تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی و تبیین جنبش های دانشجویی سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ ه.ش :

مقدمه

تحولات سیاسی و اجتماعی جامعه ی ایران در دوران حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی، حاصل تلاش و مبارزات اقشار اجتماعی متفاوت از جمله روحانیون، دانشگاهیان، بازاریان، کارگران، کشاورزان و نیز گروه ها و احزاب سیاسی گوناگون بوده است. در این میان جنبش دانشجویی به عنوان برآیند اعتراض های دانشجویان به صورت عام و گروه ها و سازمان های سیاسی متعلق به آن از اهمیتی ویژه برخوردار است.

در ایران هرچند دانشگاه و دانشگاهیان در مدت بیش از ۶۰ سال عمر خود نتوانسته اند متناسب با نیازهای علمی و فنی به موفقیت چشمگیری در پیشرفت و توسعه ی این سرزمین دست یابند. لیکن از بعد اجتماعی و سیاسی، دانشگاه از بدو تاسیس همواره از جایگاه و ارزشی ویژه برخوردار بوده است. دانشجویان همواره با توجه به روحیه ی نقاد، آرمان گرا و رادیکال خود نسبت به وضعیت نامطلوب جامعه در ابعاد سیاسی، اجتماعی اقتصادی و فرهنگی آن واکنش نشان داده و خواهان تغییرهای گسترده ای شده اند و با بیان اعتراض ها و تلاش برای انجام تغییر، جنبش دانشجویی را شکل داده اند. هنگامی که رضاشاه سنگ بنای دانشگاه تهران را گذاشت، انتظار نداشت که دانشگاه جدا از کارکرد علمی خود، وارد عرصه ی سیاسی و اجتماعی شود؛ اما همزمان با تاسیس دانشگاه تهران، به تدریج جنبش دانشجویی در واکنش به مشکلات موجود جامعه شکل گرفت. هرچند که دیکتاتوری رضاخان از یک طرف و عدم حضور جریان های سیاسی مستقل و نیرومند در جامعه از طرف دیگر مانع گسترش و تداوم جنبش دانشجویی شد. جنبش دانشجویان ایرانی در داخل و خارج کشور همانند سایر جنبش های اجتماعی، واکنشی نسبت به وضعیت موجود و مشکلات ساختاری جامعه ی ایران بوده است. جنبش دانشجویان ایرانی در داخل و خارج از کشور در دو پروسه فشار از پایین برای در هم شکستن فضای اختناق و سرکوب رژیم و نیز افزایش آگاهی سیاسی توده های مردم و فشار از بالا برای اعمال فشار بین المللی بر رژیم شاه از طریق افشای چهره ی واقعی دیکتاتوری رژیم پهلوی و نقض حقوق سیاسی و اجتماعی ملت ایران در جهت براندازی رژیم پهلوی گام برداشت و فعالیت بسیار مهمی را در تحولات سیاسی – اجتماعی ایران و پیروزی انقلاب اسلامی انجام داد. بر این اساس سؤال اصلی پژوهش این است که جنبش های دانشجویی در ایران از چه زمانی آغاز شدند؟ و سؤالات فرعی عبارتند از اینکه، واکنش دانشجویان نسبت به اوضاع جامعه در این دوره چه بوده است؟ کدام یک از دانشگاه های ایران در جنبش های دانشجویی نقش پیشتازی داشته اند؟ و نقش جنبش های دانشجویی در پیروزی انقلاب اسلامی و رابطه آن ها با حضرت امام خمینی (ره) چه بوده است؟

پدیده جنبش دانشجویی اساساً پدیده خاص جوامع امروزی است و در نتیجه تعامل مشکلات جامعه و واکنش دانشجویان و دانشگاهیان در جهت بهبود آن شکل می گیرد. اگر چه دانشگاه، موسسه ای علمی است، اما دانشجویان و دانشگاهیان، همانند سایر اقشار اجتماعی علاوه بر وظیفه تخصصی خود که تحصیل و تحقیق می باشد، به عنوان عضوی از جامعه انسانی در قبال سرنوشت جامعه و مناسبات اقتصادی، سیاسی- اجتماعی و فرهنگی جامعه حساسیت دارند و واکنش نشان می دهند و به این ترتیب وارد عرصه سیاست می شوند.

علل گرایش دانشجویان به سیاست

علاقه دانشجویان به سیاست متاثر از عواملی چون سن، جنس و موقعیت خانوادگی، ساخت تفکر انتقادی دانشگاهی، فرهنگ نسلی آنان، واکنش نسبت به وضعیت موجود جامعه و روند رویدادهاست که نهایتاً به شکل یک رفتار جمعی، زمینه شکل گیری جنبش دانشجویی را فراهم می آورد. خواسته های جدید نسل جوان که نوعی تظاهرات فرهنگ نسلی خاص را به دنبال می آورد و بهره مندی و تاثیر دانشجویان از ساختار تفکر انتقادی باعث می شود در مجموع دانشجویان در جایگاه سیاسی و اجتماعی خود به صورت مفسران و منتقدان اجتماعی عمل کنند. این ویژگی انتقادی گاه از موضع پژوهش بی طرفانه علمی و گاه بر اساس تعهد سیاسی- ایدئولوژیکی یا احساس دینی و مذهبی صورت می گیرد. وجود روحیه چون و چرا کردن، روحیه آرمان خواهی، اصول گرایی و کمال پرستی، دانشجو را به ذهنی پرسشگر و روحی پرخاشجو بدل می کند و او را خواهان حقیقت و عدالت می سازد. در مجموع دو وظیفه علمی و سیاسی – اجتماعی دانشجو هیچ گاه تعطیل نمی شود و فقط کیفیت اوضاع اجتماعی است که بر شدت و ضعف یا تقدم و تاخر آن دو وظیفه تاثیر می گذارد. در جوامعی که روند توسعه اقتصادی- اجتماعی طی شده و مشکلات بزرگ اجتماعی کاهش یافته و حقوق مدنی و آزادی های سیاسی اجتماعی نهادینه شده است، وضعیت به گونه ای است که نیازی به انتقادهای گسترده و حرکات پرخاش جویانه نیست.

بنابراین وظیفه سیاسی دانشجو کاهش می یابد و فعالیت علمی آن بیشتر جلوه می کند، اما در جوامع توسعه نیافته و یا در حال توسعه که مشکلات ساختاری اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی وجود دارد و آزادی های اساسی اجتماعی نهادینه نشده و به تبع آن احزاب و گروه های سیاسی نمی توانند خواسته های اجتماعی را پیگیری کنند، دانشجویان به عنوان پیشتازان طرح خواسته ها و انتقادهای مردم فعالیتی چشمگیر می کنند و جنبش دانشجویی، جای خالی نهادهای مدنی و کار ویژه های آنان را پر می کند. بنابراین در این جوامع اوضاع اجتماعی به گونه ای است که فعالیت سیاسی- اجتماعی دانشجویان شدت می گیرد(کریمیان،۱۳۸۱: ۱۸-۱۷). رابطه بین رشته تحصیلی و فعالت سیاسی- اجتماعی دانشجویان نیز از موضوعاتی است که مطالعاتی راجع به آن انجام شده است. برخی مطالعات نشان داده اند که تحصیل در رشته های علوم اجتماعی و انسانی به نوبه ی خود بر میزان عدم رضایت دانشجو می افزاید و او را برای گرایش به فعالیت های انتقادی آماده تر می کند. از طرفی وضعیت توسعه و تحول سریع ملی که مستلزم تکیه زیاد به علوم و فنون تخصصی است، میزان انتظار و امیدواری این دسته از دانشجویان را برای یافتن مشاغل خوب و حساس، بیش از پیش ضعیف می کند و نارضایتی و اضطراب نسبت به آینده در آنان شکل می گیرد. در حالی که تحصیلات عالی در رشته های علمی و فنی و سایر رشته های تخصصی که مشاغل مشخصی را شامل می شوند، سبب آرامش و اغلب محافظه کاری بیشتری در رفتار و افکار دانشجو می شود(منظور، بی تا: ۳۷ -۳۸ ). در ایران هر چند دانشجویان و دانشگاهیان در طی چندین دهه نتوانسته اند به لحاظ علمی و فنی موفقیت چشمگیری در پیشرفت و توسعه این سرزمین دست یابند، لیکن از بعد اجتماعی و سیاسی، دانشگاه از بدو تاسیس همواره از جایگاه و ارزش ویژه ای برخوردار بوده است(کریمیان،۱۳۸۱: ۱۸).

کارکرد و ماهیت جنبش های دانشجویی

وجود خصوصیات نقد و انتقاد در تفکر دانشجویی و دانشگاهی، آرمان خواهی و آرمان طلبی نسل جوان و تعالی طلبی دانشجو، عدم تعلق خاطر اقتصادی شدید دانشجویان و احساس رهایی از مسائل زندگی و دوری از متن واقعی زندگی اجتماع، باعث گسترش خصلت انتقاد آمیز، آرمان خواه و رادیکال در بین دانشجویان می شود و این خصوصیات در میان خواسته های دانشجویان، کارکرد ها و ماهیتی خاص را برای جنبش دانشجویی به دنبال می آورد(کریمیان، ۱۳۸۱: ۷۰-۶۸). در بررسی کارکردها و ماهیت جنبش های دانشجویی می توان به چند مورد اشاره کرد.

۱. نقد، روشنگری، آرمان خواهی

یکی از مهم ترین کارکردهای جنبش دانشجویی، نقد و انتقاد از وضعیت حاکم بر جامعه است. وجود این کارکرد به ساخت انتقادی دانشگاه و ماهیت پویایی دانش ارتباط دارد. نقد و روشنگری دانشجویان، شامل ایدئولوژی و سیاست های حاکم، وضعیت عمومی جامعه از حیث هنجارهای فرهنگی و چگونگی روابط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن می شود. همزمان با نقد وضعیت موجود، معمولاً آرمان ها و آرزوهای اجتماعی دانشجویان نیز مطرح می شود که معمولاً رسیدن به آن متضمن تغییر گسترده در جامعه است. این خواسته ها و انتقادها در وضعیتی مطرح می شود که عدم وابستگی جنبش دانشجویی به گروه های انتقادی جامعه و خصلت حاشیه ای بودن زندگی دانشجویی و احساس رهایی از مقتضیات روزمره زندگی، فرصت نقد وضعیت حاکم را برای جنبش دانشجویی بیشتر فراهم می کند و از طرف دیگر دانشجویان فرصت و ابزارهای لازم مانند کلاس، استاد، کتاب، جلسات سخنرانی و فرصت کافی برای مطالعه را برای نقد وضعیت حاکم و ترسیم آرمان ها در اختیار دارند و این فرصت ها برای دیگر اقشار اجتماعی کمتر فراهم می شود.

۲. سیاسی کردن حوزه عمومی جامعه

از کارکرد های اساسی جنبش دانشجویی و جزء تکمیلی آن، نقد و روشنگری است. از آنجا که اعضا و تشکیلات وابسته به جنبش دانشجویی، چه به عنوان تولید کننده فکر و یا توزیع کننده اندیشه روشنفکران به طور کلی نیروی فکری محسوب می شوند، می توانند به ایجاد گستره عمومی و فضای گفتگو درباره مسائل جامعه کمک کنند و در حقیقت بر نقش نرم افزار یک جنبش عمومی را ایفا می کنند. سیاسی کردن حوزه عمومی جامعه از طریق بالا بردن آگاهی مردم و خارج کردن آنها از بی توجهی به امور سیاسی، کارکرد اساسی دیگر جنبش دانشجویی است. این همان وظیفه ای است که گی روشه تحت عنوان افزایش آگاهی راستین برای جنبش های اجتماعی از آن سخن می گوید(روشه، ۷۰:۱۳۷۰) و همچنین می توان به رابط و میانجی بودن جنبش های دانشجویی برای بیان و انتقال خواسته های جامعه و نیاز جنبش دانشجویی به ایدئولوژی های منسجم و سنجیده انقلابی و یا اصلاح طلب و کوتاهی دوران دانشجویی و سیال بودن نسل های دانشجو اشاره کرد. هرچند دانشجویان با مشکلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جامعه آشنایی دارند؛ اما میزان شناخت و مطالعات آنان آنقدر عمیق نیست که بتواند به طراحی سیستم های فکری و ایدئولوژیکی بپردازند، به همین علت سعی می کنند برای رسیدن به یک نظام فکری منسجم، به ایدئولوژی ها و نظرات اصلاح طلب و انقلابی موجود روی آورند و بار سنگین طراحی شناخت فلسفی و فکری را از روی دوش خود بردارند.

