تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی شامل 93 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی فقه منزلت اجتماعی :

پاداش‌ها و امتیازاتی که برای همه آدم‌ها مطلوب است در چند چیز خلاصه می‌شود و معمولاً هم در عالم هستی کم توزیع‌شده است. یکی قدرت یا اقتدار است. یکی دارایی یا ثروت است. یکی منزلت یا پرستیژ است. پس منزلت که محل بحث ماست، جزء پاداش‌های اجتماعی است. موقعیت را انسان باید احراز کند و آن موقعیت احرازشده برای انسان، آورده‌هایی دارد. بعضی‌ها فراغت و آسایش را هم اضافه کرده‌اند. جالب این است که انسان‌ها حتی موقع مرگ که یک امر غیر اختیاری است، امتیازات منزلتی خود را دارند. مثلاً کسی که از دنیا می‌رود، اگر آدم‌ بزرگی باشد، حتماً در بیمارستان شیکی از دنیا می‌رود، حتماً کفن خاصی دارد، روحانی که برای او نماز می‌خواند یا در مجلس ختم او صحبت می‌کند باید متشخص باشد و … . این‌همه اعتبارات به خاطر آن موقعیت و منزلتی است که حتی بعد از مرگ هم استمرار دارد.

ایجاد فقه‌های مضاف در حوزه علمیه

انقلاب اسلامی فقه ما را وارد مرحله جدیدی از تحول کرده است. فقه ما در دوره‌های مختلف سیاسی و اجتماعی که شیعیان داشته‌اند، تحول‌های گسترده و قابل‌توجهی به لحاظ کثرت و روش داشته است. مسائل جدیدی که در دوره‌های مختلف واردشده، کتاب‌هایی مثل المبسوط را به وجود آورد و به لحاظ روشی نیز همواره مکتب‌های جدیدی مطرح شد. تحول در فقه و عرصه‌های جدید فقهی یک ضرورت انکارناپذیر است. در یک دهه اخیر هم فقه‌های مضافی در حوزه علمیه قم شکل‌گرفته است که این امر مبارک به بعضی از فقه‌های جدید منتج شده است. ازجمله آن فقه‌ها، فقه الاجتماع است که بیشتر ناظر به مسائل جامعه‌شناسی است. برای فقه الاجتماع در سالیان اخیر، ادبیاتی شکل گرفت ولی توسط استاد مبلغی این ادبیات از یک روش و منهج جدیدی برخوردار شد و ایشان سعی کرده‌اند در چند سال اخیر هم به حیث موضوعی و هم به حیث روشی تلاش‌های ارزشمند فقاهتی و علمی را در این عرضه مبذول کنند و بعدازاینکه چند سالی به بحث‌های موضوع شناسی فقه الاجتماع و حکم آن پرداختند، وارد یکی از مهم‌ترین سرفصل‌های فقه الاجتماع شدند. به‌نوعی، فقه الاجتماع، آن فقه عامی است که قواعد عام حاکم بر جامعه را بیان می‌کند که نقش مادر و نقش سرپرستی سایر فقه‌های اجتماعی را بر عهده دارد و می‌تواند وحدت‌بخش همه فقه‌های مضاف باشد. به تعبیر دیگر اگر این فقه، به‌درستی سامان یابد و نقش اساسی خودش را ایجاد کند، می‌تواند وحدت‌بخش همه این فقه‌ها باشد اما اگر فقه الاجتماع به‌درستی تبیین نشود این فقه‌ها به‌صورت پراکنده شکل می‌گیرد و معلوم نیست بتوانند مکمل هم باشند و در یک راستا حرکت کنند.

منزلت اجتماعی از فصول مهم جامعه‌شناسی است

از مهم‌ترین مباحث فقه الاجتماع و جامعه‌شناسی امروز بحث منزلت و شأن است. منزلت اجتماعی ازجمله مسائلی است که امروزه از فصول اصلی جامعه‌شناسی است و از سوی دیگر در فقه ما هم از یک ادبیات غنی برخوردار است و در زوایای مختلف فقه، از شأن سخن به میان آمده است و در منابع دینی ما، چه در قرآن و چه در روایات، همواره به مسئله منزلت اجتماعی توجه شده است.

ازجمله مهم‌ترین موضوعاتی که در فقه الاجتماع باید موردبررسی قرار بگیرد، منزلت اجتماعی است. به ‌نوعی این سرفصل‌ها قرار است ریل حرکت فقه الاجتماع را تعیین کند. از ایشان درخواست کرده‌ایم این درس‌ها مکتوب شود و تبدیل به نظریه شود و از دو تن از جامعه شناسان مطرح دعوت شود تا در محضر ایشان این نشریه تبیین شود و از حیث و منظر جامعه‌شناسی و موضوع شناسی تقریر دقیقی از این مسئله ارائه شود تا نقاط قوت و احیاناً نقاطی که نیاز به تکمیل و اصلاح دارد، در این نشست، بررسی شود.

سرفصل‌های منزلت انتسابی دوازده مورد است

منزلت اجتماعی بخشی از فقه الاجتماع است که سرفصل‌های منزلت اجتماعی را عرضه می‌کند. ماهیت بحث در نشست، ماهیت انتقادی مشورتی است. مقصود از این نقد و مشورت، یکی درست آزمایی ارتباط عناوین پیشنهادی با فقه الاجتماع است که دو استاد جامعه‌شناسی که دعوت‌شده‌اند، باید درستی یا عدم صحت این عناوین را موردبررسی قرار بدهند. بخش دیگر در مورد تقویت ادبیات سرفصل‌هاست که اگر اصل نظریه دست است و ادبیات آن نیاز به دست‌کاری دارد، دوستان افاداتی در این جهت داشته باشند.

ویژگی‌های سرفصل‌های پیشنهادی

یکی فراهم آوردن زمینه علمی جهت بردن فقه به لایه‌های زیرین روابط اجتماعی و فرآیندهای آن با محوریت دو منزلت اکتسابی و انتسابی. در حقیقت، این سرفصل‌ها، زمینه و رشته و مبحثی را ایجاد می‌کند که فقه بتواند به سمت لایه‌های زیرین روابط برود. اگر روابط اجتماعی را به دودسته رویین و زیرین، تقسیم کنیم و بسیاری از دانش‌ها را معطوف و ناظر به لایه‌های رویین ببینیم، مثل اقتصاد، تربیت و …، باید بپذیریم یک لایه‌های زیرینی هم هست که همه بر روی آن بناشده است و این مربوط به روابطی است که سنن الهی بر آن‌ها حاکم است و آن روابط در اختیار ما هم نیست و بر اساس سنت‌هایی اداره می‌شود و این سنت‌ها، سنت‌های قهّاری هستند. در حقیقت، همانند آن می‌ماند که سیلی از مسیری عبور کند و جلو برود و شما مسیر سیل را ندانید و شنا برخلاف کنید. دستور دادن به اینکه طبق شنا عمل کنید، این را می‌توانید اسم آن را اخلاق بگذارید یا دستور عمل ببینید. در مسائل فقه اجتماعی، فقه ببینید. فقه می‌گوید برخلاف مسیر سیل، حرکت نکن؛ اما خود حرکت سیل، فقه نیست بلکه یک سنت و یک واقعیت است.

ابن خلدون از سابقین در علم‌الاجتماع است

اجتماع و جامعه حرکتی به جلو دارد و قوانینی بر آن حاکم است که آن‌ها ناشناخته مانده است. ما یک ابن خلدونی داشتیم که یک علم‌الاجتماع در فضای اسلامی مطرح کرد و رفت و دیگر کسی هم پی نگرفت. بله کم‌وبیش کسانی به دنبال آن رفتند اما ما از خاستگاه نگاه به موقعیت اجتماعی اسلامی و مبانی اسلامی، هیچ‌گاه به سمت شناخت سنن الهی حرکت نکردیم و ما در این زمینه در ضعف هستیم. شناخت زیادی نسبت به لایه‌های زیرین را در یک فرآیند فقهی محل توجه قرار ندادیم. فقهی را معطوف به آن لایه‌ها نکردیم و همیشه به رو بنیان‌ها توجه داشته‌ایم. گاهی فتواهایی که نسبت به رو بنیان‌ها داده می‌شود برخلاف سنن اجتماعی حاکم بر روابط است. مثل این است که شما دستور بدهید که برخلاف سیل حرکت کن. باید فقه الاجتماع را بشناسیم. فقه الاجتماع، مسبوق به علم‌الاجتماع است و خود سابق بر فقه‌های دیگر است؛ یعنی فقه‌های اجتماعی باید مسبوق به فقه الاجتماع باشد و فقه الاجتماع مسبوق به علم‌الاجتماع است. این روند اگر طی نشود، آنچه حاصل می‌شود این است که شما همه تقدم‌ها را در نظر نمی‌گیرید. بله فقهای عظامی هستند که با زیرکی و نگاه تیزشان مناسبات را می‌فهمند ولی به شکل روتین جامع شامل حرکت حوزوی، فقه‌های ما به سمت شاخه‌ها رفته است و تنه و ریشه و آنچه رویش‌ها و زمینه‌ها و روابط و مناسبات را شکل می‌دهد و دست ما هم نیست، رها کرده است. اصل سنن، در اختیار ما نیست. لذا فراهم آوردن زمینه علمی جهت بردن فقه به لایه‌های زیرین روابط اجتماعی و فرآیندهای آن با محوریت دو منزلت انتسابی و اکتسابی، محل بحث ماست.

موضوعات فقهی، عمدتاً ماهیتی انقطاعی دارند

ویژگی دوم ارائه اولین نمونه جهت سرفصل سازی در فقه الاجتماع است. شاید این اولین سرفصل سازی در فقه الاجتماع باشد. ویژگی سوم، ارائه اولین نمونه در زمینه موضوعات با ماهیت عمدتاً فرآیندی در قبال موضوعات دارای ماهیتاً عمدتاً انقطاعی است. آنچه عمدتاً در فقه سنتی ما هست، به موضوعات دارای ماهیت انقطاعی نگاه کرده‌ایم و هرکدام را مجزا و به‌تنهایی بررسی‌شده است. اگرچه گاهی و احیاناً و بعضی از فقها به روابط موضوعات نگاه کرده‌اند اما فرآیندی نیست. ماهیت موضوعات اجتماعی فرآیندی است؛ یعنی شما می‌خواهید رویدادهای متوالی و متتابع را تفسیر کنید. جایگاه منزلت اجتماعی در این رویدادهایی است که در پی هم می‌آیند و در هم تأثیر و تأثر می‌گذارند و تحت یک سنت الهی جریان پیدا می‌کنند. در حقیقت شما برای اولین بار اگر فقه الاجتماع رخ بدهد، به سراغ موضوعات دارای ماهیت فرآیندی می‌روید و این خیلی مهم است. لذا تخصص لازم است. اول باید فرآیند را بشناسیم و اینکه کنج حجره بنشینیم درست نمی‌شود. باید حتماً به سمت تخصص برویم.

موضوع شناسی منزلت اکتسابی امری ضروری است

احکام منزلت در دو باب قابل‌بررسی است. باب اول، احکام منزلت انتسابی است و باب دوم احکام منزلت اکتسابی است. منزلت انتسابی دارای دوازده فصل است. البته قبل از شروع فصل‌ها موضوع شناسی منزلت انتسابی ضروری است البته نه موضوع شناسی شتاب‌زده بلکه دقیق. فصل اول، ایجاد منزلت انتسابی از طریق سه مسیر ازدواج، قبول فرزندی و تحت حمایت گیری است. ما اول موضوعات را از علم‌الاجتماع می‌گیریم و موضوعات هسته‌ای و اصلی مثل منزلت یا گروه‌های مرجع یا طبقات اجتماعی و … را می‌گیریم و سپس افعالی را پیرامون این موضوع مأخوذ از علم‌الاجتماع مطرح می‌کنیم. ممکن است این افعال در علم‌الاجتماع مطرح‌شده باشد یا اصلاً مطرح نشده باشد ولی برای فقه مهم است و این افعال هم به‌گونه‌ای است که شما مسیرهای اجتماعی را بر اساس سنن اجتماعی، به جلو می‌برید. لذا این افعال برای فقه مهم است. لذا اگر از واژه‌هایی استفاده می‌شود که در علم‌الاجتماع اثری از آن نیست، جای استغراب نیست. چون فقیه است که از افعال مکلفین بحث می‌کند اما این افعال باید به‌گونه‌ای باشد که معقول باشد.

تغییر جهت انتساب در نظر فقیه چگونه است

فصل دوم، ارتقا و تقویت منزلت انتسابی است. خیلی از روایات با این مباحث، معنا پیدا می‌کند. فصل سوم، تغییر جهت انتساب است. جهت انتساب، واژه‌ای است که آخوندی است ولی مقصود این است که اگر یک فرزندی که تولد یافت و دارای منزلت انتسابی هست و به خانواده‌ای که دین خاص و قومیت خاص و … دارد، این‌ها را جهت انتساب می‌گویند که فقه به آن نظر دارد. آیا فقه می‌گوید باید جهت انتساب را تغییر داد یا نه؟ فرض کنید اگر جهت انتساب، دین نامقبولی است یا موضوع لا دینی است، آیا باید این جهت انتساب را تغییر داد.

فصل چهارم، تعدیل جهت انتساب است. مثلاً قومیت گاهی جهت انتساب است و آن فرزند وابسته به آن قومیت، به خاطر اینکه خانواده یا شرایط اجتماعی و فرهنگی به‌گونه‌ای است که قومیت به تعصبات نژادی انجامیده است. تعدیل کردن آن وطنیت باید باشد. وطنیت را نمی‌شود امحاء کرد ولی تعدیل کردن آن‌که منجر به نژادپرستی نشود، قابل‌بررسی است. فصل پنجم تقویت منتسب و آن فرزند و کسی که انتساب دارد است. مثلاً پیغمبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلّم بالای منبر بودند و مشغول سخنرانی بودند. کسانی که بعضاً متکبر بودند و باید شأنشان رعایت می‌شد. حضرت از منبر پایین آمدند و امام حسن علیه‌السلام را بوسیدند. این کار اگرچه ممکن است سمبولیک باشد، اما کسی که منتسب است نباید در فضای خلأ باشد. اوست که می‌خواهد از انتساب استفاده کند و می‌خواهد نقطه ثقل این انتساب باشد. تقویت شخصیت او مهم است.

تأکید نصوص دینی بر ابوت و بنوت

بحث بعدی، تقویت منتسب له است. آن‌کسی که انتساب به او توجه دارد باید تقویت شود. مثلاً تقویت پدر و مادر در فرآیند انتساب و کارآمدی انتساب و امکان بهره‌گیری از انتساب، تأثیر بسیار زیادی دارد. بحث هفتم، تقویت نفس انتساب است. اینکه بعضی از نصوص ما بر روی بنوت و ابوت، تأکید کرده است، تأکید بر نفس انتساب است. بحث بعدی این است که برخی از انتساب‌ها را باید از ریشه برکند و کنار گذاشت مثل‌اینکه کسی منتسب به خانواده‌ای است که منشأ تمام شرور است. آیا می‌توان آن انتساب را نگه داشت یا باید آن را ازاله کرد. امتداد اجتماعی انتساب، بحث دیگر است. این انتساب چیزی نیست که در پستو خانه به وجود بیاید و همان‌جا بمیرد. این انتساب راه خود را در جامعه ادامه می‌دهد و اصلاً فقه، نگاهی به امتداد دارد یا ندارد؟ البته امتداد این انتساب، به دو مسیر پیش می‌رود. یکی به سمت ایجاد منزلت‌های انتسابی دیگر است و یکی هم به سمت منزلت‌های اکتسابی است که در ادبیات دینی ما وجود دارد.

تمرکز امیرالمؤمنین علیه‌السلام بر بیوتات

بحث بعدی انضمام اجتماعی وضعیت‌های انتسابی است؛ یعنی اسلام از تنوع منزلت‌های انتسابی می‌خواهد یک رود خروشان بسازد. امام علی علیه‌السلام بر بیوتات تمرکز می‌کند. بیوت خاستگاه منزلت انتسابی است. بر نجابت و شرافت و … تمرکز می‌کند و آن‌ها را دعوت به حرکت می‌کند. این همان انضمام اجتماعی انتساب است که از اصولی است که در قرآن می‌توان پی گرفت. بحث بعدی بحران در منزلت انتسابی است و آخرین بحث هم برابری و نابرابری منزلت‌های انتسابی است. مقوله‌ای هست که منزلت‌های انتسابی اساسش بر تفاوت است و الا انتساب بی‌معناست ولی این تفاوت‌ها که نوعی نابرابری است، چگونه باید مدیریت بشود. ما در قبال این نابرابری‌ها که ممکن است اساس یک جامعه طبقاتی را فراهم بیاورد و جامعه طبقاتی را به ورطه هلاکت و پیدایش رفتارهای خطرناک پیش ببرد، اسلام در مقابل این نابرابری‌ها چه موضعی گرفته است و چه فقهی ارائه کرده است. این نابرابری‌ها باید به فرصتی برای جامعه تبدیل شود.

سرفصل‌های منزلت اکتسابی چیست

تا اینجا منزلت انتسابی را موردبررسی قراردادیم؛ اما منزلت اکتسابی هم چند سرفصل دارد. محور اول اختیار منزلت اکتسابی است. به این معنا که شما در یک موقعیتی می‌نگرید و در مقام انتخاب و تصمیم برمی‌آیید. فقه با این کار دارد که شما چه چیزی را اختیار می‌کنید. محور دوم بهره‌گیری از امکانات و فرصت‌ها برای نیل به آن است. اختیار تصمیم است و تصوراتی است که شما نسبت به یک منزلت دارید و سپس منزلتی را اختیار می‌کنید اما بهره‌گیری از امکانات و فرصت‌ها بحث دیگری است. بخشی از این فرصت‌ها همان منزلت انتسابی است. اینجاست که بهره‌گیری‌های غلط صورت می‌گیرد و مهم است که شما از امکانات چگونه برای رسیدن به منزلت‌های اجتماعی استفاده می‌کنید. این بحث ممکن است در جامعه‌شناسی مطرح نباشد اما برای فقیه مطرح است که شما از امکانات چگونه برای رسیدن به منزلت‌های اجتماعی استفاده می‌کنید.

هر کسی باید حد و حدود خود را رعایت کند

محور سوم اقدامات تمهیدی است به این معنا که شخص کسب علم و مهارت می‌کند و موقعیت‌هایی را ایجاد می‌کند تا ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *