از هنجارهای اجتماعی تبعیت نمی کنند، تحت کنترل و هدایت قرارداده و با جامعه پذیری مجدد، آنان را به پذیرش هنجارها وادار ساخت و با تشدید عوامل بازدارنده، متخلفین را از تعرض به انتظام عمومی و صدمه رساندن به آن، بازداشت.
پس واقعیت این است که همواره همه افراد مطابق انتظاراتی که جامعه از آنان دارد، عمل نمی کنند و انسان ها شاهد ناهمنوایی همنوعان خویش در رفتارهای اجتماعی و تخطی از هنجارها هستند.
در اینکه چه نوع رفتارهایی انحراف از هنجارها دانسته می شود، باید این موضوع را در نظر گرفت که هنجارها و قواعد رفتار در میان فرهنگ ها، جوامع و مکاتب مختلف فرق می کنند. آنچه در یک محیط فرهنگی، طبیعی، رفتار بهنجار دانسته می شود، ممکن است در محیط فرهنگی دیگری، رفتار انحرافی و نابهنجار به حساب آید. نکته قابل توجه این است که با تمام تفاوت های موجود در تعیین مصادیق رفتارهای انحرافی و خلاف قواعد رفتار در فرهنگ ها و جوامع مختلف، همه آنها در این مطلب با یکدیگر اشتراک دارند، رفتاری انحرافی است که بر خلاف ارزش ها، آداب و رسوم و قوانین موضوعه آن جامعه باشد.
تفاوت اسلام و لیبرالیسم در انحرافات اجتماعی
به جهت تفاوت های جوهری که میان مکتب «اسلام» و «لیبرالیسم» در عرصه های مختلف حیات فردی و جمعی انسان ها، وجود دارد، بالطبع نمی تواند در عرصه انحرافات اجتماعی نقطه اشتراک روشنی، میان آنها یافت. از این رو در خصوص موضوع بحث، باید اذعان داشت که نگاه هر یک از دو مکتب به انحرافات اجتماعی و اساساً انحرافی دانستن یک رفتار بسیار متفاوت از دیگری است؛ چه، از منظر اسلام، انحراف علاوه بر رفتارهایی که بر خلاف هنجارهای اجتماعی جامعه اسلامی است، مشمول آن دسته از رفتارهایی نیز می شود که به تخطی از دستورات وحیانی که تأمین کننده سعادت دنیوی و اخروی انسان است، منجر می گردد؛ ضمن اینکه هر هنجار اجتماعی از نظر اسلام محترم نبوده و چنانچه در تقابل با دستورات الهی باشد، پذیرفتنی نمی باشد؛ در حالی که از منظر لیبرالیسم وارد ساختن خدا و عقاید دینی در عرصه حیات اجتماعی خود انحراف است و باید انسان به رهایی خویش از قید مقدسات اقدام نماید؛ از این رو انحراف اجتماعی در مرام لیبرالیستی مشمول آن دسته از رفتارهایی است که جامعه و عقل جمعی آنان، به ناهنجار بودن آن حکم نماید.
بنابراین خاستگاه اختلاف دو مکتب در عرصه انحرافات اجتماعی، در نوع نگاهی است که آن دو به انسان به عنوان موجودی که در حیات جمعی ظهور دارد، معطوف است. از این رو بایسته است، اجمالی از رویکردهای هر یک از دو مکتب به انسان، مورد بررسی قرار گیرد تا بررسی رفتار انحرافی انسان در هر یک قابل فهم باشد.
رویکردهای انسان شناختی
اینکه انسان چگونه موجودی است و چه نیازها و خواسته هایی دارد و رفتارهای او از چه مبادی و مبانی ای برمی خیزد، شیوه های گوناگونی جهت پاسخ به آنها وجود دارد. عده ای با شیوه تجربی، گروهی با روش عرفانی و شهودی، دسته ای دیگر از راه تعقل و اندیشه فلسفی و برخی نیز با استمداد از متون دینی که فارغ از دخالت های بشر و محدودیت های مطالعات انسان ها است و به تعبیری از سوی خالق انسان ارائه شده است، درصدد شناخت انسان برآمده اند. البته انسان شناسان غیر دینی به رغم تلاش های فراوانی که در باب شناخت انسان داشته اند، موفق نشده اند، ابعاد ناشناخته انسان را به طور کامل روشن سازند و معضلات موجود فرا راه شناخت این موجود پیچیده متفاوت از دیگر جانداران را حل نمایند.
آزادی
یکی از ابعاد مورد مطالعه در شناخت انسان بررسی این مسأله است که آیا رفتار انسان نتیجه اراده آزاد اوست یا علل دیگری از قبیل وراثت، محیط، اوضاع و احوال اجتماعی تعیین کننده رفتار انسان است؟ در پاسخ به این مسأله دیدگاه های متفاوتی ارائه شده است.
انسان شناسی اسلامی قائل به اراده آزاد نسبی برای انسان است؛ به این معنی که انسان در افعال خویش نه آن چنان آزاد، رها و افسار گسیخته است که بدون هیچ گونه محدودیتی عمل کند و نه آن چنان در بند و مجبور است که هیچ اراده ای نداشته باشد. در این پاسخ عطف توجه به این نظر اسلامی است که اساس حیات انسان و اصل وجود اراده و اختیار از ناحیه خداوند متعال می باشد و بر طبق همین رویکرد، به انسان رعایت حدود و لحاظ قرقگاه هایی را در افعالش متذکر می گردد، زیرا وجودی را حاضر و ناظر بر افعال خود می داند که هیچ چیز بر او پوشیده نیست.
اما از منظر لیبرالیستی، انسان صاحب اراده مطلق و رها از هر قید و بند دینی و دنیایی تصویر می شود. در این مکتب، انسان را نباید آن گونه نگریست که در چنبره و محدودیت قرار گیرد، بلکه او مختار است که هر گونه خواست تصمیم بگیرد و به مدد عقل خود و جواز امتحان و آزمایش، امور مورد نظرش را به عمل برساند.
شاید بر همین اساس است که در تبیین انحرافات اجتماعی، اغلب تحلیل هایی که از سوی متفکرین اجتماعی جوامع لیبرال ارائه شده است، کانون تحلیل به فشارهای اجتماعی و محیطی بر می گردد. از باب نمونه «رابرت کی مرتن» در نظریه «فشار ساختاری» قائل است، انحراف نتیجه فشارهای اجتماع بر انسان و عدم تعادل در نظام اجتماعی می باشد؛ یعنی وقتی هنجارهای پذیرفته شده با واقعیت اجتماعی در تعارض قرار گیرد، این تعارض بر رفتار افراد فشار وارد می آورد و آنها را به کجروی و ارتکاب بزه سوق می دهد. جالب این است که بر اساس نگرش لیبرالیسم، انسان مختار است که به مدد عقل خویش هر تصمیمی اتخاذ کند؛ ولی طبق دیدگاه مرتن هر تصمیمی بر خلاف هنجار مرسوم انحراف است.
روشن است که در این دو رویکرد، حیطه عمل افراد و چگونگی شکل گیری هنجارهای اجتماعی از هم متفاوت می شود؛ چه، در یکی دخالت و حضور خداوند در عرصه تصمیم گیری مورد توجه ست و در دیگری وجود خداوند باید نادیده انگاشته شده و رهایی از او مطلوب و مورد نظر است.
بنابراین انحرافات اجتماعی در دو مکتب ملاک های متفاوتی پیدا می نماید. در رویکرد دینی انحرافات اجتماعی در بعضی موارد، ناشی از سرپیچی از دستورات دینی و فرامین الهی است؛ در حالی که در رویکرد لیبرالیستی، در فضای دینی قرار گرفتن و امر و نهی دینی را متحمل شدن، موجب به انحراف افتادن و دور شدن از مبانی مکتب لیبرالیسم خواهد بود.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.