دانشجویان با کمک این ایدئولوژیها و اندیشه ها، نظر خود را سازمان می دهند و به مبارزه و فعالیت می پردازند و این وابستگی فکری، جنبش دانشجویی را به صورت همزمان به طرف گروه ها و جریان های سیاسی رادیکال و همفکر می کشاند؛ به گونه ای که جنبش های دانشجویی معمولاً در سایه جنبش های فکری بزرگتر و جریان های روشنفکری پدید می آیند و به عنوان بازوی عمل آنها قرار می گیرند و اغلب به عنوان عامل پیشبرد یک ایدئولوژی یا جنبش های عمومی تر عمل می کنند (بشیریه، ۱۳۷۴: ۲۶۱). از طرف دیگر جنبش های دانشجویی برای تحقق اهداف خود، نیازمند همبستگی با نیروها و جنبش های اجتماعی عمومی تر است، بنابراین پیوند با جریان های سیاسی بیرون از دانشگاه بیشتر احساس می شود. البته بیان این مطالب به این معنا نیست که جنبش دانشجویی به تشکیلات سیاسی و سازمانی وارد نمی شود و ثانیاً همفکری و همراهی تشکیلات دانشجویی با جریان های بیرونی مطلق نیست و ثالثاً برخی از اعضا و تشکیلات دانشجویی به صورت مستقل عمل می کنند (کریمیان،۱۳۸۱: ۶۲).

جنبش دانشجویی در دوران تاسیس دانشگاه تهران

دانشگاه تهران در چارچوب سیاست های توسعه و نوسازی رضاشاه در سال ۱۳۱۳ شمسی تاسیس شد. در این دوران، رضا شاه نوسازی در حوزه های اقتصادی، فرهنگی و اداری را در قالب شبه مدرنیسم اروپایی و نفی سنت ها و عدم فرهنگ سنتی جامعه آغاز کرد و به طور همزمان با ایجاد نوعی دیکتاتوری به سرکوب نیروهای سیاسی و تضعیف نهادهای دموکراتیک نظیر پارلمان، احزاب و مطبوعات مستقل پرداخت (کاتوزیان، ۱۸۱:۱۳۷۳). دانشگاه تهران پس از تاسیس به تدریج کانون شکل گیری جنبش دانشجویی شد. این جنبش ابتدا جنبه صنفی داشت. بعد از شهریور ۱۳۲۰ و باز شدن فضای سیاسی جامعه و ظهور احزاب، جمعیت ها و انجمن های سیاسی و طبع و نشر روزنامه های گوناگون با گرایش های مختلف، جنبش دانشجویی نیز صبغه ی سیاسی بیشتری به خود گرفت؛ چنان که دانشجویان نسبت به هر گونه رویدادی که در کشور اتفاق می افتاد از خود عکس العمل نشان می دادند. جنبش دانشجویی که در واقع یکی از فعال ترین و مداوم ترین جنبش های اجتماعی در تاریخ ایران در دوره پهلوی به شمار می آید به تناسب حوادث و رویدادهای داخلی و خارجی کشور دارای فراز و فرود های بسیاری بوده است (اسماعیلی، ۱۳۸۰: ۶-۵). نکته ی دیگر در خصوص جنبش دانشجویی، این است که به رغم پراکندگی دانشگاه ها در استان ها و شهرهای مختلف روایت ها در خصوص جنبش های دانشجویی عمدتاً درباره دانشگاه تهران، تبریز و در درجه بعد پیرامون چند دانشگاه دیگر است. در این خصوص ذکر چند نکته لازم است:

۱. دانشگاه تهران و تبریز قدیمی ترین دانشگاه های کشور هستند. دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۶ و دانشگاه تبریز در سال ۱۳۲۶ تاسیس شدند.

۲. وسعت این دو دانشگاه از نظر کمی و کیفی و قرار داشتن در دو شهر مهم کشور.

۳. سنت مبارزاتی این دو دانشگاه دیرپاتر از بقیه بوده است و بیشترین تحرک دانشجویی در آنها مشاهده شده است.

۴. تبریز به دلیل مجاورت استان آذربایجان با اتحاد جماهیر شوروی که یک ابر قدرت کمونیستی جهان بود و طی دو قرن کانون کشمکش و جنگ میان ایران و روسیه قرار گرفته بود و همچنین به دلیل سابقه آن در نهضت مشروطیت و سپس تشکیل حکومت خودمختار پیشه وری، منطقه ای سیاسی تر از سایر شهرهای کشور بود و در دانشگاه تبریز چپ و مارکسیسم بیشترین نفوذ را نسبت به سایر دانشگاه ها داشت و محیط آن سیاسی تر و جدال انگیزتر بود.

رضاشاه به رغم اقداماتی که برای گسترش آموزش های جدید در ایران و به ویژه سازماندهی دانشکده های پراکنده و تاسیس دانشگاه تهران کرد، همواره نگران این موضوع بود که محصلین و دانشجویان به افکار آزادی خواهانه در تمدن غرب روی بیاورند. وی انتظار داشت دانشجویان از تمدن غرب آموزه های صنعتی و آداب فرنگی را یاد بگیرند و چگونگی نظام های سیاسی و آزادی های موجود در آن جوامع را نیاموزند یا در کشورها ترویج نکنند؛ اما در عمل، منع دانشجویان از یادگیری جنبه های سیاسی و اجتماعی این تمدن امکان پذیر نبود(ماهنامه ایران فردا، ۱۳۷۱: ۵۷). از طرف دیگر دیکتاتوری رضاشاه و وابستگی آن به غرب و نابرابری های موجود در جامعه، زمینه بخشی از نارضایتی دانشجویان را فراهم آورده بود. در سال ۱۳۰۹ش، دانشجویان ایرانی مخالف مقیم اروپا با تشکیل کنگره ای در کلن، خواستار آزادی همه زندانیان سیاسی و ایجاد جمهوری شدند و رضاشاه را «آلت دست امپریالیسم» خواندند. در سال بعد گروهی از دانشجویان مقیم مونیخ که با اعضای باقی مانده فرقه ی کمونیست ایران همکاری نزدیکی داشتند، نشریه جدیدی به نام «پیکار» را منتشر کردند. رضاشاه برای رویارویی با این گونه فعالیت ها، دولت آلمان را وادار کرد تا از انتشار آن جلوگیری کند و به مجلس فرمان داد تا قانونی برای حفظ امنیت ملی تصویب کند. بر اساس این قانون، اعضای سازمان هایی که «پادشاهی مشروطه» را به خطر می انداختند و یا «مرام اشتراکی» را تبلیغ می کردند به ۱۰ سال زندان محکوم می شدند. البته وضع و تصویب چنین قوانینی نتوانست از مخالفت ها جلوگیری کند. اعتراض های دانشجویی در اروپا دنبال شد و در داخل کشور نیز روشنفکران تندرو، خود را بازیافتند. در سال های ۱۳۱۳ -۱۳۱۵ اعتصاب هایی توسط دانشجویان پزشکی و تربیت معلم صورت گرفت. در سال ۱۳۱۶ش، نیز دانشجویان دانشکده حقوق در اعتراض به هزینه های بیهوده برای آماده ساختن دانشگاه جهت بازدید ولیعهد، در کلاس ها حاضر نشدند. آنها شکایت داشتند که اکنون در اکثر روستاها، امکانات آموزشی ندارند، ولی بیش از ۰۰۰/۱۲۰ هزار ریال برای خرید ادکلن جهت معطر کردن سالن های دانشگاه هزینه شده است(کریمیان، ۱۳۸۱: ۱۰۶-۱۰۵).

به طور کلی در فاصله ی سال های ۱۳۱۳ تا ۱۳۲۰ و در دوران تاسیس دانشگاه تهران، وجود حکومت خودکامه و دیکتاتوری رضاشاه، فقدان آزادی های سیاسی، استیلای بیگانگان، سیاست های فرهنگی ضد دینی و گسترش فرهنگ غربی و ایده های شوونیستی ایران باستان و سیاست های توسعه شبه مدرنیستی، زمینه نارضایتی بخشی از دانشجویان و دانشگاهیان را فراهم کرد؛ اما امکان فعالیت سیاسی گسترده از همگان سلب شده و در اثر هرج و مرج ناشی از ناکامی مشروطیت، اذهان عمومی برای حکومت دیکتاتوری آماده شده بود. در این دوره همه مبارزان سیاسی شامل نیروهای مذهبی، ملی و چپ سرکوب شدند. بنابراین الگویی برای دانشجویان نیز باقی نمانده بود. در نتیجه فعالیت های پراکنده دانشجویان، بدون حمایت نیروهای سیاسی جامعه، بی نتیجه باقی می ماند و به سرعت سرکوب می شد. البته به این نکته نیز باید اشاره کرد که در سال های ۱۳۱۳ تا شهریور ۱۳۲۰ به علت اینکه دانشگاه تهران تازه تاسیس شده بود، تعداد دانشجویان اندک بود و از طرفی دانشجویان مشغول به تحصیل، عمدتاً از طبقات بالای جامعه بودند و به این ترتیب امکان شکل گیری جنبش دانشجویی به صورت گسترده منتفی بود و در این دوره عمدتاً فعالیت های دانشجویی در خارج از کشور صورت می گرفت(کریمیان، ۱۳۸۱: ۱۰۸-۱۰۷).

جنبش دانشجویی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۱ ه. ش

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط دولت دکتر مصدق با همکاری آمریکا و انگلیس، گسترش نفوذ آمریکا و تجدید روابط سیاسی با انگلیس، عقد قرارداد کنسرسیوم نفت، محاکمات بی رویه و سلب آزادی های سیاسی و عدم اجرای قانون اساسی، وجود مشکلات مربوط به فقر عمومی و عقب ماندگی جامعه، زمینه نارضایتی و واکنش جنبش دانشجویی را فراهم کرد. در این دوران با توجه به سرکوب شدید گروه ها و احزاب سیاسی چپ، ملی و مذهبی و وجود حکومت نظامی، امکان فعالیت سیاسی از عمده اقشار اجتماعی سلب شده بود؛ اما جنبش دانشجویی همچنان به فعالیت ادامه داد و دانشگاه به عنوان عمده ترین مظهر مبارزه و مقاومت بر ضد استبداد و استعمار تلقی می شد. پس از بازگشایی دانشگاه و شروع سال تحصیلی در مهر ماه ۱۳۳۲، فعالیت های دانشجویان با برگزاری تظاهرات، پخش اطلاعیه، تعطیل کردن کلاس های درس و… آغاز شد. فعالیت جنبش دانشجویی در این دوران گاهی به صورت عمومی و پراکنده و گاهی با سازماندهی و تشکیلات دانشجویی صورت می گرفت. بخش عمده فعالیت جنبش دانشجویی در این دوران با هماهنگی نهضت مفاومت ملی و بخشی نیز پراکنده و با حضور گرایش های مختلف جنبش دانشجویی شکل می گرفت. یک روز پس از کودتای ۲۸ مرداد، نهضت مقاومت ملی به منظور مقابله با اقدام دولت کودتا و با حضور نیروهای سیاسی و با گرایش های ملی و مذهبی تشکیل شد و کمیته دانشگاه و جنبش دانشجویی از مهمترین و موثرترین نیروهای این نهضت در دوران فعالیتش بود(کریمیان، ۱۳۸۱: ۱۳۷).

تظاهرات و اعتراضات دانشجویان

تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود «دنیس رایت» کاردار جدی سفارت انگلیس در ایران، از روز ۱۴ آذر ۱۳۳۲ آغاز گردید. دانشجویان دانشگاه های حقوق و علوم سیاسی، علوم، دندان پزشکی، فنی، پزشکی و داروسازی در دانشکده های خود تظاهرات پر شوری علیه رژیم کودتا و مقاصد آن بر پا کردند. روز ۱۵ آذر ماه تظاهرات به خارج از دانشگاه کشیده شد و مأموران نظامی در زد و خورد با دانشجویان، شماری را مجروح و گروهی را دستگیر و زندانی کردند.

حادثه ۱۶ آذر۱۳۳۲

روز دوشنبه ۱۶ آذر، تعداد سربازان در داخل دانشگاه افزایش یافت. پیش از ظهر آن روز بین دانشجویان دانشکده های حقوق و علوم و مأموران فرمانداری نظامی، برخورد هایی روی داد؛ ولی در دانشکده فنی، به علت حضور یکی از گروهبانان در سر کلاس، برای دستگیری دانشجویانی که شعار داده بودند، کار به خشونت کشیده شد(نجاتی،۱۳۷۱: ۱۱۲). هنگامی که گروهبان مزبور به کلاس درس هجوم می آورد، با اعتراض یکی از اساتید مواجه شد و دانشجویان نیز علیه حضور نظامیان در کلاس درس اعتراض کردند. نظامیان نیز دانشجویان معترضی را تعقیب کرده و در سالن دانشکده فنی، آنها را به گلوله بستند. در نتیجه سه تن از دانشجویان به نام های مصطفی بزرگ نیا، مهدی شریعت رضوی و احمد قندچی کشته شدند و عده ای نیز مجروح گشتند. دکتر علی اکبر سیاسی، رئیس دانشگاه تهران حادثه روز ۱۶ آذر را بدین شرح نقل می کند: «روز ۱۶ آذر هنگامی که آنها (نظامیان) از جلو دانشکده فنی می گذشتند، چند دانشجو آنها را مسخره می کنند و گویا کلمات زننده ای بر زبان می رانند و به سرعت وارد دانشکده فنی می شوند. سربازان آنها را دنبال می کنند. در این هنگام زنگ دانشکده به صدا در می آید و دانشجویان از کلاس ها بیرون ریخته و در دانشکده با سربازان روبرو و با آنها گلاویز می شوند. تیراندازی مفصلی صورت می گیرد و به سه دانشجو اصابت می کند و آنها را از پای در می آورد. گزارشی که به من رسید، بی درنگ با سپهبد زاهدی تلفنی تماس گرفتم و شدیداً اعتراض کردم که با این حرکات وحشیانه مأمورین انتظامی شما، من دیگر نمی توانم، اداره امور دانشگاه را عهده دار باشم گفت: «متأسف خواهم بود، دولت رأساً از اداره امور آنجا عاجز نخواهد ماند». فردای آن روز، در جلسه رؤسای دانشکده ها، دو ساعت درباره این جریان و خط مشی خود بحث کردیم. نخستین فکر این بود که جمعاً استعفا دهیم، بعد دیدیم که این کناره گیری نتیجه قطعی اش این خواهد بود که آرزوی همیشگی دولت ها بر آورده خواهد شد و استقلال دانشگاه را که قریب دوازده سال در استقرار و استحکامش زحمت کشیده بودیم، از بین خواهد برد و یک نظامی یا یک غیر نظامی قلدر را به ریاست دانشگاه خواهند گماشت. در نتیجه این مذاکرات و ملاحظات تصمیم گرفته شد که سنگر را خالی نکنم و به مقاومت بپردازم»(نجاتی، ۱۳۷۱: ۱۱۳).

رئیس دانشگاه تهران با هیأت دولت(زاهدی) نیز مزاکراتی داشته که از زبان خودش بیان می شود: «… وزرا گوش تا گوش دور میزی دراز نشسته بودند. نخست وزیر(فضل ا… زاهدی) به احترام من از جای برخاست وزیران نیز به او تأسی کردند.. .. معلوم شد، گفتگو درباره دانشگاه است… نوبت به وزیر جنگ سپهبد هدایت رسید او با حدّت و شدت بیشتری به دانشگاه حمله کرد و در پایان سخنانش نتیجه گرفت که «اگر عضوی از اعضای بدن فاسد شود، آن را قطع می کنند، تا بدن سالم بماند. دانشگاه را هم در صورت لزوم برای حفظ مملکت باید از بین برد و منحل کرد… به آرامی گفتم، این نظریه قابل تأمل است. اولاً تشبیه دانشگاه به یک عضو بدن و احتمال قطع آن صحیح نیست، عضو بدن را که قطع می کنند، از خود مقاومت نشان نمی دهد. در صورتی که دانشگاه از هزاران استاد و دانشجو و کارمند زنده و پویا تشکیل گردیده و اگر مورد حمله قرار گیرد، به مقاومت خواهد پرداخت و از خود دفاع می کنند… فردای آن روز، مأمورین انتظامی که پس از سقوط مصدق در دانشگاه، راه یافته بودند، آنجا را ترک کردند»(سیاسی،۱۳۶۴: ۲۳۸-۲۳۴). روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲، روزی بود که دانشجویان در اعتراض به برقراری روابط سیاسی ایران و امریکا، دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران دست به تظاهرات با شکوهی زدند که پلیس آنها را محاصره کرده و با ورود به دانشکده بر روی دانشجویان آتش گشودند که در نتیجه آن سه دانشجو شهید و عده ای مجروح و دستگیر شدند. دو روز بعد، ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور امریکا و همسرش وارد تهران شد. یک تظاهرات وسیعی در اعتراض به ورود او و نیز به مناسبت بزرگداشت شهادت شهدای دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار شد که منجر به برخوردهای شدید در میان پلیس و مردم گردید(باقی، ۱۳۷۹: ۱/۴۸ -۴۷).

انعکاس واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در ایران و جهان

شهادت سه دانشجو در دانشگاه تهران تأثیر عمیق در اجتماع باقی گذاشت و هر سال این روز با تعطیلی دانشگاه و به تظاه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *