تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام با 60 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیست و یکم رمضان المبارک؛ شهادت امیر المومنین علیه السلام :

به مناسبت شهادت امیرالمؤمنین(ع) چند نکته را یادآوری می کنیم:

۱. نهج البلاغه؛ گوهر ناشناخته

شهید مطهری(ره) می نویسد: «ابن ابی الحدید از علمای معتزلی قرن هفتم هجری است. او ادیبی ماهر و شاعری چیره دست است و چنانکه می دانیم، سخت شیفته کلام مولا است و مکرر در خلال کتاب خود شیفتگی خویش را ابراز می دارد. در مقدمه کتاب خویش می گوید: به حق، سخن علی(ع) را از سخن خالق فروتر و از سخن مخلوق فراتر خوانده اند. مردم همه دو فن خطابه و نویسندگی را از او فرا گرفته اند. .. همین کافی است که یک دهم؛ بلکه یک بیستم آنچه مردم از سخنان علی(ع) گردآورده و نگهداری کرده اند، از سخنان هیچ کدام از صحابه رسول اکرم(ص) با آنکه فصحایی در میان آنها بوده است نقل نکرده اند، و باز کافی است که مردی مانند جاحظ در «البیان و التبیین» و سایر کتب خویش، ستایشگر اوست.

ابن ابی الحدید در جلد چهارم کتاب خود، در شرح نامه امام به عبدالله بن عباس پس از فتح مصر به دست سپاهیان معاویه و شهادت محمد بن ابی بکر که امام خبر این فاجعه را برای عبدالله به بصره می نویسد، می گوید: فصاحت را ببین که چگونه افسار خود را به دست این مرد داده و مهار خود را به او سپرده است! نظم عجیب الفاظ را تماشا کن؛ یکی پس از دیگری می آیند و در اختیار او قرار می گیرند، مانند چشمه هایی که خود به خود و بدون زحمت از زمین بجوشند. سبحان الله! جوانی از عرب در شهری مانند مکه بزرگ می شود، با هیچ حکیمی برخورد نکرده است؛ اما سخنانش در حکمت نظری بالا دست سخنان افلاطون و ارسطو قرار گرفته. با اهل حکمت عملی معاشرت نکرده است؛ اما از سقراط بالاتر رفته. میان شجاعان و دلاوران تربیت نشده است؛ زیرا مردم مکه تاجرپیشه بودند و اهل جنگ نبودند؛ اما شجاع ترین بشری از کار درآمده که بر روی زمین راه رفته است.

از خلیل بن احمد پرسیدند: علی(ع) شجاع تر است یا عنبسه و بسطام؟ گفت: عنبسه و بسطام را با افراد بشر باید مقایسه کرد؛ اما علی (ع) مافوق افراد بشر است. این مرد فصیح تر از سبحان بن وائل و قسّ بنی ساعده از کار درآمد و حال آنکه قریش که هم قبیله او بودند، افصح عرب نبودند. افصح عرب جرهم است، هرچند زیرکی زیادی ندارند…»[۱]

سخنان ابن ابی الحدید در شرح خطبه ۲۲۱ نهج البلاغه نیز بسیار خواندنی است. او می گوید: «من سوگند یاد می کنم به کسی که تمامی امتها به او قسم یاد می کنند که من این خطبه را از پنجاه سال قبل تاکنون بیش از هزار بار قرائت کرده ام و هیچ گاه آن را نخواندم، مگر اینکه در دل و اعضایم اثر کرد و آن را تأمّل نکردم، مگر اینکه مردگانم را متذکر شدم و خود را مصداق سخن آن حضرت که درباره مردگان ایراد فرمود، پنداشتم. واعظان، خطیبان و فصیحان در این زمینه زیاد گفته اند و من نیز مکرر بر آنها واقف شده ام؛ ولی در هیچ یک از آنها تأثیر این کلام را نیافته ام… این خطبه از عمقی عجیب برخوردار است و حاوی الفاظی بلیغ، مشکل و فصیح است که اگر کسی این فصل از نهج البلاغه را بررسی کند، خواهد فهمید که آنچه معاویه گفته است که: علی بلاغت را برای قریش بنیانگذاری کرده، صحیح گفته است. اگر تمام فصحای عرب در جایی جمع باشند و این خطبه بر آنان قرائت شود، شایسته است همگی به خاک افتاده، سجده کنند.»[۲]

وقتی این سخن ابن ابی الحدید در درس علامه طباطبایی(رع) مطرح می شود، ایشان می فرمایند: «ابن ابی الحدید گزاف نگفته است؛ زیرا اگر سجده است، برای کلام خداست و همان محتوای قرآنی است که به صورت خطبه های علی(ع) در آمده است. سجده در حقیقت برای کلام خداوند است، نه برای کلام مخلوق او.»[۳]

۲. علی (ع) در بیان علی(ع)

امیر بیان(ع)در نهج البلاغه می فرمایند: «فَقُمْتُ بِالْأَمْرِ حِینَ فَشِلُوا، وَتطَلَّعْتُ حینَ تَقَبَّعُوا، وَ نَطَقْتُ حِینَ تَعْتَعُوا وَمَضَیتُ بنُورِ الله حِینَ وَقفُوا، وَکنْتُ أَخفَضَهُمْ صَوْتاً، وَأَعْلاَهُمْ فَوْتاً، فطِرْتُ بِعِنَانِهَا، وَاسْتَبْدَدْتُ بِرِهَانِهَا، کَالْجَبَلِ لاَ تُحَرِّکُهُ الْقَوَاصِفُ، وَلاَ تُزِیلُهُ الْعَوَاصِفُ. لَمْ یکُنْ لِأَحَدٍ فی مَهْمَزٌ، وَلاَ لِقَائِلٍ فی مغْمَزٌ، الذَّلِیلُ عِنْدِی عَزِیزٌ حَتَّی آخُذَ الْحَقَّ لَه، وَالْقوِی عنْدِی ضعِیفٌ حتَّی آخُذَ الْحَقَّ منْهُ؛[۴] آنگاه که همه از ترس سست شده، کنار کشیدند، من قیام کردم و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند، من آشکارا به میدان آمدم، و آن زمان که همه لب فرو بستند، من سخن گفتم، و آن وقت که همه باز ایستادند، من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم. در مقام حرف و شعر صدایم از همه آهسته تر بود؛ اما در عمل برتر و پیشتاز بودم. زمام امور را به دست گرفتم و جلوتر از همه پرواز کردم، و پاداش سبقت در فضیلتها را بردم. همانند کوهی که تندبادها آن را به حرکت در نمی آورد، و طوفانها آن را از جای بر نمی کند، کسی نمی توانست عیبی در من بیابد، و هیچ سخن چینی، جای عیبجویی در من نمی یافت. ذلیل ترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را بازگردانم، و نیرومند نزدم پست و ناتوان است تا حق را از او بازستانم.»

این جملات ممکن است اشاره به آغاز ظهور اسلام و پیشتازی حضرت در اسلام باشد. عروه بن زید می گوید: علی در سن هشت سالگی اسلام آورد.[۵]

این پیشتازی در اسلام را به هشت یا نه سال، از باب مسالمت با مخلفان در مشخص نمودن آغاز اسلام حضرت پذیرفتیم؛ وگرنه ما نمی گوییم آن حضرت نخستین مسلمان است؛ زیرا آغاز مسلمانی برای کسی است که سابقه مسلمانی نداشته باشد. به راستی چه زمانی حضرت مسلمان نبوده اند تا بعد اسلام آورده باشند؟

جرج جرداق مسیحی می گوید: علی بن ابی طالب(ع) مسلمان زاده شد؛ زیرا تولد و بالندگی او از معدن رسول خدا(ص) بود و آفرینش و فطرتش از ذات آن حضرت سرچشمه می گرفت. وانگهی موقعیتی که علی(ع) در آن شرایط آنچه را که از روح و حقیقت اسلام در سرشت او نهاده و نهفته شده بود اظهار نمود، نظیر موقعیت دیگران نبود و به موجبات زندگی مربوط نمی شد؛ زیرا اسلام علی(ع) عمیق تر از آن بود که به ضرورتهای ارتباط با موقعیتها وابسته باشد و اسلام از روح او سرچشمه می گرفت، همان گونه که اشیاء از معادن خود و آبها از سرچشمه های خویش جریان می یابند.[۶]

۳. نامه ای به مسئولان رفاه طلب

یکی از نامه های بسیار مهم و تأثیرگذار و البته قابل تأمل امیرالمؤمنین(ع)، نامه ای است که حضرت به فرماندار خودشان در بصره به نام «عثمان بن حنیف» نوشتند: «أَمَّا بَعْدُ یا ابْنَ حُنَیفٍ فَقَدْ بلَغَنِی أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْیهِ أَهْلِ الْبَصْرَهِ دَعَاک إِلَی مَأْدُبَهٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیهَا تُسْتَطَابُ لَک الْأَلْوَانُ وَ تنْقَلُ إِلَیک الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنک تجِیبُ إِلَی طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیهُمْ مَدْعُوٌّ فَانْظُرْ إِلَی مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیک عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَیقَنْتَ بِطِیبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ أَلَا وَ إِنَّ لِکلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً یقْتَدِی بِهِ وَ یسْتَضِی ءُ بنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَکمْ قَدِ اکتَفَی مِنْ دُنْیاهُ بِطِمْرَیهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیهِ أَلَا وَ إِنَّکمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَی ذَلِک وَ لَکنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ فَوَاللَّهِ مَا کنَزْتُ مِنْ دُنْیاکمْ تِبْراً وَ لَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً وَ لَا أَعدَدْتُ لِبالِی ثَوْبِی طِمْراً وَ لَا حُزْتُ مِنْ أَرْضِهَا شِبْراً وَ لَا أَخَذْتُ مِنْهُ إِلَّا کقُوتِ أَتَانٍ دَبِرَهٍ وَ لَهِی فِی عَینِی أَوْهَی وَ أَوْهَنُ مِنْ عَفْصَهٍ مَقِرَهٍ…؛[۷] بعد از حمد و ثنای خداوند، ای فرزند حنیف! شنیده ام مردی از جوانان اهل بصره تو را به خوان گسترده ای از طعام دعوت نموده و تو بر سر آن با شتاب حضور یافته ای؟! طعامهای رنگارنگ برای تو خوش آمده و کاسه های گوناگون پیاپی بر سر سفره تو آورده شده است و من گمان نداشتم تو خوردن غذای قومی را بپذیری که فقرای آنان مورد اعراض قرار گیرند و تنها بی نیازانشان برای طعام دعوت شوند. پس بنگر چه چیز خوردنی از این طعام می جوی و می بلعی! پس آنجا که شناسایی غذا برای تو مشکل است، آن را بینداز و در آن مورد که به پاکیزگی اصل و هدفهایش یقین کردی، تناول نما. آگاه باش! برای هر پی روی، پیش روی است که باید از او تبعیت نماید و از علم او کسب نور کند. هشیار باش! امام شما از دنیایش به دو لباس کهنه و از خوراکش به دو قرص نان کفایت نموده است. بدانید! شما قطعاً توانایی این قناعت را ندارید؛ ولی با اتصاف به پرهیزکاری و کوشش و پاکدامنی و درستکاری، مرا یاری کنید. سوگند به خدا! من از دنیای شما طلایی نیندوختم و از غنیمتها و منافع آن مالی جمع نکردم و برای لباس پوسیده ام عوضی آماده ننمودم و حتی وجبی از زمین این دنیا را حیازت نکردم و من از قوت این دنیا برنگرفتم، مگر به مقدار توشه جانداری که پشتش مجروح شود و غذایش کم شود. و قطعاً این دنیا در برابر چشمم پست تر از دانه تلخ ناچیزی است که به کار دباغی برآید…»

حضرت در ادامه تذکرات بسیار مفیدی دارند که مطالعه و دقت نظر در آن گوهرهای ناب را به خوانندگان گرامی واگذار می کنم.

۴. مقا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *